فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۸۰۱ تا ۶٬۸۲۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
This research aims to evaluate the effect of consumer traits, service quality, perception-based factors, customer satisfaction, and e-trust on electronic brand love and e-loyalty. In this study, a cross-sectional survey is conducted based on the questionnaire method to collect data from a sample of 300 customers of the Digikala Website in Isfahan, Iran. Structural equation modeling (SEM) is used to test the research hypotheses. According to the results, the service quality, consumer traits, and perception-based factors significantly affected customer satisfaction. Also, e-brand love had a significant impact on e-trust and e-loyalty; e-trust significantly affected e-brand love and e-loyalty, and e-brand love had a significant impact on e-loyalty. To the best of the authors’ knowledge, this research stands among the first to evaluate the factors affecting electronic brand love and loyalty. The evaluation of brand love on loyalty demonstrated that the greater the amount of love and fascination with a brand, the higher the positive effect on consumer loyalty. Overall, managers are recommended to do their best to eliminate misunderstandings and create an interest in consumers, ultimately leading to greater customer loyalty. Managers should pay more attention to brand experience dimensions, such as sensory marketing. In this regard, creating a brand community by e-retailers is very helpful.
شایستگی های کلیدی برای انتخاب و ارتقای مدیران حرفه ای در کانون ارزیابی: مبتنی بر ابزار بازی گونه سازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی و توسعه شایستگی های کارکنان از مهم ترین اقدامات برای پیشبرد اهداف مدیریت منابع انسانی است. این پژوهش با هدف شناسایی شایستگی های ابزار بازی گونه سازی برای انتخاب و ارتقای مدیران حرفه ای در کانون های ارزیابی به دنبال بررسی روشی نوین به منظور شناسایی شایستگی ها انجام شده است. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نوع تحقیقات کیفی است که در آن به میزان تطبیق پذیری شایستگی های دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه ای سازمان امور استخدامی مصوبه 1657363 پرداخته است و جامعه آماری آن شامل ۵ نفر از خبرگان و ارزیابان و ۱۰ نفر از مدیران کانون های ارزیابی است. روش گردآوری داده پیمایش بوده و از مصاحبه و پرسشنامه دلفی استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان دادند که بازی گونه سازی می تواند به عنوان ابزار مناسبی برای شناسایی شایستگی هایی همچون تفکر تحلیلی و حل مسئله در میان کانون های ارزیابی موجود مورد استفاده قرار گیرد.
تأثیر ارتباطات سازمانی بر مشروعیت سازمانی با نقش میانجی گری مسئولیت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به دنبال بررسی تاثیر ارتباطات (داخلی و خارجی) سازمانی بر مشروعیت سازمانی با نقش میانجی گری مسئولیت اجتماعی در سازمان های دولتی ایران است. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و به صورت توصیفی-پیمایشی اجرا می شود. جامعه آماری شامل سازمان های دولتی است، که از میان آن ها 152 سازمان به عنوان نمونه انتخاب شده و 393 پرسشنامه نیز مورد تحلیل قرار گرفته است. برای انتخاب نمونه از نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. یافته ها: تحلیل مسیر داده ها نشان می دهد که ارتباطات داخلی و خارجی سازمان بر مشروعیت سازمانی اثر مثبت و معناداری دارد. در ضمن، نتایج نشانگر آن است ارتباطات داخلی و خارجی سازمان بر مشروعیت سازمانی به طور غیرمستقیم از طریق مسئولیت اجتماعی تاثیر مثبت و معناداری دارد. ارزش/ اصالت پژوهش: مدل بومی به دست آمده در این پژوهش، از رابطه میان ارتباطات داخلی و خارجی سازمان با مشروعیت سازمانی و نقش میانجی گری مسئولیت اجتماعی در سازمان های دولتی ایران است که تاکنون در پژوهش های پیشین، بدین شکل مورد بررسی قرار نگرفته بود و فاقد سابقه نظری در ادبیات پیشین است. یافته های پژوهش حاضر باعث افزایش شناخت و آگاهی در این حوزه می شود و می تواند زمینه ساز اقدامات کاربردی و اثربخش باشد.
شناسایی و اولویت بندی مولفه های مسئولیت اجتماعی در راستای اثربخشی دانشگاهی با استفاده از رویکرد دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی مولفه های مسئولیت اجتماعی در راستای اثربخشی دانشگاه های دولتی ایران انجام پذیرفت. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: این پژوهش از نظر روش ترکیبی است. جامعه آماری اعضای هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی هستند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری 20 نفر از آنان به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. در پژوهش حاضر، با استفاده از ترکیب روش کمّی و کیفی، ابتدا با استفاده از مصاحبه، مولفه های مسئولیت اجتماعی دانشگاه مشخص شدند. سپس از طریق پرسشنامه، و روش دلفی فازی مولفه های شناسایی شده رتبه بندی شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمّی پرسشنامه بود که روایی و پایا یی آن ها با استفاده از شاخص روایی محتوای نسبی و روایی محتوایی و پایا یی آزمون مجدد تایید شدند. داده های کیفی با روش کد گذاری و نرم افزار Maxqda و داده های کمّی با روش دلفی فازی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش مشتمل بر دو بخش است، که در بخش نخست، مجموعه ای از مولفه های مسئولیت اجتماعی دانشگاه شناسایی و در بخش دوم، میزان اهمیت و اولویت این مولفه ها مشخص شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که مسئله مندی مسئولیت اجتماعی، فهم پذیری مسئولیت اجتماعی، شفافیت تصمیم گیری، مطالبه گری، فرهنگ سازی آکادمیک، و تصحیح علم سنجی از اهمیت بیش تری برخوردار هستند. ارزش/ اصالت پژوهش: استفاده از روش ترکیبی در پژوهش حاضر باعث شناسایی و اولویت بندی مولفه های جدیدی از مسئولیت دانشگاه به عنوان سازمان و نهاد اجتماعی پیشران توسعه شده است.
تأثیر برون سپاری جهانی شرکت ها بر عملکرد مالی آن ها با تأکید بر نقش میانجی نوآوری و نقش تعدیلگر سرمایه ارتباطی تأمین کننده
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۸ (جلد ۱)
228 - 243
حوزههای تخصصی:
با افزایش سطح رقابت ها و لزوم انعطاف پذیری بیشتر در تولید، شرکت ها برای افزایش سهم بازار خود و کسب سودآوری بالاتر، به سمت همکاری مشترک با دیگر شرکت ها و برون سپاری فعالیت ها گرایش پیدا کرده اند. بااین حال میزان تأثیر این برون سپاری بر عملکرد مالی شرکت ها مشخص نیست و این تأثیر می تواند متأثر از متغیرهای میانجی و تعدیلگر باشد. هدف این مطالعه بررسی میزان تأثیرپذیری عملکرد مالی شرکت ها از موضوع برون سپاری جهانی آن ها همراه با نقش گرایش به نوآوری و سرمایه ارتباطی آن ها با دیگر شرکت ها است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و از نظر روش تحقیق در حوزه مطالعات توصیفی از نوع همبستگی قرار دارد. جامعه آماری این مطالعه، شرکت های تولیدی در شهرک صنعتی اشتهارد کرج شامل (576) شرکت می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری مورگان و به روش تصادفی تصاده، حجم نمونه 236 نفر انتخاب شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با رویکرد معادلات ساختاری و استفاده از نرم افزار P.L.S انجام شد. یافته ها نشان داد که برون سپاری جهانی بر عملکرد مالی شرکت ها به ویژه با نقش میانجی نوآوری تأثیر مثبت معناداری دارد. در این میان نیز هر چه سرمایه ارتباطی شرکت با شرکت های تأمین کننده بیشتری باشد، تأثیر برون سپاری بر نوآوری و به نوبه خود نوآوری بر عملکرد مالی شرکت ها بیشتر است.
ارزیابی و تحلیل عوامل مؤثر بر مدیریت استعداد در شرکت ملی صنایع پتروشیمی با استفاده از معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارزیابی و تحلیل عوامل مؤثر بر مدیریت استعداد در شرکت ملی صنایع پتروشیمی، با استفاده از معادلات ساختاری انجام شده است. این پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی و جزء پژوهش های توصیفی - پیمایشی است. محقق با رویکرد کمی و ﺑﺎ ﻣﺮور دﻗﯿﻖ ادﺑﯿﺎت و ﺗﺎریخچه ﻣﺪیریت اﺳﺘﻌﺪاد، پژوهش ها، ﻣﻘﺎﻻت و ﮐﺘﺐ ﻣﺘﻌﺪد داﺧﻠﯽ و ﺧﺎرﺟﯽ و همچنین، با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی، مصاحبه به روش میدانی و هدفمند با 18 نفر از استادان دانشگاه و متخصصان صنعت پتروشیمی، به جمع آوری اطلاعات پرداخته است. سپس؛ با استفاده از تکنیک 3 مرحله ای دلفی و شاخص های آمار توصیفی؛ ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های نهایی (58 شاخص، 15 مؤلفه و 5 بعد) استخراج گردید. سپس، محقق با استفاده از معادلات ساختاری به تحلیل داده های کمی پرداخته و شاخص ها، مؤلفه ها و ابعاد مؤثر بر نظام مدیریت استعداد در شرکت ملی صنایع پتروشیمی را آزمون کرده است. جامعه آماری پژوهش، شامل کارکنان شرکت ملی صنایع پتروشیمی، مشتمل بر 368 نفر است که براساس فرمول محاسبه حجم نمونه کوکران، تعداد 188 نفر به عنوان نمونه به صورت تصادفی- طبقه ای انتخاب گردید. در این پژوهش؛ به منظور تعیین پایایی آزمون، از روش آلفای کرونباخ و تصنیف و جهت بررسی روایی سازه، تحلیل عاملی تأییدی مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج بیانگر آن است که ابعاد؛ عوامل درون سازمانی و عوامل برون سازمانی به عنوان متغیر مستقل و همچنین ابعاد؛ شناسایی، جذب، توسعه و نگهداشت به عنوان متغیرهای متأثر از مدیریت استعداد، شناسایی شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که میان وضعیت موجود و مطلوب مدیریت استعداد در شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران، در همه ابعاد تفاوت معنی داری وجود ندارد.
تحلیل سبک رهبری گفت وشنودی و درخشش سازمانی از طریق تعهد سازمانی در بستر دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۶
257 - 272
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف تحلیل سبک رهبری گفت وشنودی و درخشش سازمانی از طریق تعهد سازمانی در بستر دانشگاه فرهنگیان کشور انجام شد. برای نیل به این مقصود، از رویکرد کمّی از نوع توصیفی- همبستگی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. جامعه پژوهش شامل تمامی کارکنان هیئت علمی و غیر هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان کشور به تعداد 980 نفر بود که از این تعداد، 276 نفر از آن ها با استفاده از فرمول کوکران و با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل سه پرسشنامه رهبری گفت وشنودی، درخشش سازمانی و تعهد سازمانی بود که پایایی آن ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 97/0، 95/0 و 81/0 گزارش شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که سبک رهبری گفت وشنودی بر درخشش سازمانی و تعهد سازمانی تأثیر مثبت و معنادار دارد و همچنین تعهد سازمانی بر درخشش سازمانی تأثیر مثبت و معنادار دارد. افزون بر این، رهبری گفت وشنودی از طریق تعهد سازمانی بر درخشش سازمانی تأثیر مثبت و معنادار دارد. بر اساس نتایج این پژوهش، مدیران دانشگاه فرهنگیان می توانند از طریق ایجاد فضایی برای مشارکت اعضای هیئت علمی و کارکنان در فرآیندهای تصمیم گیری و برنامه ریزی، نه تنها به افزایش تعهد سازمانی در ذی نفعان اصلی دانشگاه کمک کنند، بلکه باعث افزایش درخشش سازمانی در دانشگاه فرهنگیان نیز شوند.
تأثیر جنبه های محیطی و داخلی ساختار سازمانی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش (VBM)
حوزههای تخصصی:
علی رغم استفاده گسترده از مدیریت مبتنی بر ارزش (VBM) در شرکت های اروپایی، مطالعاتی که دلایل تفاوت در پیچیدگی آن را بررسی می کنند، اندک هستند و عمدتاً بر جنبه های محیطی و درون سازمانی متمرکز هستند. از آنجایی که فرض می شود ساختار یک شرکت به عنوان یک عامل تعیین کننده اصلی سازمانی تأثیر چشمگیری بر تناسب بین یک سازمان و نوآوری اجرایی دارد، از این رو ما تأثیر ساختار سازمانی را بر پیچیدگی VBM بررسی می کنیم. بر اساس داده های نظرسنجی از ۱۱۷ شرکت بزرگ انتفاعی در اتریش، آلمان و سوئیس، یافته های ما نشان می دهد که متغیرهای ساختار سازمانی یعنی متمرکزسازی، رسمی سازی و ادغام افقی به طور مثبت با پیچیدگی VBM مرتبط هستند. داده های ما بینشی را در مورد ارتباط متقابل متغیرهای خاص ساختار سازمانی با زیر مولفه های خاص VBM ارائه می دهد. یافته ها نشان می دهند که سطوح بالای متمرکزسازی به طور مثبت با تناسب سیاسی یک سازمان با VBM ارتباط دارد، در حالی که به نظر می رسد متمایز سازی عمودی رابطه منفی با تناسب فرهنگی با VBM دارد. سطوح بالای رسمی سازی و ادغام افقی نشان دهنده تناسب فنی، سیاسی و فرهنگی با VBM است که به دستیابی و توسعه اجرای VBM در مراحل آخر اشاعه کمک می کند. در حالی که شرکت هایی که در بورس پذیرفته شده اند ارتباط مثبتی با پیچیدگی VBM نشان می دهند، ارتباط متقابل متغیرهای ساختار سازمانی با پیچیدگی VBM هم در شرکت های بورسی و هم در شرکت های غیر بورسی آشکار می شود.
شناسایی مؤلفه های مداخله گر برون سازمانی بر نظام اطلاعات حسابداری در تصمیم گیری مدیران بخش عمومی بر مبنای تکنیک ORESTE(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف مقاله: هدف اصلی این پژوهش شناسایی مؤلفه های مداخله گر برون سازمانی بر نظام اطلاعات حسابداری در تصمیم گیری مدیران بخش عمومی بر مبنای تکنیک ORESTE است. روش پژوهش: پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق آمیخته در دو بخش کیفی و کمی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی، اعضای هیئت علمی دانشگاه ها و مدیران اجرایی و کارمندان بخش عمومی و در بخش کمی 76 نفر از ذینفعان حوزه های زنجیره تأمین گزارشگری مالی است. یافته های پژوهش: در راستای دستیابی به اهداف پژوهش سئوالات مورد نظر جهت مصاحبه طراحی و در نهایت 10 مقوله نظام اطلاعات حسابداری، عوامل فرهنگی، عوامل سیاسی، عوامل اقتصادی، افزایش قابلیت پاسخگویی، عوامل قانونی، آموزشی نیروی انسانی متخصص و آگاه، زیر ساخت ها و فناوری، شرایط محیطی و سرمایه گذاران و بر مبنای رویکرد گراندد تئوری به عنوان عوامل برون سازمانی موثر بر نظام اطلاعات حسابداری در تصمیم گیری مدیران بخش عمومی شناسایی شده است. در ادامه شاخص های شناسایی شده در قالب یک پرسشنامه قرار داده شده و با استفاده از تکنیک ارسته رتبه بندی شده است. نتایج نشان داد شاخص های بی ثباتی اقتصادی، نوسانات و تغییرات اقتصادی کشور، شاخص های کلان اقتصاد و شاخص رفع ضعف های نظام حسابداری و گزارشگری مالی به ترتیب دارای بالاترین رتبه بندی در میان شاخص هستند. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: یافته های پژوهش حاکی از آن است که طراحان سازمان و طراحان سیستم های اطلاعاتی به اثرات اقتصادی و سیاسی توجه لازم را مبذول نمایند و به طراحی سیستم های بپردازند که در شرایط نوسانات و تغییرات اقتصادی، تحلیل پذیری وظیفه اطلاعاتی را با دامنه وسیع ارائه نمایند.
مدل سازی شایستگی های مدیریتی و سرمایه های ساختاری بر اثربخشی برنامه های بازاریابی فدراسیون کاراته جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۵
135 - 159
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مدل سازی شایستگی های مدیریتی و سرمایه های ساختاری بر اثربخشی برنامه های بازاریابی فدراسیون کاراته جمهوری اسلامی ایران بود. روش پژوهش همبستگی با رویکرد مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی اعضای فدراسیون، هیأت های استان و صاحب نظران حوزه ورزش کاراته بودند که |حجم نمونه 223 نفر است. درر جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه استفاده شد. روایی پرسشنامه ها با متخصصان تأیید و پایایی آن ها با استفاده از آلفای کرونباخ بالای 7/0 به دست آمد. در تجزیه وتحلیل داده ها از توصیف آماری و آمار استنباطی استفاده شد. مشخص شد که شایستگی های مدیریتی و سرمایه های ساختاری بر اثربخشی برنامه های بازاریابی و شایستگی های مدیریتی بر سرمایه های ساختاری اثر مثبت معناداری داشتند. همچنین سرمایه های ساختاری در ارتباط بین شایستگی های مدیریتی و اثربخشی بازاریابی نقش میانجی دارد. نتایج این پژوهش بر لزوم توجه مدیران به شاخص هایی از قبیل شایستگی مدیریتی پایه و برتر، ابزارهای مدیریتی، تبادل دانش، فناوری اطلاعات، نوآوری خدمت و محصول، بهسازی فرآیند و فرهنگ سازمانی در جهت دستیابی به اثربخشی برنامه های بازاریابی به ویژه تلاش های یکپارچه بازاریابی و جهت گیری استراتژیک تأکید دارد.
چالش های اجرای قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی: درس هایی برای استقرار سیاست های کلی تأمین اجتماعی
منبع:
تامین اجتماعی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
45 - 64
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این تحقیق بررسی علل ناکامی و موانع تحقق «قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی»، دستیابی به درس آموخته های مراحل تدوین تا اجرای آن و به کارگیری مثبت آن ها در مسیر تحقق «سیاست های کلی تأمین اجتماعی» است.روش: روش این تحقیق، کیفی است و در آن از ترکیب مطالعات اسنادی و کتابخانه ای، تحلیل ثانویه و ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شده است. در این پژوهش داده های حاصل، بر اساس شیوه تحلیل مضمون، تنظیم و تحلیل شده است.یافته ها: بررسی مسیر تاریخی طراحی تا اجرای قانون نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی و فرازوفرودهای آن نشان می دهد تعارضات ساختاری، ارزشی، ماهیتی، منفعتی و اطلاعاتی موجود، منجر به عدم تحقق و ایجاد موانع مختلف بر سر راه آن شده است و همین مسائل در راه تدوین و تصویب سیاست های کلی تأمین اجتماعی ادامه یافته است. نتیجه گیری: در صورت عدم توجه به ماهیت این تعارض ها و عدم تلاش برای رفع آن ها، سیاست های کلی تأمین اجتماعی نیز سرنوشت 47 سیاست کلی دیگر ابلاغی را پیدا کرده و نمی تواند اثربخش باشد. درحال حاضر می توان از ابلاغ این سیاست ها به عنوان یک فرصت برای احیای نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی استفاده کرد.
طراحی الگوی ساختاری- تفسیری قابلیت ها ی پویا ی فناوری اطلاعات در شرکت های کوچک و متوسط(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات مدیریت و توسعه پایدار سال سوم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
45 - 67
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی، سطح بندی و تحلیل ابعاد و شاخص های اصلی مؤثر بر قابلیت ها ی پویا ی فناوری اطلاعات در شرکت های کوچک و متوسط با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری-تفسیری (ISM) می باشد. ابعاد و شاخص های قابلیت ها ی پویا ی فناوری اطلاعات براساس مطالعه ادبیات و تحلیل محتوایی و مقایسه های پژوهش های مرتبط و مصاحبه با خبرگان و متخصصین، شناسایی و سپس با استفاده از مدل سازی ساختاری-تفسیری روابط بین ابعاد و شاخص های قابلیت ها ی پویا ی فناوری اطلاعات تعیین و به صورت یکپارچه تحلیل شده است. در نهایت، با استفاده از تحلیل MICMAC نوع متغیرها با توجه به اثرگذاری و اثرپذیری بر سایر متغیرها مشخص شده است. نتایج نشان می دهد متغیر دیجیتالی سازی فرآیندهای تجاری جزو متغیرهای پیوندی است و از قدرت نفوذ و وابستگی بالایی برخوردار است و با بیشترین تأثیر، محرک و برانگیزاننده قابلیت ها ی پویا ی فناوری اطلاعات در شرکت های کوچک و متوسط به شمار می روند و هرگونه عملی بر این متغیر، سبب تغییر سایر متغیرها می شود. همچنین، متغیرهای سنجش، منابع و شایستگی ها و هماهنگی، جزو متغیرهای کلیدی برای توسعه قابلیت ها ی پویا ی فناوری اطلاعات در شرکت های کوچک و متوسط به شمار می روند. این متغیرها تأثیر بسیاری بر تحقق و ارتقای قابلیت ها ی پویا ی فناوری اطلاعات در شرکت های کوچک و متوسط دارند و از قدرت نفوذ بالا و وابستگی پایینی برخوردارند.
عوامل رفتاری مؤثر بر هویت سازمانی سازمان میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی استان تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات رفتاری در مدیریت سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۴
68 - 93
حوزههای تخصصی:
این تحقیق در راستای بررسی عوامل رفتاری موثر بر ارتقای هویت سازمانی سازمان میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی استان تهران انجام شده است. روش تحقیق به کار گرفته شده در این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نوع داده ها کمی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق عبارت از کلیه کارکنان سازمان میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی استان تهران می باشند که تعداد آنها حدودا 2500 نفر می باشند. روش نمونه گیری در این پژوهش روش نمونه گیری ساده می باشد. از جامعه آماری مذکور با توجه به ضوابط نمونه گیری (براساس شیوه نمونه گیری مندرج در جدول مورگان( تعداد 308 نفر به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شده و سپس با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته در چهار بعد و 32 گویه تنظیم براساس مقیاس پنج گزینه ای لیکرت، و گویه های مستخرجه در نمونه آماری تحقیق مورد پرسش قرار گرفته است. در بخش آمار توصیفی نیز، توصیف داده ها در دو بخش متغیرهای زمینه ای و متغیر های اصلی ارائه گردیده و در بخش آمار استنباطی، جهت بررسی فرضیه ها از آزمون آزمون کا اسکوئر(کای دو)استفاده شده است. با توجه به داده های تحقیق می توان گفت ، بین عوامل رفتاری عدالت سازمانی ، رضایت شغلی ، امنیت شغلی و سلامت سازمانی و هویت سازمانی سازمان میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی استان رابطه مثبت و معنی داری وجوددارد.
بررسی رابطه مدیریت استعداد با مدیریت دانش با نقش میانجی انگیزه شغلی (مورد مطالعه: پتروشیمی پردیس عسلویه)
منبع:
منابع و سرمایه انسانی دوره سوم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۹)
134 - 115
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین تاثیر مدیریت استعداد بر مدیریت دانش با نقش میانجی انگیزه شغلی می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر روش توصیفی-همبستگی و از نظر جمع آوری داده ها میدانی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه کارکنان مجتمع پتروشیمی پردیس عسلویه (2100 نفر) بودند که از بین آنها که با توجه به متغیرهای پژوهش(سه متغیر اصلی با 14 مولفه) به ازاء هر متغیر و مولفه های آن(19 نفر) یعنی جمعا 270 نفر به عنوان نمونه تعیین و به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب گردیدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه ی مدیریت استعداد اوهلی(2007)، پرسشنامه مدیریت دانش فونگ و چی (2009) و پرسشنامه انگیزش شغلی هاکمن و اولدهام(1980) بودند. روایی پرسشنامه ها توسط متخصصان تایید و ضریب پایایی، با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ برای پرسشنامه مدیریت استعداد0.926، پرسشنامه مدیریت دانش 0.967 و پرسشنامه انگیزش شغلی 0.716 برآورد شد. جهت بررسی فرضیات پژوهش از مدل معادلات ساختاری و رویکرد کمترین مربعات جزئی استفاده گردید. نتایج به دست آمد نشان داده است که مدیریت استعداد بر مدیریت دانش تأثیر داشته است. همچنین مدیریت استعداد بر انگیزش شغلی نیز تاثیر داشته و تاثیر انگیزش شغلی بر مدیریت دانش نیز معنادار بوده است. نقش میانجی انگیزش شغلی نیز تایید می گردد یعنی انگیزش شغلی تاثیر مدیریت استعداد بر مدیریت دانش را تسهیل می نماید.
تأثیر کیفیت کنترل داخلی بر افشای اطلاعات مسئولیت اجتماعی
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق، بررسی تأثیر کیفیت کنترل داخلی بر افشای اطلاعات مسئولیت اجتماعی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در راستای هدف پژوهش، یک فرضیه تدوین شد. جهت آزمون این یک فرضیه با استفاده از روش حذف سیستماتیک، نمونه ای متشکل از 106 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سال های 1391 لغایت 1400 انتخاب گردید. برای تجزیه و تحلیل دادها و آزمون فرضیه از مدل های رگرسیون چند متغیره به روش داده های ترکیبی استفاده شده است. نتایج فرضیه پژوهش نشان داد کیفیت کنترل داخلی بر افشای اطلاعات مسئولیت اجتماعی تاثیر مثبت و معناداری دارد.
ارائه مدل نوآوری مبتنی بر داده های دولتی باز با استفاده از نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت سازمان های دولتی سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۴۵)
111 - 132
حوزههای تخصصی:
داده های دولتی با بودجه عمومی جمع آوری می شوند و در برگیرنده داده های ارزشمندی هستند که در صورت باز شدن آن ها، قابل بهره برداری در حوزه های مختلف بوده و می توانند منشأ شکل گیری نوآوری باشند، ازاین رو، لازم است زمینه ها و عوامل مؤثر بر شکل گیری نوآوری مبتنی بر داده های دولتی باز (OGD) بررسی شود. سؤال اصلی پژوهش عبارت است از: «داده های دولتی باز چگونه منجر به خلق نوآوری می شوند؟»؛ به طوری که تلاش شده به 6 سؤال فرعی پژوهش در قالب: شرایط علّی، شرایط زمینه ای، پدیده اصلی، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها جهت شکل گیری نوآوری مبتنی بر OGD پاسخ داده شود. در پژوهش حاضر براساس روش آمیخته (کیفی–کمّی) ابتدا نظریه داده بنیاد مبتنی بر روش اشتراوس-کوربین استفاده شد و برای تحلیل کیفی داده های حاصل از مصاحبه ها کدگذاری سه مرحله ای به کار برده شد، سپس به کمک روش آنتروپی شانون، ارزیابی کمّی شده است. در مصاحبه با خبرگان براساس اصل کفایت داده ها تا رسیدن به اشباع نظری، تعداد 11 مصاحبه نیمه ساختاریافته به صورت تعاملی انجام پذیرفت. براساس نتایج به دست آمده از روش مصاحبه و یافته های مراحل کیفی و کمّی، با کدگذاری سه مرحله ای، تعداد 6 مقوله اصلی منطبق با سؤالات فرعی پژوهش و 20 مقوله فرعی دربردارنده 95 مفهوم استخراج شد. به ازای هر مقوله اصلی، مقوله های فرعی و مفاهیم مستلزم توجه برای پژوهش های آتی پیشنهاد شد. الگوی نظری پیشنهادی نشان می دهد در صورتی که در گام اول، تدوین قوانین حمایتی این حوزه و مطالبه ذی نفعان برون سازمانی (شرایط علّی) به درستی انجام پذیرد؛ و در گام دوم چنانچه به صورت هم زمان توسعه بازار و سرمایه گذاری (شرایط زمینه ای)، تدوین سند حکمرانی داده (پدیده اصلی) و بهره مندی از ظرفیت بخش خصوصی در قالب PPP (شرط مداخله گر) به درستی استفاده شود؛ در نتیجه در گام سوم، با به کارگیری انواع نوآوری ها (راهبردها)، تحقق پیامدهایی نظیر حل مشکلات «رکود کسب وکارهای خصوصی» و «بیکاری در جامعه»، همچنین شفافیت در سازمان حاصل می شود.
طراحی نقشه بهبود فرایند ارایه خدمات سونوگرافی در یک بیمارستان نظامی با استفاده از نقشه جریان ارزش(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نقشه برداری جریان ارزش از مهم ترین و پرکاربردترین ابزارهای تفکر ناب است که از آن به منظور شناسایی فعالیت های غیرارزش افزا و بهبود فرایند ارائه خدمات استفاده می شود. این مطالعه با هدف طراحی نقشه بهبود فرایند ارایه خدمات سونوگرافی در یک بیمارستان نظامی با استفاده از نقشه جریان ارزش انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر مطالعه ترکیبی (کمی - کیفی) بر اساس رویکرد ناب است که در سال 1401 در یک بیمارستان نظامی انجام شد. در مرحله کمی، با استفاده از روش نمونه گیری آسان تعداد 100 نمونه انتخاب شد و از طریق روش مشاهده، زمان انجام سونوگرافی از ورود بیمار تا اتمام فرایند اندازه گیری و بر اساس آن نقشه فعلی ارزش ترسیم شد. سپس در مرحله کیفی، با استفاده از روش بحث گروهی متمرکز و با مشارکت 7 نفر از خبرگان انواع اتلاف و علل ریشه ای و راهکارهای آنها تعیین و بر اساس آن، نقشه آینده جریان ارزش با نرم افزار Edraw max 7 ترسیم گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که به طور متوسط در انجام سونوگرافی،42/6 دقیقه صرف زمان انتظار و 30/6 دقیقه صرف زمان چرخه اصلی فرایند ارائه خدمت م ی شود و به طور متوسط، زمان کل انجام هر سونوگرافی، 73/3 دقیقه است. بیشترین اتلاف در فرایند سونوگرافی مربوط به اتلاف ناشی از تصحیح است که مواردی همچون مخدوش بودن دستور سونوگرافی، ثبت ناقص دستور سونوگرافی، اشتباه در تدوین نوع و عضو سونوگرافی از طرف پزشک ارجاع دهنده است. در نهایت، امکان ارسال نسخه جهت اخذ نوبت و دریافت جواب از طریق نرم افزارهای موجود (واتساپ و غیره)، زمان بندی دقیق و نوبت دهی در حد ظرفیت، آموزش پزشکان درمانگاه به منظور انجام نسخه نویسی و تقویت زیرساختهای فناوری اطلاعات بهعنوان برخی از راهکارهای اصلی معرفی شدند. نتیجه گیری: زمان انتظار زیاد بین فعالیت ها و زیرفرایندهای ارائه خدمات سونوگرافی، عامل اصلی اتلاف زمان بیمار است و درصد بیشتر زمان حضور بیمار صرف زمان انتظار می شود. بنابراین، لازم است با اقدامات مدیریتی از قبیل مدیریت صف و سیستم های نوبت دهی و به کارگیری فناوری های جدید از زمان انتظار بیمار کاسته شود.
برنامه عملیاتی جهت بهبود نشاط منابع انسانی در سازمان تامین اجتماعی (رویکرد آمیخته)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشاط منابع انسانی موضوعی کاملا احساسی است و در حقیقت حالت مثبتی است که در پاسخ به تعامل دائمی فرد با عناصر معنادار شغل و محیط کاری حاصل می شود. به طور معمول کارکنان با نشاط، نگرشی مطلوب و رضایت آمیز به خود و دیگران داشته، از روابط اجتماعی متعادلی برخوردار بوده و فرایند زندگی خود و دیگران را مثبت ارزیابی می نمایند. پژوهش حاضر با هدف ارائه برنامه عملیاتی برای نشاط منابع انسانی در سازمان تامین اجتماعی انجام پذیرفت. پژوهش از نظر هدف کاربردی – توسعه ای و از حیث ماهیت و روش استقرایی قیاسی است. با توجه به رویکرد پژوهش که در زمره پژوهش های آمیخته قرار دارد به طوری که جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی را خبرگانی(خبرگان، مدیران و کارشناسان) تشکیل می دهند که تسلط نظری، تجربه عملی، تمایل و توانایی مشارکت در پژوهش را دارند و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 26 انتخاب شدند. در بخش کمی جامعه آماری شامل مشتریان است که با توجه به نامحدود بودن آن 384 نفر با استفاده از روش تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه ساختار یافته است و همچنین در بخش کمی ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است. به این ترتیب وضعیت نشاط منابع انسانی، سطح رضایت و شادی مشتریان و در نهایت وضعیت مشتریان از نظر شادی و نشاط به تفکیک متغیرهای آن در سازمان تامین اجتماعی مورد سنجش و تجزیه و تحلیل قرار گرفت شاخص ها و مولفه های نشاط منابع انسانی و در نهایت مدل تدوین گردید. در نهایت بر مبنای اطلاعات و مدل بدست آمده؛ با استفاده از روش اقدام پژوهی برنامه عملیاتی نشاط سازمانی برای سازمان تامین اجتماعی در قالب کارکنان و مشتریان بیان شد.
شناسایی فرصتهای مشارکت دانشجویان در اداره امور دانشگاه و ارائه مدلی برای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه با هدف شناسایی فرصتهای مشارکت دانشجویان برای به کارگیری آنان در اداره امور دانشگاه انجام شد. روش: این مطالعه از نوع کیفی به روش تحلیل محتوا و بر اساس مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با صاحب نظران مدیریت آموزشی و آموزش عالی در حوزه های آموزشی، پژوهشی و فرهنگی دانشجویی دانشگاههای دولتی استان قم به روش نمونه گیری هدفمند تا اشباع نظری به تعداد 17 نفر بود. یافته ها: با توجه به مصاحبه های انجام شده و تجزیه و تحلیل آنها، فرصتهای مشارکت دانشجویان در اداره امور دانشگاه در چهار مقوله آموزشی، پژوهشی، فرهنگی دانشجویی و راهنمایی و مطالبه گری تقسیم شدند و طبق آن، مدل پژوهش طراحی شد. نتیجه گیری: با توجه به مدل طراحی شده و همچنین وضعیت ساختاری و محدودیتهای آیین نامه ای، می توان در حوزه های مختلف از مشارکت دانشجویان در اداره امور دانشگاهها استفاده کرد.
تحولات آموزش عالی و انقلاب صنعتی چهارم
منبع:
مدیریت دانشگاهی سال ۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
153 - 100
حوزههای تخصصی:
انقلاب صنعتی چهارم تغییر و تحول را در کلیه نظام های معرفت، ثروت، قدرت و منزلت زندگی بشر اجتناب ناپذیر نموده و به تبع آن آموزش عالی را به جهت پاسخگویی نیازهای محلی- جهانی به بازاندیشی در ساختارها و نظام های خود فرا خوانده است. لذا پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل و رویکردی نوین از آموزش نظام دانشگاهی متناسب با مبانی فکری انقلاب صنعتی چهارم و وب 04 تدوین شده است. این تحقیق در چارچوب رویکرد کیفی (سنتز پژوهی/مروری سیستماتیک بر متون) و با بهره گیری از روش تحلیلی-ترکیبی انجام شده است. به همین منظور مقالات نمایه شده در مجلات معتبر با موضوع «آموزش 04» «انقلاب صنعتی 04» «وب04» به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند. با راهبرد جستجوی برگزیده، تعداد 50 مقاله بازیابی و بعد از آن با توجه به معیار همتایی مقالات با هدف پژوهش، تعداد 42 مقاله انتخاب و با استفاده از روش های تحلیل مقایسه ای و تحلیل مضمون (تم) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان از تحلیل مقایسه ای چهار عصر انقلاب صنعتی، فناوری های وب و نسل های آموزش و همچنین تحلیل مضمون؛ 1مضمون فراگیر، 9مضمون سازمان دهنده و 44 مضمون پایه دارد. نتایج نشان از ضرورت تحول در رویکردها و مدل های آموزشی دانشگاه ها و آموزش عالی به سمت آموزش دانشگاهی 04 با رویکرد ناشی از مبانی نظری انقلاب صنعتی چهارم و فناوری های وب همزیستی (04) دارد. در پایان راه حل های نوآورانه ای برای آموزش عالی ایران در فضای انقلاب صنعتی چهارم ارائه گردید.