مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۸۶۱ تا ۲۱٬۸۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش های دهه اخیر در باب ماهیت احساس و تاثیر آن بر زندگی انسان، ضرورت توجه به احساس و رابطه آن با فضا را بیش از پیش روشن کرده است. مرور ادبیات حوزه معماری در رابطه با احساس، دو رویکرد اصلی روانشناسی محیطی و پدیدارشناسی را معرفی می کند و مقایسه این نگرش ها در حوزه مدنظر، می تواند شکاف های موجود را نمایان کند. پژوهش حاضر پس از مقایسه این دو رویکرد در حوزه مطالعه رابطه فضا و احساس، توجه به جدیدترین نظریه در باب نحوه ی شکل گیری احساس را پیشنهاد می کند. این نظریه می تواند معیارهایی برای مقایسه دو رویکرد مدنظر ارائه کند و همچنین توجه به این نظریه از دید معماری و طراحی، می تواند درزگاهی نو برای خلق فضاهای احساس انگیز ارائه کند. بنابراین این مقاله با تکیه بر "نظریه احساسات ساخته شده" و با هدف ارائه چارچوبی کلی برای پژوهشگران حوزه طراحی و طراحان محیطی در قالب موضوع ارتباط فضا با احساس، شکل گرفته است. این مقاله ابتدا تاثیر فضا بر احساس را از دیدگاه پدیدارشناسی و روانشناسی محیطی بررسی می کند و پس از تعریف ماهیت و نحوه شکل گیری احساس، با مقایسه این دو رویکرد به شکاف های موجود در این حوزه اشاره می کند و در نهایت با پیشنهاد نظریه احساسات ساخته شده چارچوبی برای پژوهش در حوزه فضا و احساس ارائه می دهد. روش پژوهش حاضر مطالعه کتابخانه ای و اس تدلال منطق ی است و نتایج آن نشان می دهد که برای تعمق در رابطه فضا و احساس انسان، باید پارادایم نحوه شکل گیری احساس را تغییر داد. رد پارادایم محرک- پاسخ و توجه به این که افراد احساس را می سازند توسط نظریه "احساسات ساخته شده" به اهمیت "مفاهیم" اشاره دارد و مستقیما بر طراحی پژوهش و روش پژوهش در این زمینه تاثیر خواهد داشت. بررسی احساس به عنوان واقعیت های اجتماعی در مقابل واقعیت های فیزیکی در پارادایم جدید، توجه معماران را به سمت مفاهیم و معانی معماری سوق می دهد؛ تا مکانهایی غنی تر، سرشار از شور زندگی و با احترام به احساس کاربران، طراحی کنند.
The cumulative effects of the myofascial release technique by increasing the number of sessions: The effect of 6 weeks of myofascial stretching training on flexibility of posterior chain muscles in Multiple Sclerosis
حوزههای تخصصی:
Purpose: Multiple Sclerosis (MS) is a chronic neurological condition leading to muscle stiffness, spasticity, and reduced flexibility, particularly in the posterior chain muscles. Myofascial release (MFR), has shown promise in improving flexibility in various populations, but the cumulative effects of increasing the number of sessions have not been well-studied in individuals with MS. This study aimed to investigate the effects of a six-week myofascial stretching training program on the flexibility of posterior chain muscles in individuals with MS, with a focus on evaluating the cumulative effects of increasing the number of sessions. Method: A total of 30 female participants with MS were randomly assigned to one of two groups: a group receiving myofascial stretching training twice per week (n=15), and a group receiving training four times per week (n=15). Flexibility of the posterior chain muscles was assessed using the Sit and Reach (S&R) test at baseline, after 6 weeks of the intervention. Results: The results showed a significant improvement in S&R scores in both intervention groups. The group receiving training four times per week demonstrated greater flexibility improvements than the group receiving training twice per week, suggesting a cumulative effect of increasing the number of sessions. Conclusion: A six-week myofascial stretching training program can effectively improve the flexibility of posterior chain muscles in individuals with MS. Increasing the frequency of sessions from twice per week to four times per week leads to greater cumulative improvements in flexibility. These findings have important implications for the design of rehabilitation programs targeting flexibility in individuals with MS.
Evolving Role of Culture in Language Studies in the (Post)Digital Revolution Era: Reviewing Applications of Sharifian’s Cultural Linguistics(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The study of the symbiotic relationship between language and culture, along with the call for a rigorous theory and systematic investigative framework, has been a longstanding pursuit. In the past decade or so, Sharifian’s Cultural Linguistics (CL) has demonstrated its potential as a robust theoretical framework and a sharply honed investigative, analytical instrument with a multidisciplinary origin (including English as an International Language (EIL) to explore the interplay between language and culture. The present paper aimed at reviewing the applications of the CL approach and methodology in language-related studies. Arguing for the evolving role of culture in language education and research in the era of (post)digital revolution, this paper attempted to demonstrate the insights the theoretical and analytical frameworks of CL could bring to the realm of language teaching and learning. In so doing, as a starting point, the paper provides a concise overview of the principles and practices of the relatively novel interdisciplinary field of CL. First, the theoretical frameworks of the CL approach are described. This is followed by an explanation of the analytical frameworks of the CL methodology. Finally, some critical reflections on the CL’s approach and methodology are offered. This synopsis is then followed by a state-of-the-art account of the application of CL in language-related studies in the era of (post)digital revolution. The paper concludes with the future directions in such an interdisciplinary venture.
The Relationship Between Working Memory, Delivery Rate, and Pauses in Consecutive Interpreting
حوزههای تخصصی:
Given the importance of consecutive interpreting as a key mode of communication, various factors influencing its effectiveness must be examined to enhance overall performance. This study explored the relationship between working memory (working memory), interpreting delivery rate, and the number of pauses. To achieve this, two working memory tests and a consecutive interpreting task were administered to 30 MA translation students. The analysis revealed a significant positive correlation between one working memory measure (reading span) and interpreting delivery rate. However, no significant relationship was found between working memory and the number of silent or filled pauses in the interpreting output. Additionally, working memory was identified as a predictor of interpreting delivery rate. These findings suggest that while working memory may be associated with certain variables, such as delivery rate, it may not be linked to others, such as the number of pauses in consecutive interpreting.
بررسی انواع بزهکاران از دیدگاه جرم شناسی
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
1 - 12
حوزههای تخصصی:
افزایش روزافزون آمار بزهکاری و تاثیر آن بر جامعه و زندگی افراد غیر قابل انکار و چشم پوشی می باشد که اهمیت پرداختن به این امر از دیرباز مورد توجه جرم شناسان،جامعه شناسان،و حقوقدانان زیادی بوده است بر این اساس هدف از انجام این پژوهش بررسی انواع بزهکاران از دیدگاه جرم شناسی بود.رویکرد این پژوهش توصیفی-تحلیلی به صورت تحلیل محتوا و از نظر ماهیت کاربردی است و روش انجام آن،از نوع کتابخانه ای-اسنادی است. نتایج به دست آمده در این پژوهش بیانگر این بود که موقعیت و شرایط خانوادگی، محیط زندگی، طبقه اجتماعی، وضعیت شغلی و اقتصادی، سن و بسیاری دیگر از عوامل در نوع عمل مجرمانه افراد تاثیرگذار است و بر همین اساس بزهکاران در گروه های مختلفی تقسیم بندی می شوند مانند بزهکاران یقه سفید که از بین طبقات بالای جامعه و با شرایط اقتصادی و شغلی مناسب،به ارتکاب جرم روی می آوردند که یکی از دلایل استقرار رقم سیاه بزهکاری،جرایم این گروه از افراد می باشد و در مقابل آن می توان به نوع جرایم مربوط به طبقه کارگران پرداخت که معمولا در بین افراد طبقه پایین جامعه و با شرایط شغلی و اقتصادی نامطلوب رخ می دهد و از آن با عنوان جرایم یقه آبی نیز یاد می شود.
مواضع کشورهای عربی درخصوص جنگ غزه(2023-2024): تحلیلی تاریخی در خصوص افول ناسیونالیسم عربی
حوزههای تخصصی:
جنگ غزه که در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد و ۱۵ ماه به طول انجامید، با تخریب گسترده ساختمان ها، بیمارستان ها، مدارس و کشتار غیرنظامیان فلسطینی توسط ارتش اسرائیل، واکنش شدید افکار عمومی جهان را برانگیخت. با این حال، در مقایسه با اعتراضات گسترده ای که در غرب علیه اسرائیل صورت گرفت، میزان و شدت اعتراضات در کشورهای اسلامی محدود بود و هیچ نشانه ای از تحریک ناسیونالیسم عربی دیده نشد. مشاهده این وضعیت، این سوال را به ذهن متبادر می سازد که چه عواملی باعث افول ناسیونالیسم عربی در خاورمیانه شده است؟ فرضیه پژوهش بیانگر این است که افول ناسیونالیسم عربی ناشی از کنش و واکنش پیچیده عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. برای بررسی این موضوع، از روش کیفی از نوع تبیینی و شیوه گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند که ناسیونالیسم عربی در مراحل مختلف تاریخ، از جمله نهضت های اصلاح طلبی و جدایی خواهی، با چالش های متعددی مواجه بوده است. همچنین، مواضع کشورهای عربی و تحولات اخیر در جنگ غزه به کاهش احساس هویت ملی و وحدت عربی منجر شده است. این کشورها از موج جدید ناسیونالیسم که مبتنی بر اسلام گرایی است و تهدیدی علیه اقتدارگرایی در این کشورها محسوب می شود، واهمه دارند. به همین دلیل، تلاش می کنند مانع فعال سازی ناسیونالیسم عربی در منطقه شوند. علاوه بر این، رقابت های داخلی میان کشورهای عربی، وابستگی اقتصادی به غرب، و ناتوانی در ایجاد اتحادیه های مؤثر نیز از عوامل مهم افول ناسیونالیسم عربی به شمار می روند. در نتیجه، ناسیونالیسم عربی به جای آنکه به عنوان نیرویی متحدکننده عمل کند، به تدریج جای خود را به گرایش های محلی و مذهبی داده است که در برخی موارد باعث تشدید اختلافات داخلی و تضعیف همبستگی عربی شده است.
Unveiling Plagiarism Practices in Iranian English Language Students’ Theses(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Linguistics Inquiry (ALI), Vol ۲, No ۱, Spring ۲۰۲۴
104 - 113
حوزههای تخصصی:
The present study sought to investigate the prevalence of plagiarism in graduate theses submitted by Iranian students. To this end, a corpus comprising 43 Master's theses in Trans-lation Studies and 46 Master's theses in Teaching English as a Foreign Language (TEFL) was analyzed utilizing the iThenticate plagiarism detection software. The content of the the-ses was scrutinized to identify instances of plagiarism, defined as the verbatim reproduction or paraphrasing of passages from published sources without proper citation. The findings revealed several cases where students had paraphrased entire excerpts from books or journal articles without providing adequate citations. Furthermore, the data showed a higher inci-dence of plagiarism in Translation Studies theses relative to TEFL theses, with Chapter 2 exhibiting the most pronounced discrepancies. Although the degree of overlap between source texts and student work was substantially greater in TEFL theses, the extent of plagia-rism, as defined by the verbatim reproduction of copyrighted material, was more prevalent in Translation Studies theses. A chi-square test corroborated the presence of a statistically significant difference between the frequencies of plagiarism in the two disciplines under examination.
ناکارآمدی قوانین بیمه ای موجود در حوادث ناشی از استقلال هوش مصنوعی (مطالعه موردی خودروهای تمام خودران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حقوقی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
75-108
حوزههای تخصصی:
زمانی که یک هوش مصنوعی در یک خودروی تمام خودران مطابق با دستورات اعطاشده توسط تولیدکننده یا توسعه دهندگان نرم افزار عمل نمی کند بدون آنکه برنامه نویس و توسعه دهنده مرتکب تقصیری شده باشند یا خظایی انجام داده باشند نمی توان سازنده را مسئول حادثه ی واقع شده دانست مگر اینکه ثابت شود برنامه نویس یا توسعه دهنده باید خطرات و موقعیت های احتمالی را پیش بینی می کرده ولی این کار را نکرده است؛ مانند خودروی تمام خودرانی که برنامه نویس یا توسعه دهنده فقط به آن نرم افزار امکان شناسایی افراد سفیدپوست را عطا کرده ممکن است یک فرد سیاه پوست را به عنوان یک انسان تشخیص نداده و سبب وقوع حادثه شود؛ اما در جایی که هوش مصنوعی خارج از چارچوب دستورالعمل خود و مطابق با یادگیری عمیق (تقویتی) خود عمل می کند و از کنترل خارج می شود چه کسی مسئول خواهد بود؟ جبران خسارت زیان دیده باید توسط چه کسی انجام شود؟ برای این امر چندین راه حل پیش بینی شده ازجمله اعطای شخصیت حقوقی مستقل به خودرو، مدل پیشنهادی آبراهام و رابین در مورد مسئولیت شرکت سازنده و پیشنهاد یک صندوق بدون تقصیر، پس از تجزیه و تحلیل این ایده ها و بیان نواقص و ناکارآمدی آن ها راهکار نهایی تحت عنوان صندوق خاص جبران خسارات ناشی از استقلال هوش مصنوعی، معرفی خواهد شد.
چشم انداز مهاجرت اتباع افغانستان به ایران
منبع:
داتیکان سال اول تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
7-19
حوزههای تخصصی:
مهاجرت بین المللی یکی از مهم ترین پدیده های جمعیتی و اجتماعی جهان معاصر است که آثار گسترده ای بر جوامع مبدأ و مقصد بر جای می گذارد. در این میان، مهاجرت اتباع افغانستان به ایران، به دلیل سابقه طولانی، حجم گسترده و پیوندهای تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی، به یکی از مهم ترین مسائل سیاست گذاری در ایران تبدیل شده است. این نوشتار با تمرکز بر وضعیت مهاجران افغانستانی در ایران، به بررسی تاریخچه مهاجرت، سیاست های دولت ایران، چالش ها، فرصت ها و راهکارهای پیشنهادی برای مدیریت این پدیده می پردازد. یافته ها نشان می دهد که مهاجرت افغان ها به ایران تحت تأثیر عوامل مختلفی چون جنگ، ناامنی، افراط گرایی، فقر، خشکسالی و تحولات سیاسی افغانستان شکل گرفته و در دوره های مختلف با سیاست های متفاوت ایران، از رویکرد درهای باز تا سیاست های ساماندهی و کنترل، مواجه بوده است. حضور گسترده اتباع افغانستانی در ایران، از یک سو با چالش هایی نظیر فشار بر خدمات عمومی، رقابت شغلی، افزایش نارضایتی اجتماعی، مشکلات ادغام فرهنگی، گسترش بیگانه هراسی، مسائل حقوقی و نگرانی های امنیتی همراه بوده و از سوی دیگر، فرصت هایی همچون تأمین نیروی کار جوان، تقویت روابط اقتصادی و فرهنگی، ارتقای جایگاه بین المللی ایران و افزایش ظرفیت های چانه زنی دوجانبه و چندجانبه را فراهم آورده است. بر این اساس، مقاله تأکید می کند که مواجهه با مهاجرت نباید صرفاً امنیتی و تهدیدمحور باشد، بلکه باید با اتخاذ سیاستی جامع، واقع گرایانه و چندبعدی، زمینه کاهش چالش ها و بهره گیری از ظرفیت های این پدیده فراهم شود. در نهایت، مدیریت مؤثر مهاجرت مستلزم اصلاح قوانین، تقویت ادغام اجتماعی، همکاری بین المللی و شناسایی علل ریشه ای مهاجرت است.
تطبیق الگوی کنشی، نقش مضمونی و برنامه ی روایی قصه های «نخودی و دیو و نارنج و ترنج» با بازنویسی های آن ها از اسدالله شعبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باتوجه به نقش قصه های عامه در آشکارسازی مؤلفه های هویّت ملّی و قومی، اسدالله شعبانی، قصه هایی چون نخودی و دیو و نارنج و ترنج را که بن مایه های آن ها ریشه در اساطیر دارد، برای مخاطبان کودک بازنویسی کرده است که در این پژوهش، هدف تطبیق این بازنویسی ها با اصل آن ها، براساس الگوی کنشی گریماس و بررسی خوانش اسدالله شعبانی از آن ها، بر مبنای نگرش استوارت هال درباره ی خوانش مخاطب از رمزگان متون، با رویکرد توصیفی تطبیقی و روش اسنادی است تا نشان داده شود نگرش ها و نیازهای زندگی در دوره ی معاصر چه تأثیری بر ایجاد تغییر در محتوای بازنویسی ها از قصه های کهن داشته است و این امر، چه اثری بر الگوی کنشی، نقش مضمونی و برنامه ی روایی این قصه ها گذاشته است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد شعبانی باتوجه به نگرش های دوران معاصر به زندگی، نیازهای زیستی و با هدف انتقال مؤلفه های هویّتی مثبت به زعم خود، در بازنویسی قصه های کهن، بخش هایی از آن ها را حذف یا تغییر داده؛ چنان که مسأله ی چندهمسری، قضاوت کردن دیگران براساس رنگ پوست، حیوان آزاری و رفتار خودمحورانه را در داستان های بازنویسی حذف و نقش های مضمونی ای چون تیرانداز، اسب سوار، کشاورز و حسود را به آن ها اضافه کرده است. این امر سبب شده است تغییراتی در الگوی کنشی و به ویژه برنامه ی روایی قصه های بازنویسی ایجاد شود؛ تغییراتی که در برخی آثار به ضعف در ارتباط بین مرحله ی تحریک پذیری و مرحله ی فرجام در برنامه ی روایی قصه های بازنویسی منجر شده است. از منظر نظریه ی استوارت هال نیز خوانش شعبانی از قصه ها، از نوع جرح و تعدیل بوده است. او از یک سو، برخی از رمزگان گفتمان سنتی را تأیید و از سوی دیگر، برخی از رمزگان گفتمان سنتی را تغییر داده است.
تحلیل نشانه شناسی رمان نازبالش از هوشنگ مرادی کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانش نشانه شناسی به مطالعه ی دلالت های ضمنی و معناهای پنهان متن می پردازد. در پرتو این دانش بسیاری از داستان های ویژه ی کودک و نوجوان تازگی و تاثیری بیشتری می یابد. رمان نازبالش اثر هوشنگ مرادی کرمانی یکی از آثاری است که در عناصر خود، انبوهی از نشانه ها را دارد که با کالبدشکافی از این عناصر به مفاهیم تازه ای می رسیم. در این پژوهش که به شیوه ی توصیفی تحلیلی انجام شده است، با بهره گیری از الگوی نشانه شناسی پیرس دلالت های عنوان و عناصر داستانی نشانه شناسی شده و در پاسخ به این پرسش که آیا می توان رمان نازبالش را با ابزار نشانه شناسی بررسی کرد؟ به این یافته ها رسیده ایم: عنوان اثر، ابداع نویسنده و نشانه ای شمایلی است و در پیوند با عناصر درون متنی، مفاهیم متنوعی از قبیل بهره گیری از قدرت کلام، اغتنام فرصت، ارزش خردورزی، توجه به نسل جوان و اهمیت نقش زنان در اجتماع را به وجود آورده است.
تحلیل اثر کسری بودجه، کسری تجاری و شکاف پس انداز بر رفاه اقتصادی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و تجارت نوین سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
103-131
حوزههای تخصصی:
تحلیل اثر کسری بودجه، کسری تجاری و شکاف پس انداز و سرمایه گذاری بر رفاه اقتصادی در ایران، مسئله ای کلیدی در فهم چالش های اقتصادی این کشور است. این تحقیق با استفاده از مدل خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی به بررسی این موضوع در اقتصاد ایران طی سال های 1350 تا 1402 می پردازد. معیار رفاه اقتصادی در این مطالعه، شاخص ترکیبی رفاه است. نتایج کوتاه مدت نشان می دهد که نسبت کسری بودجه به تولید و نسبت کسری تجاری به تولید به ترتیب آثار منفی بر رفاه دارند. همچنین، نسبت شکاف پس انداز و سرمایه گذاری به تولید به طور مثبت بر رفاه تأثیر می گذارد. تورم و درآمد سرانه نیز به ترتیب تأثیرات منفی و مثبت بر رفاه دارند. از منظر اندازه، اثر نامطلوب کسری بودجه بزرگتر از اثر نامطلوب کسری تجاری است و اثر اولی نسبت به اثر مثبت شکاف پس انداز به تولید نیز غالب است. اما فارغ از مطلوب یا غیر مطلوب بودن، اندازه اثر کسری تجاری و کسری بودجه، بزرگتر از اندازه اثر شکاف پس انداز و سرمایه گذاری است. در بلندمدت نیز، نتایج مشابهی مشاهده می شود، با این تفاوت که اثر مثبت شکاف پس انداز و سرمایه گذاری از اثر نامطلوب کسری بودجه پیشی می گیرد ولی همچنان از مجموع اثرات کسری بودجه و تجاری، کمتر است. این یافته ها ...
دلالت هایِ روایاتِ امیرالمومنین امام علی(ع) در زمینه زیست فردی و اجتماعی پیامبران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانستن چگونگیِ زیست فردی و اجتماعی پیامبران از دیدگاه امام علی(ع)، به عنوان یک الگوی دروندینی و مورد احترامِ بروندینی، حائز اهمیت است. برای دانستن این موضوع، مجموعه احادیث نقل شده از ایشان، با عنوان مسند الامام امیرالمومنین علی بن ابیطالب(ع) نوشته عزیزالله عطاردی مطالعه و سپس روایات هدف پژوهش - به صورت استقرای تمامی دادهها و نه گزینشی – انتخاب شد. پس از آن، – با رویکرد روایی – تاریخی و با روش تحلیل مضمون و دلالت پژوهی، در سه مضمون فراگیرِ "زیست فردی"، "زیست خانوادگی" و "زیست اجتماعی"، تقسیم بندی، بررسی و تحلیل شد. این بررسی نشان میدهد: دال مرکزی زیست فردی پیامبران، با بالاترین تعداد گزاره های مرتبط، ارتباط آنان با فراماده و فراطبیعت و دال مرکزی زیست اجتماعی پیامبران، هدایت مردم با بیشترین تعداد گزاره می باشد.
بررسی رهیافت های تربیت پسا مدرنیسم در حوزه جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پست مدرنیسم به عنوان یک جنبش فکری عظیم که امروزه نقش جدی تری در تربیت ایفا می کند، تحلیل های متفاوت و گاه متناقضی از تأثیر جنسیت بر تربیت دارد لذا پاسخ اینکه، تربیت مبرا از عنصر جنسیت است، نتایج متفاوتی را رقم می زند. تفاوت ها گاه به دلیل کم بهاءدادن به تفاوت های فطری و گاه بواسطه تلقی های متفاوت از چیستی جنسیت و نقش آن در عالم خلقت است. بر همین اساس نوشتار حاضر با تکیه به تحلیل جنسیت در رهیافتهای تربیت پسامدرنیسم به عنوان نوآوری پژوهش ؛ ریشه شکست و ناکارآمدی بسیاری از مکاتب را در عدم -توجه واقعی به نقش جنسیت در نظامات تربیتی می داند. لذا با روش توصیفی و استنتاجی بر آن است که به واکاوی سویه های جنسیتی در مکاتب تربیتی بپردازد. بر اساس یافته های پژوهش؛ اندیشه های پست مدرن که در مبانی -نظری تناقض و در عمل ناکارآمد هستند کوشیده اند؛ قرائت های جنسیتی را در حوزه تربیت وارد کنند واعلام دارند چون تربیت اسلامى معطوف به پرورش روح است، عنصر جنسیت دخالتى در آن ندارد. ولى شواهد بسیارى از احکام فقهى، نشان مى دهد که بحث از تفاوت های جنسیتی، فرع بر اعتبار جنسیت است و در هویت فرد تاثیرگذار است و در مراتب عالی انسانی نقش مؤثری دارد و بی اعتبار دانستن آن، نابجاست.
ظرفیت شناسی نظریه حکمرانی شبکه ای در تحقق شأن قرارگاهی شورای عالی انقلاب فرهنگی
منبع:
فرهنگ پژوهش تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸ ویژه علوم اجتماعی
171 - 200
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ظرفیت های نظریه حکمرانی شبکه ای در تحقق شأن قرارگاهی شورای عالی انقلاب فرهنگی انجام شده است. شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان مهم ترین قرارگاه فرهنگی و دانشی جمهوری اسلامی ایران، نقش کلیدی در سیاست گذاری و ساماندهی مسائل فرهنگی و دانشی ایفا می کند. با این وجود، ناکارآمدی مدل های حکمرانی سنتی مانند مدل حکمرانی سلسله مراتبی، ضرورت بازنگری در روش های حکمرانی و الگوی عملکرد این نهاد را نمایان می سازد. حکمرانی شبکه ای به عنوان رویکردی نوین در مدیریت، بر تعامل و همکاری میان بازیگران مختلف تأکید دارد و می تواند پاسخی به نیازهای پیچیده و چندبعدی حوزه فرهنگ و دانش کشور باشد. این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل کیفی و بررسی اسناد مرتبط در زمینه نظریه حکمرانی شبکه ای، شورای عالی انقلاب فرهنگی و الگوی عملکرد قرارگاهی، به شناسایی قابلیت های حکمرانی شبکه ای در بهبود نقش قرارگاهی شورای عالی انقلاب فرهنگی پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که حکمرانی شبکه ای با فراهم کردن امکان هم افزایی و تعامل میان دستگاه های فرهنگی و دانشی و همچنین کنشگران مردمی این عرصه ها، افزایش سرعت عمل در سیاست گذاری و ارتقای هماهنگی میان نهادها، ظرفیت های بی بدیلی در حل چالش های فرهنگی و دانشی کشور ایجاد می کند. همچنین این رویکرد می تواند با تقویت اعتماد متقابل میان بازیگران، زمینه ساز افزایش مشارکت عمومی و بهره وری در نظام فرهنگی و دانشی کشور شود. نتایج این مطالعه می تواند راهنمایی برای طراحی مدل های کارآمد حکمرانی فرهنگی باشد و به بهبود عملکرد شورای عالی انقلاب فرهنگی در دستیابی به اهداف عالیه خود کمک کند.
بررسی تأثیر افزایش حدأقل دستمزد بر منابع حق بیمه، مخارج مستمری و توازن نقدی سازمان تأمین اجتماعی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مدل سازی اقتصادی تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
72 - 105
حوزههای تخصصی:
توازن نقدی صندوق های بازنشستگی که بر تعادل بین منابع و مصارف تأکید دارد، یکی از اصول بنیادین حاکم بر نظام های تأمین اجتماعی است. ازجمله موارد اثرگذار بر منابع و مصارف سازمان تأمین اجتماعی تغییرات حدأقل مزد مشمولین قوانین کار و تأمین اجتماعی است که در اجرای ماده 41 قانون کار، همه ساله توسط شورای عالی کار تعیین و به عنوان موضوعی چالشی و مورد اختلاف میان اتحادیه های کارگری، کارفرمایان و مراجع قانونگذار است. افزایش حداقل دستمزد هم منابع حاصل از دریافت حق بیمه سازمان تأمین اجتماعی را افزایش داده و هم موجب افزایش مصارف این سازمان می شود و همیشه این پرسش مطرح بوده که در نهایت تغییرات حدأقل دستمزد چه تأثیری بر توازن نقدی این سازمان دارد. باتوجه به اهمیت موضوع، این مقاله به بررسی اثر افزایش حداقل دستمزد بر منابع حق بیمه، مصارف مستمری، و توازن نقدی صندوق تأمین اجتماعی در طی بازه ی سال های 1340 تا 1401 پرداخته و برای این منظور از مدل اقتصادسنجی سری زمانی خودرگرسیون با وقفه های تأخیری (ARDL) استفاده شده است. نتایج بدست آمده نشان می دهند که افزایش 10 درصدی حداقل دستمزد، منابع حق بیمه سازمان را به میزان 25.6 درصد، مصارف مستمری سازمان را به میزان 23 درصد افزایش می دهد و بر این اساس می توان گفت که مازاد نقدی سازمان به میزان 2.6 درصد بهبود خواهد یافت. این نتیجه که از مقایسه و اختلاف دو ضریب بدست آمده بار دیگر با برآورد رابطه مستقیم بین افزایش حداقل دستمزد و توازن نقدی بررسی گردید و طبق نتایج بدست آمده مشخص شد که افزایش 10 درصدی حدأقل مزد توازن نقدی صندوق تأمین اجتماعی را 3.3 درصد افزایش خواهد داد که مؤید نتیجه قبلی است. در این مطالعه همچنین جمعیت بیمه شده، جمعیت مستمری بگیر (تعداد پرونده مستمری بگیری)، نسبت پشتیبانی، تولید ناخالص داخلی، و متغیرهای دامی تحریم و جنگ مؤثر شناخته شدند.
تاثیر امنیت انرژی بر امنیت غذایی: رویکرد اقتصاد سنجی فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مدل سازی اقتصادی پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۷
158 - 200
حوزههای تخصصی:
امنیت غذایی به عنوان شاخص ثبات اقتصاد کلان، زیربنای اساسی امنیت اقتصادی کشورها و یکی از مهم ترین پیش نیازهای توسعه پایدار است. از سوی دیگر تولید و توزیع غذا انرژی بر است و انرژی برای دستیابی به امنیت غذایی ضروری است. در این راستا هدف اصلی این مطالعه بررسی میزان تاثیرگذاری امنیت انرژی بر امنیت غذایی در گروه کشورهای منتخب خاورمیانه می باشد. نتایج با استفاده از اقتصادسنجی فضایی در دوره زمانی 2023-2000 نشان داد که دسترسی به الکتریسته (برق) به عنوان شاخص نشان دهنده امنیت انرژی تأثیر مثبت و معنی داری بر امنیت غذایی در گروه کشور های منتخب خاورمیانه دارد. با افزایش یک درصد در دسترسی به الکتریسته (برق) به طور متوسط با فرض ثابت بودن سایر شرایط، امنیت غذایی0.1384 واحد در گروه کشور های منتخب خاورمیانه افزایش یافته است. اثر مستقیم و غیرمستقیم انرژی( برق) نیز مثبت است، به این معنا که افزایش در دسترسی به الکتریسته(برق) نه تنها امنیت غذایی در گروه کشورهای منتخب خاورمیانه را بهبود بخشیده است، بلکه اثرات سرریز آن به طور متوسط سبب بهتر شدن امنیت غذایی در کشورهای مجاور نیز شده است.
بررسی اثر بهره وری کل عوامل تولید بر تنوع صادراتی با تأکید بر اهداف سیاست های کلی نظام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست های راهبردی و کلان سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
939 - 962
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین اهداف سیاست های کلی نظام، دستیابی به درآمد پایدار ارزی به واسطه تنوع صادراتی و تمرکز بر نیروهای درون زای اقتصاد با بهبود در بهره وری است؛ بنابراین تنوع صادراتی تعیین کننده ثبات درآمد ارزی کشور و تابعی از بهره وری عوامل تولید و اندازه بازار داخلی به عنوان پیشران های افزایش رقابت پذیری است که می تواند اهداف سیاست های کلی نظام را تأمین نماید، در همین راستا پژوهش حاضر با استفاده از شواهد آماری زیربخش های صنعتی طی دوره زمانی 1399-1381 و به کارگیری رهیافت داده های پانل به بررسی اثر بهره وری کل عوامل تولید و اندازه بازار داخلی بر تنوع صادراتی می پردازد، شواهد نشان می دهد که تنوع صادراتی در بخش صنایع غذایی در بالاترین مقدار و در محصولات معدنی دارای کمترین مقدار است؛ برآوردها نشان می دهد که اندازه بازار، داخلی اثر مثبت و معنی داری را بر تنوع صادراتی دارد و بهره وری کل عوامل تولید اثر منفی بر تنوع صادراتی دارد و بهبود بهره وری کل عوامل تولید در بخش های با اندازه بازار داخلی بزرگ تر منجر به کاهش تنوع صادراتی شده است که این موضوع دلالت بر عدم وجود ارتباط قوی بین زیربخش های صنعتی برای سرریز اثرات مطلوب دانش و مهارت بین آن ها دارد، علاوه بر این بخش صنعت قادر نیست نیاز نهاده ای زیربخش های صنعتی را تأمین نماید که بر عدم درون زا بودن توسعه صنعت در اقتصاد ایران دلالت دارد.
بازکاوی خاستگاه انصاف در فلسفه اخلاق اسلامی؛ تحلیل محتوای کیفی روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فلسفه اسلامی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
37 - 64
حوزههای تخصصی:
انصاف از پربسامدترین واژه های کلام بشری و از مفاهیم اساسی فلسفی، حقوقی و اخلاقی است. با وجود کنکاش اندیشمندان علوم مختلف درباره انصاف، هنوز برخی زوایای آن مبهم است یا به درستی تبیین نشده است. پژوهش حاضر بر پایه داده های کتابخانه ای و به روش تحلیل محتوای کیفی روایات، در پی پاسخ به این پرسش اساسی در حوزه فلسفه اخلاق است که خاستگاه انصاف چیست؟ تا از رهگذر آن برای تحقق انصاف و آثار مثبت آن همچون سعادت و اعتلای فرد و جامعه، شایسته سالاری در انتخاب و انتصاب افراد، رفع شبهه ذهنی و پیش گیری از داوری های نادرست زمینه سازی کند. از ظاهر برخی روایات درباره چیستی خاستگاه انصاف، دو پاسخ شرع یا عقل برداشت می شود. اما بررسی مجموع روایات و توجه به قواعد حل تعارض همچون نوع دلالت و رابطه دوسویه میان عقل و شرع نشان می دهد انصاف از برترین فضائل اخلاقی درونی و حق محورِ برخاسته از عقل است و ایمان از مهم ترین محرک های آن به شمار می آید. همچنین اشاره به ضرورت عقلی انصاف در سخن برخی اندیشمندان و سرچشمه گرفتن بیشتر عوامل برانگیزاننده به انصاف مانند بیزاری از بدی، خیرخواهی و جوانمردی، یا بازدارنده از آن مانند خشم، پستی و ناتوانی، از عقل این نتیجه را تأیید و تقویت می کند. بنابراین انصاف در حوزه اخلاق اسلامی، امضایی است نه تأسیسی و تنها ویژه دیندارها نیست و افراد بی دین نیز می توانند منصف باشند.
بررسی نقش علم به حکم در تحقق معنای عمد در کتاب و سنت
منبع:
آموزه های فقه عبادی دوره ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸
33 - 54
حوزههای تخصصی:
در ادله شرعی اعم از آیات قرآن و روایات معصومان(ع) الفاظی وجود دارد که علما و اندیشمندان عرصه فقه در آن اختلاف دارند. یکی از این الفاظ، واژه پرکاربرد «عمد» است که اهمیت ویژه ای در فقه عبادات و معاملات خصوصاً فقه جزایی دارد. در اینکه آیا علم به حکم در تحقق معنای تعمد مدخلیت دارد یا نه، سه دیدگاه وجود دارد. بنابر یک دیدگاه، علم به حکم هیچ مدخلیتی در تحقق معنای عمد ندارد و در نتیجه، هم عالم به حکم و هم جاهل به آن، هر دو می توانند متعمد باشند. دیدگاه دیگر، علم به حکم را دخیل در معنای عمد می شمرد که بر اساس آن فقط عالم به حکم می تواند متعمد محسوب گردد. دیدگاه سوم این لفظ را فاقد ظهور در قصد مطلق و قصد ناشی از علم می داند و بنابر آن باید برای فهم معنای تعمد در ادله به قراین دیگر مراجعه کرد. این تحقیق در پاسخ به این سؤال که «نقش علم به حکم در تحقق معنای عمد در کتاب و سنت چیست؟» و با هدف فهم دقیق معنای تعمد در ادله و استنباط احکام مرتبط با فعل یا ترک تعمدی، با استفاده از شیوه گردآوری کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی به این نتیجه دست یافته است که واژه عمد در هیچ یک از این دو معنا ظهوری ندارد و به کمک قراین می توان به معنای دقیق آن پی برد.









