مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۲۱ تا ۳٬۷۴۰ مورد از کل ۵۴۶٬۷۸۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
This study aimed to evaluate the effectiveness of Cognitive-Behavioral Therapy (CBT) in reducing obsessive-compulsive symptoms and modifying early maladaptive schemas in married women aged 18 to 25 years diagnosed with obsessive-compulsive disorder (OCD). Methods: This research was conducted as a randomized controlled trial (RCT) with a pre-test, post-test, and five-month follow-up design. A total of 30 married women aged 18 to 25 years residing in Tehran were selected and randomly assigned to either the CBT intervention group (n = 15) or a waitlist control group (n = 15). The intervention group participated in 12 weekly CBT sessions (60-90 minutes each), while the control group received no intervention during the study period. Data were collected using the Young Schema Questionnaire-Short Form (YSQ-SF) to assess maladaptive schemas and the Yale-Brown Obsessive Compulsive Scale (Y-BOCS) to measure OCD symptom severity. Statistical analysis was conducted using repeated-measures ANOVA and Bonferroni post-hoc tests in SPSS-27 to evaluate changes in symptoms and cognitive patterns over time. Findings: The ANOVA results showed a significant time effect (F = 124.68, p < 0.001) on both OCD symptoms and maladaptive schemas, with participants in the CBT group demonstrating substantial reductions in both variables from pre-test to post-test and sustained improvements at follow-up. The Bonferroni post-hoc test confirmed significant differences between pre-test and post-test (p < 0.001) and pre-test and follow-up (p < 0.001) in both OCD symptoms and schemas, indicating that CBT led to both immediate and long-term benefits. Conclusion: The results suggest that CBT is an effective intervention for reducing OCD symptoms and modifying maladaptive schemas in young married women, with treatment effects persisting over time.
بررسی رابطه وابستگی به فضای مجازی و افت تحصیلی با نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه وابستگی به فضای مجازی و افت تحصیلی با نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در دانش آموزان بود. روش شناسی: در این مطالعه توصیفی- همبستگی، کلیه دانش اموزان دختر پایه سوم متوسطه دوم ناحیه 2 ساری بود که بنا بر استعلام از معاونت آموزشی اداره آموزش و پرورش ناحیه 2 ساری، برابر با 950 نفر بود که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند. برای تعیین حجم نمونه آماری با استفاده از جدول کرجسی و مورگان برابر با 265 نفر به دست آمد. از پرسشنامه وابستگی به فضای مجازی صادق زاده و همکاران (1397)، افت تحصیلی موسوی پناه و همکاران (1394)، خودتنظیمی هیجانی هافمن و کاشدان (2010) برای گردآوری داده ها استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کلموگروف- اسمیرنف، آزمون همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS و Smart PLS استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد اثر مستقیم وابستگی به فضای مجازی بر خودتنظیمی هیجانی با ضریب مسیر (518/0) و (925/3= t)، اثر مستقیم خودتنظیمی هیجانی بر افت تحصیلی با ضریب مسیر (540/0) و (069/2= t) و اثر مستقیم وابستگی به فضای مجازی بر افت تحصیلی با ضریب مسیر (601/0) و (665/5 = t) معنادار و مثبت است و با توجه به این نتایج رابطه بین متغیرهای پژوهش تأیید می شود. مقدار ضریب اثر غیرمستقیم وابستگی به فضای مجازی بر افت تحصیلی برابر 880/0 است که نشان می دهد نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین وابستگی به فضای مجازی بر افت تحصیلی معنی دار است. نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت که مداخلات آموزشی و روان شناختی با هدف تقویت مهارت های خودتنظیمی هیجانی می توانند نقش مهمی در کاهش وابستگی به فضای مجازی و بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان ایفا کنند. آموزش مهارت های تنظیم هیجان در برنامه های درسی و مشاوره ای مدارس می تواند یکی از راهبردهای مؤثر در این زمینه باشد. همچنین آگاه سازی والدین و معلمان نسبت به این پیوند می تواند آنان را در حمایت مؤثرتر از دانش آموزان یاری رساند.
Exploring Overlooked Features of Online Touchpoints in Multitouch Attribution Models: A Qualitative Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The challenge of allocating marketing budgets across multiple online channels is a significant issue for practitioners and continues to be a compelling area of research within the academic community. Many practitioners attribute credit to touchpoints in analyzing online users’ journeys based on intuition or by comparing existing models. Touchpoints are the interaction moments between companies and customers. Marketers monitor all data related to touchpoints throughout the customer journey and attempt to assess the impact of each advertising channel. Understanding each touchpoint is crucial for making decisions about budget allocations and setting inventory prices. Numerous studies have been conducted to categorize and analyze touchpoints. However, a detailed and comprehensive study on this topic is lacking. In this study, nine semi-structured interviews were conducted with experts and academics in the field, leading to the identification of 35 distinct touchpoint features. The features were extracted using MAXQDA software and a thematic analysis methodology. These features have been organized into five main categories: Time (9 features), Technology (6 features), Marketing (7 features), Visits (7 features), and Events (6 features). Utilizing these features allows for detailed monitoring of online user behavior, and by integrating them into attribution models, it becomes possible to make accurate predictions about conversions.
بررسی مفاهیم، منابع و معیارهای اخلاقی در اوستای نو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
101 - 116
حوزههای تخصصی:
اوستای نو که بیشترین حجم کتاب اوستا را در برمی گیرد شامل نسک های ناهمگون از لحاظ زبان و محتوی است که به ظاهر در دوران ثبات اجتماعی جامعه ی زردشتی نگاشته شده است. این مقاله در پی اخلاق شناسی کتاب اوستای نو است تا مفاهیم (معناشناسی فضیلت و رذیلت اخلاقی)، منابع (حسن و قبح های اخلاقی در مقام اثبات) و معیارهای اخلاقی (فضیلت گرایی یا نتیجه گرایی یا تکلیف گرایی) در این کتاب را به گونه ای منسجم مورد بررسی قرار دهد. روش این مقاله توصیفی - تحلیلی است و برای جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای بهره می گیرد. در پایان، تعریف غالب فضیلت در اوستای نو انجام درست خویشکاری طبقاتی توسط هر فرد و تعریف رذیلت، عدم انجام یا انجام نادرست وظایف طبقاتی است. معیار غالب اخلاقی در اوستای نو فضیلت گرایی ناظر به غایت گرایی است هرچند در برخی مواضع، وظیفه گرایی طبقاتی برآمده از مفهوم فرّه نیز در آن پررنگ می شود. کفه ی حسن و قبح های اخلاقی در این متون به سمت شرعی بودن متمایل است.
The Unethical Nature of Maneuvers Leading to Delays in Civil Proceedings for the Establishment of Justice(مقاله علمی وزارت علوم)
Introduction: Fair and equitable proceedings, as one of the most fundamental ethical demands in the legal system, can have positive consequences in the legal system. In the process of civil proceedings, resorting to various means can prolong the proceedings and even violate the rights of the other party. Deviating the course of proceedings by resorting to delaying maneuvers will unfairly seize time in favor of one party and to the detriment of the other. In this article, an attempt has been made to explain the unethical nature of maneuvers leading to delays in civil proceedings and to identify it as an independent entity that has its own definition and characteristics. Material and Methods: This article is a descriptive review and the research method is historical, analytical, applied and inductive. Related documents reviewed for the literature and information analyzed. Conclusion: Various circulars have been issued in the Iranian judicial system to eliminate the delay of proceedings, but as long as the unethical nature of the delay maneuvers is not intended, the removal of the delay in the proceedings is inevitable, even in a biased manner by the litigants. These delay maneuvers, in addition to fraud against legal procedures and measures, are observed from the beginning of the proceedings, even before the case is referred to the judge and during the proceedings until its conclusion. By recognizing this independent nature and distinguishing it from similar titles, such as fraud against the law and abuse of rights, preventing the reliance on these causes of delay by litigants in civil proceedings through legislation with the aim of directly dealing with this phenomenon is intended by the Iranian legislator, benefiting from French doctrine and laws and even in a more advanced manner.
إستراتيجيّة حنا مينة حول الحبّ والنضال ضدّ المستعمر الفرنسي في "صراع امرأتين": على ضوء منهج الخطاب النقدي لفيركلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الخریف ۱۴۴۶ شماره ۱۸
27 - 49
حوزههای تخصصی:
إنَّ تحلیل الخطاب یعدّ أحد المنهجیات المتقدّمه فی دراسه الخطاب والتی تتعامل مع اللغه، ویساعد بمساهمه النصّ والکلام علی خلق السلطه الاجتماعیّه والسیاسیّه. اهتم «حنا مینه» الروائی السوری (1924-1991) فی روایاته بالواقعیهِ الاجتماعیهِ وبالصراعِ الطبقی، وکان لجزءٍ من تجاربه الخاصه أثرٌ ممیزٌ فی کتاباته عن معاناهِ الناسِ الیومیهِ، حیث أنّه لم یتوقف عن تجسیدِ الواقعِ المرّ لطفولته، واعتبره ملهماً لروایاته. «صراع إمرأتین» وهی الجزء الثانی من روایته «حاره الشحادین». تطل الأحداث ممتزجه بألوان الحیاه وحبّ وغیره ووطنیه وتضحیه، یفتح حنا مینه وبأسلوبه السردی الممتع نافذه التاریخ على قصه النضال السوری البطولی ضد المستعمر الفرنسی ومساندیه من أهل اللاذقیه مصائر شخصیات متداخله خلال المطارده المثیره فی سوریا وأحیائها. یدور البحث فی ثلاث مستویات: الأوّل «مستوی الوصف» الذی یعالج النسج الخارجی للنصّ، الثانی «مستوی الشرح» الذی یبحث عن الإیدئولوجیا الموجود فی نصّ الروایه، الثالث «مستوی التفسیر» و هو دراسه النسج الداخلی للنصّ و تُعدّ الفکره و العاطفه مغزی هذا النصّ. المنهج الذی اعتمدناه فی هذه المقاله هو المنهج الوصفی-التحلیلی الذی یعالج روایه "صراع امرأتین" علی ضوء رؤیه نورمان فیرکلاف. من أهمّ النتائج التی وصل الیها هذا البحث، هی أنَّ الوصف فی بنیه نصّ الروایه یرکّز علی عنصر التکرار والتناص، وکذلک من جهه تشبیه العبارات التی تتمیّز الروایه عن سائرها. کان مستوى الشرح الذی یعبر عن أیدیولوجیه المؤلف، یروی لنا الکاتب عن کفاح السوریین ضد الاحتلال الفرنسی من خلال امرأتین سوریتین وصراعهما على التفوق فی الکفاح وفی نفس الوقت على قلب رجل. إنَّ مستوی التفسیر یبحث عن السیاق الظرفی فی هذه الروایه والروایه تدور فی اللاذقیه، فی السنه الأخیره من الحرب العالمیه الثانیه.
آنالیز و بررسی تاثیر اقلیم های Sfa, Scb, Sca و Dsa بر روی طراحی غیرفعال ساختمان های با مصرف انرژی نزدیک به صفر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقلیم بحث مهمی قبل از احداث ساختمان می باشد که وابسته به موقعیت جغرافیایی بناست. پارامترهای اقلیمی شامل تابش آفتاب، دما، رطوبت، میزان بارندگی و وزش باد تعیین کننده طرح کلی و اجزاء ساختمان است که باید متناسب با هر اقلیمی طراحی شود. در این مقاله شرایط آسایش و تدابیر مختلف معماری جهت طراحی ساختمان های با مصرف انرژی نزدیک به صفر برای شرایط مختلف اقلیمی ایران برحسب روش کوپن - گایگر با استفاده از روش های غیرفعال پیشنهاد شد. محدوه اقلیم ایران بر اساس طبقه بندی اقلیمی کوپن – گایگر، به 9 اقلیم تقسیم می شود. اقلیم های Sfa, Scb, Sca و Dsa از گروه های مهم اقلیمی ایران هستند که در این پژوهش در نظر می گیریم. با استفاده از روش کوپن - گایگر و چند شهر منتخب در اقلیم های Sfa, Scb, Sca و Dsa توسط نرم افزار CCS با فرمت EPW به روش استاندارد اشری55 و مدل آسایش PMV (شاخص متوسط نظرسنجی پیش بینی شده) تاثیر شرایط اقلیمی بر طراحی ساختمان های با مصرف انرژی نزدیک به صفر پیشنهاد شد. با وارد کردن فایل پارامترهای آب و هوایی شهرهای منتخب در نرم افزار کلایمت کانسالتنت نتایج خروجی شامل چارت سایکرومتریک، نمودار سایه خورشیدی، نمودار چرخ باد و دیگر نتایج بدست آمد. همچنین پارامترهای معماری غیرفعال برای طراحی ساختمان با مصرف انرژی نزدیک به صفر همانند جهت قرارگیری پنجره ها، پوشش کف، مقدار ساعت گرمایش غیرفعال خورشیدی و دیگر پارامترهای مورد بررسی قرار گرفت.
مدل سازی پارادایمیِ فتنه 1401 در جمهوری اسلامی ایران با رویکرد تمدنی مبتنی بر راهبرد گراندد تئوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۱
83 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، مدل سازیِ پارادیمی اغتشاشات 1401 در ایران با رویکرد تمدنی و مبتنی بر راهبرد گراندد تئوری است. این پژوهش به لحاظ فلسفی، در پارادایم تفسیری و به لحاظ روشی، در پارادایم کیفی قرار می گیرد. برای گردآوری داده ها با 19 نفر از خبرگان علوم سیاسی و انقلاب اسلامی مصاحبه انجام شد. در نهایت با روش کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی، 51 کد باز در هفت مقوله شناسایی و در قالب مدل پارادایمی، مدل سازی شد. بر اساس یافته های این پژوهش، «انقلاب اسلامی زمینه ساز ظهور تمدن بزرگ اسلامی» به عنوان «مقوله محوری» شناسایی شد. همچنین «مواجهه تمدنی انقلاب اسلامی و غرب» به عنوان «شرایط علّی»؛ «شیوع سبک زندگی غربی» و «ضعف رویکرد الهی در نظام تعلیم و تربیت» به عنوان «شرایط مداخله گر»؛ «کژکارکردهای حکمرانی» به عنوان «شرایط زمینه ای»؛ «راهبردهای حکمرانی مبنا» به عنوان «راهبردها»؛ و «استحکام ساخت درونی نظام» به عنوان «پیامدها» احصا شد.
بررسی تأثیر انطباق پذیری مسیر شغلی بر اضطراب شغلی با توجه به نقش میانجی چشم انداز زمانی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
219 - 245
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه بررسی تاثیر انطباق پذیری مسیر شغلی بر اضطراب شغلی با توجه به نقش میانجی چشم انداز زمانی آینده بود . پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است. روش براساس ماهیت و روش اجرا، توصیفی-همبستگی و با توجه به مطالعه تاثیر متغیرها به نوعی از شیوه علی بود. جامعه آماری این تحقیق 960 نفر از پرستاران و کادر درمان بیمارستان تخصصی و فوق تخصصی لاله در شهرک غرب تهران بوده است. محاسبه تعداد نمونه آماری با توجه به فرمول کوکران، تعداد اعضای نمونه آماری 274 نفر انتخاب شدند. روش نمونه گیری تصادفی ساده و گردآوری اطلاعات از دو روش اسنادی و میدانی استفاده شد. پرسشنامه های تحقیق شامل انطباق پذیری شغلی ساویکاس و پورفلی (2012)، چشم انداز شغلی آینده زیمباردو و بوید (1999) و اضطراب شغلی موسسه سلامت و ایمنی انگلستان (HSE) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار ایموس استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از این بود که انطباق پذیری شغلی بر اضطراب شغلی تاثیر منفی و بر چشم انداز زمانی آینده تاثیر مثبت و معناداری دارد. انطباق پذیری شغلی تاثیری منفی بر اضطراب شغلی داشته و چشم انداز زمانی آینده بر این رابطه اثر منفی و اثر میانجی معکوسی دارد؛ این طور می توان نتیجه گرفت که جنبه های خاصی از منابع سازگاری شغلی می تواند ادراک مثبت از آینده را افزایش دهد و پیامدهای عاطفی منفی را کاهش دهد و هر دو ممکن است بر رفتارهای مرتبط با شغل تأثیر بگذارند.
اثربخشی آموزش درمان هیجان مدار بر شفقت به خود در دانش آموختگان روان شناسی
منبع:
نوآوری های اخیر در روان شناسی سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
14 - 26
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش اثربخشی آموزش درمان هیجان مدار بر شفقت به خود دانش آموختگان روان شناسی بررسی شد. طرح پژوهش آمیخته توضیحی بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموختگان کارشناسی ارشد روان شناسی در شهر مشهد تشکیل می دادند. در ابتدا در یک مطالعه نیمه آزمایشی با الگوی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه اثربخشی آموزش درمان هیجان مدار مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 24 نفر به شیوه نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش در ۴ جلسه ۸ ساعته آموزش درمان هیجان مدار پیشرفته را دریافت کرد. ابزار گردآوری داده ها در این مطالعه فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود (SCS-SF) بود و داده ها با تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. در ادامه به منظور آگاهی از تجربه زیسته افراد شرکت کننده، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و نتایج از طریق تحلیل محتوا کدگذاری شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش درمان هیجان مدار بر شفقت به خود شرکت کنندگان گروه آزمایش تأثیر معناداری دارد (0.01>P). تحلیل مصاحبه ها نیز نشان داد که شرکت کنندگان گروه آزمایش، دریافت مداخله را بر کاهش ترس از ورود به فرایند درمانگری و افزایش آگاهی و اعتماد به نفس موثر می دانستند. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان از کارگاه آموزشی درمان هیجان مدار به منظور افزایش شفقت به خود به عنوان یک مهارت شخصی جهت آماده سازی درمانگران بهره برد.
پیش بینی نگرانی براساس سازه های بهزیستی اجتماعی و خوش بینی در مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
136 - 151
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش بینی نگرانی براساس سازه های بهزیستی اجتماعی و خوش بینی در مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی انجام شد. روش پژوهش : روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی شهر تبریز در سال تحصیلی 1399-1398 بودند. تعداد 123 نفر از این مادران با روش نمونه گیری دردسترس به عنوان گروه نمونه پژوهش انتخاب شدند. از ابزارهای بهزیستی اجتماعی کیز، مقیاس خوش بینی کارور و شیر و پرسشنامه ابراز نگرانی پنسیلوانیا برای جمع آوری داده های پژوهش استفاده شد. یافته ها : تحلیل همبستگی نشان داد که بین بهزیستی اجتماعی و خوش بینی با ابراز نگرانی رابطه منفی و معنادار وجود دارد. افزون براین، تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای خوش بینی و بهزیستی اجتماعی توانستند 16درصد واریانس ابراز نگرانی را به طور معناداری تبیین کنند. نتیجه گیری : پیش آمادگی شناختی و عاطفی در خوش بینی و بهزیستی اجتماعی به مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی کمک می کنند تا نگرانی کمتری را تجربه کنند.
اثربخشی طرح واره درمانی گروهی بر تمایزیافتگی و بخشودگی بین فردی زنان دارای تعارضات زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
151 - 160
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرح واره درمانی گروهی بر تمایزیافتگی و بخشودگی زنان دارای تعارضات زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری در این پژوهش کلیه زنان دانشجوی متأهل دارای تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب در سال 1402 بود که از بین آنان تعداد 40 نفر، 20 نفر در گروه گواه و 20 نفر در گروه آزمایش از طریق روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های پرسشنامه تعارض زناشویی ثنایی (1379 MCQ,)، تمایزیافتگی خود اسکوورون و فریدلندر (1998 DSI,)، بخشودگی بین فردی احتشام زاده و همکاران (2011 IFI,) استفاده شد و مداخله ی مبتنی بر طرح واره درمانی گروهی یانگ و همکاران در 8 جلسه دوساعته، هفته ای دو بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس چندمتغیره (مانکوا) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون خود تمایزیافتگی و بخشودگی بین فردی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. درنتیجه، طرح واره درمانی گروهی می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر برای زنان دانشجوی دارای تعارضات زناشویی مورد توجه قرار داده شود.
نقش میانجی نقص در شفقت خود در رابطه بین آسیب های دلبستگی با خصیصه های اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
23 - 30
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی نقص در شفقت خود در رابطه با آسیب های دلبستگی با خصیصه های اختلال شخصیت مرزی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه های شهر تهران در سال 1402 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 301 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه اختلال شخصیت مرزی (BPI، لیشنرنیگ، 1999)، پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان (AAQ، هازان و شاور، 1987) و مقیاس شفقت به خود فرم کوتاه (SCS-SF، ریس، 2011) بودند. داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که سبک دلبستگی ناایمن به صورت مستقیم قادر به پیش بینی خصیصه های اختلال شخصیت مرزی بود (۰01/۰p‹). همچنین سبک دلبستگی ناایمن توانست از طریق نقص در شفقت خود به صورت غیرمستقیم، خصیصه های اختلال شخصیت مرزی پیش بینی کند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که سبک دلبستگی ناایمن با توجه به نقش مهم نقص در شفقت خود می تواند تبیین کننده خصیصه های اختلال شخصیت مرزی باشد و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر ضروری است.
بررسی رابطه مشروعیت سیاسی با مصرف رسانه ها با تاکید بر نقش میانجی اعتماد سیاسی (موردمطالعه جوانان 15 تا 29 ساله شهر مشهد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۳
84 - 116
حوزههای تخصصی:
باآنکه زمان زیادی از آغاز گسترش اینترنت نمی گذرد، اما این پدیده با چنان سرعتی خود را در زندگی مردم به منزله جزء ضروری جای داده است که نمی توان روزی را بدون اینترنت تصور یا سپری کرد و اینترنت به یک عامل همه جا حاضر قرن ۲۱ در ارتباطات جهان تبدیل شده است. مشروعیت سیاسی هدف و دغدغه ای بی بدیل برای نظام های سیاسی محسوب شده که وجود و ماهیتشان را توجیه، تضمین و قانونی می کند. هدف پژوهش حاضر بررسی چگونگی رابطه و تأثیر استفاده از رسانه ها (داخلی و خارجی) بر مشروعیت سیاسی با میانجی گری اعتماد سیاسی است. بدین منظور از نمونه ی 388 نفری منتخب از جوانان شهر مشهد که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند، استفاده شده است. برای تائید روایی و پایایی پژوهش از انواع تحلیل عاملی تأییدی، روایی همگرا، روایی واگرا، پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ بهره برده شد. یافته ها نشان داد که میان مشروعیت سیاسی و میزان استفاده از رسانه های داخلی (تلویزیون، روزنامه، مجلات، رادیو داخلی و شبکه های اجتماعی سروش، ایتا، بله) و رسانههای خارجی (ماهواره، رادیوهای خارجی، اینستاگرام، واتس آپ و تلگرام) رابطه معنادار و متنوعی وجود دارد. به این معنا که هرچقدر میزان استفاده از رسانه های داخلی بیشتر شده است، میزان مشروعیت سیاسی بالا رفته و برعکس هر چه میزان استفاده از رسانه های خارجی بیشتر شده، مشروعیت سیاسی و همچنین میزان اعتماد سیاسی کاهش پیداکرده است. ازاین روی نتایج پژوهش اهمیت بالای نقش میانجی گر اعتماد سیاسی به عنوان یکی از پایه های اساسی ارتقا مشروعیت سیاسی شهروندان به ویژه جوانان را نشان می دهد.
رویکرد امنیتی آمریکا نسبت به تهاجم نظامی روسیه به اوکراین (۲۰۲4–۲۰۲۲)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
142 - 111
حوزههای تخصصی:
بحران اوکراین به عنوان یکی از مهم ترین تحولات ژئوپلیتیکی دهه های اخیر، نقطه عطفی در رقابت قدرت های بزرگ و بازتعریف نظم امنیتی اروپا و اوراسیا محسوب می شود. این پژوهش با تمرکز بر رویکرد امنیتی ایالات متحده نسبت به تهاجم روسیه به اوکراین (۲۰۲۴–۲۰۲۲)، ابعاد آشکار و پنهان سیاست های کلان آمریکا در مواجهه با تهدیدات نوظهور و بازیابی هژمونی رقبای سنتی را تحلیل می کند. چارچوب نظری تحقیق بر رئالیسم تهاجمی و تدافعی استوار است؛ به این معنا که رفتار آمریکا هم به عنوان واکنش به تهدیدات روسیه (در قالب رئالیسم تهاجمی) و هم به منظور حفظ توازن قوا و جلوگیری از احیای قدرت هژمونیک روسیه (در قالب رئالیسم تدافعی) تفسیر می شود. فرضیه اصلی پژوهش این است که سیاست گذاری های امنیتی و راهبردی آمریکا در قبال بحران اوکراین، متأثر از منافع مجتمع های نظامی-صنعتی و با هدف تضعیف قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی روسیه طراحی شده است. تحلیل داده های تاریخی و اسنادی نشان می دهد که اقدامات استراتژیک آمریکا شامل ارسال کمک های نظامی پیشرفته به اوکراین، اعمال تحریم های چندلایه علیه روسیه (در حوزه های انرژی، مالی و فناوری) و تقویت همکاری های امنیتی با ناتو و اتحادیه اروپا بوده است. این سیاست ها به طور مستقیم به کاهش نفوذ سیاسی روسیه در عرصه بین المللی، تضعیف اقتصاد آن از طریق محدودیت های تجاری و مهار توانمندی های تهاجمی نظامی این کشور منجر شده و هماهنگی آمریکا با متحدان غربی، مانع از تحقق اهداف هژمونیک روسیه شده است.
پیامدهای سبز و غیرسبز مدیریت منابع انسانی سبز در شرکت های پتروشیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی در صنعت نفت و انرژی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۶
203 - 226
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با کمک گرفتن از تئوری هویت اجتماعی بندورا و مدل توانایی انگیزش فرصت سعی در تشریح هرچه بیشتر مدیریت منابع انسانی سبز و پیامدهای سبز و غیرسبز آن در سازمان ها را دارد. ازاین رو، هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی پیامدهای سبز و غیرسبز مدیریت منابع انسانی سبز و همچنین سنجش تأثیر مدیریت منابع انسانی سبز بر این پیامدها است. جامعه آماری پژوهش حاضر، کارکنان و مدیران شرکت پالایش پارسیان سپهر با حدود 500 کارمند بوده است. نمونه آماری پژوهش با استفاده از فرمول کوکران 217 نفر برآورد شد که برای تعمیم پذیری بیشتر یافته های پژوهش 230 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده است. روایی ابزار پژوهش با روش محتوایی و سازه مورد سنجش قرار گرفت. پایایی ابزار پژوهش نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفت که مقدار آن 89 درصد محاسبه گردید. با بررسی مبانی نظری پژوهش 4 متغیر رفتارهای سبز مرتبط با وظیفه، رفتارهای سبز داوطلبانه، اشتیاق کاری سبز و تعهد زیست محیطی به عنوان پیامدهای سبز و متغیرهای عملکرد وظیفه ای، رضایت شغلی و تعهد سازمانی به عنوان پیامدهای غیرسبز مدیریت منابع انسانی سبز شناسایی شده و وارد مرحله بعد پژوهش شدند. یافته های پژوهش حاکی از این است مدیریت منابع انسانی سبز تأثیر مثبت و معناداری روی پیامدهای سبز و غیرسبز شناسایی شده در جامعه آماری مورد بررسی دارد. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که مدیریت منابع انسانی سبز در عصر کنونی از ارکان اصلی موفقیت شرکت ها بوده و به شرکت های پتروشیمی توصیه می شود برای دستیابی به تعالی، اقدامات مدیریت منابع انسانی سبز را با در نظر گرفتن استراتژی شرکت با هم همسو کنند.
بررسی تجربه زیسته سوگ والدین براثر ویروس کرونا: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
88 - 104
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: گاهی افراد با سوگ هایی همچون سوگ براثر یک ویروس حاد مثل کرونا مواجه می شوند که خیلی غیرمنتظره بوده و در نتیجه ی آن آسیب و فشار روانی بیشتری را متحمل می شوند. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه ی زیسته سوگ والدین براثر ویروس کرونا انجام شد. مواد و روش ها: در این پژوهش به منظور گردآوری و تحلیل اطلاعات در زمینه واکنش به سوگ والد براثر ویروس کرونا، از روش پژوهش کیفی پدیدارشناسی توصیفی استفاده شده است. 11 شرکت کننده که تجربه سوگ والد براثر کرونا را داشتند، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با آنها، تا زمان رسیدن داده ها به اشباع ادامه یافت. برای تحلیل داده ها، روش 4 مرحله ای گیورگی شامل: در پرانتزگذاری، مشخص کردن واحدهای معنایی، تبدیل واحدهای معنایی به عبارات روانشناختی و نهایتا تعیین ساختار کلی بکار برده شد. یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی 17 جزء تشکیل دهنده ی تجربه زیسته سوگ والدین براثر ویروس کرونا منجر شد که شامل: شوک و انکار، سردرگمی و گیجی، تاسف بابت عدم برقراری تماس جسمانی با متوفی برای آخرین بار، درد ناشی از عدم برگزاری مراسم و حضور تعداد خیلی کم برای مراسم، نگرانی از قضاوت ها و واکنش های دیگران، عدم برقراری تماس جسمانی و ابراز عواطف، تجربه درماندگی و بی پناه شدن، ناگهانی و غیرمنتظره بودن مرگ و نداشتن فرصت خداحافظی، احساس ناامیدی، غم و اندوه شدید، افسوس بابت عدم امکان حضور درکنار متوفی و مراقبت از او به دلیل شرایط قرنطینه، درد ناشی از دفن عزیز در مکانی جدای از دیگران، ترس از اینکه مبادا برای والد دیگر اتفاقی بیفتد، مقصر دانستن سازمان های مسئول و خشم نسبت به آنها، غیرطبیعی دانستن مرگ عزیز و ذهن مشغولی با چرایی وجود بیماری، آرام سازی از طریق مشاهده افرادی با این تجربه مشترک، عدم تمایل به فراموش کردن فوت و دلیل آن در واکنش به سوگ یکی از والدین براثر ویروس کرونا است. نتیجه گیری: نتیجه این پژوهش، ادبیات پژوهشی گذشته در زمینه واکنش ها به سوگ براثر ویروس های حاد مثل کرونا را غنی تر می سازد. همچنین ساختار واکنش به سوگ استخراج شده از این پژوهش، برای تدوین و به کارگیری برنامه های پیشگیرانه و درمانی کمک کننده خواهد بود.
تدوین و اعتبارسنجی بسته ی آموزشی ادراکی-شناختی و بررسی اثربخشی آن بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
346 - 359
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر تدوین بسته ی آموزشی بر اساس مولفه های ادراکی-شناختی و بررسی میزان اثربخشی بسته ی تدوین شده بر متغیر کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان بود. مواد و روش ها: روش این پژوهش ترکیبی-اکتشافی است که ماهیت کیفی و کمی دارد در بخش کیفی از تحلیل مضمون به شیوه آتراید-استرلینگ (2001) و در بخش کمی روش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود که بعد از دو ماه نیز پیگیری انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دوره ی دوم ابتدایی شهرستان سامان در سال تحصیلی 1403-1402 بود که 40 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به عنوان گروه نمونه انتخاب شده و به روش تصادفی در گروه آزمایش و گواه گنجانده شدند. گروه آزمایش 18 جلسه در طول 8 هفته و هر جلسه 50 دقیقه تحت آموزش بسته آموزشی ادراکی-شناختی به صورت انفرادی قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل خرده مقیاس کارکردهای اجرایی آزمون عصب-روانشناختی کولیج (CNI؛ 2002) و چک لیست نشانگان نارساخوانی (میکائیلی منیع و فراهانی، 1384) بود. داده ها به شیوه تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-23 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بسته آموزشی ادراکی-شناختی ویژه کودکان نارساخوان از نظر متخصصان دارای روایی محتوایی کافی است. همچنین این بسته ی آموزشی بر کارکردهای اجرایی (0001/0>P؛ 57/0>Eta؛ 43/51>F) دانش آموزان نارساخوان تاثیر داشته است. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که بسته آموزشی ادراکی-شناختی می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان مورد استفاده قرار گیرد.
نقش مهارت های کارآفرینی در توانمندسازی روانشناختی و تفکر خلاق دانش آموزان با نقش میانجی ادراک خودکارآمدی
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
79 - 57
حوزههای تخصصی:
ﻫﺪف ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ بررسی نقش مهارت های کارآفرینی در توانمندسازی روانشناختی و تفکر خلاق دانش آموزان ابتدایی ناحیه 2 شهر زاهدان با میانجی گری ادراک خودکارآمدی اﺳﺖ. روش ﭘﮋوﻫﺶ از ﻧﻮع ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ – ﭘﯿﻤﺎﯾﺸﯽ، ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﻌﺎدﻻت ﺳﺎﺧﺘﺎری اﺳﺖ و ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری ﺷﺎﻣﻞ دانش آموزان مقطع ابتدایی مدارس دولتی در مناطق آموزش و پروش ناحیه دو شهر زاهدان به تعداد 38460 نفر می باشد. ﺣﺠﻢ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻃﺒﻖ جدول مورگان ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺎ 380 ﻧﻔﺮ ﺑﻪ روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای ﺑﺮآورد ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺮای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد مهارت کارآفرینی بهرام زاده و همکاران (1388)، توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر و میشرا (1995)، تفکر خلاق دلاور و همکاران (1390) و ادارک خودکارآمدی ﻃﻬﻤﺎﺳیﺎن (1386) استفاده شده ﮐﻪ رواﯾﯽ ﻣﺤﺘﻮاﯾﯽ ﺑﻪ تأیید اساتید و رواﯾﯽ ﺳﺎزه از ﻃﺮﯾﻖ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﺎﻣﻠﯽ تأیید ﮔﺮدﯾﺪ و ﭘﺎﯾﺎﯾﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺿﺮﯾﺐ آﻟﻔﺎی ﮐﺮوﻧﺒﺎخ و پایایی ترکیبی ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺎ 0.822، 0.772، 0.857 و0.837 محاسبه شده است. ﺑﺮای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای آﻣﺎری Spss23 و SmartPLS3 استفاده شده اﺳﺖ. یافته های ﭘﮋوﻫﺶ ﻧﺸﺎن می دهد که مهارت های کارآفرینی به طور مستقیم و از طریق ادراک خودکارآمدی به طور غیرمستقیم بر توانمندسازی روانشناختی و تفکر خلاق دانش آموزان مقطع ابتدایی ناحیه 2 شهر زاهدان تأثیر مثبت و معناداری دارد.ﺑﺮای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد مهارت کارآفرینی بهرام زاده و همکاران (1388)، توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر و میشرا (1995)، تفکر خلاق دلاور و همکاران (1390) و ادارک خودکارآمدی ﻃﻬﻤﺎﺳیﺎن (1386) استفاده شده ﮐﻪ رواﯾﯽ ﻣﺤﺘﻮاﯾﯽ ﺑﻪ تأیید اساتید و رواﯾﯽ ﺳﺎزه از ﻃﺮﯾﻖ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﺎﻣﻠﯽ تأیید ﮔﺮدﯾﺪ و ﭘﺎﯾﺎﯾﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺿﺮﯾﺐ آﻟﻔﺎی ﮐﺮوﻧﺒﺎخ و پایایی ترکیبی ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺎ 0.822، 0.772، 0.857 و0.837 محاسبه شده است. ﺑﺮای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای آﻣﺎری Spss23 و SmartPLS3 استفاده شده اﺳﺖ. یافته های ﭘﮋوﻫﺶ ﻧﺸﺎن می دهد مهارت های کارآفرینی به طور مستقیم از طریق ادراک خودکارآمدی به طور غیرمستقیم بر توانمندسازی روانشناختی و تفکر خلاق دانش آموزان مقطع ابتدایی ناحیه 2 شهر زاهدان تأثیر مثبت و معناداری دارد.
بررسی رابطه قدرت اجاره مسکن و افزایش حاشیه نشینی در اطراف تهران ( با رویکرد درآمدهای نفتی و فرضیه بیماری هلندی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد شهری سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
51 - 66
حوزههای تخصصی:
در طی سالیان گذشته با رشد شهرنشینی تعدادی زیاد از خانوارها به علت نارسایی و افزایش قیمت مسکن در شهرهای بزرگ و عدم انطباق قیمت مسکن با درآمد آنها به مناطق حاشیه ای روی آورده اند که گزینه های بهتر اقتصادی در تأمین مسکن ارزان هستند. از طرفی، بخش مسکن به عنوان یک متغیر کلان اقتصادی تحت تأثیر درآمدهای نفتی است. پژوهش حاضر رابطه درآمدهای نفتی و قیمت مسکن و تأثیر آنها در دو منطقه حاشیه ای اطراف شهر تهران در بازه سال های 1380 تا 1400 را بررسی کرده است. در مرحله اول پژوهش، تأثیر درآمدهای نفتی بر قیمت مسکن از طریق آزمون همبستگی محاسبه شده است. در مرحله دوم، تأثیر قیمت مسکن و اجاره آن بر میزان افزایش جمعیت در مناطق حاشیه ای از طریق آزمون همبستگی محاسبه شده است. پژوهش حاضر از نوع کمّی و آماری و اسنادی و بر پایه فرضیه بیماری هلندی در کشورهای دارای منابع طبیعی است. یافته ها نشان می دهد تأثیر درآمدهای نفتی بر قیمت مسکن مثبت و ضریب تأثیر آن 332/0 است و تأثیر قیمت مسکن بر میزان افزایش جمعیت در منطقه مرتضی گرد و قیام دشت نیز مثبت و ضریب تأثیر آن بر دو منطقه به ترتیب 822/0 و 552/0 است. بر اساس نتایج به دست آمده در سال های یادشده، با افزایش درآمدهای نفتی، قیمت مسکن نیز افزایش یافته و در نتیجه، میزان حاشیه نشینی افراد در مناطق حاشیه ای بیشتر شده است.









