عابد مجیدی

عابد مجیدی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

پیش بینی میل به طلاق بر اساس انعطاف پذیری شناختی با میانجی گری تحمل پریشانی در زنان متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انعطاف پذیری شناختی تحمل پریشانی میل به طلاق متقاضی طلاق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی میل به طلاق بر اساس انعطاف پذیری شناختی با میانجی گری تحمل پریشانی در زنان متقاضی طلاق انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل زنان متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اراک در بهار سال 1404 بود که از بین آنها 250 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های میل به طلاق روزبولت و همکاران (1986، DTS)، تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005، DTS) و انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010، CFI) جمع آوری گردید. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. بر اساس یافته های پژوهش مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج نشان داد که بین انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی با میل به طلاق رابطه منفی و معناداری وجود دارد (۰۱/0>P). همچنین مشخص گردید تحمل پریشانی در ارتباط بین انعطاف پذیری شناختی و میل به طلاق نقش واسطه ای داشت (۰۱/0>P). بنابراین پیشنهاد می شود در اجرای برنامه های پیشگیری از طلاق به بررسی و ارزیابی انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی پرداخته شود.
۲.

نقش دلبستگی به خدا در پیش بینی گرایش به مواد با میانجی گری تاب آوری

کلیدواژه‌ها: تاب آوری دلبستگی به خدا گرایش به مواد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۶
زمینه و هدف: نقش مسائل معنوی در زمینه مسائل روان شناختی افراد مبتلا به اعتیاد می تواند تعیین کننده باشد. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش پیش بینی کنندگی دلبستگی به خدا بر گرایش به مواد با میانجی گری تاب آوری انجام شده است. روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه پژوهش، دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 1402-1403 می باشند. نمونه این پژوهش شامل 150 نفر دانشجوی دختر و پسر است که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند و پرسش نامه های اصلاح و به روز شده دلبستگی به خدا (بک و مک دونالد، 2006)، گرایش به مواد (وید و بوچر، 1992) و پرسش نامه تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003) را تکمیل کرده اند. داده های جمع آوری شده از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون از طریق نرم افزار SPSS-21 تجزیه و تحلیل شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین دلبستگی به خدا با تاب آوری رابطه مثبت و معناداری (0/22 = r ، نزدیک به 0/001> P )  برقرار است و بین دلبستگی به خدا با گرایش به مواد (0/24- = r ، نزدیک به 0/001> P ) و همچنین بین تاب آوری و گرایش به مواد (0/41- = r ، نزدیک به 0/001> P ) رابطه منفی و معناداری برقرار است. علاوه براین، متغیر تاب آوری با (0/31-= P <001، ß ) و متغیر دلبستگی به خدا نزدیک به (0/16-= P <005، ß ) پیش بینی کننده های معناداری برای گرایش به مواد هستند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نقش میانجی تاب آوری را در بررسی رابطه بین دلبستگی به خدا و گرایش به مواد مورد تأیید قرار می دهد؛ طبق یافته ها پیشنهاد می شود آموزش های دینی و مذهبی در راستای افزایش تاب آوری برای دانشجویان در نظر گرفته شود تا در برخورد با مشکلات زندگی بتوانند از رفتارهای نادرستی از جمله گرایش به سوء مصرف مواد مخدر جلوگیری کنند.
۳.

اثربخشی برنامه زمانی پارادوکسی بر دشواری تنظیم هیجان و اضطراب تعامل اجتماعی در بیماران مبتلا به اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دشواری تنظیم هیجان اضطراب اجتماعی اضطراب تعامل اجتماعی درمان پارادوکسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۳۱
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه زمانی پارادوکسی بر دشواری تنظیم هیجان و اضطراب تعامل اجتماعی در بیماران مبتلا به اضطراب اجتماعی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به اضطراب اجتماعی مراجعه کننده به کلینیک های مشاوره و روانشناسی شهر ساوه در سال 1403 بود که از بین آنها 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل) جایگذاری شدند. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه های اضطراب اجتماعی کانر و همکاران (2000 SPIN,)، دشواری تنظیم هیجان گرتز و رومر (2004 DERS,) و اضطراب تعامل اجتماعی هیمبرگ و همکاران (1998 SIAS,) بود. گروه آزمایش تحت درمان گروهی برنامه زمانی پارادوکسی طی 4 جلسه ۹۰ دقیقه ای هفته ای یک بار قرار گرفت. جهت تجزیه وتحلیل از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون گروه آزمایش و گوا تفاوت معناداری در سطح ۰۰۱/0>P وجود داشت. یافته های این پژوهش نشان داد که برنامه زمانی پارادوکسی بر کاهش اضطراب تعاملات اجتماعی و دشواری تنظیم هیجان بیماران مبتلا به اضطراب اجتماعی اثربخش بوده است.
۴.

مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و آموزش مبتنی بر رویکرد بر ساخت گرایی بر جهت گیری مسیر شغلی متنوع کارکنان پیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پذیرش و تعهد برساخت گرایی جهت گیری مسیر شغلی متنوع

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۶ تعداد دانلود : ۳۵۶
زمینه: در دنیایی که پدیده شغل زدایی به سرعت در حال گسترش است، تمایل به سرمایه گذاری های مداوم در مسیر شغلی متنوع که منجر به صرفه جویی در سرمایه های انسانی، اجتماعی و روانشناختی افراد خواهد داشت امری ضروری است. هدف: هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی مشاوره مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و مشاوره مبتنی بر رویکرد برساخت گرایی بر جهت گیری مسیر شغلی متنوع کارکنان پیمانی یک شرکت صنعتی بود. روش: روش پژوهش کنونی آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری، شامل کلیه کارکنان پیمانی نیروگاه حرارتی شهرستان شازند بودکه 36 نفر از آن ها به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه 12 نفر) قرار گرفتند. گروه های آزمایش، طی هشت جلسه بصورت هفتگی، تحت آموزش مبتنی بر تعهد و پذیرش (ACT) و نیز آموزش مبتنی بر رویکرد برساخت گرایی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه نگرش مسیر شغلی متنوع (PCAS) گردآوری و از طریق تحلیل واریانس و آزمون مقایسه زوجی بن فرونی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که هم آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و هم آموزش مبتنی بر رویکرد برساختگرایی در شکل گیری جهت گیری مسیر شغلی متنوع کارکنان پیمانی در خرده مقیاس های خودجهت دهی مدیریت مسیر شغلی (42/61 =F و 0/001 ) و برانگیختگی ارزشی (39/78 =F و 0/001 <P) اثر معنادار دارد. همچنین، تفاوت معناداری بین دو نوع مداخله وجود ندارد. نتیجه گیری: از یافته های این پژوهش نتیجه گرفته می شود که هر دو نوع آموزش بسته به شرایط می تواند توسط سازمان ها و صنایع جهت افزایش جهت گیری مسیر شغلی متنوع کارکنان مورد استفاده قرار گیرد.
۵.

تأثیر تکنیک خودآموزش دهی در کاهش مشکلات خواندن و کاهش افسردگی دانش آموزان نارساخوان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: افسردگی؛ خود آموزش دهی؛ نارساخوانی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات دوران شیر خوارگی، کودکی و نوجوانی اختلالات یادگیری
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم تربیتی آموزش کودکان استثنایی ناتوانان یادگیری
تعداد بازدید : ۲۶۹۹ تعداد دانلود : ۱۳۹۳
هدف از پژوهش حاضر، تأثیر آموزش راهبرد های شناختی- رفتاری (خود آموزش دهی) در بهبود عملکرد خواندن و کاهش میزان افسردگی دانش آموزان نارساخوان مقطع ابتدایی شهر اراک بود. بدین منظور از بین کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی مشغول به تحصیل شهر اراک تعداد 32 دانش آموز نارسا خوان همراه با اختلال افسردگی، پس از اجرای آزمون های تشخیصی (از جمله آزمون اختلال خواندن، آزمون هوشی وکسلر و پرسشنامه رفتاری راتر) به صورت نمونه گیری چند مرحله ای تصادفی انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 12 جلسه، تحت آموزش راهبرد خود آموزش-دهی قرار گرفتند. همزمان مادران همین آزمودنی ها هم به مدت 6 جلسه این راهبرد آموزشی را دریافت کردند تا با دانش آموز در خانه تمرین کنند. داده های بدست آمده با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج به دست آمده حاکی از آنست که عملکرد خواندن آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه به میزان معناداری بهبود یافته و میزان افسردگی آنان نیز به میزان معناداری نسبت به گروه گواه کاهش یافته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان