مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲٬۰۴۱ تا ۴۲٬۰۶۰ مورد از کل ۵۵۳٬۲۳۲ مورد.
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۹
281 - 260
حوزههای تخصصی:
کاهش بازدهی تولیدات باغی و زراعی، افزایش آفات و کاهش کیفیت محصولات کشاورزی و تهدید امنیت غذایی از پیامدهای تغییر اقلیم هستند. اثر گذاری تغییر اقلیم بر کشاورزی منجر به افزایش ریسک و ریسک پذیری در حوزه فعالیت های کشاورزی می شود. نتایج بررسی داده های مشاهداتی، رخداد تغییر اقلیم در استان بوشهر را تایید می نماید. آنومالی دمای سالانه استان بوشهر بیانگر افزایش فراوانی سالهای با دمای بیش از میانگین از 1996 تا 2021 است. براساس آزمونPettitts این افزایش حدودc˙ 2/1 می باشد. علاوه برآن روند افزایش معنی دار دما در سطح اطمینان 95% و مقادیر 2≥ Z رخداد تغییر اقلیم در استان بوشهر را تایید کرد. داده های برآوردی دوره آینده تداوم روند افزایشی آستانه های دمای زیتون برای دوره (2040-2021) را تایید می کند. یافته های تحقیق نشان داد با افزایش دمای حداقل در 20 سال آینده نیاز سرمایی درخت زیتون تامین نشده و فصل گلدهی بجای فروردین در اسفند رخ می دهد. همچنین پهنه های وسیع تری از استان بوشهر میانگین دمایی بیش از 26 درجه را تجربه خواهد کرد. لذا درآینده دوره توقف رشد زیتون از 90 روز به 150 روز می رسد. همچنین با افزایش فراوانی روزهای با دمای بیش از c˙ 40 سوختگی میوه بیشتر و کیفیت زیتون کمتر می شود. بنابراین مناطق نامناسب زیتون علاوه بر شهرستان عسلویه و دشتستان شهرستان های کنگان، جم، دیر و دشتی ، کوهپایه های شمال استان و بخش های از دیلم را نیز شامل می شود و قلمروهای مساعد کشت زیتون به سمت غرب استان جابجا خواهد شد.
ارزیابی خطر وقوع زمین لغزش با استفاده از تئوری کاتاستروف در حوضه آبریز زمکان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ژئومورفولوژی کمی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵۰)
106 - 125
حوزههای تخصصی:
زمین لغزش ها جزو مهم ترین مخاطرات ژئومورفولوژیکی در مناطق کوهستانی به شمار می روند. ارزیابی مکانی و تهیه نقشه های خطر راهکاری اساسی در رابطه با مدیریت ریسک زمین لغزش به شمار می رود. در پژوهش حاضر به ارزیابی مکانی و پهنه بندی خطر زمین لغرش در سطح حوضه آبریز زمکان کرمانشاه پرداخته شده است. در این راستا، از 13 فاکتور موثر بر وقوع زمین لغزش شامل ارتفاع، شیب، جهت شیب، عدد ناهمواری ملتون، تحدب سطح زمین، طول دامنه، عمق دره، رطوبت توپوگرافیک، بارش، سازندهای زمین شناسی، فاصله از آبراهه، فاصله از جاده و پوشش گیاهی استفاده شد. به منظور ترکیب و روی هم گذاری فاکتورهای مذکور از توابع تئوری کاتاستروف در بستر سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) استفاده شد. مدل مذکور برای رفع عدم قطعیت های مرتبط با تصمیم گیری و کلاسه بندی داده ها به کار گرفته شد. در مدل مذکور وزن معیارها براساس مکانیسم درونی سیستم تعیین می شود که دارای ماهیت ریاضیاتی است. مدل سازی مبتنی بر توابع تئوری کاتاستروف نشان داد که فاکتورهای شیب با ضریب 3/1، بارش با ضریب 2/1، ارتفاع با ضریب 1/1 و سازندهای زمین شناسی با ضریب 1 مهم ترین متغیرهای مؤثر بر وقوع زمین لغزش در حوضه زمکان هستند. بالغ بر 4/32 درصد مساحت حوضه مطالعاتی در کلاس های با خطرپذیری زیاد و بسیار زیاد قرار گرفت. به دلیل برآیند عوامل موثر مانند ارتفاع، شیب و بارش زیاد و نیز تناوب مارن، آهک رسی و شیل، بخش های مرکزی و جنوبی منطقه از پتانسیل لغزشی بالایی برخوردار می باشند. نتایج بیانگر کارایی مطلوب توابع تئوری کاتاستروف مبتنی بر GIS در تهیه نقشه حساسیت وقوع زمین لغزش است که بر اساس منحنی مشخصه عملکرد سیستم (ROC)، دقت مدل حدود 90 درصد برآورد شده است. در مدل مورد استفاده وزن معیارها بر اساس مکانیسم درونی سیستم تعیین می شود و ضمن قابلیت تکرارپذیری و تعمیم منجر به کاهش عدم قطعیت و نیز ترکیب داده های کمی و کیفی می شود.
تحلیل اقتصادی توسعه و بکارگیری انرژی های تجدیدپذیر در بخش کشاورزی جغرافیای استان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای اقتصادی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۷
85 - 100
حوزههای تخصصی:
انرژی یکی از اجزای ضروری جامعه مدرن و زندگی مدنی است، به طوری که در حیات اقتصاد صنعتی جوامع، نقش زیربنائی را ایفا می کند. استفاده از انرژی های فسیلی در طول زمان موجب افزایش گازهای گلخانه ای و تغییرات اقلیمی در آب و هوای کره زمین شده است. بخش کشاورزی از نظر تأثیر در تغییرات آب و هوایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و یکی از تولیدکنندگان عمده گازهای گلخانه ای است. اهرم کلیدی و اثربخش دنیای امروز در رابطه با کاهش گازهای گلخانه ای انتقال مصرف از انرژی فسیلی به انرژی تجدیدپذیر است. با توجه به اهمیت این مسأله پژوهش حاضر با هدف «تحلیل اقتصادی توسعه و بکارگیری انرژی های تجدیدپذیر در بخش کشاورزی استان کردستان» انجام شد. مشارکت کنندگان در این پژوهش کارشناسان و خبرگان موضوعی استان کردستان بودند که از طریق روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از ابزار مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد و تا رسیدن به اشباع نظری (پس از انجام 15 مصاحبه) ادامه یافت. داده های گردآوری شده در نرم افزار مکس کیودا با استفاده از تحلیل محتوای کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. با توجه به یافته های پژوهش عوامل مؤثر بر توسعه و بکارگیری انرژی های تجدیدپذیر مشخص شدند که عامل اقتصادی با 86/42 درصد بیشترین تأثیر را دارا بود. بر این اساس، زیربخش های عامل اقتصادی با 10 نشانه شامل: هزینه اولیه بالا، درآمد پایین کشاورزان و ... استخراج شد. موانع اقتصادی توسعه شامل مشکلات اقتصادی حوزه انرژی کشور با 10 نشانه و مشکلات اقتصادی حوزه انرژی استان با 14 نشانه استخراج گردید و در نهایت راهکارهای اقتصادی توسعه انرژی های تجدیدپذیر در بخش کشاورزی با 8 کد محوری، شامل حمایت های مالی، سرمایه گذاری در آموزش و ترویج، انتقال یارانه های بخش فسیلی به بخش تجدیدپذیر و حذف آن، سیاست های اقتصادی تشویقی و قهری، گسترش مؤسسات مالی و اعتباری تخصصی، تسهیلات به صورت تجهیزات و ایجاد شبکه تجدیدپذیر با مشارکت مالی کشاورزان ارائه شد.
پیش بینی مکانی تاب آوری شهر در برابر مخاطرات طبیعی (مطالعه موردی: شهر قائمشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی منطقه ای سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
131 - 146
حوزههای تخصصی:
تاب آوری را «یک فرایند توانایی، یا پیامد سازگاری موفقیت آمیز علی رغم شرایط تهدید کننده» تعریف نموده اند که نقش مهمی در مقابله با تنیدگی ها و تهدیدهای زندگی و آثار نامطلوب آن دارد .همچنین شهرهای تاب آور آسیب پذیری در برابر رویدادهای شدید را کاهش می دهند و به طور خلاقانه به تغییرهای زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی به منظور افزایش پایداری بلند مدت خود پاسخ می دهند. لذا هدف از این پژوهش, پیش بینی مکانی تاب آوری شهر قائمشهر در برابر مخاطرات طبیعی می باشد. روش بکار رفته در این پژوهش,بهره گیری از نرم افزارGIS به منظور تعیین نقاط دارای تاب آوری بیشتر و استفاده از روش های الگوریتم ژنتیک(GA)و هوش ازدحامی ذرات(PSO)و برنامه نویسی آنها در محیط MATLAB می باشد,تا با استفاده ازآن مهمترین مولفه های تاب آوری شهر و راهکارهای موثر در تقویت تاب آوری مشخص گردند..پژوهش حاضر طی2مرحله صورت گرفته که در مرحله اول, ابتدا با استفاده ازمدل AHP میزان تاب آوری نقاط شهری در برابر 3 مخاطره سیل ، زلزله و رانش زمین تعیین گردید و پس از آن با ترکیب همه مولفه های ذکر شده نقشه نهایی مخاطرات(میزان تاب آوری) تهیه شد. در مرحله دوم جهت تعیین مهمترین مولفه های تاب آوری شهر, این بار 32 شاخص از مولفه های تاب آوری براساس4 معیار (کالبدی –فضایی، اقتصادی، اجتماعی، نهادی) تدوین و با استفاده از روش الگوریتم ژنتیک مورد بررسی قرار گرفت که در نهایت 3 نقطه از شهر به ترتیب ( استادیوم شهید وطنی،پارک تلار،پارک سراج), به عنوان مناطق دارای تاب آوری بیشتر انتخاب و اولویت بندی شدند. سپس به منظور تایید و مقایسه یافته های تحقیق توسط الگوریتم ژنتیک(GA) از روش PSO بهره گرفته شد.در نتیجه می توان چنین بیان نمود که تفاوت معنی داری از لحاظ تاب آوری در بین مناطق شهر وجود دارد که افزایش میزان تاب آوری شهر قائمشهردر مرحله اول نیازمند تقویت و اصلاح ساختارهای محیط طبیعی و سپس حفظ و نگهداشت محیط ایمن است.
رهیافت های توسعه اکوتوریسم روستایی در روستای مهرنجان شهرستان نورآباد ممسنی، استان فارس: مطالعه ای کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۰)
50 - 69
حوزههای تخصصی:
گردشگری به دلیل حوزه های وسیع و قابلیت های متنوع و متعدد موجود در آن رهیافت نوین منبع درآمد به شمار می آید که درنتیجه موجب اشتغال زایی و توسعه زیربنایی در مناطق مستعد می شود. در میان انواع گردشگری می توان به اکوتوریسم اشاره کرد که بر ادغام حفظ محیط زیست، آشنایی با فرهنگ جوامع، توجه ویژه به جاذبه های طبیعی بکر و اشتغال جامعه محلی استوار است که درنتیجه سفرهای پایدار را به همراه دارد و در صنعت گردشگری جایگاه ممتازی دارد. مقاله حاضر با هدف شناسایی و تدوین شاخص های مؤثر در توسعه اکوتوریسم روستایی با استفاده از روش تحلیل محتوا در روستای مهرنجان است. این پژوهش، از نظر ماهیت، کاربردی و، از نظر روش مطالعه، توصیفی - تحلیلی است. روش جمع آوری داده ها و اطلاعات پژوهش دو روش مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه بوده است. مشارکت کنندگان این پژوهش همهٔ کارشناسان و نخبگان محلی و نهادهای مرتبط هستند که درنهایت 26 نفر از آن ها به صورت گلوله برفی انتخاب شدند. برای این منظور، از روش تحلیل محتوا استفاده شده است که نتایج با نرم افزار مکس کیودی ای (MAXQDA) تحلیل شدند. در بیانی کلی می توان گفت که، با توجه به توان های بالای اکوتوریستی منطقه، استفاده چندانی از توان های منطقه نشده است. همچنین، نتایج به دست آمده از اولویت بندی شاخص ها حاکی از این است که بازسازی بافت قدیم روستا پس از زلزله و ایجاد طرح پله ای خانه ها برای جذب گردشگران و ایجاد اقامتگاه های بوم گردی به منظور اشتغال زایی ازطریق توسعه اکوتوریسم به منزلهٔ مهم ترین کد محوری و تأثیرگذارترین راهبرد مطرح است.
تأثیر سیاست های رشد بر تنش آبی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آب مایه حیات است و یکی از ملزومات اصلی توسعه و تمدن، دسترسی به منابع آب پایدار است. اگرچه ایران دارای میراث و سرمایه اجتماعی مهم نظام قنات و حکمرانی بهینه آب بر اساس سازگاری با طبیعت خشک و نیمه خشک بوده، اما در دهه های اخیر به دلیل افزایش فزاینده تقاضا و مصرف آب در پی رشد جمعیت و اعمال سیاست های رشد و توسعه با محوریت کشاورزی و شهرگرایی و برخی صنایع، دچار عدم تعادل اکولوژیک و تنش آبی شده است. این پژوهش به روش توصیفی و روش تحلیل محتوایی انجام شده است. پرسش پژوهش این است که چگونه سیاست های رشد و توسعه کمی گرا بر امنیت آبی و امنیت ملی ایران تأثیر گذاشته است. صورت بندی فرضیه پژوهش بیان می دارد که سیاست های رشد و توسعه کمی گرا موجب تهدید امنیت آبی و امنیت ملی ایران شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که برنامه های عمرانی و توسعه بر اساس سیاست رشد کمی گرایی بوده و تصمیم سازان و سیاست گذاران بدون ملاحظات محیط زیستی و به ویژه عدم رعایت حقابه های محیط زیست و پایداری منابع آب، برنامه های توسعه را اجرا کرده اند که خطرات جبران ناپذیری بر بنیادهای زیستی و منابع آب داشته است. این روند در کنار تغییرات آب وهوایی، و سیاست های خودکفایی و خوداتکایی ایران و سیاست های تحریمی ایالات متحده امریکا باعث تشدید تنش آبی و در نتیجه نارضایتی عمومی و ناآرامی های اجتماعی شده و رقابت بر سر منابع آب را افزایش داده است. این مسئله به صورت مستقیم بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تأثیر گذاشته است. درصورتی که این روند ادامه یابد، امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بیش از گذشته تهدید خواهد شد.
تطبیق الگوی فلسفه علوم اجتماعی بر جامعه شناسی: ایده ای برای شکل گیری فلسفه جامعه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش شناسی علوم انسانی سال ۳۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲۱
27 - 43
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف : فلسفه علم، تحلیلی فلسفی از مسائل یک علم، نظریه ها و روش های علمی آن علم است که به کاویدن در مباحث علمی و بررسی مبادی و لوازم و لواحق و حدود مسئله های علمی می پردازد. فلسفه علم موارد و مصادیق متعددی دارد ازاین رو امروزه همه علوم دارای یک فلسفه خاص خود هستند. اما جامعه شناسی تاکنون فاقد چنین فلسفه ای بوده است. فلسفه جامعه شناسی فرضی می تواند یکی از مصادیق فلسفه علم به طور عام و فلسفه علوم اجتماعی به طور خاص تلقی شود. همانطور که جامعه شناسی شاخه ای از علوم اجتماعی است؛ فلسفه جامعه شناسی نیز می تواند ذیل فلسفه علوم اجتماعی مطرح شود. فلسفه جامعه شناسی به طور مستقل چندان تاکنون کانون توجه نبوده است ازاین رو به ندرت محتوای مستقلی درباره فلسفه جامعه شناسی تولید و پردازش شده است. این پژوهش به دنبال به کارگیری الگوی فلسفه علوم اجتماعی و تطبیق آن بر محتوای معرفتی و روش شناختی جامعه شناسی برای طرح ایده ای درخصوص فلسفه جامعه شناسی است. مسائل، موضوعات، نظریه ها و حوزه های جامعه شناسی موضوع فلسفه جامعه شناسی است؛ ازاین رو معرفت درجه دوم است؛ زیرا موضوع آن خود علم جامعه شناسی است. گستردگی موضوع جامعه شناسی که به مطالعه پدیده های اجتماعی می پردازد نسبت به سایر رشته های علوم اجتماعی، همچون سیاست یا اقتصاد، احتمالاً از عوامل عدم پرداختن به فلسفه جامعه شناسی تاکنون است. افزون بر آن مباحث جامعه شناسی نظری همواره به مفاهیم یا نظریه ها و پارادایم های حاکم بر نظریه های جامعه شناسی پرداخته اند؛ این امر اگرچه تا حدی خلأ موجود در زمینه فلسفه جامعه شناسی را پرکرده است، اما نیازمندی به علم مستقل فلسفه جامعه شناسی را مرتفع نکرده است. فلسفه جامعه شناسی می تواند ما را در تحدید حوزه جامعه شناسی و ارائه معیارهایی برای تفکیک و تمایز جامعه شناسی از سایر علوم یاری کند. همچنین، استخراج مبانی و پیش فرض های جامعه شناسی و تبیین آنها و ارجاع پیش فرض ها به جایگاه واقعی آنها برای تحقیق و بررسی عمیق تر و نیز کشف معیارهای برای ارزیابی داده ها و تمایز آنها در حوزه های فکری جامعه شناسی و نیز استخراج قواعد و روش های حاکم بر پژوهش های جامعه شناسی از مباحثی است که در فلسفه جامعه شناسی می توان به آن پاسخ داد.روش پژوهش: این پژوهش به روش تطبیق الگو و براساس بررسی و مطالعه اسنادی صورت گرفته است. ابتدا با روش مطالعه اسنادی به فهمی از فلسفه علوم اجتماعی دست یافته و موضوعات و مسائل مدل فلسفه علوم اجتماعی استخراج شد و سپس آن پرسش ها در مقابل جامعه شناسی قرار داده شد و سعی شد براساس آثار مهم جامعه شناسی به آنها پاسخ داده شود. تجمیع پاسخ ها و سامان دهی آنها در یک طرح واره، ایده ای نو برای فتح باب گفتگو و مطرح شدن فلسفه جامعه شناسی خواهد بود. به صورت کلی فلسفه جامعه شناسی از روشهای عقلی، مقایسه ای و تطبیقی بهره می برد.یافته ها: علوم اجتماعی آغشته به مفاهیم فلسفی اند. وظیفه فلسفه علوم اجتماعی و به دنبال آن جامعه شناسی تأمل در مفاهیم حیات جمعی و نظام ها و حوزه های مفهومی گونه گون برای بررسی عقلانی بودن حیات جمعی است. جامعه شناسی مثل هر علم دیگری برای اصلاح، رشد و کارآیی نیازمند یک فلسفه است تا بتواند به مسائل رودرروی خود پاسخ مناسبی دهد. ارزیابی روش شناسانه، معرفت شناسانه و تألیف و بررسی مبانی بنیادی و پارادایمیک جامعه شناسی لزوم چنین فلسفه ای را ضرورت می بخشد.در فلسفه علوم اجتماعی بحث های دامنه داری در مورد شباهت ها و تفاوت های علوم اجتماعی و علوم طبیعی وجود دارد. علومی مانند جامعه شناسی همواره برخی از ویژگی های علوم طبیعی را به عاریت می گیرند اما همه این ویژگی ها برای مطالعه جهان اجتماعی مناسب نیستند. ازآنجاکه در جامعه شناسی با پدیده های اجتماعی مواجه هستیم جست وجو برای اتحاد، تحت یک نظریه جامع برای نظام مند کردن و پیش بینی دست نیافتنی می نماید. از عوامل عدم دسترسی به نظریه های فراگیر و جامع در جامعه شناسی، ماهیت متغییر و متحول جهان اجتماعی نسبت به جهان طبیعی است. در مقابل نظریاتی که موضوع جامعه شناسی را امر واقعی تلقی می کنند؛ معتقدند پدیده های اجتماعی که اعتباری اند؛ موضوع جامعه شناسی اند. به نظر می رسد موضوع جامعه شناسی را بتوان بررسی فرایندهای اجتماعی به عنوان یک کل دانست و چنین موضوعی، متمایز از موضوعی است که به بررسی صرف یک پدیده یا دسته ای از پدیده ها می پردازد. مباحث مطرح در جامعه شناسی نظری تا حدودی خلأ فلسفه جامعه شناسی را برای محققان پر کرده است؛ اما این علم نتوانسته است همه پرسش های فلسفی حل ناشده دراین باره را پاسخ دهد. شمار فراوان دیدگاه ها در جامعه شناسی و آمیختگی آنها تحلیل مجزای دیدگاه ها را دشوار می کند. راه حل اولیه این است که به طور تصنعی دیدگاه ها از هم جدا شوند. چهار دیدگاه نظریه کارکردی، نظریه تضاد، نظریه کنش متقابل گرایی و نظریه مبادله در جامعه شناسی مطرح اند. هرکدام از آنها در زمان های مختلف به عنوان تنها راه نجات جامعه شناسی از مشکل نظری طرح شدند. پارادایم های اثباتی، انتقادی و تفسیری- تفهمی، پارادایم هایی است که معمولاً مکاتب جامعه شناسی را بر اساس آن ها دسته بندی می کنند با این وجود مدل های پارادایمی اغلب از توضیح تناقضات و پاسخ پرسشهای فلسفی در خصوص جامعه شناسی عاجزند ازاین رو باید به ضرورت فلسفه ای برای جامعه شناسی اذعان کرد.تنیجه گیری: در این پژوهش به دنبال به کارگیری الگوی فلسفه علوم اجتماعی و تطبیق آن بر محتوای معرفتی و روش شناختی جامعه شناسی برای طرح ایده ای درخصوص فلسفه جامعه شناسی بودیم.گستردگی موضوع جامعه شناسی و نیز وجود مباحث جامعه شناسی نظری از عوامل عدم پرداختن به فلسفه جامعه شناسی به طور مستقل بوده است. فلسفه جامعه شناسی می تواند ما را در تحدید حوزه جامعه شناسی و ارائه معیارهایی برای تفکیک و تمایز جامعه شناسی از سایر علوم یاری کند. همچنین، استخراج مبانی و پیش فرض های جامعه شناسی و تبیین آنها و ارجاع پیش فرض ها به جایگاه واقعی آنها برای تحقیق و بررسی عمیق تر و نیز کشف معیارهای برای ارزیابی داده ها و تمایز آنها در حوزه های فکری جامعه شناسی و نیز استخراج قواعد و روش های حاکم بر پژوهش های جامعه شناسی از مباحثی است که در فلسفه جامعه شناسی مورد واکاوی قرار می گیرد جامعه شناسی در حیطه نظری به طور مستقل و جدا از جستار نظریه ها و مکاتب جامعه شناختی به بررسی فرایندهای شناخت و ساخت نظریه ها، کشف پیوندهای فرانظری نظریه ها و نقد آن و تلفیق نظریه ها می پردازد. کارکرد چنین مباحثی از قلمرو نظریه ها و مکاتب جامعه شناسی مجزا است. چهارچوب نظری یک جامعه شناس زمانی مشخص می شود که مفاهیم انتزاعی مورد استفاده او و منشأ آنها روشن گردد. بررسی نوشته ها و ایده های نظری محقق برای دستیابی به مفاهیم و مدل ها و اصول پیش نیاز آن ها، در راستای یافتن رابطه محتوا و خطوط اصلی بحث برای فهم چهارچوب نظری و مدل های رسمی و اصول نظری که در نوشته ها پنهان شده اند مشاهده تجربی، توضیح تاریخی، مدل سازی، شکل بندی مفهوم و طبقه بندی، طرح اصول ومدل های علی اتنزاعی، قسمت های مهمی از کار جامعه شناسی را تشکیل می دهد که در فلسفه جامعه شناسی می توان به آن پرداخت
سیاست گذاری و تنظیم گری فعال و هدفمند برای کاربردی سازی هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این روزها تقریباً همه از اهمیت هوش مصنوعی میگویند؛ به طور مستمر اخباری از سیاستگذاران و مدیران دولتی در ایران و سایر کشورها در خصوص اهمیت توجه و توسعه هوش مصنوعی منتشر میشود. به طور مستمر هم با اخباری از پیشرفت و معرفی پلتفرمها و ابزارهای عمومی و تخصصی هوش مصنوعی برای کسب و کارها و کاربران عمومی مواجه میشویم. سوال این است که کشورهای درحالتوسعه و بهطور خاص ایران، در برابر این موج سریع از تغییر و تحولات هوش مصنوعی و چشمانداز اقتصادی-اجتماعی ناشی از توسعه و انتشار هوش مصنوعی چه موضع سیاستی و تنظیمگری باید اتخاذ کنند. در حال حاضر دستکم سه سطح متمایز از هوش مصنوعی (محدود، عمومی و ابرهوش )1را میتوانیم متصویر باشیم. در سطح اول که توسعه هوش مصنوعی هم در حال حاضر عمدتاً در این سطح بروز یافته و در دسترس قرار دارد، هوش مصنوعی محدود (از جمله هوش مصنوعی مولد) توانایی انجام یک وظیفه مشخص مانند تشخیص چهره، پاسخ به یک سوال مشخص و محدود، تشخیص گفتار در دستیارهای صوتی یا رانندگی با ماشین برنامهریزی را دارد. بر این اساس هوش مصنوعی محدود، رفتار انسان را بر اساس مجموعهای از پیش تعریف شده از پارامترها، محدودیتها و زمینهها شبیهسازی میکند. در دو سطح بعدی هوش مصنوعی فراتر از دادههای موجود و قواعد از پیش تعریف شده، مشابه و یا فراتر از انسانها از قدرت استدلال، تصمیمگیری، بروز احساسات، یادگیری برخوردار خواهد شد. هر فناوری جدید برافکن 2بستهای از فرصتها و چالشهای جدی به همراه دارد که به شکلگیری طرفداران و مخالفین پیرامون آن میانجامد و هوش مصنوعی نیز از این قاعده مستثنی نیست. خودکارسازی وظایف تکراری، افزایش دقت در تصمیمگیری، فراگیری بالا و در دسترس بودن همیشگی برای عموم جامعه، ارتقاء هوشمندی کسبوکار، انجام کارهای سخت و پرریسک از جمله مواردی هستند که طرفداران هوش مصنوعی برای حمایت از توسعه هر چه بیشتر آن بیان میکنند. در مقابل از بین بردن گسترده مشاغل موجود، تقویت سوگیری در تصمیمگیریها، سهولت تولید محتوای رسانهای جعلی، نقض حریم خصوصی، هزینههای بالای توسعه و نگهداری از زیرساختها، افزایش مصرف انرژی و با کمی بدبینی بیشتر، بروز تکنیگی 3از سوی مخالفین و منتقدین هوش مصنوعی مطرح میشود. در این مجال قصد بحث در خصوص اینکه آیا مجموع منافع یا چالشهای هوش مصنوعی بردیگری غلبه دارند را ندارم. به هر حال، به نظر میرسد قرار است یا دست کم انتظار میرود که هوش مصنوعی منشاء تغییرات گستردهای در سطح کسبوکارها، زندگی روزمره، و ملی (استراتژیک، امنیتی و )... باشد
راه کارهای معماری همسو با طبیعت از طریق بازخوانی اشعار فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه ارتباط با طبیعت به دو علت اصلی فاصله گرفتن طبیعت از زندگی انسان ها و نابودی طبیعت توسط آن ها، به مسئله مهمی برای همه جوامع تبدیل شده است. پژوهش مورد نظر با هدف حفظ محیط زیست در تطابق با مباحث مرتبط با طبیعت در اشعار فردوسی، درصدد پاسخگویی به این پرسش است که چگونه می توان از اشعار فردوسی به عنوان راهکارهایی همسو با طبیعت در جهت حفظ زمین بهره برد؟ روش گردآوری داده ها بر پایه مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته و به تجزیه و تحلیل کیفی در حوزه های طبیعت، پایداری و طبیعت در شاهنامه پرداخته و با ارزیابی، تحلیل، تطابق و تعیین نقاط مشترک، راهکارهای معماری جهت طراحی بنای همسو با طبیعت پیشنهاد می شود. براساس ارزیابی های صورت گرفته، حفظ منابع آب، استفاده از چوب درختان و گیاهان، ساخت و ساز، اهمیت هوای پاک و حفظ حریم جانداران از جمله مباحث طبیعت گرای مطرح شده در شاهنامه است که با وارسی و تطبیق آن با اقدامات لازم جهت دست یابی به پایداری زیست محیطی از طریق طبیعت می توان به راهکارهایی چون تعبیه سیستم جمع آوری و ذخیره آب باران، استفاده از سایبان هایی از جنس چوب گیاه بامبو، کنترل آلودگی هوا با تعبیه پوشش گیاهی، دیوار سبز و طراحی تراس باغ برای حمایت از پرندگان دست یافت.
تحلیلی بر بازنمایی شیوه مدیریت بحران در ایران در سریال نون خ 2
حوزههای تخصصی:
هرساله سریال های تلویزیونی زیادی برای نمایش در رسانه ملی ساخته می شوند که در این میان سریال های طنز از استقبال بیشتری برخوردار هستند. سریال ها می توانند بازنمایی کننده شرایط موجود در جامعه باشند یا به نقد مشکلات موجود بپردازند. از سوی دیگر، کشور ایران به دلیل قرارگیری در موقعیت جغرافیایی آسیب پذیر، یکی از کشورهایی است که همواره با خسارات و تلفات ناشی از وقوع بحران های طبیعی درگیر بوده است. با این حال این موضوع تنها در تعداد معدودی از سریال های تلویزیونی بازنمایی شده است. در این پژوهش فصل دوم سریال نون خ که به بازنمایی موضوع زلزله سال 1396 کرمانشاه می پردازد، به عنوان نمونه موردی جهت بررسی نحوه بازنمایی فرایند مدیریت بحران در این سریال مورد مطالعه قرار می گیرد. از نظر فرایندی، مدیریت بحران شامل سه فاز اصلی پیش از وقوع سانحه (پیشگیری و آمادگی در برابر بحران)، حین وقوع سانحه (مقابله) و پس از وقوع سانحه (شامل امداد و نجات، سرپناه موقت، اسکان موقت و بازسازی و بازتوانی) است. تحلیل سریال نون خ 2 بر اساس چرخه مدیریت بحران نشان می دهد که در این سریال بازنمایی مضامین مرتبط با مدیریت بحران، متمرکز بر فاز پس از وقوع سانحه و خصوصاً مرحله اسکان موقت است. در این راستا سریال به بازنمایی مسائل و مشکلات زلزله زدگان در قالب شیوه اسکان موقت، مشکلات روحی و روانی آسیب دیدگان، مسائل بهداشتی و شیوع بیماری های واگیردار و از همه مهمتر وعده های مسئولین می پردازد. برای بازنمایی این مسایل سریال از زبان طنز، انتخاب یک خط داستانی اصلی به عنوان درون مایه و همچنین خرده داستان ها برای همراه نگهداشتن مخاطب خود استفاده می کند.
سه نمونه از آوازهای کارِ زنان دشت مُغان (طایفه مغانلو) متون آوازی و بازسازی باورهای کهن
منبع:
پژوهش های میان رشته ای هنر دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
217 - 234
حوزههای تخصصی:
موضوع این پژوهش بررسی سه نمونه از آوازهای کار در جامعه زنان در میان مردم دشت مُغان است. دشت مُغان منطقه ای سرسبز و گسترده در شمال آذربایجان است. زنان با حضور در جامعه طوایفی و امکانات زندگی مردمی در بدنه زندگی روستایی دشواری کارهای روزانه را با موسیقی سهل تر کرده و روایتی از زیستِ بومی خود را در آن ترسیم می کنند که در این پژوهش، این امر موسیقایی به مثابه یک متن در بستری انسانی و قومی مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. تا کنون پژوهشی درباه موسیقی و آوازِ زنان در دشت مُغان انجام نشده و هر آنچه درباره مردم مغان نوشته شده است، بیشتر به موضوعات تاریخی، زبان، فرهنگ و اسطوره ها ارتباط پیدا می کند. یکی از پرسش های پژوهش حاضر، به قدمت باورها و آئین های ترکان بازمی گردد و این امری است که می بایست با تکیه بر اسناد معتبر تاریخی از آن بررسی کرد. در مقاله حاضر سه نمونه از آوازهای اجراشده در موقعیت های کاری توسط زنان دشت مُغان معرفی می شوند. نخستین مورد یک نمونه لالایی است که توسط زنی در فضای اندرونی خانه و به صورت تک خوانی اجرا می شود. نمونه دوم آوازی است که زنان در فضای بیرون از خانه و هنگام تکان دادن مشک می خوانند و نمونه سوم آوازخواندن مخصوص زنان در هنگام اجرای آئین سمنوپزان در استقبال نوروز است که توسط یک تک خوان و با همراهی زنان دیگر اجرا می شود. هر سه نمونه در بستر دو یا سه نغمه ای و با گردش ملودی ساده اجرا می شوند. محتوا و متن این آوازها متبادرکننده مضامینی هستند که در طی این پژوهش در کنار مطالعه ساختار موسیقایی مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
سیر تحول نمادهای خورشید و ماه در هنر ایران باستان (با تأکید بر هنر ساسانی)
منبع:
مطالعات هنر سال ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۶)
117 - 141
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل و بررسی سیر تحول نمادهای خورشید و ماه در هنر ساسانی می پردازد. از دیرباز، انسان ها برای تجسم مفاهیم و باورهای خود از نمادها و نشانه های تصویری استفاده می کردند. در این میان، خورشید و ماه به عنوان دو پدیده طبیعی مهم، جایگاه ویژه ای در هنر و فرهنگ ایرانی داشتند. خورشید به عنوان نماد زندگی، روشنایی و قدرت، و ماه به عنوان نماد باروری و رشد شناخته می شد. در طول تاریخ، این نمادها در هنرهای مختلف ایرانی، به ویژه در دوران ساسانی، تحولاتی را تجربه کردند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی - -تحلیلی و بررسی منابع کتابخانه ای و آثار باستان شناسی، سعی دارد تا سیر تحول این نمادها را در دوره ساسانی موردمطالعه قرار دهد. روش تحقیق به کاررفته، تحلیل محتوای هنری و نمادشناسی است که با استفاده از منابع کتابخانه ای و مستندات تاریخی انجام شده است. داده ها از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای و بررسی آثار باستان شناسی جمع آوری شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهند که در سکه های ساسانی، نمادهایی مانند دایره با پرتوهای خورشید، بال عقاب و هلال ماه به چشم می خوردند. دایره و پرتوهای خورشید به عنوان نمادهایی از قدرت و شکوه شاه، و بال عقاب به عنوان نمادی از عظمت، در کنار هلال ماه که نمادی از باروری و رشد است، نمایانگر پیوند معنایی میان خورشید و ماه در هنر ساسانی بودند. این نمادها در کنار هم نمایانگر عظمت سلطنت ساسانی و اهمیت باورهای مذهبی در آن دوره بودند.
زمان به عنوان شاخص فقر: مطالعه فقر زمانی جمعیت شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فقر زمانی علیرغم اهمیت ذاتی و پیامدهایی که برای سلامت و بهره وری افراد و توسعه اقتصادی-اجتماعی جامعه دارد، در مطالعات داخل کشور کمتر مورد توجه قرار گرفته است و شناختی در این زمینه در سطح ملی وجود ندارد. در این مطالعه، با بهره گیری از داده های سه دوره پیمایش گذران وقت مناطق شهری ایران (سال های 88-1387، 94-1393 و 99-1398)، شاخص فقر فوستر گریر و توربک (FGT) برمبنای مقدار زمان اختصاص داده شده به فعالیت های شغلی (دستمزدی) و خانگی (غیردستمزدی) محاسبه شد تا به این سؤالات پاسخ داده شود: شیوع فقر زمانی چقدر است؟ شیوع این پدیده تا چه حد در طول زمان تغییر کرده است؟ تا چه حد تفاوت های جنسی و سنی در این پدیده مشاهده می شود؟ یافته های مقاله حاکی از آن بود که فقر زمانی در مناطق شهری ایران پدیده ای عمدتاً مردانه است که این یافته بر اساس مطالعات پیشین با وضعیت سایر جوامع همخوانی ندارد. همچنین بیشترین شیوع و شکاف فقر زمانی در سنین میانسالی (59-40 سال) مشاهده شد که همسو با نتایج تحقیقات گذشته است. مقادیر ناچیز شاخص مجذور شکاف فقر زمانی بیانگر شیوع بسیار کم فقر زمانی شدید در مناطق شهری کشور بود. شیوع بیشتر فقر زمانی شدید بین مردان نشان می دهد که به طور کلی فعالیت های شغلی نسبت به فعالیت های خانگی تأثیر بیشتری در تجربیه فقر زمانی دارد. مطالعات آینده می توانند با بررسی رابطه فقر اقتصادی و فقر زمانی، تبیین فقر زمانی با استفاده از رویکرد تلاقی و توجه به چندبُعدی بودن تعیین کننده های آن و مقایسه الگوها و تعیین کننده های این پدیده در مناطق شهری و روستایی به درک عمیق تر پدیده فقر و سیاست گذاری مبتنی بر شواهد برای محو آن کمک کنند.
تبیین نقش و جایگاه نظارت دولت برتحقق مولفه های توسعه پایدار در شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ایلام دوره ۲۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۴ و ۸۵
37 - 46
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز همگام با تغییرات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و پیشرفت های علمی و فناوری، توسعیه پایدار به عنوان یکی از اصلی ترین معیارها در طراحی فضاهای شهری محسوب می شود. مسئلیه پژوهش حاضر، این بود که آیا نظارت دولت، راه را برای رسیدن به توسعیه پایدار در شهر ایلام فراهم می کند یا خیر و این نظارت از چه طریقی می تواند شهر ایلام را به سمت توسعیه پایدار هدایت نماید؟ به نظر می رسد که نظارت دولت از طریق مؤلفه ها یا زیرمجموعه های دولتی و غیردولتی خود، همچون: شهرداری، سمن ها و نهادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی – فرهنگی، زیست محیطی و ...، می تواند شهر ایلام را برای رسیدن به توسعیه پایدار کمک نماید. پژوهش حاضر از نوع کاربردی است و با روش تلفیقی کیفی - کمی و با رویکرد توصیفی - تحلیلی انجام شده است. نتایج آن نشان می دهند که نقش نظارتی استانداری بر مؤلفیه اقتصادی توسعیه پایدار با 95 درصد بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است. بعد از آن نیز مؤلفیه اجتماعی - فرهنگی توسعیه پایدار با 90 درصد در جایگاه دوم و مؤلفیه زیست محیطی توسعیه پایدار با 87 درصد در جایگاه سوم قرار دارد؛ لذا مقدار همبستگی بین نقش نظارت نهادهای غیردولتی بر روند تحقق توسعیه پایدار در استان ایلام، در سطح خطای 5 درصد، معنادار و قوی است. پیشنهاد می شود که تعامل بین سازمان های دولتی، همچون: معاونت های استانداری و ارگان های تحت امر، با سازمان های غیردولتی (سمن ها)، آگاهانه مدیریت شود تا نتایج حاصل از چنین تعاملی، در خدمت اهداف مشترک هر دو بخش قرار گیرد.
نقش اقتصاد مشارکتی در کاهش فقر: مطالعه فرا ترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
ظهور و گسترش اقتصاد مشارکتی که با استفاده از فناوری اطلاعات ممکن شده است، بسیاری از جنبه های اقتصادی – اجتماعی زندگی امروزی بویژه مدل های کسب وکار سنتی را به طور بنیادین تغییر داده است. این نوع کسب و کار به ادعای برخی صاحب نظران ظرفیتی را برای درامدزآیی افراد کمتر برخوردار و کاهش فقر فراهم کرده است. این مطالعه با هدف شناسایی مقوله های اصلی و فرعی نقش اقتصاد مشارکتی در کاهش فقر انجام شده است. جهت نیل به این هدف با استفاده از مرور نظام مند ادبیات و اتخاذ رویکرد کیفی و روش فراترکیب پژوهش های پیشین بر اساس فرایند هفت مرحله ای ساندولوسکی و باروز (2007) بررسی و تحلیل شدند. به همین منظور با مراجعه به سایت های معتبر الکترونیکی گوگل اسکولار، اسکوپوس و ساینس دایرکت، منابع و مقالات اولیه غربالگری شد و در نهایت تعداد 20 مقاله شناسایی و انتخاب گردید، سپس در محیط نرم افزار(22) MAXQDA ، کدهای باز، محوری و انتخابی دسته بندی و استخراج شدند. درنهایت مضامین اصلی ارزش اجتماعی، ارزش پایداری محیطی، ارزش اقتصادی مبتنی بر اشتغال زایی و ارزش اقتصادی مبتنی برکارآفرینی بعنوان موثرترین عوامل کاهش فقر بواسطه اقتصاد مشارکتی معرفی شدند. نویسندگان بر این باور هستند که با استراتژیها و خط مشی گذاری مناسب می توان از پتاسیل ارزش اقتصادی و اجتماعی اقتصاد مشارکتی در کاهش فقر بهره مند شد.
پدیدارشناسی تجربه سالخوردگان قبل و بعد ورود به سرای سالمندان (مورد مطالعه: خانه های سالمندان شهرستان شمیرانات استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۱
197 - 238
پژوهش حاضر با استفاده از روش پدیدارشناسی به بررسی تجربه افراد سالخوره در قبل و بعد از ورود به سرای سالمندان می پردازد. مبانی نظری نشان می دهد که نظریه های مرتبط با سالمندان در سه سطح خرد، میانه و کلان تقسیم می شوند که در این مطالعه، نظریه های رشد روانی اجتماعی، خرده فرهنگ و وابستگی ساختاری و برای چارچوب مفهومی پژوهش نظریه سیستم های بوم شناسی مورد بررسی قرار گرفت. مصاحبه ها از نوع نیمه ساختاریافته و تجزیه و تحلیل داده ها با مدل کلایزی صورت گرفته. جامعه هدف پژوهش شامل سالخوردگان ساکن در سراهای سالمندان شهرستان شمیرانات استان تهران می باشد. از مصاحبه با شرکت کنندگان، تعداد 2 مضمون اصلی (شرایط زمینه ای و تجربه زیسته)، 7 مضمون فرعی (تنش های روحی-روانی، مشکلات جسمی، نبود انتخاب شخصی برای ورود به سالمندسرا، روزمره گی، نداشتن استقلال، نداشتن احساس راحتی با هم خانه ها و احساس مراقبت بیشتر نسبت به قبل ورود) و 21 زیرمضمون یافت شده که در بخش یافته ها آمده است. نتایج نشان می دهد که سالخوردگان از کیفیت زندگی لازم برخوردار نیستند و این موضوع جنبه ذهنی و عینی دارد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺿﺮوری اﺳﺖ ﮐﻪ با اتخاذ برنامه های مناسب شرایط برای بهبود وضعیت ساکنان مهیا شود و خانواده ها و سازمان های حمایتی نیز از ﻋﻮارض و ﻋﻮاﻗﺐ ﻧﺎﺷﯽ از تجربیات زیسته سالمندان آﮔﺎه باشند و اقدامات لازم در جهت حمایت و امنیت اجتماعی آنان صورت گیرد.
عوامل تأثیرگذار بر بهرهگیری از فناوری بلاکچین در آرشیوهای الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کی ازکاربردهای مهم فناوری بلاک چین، مدیریت اسناد در آرشیوهای الکترونیک است. هدف این پژوهش شناسایی عوامل تأثیرگذار بر بهره گیری فناوری بلاک چین در آرشیوهای الکترونیک از طریق مرور نظام مند متون مرتبط است.
پژوهش حاضر در زمره پژوهش های کیفی و از نوع فراترکیب است که با بهره گیری از روش «سندلوسکی و باروسو» در هفت گام تنظیم سؤالات پژوهش، جست وجوی نظام مند متون، غربالگری و انتخاب متون کیفی مناسب، ارزیابی متون و استخراج داده، تحلیل و سنتز یافته ها، حفظ کنترل کیفیت، و ارائه یافته ها و مدل مفهومی انجام شد. تیم فراترکیب متشکل از دو نفر متخصص علم اطلاعات و دانش شناسی، یک نفر متخصص حوزه آرشیو و یک نفر متخصص مسلط به روش پژوهش فراترکیب بود. پس از تشکیل تیم فراترکیب، مراحل گفته شده به ترتیب هفت گام ذکرشده انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل 103 مقاله انگلیسی و فارسی بود که در زمینه شناسایی عوامل تأثیرگذار بر بهره گیری از فناوری بلاک چین در بازه زمانی 2015 تا 2023 (1390 تا 1402) نگاشته شده بودند و بعد از حذف موارد تکراری و نامرتبط به 40 مقاله رسید. به منظور اطمینان از میزان ربط این مقالات، از ابزار ارزیابی پژوهش های کتابداری و اطلاع رسانی «گلین» که چک لیستی استاندارد برای سنجش تحقیقات کیفی است، استفاده شد. پس از پالایش، نتایج به روش تحلیل مضمون «اترید و استرلینگ» و در قالب مفاهیم فراگیر، سازمان دهنده و پایه دسته بندی شد.
عوامل تأثیرگذار بر بهره گیری از فناوری بلاک چین در سازمان ها و مراکز آرشیوی را می توان در 6 دسته مضامین سازمان دهنده فرهنگی، قوانین و مقررات، فنی، اقتصادی، آموزشی و زیست محیطی قرار داد. هر کدام از این مضامین سازمان دهنده دارای تعدادی مضامین پایه هستند که در مجموع، به 27 مضمون می رسند. مضامین سازمان دهنده فرهنگ و قوانین و مقررات و اقتصادی هر کدام با 3 مضمون پایه، مسائل فنی 12 مضمون پایه، زیست محیطی 4 مضمون پایه، و آموزشی با 2 مضمون پایه به دست آمد.
از آنجا که پیاده سازی فناوری بلاک چین در آرشیوهای الکترونیک تأثیر به سزایی در بهبود مدیریت اسناد و جلوگیری از جعل آن ها دارد، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر بهره گیری و پیاده سازی این فناوری در آرشیوهای الکترونیک می تواند مؤثر واقع شود. بدیهی است تا کلیه عوامل تأثیرگذار شناسایی نشوند، پیاده سازی و اجرای فناوری بلاک چین هم به گونه ای مناسب شکل نخواهد گرفت و هزینه های قابل توجهی نیز بر مراکز آرشیوی تحمیل خواهد کرد. شناخت این عوامل همچنین می تواند زمینه بهبود مدیریت در حوزه پیاده سازی فناوری بلاک چین در سایر سازمان های مرتبط و مراکز اطلاع رسانی را فراهم آورد.
واکاوی تأثیر طلاق بر خروج زوجین از احصان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
135 - 160
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر طلاق در خروج زوجین از احصان به روش تحلیلی-اسنادی انجام شد. بدین منظور کلیه منابع فقهی- حقوقی مربوطه مورد بررسی قرار گرفت و مانعیت انواع طلاق در تحقق احصان از منظر فقهی و حقوقی بررسی و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که در مانعیت طلاق بائن در احصان، بین فقیهان اختلافی نیست، اما در مانعیت طلاق رجعی و طلاق عاطفی (تنفر زوجین از یکدیگر و اختلاف های خانوادگی) نظرات متفاوت است. براین اساس، با یافتن ملاک و مناط خروج از احصان می توان به حکم فقهی طلاق رجعی (در تمامی موارد) و طلاق عاطفی (در تمامی موارد) در مانعیت از تحقق احصان دست یافت. ملاک یافت شده برای خروج از احصان عبارتند از: عدم امکان تأمین نیازهای جنسی زن و شوهر که این شامل افراد در طلاق رجعی و عاطفی نیز می شود و می توان حکم خروج از احصان را بر این افراد مترتب کرد. همچنین با استناد به قواعد درء و احتیاط در دماء نیز می توان به خروج از احصان افراد در طلاق رجعی و در برخی موارد طلاق عاطفی حکم نمود. اگرچه به دلیل اختلافات موجود در زمان تصویب قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 اظهار نظر صریحی درباره مانعیت انواع طلاق در تحقق احصان نشده است، موارد بیان شده در ماده 227 آن قانون از منظر قانون گذار جنبه تمثیلی دارد و منحصر در آن مصادیق نیست. ازاین رو، این ظرفیت قانونی وجود دارد که انواع طلاق ها نیز مصداقی از مصادیق مانع احصان در نظر گرفته شود.
بررسی قضاوت بانوان در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در پرتو آیات سوره نساء، بقره، احزاب، زخرف و حدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۰)
28 - 44
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی قضاوت زنان در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در پرتو آیات قرآن کریم با درنظر گرفتن ابعاد فقهی و شرعی و مذهبی به منظور تجدید نظر قرار دادن و اصلاح و توضیح اصل 163 قانون اساسی انجام گرفته است.
روش: تحلیلی-توصیفی از نوع مطالعه ی موردی و ارزشیابی می باشد که به شیوه ی کتابخانه ای و با تحلیل محتوا و استنباط و استدلال انجام شده است.
یافته ها: یافته های پژوهش حاضرنشان میدهد، در قرآن کریم آیه ای یافت نمیشود که صراحتاً و به وضوح شایستگی زنان را جهت منصب قضاوت نفی نماید.لذا، تحریم قضاوت زنان برای بانوانی که شرایط علمی و اخلاقی آن را داشته باشند، از آیات قرآن دریافت نمی شود. آیه هایی هم که پیرامون قضاوت در قرآن کریم آمده، هیچ کدام صحت قضاوت را منوط به رجولیت نکرده است. بنا بر این با توجه به این که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران طبق موازین فقهی معین میشود، اصل 163 قانون اساسی به اصلاح و بازنگری و توضیح نیاز دارد.
واکاوی خاستگاه نقش مایه عقاب دو سر در فرهنگ بصری دوره آل بویه با رویکرد ایکونولوژی پانوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۵)
96 - 111
حوزههای تخصصی:
دوره آل بویه یکی ازدرخشان ترین دوره های تمدن اسلامی در فاصله زمانی 322 تا 447 ق بود که در بخش های بزرگی از ایران و عراق فرمانروایی می کردند و در شکل گیری هنر اسلامی نقش به سزایی داشتند. یکی از ویژگی های هنر این دوره وجود مفاهیم و عناصر مذهبی است که به اشکال مختلفی از جمله نقوش جانوران و بیشتر اسطوره ای متجلی شده است. نقش مایه عقاب دو سر از جمله این نقوش است که به شکل تکرارشونده روی فلزات، سفال، آثار معماری و به خصوص در منسوجات مشاهده شده که به سبب عدم وجود پژوهش کافی خاستگاه آن عموماً ناشناخته مانده است؛ لذا مقاله حاضر با هدف تبیین محتوایی این نقش مایه، سعی در پاسخ به این سؤال داشت که: خاستگاه معنایی نقش مایه عقاب دو سر در فرهنگ بصری دوره آل بویه نشآت گرفته از کدام مضامین مذهبی بوده است؟ یا استفاده از نقش مایه عقاب دو سر در فرهنگ بصری دوره آل بویه در صدد بازنمایی چه مفاهیمی بوده است؟ روش انجام این پژوهش کیفی به شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد آیکونولوژی پانوفسکی و داده های مورد نیاز از طریق منابع کتابخانه ای و قابل استناد جمع آوری شدند. نتایج حاکی از آن بود که استفاده از نقش مایه عقاب دو سر از سوئی نمادی از قدرت ایزدی و طبیعت (خورشید) بوده و از سوئی دیگر، معنای عروج انسان و شهادت در حالت عام از آن استنباط شد که توسط پرنده ای ماورائی با قدرت ایزدی انجام گرفته است. همچنین یافته جدید نشان داد که نقش مایه عقاب دو سر نه به کلیه شهیدان در حالت عام، که به طور خاص به زیدبن علی، امام مذهبی اشاره داشته که آل بویه بدان اعتقاد و به ترویج آن اهتمام داشتند.






