امیراحسان زاهدی

امیراحسان زاهدی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۶ مورد از کل ۶ مورد.
۱.

موانع، قابلیت ها و پیامدهای هوشمندسازی زنجیره تأمین در صنعت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اینترنت اشیاء بلاک چین تحلیل داده ها زنجیره تأمین هوشمند صنعت 4.0 هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۷
صنعت 4.0 با استفاده از فناوری های پیشرفته مانند اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی، تحلیل داده ها، رباتیک، حس گرها و شبکه های هوشمند، امکانات جدیدی برای کسب وکارها ایجاد کرده است که فرآیندهای تولیدی و عملیاتی را به صورت خودکار و بدون نیاز به دخالت انسان، بهبود بخشند. هوشمندسازی زنجیره تأمین شرکت های تولیدی و خدماتی ایران می تواند بسیار تحول آفرین و درعین حال چالش برانگیز باشد. شرکت های ایرانی با پیشرفت روزافزون فناوری، همواره به دنبال بهبود فرآیندهای زنجیره تأمین خود بوده اند، اما به دلیل برخی موانع با مشکلات زیادی روبه رو هستند. پژوهش حاضر با هدف یافتن موانع، قابلیت ها و پیامدهای به کارگیری زنجیره تأمین هوشمند در صنایع ایران انجام می شود. پژوهش دارای جهت گیری توسعه ای و کاربردی و ازنظر روش شناسی، کیفی است که با استفاده از راهبرد نظریه داده بنیاد انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته می باشد که نمونه برداری از خبرگان به روش غیراحتمالی و از نوع هدف دار یا نظری انجام شد و تا دستیابی به معیار «کفایت نظری» درمجموع با 11 نفر از مدیران صنایع پیشرو در هوشمندسازی مصاحبه گردید. جهت اعتبارسنجی، از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان غیرشرکت کننده در پژوهش استفاده و پس از دریافت نظرات اصلاحی، الگوی نهایی ارائه شد. برای پیاده سازی نظریه داده بنیاد، از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. 372 کد باز اولیه، 81 مفهوم را تشکیل که در 20 مقوله دسته بندی شدند. الزامات نرم افزاری، سخت افزاری و محیطی و سازمانی؛ شرایط علّی برای کارخانه هوشمند (مقوله محوری) هستند. شفافیت، بهینه سازی، کارایی هزینه ها، چابکی زنجیره تأمین و یکپارچه سازی؛ راهبردهایی هستند که از مقوله محوری منتج می شوند. عدم اطمینان، گستردگی روابط و انفجار داده ها؛ شرایط خاص تأثیرگذار و موانع زیرساختی، فناوری و فنی، مسائل حفاظتی، موانع مالی و اقتصادی، موانع سازمانی و مدیریتی، موانع فرهنگی و موانع محیطی؛ شرایط زمینه ای عمومی هستند که بر راهبردها تأثیر می گذارند. پیامدهای درون زنجیره ای، پیامدهای محیطی و پیامدهای مالی؛ خروجی های حاصل از به کارگیری راهبردها است. برای دیجیتال سازی زنجیره تأمین، سازمان ها به زیرساخت های فناوری اطلاعات قوی و مقیاس پذیر نیاز دارند. این زیرساخت ها شامل سرورها، شبکه ها، سیستم های ذخیره سازی داده و سیستم های ابری هستند که بتوانند حجم بالای داده ها را پردازش کنند. وجود امنیت بالا برای حفاظت از اطلاعات حساس و جلوگیری از تهدیدات سایبری ضروری است. نیروی انسانی متخصص باید در یک فرهنگ سازمانی کار کند که پذیرای نوآوری و تغییرات دیجیتال باشد. نیروی انسانی باید به طور مستمر در زمینه های مختلف تکنولوژی های جدید آموزش دیده و توانمندی های خود را به روز کند.
۲.

تلفیق مدیریت دانش و هوش مصنوعی جهت بهبود عملکرد نیروی انسانی (مورد مطالعه: دستگاه های اجرایی استان مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دستگاه های اجرایی عملکرد مدیریت دانش مدل سازی معادلات ساختاری نیروی انسانی هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۳
هدف: تلفیق هوش مصنوعی و مدیریت دانش به استفاده راهبردی از فناوری برای افزایش ایجاد، اشتراک و استفاده از دانش در یک سازمان اشاره دارد. پیاده سازی هوش مصنوعی در مدیریت دانش، چالش ها و محدودیت هایی برای سازمان ها به ویژه دستگاه های اجرایی که وظیفه خدمت رسانی به مردم را دارند به همراه دارد. برای درک ارتباط بین مدیریت دانش و هوش مصنوعی، باید نحوه تأثیرگذاری آن بر متغیرهای مهم نیروی انسانی سازمان ها ازجمله «عملکرد» به دقت مورد بررسی قرار گیرد. هدف این مطالعه بررسی تأثیر هم زمان مدیریت دانش و هوش مصنوعی بر عملکرد نیروی انسانی دستگاه های اجرایی است. روش پژوهش: پژوهش حاضر ازنظر جهت گیری، کاربردی و ازنظر روش شناسی، کمی است که با استفاده از راهبرد توصیفی-همبستگی انجام شده است. بازه زمانی مطالعه زمستان 1403 و بهار 1404 است. جامعه آماری پژوهش کارکنان دستگاه های اجرایی استان مرکزی است که 150 نفر از مدیران و کارشناسان به روش نمونه گیری گلوله برفی، انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسش نامه استفاده شد که پایایی پرسش نامه براساس معیار های آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی و روایی آن براساس شاخص های AVEو بارعاملی متقابل موردتأیید قرار گرفت. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری و برای انجام محاسبات آن از نرم افزار Smart PLS 3.0 استفاده شد. یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد کاربردهای مختلف هوش مصنوعی رابطه مستقیمی با فرآیندهای مدیریت دانش دارد. مستندسازی دانش ضمنی بر تبدیل و انتقال و به کارگیری دانش؛ شخصی سازی دسترسی به دانش بر حفظ و نگهداری دانش؛ پیش بینی و تصمیم گیری هوشمند بر ایجاد و به کارگیری دانش، تأثیر مثبت و معناداری دارند. همچنین تلفیق هوش مصنوعی و مدیریت دانش رابطه مستقیمی با عملکرد نیروی انسانی دستگاه های اجرایی دارد. ایجاد دانش بر مشارکت؛ حفظ و نگهداری دانش بر حفظ و نگهداشت و رضایت؛ تبدیل و انتقال دانش بر مشارکت؛ به کارگیری دانش بر حفظ و نگهداشت، رضایت و هزینه های آموزش، تأثیر مثبت و معناداری دارند. بیشترین ضریب مسیر (641/0) مربوط به تأثیر به کارگیری دانش بر رضایت، و کمترین ضریب مسیر (174/0) مربوط به تأثیر پیش بینی و تصمیم گیری هوشمند بر به کارگیری دانش، می باشد. نتیجه گیری: برنامه های آموزشی جامع برای تقویت مهارت ها و آگاهی کارکنان در زمینه هوش مصنوعی و مدیریت دانش راه اندازی شود. تشکیل تیم های چندتخصصی که ترکیبی از کارکنان بخش های مختلف سازمان هستند، می تواند در ایجاد فرهنگ هوش مصنوعی و مدیریت دانش در سازمان کمک کند. فرآیندهای استانداردی برای جمع آوری، سازماندهی و تبدیل داده ها به فرمت قابل استفاده وجود داشته باشد. اقدامات امنیتی شامل استفاده از الگوریتم های رمزنگاری قوی برای حفاظت از داده ها، اعمال سیاست ها و محدودیت های دسترسی، بررسی و شناسایی تهدیدات امنیتی، درنظر گرفته شوند. سازمان ها سازوکارهای نظارتی مناسبی برای تضمین کیفیت داده های به اشتراک گذاشته شده طراحی نمایند. اصالت/ارزش: مدیریت دانش شرایطی را فراهم می کند تا درک دانش رخ دهد، در حالی که هوش مصنوعی قابلیت های گسترش، استفاده و ایجاد دانش را به روش هایی نوین و کارآمد فراهم می کند. با تلفیق مؤثر فناوری با شیوه های مدیریت دانش ، سازمان ها می توانند تصمیم گیری ، نوآوری و عملکرد کلی سازمان را بهبود بخشند. آموزش و توسعه منابع انسانی متخصص در حوزه هوش مصنوعی و مدیریت دانش برای پیاده سازی موفق این فناوری بسیار حیاتی است.
۳.

الگوی کارآفرینی اجتماعی در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کارآفرینی کارآفرینی اجتماعی آموزش عالی

تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف: کارآفرینی اجتماعی برای ایجاد تغییرات اجتماعی و برای پاسخ به تغییرات مداوم اجتماعی حیاتی است. توجه به این مفهوم در فضای کشور بهویژه نظام آموزش عالی ضرورت دارد، چراکه گذر از اقتصاد ملی به اقتصاد جهانی، دانشگاهها را نیز تحت تأثیر قرار داده است و این روند رو به رشد و توسعه جهانی و ضرورت هماهنگی با این رشد، بیش از گذشته جایگاه کارآفرینی را در دانشگاهها ارتقاء داده است. مسئله اساسی در خصوص کارآفرینی دانشگاهها این است که اعضای دانشگاه در چه بستر و محیطی میتوانند اقدام به فعالیتهای کارآفرینانه نمایند؛ بنابراین داشتن الگوی جامعی جهت تقویت کارآفرینی اجتماعی در نظام آموزش عالی که همه ابعاد آن را دربرگرفته و راهکارهای متناسبی جهت اجرا ارائه دهد، میتواند راهگشا باشد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و توسعهای و از نظر ماهیت دادهها، کیفی است. برای انجام این پژوهش از روش مدلسازی ساختاری تفسیری استفاده شده است. بهمنظور نهایی کردن عوامل شکلدهنده کارآفرینی اجتماعی نظام آموزش عالی و رتبهبندی و بررسی ارتباط مفهومی بین عوامل از مصاحبه با خبرگان با هدایت کلیات و بهصورت نیمه ساختاریافته استفاده شد. مشارکتکنندگان در این تحقیق، اعضای هیئتعلمی دانشگاههای اراک، قم و تهران هستند که نمونهبرداری بهصورت نظری انجام شد و با دستیابی به معیار کفایت نظری دادهها در مجموع با 13 نفر از اعضای هیئتعلمی مصاحبه گردید. یافتهها: عوامل تشکیلدهنده کارآفرینی اجتماعی در 9 بُعد شناسایی شد و در 5 سطح طبقهبندی و نحوه ارتباط آنها تعیین گردید. همچنین با استفاده از تحلیل MICMAC نوع متغیرها خوشهبندی شد. بر این اساس کاهش رشد اقتصادی و معضلات اجتماعی در خوشه محرک، عوامل روابط اجتماعی، ارزش سازی اجتماعی، نوآوری برای عموم، دانشگاه کارآفرین، تحریک رشد از طریق کارآفرینی و دگرگونیهایی در ساختار دانشگاه در خوشه پیوندی و عامل رشد اقتصادی و اجتماعی در خوشه وابسته قرار گرفتند. نتیجهگیری: با توجه به اینکه تحقق کارآفرینی اجتماعی میتواند به سرعت دادن روند پیشرفت کمک کند، پیشنهاد میگردد فرهنگ کارآفرینی اجتماعی در نظام آموزش عالی بین دانشگاهیان نهادینه شده، بر مسئولیت اجتماعی دانشگاهیان تأکید شود، با حاکمیت مناسب، حمایتهای قانونی، قوانین و مقررات و آئیننامههای تسهیلگر، زمینه کارآفرینی اجتماعی در دانشگاهها فراهم گردد، سیاستهای مالیاتی و تسهیلات جهت حمایت از کارآفرینان دانشگاهی متناسبسازی شود، ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه تقویت گردد و آیندهنگری در تدوین سیاستهای آموزش عالی با نگاه کارآفرینی و توسعه زیستبوم کارآفرینی دانشگاهی لحاظ شود.
۴.

تحلیل الزامات زیست بوم کارآفرینی دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانشگاه کارآفرین زیست بوم کارآفرینی الزامات کارآفرینی آموزش کارآفرینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۹ تعداد دانلود : ۱۶۶
مقدمه: در سال های اخیر، نقش سنتی دانشگاه از توجه صرف در زمینه آموزش و پژوهش ، به مشارکت فعال در توسعه اقتصادی منطقه تغییر کرده است. هم زمان با تحولات جهانی و تغییر در روابط سه عمل گرای اصلی در نظام های ملی نوآوری (صنعت، دولت ، دانشگاه)، وظیفه کارآفرینی بر عهده دانشگاه ها قرار گرفته است. با آشکار شدن ضرورت توجه دانشگاه ها به کارآفرینی به عنوان یک کارکرد محوری در کنار آموزش و پژوهش ، فراهم سازی زمینه مساعد برای کارآفرینی دانشگاهی ، بیش از پیش اهمیت یافته است . براین اساس، دانشگاه های کارآفرین محیط های مطلوبی برای فعالیت های کارآفرینی در اقتصادهای مبتنی بر دانش شکل می دهند. دانشگاه اراک به عنوان یکی از بازیگران مؤثر در زیست بوم کارآفرینی در جهت ترویج کارآفرینی، ارتباط سازنده با صنعت و توسعه اقتصاد دانش بنیان اقدامات مؤثری انجام داده است، اما مسأله اساسی در خصوص کارآفرینی دانشگاه ها این است که اعضای دانشگاه در چه بستر و محیطی می توانند اقدام به فعالیت های کارآفرینانه نمایند. در این پژوهش به بررسی الزامات پیاده سازی زیست بوم کارآفرینی دانشگاهی پرداخته شده است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و توسعه ای، از نظر ماهیت داده ها، کیفی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی محسوب می شود. در این تحقیق با توجه به تأکید بر ساخت دهی مسأله و ارائه راه حل مورد توافق و تعهد، از رویکرد تحلیل و توسعه گزینه های استراتژیک (SODA) که از جمله رویکردهای تحقیق در عملیات نرم است، استفاده شده است. سودا روشی مناسب برای حل مسائل پیچیده است که از نگاشت شناختی برای شناخت مسأله و آن چه ممکن است در مورد آن رخ دهد، استفاده می کند. منابع پژوهش حاضر را اعضای هیئت علمی دانشگاه اراک تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه برداری نظری، در مجموع با 11 نفر از اساتید دانشگاه اراک مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و نقشه نهایی با استفاده از نرم افزار Decision Explorer ترسیم و تحلیل شد. یافته ها: پس از ترسیم نگاشت مورد توافق خبرگان، «عوامل فضاسازی رقابتی، مدیریت بازار و تعهد عاطفی» به عنوان هدف، «عوامل فرهنگی و اجتماعی، منابع مالی، نظام آموزشی و پژوهشی دانشگاه، حمایت و تشویق، فناوری و سیستم های اطلاعاتی و نیروی انسانی کارآفرین» به عنوان موضوعات مهم و «عوامل سیاست گذاری، قوانین و مقررات و مدیریت آموزش عالی» به عنوان گزینه های مهم در نظر گرفته شدند. نتیجه گیری/ دستاوردها: با تمرکز بر تقویت گزینه های کلیدی که تأثیر قابل ملاحظه ای بر موضوعات مهم دارند و موضوعات مهم نیز در سطح بالاتر که به نوبه خود موجب رسیدن به هدف می شوند، اقداماتی از قبیل توجه به برنامه های راهبردی جهت توسعه کارآفرینی، حمایت تیم مدیریتی دانشگاه، توسعه سرمایه انسانی اعضای هیأت علمی و دانشجویان، تمرکززدایی مراکز تصمیم گیری کارآفرینی، ایجاد محیط داخلی مطلوب جهت شکوفایی کارآفرینی، تقویت احساس تعهد عاطفی در کارکنان، حمایت از مهارت های فناورانه و آینده نگری در تدوین سیاست های آموزش عالی با نگاه کارآفرینی می تواند در ساخت دهی زیست بوم کارآفرینی دانشگاهی نقش به سزایی داشته باشد.  
۵.

طراحی الگوی راهبردی زیست بوم سرمایه اجتماعی دانشگاهی در نظام سلامت ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: سرمایه اجتماعی کارکنان سلامت خدمات بهداشتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۱۹
مقدمه: سرمایه اجتماعی مجموعه ای از خصیصه های محیطی و روابط اجتماعی تعریف شده است که موجب دستیابی به مقاصد و منافع مشترک در سازمان می شود. دانشگاه های علوم پزشکی برای تحقق اهداف خود باید از الگوی سرمایه اجتماعی مناسب پیروی کنند.. روش ها: پژوهش حاضر ازنظر هدف، توسعه ای و کاربردی و ازنظر ماهیت داده ها، کیفی است. عوامل شکل دهنده سرمایه اجتماعی با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری (Interpretive Structural Modelling (ISM، سطح بندی و با استفاده از تحلیل ساختاری (میک مک) (MICMACCross-Impact Matrix Multiplication Applied to Classification (طبقه بندی شد. جامعه آماری این تحقیق اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران بودند و برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. نمونه گیری به روش نظری انجام و تا دستیابی به معیار کفایت نظری داده ها ادامه یافت و در مجموع با 15 نفر از اساتید مصاحبه شد. یافته ها: ابعاد سرمایه اجتماعی شامل هویت در سطح یک، اعتماد و تعهدات در سطح دو، زبان، شناسه ها و فرهنگ مشترک در سطح سه، پیوندهای شبکه ای در سطح چهار، پیکره بندی روابط شبکه ای و سازماندهی مناسب در سطح پنج و هنجارها در سطح شش قرار گرفتند. نتیجه گیری: ابعاد پیکره بندی روابط شبکه ای، سازماندهی مناسب و هنجارها در خوشه محرک (متغیرهایی با کمترین قدرت وابستگی و بیشترین قدرت نفوذ) قرار گرفتند. پیشنهاد می شود دانشگاه در جهت تعریف دقیق هنجارها، ایجاد ساختار منعطف، توسعه پیوندهای قوی تر بین افراد، شبکه سازی گسترده تر، تأکید بر اشتراکات بین افراد، شفاف سازی، یادگیری گروهی و ایجاد اعتماد و تعهد بین کارکنان گام بردارد.
۶.

تحلیل موانع نوآوری و تجاری سازی فناوری در شرکت های دانش بنیان ایران

کلیدواژه‌ها: نوآوری تجاری سازی دانش بنیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۰ تعداد دانلود : ۴۵۲
شرکت های دانش بنیان کسب و کارهای دانش محوری هستند ک با هدف تبدیل پایدار دانش به ثروت شکل گرفته و فعالیت های اقتصادی آنها مبتنی و همراه با فعالیت های تحقیق و توسعه در زمینه فناوری های نو و پیشرفته است و از این طریق منجر به توسعه اقتصاد دانش محور در کشور می شوند. شواهد متعدد حاکی از آن است که تعداد کثیری از تحقیقات توسعه فناوری در عمل با مشکل مواجه می شوند و این امر نشاندهنده پیچیدگی فرایند نوآوری و تجاری سازی است. بنابراین ضروری است تا ضمن شناسایی چالش های پیش روی این شرکت ها نسبت به ترسیم نقشه جامع و راهبردی جهت توسعه آن ها اقدام گردد. هدف این پژوهش تحلیل موانع نوآوری و تجاری سازی در شرکت های دانش بنیان است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت داده ها کیفی، و از نظر نحوه گردآوری داده ها توصیفی محسوب می شود. در این پژوهش مهمترین موانع با مرور ادبیات و تأیید خبرگان تعیین گردید، سپس با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM)، سطح بندی و با استفاده از تحلیل MICMAC طبقه بندی شد. برای گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه ساختاریافته استفاده شد که پایایی آن با روش آلفای کرونباخ و روایی آن با نظر متخصصان تأیید گردید. جامعه آماری این تحقیق از مدیران صنعت دانش بنیان کشور تشکیل که از 15 نفر از مدیران به عنوان نمونه استفاده شد. بر اساس تجزیه و تحلیل یافته ها موانع نوآوری و تجاری سازی شامل عدم ایجاد ارزش در سطح 1، درک نکردن نیازهای بازار و مشتریان، و سلب انگیزه از فن آفرینان در سطح 2، فقدان دانش تجاری سازی در سطح 3، ناکارآمدی مدیریت پروژه، توانمندی های ناکافی نیروی انسانی، و ریسک اقتصادی در سطح 4، مشکلات مربوط به حقوق مالکیت، و فقدان زیرساخت مناسب در سطح 5، فقدان امکانات مالی، و کمبود ارتباط محکم دانشگاه و صنعت در سطح 6، چالش های محیط تجاری، عدم انعطاف بروکراتیک، و بی ثباتی های اقتصادی در سطح 7، قرار گرفتند. همچنین چالش های محیط تجاری، عدم انعطاف بروکراتیک، فقدان امکانات مالی، و بی ثباتی های اقتصادی در خوشه محرک قرار گرفتند یعنی متغیرهایی با کمترین قدرت وابستگی و بیشترین قدرت نفوذ و عدم ایجاد ارزش، درک نکردن نیازهای بازار و مشتریان، ریسک اقتصادی، سلب انگیزه از فن آفرینان، و فقدان دانش تجاری سازی در خوشه وابسته قرار گرفتند یعنی متغیرهایی با کمترین قدرت نفوذ و بیشترین قدرت وابستگی. در نهایت راهکارهایی برای رفع هر دسته از موانع پیشنهاد گردید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان