مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۵۷٬۰۰۱ تا ۲۵۷٬۰۲۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
طراحی مدل توسعه صنایع کوچک و متوسط مورد مطالعه: صنایع غذایی و آشامیدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش مهم صنایع کوچک و متوسط در توسعه اقتصادی کشورها، هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل فرآیند توسعه صنایع کوچک و متوسط کشور در بخش صنایع غذایی و آشامیدنی است. جهت طراحی مدل مذکور از روش شناسی «نظریه برخاسته از داده ها» استفاده شده است. بدین منظور با استفاده از روش نمونه گیری نظری و انجام 14 مصاحبه نیمه ساختاریافته با متولیان توسعه صنایع کوچک و متوسط در کشور و مطالعه اسناد سازمانی منابع اطلاعاتی مورد نیاز جمع آوری شد. سپس با انجام کدگذاری باز، محوری و گزینشی مدل توسعه صنایع کوچک تدوین شد. بنا بر نتایج پژوهش، توسعه صنایع کوچک و متوسط مستلزم طیف وسیعی از اقدامات است که طی مراحل هفت گانه بهبود فضای کسب وکار، توسعه زیرساخت، توسعه بازار، توسعه و رسوخ فناوری، توسعه منابع انسانی، حمایت مالی و شبکه ای انجام می شود. بستر اقتصادی، سیاسی قانونی، فنی، فرهنگی اجتماعی، طبیعی و توان حمایتی دولت و همچنین مزیت نسبی و وضعیت موجود صنعت نیز بر مراحل هفت گانه فوق تاثیرگذارند. مهم ترین منافع توسعه صنایع کوچک و متوسط ارتقای رقابت پذیری این صنایع از طریق ارتقای بهره وری، نوآوری و ارزش افزوده است.
نقش میانجی رضایت شغلی کارکنان در رابطه بین سرمایه های فکری و بهره وری نیروی انسانی (مورد مطالعه: بانک تجارت منطقه شمال غرب شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر سرمایه های فکری و رضایت شغلی کارکنان بر بهره وری نیروی انسانی در بانک تجارت منطقه شمال غرب شهر تهران می باشد. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های توصیفی- همبستگی است که به روش پیمایشی انجام شده است. همچنین این پژوهش از نظر هدف، کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه کارکنان شعب بانک تجارت منطقه شمال غرب شهر تهران بوده و تعداد 260 نفر مطابق با جدول مورگان به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه های سرمایه فکری، رضایت شغلی و بهره وری نیروی انسانی می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و استنباطی (مدل یابی معادلات ساختاری مبتنی بر تحلیل مسیر) استفاده شد و داده ها از طریق نرم افزارهای SPSS و LISREL مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که سرمایه فکری علاوه بر تأثیر مستقیم، به صورت غیرمستقیم و از طریق رضایت شغلی نیز بر بهره وری نیروی انسانی تأثیر می گذارد و شدت تأثیر غیرمستقم از مستقیم بیشتر است.
عوامل، ملاک ها و نشانگرهای الگوی بومی اعتبارسنجی نظام آموزش عالی ایران
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر بر اساس روش نظریه زمینه ای، به احصاء عوامل، ملاک ها و نشانگرهای شرایطی (علی، زمینه ای و مداخله گر) اعتبارسنجی از دیدگاه کنشگران آموزش عالی پرداخته ایم. مطالعه حاضر با اتخاذ رویکرد تفسیرگرایانه اجتماعی بر این نکته تأکید دارد که افراد خارج از محیط دانشگاه، نمی توانند مؤلفه های اعتبارسنجی را پیشاپیش شناخته و آن را درک کنند. زیرا این کنشگران آموزش عالی هستند که محیط اجتماع علمی خود را خلق کرده و آن گونه که می خواهند تفسیر می کنند. بر این اساس، هر گونه پیش فرض در خصوص نظام اعتبارسنجی، نمی تواند بیانگر ذهنیت و درک عاملان جامعه ی دانشگاهی باشد. به دیگر سخن، در این پژوهش به دنبال این بوده ایم که کنشگران آموزش عالی عوامل، ملاک ها و نشانگرهای شرایطی اعتبارسنجی (علی، زمینه ای و مداخله گر) را چگونه می بییند، و چه تلقی و برداشتی از آن دارند. داده های پژوهش حاضر از چهار منبع به دست آمد، که عبارت اند از، مصاحبه، مشاهده، یادداشت برداری و اسناد. به همین منظور، داده های حاصل از مصاحبه ها، مشاهدات، یادداشت ها و اسناد را به داده های متنی تبدیل کردیم. پس از آن، به منظور بررسی نظام مند توده بزرگی از داده های گردآوری شده از طریق روش نظریه نظریه ی زمینه ای به مقوله بندی داده ها پرداختیم. ابتدا به کدگذاری باز، سپس، به کدگذاری محوری و انتخابی اقدام کردیم. بر این اساس، 691 نشانگر، 98 ملاک و 11 عامل متناسب با ویژگی های بومی نظام آموزش عالی ایران تعیین شدند.
تأثیر شرکت کردن در جلسه های تحلیل وجودی گروهی در نگرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره چهاردهم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۵۴
226-240
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخش بودن شرکت در جلسه های گروهی تحلیلِ وجودی در نگرانی انجام گرفت. سطح بالای نگرانی، جنبه های مختلف از بودنِ انسان، شامل بدنی، روانی و اجتماعی، را دستخوش تغییرات معطوف به سازش نایافتگی قرار می دهد. جلسه های تحلیل وجودی با محوریت کاوش در اراده آزاد، تنهایی، مرگ و معنای زندگی انجام می گیرد، این مؤلفه ها پیامد و پدیدارهای مسلّم بودنِ انسان، در روی آورد رواندرمانگران وجود گرا به شمار می آیند. طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه گواه با روش نیمه آزمایشی برای انجام این پژوهش به کار بسته شد. 30 نفر از دانشجویانِ دختر در مقطع کارشناسی دانشگاه رازی، که داوطلب برای شرکت در پژوهش بودند، به روش تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. 15 نفر گروه آزمایش در نُه جلسه نود دقیقه ای که در طول شش هفته برگزار گردید حضور یافتند. 15 نفر گروه گواه درطی این مدّت مداخله ای را دریافت نکردند. ابزار گردآوری داده های پژوهش پرسش نامه چرا نگرانی (WWQ-II) بود. نتایج تحلیلِ یافته های این پژوهش نشانگر عدم اثربخشی حضور در جلسه های گروهی تحلیل وجودی در کاهشِ نگرانی دانشجویان دختر است. بنابراین، حضور در این جلسه ها در کاهشِ نگرانی، از لحاظ آماری اثربخشی معنادار نداشته است.
آموزش شیوه تعامل مبتنی بر حل مسأله و اثر آن بر سبک های تربیتی والدین و حل مشکل در خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره چهاردهم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۵۵
373-388
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی کارگاه مداخله حل مسأله بر سبک های تربیتی والدین و حل مشکل خانوادگی است. روش: گروه نمونه شامل 51 نفر از مادران نوجوانانی است که در مدارس غیرانتفاعی شهر تهران مشغول به تحصیل بوده اند. این کارگاه ها هفته ای یک بار در 9 جلسه 2 ساعته از سوی مربیان مجرب برگزار شدند. پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون بدون گروه کنترل گواه است. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش حاضر، پرسش نامه سبک های تربیتی والدین و حل مشکل خانواده می باشد. یافته های پژوهش حاکی از اثربخشی این برنامه بوده است، به طوری که در مقیاس سبک های تربیتی، هر چهار خرده مقیاس حل مسأله، پیشنهاد بدون توضیح، همراه با توضیح و تنبیه تفاوت معناداری در سطح 0/001 p< دارند. این یافته بدین معنا است که آموزش حل مسأله توانسته میانگین نمره های حل مسأله را افزایش داده و در مقابل میانگین نمرات خرده مقیاس های پیشنهاد بدون توضیح، همراه با توضیح و تنبیه را کاهش دهد. نتایج حاصل از داده های پرسشنامه حل مشکل خانواده نیز نشان داد هر دو خرده مقیاس رابطه و فرایند حل مشکل تفاوت معناداری دارند. مداخله حاضر به نظر می رسد که می تواند به عنوان برنامه ای مؤثر برای آموزش مهارت های حل مسأله به والدین به کار رود.
گفتمان پست مدرنیسم؛ تاویل ناپایداری هویتی و انگاره های معنایی
منبع:
پژوهش های سیاسی سال پنجم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۱۳
150 - 160
حوزههای تخصصی:
هویت از معماهای پیچیده بشری از قدیم الایام تا زمان حاضر بوده است. در سنت های فکری مختلف از جمله سنت فکری مدرن و پست مدرن هویت معناهای متفاوت یافته است. به نظر می رسد؛ یکی از مهم ترین دلایل این تفاوت معنایی، رویکردهای متفاوت این سنت های فکری به مساله هویت و دال های معنایی بوده چه این که سنت فکری پست مدرن از منظر هستی شناختی با مساله هویت مواجه شده بر این اساس، هدف مقاله حاضر آن است تا با کنکاش در سنت فکری پست مدرن، سرنوشت هویت را مورد بررسی قرار دهد. رویکرد مقاله حاضر برای واکاوی این سنت فکری، برساخت گرائی است. بدین معنا که مقوله هویت را بر اساس مبانی تعامل دوسویه ساختار- عامل تبیین می کند. با استناد به روش توصیفی-تحلیلی تلاش می شود، سوژه انسانی در مرکز ثقل مطالعه حاضر قرار داده شود به گونه ای که این سوژه به عنوان حامل و دریافت کننده اصلی پیامدهای هویتی و معناشناختی در گفتمان پست مدرنیستی مطرح است. فرضیه مقاله نیز بدین قرار است؛ در سنت فکری پست مدرن، سوژه درون وضعیتی پرتاب شده که محاط بر وی و شکل دهنده آن است. به نظر می رسد؛ مهم ترین ویژگی چنین وضعیتی ناپایداری مداوم و چندپارگی معنایی و هویتی باشد.
صورت انگاری معرفت و تأثیر آن در نظریه محاکات با بررسی تحلیلی- توصیفی اندیشه فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فارابی علم را حصول صورت نزد ذهن یا عقل میداند و محاکات را نیز بعنوان نظریه هنری قلمداد میکند که هنرمند از طریق تصویر انجام میدهد. بنابرین، «صورت» نقطه اتصال میان دو نظریه معرفت شناختی و فلسفی هنری او قلمداد میگردد؛ بدون وجود صورت، از یکسو علم محقق نمیشود و از سوی دیگر محاکات ابتر میماند. این جستار بر آنست تا با روش تحلیلی توصیفی به درک رابطه میان نظریه شناخت و نظریه هنری فارابی دست یابد و بدین منظور موارد زیر را اهدافی میداند که بترتیب منطقی در اندیشه فارابی قابل پیگیری است: 1) دستیابی به نظریه شناخت 2) کشف نظریه محاکات و آشکارسازی محتوای این نظریه 3) فهم رابطه ایندو نظریه 4) اثبات این نکته که نظریه محاکات صرفاً مبتنی بر نظریه صورت باورانه معرفت امکانپذیر است.
بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت اعضای تعاونی های تولیدی کشاورزی و مقایسۀ آن با تعاونی های تولیدی صنعتی در استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعاون و کشاورزی سال چهارم بهار ۱۳۹۴ شماره ۱۳
73 - 100
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق پیمایشی بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت اعضای تعاونی های تولیدی کشاورزی و مقایسۀ آن با تعاونی های صنعتی در استان تهران است. به این منظور، داده ها با استفاده از پرسش نامۀ محقق ساخته جمع آوری شد. جامعۀ آماری این پژوهش کلیۀ اعضای تعاونی های استان تهران یعنی16960 عضو بوده است. از میان این تعداد، 400 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای برای پاسخ به پرسش نامه ها انتخاب شدند. یافته ها نشان داد که میزان مشارکت در تعاونی های تولیدی استان تهران با میانگین 46 از 100 در حد پایین است. در مقام مقایسه، مشارکت در تعاونی های صنعتی با میانگین 52 بیشتر از مشارکت در تعاونی های کشاورزی با میانگین 37 است. میزان مشارکت اعضا در تعاونی ها به ترتیب با متغیرهای سرمایۀ اجتماعی، باورهای مشترک، آگاهی از اصول تعاونی، میزان ذهنیت وابسته به دولت (دولت گرایی) اعضای تعاونی، سود دریافتی از تعاونی و پایگاه اجتماعی اعضای تعاونی همبستگی معنی دار دارد. در کل، متغیرهای مذکور قادرند 39% تغییرات میزان مشارکت اعضای تعاونی های کشاورزی را پیش بینی کنند. گفتنی است از نظریه های مشارکت و سرمایۀ اجتماعی برای تبیین یافته ها استفاده شد.
موانع و راهکارهای فعال سازی تعاونی های مرزنشین استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعاون و کشاورزی سال چهارم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۱۴
89 - 109
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این تحقیق توصیفی – اکتشافی، بررسی موانع و شناسایی بهترین راه حل ها برای تعاونی های مرزنشین استان کرمانشاه است. جامعه آماری پژوهش را مدیران عامل و اعضای هیئت مدیره این تعاونی ها تشکیل می دهند (115N=). روش نمونه گیری تصادفی ساده بود که تعداد 85 نفر با استفاده از جدول کرجسی و مورگان انتخاب شدند. ابزار اصلی جمع آوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته بود که روایی آن توسط استادان دانشگاه و متخصصان تعاونی و پایایی آن نیز با محاسبۀ ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید. برای استخراج موانع تعاونی ها از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. برپایه نتایج تحقیق، عوامل گوناگونی به نام های موانع دولتی-حمایتی، مدیریتی، آموزشی، اجتماعی – اقتصادی و مهارتی- تخصصی استخراج شدند. فراهم کردن زیرساخت های مناسب و بالا بردن سهمیه ارزی مرزنشینان و آزادی عمل بیشتر در واردات و صادرات از جمله راهکارهای مهم فعال سازی این تعاونی ها می باشند.
بررسی و نقد احیای خانه ی تاریخی سید رسول حسینی مجموعه ی عمارت خان خوراسگان با تاکید بر هویت تاریخی آن
حوزههای تخصصی:
خانه ی سید رسول حسینی یکی از خانه های با ارزش ازمجموعه ی عمارت تاریخی خان است. عمارت خان در بافت میانی خوراسگان که یکی از قدیمی ترین بافت های تاریخی شرق شهر اصفهان می باشد، واقع شده است. این عمارت با داشتن قدمتی چندصد ساله و مساحتی حدود 2.2 هکتار، از جمله ی کم نظیرترین مجموعه خانه های تاریخی ایران است. هدف این پژوهش ابتدا بررسی خانه سید رسول حسینی و پس از آن نقد و ارزیابی طرح احیای پیشنهادی سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان برای این خانه و ارائه ی طرح احیای پیشنهادی برای آن است. تحقیق حاضر به خاطر تأملی که در ویژگی های تاریخی و فرهنگی می کند به روش تحقیق تفسیری تاریخی انجام می شود و دارای یک نمونه موردی خاص است و به خاطر نیازی که به توصیف های متعدد دارد و نقدی که در آن صورت می گیرد، از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی هم استفاده شده است. در طرح ارائه شده توسط سازمان میراث فرهنگی برای خانه سید رسول حسینی کابری فروشگاه و کارگاه صنایع دستی در نظر گرفته شده بود اما انتخاب این کاربری جدید برای بنا نیاز به بررسی بیشتری دارد چراکه کاربری کارگاه صنایع دستی ممکن است چندان برای یک خانه ی تاریخی که با شواهد و مدارک موجود، به نظر می رسد که یک خانه باغ بوده است، سازگار نباشد، به آن لطمه وارد کند و در نهایت احیای موفقی صورت نپذیرد. در پژوهش حاضر به تحقیق در مورد کاربری سازگار با خانه ی سید رسول حسینی با تکیه بر اصالت و هویت تاریخی آن پرداخته می شود.
مطالعه تطبیقی الگوهای معماری و شهرسازی باغشهر طبس در دوره زندیه و باغشهر اصفهان در دوره صفویه
حوزههای تخصصی:
با نگاهی به شهرسازی ایران، با مفهومی به نام توسعه شهری به معنی تغییرات در کاربری زمین و سطوح تراکم، جهت رفع نیازهای ساکنان شهر مواجه می شویم که در برخی از شهرها شباهت زیادی با باغشهر در معنای امروزی دارد. امروزه، عدم الگوگیری از ارزش های موجود در معماری و شهرسازی گذشته کشور، سبب بروز مشکلاتی در معماری و شهرسازی شده است. این در حالیست که با تأمل در معماری و شهرسازی سنتی ایران، می توان چنین الگوگیری هایی را در اعصار مختلف به وضوح مشاهده کرد. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که توسعه باغشهر طبس در دوره زندیه و اصفهان در دوره صفویه از چه الگوی مشترکی تبعیت کرده است. برای دستیابی به این هدف، با بهره گیری از منابع مکتوب و مصور و استفاده از روش توصیفی -تحلیلی به مقایسه تطبیقی این دو باغشهر پرداخته شده است. یافته های حاصل از این تحقیق مهمترین تشابهات باغشهر طبس و اصفهان را نشان داده که به صورت: 1- الگوی توسعه شهر 2- نقاط ابتدایی و انتهایی محور توسعه 3- کاربری های همجوار محور توسعه 4- الگوی کلی پلان باغ های انتهایی محور توسعه 5- الگوی کلی ورود آب به شهر، است. به نظر می رسد با توجه به وجود چنین تشابهات و تأخر زمانی باغشهر طبس نسبت به باغشهر اصفهان، الگوی توسعه شهر طبس در دوره زندیه ملهم از اصفهان در دوره صفویه بوده است.
معرفت شناسی گزاره های اخلاقی بر مبنای نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه اندیشه های فلسفی در ایران معاصر
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه های مضاف
با طرح نظریه ادراکات اعتباری از سوی علامه طباطبایی، بسیاری از علوم بشری از جمله علم اخلاق و گزاره های، آن تحت این نوع از ادراکات طبقه بندی شده و به تبع آن به لحاظ معرفت شناسی ماهیت و احکامی متفاوت با ادراکات حقیقی پیدا خواهند کرد. در این مقاله با کاوش در آثار علامه طباطبایی در خصوص ماهیت ادراکات اعتباری، مهم ترین ویژگی های این ادراکات استقرا شده و پیرو آن لوازم و خصوصیات گزاره های اخلاقی به ویژه از حیث معرفت شناسی بررسی شده است؛ ویژگی هایی همچون عدم واقع نمایی این گزاره ها، معیار در صحت و سقم آن ها، پیوند این گزاره ها با احساسات و پیامد آن، عدم رابطه تولیدی با علوم حقیقی، عدم اتصافشان به اموری همچون بداهت و ضرورت، گستره نفوذ و حوزه کاربرد آن ها و دیگر خصوصیاتی که عدم توجه به آن ها باعث مغالطه و خلط احکام این گزاره ها با احکام ادراکات حقیقی می شود.
راه حل هگل برای دوگانگی ذهن و عینِ دکارتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از جستار کنونی، بررسی راه حل هگل در برخورد با ثنویتِ ذهن و عین دکارتی است. معنای چنین دوگانگی ای این است که ما در امر شناخت با دو قلمرو جداگانه و کاملاً مباین با یکدیگر روبه رو هستیم: قلمرو اندیشه ها، باورها، مفاهیم و ذهنیات و قلمرو بیرونی که حاوی اعیان و اشیاء بیرونی است که قلمرو نخست به آن ها ارجاع می دهند و معطوف می گردند. به اعتقاد هگل، ثنویت دکارتی ناشی از یک اشتباه مقوله ای است و اساساً نقطه ی آغاز سوبژکتیویسم از همان بنیاد غلط است. هگل معتقد است که یک فلسفه ی «اصیل» می تواند بر این دوگانگی غلبه کند؛ او با طرح اندیشه «مطلق» (Absolute) و ایده این همانی در عین تفاوت تلاش کرد از این دوراهی(dichotomy) فلسفی، برون شویی بیابد. او همچنین باور دارد که فلسفه نقش مهمی در نظریه پردازی «راجع به جهان واقعی» دارد. هگل با تبیین نحوه ی شکل گیری آگاهی، به ما نشان می دهد که این تضاد در درون «ساختار آگاهی» است و با اتخاذ رویکرد درست در تبیین مسأله ذهن/عین از منظر پدیدارشناسانه می توان ادیسه ی روح را در دل واقعیت نشان داد.
ارزیابی شرایط خشکسالی در استان سیستان و بلوچستان طیّ (1410- 1391) با استفاده از ریز مقیاس نمایی داده های مدل گردش عمومی جو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چند دهه اخیر افزایش دمای زمین باعث بر هم خوردن تعادل اقلیمی کره زمین شده و تغییرات اقلیمی گسترده ای را در اغلب نواحی کره زمین موجب گردیده است که از آن به عنوان تغییر اقلیم یاد می شود. هدف این مطالعه، پیش بینی تغییرات اقلیمی استان سیستان و بلوچستان با استفاده از ریز مقیاس نمایی آماری است که در آن داده های سناریوی A2 مدل گردش عمومی جو ECHO-G اجرا می شود. برای ارزیابی، تغییرات اقلیمی و خشکسالی استان سیستان و بلوچستان در دوره آماری 1391تا 1410 توسط مدل LARS-WG ریز مقیاس شدند. در این مطالعه از داده های دمای کمینه، دمای بیشینه، تابش و بارش مدل ECHO-G و داده های واقعی 7 ایستگاه استان شامل چابهار، ایرانشهر، خاش، سراوان، زابل، زهک و زاهدان استفاده شده است.نتایج کلی بررسی ها برای دوره مذکور گویای افزایش 8 درصدی بارش در استان و کاهش تعداد روزهای یخبندان و افزایش میانگین سالانه دما در حدود 3/0 درجه سلسیوس می باشد. بیشترین افزایش ماهانه دما مربوط به فصل زمستان به میزان 9/0 درجه سلسیوس خواهد بود. همچنین تعداد روزهای خشک در شهرستان سراوان افزایش و در بقیه شهرستان ها کاهش می یابد و بطور کلی خشکسالی های این استان در دوره 1410-1391 کاهش می یابد.
تحلیل ریسک در سازمان های نظامی (شناسایی و اولویت بندی ریسک های بحرانی در پایگاه های پدافند هوایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت ریسک ها و مخاطرات یکی از ملزومات اساسی ارتش های نوین است. امروزه بدون پیاده سازی فرایندهای علمی و منطقی، قادر به شناسایی و رفع مخاطرات در محیط های پویا و فناورانه نخواهیم بود. هدف از این تحقیق، شناسایی و اولویت بندی مخاطرات اثرگذار بر تداوم عملیات پایگاه های راداری، موشکی و شناسایی الکترونیک است. این تحقیق از نوع کاربردی و به شیوة توصیفی-پیمایشی می باشد که به روش مقطعی در یک مرکز نظامی صورت گرفته است. حجم نمونه شامل 49 نفر از خبرگان و متخصصان فرماندهی و مدیریت پایگاه های پدافندی در استان های فارس و بوشهر و خوزستان است. ابزارِ جمع آوری داده ها، مشتمل بر 3 پرسشنامه است که بر اساس فن RFMEA طراحی شدند. روش مورد استفاده برای ارزیابی ریسک ها، فن ویلیام فاین در ارزیابی ریسک و فن تجزیه و تحلیل حالت خطا و اثر شکست ریسک است. برای تحلیل داده ها از روش های آماری توصیفی و استنباطی به کمک نرم افزار SPSS19 استفاده گردید. یافته ها حاکی از آن است که ریسک های حوزة تعمیر و نگهداری و حوزة مدیریت نیروی انسانی، به ترتیب با ضریب اهمیت20 درصد و 15 درصد، بالاترین قابلیت و ریسک های حوزة تأمین فیزیکی و ایمنی کار هر یک با ضریب اهمیت 9 درصد کمترین قابلیت ریسک را در بر می گیرند و احتمال وقوع، مهمترین عامل مؤثر بر بحرانی شدن ریسک ها می باشد. همچنین 10 مؤلفه دارای بیشترین قابلیت ایجاد مخاطره برای تداوم عملیات پایگاه های پدافندی نیز شناسایی و اولویت بندی گردیدند.
رویکردی نوین به فرآیند واژه گزینی در زبان عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژگان از دیرباز تاکنون دارای جایگاهی غیرقابل انکار در گفتار بوده اند و در دوره معاصر نیز واژه سازی و واژه گزینی از یک سو از فرآیندهای برتر برابریابی واژگانی جهت برون رفت از چالش کمبود واژگان به شمار می روند به ویژه در کشورهای عربی زبان و فارسی زبان و از دیگر سوی به عنوان برجسته ترین بستر برنامه ریزی زبان، موردتوجه زبان پژوهان قرار دارند. هدف از نگارش جستار پیش رو، بررسی و مطالعه متون علمی و خبری زبان عربی در دوره معاصر با به کارگیری روش توصیفیِ کاربردنگر می باشد و تلاش دارد تا در گستره واژه گزینی و اصطلاح یابی به خوانش متون کلاسیک زبان عربی با تأکید بر متون شعری دوره جاهلی و تطبیق معنای کاربردی واژگان آن ها با تمرکز بر متن های علمی و خبری معاصر بپردازد. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد که بسیاری از واژگان موجود در متون ادبی کلاسیک در دوره معاصر به عنوان برابرنهاده های واژگان صنعت و مدرنیسم بیشتر در متون غیرادبی به کار گرفته می شوند؛ همچنین برآیند نهایی این پژوهش، حکایت از آن دارد که نظر به اشتقاقی بودن زبان عربی، شیوه های برابریابی واژگانی این زبان در حال حاضر به ترتیبِ میزان کاربردِ گویشوران عبارت اند از: واژه سازی، واژه گزینی با غلبه توسعه معنایی و مجاز امّا شیوه ها ی ترجمه وام واژه و سرواژه سازی در میان گویشوران معاصر عرب به تقلید از زبان انگلیسی صرفاً در راستای اختصار و در تعابیر و اصطلاحاتِ دارای اطناب کاربرد دارد.
بررسی علت سکوت کارکنان در ارتباط با مدیر مستقیم: کاربرد پژوهش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی پدیده سکوت کارکنان در ارتباط با مدیر مستقیم و فهم علت آن در یک سازمان دولتی انجام شده است. کارکنان، با وجود فرصت های ارتباطی متعدد در سازمان، از بیان نظرات خود به مدیر امتناع می کنند. برای بررسی علت پدیده سکوت سازمانی، از روش تحقیق آمیخته بهره گرفته شده است. نخست بر اساس نمونه گیری نظری، مصاحبه های عمیق با 13 نفر از کارکنان انجام شد و علت سکوت در ارتباط بین فردی مورد تحقیق قرار گرفت و با استفاده از روش تحلیل تماتیک، مصاحبه ها تحلیل شدند. مشارکت کنندگان، علت اصلی را نحوه برخورد، نگرش و رفتار مدیر عنوان کردند که در نهایت سبک رهبری آمرانه مدیر به عنوان علت اصلی، شناسایی شد. سپس برای تأیید داده های کیفی، پرسشنامه های محقق ساخته رهبری آمرانه و سکوت سازمانی بین نمونه 103 نفری از اعضای سازمان توزیع شد. روایی صوری، سازه، محتوی و پایایی ابزار سنجش تأیید شد؛ داده ها، مدل را مورد برازش قرار دادند و آزمون های همبستگی، رگرسیون و مدل معادلات ساختاری انجام شد. نتایج آزمون ها حاکی از آن بود که سبک رهبری با سکوت کارکنان در سازمان رابطه مثبت و معنی دار دارد. در پایان نیز پیشنهادهایی جهت بهبود شرایط مطرح شد.
بازنمود هویت زنانه در مجموعه داستان حتی وقتی می خندیم فریبا وفی با رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله کوشیده است تا با رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان نورمن فرکلاف به بررسی مجموعه داستان های کوتاه فریبا وفی با عنوان حتی وقتی می خندیم بپردازد. در رویکرد فرکلاف یک متن در سه سطح مختلف بررسی می شود. این سه سطح عبارت اند از: 1. سطح توصیف که مبتنی بر تحلیل صوری، دستوری، واژگان، ضمایر، وجه افعال و قیود است. 2. سطح تفسیر که متن را براساس بافت موقعیت و عوامل بینامتنی تحلیل می کند. 3. سطح تبیین که به توضیح چرایی تولید متن و بررسی گفتمان غالب و ایدئولوژی و قدرت حاکم بر متن می پردازد. نگارنده پس از تحلیل متن داستان ها در هر سه سطح به نکات زیر دست یافته است: 1. توصیف ها و به کارگیری واژگان «زن» و «شوهر» و بسامد بالای وجه اخباری در افعال و قیود، نشان دهنده پایبندی نویسنده به حقیقت گزاره های داستان است؛ 2. کاربرد فراوان ضمیر «ما» مبین هم ذات پنداری نویسنده با همه زنان است. 3. در سطح تفسیر این مجموعه تحت تأثیر دیدگاه های فمینیستی نویسندگانی چون ویرجینیا وولف و سیمون دوبووار به وضعیت موجود زندگی زنان معترض است. 4. در سطح تبیین روشن می شود که دنیای زنانه داستان ها به طرز معناداری وابسته به مردان و قدرت پدرسالار است. زنان داستان های کوتاه فریبا وفی گرچه در دنیای امروز زندگی می کنند و از نظر ظاهری از قیدوبندهای جامعه سنتی رها شده اند، درواقع ازنظر روحی و اجتماعی تحت سلطه مردان و سنت های مردسالارند، به طوری که هویتشان در گرو حضور یک مرد مانند شوهر، برادر و نظیر آن است.
تحلیل گفتمان برنامه های تولیدی شبکه ""من و تو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گرایش عمده مخاطبان ایرانی به استفاده از شبکه های ماهواره ای، لزوم مطالعه پیام های ارسالیِ این شبکه ها را، از طریق واسازی پیام و کشف مفروضات بدیهی انگاشته شده آن ها، ایجاب می کند. بر این اساس پژوهش حاضر با مدنظر قرار دادن برنامه های تولیدی شبکه «من و تو» و تحلیل گفتمان آن ها بر اساس نظریه و روش لاکلاوموفه، پاسخ به سؤال پژوهش را آغاز کرد. در این وضعیت با استفاده از مفهوم واسازی، و قطع رابطه دال و مدلول های گفتمانی برنامه (مفروضات بدیهی انگاشته شده)، مفروضات گفتمانی برنامه شناسایی و مفصل بندی برای آن ها شکل گرفت. به حسب مطالعه انجام شده، «مردم»، «تساهل و مدارا»، «تجربه های جدید»، «خوش گذرانی» و «فرهنگ و هنر» به عنوان دال های مرکزی گفتمان برنامه های این شبکه مورد شناسایی قرار گرفتند. همچنین مشخص گردید، بیشترین هویت های گفتمانی که این شبکه مورد بازنمایی قرار می دهد، دو هویت گفتمانی «مردم ایران» و «حکومت جمهوری اسلامی ایران» می باشد. «مردم ایران» در زنجیره هم ارزی شبکه قرارگرفته و بازنمایی می شوند و «حکومت ایران» در راستای زنجیره تفاوت من وتو. در این وضعیت گفتمان من وتو از کارکرد دال خالی و فضای استعاری گفتمانی نیز استفاده می کند، و با بازنمایی منفی از گفتمان حکومت ایران و نمایش دال هایی که-به حسب بازنمایی- جایشان در مفصل بندی گفتمانیِ این حکومت خالی می باشد؛ و در مقابل مفصل بندی آن دال های خالی در گفتمان خود، تلاش می کند تا بتواند گفتمان رقیب خود را مورد حاشیه رانی قرار دهد و هژمونی معناییِ خود را تثبیت کند. ازجمله مشخصه های گفتمانی دیگر برنامه های مورد مطالعه تاکید بر «معنویت یا خدا گرایی/پرستیِ فاقد شریعت و تعصب» و پرداخت مثبت به «سلطنت پهلوی» به حسب پیوند آن با «گذشته خاطره انگیز» مخاطب می باشد.









