فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۱۸۱ تا ۴٬۲۰۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
پژوهش های کارآفرینی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
77 - 92
حوزههای تخصصی:
مقدمه: توسعه و موفقیت استارت آپ ها به ویژه استارت آپ های ورزشی باتوجه به نوپا بودن، توجه گسترده ای را به خود جلب کرده است و بسیاری از پژوهشگران در تلاش هستند تا مسائل و راهبردهای موفقیت و عدم موفقیت استارت آپ ها را مشخص کنند. شواهد موجود بیانگر وضعیت نابسامان زیست بوم کارآفرینی ورزشی در کشور است؛ ازاین رو، بازنگری در نظام ساختاری و کارکردی زیست بوم در صنعت ورزش ضرورت دارد. در کشور ایران به علت وجود نیروهای جوان و دانش آموخته که البته تعداد قابل توجهی ازآنان بیکارند، کسب و کارهای نوپا می توانند زمینه مناسبی برای ایجاد اشتغال فراهم آورند. هدف ازاین پژوهش، مفهوم سازی الگوی زیست بوم کارآفرینی دیجیتال با تأکید بر توسعه استارت آپ های ورزشی در ایران بود. روش شناسی: روش پژوهش از نوع کیفی بود که بااستفاده از رویکرد داده بنیاد به شیوه نظام مند انجام شد. مشارکت کنندگان در پژوهش شامل پژوهشگران و اساتید دانشگاهی متخصص درحوزه کارآفرینی و استارت آپ، صاحبان استارت آپ ها به خصوص استارت آپ های شکست خورده و کارآفرینان ورزشی بودند. مصاحبه شوندگان به تعداد قابل کفایت، به صورت هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند ( 15 نفر). ابزار پژوهش شامل مصاحبه های اکتشافی نیمه ساختارمند بود. روایی ابزار براساس شایستگی عملی، اعتبار حقوقی و علمی نمونه، نظر خبرگان و توافق بین مصححان ارزیابی و تأیید گردید. جهت تحلیل یافته ها از روش کدگذاری مفهومی چندمرحله ای (باز، محوری و انتخابی) با رویکرد داده بنیاد بهره برده شد.یافته ها: براساس یافته های پژوهش، 76 مفهوم، 30 بعد، نه منظر و شش مقوله اصلی شناسایی شد. براساس نتایج پژوهش تکنولوژی و نوآوری، تحقیق و توسعه به عنوان شرایط علّی؛ زیست بوم کارآفرینی ورزشی دیجیتال به عنوان پدیده محوری؛ حمایت دولتی و قوانین و دسترسی به سرمایه به عنوان عوامل زمینه ای؛ پذیرش شکست و فرهنگ یادگیری به عنوان عوامل مداخله گر؛ شبکه سازی و همکاری های استراتژیک، بازاریابی و دست یابی به مشتری به عنوان راهبردها و توسعه کارآفرینی دیجیتال و راه اندازی استارت آپ ها به عنوان پیامدها شناسایی شدند. نتیجه گیری/ دستاوردها: براساس یافته های پژوهش می توان گفت که قوانین راه اندازی کارآفرینی دیجیتال و کسب وکارهای نوپای ورزشی باید به دور از پیچیدگی باشد و کارآفرینان بتوانند فعالیت خود را با آسودگی بالاتری شروع کنند. حامیان مالی برای رشد استارت آپ های ورزشی درحوزه دیجیتال جذب شوند تا برای فعالیت بتوان از منابع مالی لازم استفاده کرد. همچنین برای موفقیت بیشتر استارت آپ های ورزشی درحوزه کارآفرینی دیجیتال باید فعالان این عرصه مانند دانشگاه ها و گروه های دانش بنیان برای عملکرد بهتر به صورت شبکه سازی و ایجاد تیم کاری با همدیگر تفاهم داشته باشند تا بتوانند خدمات جامع تر و باکیفیتی را به مشتریان خود ارائه کنند.
ارائه مدل ارتقای نظریه های خلاقیت در بازاریابی و هوش مصنوعی با استفاده از روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۹
13 - 64
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش ارائه مدل ارتقای نظریه های خلاقیت در بازاریابی و هوش مصنوعی با استفاده از روش فراترکیب می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف، توسعه ای، از نظر ماهیت داده ها کیفی و از منظر گردآوری داده ها اسنادی- فراترکیب است. برای ارزشیابی مقاله ها می توان از برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی( CASP) استفاده کرد. بر اساس 52 مقاله ی انتخاب شده از پایگاه داده های علمی معتبر، فرآیند استخراج اطلاعات از نتایج و تحلیل های این مقاله ها انجام شد که بعد از ارزیابی تک تک آن ها 25 مقاله مورد تائید نهایی قرار گرفت و غربالگری شد، سپس با بررسی پیشینه ها و مدل های مقالات تائید شده طراحی مدل مفهومی جدید به دست آمد. برای مقوله نظریه های خلاقیت از سه شاخص خلاقیت فردی(خلاقیت شخصی، بینش تبلیغات خلاقانه، عملکرد خلاقانه، خلاقیت در فروش)؛ خلاقیت سازمانی (خلاقیت جمعی، خلاقیت تبلیغاتی، نوآوری استراتژیک، خودکارآمدی خلاق)؛ خلاقیت در محصول(نوآوری محصول، تولید خلاقانه، نوآوری محصول جدید) استخراج شد. همچنین برای مقوله بازاریابی از سه شاخص استراتژی بازاریابی (استراتژی بازاریابی خلاق، فعالیت های بازاریابی، کانال های بازاریابی)؛ قابلیت بازاریابیB2B (مدیریت اطلاعات، برنامه ریزی، پیاده سازی)؛ بازاریابی دیجیتال یکپارچه(بازاریابی تجربی، بازاریابی محتوا، بازاریابی دیجیتال، بازاریابی بلادرنگ) استخراج شد و در نهایت برای مقوله هوش مصنوعی از یک شاخص قابلیت های هوش مصنوعی(استراتژی هوش مصنوعی، رهبری فناوری های هوشمند، بازاریابی مبتنی بر هوش مصنوعی) استخراج شد.
طراحی مدل پیشایندی و پسایندی رویکرد جمع سپاری شبکه های اجتماعی در حوزه برندسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۹
277 - 308
حوزههای تخصصی:
رشد و توسعه اینترنت و دیگر رسانه های اجتماعی فرصت هایی را برای استفاده از منابع جدید در اختیار کسب وکارها قرار می دهد. اگرچه رویکرد جمع سپاری یک رویکرد بازاریابی جدید برای برخی کسب وکارها و بازاریابان محسوب می شود اما هنوز به درستی شناخته نشده است. لذا کسب وکارهای مختلف از این رویکرد برای ارتقای عملکرد کسب وکار و خلق مزیت رقابتی بهره می گیرند. این پژوهش باهدف شناسایی عوامل پیشایندی و پسایندی رویکرد جمع سپاری شبکه های اجتماعی در حوزه برندسازی و تحلیل این عناصر با استفاده از روش نقشه نگاشت فازی انجام پذیرفت. از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی و از نوع پیمایشی محسوب می شود. پژوهش حاضر، از لحاظ روش شناسی در باب گردآوری اطلاعات جزء پژوهش های پیمایشی محسوب می شود. جامعه آماری پژوهش حاضر در بخش کیفی، خبرگان بازاریابی و اساتید دانشگاه لرستان که سابقه تدریس و یا تألیف مقالات پژوهشی در حوزه بازاریابی الکترونیک دارند، می باشند و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر پایه اصل اشباع نظری 10 نفر از آنان به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه می باشد. به منظور سنجش روایی و پایایی ابزار گردآوری اطلاعات در بخش از روش محتوایی و روایی نظری و پایایی درون کدگذار و میان کدگذار استفاده شد و همچنین روایی و پایایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوایی و پایایی بازآزمون سنجیده شد. در این پژوهش به منظور تحلیل داده ها در بخش کیفی از رویکرد تحلیل محتوا و روش کدگذاری با بهره گیری از نرم افزار اطلس تی و در بخش کمی از روش نقشه نگاشت فازی بهره گرفته شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که مهم ترین عوامل پیشایندی رویکرد جمع سپاری شبکه های اجتماعی در برندسازی، عدم پیچیدگی طراحی وب سایت، اشتراک گذاری محتوا، وجود یک سیستم پشتیبانی برای کمک به مشارکت کنندگان، تعهد مشارکت کنندگان و حس اعتماد می باشند. همچنین مهم ترین پیامدهای رویکرد جمع سپاری شبکه های اجتماعی در برندسازی، اعتماد سازی، نوآوری در ایجاد سرویس های خدماتی جدید شرکت، وجهه مثبت شرکت، شهرت و اعتبار برند می باشند. یافته های پژوهش حاضر به کسب وکارها کمک می کند که بر اساس رویکرد جمع سپاری، از صرفه جویی در هزینه های اجرایی و زمان محدودتر برای دستیابی به تکنولوژی های به روز بهره گیرند. همچنین به عملیاتی و اجرایی کردن دانش جمعی دلالت دارد و سازوکاری برای استفاده از دانش جمعی کاربران مجازی برای کسب نتایج مفید است. به گونه ای که می توان جمع سپاری را نوعی نوآوری باز و ابزاری برای گردآوری ایده ها و دانش، برای اهداف خاص که با اثربخشی برای کسب وکارها همراه است، در نظر گرفت
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر اشعار حافظ بر درک مطلب ادبیات فارسی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۶
57 - 74
حوزههای تخصصی:
هدف: در این پژوهش به بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر اشعار حافظ بر درک مطلب ادبیات فارسی در دانش آموزان مقطع دوم متوسطه پرداخته شد.روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه در رشته ادبیات و علوم انسانی منطقه ۵ شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود. از روش نمونه گیری در دسترس برای انتخاب ۳۰ نفر استفاده شد که به دو گروه ۱۵ نفری تقسیم شدند. گروه آزمایش بسته آموزشی ذهن آگاهی مبتنی بر اشعار حافظ (محسنی هنجنی، 1403)، را به مدت ۱۰ جلسه و هر جلسه ۹۰ دقیقه دریافت کردند، در حالی که گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند. آزمون درک مطلب ادبیات فارسی پیش و پس از دوره آموزشی برای هر دو گروه برگزار شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری و نرم افزار SPSS28 تحلیل شدند.یافته ها: نتایج نشان دهنده تأثیر مثبت آموزش ذهن آگاهی بر درک مطلب ادبیات فارسی دانش آموزان بود. این آموزش به تقویت توانایی های تحلیلی و درک مطلب آن ها کمک کرد و موجب افزایش یادگیری شد. نتایج تحلیل واریانس نشان داد که میانگین گروه آزمایش و گواه به طور معناداری متفاوت و میانگین گروه آزمایش بالاتر از گروه گواه بود (p < 0.05).نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که آموزش ذهن آگاهی می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر در ارتقاء درک مطلب ادبیات فارسی دانش آموزان به کار گرفته شود. بر این اساس، به معلمان و برنامه ریزان آموزشی توصیه می شود که تکنیک های ذهن آگاهی را در برنامه های درسی خود گنجانده و از آن ها برای ایجاد محیطی پویا و تعاملی در کلاس استفاده کنند. این اقدام می تواند کیفیت یادگیری را ارتقا بخشد.
نقش تعاملی محدودیت های مالی بر رابطه بین معاملات فرصت طلبانه با اشخاص وابسته و حساسیت سرمایه گذاری وجه نقد و تامین مالی در بورس اوراق بهادار تهران
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۸ (جلد ۲)
196 - 218
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نقش تعاملی محدودیت های مالی بر رابطه بین معاملات فرصت طلبانه با اشخاص وابسته و حساسیت سرمایه گذاری وجه نقد و تامین مالی در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی 1393 تا 1402 (بازه 10 ساله) با استفاده از اطلاعات 125 شرکت منتخب پرداخته است. نتایج پژوهش نشان داد که معاملات فرصت طلبانه با اشخاص وابسته باعث افزایش حساسیت سرمایه گذاری جریان های نقدی و تامین مالی می شود که بیانگر تئوری نمایندگی است همچنین وجود محدودیت مالی باعث افزایش و تشدید رابطه مثبت بین معاملات با اشخاص وابسته وحساسیت سرمایه گذاری جریان های نقدی و تامین مالی می شود. به عبارتی با توجه به تئوری نمایندگی، معاملات با اشخاص وابسته باعث می شود تا وجوه نقد مازاد به صورت صورت فرصت طلبانه و یا در قالب تامین مالی توسط اشخاص وابسته مورد سوء استفاده قرار گیرد و در نهایت منجر به افزایش حساسیت سرمایه گذاری وجوه نقد گردد و شرکت دچار محدودیت مالی شود. به عبارتی با توجه به مسئله نمایندگی و تضاد منافع بین مدیران و مالکان؛ مدیران فرصت طلب در تصمیم گیری های خود در تضاد با منافع سهامداران عمل نموده و جریان های نقدی را جهت افزایش منافع شخصی به کار گیرند و منجر به افزایش حساسیت سرمایه گذاری شوند. به عبارتی اشخاص وابسته فرصت طلبانه می توانند وجوه نقد را بجای سرمایه گذاری کارا در پژوژ های ناکارا سرمایه-گذاری کنند و منجر به افزایش حساسیت سرمایه گذاری وجوه نقد شوند . همچنین می توانند از طریق عدم افشای کافی معاملات با اشخاص وابسته منجر به افزایش حساسیت سرمایه گذاری وجوه نقد شوند
تحلیل محتوای نشریه «تحقیقات مالی اسلامی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۹)
613 - 642
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه شناخت ویژگی های محتوایی مقاله های منتشر شده در نشریه «تحقیقات مالی اسلامی» به منظور تبیین آثار آن در ادبیات مالی اسلامی ایران است. اهداف دیگر این پژوهش شامل بررسی گرایش های موضوعی مقاله های، الگوی مشارکت نویسندگان، جنسیت و سطح تحصیلات آن ها، پرتولیدترین دانشگاه ها، سازمان ها و مؤسسات آموزشی و پژوهشی و همچنین بررسی نوع و روش تحقیق مورداستفاده پژوهشگران است. در این پژوهش که از نوع توصیفی - تحلیل محتوا است به تحلیل محتوای 193 مقاله موجود در 23 شماره از نشریه «تحقیقات مالی اسلامی» بین سال های 1390 لغایت 1401 پرداخته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که 317 نفر در نگارش مقاله های نقش داشته اند که از این تعداد 01/88 درصد را آقایان و 99/11 درصد را خانم ها تشکیل داده اند. ازاین بین 61/24 درصد استادیار، 67/11 درصد دانشیار، حدود 28/30 درصد دانشجوی دکتری و مابقی سایر سطوح علمی هستند. همچنین از مقاله های منتشرشده 53/86 درصد حاصل کار گروهی و 47/13 درصد حاصل کار انفرادی بوده اند. در بررسی وابستگی سازمانی نویسندگان، دانشگاه امام صادق علیه السلام با 18/26 درصد فعال ترین و دانشگاه های علامه طباطبایی، تهران و شهید بهشتی به ترتیب در رتبه های بعدی قرار دارند و همچنین ازنظر موضوعی 87/24 درصد مقاله های منتشرشده در حوزه بانکداری اسلامی، 32/23 درصد در حوزه ابزارهای تأمین مالی اسلامی و 03/15 درصد در حوزه فقه مالی اسلامی و 25/7 درصد در حوزه نهادهای مالی اسلامی و الباقی در سایر حوزه ها بوده است. نتایج نشان می دهد که روند انتشار مقاله ها در حوزه مالی اسلامی از سوی نشریه بهبود یافته است و ادبیات مالی اسلامی جایگاه جدیدی در حوزه های تحقیقاتی یافته است.
Identifying and Ranking the Competitive Advantages of Hospital Hotels in Islamic Countries using the DEMATEL Method (An Iranian Case Study)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aims to identify and rank the competitive advantages of hospital hotels in Islamic countries, with a focus on an Iranian case study. Given the unique needs and cultural context of Islamic nations, the research investigates the key factors that contribute to the success of hospital hotels, including elements such as treatment measures, family hospitality, halal nutrition, and worship arrangements. The primary methodology used is the DEMATEL (Decision-Making Trial and Evaluation Laboratory) method, which is a pairwise comparison-based decision-making tool that effectively identifies relationships and hierarchies among system elements. Expert judgment from hospital hotel managers, employees, and Ministry of Health officials was employed to construct a Direct Influence Matrix, which was then normalized to assess both direct and indirect influences among the identified criteria. The results reveal that "Treatment Measures" and "Family Hospitality" are the most influential factors, acting as key drivers in enhancing overall service quality. Conversely, "Halal Financing" and "Worship Arrangements" were found to be the most dependent factors, influenced by the other elements in the system. Additionally, criteria such as "Patient Relationships" and "Halal Nutrition" exhibited high levels of prominence, indicating their central role in the competitive advantage of hospital hotels. The study concludes that focusing on improving core criteria like treatment measures and family hospitality will enhance the competitive position of hospital hotels in Islamic countries. These findings provide actionable insights for hospital hotel management and policymakers seeking to enhance service quality and cultural alignment in healthcare settings.
استخراج الگوهای رفتاری افراد در تامین مالی جمعی پروژه با استفاده از هوش مصنوعی و شناسایی سرمایه گذاران کلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۶)
59 - 79
حوزههای تخصصی:
تأمین مالی جمعی به عنوان یک روش جدید، سهم مهمی در پروژه ها بخصوص برای کسب وکارهای کوچک و متوسط دارد. با وجود فعالیت چندساله سکوهای تأمین مالی جمعی در ایران، هنوز مقیاس پروژه ها و حجم سرمایه تأمین شده توسط این سکوها در مقایسه با سایر کشورها با عملکرد مورد انتظار فاصله دارد. با هدف بهبود وضعیت موجود، ابتدا عوامل موفقیت تأمین مالی جمعی پروژه ها در چهار گروه اصلی سرمایه گذاران، مالک پروژه، پروژه و سکوی تأمین مالی دسته بندی شد. در مرحله بعد مشخص گردید که به گروه سرمایه گذاران کمتر پرداخته شده به همین خاطر پژوهش حاضر بر عوامل مرتبط با این گروه متمرکز شد. سپس با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، اطلاعات ثبت شده در پایگاه داده یکی از سکوهای فعال تحلیل گردید و روندهای غالب در فرآیند سرمایه گذاری، الگوهای رفتاری و روابط بین فردی شناسایی شد. در پایان با استفاده از یادگیری ماشین و ابزار"یادگیری قانون وابستگی" ارتباطات معناداری بین مشارکت افراد و درجه اهمیت آنان پدیدار و برخی از آن ها به عنوان کاربران کلیدی شناسایی شدند. با توجه به کشف رابطه معنادار و الگوهای تکرارشونده در مشارکت افراد، نتایج این مقاله برای صاحبان ایده جدید، مالکان پروژه، سیاست گذاران تأمین مالی جمعی، پژوهشگران، مدیران سکوهای تأمین مالی جمعی و سرمایه پذیران این حوزه راهگشا خواهد بود.
بازمعماری حکمرانی شهری در رویارویی با جنگ ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی متعالی سال ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۰
59 - 87
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین تهدیداتی که بر ساختار حکمرانی شهری تأثیرگذار است، تهدیدات نوین در عرصه جنگ ترکیبی است؛ جایی که پدیده شهر و زیست شهری در آن از جایگاه مهمی برخوردار است. جنگ ترکیبی شامل خلق اثری هم افزای حاصل از تنیدگی تهدیدات اقتصادی، نظامی، اجتماعی و رسانه ای است که سبب زمان زدودگی و فرسایش نظام حکمرانی شهری می شود و نقش آن را در مدار توسعه مورد ابهام قرار می دهد؛ لذا در طراحی حکمرانی شهری مطلوب، توجه به محیط تهدیدات هیبریدی و چالش های آن از اهمیت زیادی برخوردار است. از چالش های مهم برنامه ریزی که جنگ ترکیبی در شهر ایجاد می کند وابستگی به اقتصاد هیدروکربنی در حکمرانی است که پیامدهایی در مسئله حکمرانی شهر تهران به عنوان پایتخت جمهوری اسلامی ایران داشته است. یکی دیگر از مهم ترین چالش های حکمرانی شهری در ایران کوتاه مدت بودن برنامه های توسعه ای و نبود رؤیاهای کاربردی به مثابه ابزار هماهنگ سازی سیاست گذاری است. از سوی دیگر غرب در جنگ ترکیبی علیه جمهوری اسلامی ایران در پی افق زدایی از جامعه و کوتاه مدت کردن چرخه حکمرانی است؛ فرایندی که نیاز به بازمعماری نهاد حکمرانی را خاطرنشان می کند. این مقاله با رویکردی توصیفی و تحلیلی و با استفاده از روش کیفی و مطالعات کتابخانه ای در پی آن است تا راهکارهای ترکیبی برای رویارویی با این چالش ها و بلندمدت سازی نظام حکمرانی در جهان آشوب ها را مورد بیان قرار دهد. یافته ها نشان می دهد بازطراحی نظام تخیل سیاستی و طراحی یک رؤیای مشخص و معتبر برای نظام حکمرانی در جهان آشوب ها می تواند به کامیابی کشور در محیط هیبریدی آشوب یاری برساند. در این راستا شهر را می توان به عنوان یکی از نقاط راهبردی در نظر گرفت؛ همچنین برای اصلاح نظام اقتصادی هیدروکربنی باید فرصت های شغلی به پهنه آبی جنوب کشور منتقل شود تا الگوی توسعه ای در برابر الگوی مطلوب غربی ارائه شود؛ فرایندی که با توزیع فرصت های شغلی به بهبود مسائل شهر کمک می کند و به مثابه عامل مهمی در ترسیم برنامه توسعه بلندمدت ایرانی مدنظر قرار می گیرد.
بازدارنده های آزادی علمی اعضای هیات علمی: یک مطالعه کیفی
منبع:
مدیریت دانشگاهی سال ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
157 - 128
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل عوامل بازدارنده آزادی علمی اعضای هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و با رویکرد کاربردی انجام شد. داده های مطالعه از طریق گردآوری اسناد گذشته و مصاحبه های عمیق با ۱۷ نفر از اعضای هیئت علمی با استفاده از نمونه گیری هدفمند و روش گلوله برفی استخراج گردید. تحلیل تماتیک شش بُعد اصلی شامل عوامل سیاسی، موانع بوروکراتیکی، محدودیت های امنیتی، فشارهای اقتصادی، مشکلات صنفی و عدم مسئولیت پذیری دانشگاه را نشان داد. یافته ها حاکی از آن است که مداخلات دولتی، سیاست های دینداری و نظامی گرایی در بُعد سیاسی موجب خودسانسوری و کاهش نوآوری پژوهشی می شوند. همچنین، ابهام قوانین و طولانی بودن رویه های اداری کارایی سیستم های پشتیبانی پژوهشی را کاهش و هزینه های زمانی را افزایش می دهد. عدم فراهم کردن مصونیت های پژوهشی و نگرانی از پیامدهای انتشار نتایج، شرایط محیط پژوهشی را تضعیف کرده است. مشکلات صنفی ناشی از فقدان ساختارهای نمایندگی کارآمد و تعامل ناکافی در فرایندهای تصمیم گیری دانشگاهی، مشارکت پژوهشگران را محدود می کند. استفاده از روش دیمتل در بررسی روابط علی-معلولی میان مضامین مذکور، نقش تعیین کننده موانع بوروکراتیکی و تأثیر قوی عوامل سیاسی را مشخص نموده است. نتیجه گیری پژوهش، ضرورت اصلاح سیاست های اداری، تقویت چارچوب های حمایتی و تدوین منشورهای اخلاقی جهت بهبود فضای آزادی علمی را به وضوح نشان می دهد.
الگوی ذهنی ذینفعان قرض الحسنه در بانک قرض الحسنه مهر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۰)
813 - 846
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: قرض همواره به عنوان یکی از ابزارهای تأمین مالی برای تأمین منابع موردنیاز قرض گیرنده مورداستفاده بوده و درعین حال، پرداخت قرض به صورت قرض الحسنه عمیقاً مورد تشویق قرارگرفته و ربا مذمت شده است. پژوهش حاضر باهدف شناسایی الگوهای ذهنی ذینفعان قرض الحسنه در بانک قرض الحسنه مهر ایران انجام شد. روش پژوهش: پژوهش ازنظر هدف کاربردی، ازنظر روش اجرا روش آمیخته از نوع اکتشافی بود. برای شناسایی عبارات فضای گفتمان از مصاحبه نیمه ساختار یافته (کیفی) و برای شناسایی الگوها از روش تحلیل عاملی و روش کیو (روش کمی) استفاده شد. همچنین پژوهش ازنظر ماهیت و جمع آوری داده پژوهش به صورت پیمایشی و از طریق مصاحبه و پرسشنامه اقدام شد. با توجه به اینکه هدف از انجام این پژوهش شناخت الگوهای ذهنی ذینفعان نسبت به قرض الحسنه مهر ایران است ، روش کیو به کار گرفته شد. جامعه آماری این پژوهش را تمامی ذینفعان بانک قرض الحسنه مهر ایران در شهر قم تشکیل دادند که تعداد 50 نفر از آن ها برای مصاحبه و پاسخ به سؤال های 12 گزینه ای نیمه ساختاریافته محقق به صورت در دسترس انتخاب شدند. یافته های پژوهش: بررسی نتایج به دست آمده نشان می دهد که ذینفعان قرض الحسنه مهر ایران دارای 7 الگوی ذهنی مختلف بودند که عبارتند از کیفیت گرایی ، توصیه گرایی، نوگرایی، عادت گرایی، اعتمادگرایی، گرایش معنوی و ارزش ادراک شده که تنها یکی از این الگوهای ذهنی یعنی گرایش معنوی باهدف اصلی این بانک یعنی گسترش خدمات قرض الحسنه تطبیق داشت. براساس نتایج به دست آمده تنها 10 درصد از ذینفعان دارای الگوی ذهنی گرایش های معنوی بودند که درصد بسیار پایینی بوده و باعث شد در رتبه بندی الگوی های ذهنی ، این الگو در جایگاه آخر قرار گیرد. یافته ها همچنین نشان داد که ارزش درک شده 20 درصد از الگوی ذهنی ذینفعان را تشکیل داده که بیشترین فراوانی در بین الگوهای ذهنی بوده است.
شناسایی پیشایندها و پسایندهای مدیریت اسکیزوفرنی برند در صنعت بانکداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال سوم زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
157 - 178
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: هدف پژوهش شناسایی پیشایندها و پسایندهای مدیریت اسکیزوفرنی برند در صنعت بانکداری می باشد.روش پژوهش: این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و از بعد شیوه گردآوری اطلاعات کیفی و با رویکرد تحلیل تم انجام شده است، مشارکت کنندگان در این پژوهش شامل خبرگان صنعت بانکداری و در حوزه برند و بازاریابی باسابقه فعالیت حداقل 10 سال است که داده های موردنیاز با مصاحبههای نیمه ساختاریافته تا رسیدن به کفایت نظری به گردآوری گردیدند.نتایج پژوهش: در این قسمت پس از انجام مرحله جستجوی مضامین (کدهای گزینشی) و شکل گیری تم های فرعی، درنهایت 5 تم اصلی که حاصل مصاحبه نیمه ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان و متخصصان آگاه حوزه پژوهش است به دست آمد که 2 بعد آن مربوط به پیشایندها تحت عنوان (عدم وجود زیرساخت های مناسب در طرح ادغام و سردرگمی مشتریان در ارائه خدمات وتغییربرندبانک) و 3 بعد هم مربوط به پسایندها شامل چابک شدن نظام بانکی کشور، بهبود شاخص های مالی درنظام بانکی کشور، بهبود خدمات رسانی ورفاه مشتری مهم ترین پیامدهامی باشد.نتیجه گیری: حرکت در بازار خدمات مالی می بایست از طریق تأکید بر سابقه و خوش نامی صنعت صورت گیرد و مدیریت اسکیزوفرنی برند در بانک سپه قطعاً می تواند این خوشنامی را به همراه داشته باشد.
تاثیر نسبت طلایی ساختار سرمایه بر بهبود عملکرد مالی و واکنش بازار سرمایه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در علوم مالی، نسبت طلایی بیشتر در تحلیل تکنیکال به کار رفته و کمتر به استفاده از آن در حل مشکلات مالی شرکت ها مانند تصمیمات ساختار سرمایه پرداخته شده است. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر نسبت طلایی ساختار سرمایه بر بهبود عملکرد مالی و واکنش بازار سرمایه است. روش: به منظور آزمون فرضیه های پژوهش نمونه ای مشتمل بر 140 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1386 تا 1401 جمع آوری شد و براساس مدل رگرسیون چندگانه و با استفاده از داده های پنل، به بررسی نتایج پرداخته شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که انحراف نسبت مالکانه از عدد طلایی بر انحراف از درآمد ، سود خالص، قیمت سهام و ارزش بازار شرکت تاثیر مستقیم و معنی داری دارد. نتایج: نسبت طلایی ساختار سرمایه می تواند برای شرکت ها به عنوان ابزاری کارامد برای بهبود عملکرد مالی و واکنش بازار سرمایه مطرح شود. بر این اساس انتظار می رود که مدیران مالی نسبت طلایی را در تصمیم های ساختار سرمایه شرکت ها به کار گیرند. دانش افزایی: نسبت طلایی در کلیه زمینه های زندگی و علوم مختلف، از جمله در اقتصاد و مالی، جایگاه و کاربرد ویژه ای دارد. با وجود استفاده متعدد از نسبت طلایی در تحلیل تکنیکال، استفاده اندکی از آن در تحلیل های بنیادی صورت گرفته است. در این پژوهش به بررسی این موضوع پرداخته شد که چگونه می توان با استفاده از نسبت طلایی به ساختار سرمایه بهینه شرکت ها جهت بهبود عملکرد مالی و وضعیت بازار سهام شرکت ها دست یافت.
بررسی تأثیر اجرای طرح دارویار بر الگوی مصرف و هزینه دارو در بیماران مبتلا به دیابت و پرفشاری خون
منبع:
تامین اجتماعی دوره ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۷۴)
113 - 136
حوزههای تخصصی:
هدف : بیماری های غیرواگیر به ویژه دیابت و پرفشاری خون سهم بالایی از بار بیماری ها و هزینه های نظام سلامت را به خود اختصاص می دهند. در ایران، به منظور کنترل هزینه ها و ارتقای دسترسی بیماران به دارو، طرح ملی دارویار از سال 1400 اجرا شد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر اجرای این طرح بر الگوی مصرف و هزینه دارو در بیماران مبتلا به دیابت و پرفشاری خون در بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد. روش: این پژوهش به صورت مقطعی در سال های 1400 تا 1403 انجام گردید. داده ها از دو منبع گردآوری شد: نخست، پرونده های دارویی بیماران جهت استخراج اطلاعات مربوط به تعداد اقلام تجویزی، نوع دارو (ژنریک/برند)، هزینه کل داروها و میزان پرداخت از جیب؛ دوم، پرسشنامه محقق ساخته شامل سؤالاتی درباره دسترسی به دارو، پایبندی به درمان، رضایت از بیمه و نگرش به داروهای معادل. روایی محتوایی پرسشنامه توسط گروه متخصصان و پایایی آن با آلفای کرونباخ (α=0.83) تأیید شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری t زوجی، آنالیز واریانس تکراری و آزمون کای دو در نرم افزار تحلیل گردید. یافته ها: اجرای طرح دارویار منجر به کاهش میانگین تعداد اقلام تجویزی از 4.7 به 3.9 (p<0.01)، افزایش سهم داروهای ژنریک از 58% به 74% (p<0.001)، کاهش میانگین هزینه ماهانه دارو از 1,250,000 ریال به 830,000 ریال (p<0.01) و کاهش سهم پرداخت از جیب بیماران از 43% به 29% (p<0.001) شد. در بیماران دیابتی، کاهش هزینه عمدتاً ناشی از جایگزینی انسولین های برند با ژنریک های داخلی و افزایش مصرف متفورمین بود. در بیماران پرفشاری خون نیز کاهش هزینه داروهای ضد فشارخون وارداتی و جایگزینی با ژنریک های ایرانی مشاهده شد. با این حال، 46٪ بیماران همچنان مشکلاتی در دسترسی به دارو گزارش کردند و 39٪ نگرانی از کیفیت یا اثربخشی داروهای معادل داشتند. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد طرح دارویار توانسته است بهبود معناداری در کاهش هزینه های دارویی و افزایش سهم داروهای ژنریک ایجاد کند، اما چالش هایی مانند توقف مصرف دارو، نارضایتی نسبی بیمه و نگرانی از کیفیت داروهای معادل باقی مانده است. برای ارتقای اثربخشی طرح، علاوه بر مداخلات مالی، توجه به آموزش بیماران، تقویت حمایت بیمه ای و پایش کیفیت داروهای ژنریک ضروری است.
ارائه ی مدل ارتقاء عملکرد تجاری شرکت های دانش بنیان حوزه ی نانو فناوری مبتنی بر شیوه های یادگیری فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دانش سازمانی سال ۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۴
191 - 226
حوزههای تخصصی:
نقش دانش سازمانی در توسعه ی اقتصادی کشورها و خلق ارزش افزوده، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، مورد توجه محققان حوزه ی اقتصادی و سیاست مداران توسعه محور، بوده است. در این نگرش، صنایع دانش محور و مبتنی بر فناوری های نوین جایگاه ویژه ای داشته و رشد شرکت های دانش بنیان مبتنی بر این صنایع اهمیت بالایی دارند. یادگیری فناورانه یکی از موضوعات مورد توجه برای توسعه ی نوآوری و ارتقاء عملکرد تجاری این شرکت ها، می باشد. هدف از این تحقیق، ارائه مدلی یکپارچه برای ارتقاء عملکرد تجاری شرکت های دانش بنیان فعال در حوزه ی نانو فناوری بر پایه ی شیوه های یادگیری فناورانه است. این تحقیق از منظر هدف، کاربردی، از منظر روش گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی و از منظر ماهیت داده ها، تحقیقی کمی است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزارهای SPSS و SMART PLS استفاده شده است. خروجی حاصل از اجرای مدل در حالت تخمین استاندارد نشان داد که جهت و شدت رابطه ی میان همه ی متغیرها، قابل قبول بوده و مدل از اعتبار مناسب برخوردار است. یافته های این تحقیق وجود ارتباط مثبت و معنادار بین توسعه ی شیوه های مختلف یادگیری فناورانه و ارتقاء عملکرد تجاری شرکت های نانو فناوری را بطور مستقیم و نیز با نقش میانجی نوآوری، تایید نمود. همچنین، شیوه ی یادگیری مبتنی بر تجربه نسبت به شیوه ی یادگیری مبتنی بر علم تاثیر بیشتری بر نوآوری و عملکرد تجاری این شرکت ها داشته و پیشران های خارجی نسبت به پیشران های داخلی، تاثیر بیشتری بر شیوه های یادگیری فناورانه شرکت های نانو فناوری داشته اند.
Sustainable Business Practices in Technology Start-ups: A Qualitative Inquiry into Environmental and Social Strategies
حوزههای تخصصی:
The objective of this study was to explore the sustainable business practices in technology start-ups, focusing on their environmental and social strategies. The research aimed to understand the motivations behind adopting sustainability, the specific practices implemented, the challenges faced during implementation, and the impact of these practices on business performance. This qualitative study employed semi-structured interviews to collect data from key personnel in technology start-ups, including founders, CEOs, sustainability managers, and other strategic decision-makers. A total of 19 participants were selected using purposive sampling. The interviews were transcribed and analyzed using NVivo software, following an inductive approach to identify themes. Theoretical saturation was achieved when no new themes emerged from the data. The analysis revealed five main themes: motivation for sustainability, environmental strategies, social strategies, challenges in implementation, and impact on business performance. Motivations included environmental concerns, market differentiation, regulatory compliance, ethical considerations, and economic benefits. Environmental strategies encompassed renewable energy use, waste management, sustainable product design, carbon footprint reduction, water conservation, and green procurement. Social strategies focused on employee well-being, community engagement, fair labor practices, stakeholder collaboration, customer education, social innovation, and inclusive hiring practices. Challenges included financial constraints, technological barriers, organizational resistance, supply chain complexities, regulatory hurdles, and market perceptions. The impact on business performance was positive, enhancing financial outcomes, operational efficiency, brand loyalty, innovation, and employee satisfaction. This study provides a comprehensive understanding of the sustainable business practices in technology start-ups, highlighting the multifaceted benefits and challenges of sustainability. The findings offer valuable insights for practitioners, policymakers, and researchers, emphasizing the importance of integrating environmental and social strategies into business operations to achieve long-term success and societal impact.
تاثیر نوآوری بر عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تمرکز شرکت ها بر روی مسائل پایداری در سال های اخیر در نتیجه بدتر شدن آلودگی زیست محیطی و بحران تغییرات اقلیم به طور قابل توجهی افزایش یافته است. علاقه فزاینده شرکت ها به مسائل پایداری نیز همانطور که توسط نظریه نهادی پیشنهاد شده است، نتیجه فشارهای اجتماعی برای انجام این کار است. نوآوری به طور کلی با نوآوری محیطی از نظر نوآوری های زیست محیطی یا طراحی زیست محیطی همراه است که از جمله ابزارهایی هستند که توسعه فرهنگ شرکتی پایدار را ارتقا می دهند. هدف این مطالعه بررسی رابطه بین سرمایه گذاری در نوآوری و عملکرد محیطی، اجتماعی و حاکمیتی شرکت است. تجزیه و تحلیل بر روی نمونه ه ایی از 85 شرکت بورس اوراق بهادار تهران از سال 1396 تا 1401 انجام شد. این پژوهش کمی، توصیفی، نیمه تجربی، کتابخانه ای و از نوع همبستگی می باشد. از رگرسیون چندمتغیره با اثرات ثابت سال و صنعت، و نرم افزار استاتا ورژن 17 برای آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که شرکت هایی که بیشتر در نوآوری سرمایه گذاری می کنند، عملکرد محیطی، اجتماعی و حاکمیتی بهتری نسبت به شرکت های کمتر نوآور نشان می دهند. این یافته ها با ادعای تئوری نهادی سازگار است که شرکت هایی که بیشتر بر مسائل پایداری متمرکز هستند، اهمیت نوآوری در دستیابی به این اهداف را تشخیص می دهند که منجر به تصویر و شهرت بهتر شرکت می شود.
ارائه الگوی تاب آوری مالی در صنعت هتلداری جهت پیش بینی درماندگی مالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
اخیرا بحران کووید-19، صنعت هتلداری را با مخاطرات مالی زیادی مواجه نموده است، به گونه ای که به دلیل عدم کسب درآمد، منجر به تعطیلی برخی هتل ها و بیکاری کارکنان آنها شده است. ازاین رو تاب آوری مالی صنعت هتلداری جهت پیش بینی درماندگی مالی مورد توجه قرار گرفت. در این پژوهش، الگوی تاب آوری مالی صنعت هتلداری در راستای پیش بینی درماندگی مالی با رویکرد کمی (مدلسازی معادلات ساختاری) ارائه شده است. پس از مروری بر پیشینه پژوهش، نگرش مدیران هتل از طریق یک پرسشنامه ی محقق ساخته، بررسی شد. شرکت کنندگان از بین 135 هتل استان تهران در بهار ۱۴۰2 انتخاب شدند. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی می باشد. به منظور تحلیل داده ها از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان می دهد عامل مداخله گر "حفظ محیط زیست" بر تاب آوری مالی صنعت هتلداری جهت پیش بینی درماندگی مالی تأثیر چندانی ندارد. بنابراین، صنعت هتلداری می تواند جهت پیش بینی درماندگی مالی از طریق به کارگیری راهبرد های شناسایی شده، زمینه را برای تاب آوری مالی فراهم نماید تا این صنعت بتواند در شرایط بحران، از لحاظ مالی تاب آور شده و به حیات خود ادامه دهد.
بررسی اثرات هوش مصنوعی بر ابعاد تعلیم و تربیت اسلامی و نقش آن در شکل گیری هویت اسلامی ایرانی کودک و نوجوان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت فرهنگی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۴
19-29
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تحولات گسترده در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، به ویژه در زمینه هوش مصنوعی، تغییرات شگرفی را در جنبه های مختلف زندگی انسان ها به وجود آورده است. این تغییرات در جوامع اسلامی نیز قابل ملاحظه بوده و نظام های آموزشی و تربیتی را تحت تأثیر قرار داده است. با توجه به اینکه تعلیم و تربیت اسلامی همواره بر پایه ارزش ها و اصول دینی شکل گرفته، ورود فناوری های جدید همچون هوش مصنوعی می تواند چالش ها و فرصت های متعددی را ایجاد کند.
شناسایی عوامل موثر بر فرهنگ خدمتگزاری با تاکید بر تکریم ارباب رجوع (مورد مطالعه: وزارت نیرو)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت فرهنگی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۵
67-85
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف تحقیق: انسان در هر جایگاهی در ارتباط با همنوعان خویش علاقه به مورد تکریم واقع شدن و مورد تکریم قرار دادن دیگران دارد لذا هدف تحقیق شناسایی عوامل موثر بر فرهنگ خدمتگزاری با تاکید بر تکریم ارباب رجوع می باشد. روش شناسی تحقیق: روش تحقیق اکتشافی و پیمایشی است .ابتدا جهت شناسایی عوامل موثر از روش دلفی استفاده شد جامعه این بخش خبرگان متخصص بودند که با روش نمونه گیری هدفمند و اشباع نظری ده نفر انتخاب شدند..جامعه آماری در بخش معادلات ساختاری ، کارکنان وزارت نیرو بودند که به روش نمونه گیری تصادفی 346 انتخاب شدند . روش گرداوری داده ها کتابخانه ای - میدانی بود که روایی و پایایی پرسشنامه نیز تایید شد. یافته های تحقیق در راند سوم دلفی 15 عامل شناسایی شد که به ترتیب الویت: ارزش ها و اخلاق در خدمت عمومی، سبک رهبری، کیفیت ارائه خدمات، عوامل حقوقی، برنامه ریزی و سازماندهی، همدلی، باورهای مذهبی و عقیدتی، تمرکز بر اهداف، برونگرایی، درک و باورهای مشترک، ارباب رجوع محور بودن، عوامل ظاهری و جو سازمان، آموزش، مسئولیت پذیری و انگیزه خدمت عمومی می باشد. نتایج : با توجه به اینکه ارزش ها و اخلاق رتبه اول را کسب نموده است می توان عنوان کرددتوجه به ارزش ها و اخلاق بعنوان عامل اصلی و مرکزی در سبک فرهنگ خدمت گزار بشمار می رود و زمانی که بحث ارتباط با ارباب رجوع و نیز خدمت دهی به آنها مدنظر باشد، اهمیت این عامل افزایش خواهد یافت.