مطالب مرتبط با کلیدواژه

الگوی کنشی گریماس


۱.

الگو های ساختارگرایی و روایت های پسامدرن: تعامل یا تباین ( نمونه: تحلیل رمان کولی کنار آتش با الگوی کنشی گریماس)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ساختارگرایی کولی کنار آتش روایت پسامدرن الگوی کنشی گریماس کارکرد معکوس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۹ تعداد دانلود : ۱۱۳۱
یکی از مشهورترین مکتب های روایت شناسی که در بررسی متون ادبی بکار می رود، ساختارگرایی است. این رویکرد در مقام روشی قاعده مند سعی می کند با تقلیل متن به اجزاء سازنده در روساخت و ژرف ساخت و گره زدن آن ها به یکدیگر، به نقطه ای مرکزی در متون دست یابد و از این طریق، ابهام روابی متون ادبی را بگشاید. رسالت و کارکرد ساختارگرایی حاکی از آن است که روش مذکور فقط برای تفهیم ابهام روایی متون مرکزگرا بسنده می نماید و از تبیین معنا یا معانی در متون ساختارستیزی چون روایت های پسامدرن عاجز است. نوشتار حاضر در صدد است تا نشان دهد که با ساختارگرایی می توان به تحلیل و تبیین دلالت های متنی انواع متون ادبی پرداخت. منتهی این شیوه تحلیل، در روایت های مرکزگریزی مانند روایت های پسامدرن؛ علیه خود عمل می کند و به نوعی واسازی دست می زند. به عبارتی دیگر اگر منتقد با الگوی ساختارگرایی به تببین روایت های پسامدرن بپردازد نمی تواند به ساختاری تقابلی و قرینه مند و نیز نوعی مرکز در قالب ژرف ساخت دست یابد. چرا که چنین تلقی ای با رسالت این دسته از متون تباین دارد. برای اثبات این ادعا، کارکرد معکوس الگوی ساختارگرایانه گریماس در مواجهه با روایت پسامدرن «کولی کنار آتش» نشان داده شده است.
۲.

تحلیل داستان های قرآنی براساس نظریه کنشی گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: قرآن کریم داستان های قرآنی روایت الگوی کنشی گریماس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹۹ تعداد دانلود : ۸۶۶
تحلیل و بازخوانی روایت های قرآنی بر اساس نظریه های جدید، می تواند در شناخت بیش تر و عمیق تر این کتاب کریم مؤثر واقع شود. این جستار به روش توصیفی-تحلیلی درپی تحلیل برخی حکایت های قرآنی مثل داستان حضرت یوسف(ع)، حضرت ابراهیم(ع)، حضرت یونس(ع) و حضرت ایوب(ع)، براساس نظریه الگوی کنشی گریماس است؛ براین اساس روایت های نامبرده با توجه به موقعیت روایی آن ها دسته بندی شده، سپس شخصیت های هر موقعیت روایی بررسی و تحلیل شده است. شش نقش اصلی یا به تعبیر گریماس «کنش گر» در این روایت ها، بازیابی شده است که عبارتند از:کنش گزار یا فرستنده، کنش گراصلی یا فاعل، هدف، کنش یار، کنش پذیر یا دریافت کننده و ضدکنش گر. بررسی های این تحقیق نشان می دهد، ساختار بسیاری از داستان های قرآن به روش نظریه الگویی کنشی گریماس قابل نقد و بررسی است و اصول و مبانی کلی الگوی کنشی گریماس درباره حکایت های قرآنی کاملاً قابلیت انطباق دارد و نتایج آن با دستاوردهای گریماس در بحث بررسی شخصیت به عنوان یکی از عناصر اصلی داستان قابل تطبیق است
۳.

تبیین الگوهای کنشی سیر و سلوک زائراثر جان بانیان بر اساس نظریه گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل گفتمان ساختارگرایی روایت شناسی الگوی کنشی گریماس جان بانیان سیر و سلوک زائر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۵۲
این مطالعه به تجزیه و تحلیل جامع شاهکار جان بانین، سیر و سلوک زائر، با استفاده از چارچوب مفهومی ارائه شده توسط مدل کنشی گریماس می پردازد. هدف این پژوهش نگریستن از طریق دریچه های تقابل های دوگانه و عناصر بنیادی ساختار زنجیره ای- نحوی به اثر مورد بحث است. با کالبد شکافی دقیق این زنجیره ها و روشن کردن مفاهیم پیچیده میثاق، آزمون و قضاوت نهفته در روایت، درک ظریف و عمیقی از پویایی ساختاری متن پدیدار می شود. این تحقیق سپس کاربرد گسترده تر نظریه کنشی گریماس در این اثر ادبی خاص را مورد بررسی قرار می دهد. این مقاله از طریق تعمیم نتایج، به درک جامع تری از پیچیدگی های ساختاری ذاتی موجود در آثار ادبی مشابه کمک می کند. این مطالعه که در قلمرو تحقیقات کاربردی قرار دارد، از یک روش پیاده سازی توصیفی-تحلیلی برای بازگشایی لایه های معنا در سیر و سلوک زائر استفاده می کند. تکنیک تحلیل محتوای انتخاب شده، که بر اساس الگوی کنشی گریماس است، به عنوان ابزاری قوی برای تشریح و تفسیر نتایج عمل می کند. در پرداختن به سؤالات تحقیق، هدف اولیه، تبیین الگوهای کنشی مسیحی (نام شخصیت اصلی داستان) است. این تحقیق پیش بینی می کند که شناسایی، توضیح و تحلیل این الگوها نه تنها بینشی عمیق تر از افکار عمیق جان بانیان به دست می دهد، بلکه درک غنی تری از مهارت هنری او را تقویت می کند. در نهایت، این مطالعه مدلی را ارائه می کند که از کاربرد آن برای سیر و سلوک زائر فراتر رود و بتوان آن را به متون دیگری که ویژگی های مشابهی دارند تعمیم داد.
۴.

تطبیق الگوی کنشی، نقش مضمونی و برنامه ی روایی قصه های «نخودی و دیو و  نارنج و ترنج» با بازنویسی های آن ها از اسدالله شعبانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگوی کنشی گریماس برنامه ی روایی خوانش رمزگان فرهنگی شعبانی هویت ملی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۵
  باتوجه به نقش قصه های عامه در آشکارسازی مؤلفه های هویّت ملّی و قومی، اسدالله شعبانی، قصه هایی چون نخودی و دیو و نارنج و ترنج را که بن مایه های آن ها ریشه در اساطیر دارد، برای مخاطبان کودک بازنویسی کرده است که در این پژوهش، هدف تطبیق این بازنویسی ها با اصل آن ها، براساس الگوی کنشی گریماس و بررسی خوانش اسدالله شعبانی از آن ها، بر مبنای نگرش استوارت هال درباره ی خوانش مخاطب از رمزگان متون، با رویکرد توصیفی تطبیقی و روش اسنادی است تا نشان داده شود نگرش ها و نیازهای زندگی در دوره ی معاصر چه تأثیری بر ایجاد تغییر در محتوای بازنویسی ها از قصه های کهن داشته است و این امر، چه اثری بر الگوی کنشی، نقش مضمونی و برنامه ی روایی این قصه ها گذاشته است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد شعبانی باتوجه به نگرش های دوران معاصر به زندگی، نیازهای زیستی و با هدف انتقال مؤلفه های هویّتی مثبت به زعم خود، در بازنویسی قصه های کهن، بخش هایی از آن ها را حذف یا تغییر داده؛ چنان که مسأله ی چندهمسری، قضاوت کردن دیگران براساس رنگ پوست، حیوان آزاری و رفتار خودمحورانه را در داستان های بازنویسی حذف و نقش های مضمونی ای چون تیرانداز، اسب سوار، کشاورز و حسود را به آن ها اضافه کرده است. این امر سبب شده است تغییراتی در الگوی کنشی و به ویژه برنامه ی روایی قصه های بازنویسی ایجاد شود؛ تغییراتی که در برخی آثار به ضعف در ارتباط بین مرحله ی تحریک پذیری و مرحله ی فرجام در برنامه ی روایی قصه های بازنویسی منجر شده است. از منظر نظریه ی استوارت هال نیز خوانش شعبانی از قصه ها، از نوع جرح و تعدیل بوده است. او از یک سو، برخی از رمزگان گفتمان سنتی را تأیید و از سوی دیگر، برخی از رمزگان گفتمان سنتی را تغییر داده است.