فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۹۲۷ مورد.
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۱ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
459 - 479
حوزههای تخصصی:
زنان، به گواهی تاریخ، هرگاه فرصت یافته اند شایستگی های خویش را در حوزه های فرهنگی، هنری و معماری به نمایش گذاشته اند. زنانِ بانی، به ویژه در دوره تیموری، در ایجاد و گسترش تزئینات و موتیف های مرتبط با مفاهیم زنانه نقش پررنگی داشته اند. هدف اصلی این پژوهش بازنمایی و خوانشی از معماری ایرانی اسلامی براساس مؤلفه های بصری جنسیت و با محوریت زنانگی در معماری است. بنابراین، به منظور نزدیک شدن به اهداف پژوهش، ابتدا مرور مفاهیم مرتبط با موضوع جنسیت در روندِ تاریخی آن مورد نیاز بود که در ادامه سنجه های جنسیت و زنانگی در نمونه موردی انتخابی استخراج شده و مورد بررسی قرار گرفته است. شایان ذکر است که در راستای تعیین هویت جنسیتیِ شاخص های بصری، گریزی به حوزه های فلسفی، روان شناسی تکاملی، روان کاوی، مستندات و شواهد تاریخی و پژوهش های متأخرتر در مورد جنسیت اشیا و محصولات صورت گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در مسجد گوهرشاد از دلالت های بصریِ مرتبط با مفاهیم مردانه به نفع زنانگی کاسته شده است که یکی از دلایل مهم این موضوع می تواند حضور پررنگ زنان در عرصه سیاست و معماری باشد که سرآمد آن ها «گوهرشادآغا» بود.
طراحی برنامۀ راهبردی توسعۀ ورزش قهرمانی بانوان استان خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
1059 - 1086
حوزههای تخصصی:
هدف کلی این پژوهش طراحی برنامه راهبردی توسعه ورزش قهرمانی بانوان استان خراسان شمالی بود. پژوهش حاضر از نظر روش پژوهش توصیفی-پیمایشی، به لحاظ هدف کاربردی و از نظر جمع آوری داده ها به صورت آمیخته (کمی و کیفی) بود. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی و کمی شامل مدیران، معاونان و کارشناسان (اداره کل ورزش و جوانان استان خراسان شمالی، اداره ورزش و جوانان شهرستان بجنورد، هیات های ورزشی استان و باشگاه های ورزشی استان)، اساتید دانشگاهی رشته علوم ورزشی استان، مربیان ورزش قهرمانی و ورزشکاران قهرمان زن استان خراسان شمالی بود. نمونه آماری در بخش کیفی 14 نفر و در بخش کمی شامل 23 نفر از افراد جامعه آماری بود. روش نمونه گیری در بخش کیفی و کمی به صورت هدفمند بود. برای جمع آوری داده ها نیز از دو روش مصاحبه اکتشافی نیمه هدایت شده و پرسشنامه محقق ساخته و برای بدست آوردن نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها و اولویت بندی استراتژی های تدوین شده از چارچوبی با عنوان چارچوب جامع تدوین استراتژی مدل SWOT-ANP و همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار Super Decisions2 استفاده شده است. نتایج نشان داد، ورزش قهرمانی بانوان استان دارای 9 قوت، 16 ضعف، 11 فرصت و 13 تهدید و در مجموع 17 راهبرد است و استراتژی رقابتی، استراتژی قالب در این پژوهش شناسایی شد. مهم ترین استراتژی به دست آمده در بخش توسعه ورزش قهرمانی بانوان استان خراسان شمالی تدوین برنامه های هدایتی و حمایتی در مسیر رشد بانوان ورزشکار از مبتدی تا پیشرفته می باشد که شایسته است مسئولان ورزش استان توجه ویژه ای به استراتژی های به دست آمده از این پژوهش داشته باشند.
فراتحلیل پژوهش های انجام شده درباره «نابرابری جنسیتی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۵ بهار ۱۳۹۲ شماره ۱
125 - 142
حوزههای تخصصی:
مسأله برابری زن و مرد از موضوعاتی است که در دهه های اخیر، ذهن جامعه علمی را بسیار به خود مشغول کرده است؛ صاحب نظران متعددی در این حوزه به ایراد نظر پرداخته و در این راستا، متفکرین اسلامی در پی تبیین مسأله عدالت و برابری از منظر اسلام و نقد رویکردهای فمینیستی برآمده اند. هم چنین، پژوهش های مختلفی نیز در این حوزه انجام شده است. در این مقاله، ضمن مروری کوتاه بر آراء مذکور با استفاده از مرور سیستماتیک، پژوهش های صورت گرفته در حوزه برابری جنسیتی فراتحلیل گردید. بر این اساس، از میان پژوهش های انجام شده، 20 مورد در بازه زمانی دهه 80 انتخاب و بررسی شد. نتایج این مرور نشان می دهد که در سطح پروبلماتیک و چرایی نابرابری، حدود 55 درصد سؤالات، جنبه اجتماعی داشتند؛ 24 درصد جنبه اقتصادی و تنها حدود 21 درصد به عوامل فرهنگی پرداخته اند. در سطح عوامل مؤثر بر نابرابری، از میان عوامل اجتماعی «کلیشه-های جنسیتی»، «نظام پدرسالاری» و «جامعه پذیری جنسیتی» با 7/17 درصد، از میان عوامل اقتصادی «اشتغال زنان» با 6/16 درصد و از میان عوامل زمینه ای «قومیت» و «تحصیلات» با 7 درصد، بیش ترین عوامل ذکر شده بوده اند. رویکرد اتخاذ شده در تمامی موارد، رویکرد تساوی گرایانه به مقوله برابری و عدالت جنسیتی بوده است. در نتیجه به این نکته اشاره شده که پژوهش های انجام شده، به صورت فراگیری تلقی فمینیستی از برابری را مفروض گرفته اند. جا دارد در پژوهش-های آینده، با رویکردهای بومی به مقوله عدالت جنسیتی، مؤلفه های اسلامی مبنای پژوهش قرار گیرد.
بازنمایی زنانگی در سریال های شبکه محلی ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۹ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲
209 - 229
حوزههای تخصصی:
زنانگی، به مانند مردانگی، پدیده ای فرهنگی و تاریخی است که در جوامع مختلف به طرق گوناگون برساخت و معنا می شود. در پژوهش حاضر، «زنانگی» در سه مجموعه از سریال های شبکه محلی مرکز ایلام بررسی و تحلیل شده است. هدف اصلی تحقیق این است که مشخص شود سریال های شبکه محلی استان چه تصویری از زنانگی را نشان می دهند. برای این منظور، تلفیقی از چارچوب مفهومی گافمن، بوردیو و رویکردهای فمنیستی در حوزه رسانه استفاده شده است. روش تحقیق حاضر تحلیل محتوای کیفی از نوع تلفیقی است. برای کشف مفاهیم و مقولات آشکار و پنهان متن از تکنیک کدگذاری استفاده شده است. نمونه مورد مطالعه به صورت هدفمند، سه مجموعه از سریال های پرمخاطب سیمای ایلام انتخاب شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که این سریال ها با بازنماییِ شکل خاصی از زنانگی به منزله زنانگی هژمونیک، بر پذیرش و تقویت آن تأکید می کنند و در برابرِ بازنمایی زنانگی متکثرِ دیگری که در جامعه حضور دارند یا مقاومت کرده است یا از آن به مثابه زنانگی نابهنجار، نامتعارف و حاشیه ای یاد می کند.
گفتمان مسلط بر نظام آموزشی زنان در کتاب های درسی دبیرستانی (1320- 1345)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
259 - 281
حوزههای تخصصی:
با تشکیل سلسله پهلوی، آموزش نوین زنان ایران از ضرورت های پروژه ی نوسازی ایران تعریف شده بود. در نتیجه، آموزش زنان در فضای گفتمانی نوسازی و نوگرایی که حکومت پهلوی خود را منادی آن می دانست، قرار گرفت. با از میان رفتن انسداد سیاسی پس از خروج رضاشاه از ایران، آموزش نوین زنان دچار آشفتگی رویکردی و گفتمانی شد. با قدرت گیری گفتمان های رقیب حکومت و امکان کنش گری آن ها در عرصه قدرت، فضای گفتمانی مسلط بر نظام آموزشی زنان، یکپارچگی و انسجام خود را از دست داد و دال مرکزی نوگرایی که پیش تر در عصر رضاشاه، طرح ها و برنامه های آموزشی زنان را حول خود شکل داده بود، از میان رفت؛ این مسئله منجر به شکل گیری، الگوی «زن مسلمان» در کنار «زن مدرن» شد. از طرفی، این برهه ی تاریخی، از حیث مسئله ی آموزش زنان، دوره ی تکوین اولیه ی سیاست ها و برنامه های آموزشی است که نهایتاً منجر به انقلاب آموزشی در 1345 ش شد. این پژوهش با استفاده از مفهوم سنتی پیوستگاری در تاریخ و روش توصیفی تحلیلی در پی بررسی رویکردها ، طرح ها و آهنگ تغییرات برنامه های آموزشی دختران در کتاب های درسی دبیرستان، برای تشریح چگونگی هویت یابی زنان، نقش و جایگاه آنان در فرایند مدرنیزاسیون ایران است.
سیاست گذاری تولید محصولات نمایشی در تلویزیون ایران با محوریت خانواده اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۹ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
1 - 25
حوزههای تخصصی:
متأسفانه در عصر کنونی نهاد خانواده، به منزله اصلی ترین رکن جامعه، دچار تزلزل شده است. ارائه الگوی مناسبی از خانواده اسلامی از طریق محصولات نمایشی تلویزیون می تواند گره گشا باشد. مقاله حاضر به دنبال ارائه سیاست های محتوایی نمایش مطلوب خانواده در محصولات نمایشی تلویزیون بر مبنای سبک زندگی اسلامی است. این پژوهش در دو مرحله انجام شده است. ابتدا، محتوای 7 عنوان کتاب (شامل 21 جلد)، در حوزه خانواده اسلامی، به روش تحلیل محتوای کیفی، بررسی شد. نتیجه، به دست آمدن ۷۲۵ کد در زمینه ویژگی های خانواده اسلامی بود که پس از مقوله بندی الگوی جامع خانواده در اسلام، در سه محور اصلی «دیدگاه های نظری اسلام درباره خانواده»، «راهکارهای عملی تحکیم خانواده» و «عوامل تزلزل خانواده» ارائه شد. در مرحله دوم، با طراحی سؤالاتی برآمده از الگوی احصائی در گام نخست، با استادان و کارشناسان 4 حوزه مدیریت و سیاست گذاری، خانواده و سبک زندگی اسلامی، تولید تلویزیونی و ارتباطات، که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. نتیجه در دو بخشِ ارزیابی کارشناسان از وضعیت کنونیِ نمایش خانواده در تلویزیون و سیاست های پیشنهاد ی برای بازنمایی خانواده ارائه شد. این سیاست ها در دو بخش ارائه شد. بخش نخست، با عنوان «اهداف، محورها و اولویت ها» شامل 7 مقوله «تشکیل خانواده و ازدواج»، «ترسیم جایگاه اعضای خانواده»، «اقتصاد خانواده»، «محیط مطلوب حاکم بر خانواده»، «صله رحم»، «وظایف اعضای خانواده» و «مقابله با عوامل تزلزل خانواده» و 23 زیرمقوله است. بخش دوم نیز، با عنوان «سیاست ها و ضوابط محتوایی»، شامل 35 گزاره محتوایی در خصوص بازنمایی مطلوب خانواده اسلامی در محصولات نمایشی است که به طور دقیق و مصداقی به بایدها و نبایدهای محصولات نمایشی می پردازند.
اناجیل رسمی و زنان با نقش رسولانه: مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
165 - 181
حوزههای تخصصی:
در مطالعات معاصر، در بحث از نقش زنان در جوامع دینی و تأثیر دین بر چگونگی حضور اجتماعی زنان، دیدگاه های مختلفی را می توان سراغ گرفت. برخی پژوهش گرانْ دین را به منزله ابزاری جهت سرکوبی زنان دانسته اند و در مقابل برخی دیگر با لحاظ جمعیت درخور توجه زنان مؤمن، دین را به نوعی عامل احیای جایگاه زنان به شمار آورده اند. در رویکرد فمنیستی، با به کارگیری روش های مطالعاتی نوین به بازخوانی، فهم و تحلیل متون مقدس دینی، به ویژه متون مسیحی، پرداخته شده تا تأثیر دین بر جایگاه زنان در پرتو نگاهی نو واکاوی شود. در این پژوهش، کوشش شده نخست به بحث درباره نقش رسولانه ای پرداخته شود که زنان همراه با عیسی مسیح در عهد جدید برعهده داشته اند. سپس بر آنیم با بررسی گزارش اناجیل چهارگانه درباره مریم اهل بیت عنیا و مریم مجدلیه، که در سفرها با عیسی همراهی می کردند و در عرصه های دینی مختلف، چه عملی و چه نظری، در فعالیت های گوناگون اجتماعی نقش پویایی برعهده داشته اند، در مقام الگویی برای حضور زنان مؤمن به یافته های مبتنی بر رویکرد زنانه نگر دست یابیم. همچنین، در این پژوهش کوشش می شود که به شیوه توصیفی تحلیلی به بررسی مؤلفه های ایمان زنانه پرداخته شود.
بازنمایی تصویر زنان در سفرنامه «از پاریز تا پاریس»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
471 - 489
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین آثاری که در آن تصویر دیگری اعم از «دیگری درون فرهنگی» و «دیگری برون فرهنگی» انعکاس می یابد، سفرنامه است. در این نوع از نوشته ها تصاویر زنان، مردان، شهرها، مکان های خاص زیارتی، سیاحتی و ... می تواند سوژه تصویرپردازی قرار گیرد. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی با تلفیق سه رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان، بازنمایی و تصویرشناسی نوشته شده است. هدف از این پژوهش تحلیل بازنمایی انواع تصاویر زنان و پیش فرض هایی است که نویسنده در چارچوب آن به این نوع از بازنمایی اقدام کرده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در سفرنامه از پاریز تا پاریس زنان با ملیت های شرقی و غربی به دو دسته تقسیم می شوند: زنان تاریخی و زنان معاصر؛ نویسنده تصاویر زنان تاریخی را به صورت غیرمستقیم و از طریق مطالعه متن ها (بینامتنی) بازنمایی می کند و بازنمایی تصاویر زنان معاصر را -که یا با تجربه حضوری به صورت مستقیم با آن ها در ارتباط بوده یا به صورت غیرمستقیم از طریق ارتباط با دیگران (بیناشخصی) مطالبی درباره آن ها شنیده- با تجربه ترکیبی (ترکیبی از تجربه حضوری و بیناشخصی) انجام می دهد. دراین سفرنامه عنوان های مختلف نویسنده در سایه هویت برساخت «استاد روشنفکر تاریخ» قرار می گیرد و با همین هویت تصویر زنان معاصر و زنان درباری و عامه تاریخی در شرق و غرب بازنمایی می شود..
دسترسی زنان به فضاهای شهری (مطالعه موردی: زنان شهر ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۶ زمستان ۱۳۹۳ شماره ۴
461 - 470
حوزههای تخصصی:
گسترش شهرها در دوران معاصر، همراه با پیچیدگی های خاص خود از یک سو و طرح موضوع فضاها یا قلمروهای عمومی، امکان و کیفیت حضور و بهره برداری از این فضاهای شهری از سوی دیگر، سبب شد تا موضوع زنان و شهر در ادبیات جامعه شناسی شهری وارد شود. این پژوهش سعی در واکاوی تجربه و درک زنان از حضور در و دسترسی به فضاهای شهری طراحی شده در شهر ایلام دارد. بدین منظور و با استفاده از روش کیفی با 15 زن ایلامی مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته انجام و دیدگاه زنان در خصوص دسترسی به فضاهای شهری بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که بدن زنانه یکی از عوامل مهم ایجاد محدودیت است. ترس از تعرض و تجاوز، زنان را از فضاهای شهری دور نگه می دارد. طراحیِ محیطیِ شهر که برای زنان دارای فرزند و زنان خانه دار و همین طور فیزیولوژی خاص زنان جایی در نظر نگرفته است، در دسترسی نداشتن زنان به این فضاها نقش مهمی دارد. از طرف دیگر، باید به مؤلفه های فرهنگی و اجتماعی حاکم بر شهر اشاره کرد که حضور زنان را به شرایطی منوط می داند که این شرایط برساخته اجتماع است و عموماً فضاها را به تملک مردان درمی آورد یا به نوعی زنان را برای حضور در فضاها به همسران و کودکان خود وابسته می کند.
تماشاگری زن و لذت زنانه در سینما: خوانشی زنانه از فیلم های تلما و لوئیس و واکنش پنجم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۵ پاییز ۱۳۹۲ شماره ۳
283 - 306
حوزههای تخصصی:
نظریه فیلم فمنیستی رویکرد تازه ای را درباره شکستن خط روایی فیلم با هدف افزایش آگاهی مخاطب زن از قرار گرفتن او به مثابه ابژه نگاه دوربین و لذت جنسی مردانه ارائه داد. اما کنار گذاشتن ابزار روایی در این دست فیلم ها و روی آوردن به تکنیک هایی چون رهایی نگاه دوربین باعث دور شدن مخاطب زن و بنابراین شکست اقتصادی این فیلم ها شد. در این مقاله، با کاربست مفهوم نسبتاً بدیع «لذت زنانه» در نظریه فیلم فمنیستی، سعی شده است خوانشی زنانه از فیلم های واکنش پنجم و تلما و لوئیس ارائه شود. هدفْ ارائه تحلیلی است از نقش مخاطب فعال زن و توضیح امکانات دیداری برای رهایی بخشی زن از ابژگی. این تحلیل بر محور نظریه روانکاوانه فیلم فمنیستی و با تأکید بر مفهوم نظری لذت زنانه انجام شده است. خوانش فعالانه فیلم از جانب زنان می تواند لذت دوستی و پیوند همدلانه در آن ها را، در جایگاه تماشاگر فعال، برانگیزد. بنابراین، برخلاف موفقیت محدود نظریه فیلم فمنیستی، اعمال چنین خوانش فعالی از مقابله شخصیت های زن داستان با نگاه و اقتدار مردانه در فیلم های جریان اصلی می تواند موجب تولید لذتی برای تماشاگران زن باشد که در برابر مفهوم لذت مردانه و ابژگی زن قرار می گیرد. این نوع خوانش می تواند جنبه رهایی بخشی بعضی از فیلم های جریان اصلی را برای زنان آشکار کند.
تحلیل برخی از افسانه های ایرانی براساس الگوی پرورش زندگی خلاق زنان کلاریسا پینکولا استس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۹ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲
231 - 244
حوزههای تخصصی:
پینکولا استس الگوی پرورش زندگی خلاق را براساس قصه های « زن گریان ، دختر کبریت فروش و سه تار موی طلایی » ترسیم و در این قصه ها ابعاد مختلف کنش و رفتار زیستنِ خلاق زن قهرمان را بررسی کرده است. در این مقاله، نگارندگان نیز با تکیه بر روش استس دو گروه از افسانه های ایرانی را که زن قهرمان در آن ها زیستی خلاق دارد، انتخاب و این الگو را تحلیل کرده اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در این دو گروه از افسانه های ایرانی، زنان آخر، که عموماً زنان سوم، چهلم و صدم اند، به دنبال نوآوری در زندگی هستند و آن ها را باید زن وحشی نام گذارد. در افسانه های ایرانی، مسیر سفر آن ها به شرح ذیل است: مرد: آلوده کننده زندگی؛ ازدواج با آخرین زن؛ ساختن مجسمه و عروسک و صحبت با چراغ؛ زندگی شاداب. کنش زنان نخستین پرسفون وار (منفعل و تابع شرایط) و زنان آخر آرتمیس وار (مبارز و رقابت جو، معترض و جوینده) است، زیرا آن ها برای تغییر وضعیت موجود می جنگند و درنهایت زندگی نوینی را می آفرینند.
جهانی شدن فرهنگ و سبک زندگی با رضایت جنسی زنان متأهل شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۰ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴
451 - 471
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی نقش جهانی شدن فرهنگ و سبک زندگی بر رضایت جنسی زنان متأهل توجه دارد. جهانی شدن در چند دهه اخیر تغییرات عمیقی در عناصر فرهنگی، سبک زندگی، ایده ها، آرمان ها و افکار افراد ایجاد کرده است که نیازمند بررسی و تفحص است. با این هدف، مطالعه حاضر به روش پیمایش، با ابزار پرسش نامه بر مبنای نظریه اریک فروم، آدلر و گیدنز انجام شده است. تعداد 384 نفر از زنان متأهل ساکن شهر زنجان به روش خوشه ای انتخاب شدند که نمونه تحقیق حاضر را تشکیل می دهد. متغیر وابسته این پژوهش رضایت جنسی زنان متأهل در ابعاد رضایت از رابطه، ارتباط با همسر، سازگاری، اضطراب رابطه ای و اضطراب شخصی و متغیر مستقل اول جهانی شدن فرهنگ در سه بعد نگرش به جهانی شدن، گرایش به نوگرایی و ارزش های فرهنگی نو است. متغیر مستقل دوم سبک زندگی در ابعاد سلامت معنوی، سلامت اجتماعی، سلامت جسمانی، سلامت روان شناختی، ورزش و تندرستی، تغذیه و وزن است. نتایج تحقیق نشان می دهد که بین جهانی شدن فرهنگ و رضایت جنسی رابطه معکوس و معناداری وجود دارد و همچنین بین رضایت جنسی با سبک زندگی رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. بنابراین، نتایج تأییدکننده فرضیه اصلی تحقیق حاضر است.
درآمدی بر تاریخچه ی مطالعات زنان در باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۲ بهار ۱۳۹۰ شماره ۳
5 - 17
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تحولات دانش باستان شناسی در نیمه دوم قرن بیستم می پردازد. در این زمان تحت تأثیر جنبش های آزادی زنان و تحولات انجام شده در سایر علوم انسانی و اجتماعی مطالعات زنان به صورت یک دغدغه مطالعاتی وارد قلمرو مطالعات باستان شناسی شد. نگارش حاضر به بررسی سیر تاریخی شکل گیری و تحول رویکردهای مطالعات زنان در دانش باستان شناسی، اهمیت آن در گسترش چارچوب نظری دانش باستان شناسی و ارایه قابلیت های تحلیلی نوین میپردازد. روزآمد شدن چارچوب های نظری دانش باستان شناسی، تغییر نگرش نسبت به نقش زنان در جوامع گذشته و ارتقا جایگاه پژوهشگران زن در جامعه باستان شناسی از مهم ترین دستاوردهای پرداختن به مطالعات زنان بوده است. نکته ای که ذکر آن در این جا ضروری است این است که مفهوم جنسیت در حوزه مطالعات علوم اجتماعی با آن چیزی که در باستان شناسی از آن استفاده می کنیم اندکی تفاوت دارد. در علم باستان شناسی واژه «باستان شناسی جنسیت» اغلب به رویکرد نوینی اطلاق می گردد که مبانی آن را مطالعه و تحلیل نقش زنان یا مردان (اغلب زنان) در فرایند و توسعه جوامع گذشته تشکیل می دهند و ما در این مقاله به موضوع جنسیت از دیدگاه باستان شناسی آن توجه کرده ایم.
بررسی رابطه جامعه پذیری و هویت جنسیت (مطالعه موردی: دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور دزفول)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۸ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳
333 - 348
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر بررسی رابطه بین جامعه پذیری و هویت جنسیتی بین دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور دزفول بوده است. روش تحقیق این پژوهش پیمایشی و شیوه گردآوری داده ها استفاده از پرسش نامه بوده است. جامعه آماری همه دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور شهر دزفول بوده که با استفاده از جدول لین تعداد 384 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شدند. نمونه گیری به شیوه تصادفی طبقه ای چندمرحله ای انجام شد. نتایج آزمون پیرسون نشان می دهد که بین متغیر وابسته این پژوهش (هویت جنسیتی) و برخی متغیرهای مستقل همبستگی وجود دارد. مقدار همبستگی پیرسون بین متغیر وابسته و متغیرهای آگاهی اجتماعی، شبکه روابط اجتماعی و قدرت تصمیم گیری، در مجموع 1 / 22درصد از تغییرات در متغیر وابسته هویت جنسیتی را تبیین می کنند. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز نشان داد که متغیرهای آگاهی اجتماعی، شبکه روابط اجتماعی و قدرت تصمیم گیری تأثیرگذارترین عوامل بر هویت جنسیتی اند.
سنت نوشتاری زنان: مطالعه موردیِ دو نسل از نویسندگان زن ایرانی (سیمین دانشور و زویا پیرزاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۶ بهار ۱۳۹۳ شماره ۱
45 - 60
حوزههای تخصصی:
این مقاله، که برگرفته از یک پروژه پژوهشی است، نقطه عزیمت مطالعه خود را مبانی نقد ادبی زن محور آنگلو امریکایی یا به عبارتی دیگر «نقد وضعی زنان» قرار داده است. مقاله درصدد است این پرسش را پاسخ گوید که بر مبنای طبقه بندی منتقد امریکایی، الین شوالتر، در ایران سنت نوشتاری زنان چگونه می تواند تفسیر شود؟ در این زمینه، رمان های دو نویسنده زن ایرانی (سیمین دانشور و زویا پیرزاد) را از دو نسل می کاویم. در این راه، از روش نقد ادبی تفسیری، به لحاظ هماهنگی با اصول نظری این پژوهش، یاری جسته ایم. از همه مقدمات و لوازم تا بدان جا رسیدیم که سنت نوشتاری زنانه، بر اساس آن تعریفی که الین شوالتر از آن داشته، در ایران نیز با نوسان های خاص خویش، پس از گذر از دوران تقلید، رهسپار عبور از سنت فمنیستی به سمت نوشتاری مؤنث است. مدعای این تفسیر، رمان چراغ ها را من خاموش می کنم از زویا پیرزاد است، اگرچه آن نیز، خود، به مثابه سمبلی از سنت نوشتاری مؤنث، بینامتن، و چه بسا سرآغازی است برای نسل های بعد و نویسندگان دیگر تا در ارتباط متقابل با این متون، خلاقیت ها و سبک های نوینی را در سنت نوشتاری زنانه در ایران بشارت دهند.
نقد نابرابری های جنسیتی در اشعار زن نگار مندرج در روزنامه نامه بانوان (1299- 1300)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۰ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
415 - 434
حوزههای تخصصی:
توجه به مقوله نابرابری های اجتماعی یکی از موضوعات مهمی است که زنان شاعر در ایران به آن توجهی خاص داشته اند؛ امری که نخستین نمونه های آن را در اشعار منتشرشده در جراید زن نگار اواخر دوره قاجار می توان مشاهده کرد. این پژوهش، که به روش توصیفی تحلیلی و با تأکید بر همه شمارگان باقی مانده از روزنامه نامه بانوان ، به عنوان اولین روزنامه حاوی اشعار متعدد از زنان، گردآوری شده، در تلاش است با نگاهی جامعه شناختی مسئله اصلی در افکار و اشعار آن شاعران زن را تحلیل و بررسی کند. بررسی های انجام شده نشان می دهد که موضوع اصلی در شعر این زنان نقد نابرابری های جنسیتی در جامعه مردمَدار ایران است. مخاطب اصلی این اشعار بیشتر زنان ایرانی اند. بر الگوی فردیت زنانه «جنس زن» تأکیدی خاص شده است. الگوی مقایسه شده به دلیل توجه به موضوع برابری اجتماعی، جایگاه و حقوق اجتماعی مردان است و اصلی ترین راه حلِ رفع نابرابری های جنسیتی، تغییر نوع نگاه جامعه به زنان و همچنین علم آموزی آن ها معرفی شده است.
بررسی مقوله «میل» و بازقلمروسازی «زنانگی» در یرما با تکیه بر آراء دلوز و گاتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
545 - 564
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی مفهوم «میل» و تأثیر آن بر بازتعریف ساختارهای فرهنگ جنسیتی حاکم می پردازد. نویسنده با استفاده از رویکرد مطالعات فرهنگی و با بهره گیری از نظریات منتقدانی نظیر دلوز و گاتاری در پی پاسخ به این پرسش بنیادی است که چگونه مفهوم «میل» زنانه مولد است و می تواند با رقم زدن نوعی «شدگی» گفتمان دوانگاره محور جنسیتی را به چالش کشد؟ بدین منظور نمایشنامه یرما یکی از سه گانه لورکا بررسی می شود. این پژوهش که با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام شده است به چگونگی تأثیر مفهوم «زن شدگی» در شکل گیری فرهنگی متفاوت از گفتمان جنسیتی و سلسله مراتبی حاکم می پردازد. چنین استدلال می شود که لورکا با تمرکز بر «میل زنانه» و درهم شکستن مدل تک صدا، «پیش رونده» و «پارانوئیدیِ» روایت رئالیسمی ادیپ محور، به نوعی «قلمروزدایی» دست می زند که سوژگی را منوط به تسلیم در برابر قدرت مردانه نمی داند. لورکا با تمرکز بر «میل شیزوئیدی»، نه تنها در راستای چالش دوانگاره های حاکم گام برمی دارد، بلکه با بازقلمروسازی «هویت زنانه» می کوشد هنجارهای درونی شده را به منزله نوعی «برساخت» معرفی کند که اصل واقعیت زنانگی را پنهان کرده اند. از این رو، می توان گفت که از منظر لورکا ظهور فرهنگی پویا ماحصل تقابلی آگاهانه با گفتمان حاکم و هنجارهای زنانگی از پیش تعیین شده است که ناگزیر از رستاخیز میل شیزوئیدی، «زن شدگی» و مقابله با گفتمان پارانوئید ادیپ محور است.
تحلیل آیکونوگرافیک نقش زنان در نگاره های سوگ و ارتباط ایشان با آئین های کشاورزی با تاکید بر نگاره هایی از ادوار ایلخانی، تیموری و صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
653 - 677
حوزههای تخصصی:
آن چه در قاموس ما مرگ نام گرفته و به تلخی از آن یاد می کنیم، در نگاه انسان برزگر، پیوند درگذشتگان با زمین و انتظاری برای رستاخیز بود؛ همچون دانه ای که به امید تجدید حیات در خاک دفن می کرد. شواهد برجای مانده از شیوه های سوگواری، گویا است که در این وادی، زنان نقش مهم تری ایفا می کرده اند؛ چنان که نقش به سزائی در آئین های برزگری داشته اند. بنابراین جستار حاضر، با هدف تبیین نقش زنان در آئین های سوگواری و ارتباط آن با آئین های کشاورزی، درصدد است به این پرسش ها پاسخ دهد که چرا کنشگران آئین های سوگ اغلب زنان هستند؟ و آیا ارتباطی بین آئین های سوگواری و آئین های کشاورزی وجود دارد؟ در همین راستا این پژوهش، هشت نگاره ایرانی با مضمون سوگ از دوره ایلخانی تا صفویه را به روشی تاریخی–تحلیلی با کاربست رویکرد آیکونوگرافی تحلیل کرد. نتایج نشان می دهد آئین های سوگواری ذاتاً جهت فعال سازی قوای نباتات -که در قالب ایزدان گیاهی تجسد یافته اند- صورت می پذیرفت. این پویه طی استحاله ای کلی، از سوگواری برای خدای نباتی آغاز، سپس به سوگواری برای شخصیت های اساطیری-حماسی و نهایتاً شخصیت های تاریخی دگرسان شد. بر مبنای قرینه سازی سوگواری و کشاورزی، از آن جا که حضور زنان در زمین های زراعی مبارک انگاشته می شد، حضور ایشان در سوگواری ها توجیه می پذیرد.
تحلیل روابط خویشاوندی در حماسه های ملّی ایران از دیدگاه انسان شناسی ساختارگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۸ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳
349 - 370
حوزههای تخصصی:
یکی از بنیادی ترین مباحث انسان شناسی، مطالعه روابط خویشاوندی، شیوه های همسرگزینی و پیوند ازدواج است که از دیرباز مورد توجه نظریه پردازان این حوزه قرار گرفته است. متون کهن حماسی ما، به رغم بهره مندی از منابع عظیمی از افسانه ها و روایات برخاسته از زندگی مردم، بازتابنده مهم ترین مسائل اجتماعی، فرهنگی و انسان شناختیِ مردم ایران باستان اند. با توجه به جایگاه درخور این آثار برای تحلیل مسائل انسان شناختی، تاکنون جز شاهنامه فردوسی ، به سایر حماسه های ملی از این منظر توجه چندانی نشده است. در این پژوهش، به بررسی روابط خویشاوندی در شاهنامه و حماسه های ملی متأثر از آن، از دیدگاه نظریه انسان شناسی ساختاری کلود لوی استروس پرداخته شده است. استروس با تکیه بر نظریه تقابل های دوگانه، خانواده و نظام خویشاوندی را به منزله نخستین قرارداد اجتماعی و نقطه آغاز فرهنگ بشری در تقابل با طبیعت قرار می دهد. از نظر او، برون همسری در تقابل با درون همسری (ازدواج با محارم)، نشان دهنده تقابل اساسی فرهنگ/ طبیعت است. بر این اساس، در این پژوهش به تقابل های مهم قابل طرح در روابط خویشاوندی حماسه های ملی، از دیدگاه انسان شناسی ساختارگرا، پرداخته شده است. دستاورد پژوهش حاکی از آن است که بر نظام خویشاوندی این متون، تقابل هایی همچون تقابل ایران/ انیران، زن/ مرد، برون همسری/ درون همسری، پدرسالاری/ مادرسالاری، پدرمکانی/ مادرمکانی و... حاکم است که وامدار اندیشه تقابل گرایِ اساطیر کهن ایرانی است.
گفتمان قرآنی در ابعاد حضور اجتماعی زن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۸ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴
539 - 556
حوزههای تخصصی:
حضور زنان در اجتماع از مسائل مهم و از موضوعات قابل بررسی و پژوهش است، زیرا حضور در اجتماع از یک نیاز فطری انسان سرچشمه می گیرد. از همین رو، قرآن کریم طی آیات مختلف این نیاز فطری را پاسخ داده و حضور اجتماعی زنان را به رسمیت شناخته و در این زمینه همه مسائل اجتماعی مربوط به آن ها را با معرفی زنان الگو بیان کرده است؛ زنانی که تبیین عملکرد آن ها به خوبی می تواند مؤلفه ها و آداب اجتماعی زنان را در ابعاد گوناگون به طور دقیق و مطلوب مشخص کند. با وجود اهمیت فوق العاده این مبحث، فعالیت های علمی انجام گرفته در این زمینه (دیدگاه اسلام درباره وجوب و چگونگی حضور زنان در ابعاد گوناگون اجتماع) اندک و انگشت شمار بوده و اغلب به منابع روایی تکیه داشته اند. ازاین رو، این مقاله با استنادات قرآنی، تأییدات روایی و استدلالات عقلی به بررسی و تبیین حضور اجتماعی زن در سه محور وجوب حضور، ابعاد حضور (سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی) و شرایط حضور در اجتماع با روش توصیفی تحلیلی بر مبنای تعقلی منطقی می پردازد و نتیجه می گیرد که حضور در اصل مجاز است و در بعضی شرایط وجوب پیدا می کند و این حضور در همه ابعاد و البته با شرایط خاص خود است.