مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱٬۸۶۱ تا ۴۱٬۸۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
اقتصاد اسلامی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۶
159 - 187
حوزههای تخصصی:
قوانین کارآمد برای هر جامعه، برآمده از فقهِ مبتنی بر مذهب و در راستای اصلاح وضع آن جامعه است. قوانین جمهوری اسلامی ایران نیز نمی تواند از این قاعده مستثنا باشد. در این تحقیق، قوانین مربوط به حقوق کارمندان از منظر فقهی سنجش می شود؛ سنجشی که اگر بخواهد واقع نما باشد باید حاوی چهار بُعد باشد؛ صحت یکایک مواد قانونی، جامعیت قانون، ترکیب و چینش قوانین، و نسبت قانون با سایر قوانین و با سایر واقعیات اجتماعی. در این تحقیق، قوانین مربوط از این چهار بُعد سنجش می شود ؛ هرچند به جهت غنای ادبیات، بخش صحت قوانین با جزئیات بیشتر مطرح می شود. طبق یافته های تحقیق، قوانین دستمزد از سنخ قرارداد لازم است؛ اگرچه چولگی به سمت قرارداد اجاره دارد، اما حاوی برخی ویژگی های قراردادهای مشارکتی نیز هست. اشکال حرمت دریافت دستمزد در قبال انجام واجبات به تفصیل پاسخ داده شده است و معیارهای فقهی متنوعی از دریافت دستمزد دفاع می کند. قانون، جامعیت نسبی دارد. ترکیب قوانین، شامل قرارداد اصلی و شروط ضمن عقد است و در مواردی فاقد ضوابط ترکیب قوانین است. مقایسه قوانین دستمزد کارمندان با دستمزد کارگران، چولگی به سمت کارمندان دارد که باید بالعکس باشد. نسبت قوانین دستمزد کارمندان با سایر دارندگان درآمد، باید به سمت سایر درآمدها چولگی داشته باشد که همین گونه است.
بررسی تأثیر دو روش تمرینی هرمی مسطح و دوگانه بر نسبت فولیستاتین به مایوستاتین و IGF-1 مردان غیر ورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: راهکارهای متعددی برای بهبود وضعیت جسمانی و رشد عضلانی افراد غیر ورزشکار توسط پژوهشگران مورد استفاده قرار گرفته است. تمرینات مقاومتی به عنوان اصلی ترین روش تمرینی که موجب بهبود هورمون های آنابولیک و رشد عضلانی می شود مورد مطالعات گسترده ای قرار گرفته است. از این رو، این پژوهش با هدف بررسی تاثیر دو روش تمرینی هرمی مسطح و دوگانه بر نسبت فولیستاتین به مایوستاتین و IGF-1 مردان غیر ورزشکار انجام شد.مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی بود. نمونه های این پژوهش را 30 مرد غیر ورزشکار با محدوده سنی 18 تا 25 سال و شاخص توده بدنی 18-25 کیلوگرم بر متر مربع تشکیل دادند. پروتکل تمرینی گروه های هرمی مسطح و دوگانه به مدت دوازده هفته (سه الی پنج جلسه در هفته) انجام شد. در الگوی هرمی مسطح، آزمودنی ها پس از گرم کردن هر حرکت را در 7 نوبت تمرینی انجام دادند. تمرینات گروه هرمی دوگانه نیز شامل انجام همان حرکات در 8 نوبت متوالی بود. در ابتدا و انتهای پژوهش، 10 سی سی خون از ورید کوبیتال جهت بررسی سطوح هورمونی از آزمودنی ها اخذ گردید. در نهایت از آزمون اندازه گیری مکرر در سطح معنی داری 0.05>P جهت تحلیل آماری نتایج استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد 12 هفته تمرین مسطح و دوگانه افزایش معناداری در نسبت فولیستاتین به مایوستاتین و IGF-1 نسبت به گروه کنترل ایجاد کرد (0.05>P)؛ اما این تفاوت بین دو گروه تمرینی معنادار نبود (0.05>P).نتیجه گیری: استفاده از پروتکل های تمرینی مقاومتی هرمی مستقل از نوع هرم می تواند موجب بهبود هورمون های آنابولیک و رشد عضلانی در افراد غیر ورزشکار که در شرایط استرس زا زندگی می کنند، شود.
بررسی اثر جهت گیری غالبیت اجتماعی بر تصمیم گیری در شرایط عدم اطمینان: یک مطالعه ی پتانسیل وابسته به رویداد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهت گیری غالبیت اجتماعی، که نشان دهنده تمایل فرد به پذیرش سلسله مراتب اجتماعی و برتری برخی گروه ها بر دیگران است، می تواند بر نحوه تصمیم گیری افراد در شرایط پیچیده و نامشخص تأثیر گذارد. این پژوهش با هدف بررسی الگوهای عصبی و رفتاری مرتبط با تصمیم گیری تحت شرایط عدم اطمینان در افراد با جهت گیری غالبیت اجتماعی مختلف انجام شده است. محققان با مطالعه ی فعالیت مغز 30 دانشجو، این موضوع را بررسی کردند. شرکت کنندگان در شرایط انتظار و عدم قطعیت، بازخوردهای مثبت و منفی دریافت کردند، در حالی که فعالیت مغز آن ها با الکتروانسفالوگرافی (EEG) ثبت می شد. به طور خاص، ویژگی های مرتبط با مؤلفه ی N2 (دامنه و زمان تاخیر ) بررسی شد. نتایج رفتاری نشان داد که افراد با جهت گیری غالبیت اجتماعی بالا، در مقایسه با گروهی که جهت گیری غالبیت اجتماعی پایینی داشتند، زمان واکنش سریع تری از خود نشان دادند، به ویژه در شرایطی که نتایج تصمیمات به طور قطعی مشخص نبود. همچنین، گروه دارای جهت گیری غالبیت اجتماعی بالا میانگین دامنه N2 بزرگ تری نسبت به گروه دارای جهت گیری غالبیت اجتماعی پایین داشتند. این یافته ها حاکی از آن است که سرعت تصمیم گیری در شرایط عدم اطمینان، می تواند به عنوان یک شاخص زیستی بالقوه برای تمایلات فردی به تسلط اجتماعی تلقی شود. این کشف، علاوه بر تأیید ارتباط بین جهت گیری غالبیت اجتماعی و فرایندهای تصمیم گیری، می تواند در حوزه های مختلفی از جمله طراحی سیستم های تصمیم گیری مبتنی بر هوش مصنوعی و توسعه استراتژی های مدیریت رفتار اجتماعی کاربرد داشته باشد.
شناسایی و تبیین فرصت ها و چالش های یادگیری مبتنی بر بازی از دیدگاه معلمان ابتدایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: یادگیری مبتنی بر بازی یک رویکرد نوین آموزشی است که تاثیرات گسترده ای در یادگیری دانش آموزان دارد. هدف این پژوهش بررسی فرصت ها و چالش های یادگیری مبتنی بر بازی در فرآیند آموزش در دوره ابتدایی از دیدگاه معلمان است. روش ها: این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی از نوع عرفی و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته و با نمونه گیری به صورت هدفمند و با تکنیک گلوله برفی از میان معلمان دوره ابتدایی استان آذربایجان شرقی در سال 1403، که از روش های یادگیری مبتنی بر بازی در کلاس خود استفاده می نمودند، انجام شد. حجم نمونه با توجه به ماهیت پژوهش کیفی تا رسیدن به اشباع داده ها (18 نفر) ادامه یافت. یافته ها: یافته ها نشان داد که یادگیری مبتنی بر بازی جذابیت فرآیند یادگیری را افزایش داده، درک مفاهیم پیچیده را تسهیل کرده، آمادگی برای زندگی واقعی را در دانش آموزان تقویت کرده و نگاه والدین به آموزش را می تواند تغییر دهد. از طرفی چالش هایی نظیر محدودیت زمانی، کمبود منابع و ناهماهنگی در سیاست های آموزشی از موانع اصلی اجرای این روش در مدارس است. نتیجه گیری: این پژوهش نشان می دهد یادگیری مبتنی بر بازی می تواند به یکی از ابزارهای کلیدی برای بهبود کیفیت آموزش در مدارس ابتدایی تبدیل شود. توسعه آموزش معلمان، تقویت زیرساخت های مدارس و تدوین سیاست های هماهنگ برای بهبود و ترویج یادگیری مبتنی بر بازی به توسعه این روش آموزشی کمک می کند و با رفع موانع اجرایی و تقویت حمایت های ساختاری به گسترس این روش یادگیری می توان کمک نمود.
Attachment styles and Positive Feelings in Infertile Couples: The Mediating Role of Emotional Information Processing(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۷, Issue ۳ - Serial Number ۲۱, Summer ۲۰۲۴
9 - 20
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to investigate the mediating role of emotional information processing in the relationship between attachment styles and positive feelings towards the spouse in infertile couples. Method: The method of the present research was a correlational description based on the practical purpose . The statistical population included infertile couples in Tehran, among whom 200 were selected by convenience sampling. The data were collected by the Experiences in Close Relationships (ECR) Scale (Brennan et al., 1998), Positive Feelings toward Spouse Questionnaire (The State University of New York., 1975), and Emotional Processing Scale (Baker et al., 2010) and analyzed by Pearson correlation and structural equation modeling using SPSS25 and AMOS24. The results of structural equation modeling demonstrated that avoidant and anxious attachments had a significant indirect effect, with effect sizes of -0.10 and -0.20, respectively, on positive feelings toward the spouse mediated by emotional information processing (p<0.01). Conclusion: The obtained results showed that avoidant attachment has a positive and significant relationship with the components of avoidance and emotional control, and anxious attachment has a positive and significant relationship with the components of suppression, unpleasant emotional experience and unprocessed emotional symptoms.The result highlighted the importance of designing and evaluating interventions based on attachment and improving emotional processing to foster and repair the relationships of infertile couples.
بررسی رابطه انعطاف پذیری و یکپارچگی فناوری اطلاعات با عملکرد سازمانی بر اساس بازخورد 360 درجه ای و نقش میانجی تسهیم دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه انعطاف پذیری و یکپارچگی فناوری اطلاعات با عملکرد سازمانی بر اساس بازخورد 360 درجه ای و نقش میانجی تسهیم دانش بود. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی ناحیه 2 شهر کرمانشاه بود. تعداد 298 نفر از آنها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای جهت مطالعه انتخاب شدند. روش برآورد حجم نمونه آماری جدول مورگان بود. برای گردآوری داده های پژوهش از چهار پرسشنامه استاندارد انعطاف پذیری فناوری اطلاعات ساراف و همکاران (2007)، یکپارچگی فناوری اطلاعات باروا و همکاران (2004)، تسهیم دانش کیم و لی (2013) و عملکرد سازمانی بر اساس بازخورد 360 درجه فرج پهلو و همکاران (1391) استفاده شد. داده های پژوهش پس از جمع آوری با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری Lisrel وSPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که رابطه انعطاف پذیری و یکپارچگی فناوری اطلاعات و تسهیم دانش با عملکرد سازمانی مثبت و معنادار است. رابطه انعطاف پذیری و یکپارچگی فناوری اطلاعات با تسهیم دانش مثبت و معنادار است. رابطه انعطاف پذیری و یکپارچگی فناوری اطلاعات با نقش میانجی تسهیم دانش بر عملکرد سازمانی مثبت و معنادار است. در نتیجه از عوامل اثر گذار بر عملکرد سازمانی توجه به انعطاف پذیری، یکپارچگی فناوری اطلاعات و تسهیم دانش می تواند باشد.
پدیدارشناسی تجارب زیسته دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان از حضور در دوره های کارورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
193 - 226
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش تجزیه و تحلیل ادراک و تجارب زیسته دانشجومعلمان از حضور در دوره های کارورزی است. روش پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی می باشد. جامعه مشارکت کنندگان شامل 24 دانشجومعلم ترم هشتم پردیس علامه طباطبایی دانشگاه فرهنگیان لرستان در پایان سال تحصیلی 1403-1402 بودند که به روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد. داده ها با استفاده از رویکرد تحلیلی تفسیری و با روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های حاصل از تحلیل مصاحبه های به عمل آمده تحت دو عنوان کلی و ده مضمون فراگیر شامل: 1. مزایا و نقاط قوت (شایستگی عوامل راهنما، شایستگی امور آموزشی، توسعه مهارت های حرفه ای، انگیزه معلم و آینده پژوهی) و 2. چالش ها و نقاط ضعف (ضعف عوامل راهنما، ضعف سیستم اداری، مسائل ساختاری کارورزی، مسائل دانشجومعلم و مسائل مدرسه) و همچنین سی مضمون سازمان دهنده ارائه شدند. در انتها نیز پیشنهاداتی در راستای بهبود و ارتقای کیفیت برنامه درسی کارورزی ارائه شد.
آموزش صلح(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنگاه که مسائل اجتماعی، بحران های جهانی یا مناقشات نظامی به ظاهر غیرقابل حل به نظر می رسد، تعلیم و تربیت اغلب به عنوان نوش دارو برای آن ها تلقی می شود. با این حال، چنین رویکردی با انتظارات بیش از حد از نظام آموزشی همراه است، زیرا در عرصه تعلیم و تربیت، هیچ پیوستار اخلاقی وجود ندارد که نیات نیک را مستقیماً به نتایج نیکو پیوند دهد. آموزش صلح، مستلزم محیط های اجتماعی باثبات و ساختارهای سازمانیقابل اتکاست تا تعاملات آموزشی بتوانند در این بسترها به نحو اثربخشی تکوین یابند. به ویژه در روزگاری که تصاویر جنگ و خشونت به شدت ذهن ها را تسخیر می کنند، به آسانی ممکن است فراموش کنیم که هم زمان در بسیاری از مناطق جهان، برنامه های مرتبط با آموزش صلح با تعهدی ستودنی و در قالب های متنوعی در حال انجام است. در همه مفاهیم (آموزشی) مرتبط با اینتلاش های تربیتی، همواره کوشش بر این است که سه عنصر با هم آمیخته شود: دانش، عواطف و نسبت فرد با رفتار خویش. در منطقِ تربیتی، دسترسیِ مستقیم به آگاهیِ یادگیرنده ناممکن است. اگرچه هیچ تضمینی وجود ندارد که آموزشِ صلح اثربخشی دارد، اما می دانیم که تعلیم و تربیت به طور کلی کارآمد است.
Identifying, Analyzing And Ranking the most popular sources Of Curriculum Studies In Iran From The perspective Of Doctoral Students(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۲, Issue ۴, Winter ۲۰۲۴
76 - 86
حوزههای تخصصی:
The purpose of the article is to identify,analyze and rank the most popular sources (translated and authored) in the field of curriculum studies at the moment.The research method was qualitative content analysis (inductive), Shannon entropy and TOPSIS methods.The research field the qualitative method was all experts and university faculty members in the field of curriculum studies in Iran. Participants were selected using available and snowball sampling and data were collected using semi-structured interviews. Finally, 15 participants were invited to interviews which reached the theoretical saturation limit. Then, using the method of thematic analysis, the data were coded and analyzed.The validity and reliability of the research was checked and confirmed based on reliability, transferability, generality and verifiability of the indicators.The statistical population of the Shannon entropy method and TOPSIS was the doctoral students of the Curriculum Studies Department of Tehran Universities, 112 people were selected based on the formula of sample size and answered the questionnaire through available sampling and researcher-made(structured) questionnaire tool. Finally, according to the obtained components extracted from the interviews with expert faculty members as well as the answers of doctoral students, analysis was done and the results were extracted.According to the obtained results,12 works were ranked.
الگوهای جهانی برای آموزش محتوا در آموزش تاریخ
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی الگوهای جهانی در آموزش محتوا در آموزش تاریخ پرداخته است. هدف اصلی این تحقیق، شناسایی و تحلیل رویکردهای مختلف تدریس تاریخ در کشورهای مختلف و مقایسه تأثیر این الگوها بر فرآیند یادگیری دانش آموزان است. آموزش تاریخ به عنوان یکی از ارکان اساسی سیستم های آموزشی، تأثیر بسزایی در شکل دهی به هویت فرهنگی و فکری جوامع دارد. این تحقیق با بررسی الگوهای آموزشی در کشورهای مختلف، از جمله کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، به شناسایی ویژگی های کلیدی و تفاوت های موجود در تدریس تاریخ پرداخته است. نتایج نشان داد که در کشورهای پیشرفته، استفاده از روش های ساخت گرایانه، تحلیل منابع تاریخی و تقویت تفکر انتقادی مورد توجه قرار دارد. در این کشورها، تاریخ به طور پویا و به روزرسانی شده تدریس می شود و بر تنوع دیدگاه ها در خصوص رویدادهای تاریخی تأکید می شود. در مقابل، در برخی کشورهای در حال توسعه، آموزش تاریخ بیشتر به عنوان ابزاری برای تقویت هویت ملی و تقویت وحدت اجتماعی مطرح است. همچنین، در این تحقیق به نقش فناوری های نوین در آموزش تاریخ اشاره شده است و نتایج نشان داد که استفاده از ابزارهای دیجیتال و منابع آنلاین می تواند فرآیند یادگیری را تسهیل کند. بر اساس این یافته ها، پیشنهادهایی برای بهبود روش های تدریس تاریخ و بومی سازی محتواهای آموزشی ارائه شده است
The Viewpoints of Some Great Islamic Philosophers and Theologians Regarding the Nature of Practical Reason Propositions
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۳,No ۳, Issue ۸, (۲۰۲۴)
7 - 32
حوزههای تخصصی:
Philosophical inquiry into practical matters, similar to theoretical views, has been a subject of investigation by Islamic thinkers. The viewpoints of Muslim wise men (hakims) regarding the nature of practical reason and propositions based on it have varied. Some of them, like Avicenna, Khwaja Nasir al-Din Tusi, and Allameh Tabataba'i, consider practical reason propositions to be of the type of "mashhurat" (common opinions) and "e'tebariyat" (Conventionalities) among humankind, positing no reality beyond them. Therefore, they deem practical rational insights unusable in demonstrative arguments. Others, such as Mulla Hadi Sabzevari, Lahiji, and Mohammad Baqir Sadr, emphasize the certainty and reality of these propositions and believe that practical reason propositions can be used in demonstration. This article, using a descriptive-analytical method, re-examines the views of some hakims and theologians to contribute to the understanding of the identity of practical reason and the philosophy of ethics among Islamic thinkers.
تضادهای محلی در بستر فرهنگ و جامعه ایرانی (مورد مطالعه: آیین اوبَجَ در ششتمد خراسان رضوی)
در نیم قرن اخیر یکی از مهم ترین پرسش هایی که بخشی از مطالعات روستایی ایران را به خود معطوف داشته، این پرسش بوده است که آیا ایرانیان مشارکت گریز هستند یا مشارکت گرا. گروهی از پژوهش ها، با برجسته سازی تضادهای محلی در جامعه ایرانی، ایرانیان را در کار گروهی و جمعی ناکارآزموده تلقی می کنند. در مقابل چنین دیدگاهی، گروهی از پژوهشگران با استناد به شواهد میدانی، از وجوه وفاق آمیز در جامعه روستایی ایران سخن به میان آورده اند. در این میان، پژوهشِ حاضر ضمن پذیرش وجود تضاد در جامعه روستایی ایران، به دنبال پاسخی برای این پرسش است که سازوکارهای فرهنگی چگونه تضاد را در جامعه ایرانی مدیریت و کنترل می کنند. در این چارچوب، مطالعه حاضر با بررسی یک آیین مدیریت آب در خراسان، در نظر دارد نشان دهد چگونه تضادها و کشمکش ها در بسترِ فرهنگ جامعه ایرانی حل وفصل و مدیریت می شوند. این موضوع با استفاده از روش شناسی کیفی و ملهم از نگاه نظری مردم شناسی به موضوع تضاد، سازمان دهی شده است. یافته ها و نتایج پژوهش، آیین مطالعه شده را به مثابه یک موقعیت میانجی در پس وپیش موقعیت های سیاسی تحلیل می کند. براساس نتایج حاصل از این پژوهش، می توان گفت جامعه ایرانی به رغم تضادها و تنش های محلی و جز آن، به مدد توسل به سازوکارهای فرهنگی و آیینی، در تاریخ انسجام و پایداری اجتماعی خویش را حفظ کرده است.
بررسی مبنای متفاوت بودن معنا، مفهوم و مصداق در تفسیر عینیت از اصالت وجود صدرایی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
42 - 25
حوزههای تخصصی:
مسئله اصالت وجود و اعتباریت ماهیت، یکی از مهم ترین مباحث فلسفه اسلامی و زیربنای بسیاری از مسائل حکمت متعالیه و مرز بین فیلسوفان اسلامی و غرب می باشد که طرح آن به عنوان یکی از پایه ها و مبانی فلسفه اسلامی، از ابتکارات و افتخارات صدرالمتألهین است. در عصر حاضر، در تفسیر اصالت وجود صدرالمتألهین اختلاف است؛ به طوری که برخی هم مفهوم ماهوی را حقیقتاً و بالذات قابل صدق بر واقعیت خارجی می دانند و هم واقعیت خارجی را از سنخ ماهیت می دانند، یعنی علاوه بر صدق حقیقی مفهوم ماهوی بر خارج، به عینیت خارجی ماهیت قائل اند و در عین حال آن را با اعتباریت ماهیت منافی نمی دانند. برخی نه به عینیت ماهیت قائل اند و نه حتی مفهوم ماهوی را حقیقتاً و بالذات قابل صدق بر واقعیت خارجی می دانند. برخی نیز به عینیت ماهیت قائل نیستند، اما مفهوم ماهوی را حقیقتاً و بالذات بر واقعیت خارجی صادق می دانند؛ یعنی، بعضی ماهیت را حد وجود دانسته، بعضی تصور و خیال الوجود و بعضی عین و متن وجود. پژوهش حاضر به بررسی برداشت عینیت از ماهیت پرداخته با عنوان تفسیر عینیت از آن یاد کرده است و با روشی توصیفی- تحلیلی، و با هدف تبیین اصالت وجود صدرایی، به بررسی یکی از مبانی تفسیر عینیت از اصالت وجود صدرایی پرداخته است. در تفسیر عینیت، وجود با ماهیت مقایسه شده و احکام وجود به ماهیت نسبت داده شده است و یکی از مبانی که توانسته اجازه چنین مقایسه نادرستی را صادر نماید، متفاوت بودن معنا از مفهوم و مصداق، در دیدگاه صاحب تفسیر عینیت است. نوشته پیش رو مبنای مذکور را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که: 1. «موجود» مشترک در دو اصطلاح «صدق بالذات» و «هویت خارجی» است و بنابر اصالت وجود، هرچند موجود به اصطلاح اول (صدق بالذات) بر «ماهیت» صادق است، ولی موجود به اصطلاح دوم (هویت خارجی) بر آن صدق نمی کند، ولی هر دو اصطلاح موجود، بر «وجود» صادق است. 2. در تفسیر عینیت از موجود به معنای اول بودن ماهیتْ، به موجود به معنای دوم بودن ماهیتْ رسیده است و حال آنکه جایگاه ماهیت فقط ذهن است و شیئیت آن فقط مفهومى بوده و شأن آن فقط حکایت از واقعیت خارجى است و سهم آن از واقعیت خارجى فقط صدق حقیقى بر آن و اتحاد با آن است (موجود به معنی اول)، نه اینکه خودِ همان واقعیت خارجى باشد (موجود به معنی دوم). 3. تفاوت بین مفهوم، معنی و مصداق، صحیح نیست؛ زیرا معنا، مصداق نبوده و همان مفهوم است و اختلاف آنها اعتباری است. 4. تفاوت بین مفهوم، معنا و مصداق، بر طبق دستگاه تفسیر عینیت نیز نمی تواند صحیح باشد؛ زیرا بر طبق دستگاه تفسیر عینیت، معنا به مصداق رجوع می کند و نمی توان آن را امری جدای از مصداق در نظر گرفت. 5. «مفهوم» از آن جهت که «کلی» است، حیث حاکویت دارد و حاکی است و از این جهت که به وجودی عینی و شخصی «موجود» است، همواره محکی است و در تفسیر مذکور این دو حیث های مفهوم به عنوان دو امر جدای از هم انگاشته شده است.
وضعیت شناسی نظریه تحول خانواده، گامی به سوی تحول خداسوی خانواده(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از پایه های مفهومی در مطالعات خانواده، نظریه تحول خانواده است. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی نظریه تحول خانواده و ارائه دسته بندی از دیدگاه های گوناگون، ارزیابی رویکردهای موجود و سرانجام، حرکت به سمت تحول خداسوی خانواده است. روش پژوهش «فراترکیب» و رویکرد آن «تحلیل انتقادی» بوده و گردآوری داده ها با استفاده از جستجوی کلیدواژه ای در پایگاه های داخلی و خارجی صورت گرفته است. براین اساس، پس از بررسی 585 مقاله، 66 مقاله وارد فرایند پژوهش شدند. بر طبق یافته های پژوهش ، نظریه تحول خانواده را می توان به دو رویکرد کلاسیک و دینامیک در دو برهه زمانی چهل ساله تقسیم نمود. در ذیل رویکرد کلاسیک، هفت مرحله دووال و چرخه زندگی مک گلدریک و در ذیل رویکرد دینامیک نظریه گذار، مدل سیستماتیک و نظریه چندبعدی، مطالعه و مقایسه شدند. پس از آن، در بخش نتیجه گیری ، با بررسی انتقادی اختصاصی رویکرد کلاسیک در سطح روبنایی، هفت انتقاد، شامل شبهه جهان شمولی، تمرکز بر تک نسل، کم توجهی به تنوع ساختاری، پراکندگی و ناهمگرایی، سردرگمی در سطوح تحلیل، مشکلات روش شناختی و تصور وجود رابطه علی بین انجام تکالیف و گذر از مراحل مطرح می شود. همچنین بررسی انتقادی اختصاصی رویکرد داینامیک در سطح روبنایی، شامل چهار انتقاد کارکردزدایی، ساختارزدایی، جنسیت زدایی و ارزش زدایی شده است. پس از آن با بیان انتقادات اشتراکی نظریه تحول خانواده در سطح زیربنایی در چهار حوزه معرفت شناختی، انسان شناختی، هستی شناختی و ارزش شناختی، لایه های زیرین نظریه تحول خانواده به چالش کشیده می شود. درنهایت، با استفاده از تعریف خانواده و مؤلفه های تحولی آن در دیدگاه چندبعدی معنوی، گامی در جهت حرکت به سوی تحول خداسوی خانواده برداشته شد.
رهیافت جنسیتی به جایگاه «عقل» و «جمال» در کلام امام علی (ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
آموزه های قرآن به همراه احادیث اهل بیت ((ع))، دو رکن اساسی و مهم دین اسلام را تشکیل می دهند. قرآن، کلام پروردگار و مصون از هرگونه تحریف است، اما روایات بر اثر عوامل مختلف، دستخوش تغییراتی شده اند که این امر، ضرورت ارزیابی و پالایش آنها را دوچندان می نماید. مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی حدیث «عُقُولُ النِّسَاءِ فِی جَمَالِهِنَّ وَ جَمَالُ الرِّجَالِ فِی عُقُولِهِمْ» به عنوان سخنی منقول از امام علی(ع) در جوامع روایی است که خِرد زن را وابسته به زیبایی وی و زیبایی مرد را در گرو خِرد او معرفی نموده است. تبیین چرایی و علت این تقابل و نیز پیامد برداشت های ناصحیحی که ممکن است از روایت فوق صورت پذیرد، بر اهمیت بررسی و اعتبارسنجی آن می افزاید. نوشتار پیش رو به روش توصیفی- تحلیلی و با هدف پرده برداری از مراد اصلی گوینده کلام نگارش یافته است. یافته های پژوهش نشان می دهد سند این روایت، به دلیل حضور راوی مجهول، ضعیف و همچنین به دلیل وجود طریقی واحد در نقل آن (تفرّد) غیرقابل اعتماد است. محتوای روایت نیز می تواند اشاره به طرز فکری از نگاه عموم مردم؛ یا تفاوت های طبیعی در خلقت زن و مرد و تمایلات هر کدام؛ و یا غلبه خارجی در صدر اسلام به دلیل کم توجهی به امر تعلیم وتربیت زنان داشته باشد. همچنین باید گفت تفاوت ادراکی زن و مرد در عقل «نظری» است (نه عقل «عملی») که تاثیری بر سعادت یا کمالات انسانی نخواهد داشت؛ و واژه جمال نیز به طور مطلق بر هرگونه زیبایی ظاهری و باطنی (نه فقط «زیبارویی») دلالت دارد. نتیجه آنکه، سخن امام(ع) در مقام ارزش گذاری یکی بر دیگری نیست؛ بلکه درصدد گزارش از یک واقعیت تکوینی در کیفیت خلقت زن و مرد بوده و ناظر به حالات طبیعیِ انسانی بیان شده است.
طراحی مدل مسئولیت سازمانی با تاکید بر بهبود شرایط کاری زنان شاغل (مورد مطالعه: سازمان جهاد کشاورزی استان سمنان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۵
123 - 154
حوزههای تخصصی:
امروزه، تعداد زنان شاغل در سازمان ها به شدت افزایش یافته و آن ها نقش تعیین کننده ای در موفقیت بسیاری از سازمان ها ایفا می کنند. با این وجود، هنوز شرایط سازمان ها برای فعالیت زنان شرایط مطلوبی ندارد و آن ها نتوانسته اند نسبت به ایفای مسئولیت خود در قبال این قشر از جامعه موفق باشند. از این رو، هدف تحقیق طراحی مدل مسئولیت سازمانی با تاکید بر بهبود شرایط کاری زنان شاغل است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی-توسعه ای و به لحاظ روش شناسی از نوع تحقیق آمیخته محسوب می شود. در مرحله کیفی، از مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و تکنیک تحلیل مضمون برای طراحی مدل استفاده شد. بدین منظور با 20 نفر از خبرگان که با روش هدفمند مبتنی بر معیار انتخاب شدند، مصاحبه به عمل آمد. در بخش کمی نیز با روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS به اعتبارسنجی الگوی ایجاد شده پرداخته شد. بدین منظور با ابزار پرسشنامه از 89 نفر از کارمندان زن در سازمان جهاد کشاورزی در استان سمنان نظرخواهی شد. براساس یافته ها، پنج دسته متغیر شامل مسئولیت سازمانی، راهبردها و اقدامات، پیش آیندها، عوامل تعدیل گر و پیامدها شناسایی گردید. براساس یافته های بخش کمی، کلیه عوامل شناسایی شده و مدل تایید شد. همچنین، مقدار ضریب تعیین محاسبه شده برای مسئولیت سازمانی مقدار 785/0 و برای متغیر پیامدها 719/0 است. نهایتا، نتایج تحقیق نشان داد که مسئولیت سازمانی برای بهبود شرایط کاری زنان دارای ابعاد چندگانه شامل اخلاقی، دینی و شرعی، نوع دوستانه، قانونی، شغلی و اصول وقواعد سازمانی است و مجموعه ای از معیارهای انسانی و سازمانی را در برمی گیرد.
سواد الگوریتمی و نقش کتابداران در آموزش آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، مطالعه مفهوم و ضرورت سواد الگوریتمی و نیز نقش کتابداران در آموزش این سواد است.
روش پژوهش: این پژوهش به روش مروری روایتی انجام شده است. بدین صورت که با جستجوی عبارت سواد الگوریتمی در پایگاه های علمی معتبر داخلی و خارجی، مقالات مرتبط استخراج شد. سپس، این مفهوم، از لحاظ تعریف، ابعاد، مؤلفه ها و دیگر جنبه ها مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت و اتفاق نظرها، اختلاف نظرها و شکاف های پژوهشی، آشکار گردید.
یافته ها: بررسی متون مشخص ساخت که با وجود این که در خارج از کشور طی سال های اخیر، پژوهش هایی در مورد سواد الگوریتمی انجام گرفته است، هنوز در ایران به بررسی این مفهوم، پرداخته نشده است. در این پژوهش، توسعه مفهوم سواد از عصر اطلاعات تا عصر هوش مصنوعی بررسی شد. همچنین، به تعاریف مختلفی که در مورد سواد الگوریتمی وجود دارد اشاره شد. در ادامه، به ابعاد و مؤلفه های سواد الگوریتمی و اهمیت و ضرورت آن پرداخته شد و در پایان، نقش کتابداران و کتابخانه ها در آموزش سواد الگوریتمی، مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
نتیجه گیری: برسی متون مربوط به سواد الگوریتمی نشان داد که هنوز تعریف واحد جهانی از سواد الگوریتمی وجود ندارد ولی تعاریف موجود، بر آگاهی از نحوه کارکرد الگوریتم ها و مهارت ارزیابی انتقادی آن ها تأکید دارند. همچنین، ابعاد و مؤلفه های مختلفی توسط پژوهشگران مطرح شده است که در مجموع، این پژوهش ها نشان داد سواد الگوریتمی با ابعاد شناختی، رفتاری و عاطفی کاربر در ارتباط است. امروزه با گسترش روزافزون استفاده از الگوریتم ها در سایه توسعه سریع هوش مصنوعی، لزوم برخورداری از این سواد، ملموس تر است. کتابداران به عنوان پیشگامان در آموزش سواد اطلاعاتی، اکنون می توانند با توجه به رسالت ذاتی خود به عنوان تسهیلگران آموزش و پژوهش، به آموزش سواد الگوریتمی به کاربران کمک و مبادرت ورزند.
وضعیت حقوقی قراردادهای معارض با عقد معلق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و حقوق خصوصی سال اول زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
72 - 92
حوزههای تخصصی:
هر چند در عقد معلق، آثار عقد تنها بعد از حصول شرط تعلیقی ظاهر می گردد، اما این مطلب هرگز به این معنا نیست که عقد معلق قبل از حصول شرط تعلیقی فاقد اثر است، بلکه اثر عقد معلق قبل از حصول شرط در عقود تملیکی را می توان ایجاد نوعی مالکیت تعلیقی برای خریدار دانست. شاید به دلیل وجود چنین حقی برای متعهدٌله در عقد معلق (قبل از حصول شرط) بتوان قرارداد معارض با آن را غیرنافذ یا باطل دانست، اما با بررسی ادله هریک از سه قول بطلان، عدم نفوذ و صحت چنین قراردادهایی می توان گفت قرارداد معارض با عقد معلق صحیح می باشد. این به معنای نادیده گرفتن حق متعهدٌله در عقد معلق نیست بلکه به موجب قرارداد معارض مورد معامله به همراه حق عینی خریدار در عقد معلق به متعهدٌله قرارداد معارض منتقل خواهد شد. البته برای تعیین سرنوشت نهایی قرارداد معارض باید منتظر وضعیت نهایی شرط تعلیقی ماند. در صورت عدم حصول آن حق عینی خریدار در عقد معلق بر روی مورد معامله از بین می رود و در صورت حصول آن باید دید آثار عقد معلق از چه زمانی بر آن بار می شود و میان ناقلیت و کاشفیت حصول معلق علیه تمایز قائل شد.
درآمدی بر موانع توسعه هنر در نظام آموزش عالی کشور (با تاکید بر حوزه هنرهای تجسمی)
حوزههای تخصصی:
مروری بر وضعیت آموزشی و پژوهشی هنر در نظام آموزش عالی کشور نشانگر وجود موانع و چالش هایی است که موجبات ضعف توسعه هنر به ویژه هنرهای تجسمی را در جوانب مختلف باعث شده است. با در نظر گرفتن پیشینه درخشان هنر ایران و پتانسیل غنی این سرزمین در ارتقای سطوح آموزشی و پژوهشی هنر در دوران معاصر، این مساله مطرح می شود که چه موانعی در رشد و توسعه هنر در نظام آموزش عالی کشور دخیل هستند؟ و حوزه هنرهای تجسمی از چه وضعیتی برخوردار است؟ به نظر می رسد ضعف کارگروه های مدیریتی و نظارتی وزارت علوم در تدوین قوانین، جهت دهی و نظارت بر عملکرد مراکز آموزش عالی هنر در کشور سهم مهمی در ایجاد این افول داشته است؛ از جمله این مشکلات می توان به عدم به روزرسانی قوانین و برنامه دروس آموزشی در مقاطع تحصیلی مختلف به ویژه در حوزه هنرهای تجسمی اشاره کرد که با تحولات جهانی همگام نیست و نیازهای جامعه را مرتفع نمی سازد. همچنین عدم تبیین جایگاه اثر بدیع و ارزنده هنری به عنوان مهمترین دستآورد علمی فعالیت عضو هیات علمی گروه هنر است که در آیین نامه های سنجش و پایش عملکرد مدرس در اولویت نخست قرار ندارد. این نقص سبب شده تا ارزیابی عملکرد اعضای هیات علمی گروه هنر با اشل های متناسب با ماهیت گروه های غیرهنری صورت گیرد و به فعالیت حرفه ای هنرمند که نقش فزاینده ای در توسعه هنر در نظام آموزش عالی دارد، کمتر توجه شود. ضعف حمایت از فعالیت های برون مرزی هنرمندان جهت شرکت در رویدادهای معتبر هنرهای تجسمی و همچنین کمبود نشریات بین المللی هنر دارای نمایه علمی معتبر، به عنوان مهمترین رسانه علمی در ترویج دستآوردهای هنر معاصر ایران در عرصه بین المللی از دیگر نواقصی است که مشهود است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی به انجام رسیده و از منابع کتابخانه ای- الکترونیکی بهره گرفته است.
تاثیر رنگ در محاسبه بُعد با تاکید بر هنر فرکتال
حوزههای تخصصی:
رنگ یکی از مهمترین عناصر تجسمی برای تشخیص پدیده ها از یکدیگر است که بیانگر اطلاعات و احساسات و ناگفته های زیادی می باشد و در نمایش جزئیات ساختار فرکتال ها موثر است. منظور از هنر فرکتال هنر بصری بدیع و تازه ای در هنر دیجیتال است که از تکثیر توابع منطقی ریاضی پدید آمده است. هندسه فرکتال به عنوان هندسه طبیعت در بسیاری از هنر های تجسمی وجود دارد و رنگ نیز به عنوان یک عنصر جدایی ناپذیر درکنار فرم در هنر فرکتال جلوه گری می کند؛ با توجه به اینکه بُعد فرکتال معرف میزان پیچیدگی، نامنظمی و ناهمواری است، رنگ می تواند میزان این پیچیدگی ها، نامنظمی ها و ناهمواری ها را از نظر بصری کاهش یا افزایش دهد. لذا این سوال مطرح می شود که عامل رنگ به چه میزان در محاسبه بُعد که از ویژگی های مهم فرکتال هاست، موثر می باشد؟ هدف این پژوهش دستیابی به میزان تاثیر رنگ بر بُعد، در هنر فرکتال است. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش توصیفی و تحلیلی است. برای داده اندوزی از روش کتابخانه ای و برای تعیین ابعاد فرکتال از نرم افزار فرکتالیز استفاده می شود. نمونه های رنگی پس از ورود به نرم افزار به تصویر خاکستری و سپس به تصویر باینری تبدیل می شوند و بُعد فرکتال آن محاسبه می گردد. با محاسبه بُعد نمونه ها در رنگ های آبی، قرمز و سبز این نتیجه حاصل شد که پس از رنگ سیاه، آبی بالاترین و سبز کمترین بُعد فرکتال را دارد. لذا با توجه به نتایج به دست آمده، رنگ یک عامل مهم در میزان بُعد فرکتال می باشد و رنگ های مختلف اثرات متفاوتی در بُعد خواهند داشت.









