مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴٬۱۴۱ تا ۲۴٬۱۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
با توجه به رابطه بین توسعه منابع انسانی، رضایت شغلی، عدالت و کارایی کارکنان و اهمیت روزافزون ترک شغل، جابجایی کارکنان و هزینه های زیادی که این امر به سازمان تحمیل می کند، توجه رضایت شغلی ، عدالت و کارایی کارکنان یکی از موضوعات مهم در مدیریت منابع انسانی سازمان ها است. لذا مدیران منابع انسانی باید با توجه به فعالیت های منابع انسانی و افزایش کارایی کارکنان در جهت انجام وظایف و مسئولیت های شغلی در جهت بالا بردن رضایت و عدالت شغلی کارکنان تلاش کنند. ازآنجایی که در شرکت های خدماتی، نیروی انسانی به عنوان یکی از مهم ترین منابع سازمان تلقی می شوند و در جهت کسب سود و بقای سازمان نقش اساسی را ایفا می کنند، توجه به رفتار و عملکردشان برای ادامه فعالیت سازمان بسیار حیاتی می باشد. در این مقاله تأثیر توسعه منابع انسانی در رضایت و عدالت و افزایش کارایی کارکنان بررسی شده است. هدف، کاربردی و از روش کتابخانه ای و میدانی همچنین پرسشنامه های توصیفی- پیمایشی که متشکل از 89 سؤال بودند برای گردآوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش 250 نفر کارشناسان، مدیران و معاونین سازمان تأمین اجتماعی استان سمنان در سال 1400 بودند که با بهره گیری از فرمول حجم نمونه، تعداد 152 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج حاصل از به کارگیری آزمون رتبه ای اسپیرمن بیانگر وجود رابطه مثبت و معنادار میان متغیره ها با توسعه منابع انسانی بودند. نتایج تجزیه وتحلیل نیز دلالت بر رابطه بین توسعه منابع انسانی با عدالت، رضایت شغلی درنتیجه افزایش کارایی کارکنان داشتند.
تاثیر مولفه های پست مدرن بر داستان نویسی مکتب جنوب -با رویکردی به رمان «همسایه ها» احمد محمود -(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۹
152 - 182
حوزههای تخصصی:
پست مدرن به معنای نوگرایی و تجدد گرایی ترجمه شده است. برخی از نویسندگان ایرانی با توجه به اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور و با قرار گرفتن در جریان فکری این مکتب یا تحت تاثیر ساخت و زبان ویژه ی پست مدرن آثار خود را پدید آوره اند.احمد محمود (۱۳81-۱۳10) از جمله داستان نویسان –مکتب جنوب - است که در مسیر تاریخی و سیاسی- ملی شدن صنعت نفت - این مکتب ادبی و فلسفی قرار دارد. بر این اساس ، در مقاله پیش رو می کوشیم تا پیشینه ی این مکتب را با بررسی مفاهیم و مولفه های پست مدرن از جمله (نفی کلّیت و جامعیت ، انکار هویت انسجام یافته فرد و اجتماع ، اعلان پایان پذیرفتن و بی اعتباری ایدئولوژی ، انکار حقیقت ثابت و عینی و..) در داستان همسایه ها احمد محمود به عنوان یکی از نمایندگان مکتب جنوب مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم. حاصل آنکه هویت بومی و اقلیمی و محوریت مضامین اجتماعی در حقیقت مثلث توفیق ادبیات داستانی احمد محمود را تشکیل می دهد. نگارنده این مقاله کوشیده است از رهگذر بررسی و تحلیل داستان همسایه ها میزان بهره گیری این نویسنده داستانهای اقلیمی از مفاهیم و مولفه های پست مدرن را تبیین نماید.
واکاوی بن مایه آزادی در شعر قاسم حدّاد و احمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
73 - 98
حوزههای تخصصی:
شعر آزادی شاخه ای از شعر است که در آن شاعر به بیان ایده ها، احساسات و اندیشه های خود بدون محدودیت های سنتی، اجتماعی یا سیاسی می پردازد و از تحریم ها و محدودیت های زبانی و ساختاری رها می شود. در این نوع شعر، شاعر اغلب به بیان اندیشه های نو، تجربیّات شخصی و نگرش های متفاوت به جوامع و مسائل اجتماعی می پردازد. شعر آزادی با ابتکار، خلاقیّت و زبان شاعرانه می تواند بر مخاطبان خود تأثیر بگذارد و به عنوان ابزاری برای انتقاد از قدرت ها و نهادها و تبیین آرمان های فردی و اجتماعی استفاده شود. در میان عرب زبانان و فارسی گویان، شاعران برجسته ای در زمینه آزادی شعر سروده اند که از آن جمله می توان به قاسم حدّاد از بحرین و احمد شاملو از ایران اشاره کرد. اشعار این دو شاعر مملو از مفاهیم آزادی است که به عنوان میراثی ارزشمند در عرصه شعر آزادی در ادبیّات معاصر شناخته می شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر مکتب آمریکایی ادبیّات تطبیقی، درون مایه های آزادی دو شاعر را بررسی و شباهت ها و تفاوت های آن را استخراج می کند تا عوامل ظهور مضامین آزادی در شعر هر دو تبیین شود. یافته های پژوهشی حاکی از آن است که عوامل اجتماعی، سیاسی و تاریخی از مهم ترین انگیزه های دو شاعر در بیان مضامین آزادی هستند. مهم ترین درون مایه های مشترک آزادی در شعر هر دو عبارتند از: برخورد با ظلم و ستم، حقوق انسانی، بیان اندیشه ها و ایده ها، انکار زنجیرها و محدودیت ها، تجربه زندان و زندگی در محدودیت.
رابطل بین خودشناسی انسجامی و ناگویی هیجانی با آسیب های روانی: نقش واسطه ای بهوشیاری و انعطاف پذیری روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مدلیابی معادلات ساختاری رابطۀ بین خودشناسی انسجامی و ناگویی هیجانی با آسیبهای روانی به همراه نقش واسطهای بهوشیاری و انعطافپذیری روانشناختی بود. بر مبنای طرح همبستگی، 342 نفر براساس فرمول حجم نمونه کلاین برای مدلهای تحلیل مسیر، با روش نمونهبرداری دردسترس انتخاب شدند و به مقیاس خودشناسی انسجامی (قربانی، واتسون و هارگیس، 2008 )، پرسشنامۀ پذیرش و عمل نسخة دوم بوند و دیگران (2011)، پرسشنامۀ بهوشیاری براون و رایان (۲۰۰۳)، مقیاس ناگوییهیجانی تورنتو (۱۹۹۴) و چک لیست نشانگان دراگوتیس و دیگران (۱۹۷۲) پاسخ دادند. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل مسیر با استفاده از مدلیابی معادلات رگرسیونی ساختاری بود . یافتهها نشانداد آسیبهای روانی با بهوشیاری، انعطافپذیری روانشناختی و خودشناسی انسجامی رابطة منفی و با ناگوییهیجانی رابطة مثبت دارد. همچنین براساس نتایج تحلیلمسیر، نقش واسطهای بهوشیاری و انعطافپذیری روانشناختی در رابطة ناگوییهیجانی و خودشناسی انسجامی با آسیبهایروانی معنادار بود. بنابراین میتوان نتیجه گرفت بهوشیاری و انعطافپذیری روانشتاختی بهعنوان دو میانجی مهم، نقش اساسی در پیشبینی آسیبهای روانی دارند و اثر خودشناسی انسجامی از طریق این دو متغیر واسطهای بر کاهش آسیب روانی افزایش مییابد.
تحلیل محتوای کمی کتاب جغرافیای کاربردی (پایه دوازدهم انسانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کمی کتاب جغرافیای کاربردی برحسب طراحی آموزشی پایه دوازدهم است؛ در روش تحلیل کمی از منظر فعال و غیرفعال بودن بر اساس روش ویلیام رومی متن پرسش ها و تصاویر کتاب بررسی می شود. جامعه مورد مطالعه پژوهش، کتاب جغرافیای کاربردی رشته انسانی بود. کل کتاب به عنوان نمونه، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات در روش کمی، تحلیل مبتنی بر روش ویلیام رومی است که بر اساس مبانی نظری تهیه و روایی آن توسط دبیران درس جغرافیا تائید شد. واحد مطالعه درس های مندرج در کتاب و واحد تجزیه وتحلیل، متن، پرسش ها و تصاویر کتاب است، که بر اساس مقوله های فعال و غیرفعال بوسیله فرمول ویلیام رومی تحلیل و ضریب درگیری آنها مشخص شد. نتایج نشان می دهد که متن کتاب جغرافیای کاربردی با ضریب درگیری 5/0 متنی فعال و پویاست و علاوه بر بیان حقایق و ارائه اطلاعات ذهن دانش آموزان را با مطالب جدید درگیر می کند و از نظر آموزشی رویکرد فعال دارد. پرسش های کتاب با ضریب درگیری 5/1 نشان می دهد که پرسش ها فعال و پویا هستند و زمینه را برای یادگیری فعال فراهم می کنند، اما در مرز قرار دارند، و بهتر است درآنها بازنگری شود. همچنین تصاویر کتاب جغرافیای کاربردی با ضریب درگیری 6/0 نشان دهنده فعال بودن تصاویر است و زمینه را برای فعالیت فراگیران فراهم می کند. بنابراین، متن، فعالیت ها و تصاویر کتاب جغرافیای کاربردی پایه دوازدهم انسانی به روش فعال تدوین شده اند. اما سؤالات بهتر است بازنگری و اصلاح شود، متن کتاب هم اگر در راستای پویا و فعال تر شدن اصلاح شود در راستای طراحی آموزشی مقطع متوسطه بهتر و کاربردی تر است.
اثربخشی درمان هیجان مدار بر تکانشگری، سازگاری اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی در نوجوانان اقدام کننده به خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر تکانشگری، سازگاری اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی در نوجوانان اقدام کننده به خودکشی انجام گرفت. طرح پژوهش حاضر شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه آماری این پژوهش 30 نفر که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفره) قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه تکانشگری بارات (1995)، پرسشنامه سازگاری اجتماعی سینها و سینگ (1993) و پرسشنامه اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل خواجه احمدی (1395) بود. درمان هیجان مدار (9 جلسه 45 دقیقه ای) توسط متخصص روانشناس برای گروه آزمایش اجرا گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) جهت بررسی فرضیه ها استفاده شد. نتایج نشان داد که پس از حذف اثرات پیش آزمون، تفاوت معناداری در ترکیب خطی متغیرهای وابسته دو گروه مورد بررسی وجود داشت . آزمونهای تک متغیری تحلیل کواریانس نیز نشان داد که نوجوانان گروه آزمایش نسبت به نوجوانان گروه کنترل بهبود معناداری در پس آزمون نمرات تکانشگری، سازگاری اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی نشان داده اند. بنابراین می توان نتیجه گرفت درمان هیجان مدار می تواند درمان موثری در نوجوانان اقدام کننده به خودکشی باشد.
ارزشیابی معلمان دوره ابتدایی مبتنی بر الگوی TPACK در آموزش مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تربیتی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
۱۱۶-۷۶
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارزشیابی معلمان دوره ابتدایی مبتنی بر الگوی TPACK در آموزش مجازی بود. روش پژوهش کمی از نوع توصیفی-پیمایشی بود. جامعه پژوهش معلمان ابتدایی منطقه 13شهر تهران بودند که 253 نفر با روش نمونه گیری تصادفی در پژوهش شرکت کردند. برای جمع آوری داده های در بخش کمی از پرسشنامه استفاده گردید. نتایج نشان داد دانش پداگوژی معلمان دوره ابتدایی در آموزش مجازی درس علوم تقریباً در حد متوسط است. دانش محتوای درسی معلمان دوره ابتدایی در آموزش مجازی درس علوم در سطح مطلوبی است. دانش فناوری، دانش پداگوژی فناوری، دانش فناوری محتوای درسی، دانش پداگوژی محتوا و دانش فناورانه پداگوژیک و محتوا معلمان دوره ابتدایی در آموزش مجازی درس علوم کمتر از میانگین است. نتایج اولویت بندی مؤلفه های الگوی TPACK نیز نشان داد که مهمترین عوامل دانش محتوای درسی و دانش پداگوژی هستند و پس از آن دانش فناوری محتوا، دانش پداگوژی فناوری، دانش پداگوژی محتوا، دانش فناورانه پداگوژیک محتوا و دانش فناوری به ترتیب از اهمیت بیشتری برخوردار می باشند. در مجموع می توان نتیجه گرفت که وضعیت معلمان دوره ابتدایی براساس الگوی TPACK در آموزش مجازی در درس علوم مناسب نیست و کمتر از میانگین است.
بررسی منظره پردازیِ سه نگاره از لیلی و مجنون (خمسه نظامی) بر اساس اصل تناظر عالم کبیر و عالم صغیر ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نگرش سنتی یعنی نگرش برآمده از سنن و وحی الهی باور بر این بود که عالم و آدم هر دو جلوه حق و عالم به عنوان انسان کبیر و انسان به عنوان عالم صغیر هستند. این منظر، اصل دیگری را در پی دارد و آن تطابق میان عالم کبیر و عالم صغیر است. بر اساس آموزه های وحیانی و تفاسیر دینی و عرفانی، جهان دارای سلسله مراتب و هر یک از مراتب به عنوان رمز مرتبه بالاتر، هم جزئاً و هم کلاً دارای مطابقت هستند. مسئله تحقیق این است که نگاره های نگارگری ایرانی و اسلامی از منظر چنین نگرشی که به تناظر عوالم صغیر و کبیر معتقد است، چگونه دیده و تبیین می شود؟ همه تصورات نگارگر اعم از عقلی و خیالی و دریافت های حسّی، همه و همه چیزی جز جلوات حق نیست. نگارگر عارف، به دلیل حضور در زیست جهان سنتی خواسته یا ناخواسته متأثر از این روح دست به آفرینش گری می زند و نگاره او به نحوی دلالت به حق دارد. در این پژوهش سعی برآنست تا از این منظر به تحلیل سه اثر از نگاره های مکتب تبریز دو که با داستان لیلی و مجنون در ارتباط اند بپردازیم. هدف پژوهش حاضر، شناخت و ارائه مؤلفه های تصویری در تناظر بین عالم کبیر و عالم صغیر نگارگر تعلیم یافته در مکتب عرفان اسلامی برای تحلیل نگارگری ایرانی و یافتن نتایج نوین از آن است. این تحقیق از حیث چیستی، کیفی و از لحاظ ابزار، عِلّی و تفسیری است و تعلیل و تفسیر هم مبتنی بر آموزه های ابن عربی است. شیوه گرد آوری اطلاعات به روش مشاهده و مطالعه منابع مکتوب چاپی و الکترونیکی است. نتایج حاصله نشان می دهد که اکثر نگاره ها صرفاً انعکاس جهان بیرونی و یا روایت نیست، بلکه به ارتباط بین «انسان- عالم طبیعت- خداوند» اشاره دارد. گویی نگارگر، آیینه گردانی این دو عالم در برابر هم و سریان عشق را در ارکان هستی به تصویر می کشد. آنجاست که خیال انسان به پدیدههای محسوس در منظره پردازی ها به دیده رمز می نگرد و نگاره ها مانند خواب، تعبیر و تفسیر می شود.
رابطه طرح واره های ناکارآمد و سبک های اسنادی با نشانه های افسردگی ، نقش میانجی: خود ارزشمندی
حوزههای تخصصی:
پیش زمینه و هدف: افسردگی، یکی از اختلال های شایع در دوره کودکی و بزرگ سالی می باشد و مشکلات زیادی در حوزه سلامت به همراه دارد. هدف این پژوهش، بررسی نقش واسطه ای خود ارزشمندی در رابطه بین طرح واره های ناکارآمد و سبک های اسناد با نشانه های افسردگی است. مواد و روش کار: طرح این پژوهش از نوع توصیفی – همبستگی بود. برای این منظور 385 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های سبک اسنادی پیترسون و همکاران، فرم کوتاه طرح واره های یانگ، افسردگی بک ویرایش دوم و پرسشنامه خود ارزشمندی کراکر و همکاران پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار SPSS نسخه 22 و AMOS نسخه 22 انجام شد. یافته ها: ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخص های برازندگی نشان داد مدل فرضی برازش دارد (94/0=CFI، 92/0=NFI، 02/0=RMSEA). نتایج نشان داد که بین سبک اسناد مثبت و علائم افسردگی رابطه منفی و بین سبک اسناد منفی و علائم افسردگی رابطه مثبت وجود دارد .بین طرح واره های محدودیت مختل، خودگردانی مختل و بریدگی-طرد با علائم افسردگی رابطه مثبت و بین خود ارزشمندی و علائم افسردگی رابطه منفی وجود دارد. همچنین تحلیل داده ها نشان داد که خود ارزشمندی قادر است رابطه سبک های اسنادی و طرح واره های ناکارآمد با نشانه های افسردگی را میانجی گری کند. بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت خود ارزشمندی در رابطه بین طرح واره های ناکارآمد و سبک های اسناد با نشانه های افسردگی نقش واسطه ای دارد. این یافته ها چهارچوب نظری مناسبی برای نشانه شناسی و سبب شناسی افسردگی ارائه می دهد و می تواند در تدوین مداخلات پیشگیرانه و درمانی کارآمد برای افسردگی مؤثر باشد.
نقش میانجی تنهایی اجتماعی-عاطفی در رابطه بین کیفیت روابط زوجین با صفات تیره شخصیت و ارتباط بین کیفیت روابط زوجین با خیانت آنلاین(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف خیانت آنلاین پدیده جدیدی است که با پیشرفت تکنولوژی ایجاد شده است. اثرات و مکانیسم تأثیر عوامل مؤثر بر خیانت آنلاین بر استحکام روابط زوجین هنوز در حال بررسی است. این مطالعه با هدف بررسی نقش میانجی تنهایی اجتماعی-عاطفی در رابطه بین صفات تیره شخصیت و کیفیت روابط زوجین با خیانت آنلاین انجام شد. مواد و روش ها این مطالعه توصیفی پیمایشی بر روی افراد متأهل شهر مشهد که در گروه های فضای مجازی و نرم افزارهای اجتماعی داخلی و خارجی مانند تلگرام، واتساپ، بله، ایتا و غیره فعال بودند، با استفاده از نمونه گیری در دسترس انجام شد. در این مطالعه، علاوه بر اطلاعات جمعیت شناختی (سن، جنسیت، تحصیلات، تعداد فرزندان، اختلاف سنی زوجین و مدت رابطه زناشویی)، پرسش نامه های صفات تیره شخصیت دوجین کثیف جنیسون و ویستر (۲۰۱۰)، کیفیت روابط زوجین کوندی و همکاران (۲۰۱۶)، خیانت آنلاین آلج (۲۰۰۹) و احساس تنهایی اجتماعی-عاطفی دی توماسو و همکاران (۲۰۰۴) تکمیل شد. به منظور بررسی ارتباط بین متغیرهای موردمطالعه از آزمون های آماری معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها در این مطالعه 574 شرکت کننده (89/4 درصد خانم) با میانگین سنی 5/74±32/41 سال بررسی شدند. مسیر کامل و مستقیم صفات تیره شخصیت به خیانت آنلاین معنی دار بود (0/05>P). مسیر غیرمستقیم کیفیت روابط زوجین به خیانت آنلاین از طریق تنهایی اجتماعی- عاطفی معنی دار بود (0/023=P). تأثیر میانجیگری برای تنهایی اجتماعی-عاطفی در ارتباط بین صفات تیره شخصیت و کیفیت روابط زوجین با خیانت آنلاین مشاهده نشد (0/05 نتیجه گیری نتایج مطالعه حاضر نشان داد اهمیت تنهایی اجتماعی-عاطفی در ارتباط بین کیفیت روابط زوجین و خیانت بوده و تأثیر آن بر ارتباط بین صفات تیره شخصیت و کیفیت روابط زوجین با خیانت آنلاین ناچیز بود.
سامانه های آبرسانی حوضه رود کُر در دوره هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
۲۳۶-۲۰۳
حوزههای تخصصی:
حوضه رود کُر واقع در شمال غربی استان فارس یکی از مراکز اصلی شکل گیری شاهنشاهی هخامنشی محسوب می شود. به لحاظ چشم انداز جغرافیایی و ویژگی های اقلیمی، ناحیه مذکور شامل: دشت های میان کوهی وسیع (ازجمله مرودشت و کربال)، رودخانه هایی با بستر عمیق (کر و سیوند) و آب و هوایی نیمه خشک است. با توجه به این شرایط، مدیران نهادهای اقتصادی-سیاسی هخامنشی با بهره گیری هوشمندانه از قابلیت های زیست محیطی منطقه با احداث سد، بند، مخزن/آبگیر و کانال به مهار و بهره برداری آب های سطحی پرداخته اند. بند دختر و کانال منشعب از آن، بند بس II، برد بریده II، کانال کوه رحمت، کانال کوه قونداشلو، کانال کوه ایوب، آبراهه دژآباد-بند امیر و... از مهم ترین زیرساخت های آبی برجای مانده از دوره هخامنشی در ناحیه مورد مطالعه به شمار می روند. شواهد این سازه ها که عمدتاً در مسیر رودخانه ها، مسیل های فصلی و چشمه ها طراحی و اجراء شده اند در مناطق مختلف رود کر مانند: رامجرد، درودزن، مرودشت و کربال قابل مشاهده است. احداث زیرساخت های مزبور، شواهد گویایی از سرمایه گذاری دولتی و توجه ویژه شاه/شاهان هخامنشی به عمران و آبادانی سرزمین مرکزی شاهنشاهی را نشان می دهد. در پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای تلاش می شود تا شیوه ساخت، ماهیت کارکردی و دلایل انتساب سازه های آبرسانی به دوره هخامنشی مورد بحث و بررسی قرار گیرد. یافته های تحقیق نشان می دهند که زیرساخت های آبی حوضه رود کر، آب مورد نیاز زمین های کشاورزی، باغات، پردیس های شاهی، استقرارهای روستایی و مجموعه بناهای وسیع و مهمی چون تخت جمشید و استقرارهای پیرامون آن (ناحیه استقراری پرسپولیس/تخت جمشید) را تأمین می کرده اند. سدها و بندها ضمن ایفای نقش پیش گفته، هم چنین با مهار سیلاب ها مانع از آسیب دیدن زمین های کشاورزی واقع در پایین دست خود می شدند. شیوه ساخت و انتخاب مواد و مصالح در ساخت سازه ها بسته به بستر محیطی و کارکرد آن ها متفاوت بوده است. سدها و بندها عمدتاً با هسته خاکی و دیواره لاشه سنگی یا با بلوک های سنگی تراشیده شده خشکه چین شکل گرفته اند. کانال ها نیز به دو گونه خاکی و سنگی و یا با تلفیقی از این دو شیوه ایجاد شده اند. سازه های مورد بحث، براساس ویژگی های ریخت شناسی، نوع مواد و مصالح، ارتباط با محوطه های پیرامون و مقایسه تطبیقی با سازه های مشابه به دوره هخامنشی منتسب شده اند.
بندری که بر کرانه هیچ دریایی نیست! جستاری درباره تاریخ «قلعه بندر» در شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
۳۲۸-۲۹۵
حوزههای تخصصی:
قلعه بندر در حاشیه شمالی دشت شیراز و برفراز کوه مُشرف بر تنگه ای قرار گرفته که به همراه تنگ الله اکبر، تنها مسیرهای دسترسی شیراز به دشت های شمالی تر و دشت مرودشت بوده اند. قرائن تاریخی در کنار شواهد باستان شناسی نشان می دهند که این قلعه به همراه قلاع دیگری هم چون قصر ابونصر و احتمالاً قلعه پل فسا، اداره و کنترل نواحی دشت شیراز در دوران ساسانی و صدراسلام تا پیش از احداث شهر نوبنیاد شیراز را در اختیار داشته اند. با توجه به فقدان فعالیت های منسجم باستان شناسی برروی این قلعه، در این جستار کوشش شده تا با گردآوری و تکیه بر شواهد تاریخی و جغرافیای تاریخی و سنجش آن ها با برخی قرائن باستان شناسی، تصویری از تاریخ و دوره های استقرار و فترت این قلعه مهم در دشت شیراز بازسازی شود. این پژوهش درپی پاسخ گویی به دو پرسش اصلی است؛ نخست آن که با تکیه بر شواهد تاریخی موجود، قلعه بندر در چه دوره هایی دارای استقرار و مورد توجه بوده و چه زمانی متروک شده است؟ دیگر آن که مکان یابی قلعه بندر به عنوان «دژ شه موبدِ» مذکور در منابع جغرافیایی تا چه میزان قابل پذیرش است؟ پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-تاریخی انجام شده و گردآوری اطلاعات آن به شیوه اسنادی و میدانی بوده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهند که قلعه بندر دست کم از دوره ساسانی تا دوره صفوی به صورت متناوب و به دفعات مورداستفاده قرار گرفته و پس از آن متروک شده است. از منظر ادبیات و فرهنگ عامه نیز شباهت های جالبی میان روایت های پیرامون این قلعه و داستان هایی از هزار و یک شب روشن شد که تا پیش از این چندان موردتوجه قرار نگرفته بود. در عین حال برخلاف آن چه غالباً از سوی پژوهشگران عنوان شده است، قلعه شاه موبد که در برخی منابع جغرافیایی متقدم اسلامی به آن اشاره شده نه با قلعه بندر که با ویرانه های موسوم به قصر ابونصر مطابقت می یابد.
مقایسه اثربخشی آموزش هوش هیجانی و خودشفقت ورزی بر سرزندگی تحصیلی و بهزیستی ذهنی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی آموزش هوش هیجانی و خود شفقت ورزی بر بهزیستی ذهنی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه دخترانه شهر همدان بود. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی سه گروهی (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) به همراه پیش آزمون و پس آزمون بود جامعه شامل دانش آموزان دوره دوم متوسطه دخترانه شهر همدان در سال تحصیلی (1403-1402) بودند ، نمونه در این مرحله برای نمونه گیری از روش نمونه گیری چندمرحله ای خوشه ای استفاده شده است و به صورت تصادفی 60 نفر از این افراد (20 نفر گروه آزمایش اول، 20 نفر گروه آزمایشی دوم و 20 نفر گروه کنترل) انتخاب شد. ابزار اندازه گیری متغیرهای تحقیق به ترتیب از پرسشنامه مقیاس بهزیستی ذهنی کییز و ماگیارمودر (٢٠٠٣) و پرسشنامه سرزندگی تحصیلی مارتین و مارش (2008) استفاده شد. برای آزمون فرضیه های پژوهش ، از آزمون مانکوا و پیش فرض های آن استفاده شد. آزمون ANOVA (تحلیل واریانس یک طرفه) همراه با نمودار جعبه ای و آزمون تعقیبی توکی و شفه و.. برای مقایسه های چند تایی در پس آزمون از نرم افزار SPSS نسخه 23 استتفاده شده است. یافته ها: نتایج این تحقیق نشان داد آموزش هوش هیجانی و خودشفقت ورزی بر بهزیستی ذهنی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دور دوم متوسطه دخترانه شهر همدان اثربخش است. به طوری که نمره دانش آموزانی که آموزش های لازم را در ارتباط با هوش هیجانی و خودشفقت ورزی دریافت کرده بودند نسبت به دانش آموزانی که هیچ آموزشی در این راستا دریافت نکرده بودند، بیشتر بود. همچنین مشخص شد بین اثربخشی آموزش هوش هیجانی و خودشفقت ورزی بر بهزیستی ذهنی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دختر تفاوت معناداری ندارد. نتیجه گیری: روان شناسان می توانند به دانش آموزان کمک کنند تا آگاهی بیشتری از احساسات خود پیدا کنند و یاد بگیرند چگونه با آن ها برخورد کنند. تا اهداف معنادار و قابل تحققی برای خود تعیین کنند. اهداف واقع گرایانه و مرتبط با علاقه های شخصی، می توانند انگیزه و سرزندگی تحصیلی را افزایش دهند. آموزش خودشفقت می تواند به دانش آموزان کمک کند تا انگیزه داخلی خود را تقویت کنند. همچنین لازم است به آن ها آموزش داده شود که از داشتن معنا و ارتباط عمیق با موضوعات تحصیلی لذت ببرنند و از راهبردهایی مانند تجزیه و تحلیل مسائل، اتصال به زندگی روزمره و ایجاد ارتباط با محتوا استفاده کنند.
رویکرد افتراقی فقه و قانون موضوعه کیفری ایران به جرایم منافی عفت در حوزه دادرسی کیفری نظام جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی، رویکرد جنسیتی فقه و قانون در حوزه دادرسی کیفری افتراقی در جرایم منافی عفت مورد بررسی قرار گرفته است. حقوق کیفری ایران، با الهام از احکام و تعالیم فقه جزایی در این جرایم، بر مبنای اصولی چون بزه پوشی، منع اشاعه فحشا و تخفیف مجازات، دادرسی متمایزی وضع نموده است که دارای جلوه ها و چالش های متعدد است. سیاست جنایی دادرسی در این جرایم، بر پایه ممنوعیت کلی تعقیب و تحقیق و صلاحیت مستقیم محاکم است، در کنار عدم دخالت دادسرا و ضابطین قضایی در امر کشف، تعقیب و تحقیق، جلوگیری از اقرار مرتکب و اکتفا به انکار متهم با عدم تحقیق در امور پنهان قضیه و توسل به ادله علمی و سخت گیری در اثبات جرم توجه می شود. نظام ادله شرعی خاص، محدودیت در دسترسی به اسناد پرونده، منع حضور سازمان های مردم نهاد حامی حقوق زنان بزه دیده و ابلاغ حضوری دادنامه نیز از دیگر ویژگی های این نوع دادرسی است. این موارد باعث می شود که در جرایم منافی عفت، حفظ آبرو و حیثیت مرتکب و اصل بزه پوشی، در اولویت قرار گیرد.
سوءنیت مستقیم در ماده 290 قانون مجازات اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قضاوت سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲۰
67 - 82
حوزههای تخصصی:
مراد از سوءنیت مستقیم آن است که هدف مرتکب از انجام رفتار، رسیدن به نتیجه مجرمانه باشد، برخلاف سوءنیت غیرمستقیم که مرتکب خواستار تحقق نتیجه نیست، اما آگاه است که نتیجه در روند عادی امور واقع خواهد شد. سوءنیت مستقیم با انتخاب مرتکب محقق می شود و هرنتیجه ای که انتخاب شود، ذیل سوءنیت مستقیم قرار خواهد داشت؛ هرچند هدف نهایی و غایی مرتکب نباشد. اما قانونگذار در ماده 290 قانون مجازات اسلامی، بندهای الف و ت را به سوءنیت مستقیم و بندهای ب و پ را به سوءنیت غیرمستقیم اختصاص داده است. مطابق تحقیق حاضر، در صورتی که مرتکب خواهان رسیدن به نتیجه باشد، سوءنیت او به صورت مستقیم محقق می شود، هرچند امید او به تحقق نتیجه ناچیز باشد؛ همچنان که اگر مرتکب برای رسیدن به نتیجه، روش خاصی را انتخاب کند، اما نتیجه مزبور به طریقی دیگر واقع شود نیز سوءنیت وی به صورت مستقیم محقق خواهد شد. همچنین قانونگذار قصد نظیر نتیجه واقع شده را نیز به معنای تحقق جنایات عمدی دانسته است که در این حالت نیز سوءنیت مستقیم محقق خواهد شد. مانند آنکه مرتکب قصد کور کردن چشم چپ قربانی را داشته باشد، اما چشم راست او نابینا شود.
انسان به مثابه حی متأله و دلالت های آن بر کنش فرهنگی بر اساس اندیشه های آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
دین و سیاست فرهنگی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
197 - 216
حوزههای تخصصی:
انسان مدرن که به مثابه سوژه تکوین یافته است، برحسب نسبت هستی شناختی – معرفت شناختی نوینی قوام یافته است. برونداد چنین نسبتی در تعامل این نحوه انسان با دیگران؛ اعم از دیگر انسان ها و طبیعت، بروز و ظهور می یابد. انسان مدرن همان طور که روابط اجتماعی و فرهنگی خود را برمدار «تسلط» سامان داده است، در رابطه با طبیعت نیز «تسلط» نقش ویژه ای را ایفا می کند. پژوهش حاضر، سعی کرده است تا نسبت هستی شناختی – معرفت شناختی دیگری بر مبنای اندیشه استاد جوادی آملی به تصویر کشیده و نحوه شکل گیری فرهنگ و روابط انسان را متناسب با آن نسبت وجودی – معرفتی نشان دهد. روش تحقیق مقاله، تحلیلی – برهانی است. انسان به مثابه حی متأله برونداد هستی شناسی اندیشه های حکمی استاد جوادی آملی است که مبتنی بر آن، هستی شناسی فرهنگ و کنش شناسی خاصی شکل می گیرد و نیز طبیعت به صورت مرتبه ای وجودی از هستی در تعامل با انسان قرار دارد. مناسبات انسان با هستی در تعامل وی با طبیعت از دریچه فرهنگ، تأثیر بنیادینی به جا خواهد گذاشت.
ارزیابی خلاقیت هوش انسانی و ماشینی در روند طراحی معماری
منبع:
مطالعات هنر سال ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۸)
101-115
حوزههای تخصصی:
ابزارهای هوش مصنوعی با قابلیت تطبیق پذیری بالا، توانایی تعامل با مؤلفه های مختلف محیطی همچون نور، صدا، گرما، باد، و تغییرات وضعیت انسان را بدون دخالت مستقیم انسانی دارند. این ابزارها می توانند راه حل هایی متنوع و بهینه شده براساس داده های ورودی و الزامات طراحی ارائه دهند. با این حال، تفاوت های بنیادین میان هوش مصنوعی و هوش انسانی همچنان قابل توجه است. ماشین ها عمدتاً در انجام وظایف محاسباتی سنگین، پردازش داده های حجیم و تحلیل های الگوریتمی بسیار توانمندند، اما ساختار انعطاف پذیر ذهن انسان، قدرت یادگیری تجربی، و توانایی استدلال انتزاعی و خلاقیت مستقل را در اختیار ندارند. در این پژوهش، برای مقایسه ویژگی های خلاقیت در تولیدات انسانی و ماشینی، هفت اثر برجسته معماری با استفاده از هوش مصنوعی MidJourney بازطراحی شده اند. سپس با تدوین پرامپت های اختصاصی و تحلیل داده های بازتولیدی، میزان خلاقیت در آثار ماشین محور و انسانی مقایسه شده است. ارزیابی با مشارکت ۱۰۵ دانشجوی معماری آشنا با مفاهیم پایه ای هوش مصنوعی، از طریق نظرسنجی اینترنتی انجام شد. برای تحلیل داده ها از مقیاس لیکرت پنج درجه ای و روش دلفی فازی استفاده شده است. افزون بر آن، با انجام مصاحبه های عمیق با پنج عضو هیئت علمی متخصص در حوزه هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، امکان الگوریتم سازی مفهوم خلاقیت در هوش مصنوعی بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که اگرچه هوش مصنوعی قادر به بازتولید جلوه هایی از خلاقیت بصری است، اما از نظر عمق، تنوع، و اصالت، فاصله محسوسی با خلاقیت انسانی دارد. این مطالعه بستری نظری و تجربی برای بهره برداری مؤثر و هم افزای هوش مصنوعی در طراحی معماری فراهم می سازد.
A comparative study of the role of the single customs window system in the realization of citizenship rights in the maritime countries of Iran and Malaysia and its role in the development of sea-based trade(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Maritime Policy, Volume ۴, Issue ۱۵, Autumn ۲۰۲۴
57 - 80
حوزههای تخصصی:
single window; It is a system that provides the parties involved in trade and transportation with the possibility of exchanging standard information to meet the legal needs of export, import, and transit. From the expansion of the conceptual space of the subject, it will examine customs issues and the single window and their impact on citizen rights. According to the subject documents presented in this research, the research method is descriptive-analytical and the method of collecting information in this research is library. The main question of the article is: How can the establishment of a comprehensive customs system and cross-border trade window be effective in the development and promotion of citizenship rights in Iran and Malaysia? In response to this question, we can state our hypothesis as follows: "Establishment of a comprehensive customs system and cross-border trade unit window through the protection of intellectual property, privacy and increasing the communication of interested parties in the export and import process can lead to development. citizen's rights and have an effective role in reducing corruption" The conclusion of this article is that in the implementation of the trade facilitation agreement and the creation of a single window; It will be possible for economic operators to provide the necessary information in specific forms to a single unit with system automation and receive all permits and legal issues related to their activities from the same point. Therefore, this will be a positive measure to ease things, increase transparency, and reduce systemic corruption.
بررسی میزان تاب آوری معابر شهری در برابر زلزله (مطالعه موردی: شهر جاجرم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به آسیب پذیری شهرهای ما در برابر زلزله، امروزه یکی از رویکردهای مورد توجه مدیریت بحران در برخورد با این پدیده مخرب، پرداختن به مسئله ایمن سازی شهرها و انجام اقدامات پیشگیرانه به منظور کاهش آسیب های ناشی از زلزله می باشد. در این راستا هدف پژوهش حاضر بررسی میزان تاب آوری معابر شهری جاجرم در برابر زلزله می باشد. پژوهش حاضر بر حسب هدف کاربردی از ماهیت، کمی در نهایت برحسب نحوه اجراء توصیفی-تحلیلی می باشد. در این تحقیق از شاخص های کالبدی شامل نسبت ارتفاع ساختمان ها به عرض معابر، دسترسی به فضای باز، دسترسی به مراکز خدمات رسان (آتش نشانی، بیمارستان و ...)، کیفیت معابر، تراکم جمعیت، تراکم مسکونی و دسترسی به معابر اصلی شهر استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها در محیط GIS از روش تحلیل شبکه ای ( ANP ) انجام شد. نتایج نشان داد از مساحت 438 هکتار منطقه مورد مطالعه تقریباٌ کمتر از 6 درصد از مساحت سطح شهر دارای وضعیت کاملاً مناسب می باشد . همچنین نتایج تحلیل شبکه ای نشان داد که بیشترین میزان تاب آوری در غرب و شمال غرب منطقه و کمترین آن در شمال شرق و جنوب غرب می باشد.
تأثیر فرهنگ سازمانی بر رابطه فرد و سازمان و نقش آن در ارتقاء بهره وری در بنیاد شهید و امور ایثارگران استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ سازمانی، در سال های اخیر بسیار مورد توجه دانشمندان و صاحب نظران مدیریت قرار گرفته است. فرهنگ سازمانی مجموعه ای از ویژگی های کلیدی است که سازمان برای آنها ارزش قائل است و از احترام بالایی برخوردار است. این پژوهش از لحاظ ماهیت مسأله و هدف، پژوهشی کاربردی و از لحاظ روش تحقیق، یک پژوهش همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران، کارمندان و کارکنان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان تهران بوده که نمونه ای معادل 117 نفر جهت مطالعه انتخاب شده است. داده های مورد نیاز از طریق ابزار پرسشنامه جمع آوری شد، میزان روایی و پایایی از طریق پانلی از اساتید و کارشناسان مدیریت منابع انسانی مورد تأیید قرار گرفت و ضریب آلفای کرونباخ (0.91= ∝) به دست آمد که بیانگر پایایی خوب و قابل قبول است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS22 و از روش های آماری توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون استفاده شد. بر اساس یافته های تحلیل، نتایج نشان داد فرهنگ سازمانی بر رابطه فرد و سازمان رابطه مستقیم، مثبت و معناداری دارد و بر بهره وری سازمان نیز تأثیرگذار است. در پایان نیز ضمن بحث و نتیجه گیری پیشنهاداتی ارائه شده است.









