ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۵۸٬۹۵۴ مورد.
۶۶۱.

Evaluation of Digital Library User Interfaces Worldwide to Propose Design Criteria(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۶
Purpose: This research aims to evaluate the user interfaces of the English web pages of selected national digital libraries, based on the established criteria found in the resources to propose a suitable interface for the Payame Noor University digital library. Method: This research employed a survey and descriptive methodology. A checklist included 10 main criteria and 114 sub-criteria was used for evaluation. The study population included digital libraries from various countries including America, Australia, France, Swiss, New Zealand, Netherland, Poland, Japan, India and Italy. Data analysis was performed using SPSS software and Excel. The hypotheses and questions were tested by t-test and Friedman-test. Findings: The conclusions indicated that 50% of criteria were met by 50% of libraries. The American library ranked first, meeting 70.40% of criteria, followed by France at 62.07% and Swiss at 40.12%. Also the interface language criterion was the most frequently implemented, with a usage rate of 6.68%. User control was the least implemented used also at 6.68%. Conclusion: The research findings indicate that the most libraries have been successful with the general criteria, and the majority of points earned pertain to adherence to these general criteria on their website pages. In particular, no attention has been paid to the criteria encompassing the scope of digital libraries’ duties, as per definitions. As observed in the findings, the interface language criterion shows the highest level of compliance. One possible reasons for this consistency across all libraries may be that the primary language in these countries is not English, leading to efforts aimed at enhancing user convenience and greater interaction of the user through careful attention to writing-related aspects on the pages. Furthermore, compliance with writing points and brevity of sentences is a key category in web pages design.
۶۶۲.

طراحی مدل مفهومی شکوفایی کارکنان با تمرکز بر بلوغ هوش مصنوعی در منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۶۰
زمینه و هدف: با گسترش فناوری‌های هوشمند در منابع انسانی، دغدغه‌هایی در خصوص آثار روان‌شناختی و ادراکی آن بر کارکنان شکل گرفته است. بیشتر مطالعات گذشته با رویکردهای کمی، بر پذیرش فناوری تمرکز داشته‌اند؛ اما ابعاد عمیق‌تری همچون تجربه زیسته و عدالت ادراک‌شده کمتر بررسی شده‌اند. هدف این پژوهش، طراحی مدل مفهومی شکوفایی کارکنان با تمرکز بر بلوغ هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی است. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و اکتشافی انجام شده و داده‌ها از طریق ۲۵ مصاحبه نیمه‌ساخت‌یافته با کارکنان و خبرگان فناوری، در سازمان‌هایی با سطوح مختلف بلوغ فناوری گردآوری شده است. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد و تحلیل داده‌ها با روش تحلیل مضمون صورت گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد که شکوفایی کارکنان تحت تأثیر پنج مؤلفه است: ادراک شناختی ـ عاطفی از هوش مصنوعی، تجربه روان‌شناختی فناورانه، زیرساخت‌ها و حمایت سازمانی، سازوکارهای انطباق فردی و عدالت ادراک‌شده و اعتماد فناورانه. مدل مفهومی طراحی‌شده، تعامل چندلایه میان فناوری، ساختار سازمانی و سرمایه روانی فرد را نشان می‌دهد. نتیجه‌گیری: این پژوهش با تلفیق چارچوب‌های روان‌شناسی مثبت، مدل تقاضا ـ منابع شغلی و سرمایه روانی، مدل بومی‌‏ای را برای شکوفایی کارکنان در بستر هوش مصنوعی ارائه می‌دهد. این مدل می‌تواند مبنای تدوین سیاست‌های منابع انسانی، آموزش‌های دیجیتال و راه‌کارهای پیاده‌سازی مسئولانه هوش مصنوعی در سازمان‌ها باشد.
۶۶۳.

عوامل تأثیرگذار بر رضایتمندی شهروندان از شهرداری ها

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۶
این مطالعه مروری به بررسی عوامل مؤثر بر رضایتمندی شهروندان از شهرداری ها می پردازد. رضایت شهروندان یکی از شاخص های کلیدی در ارزیابی کیفیت خدمات عمومی و عملکرد مدیریت شهری است که بر مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار شهری تأثیرگذار است. در این پژوهش، عوامل مختلفی همچون کیفیت خدمات شهری، فضای کالبدی و محیطی، شفافیت و پاسخ گویی مدیریت شهری، و مشارکت شهروندان در فرآیندهای تصمیم گیری مورد بررسی قرار گرفته اند. مرور ادبیات نشان می دهد که رضایت شهروندان به طور مستقیم با کیفیت خدمات ارائه شده، از جمله حمل ونقل، فضای سبز، مدیریت ترافیک، و فرآیندهای ارتباطی شهرداری ها مرتبط است. همچنین، شفافیت و پاسخ گویی مسئولان و فراهم آوردن فرصت های مشارکت فعال شهروندان، نقش مهمی در افزایش اعتماد و رضایتمندی دارند. این مطالعه چارچوبی مفهومی برای شناخت بهتر عوامل مؤثر بر رضایتمندی شهروندان فراهم کرده و اهمیت رویکردی جامع و چندبعدی را در مدیریت شهری نشان می دهد که می تواند به بهبود سیاست ها و عملکرد شهرداری ها منجر شود.
۶۶۴.

سیاست های مالیاتی و رشد اقتصادی در ایران: تحلیلی بر مبنای نقش ذی نفعان و فرآیند تغییر خط مشی های مالیاتی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۹
مالیات به عنوان محور اصلی تأمین منابع عمومی و ابزار سیاست گذاری اقتصادی، نقش مهمی در جهت دهی به رشد اقتصادی و توزیع درآمد دارد. در ایران، ساختار نهادی و سیاسی، وابستگی تاریخی به درآمدهای نفتی و نقش مؤثر گروه های ذی نفع باعث شده است که تغییرات در خط مشی های مالیاتی پیچیده و چندوجهی باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سیاست های مالیاتی و رشد اقتصادی ایران، رویکردی کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون (داده بنیاد) اتخاذ کرده و نقش ذی نفعان در فرآیند تغییر خط مشی های مالیاتی را مورد تحلیل قرار می دهد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان اقتصاد عمومی، مدیران و کارشناسان سازمان امور مالیاتی و نمایندگان بخش خصوصی و نهادهای مدنی گردآوری شد و طی فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد که (1) توزیع منافع میان گروه های ذی نفع و توازن قوا، تعیین کننده جهت و سرعت تغییرات مالیاتی است، (2) ناکارآمدی های نهادی، ضعف اطلاعات و مقاومت اجتماعی از موانع اصلی اصلاحات مالیاتی هستند، و (3) سیاست های مالیاتی کارا که مبتنی بر شفافیت، عدالت و مشارکت ذی نفعان طراحی شوند، می توانند منجر به افزایش درآمدهای پایدار و ارتقای رشد اقتصادی شوند. مقاله پیشنهاد می دهد که برای حصول به رشد اقتصادی متکی بر منابع داخلی، سیاست گذاران باید فرآیند خط مشی گذاری را بازطراحی کنند و نقش آموزه ها و ارزش های اجتماعی (از جمله آموزه های اسلامی در بستر ایران) را در قالب چارچوبی عملیاتی مورد توجه قرار دهند.
۶۶۵.

تأثیر به کارگیری هوش مصنوعی بر کارآمدی سازمانی (مورد مطالعه سازمان امور مالیاتی شهر تهران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۴
در عصر تحول دیجیتال، هوش مصنوعی به عنوان ابزاری کلیدی برای ارتقای بهره وری، شفافیت و دقت در نظام های اداری و اقتصادی مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر به کارگیری فناوری های هوش مصنوعی بر کارآمدی سازمان امور مالیاتی کشور انجام شده است. در این مطالعه، مفهوم کارآمدی در دو بُعد کارآیی (Efficiency) و اثربخشی (Effectiveness) مورد بررسی قرار گرفته و تأثیر هوش مصنوعی بر شاخص هایی مانند سرعت و دقت پردازش داده ها، کاهش خطا و فساد اداری، و افزایش رضایت و اعتماد عمومی مؤدیان تحلیل شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهد که سطح معناداری روابط کمتر از ۰۵/۰ بوده و ضرایب همگی مثبت هستند؛ بدین معنا که هوش مصنوعی تأثیر مثبت و قابل توجهی بر بهبود عملکرد و کارآمدی سازمان امور مالیاتی دارد. به ویژه، بیشترین اثرگذاری مربوط به ارتقای رضایت مؤدیان و افزایش اعتماد عمومی، سپس افزایش سرعت و دقت در فرایندها و در نهایت کاهش خطا و فساد اداری می باشد. این یافته ها بر ضرورت توسعه زیرساخت های داده، آموزش نیروی انسانی متخصص و گسترش سامانه های هوش محور در نظام مالیاتی کشور تأکید دارد.
۶۶۶.

بازآفرینی آموزش حسابداری در عصر هوش مصنوعی و پایداری: ارائه یک چارچوب یکپارچه مبتنی بر شایستگی های دیجیتال، قضاوت حرفه ای و یادگیری تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۱
تحولات شتابان فناوری های دیجیتال، به ویژه هوش مصنوعی، در کنار گسترش الزامات پایداری و گزارشگری غیرمالی، آموزش حسابداری را با چالش ها و الزامات بنیادینی مواجه ساخته است. آموزش حسابداری سنتی که عمدتاً بر انتقال دانش فنی ایستا متمرکز بوده، دیگر پاسخ گوی نیازهای حرفه ای آینده نیست و ضرورت بازآفرینی آن بر مبنای رویکردی آینده نگر، هوشمند و پایدار بیش از پیش احساس می شود. هدف پژوهش حاضر، تبیین و ارائه یک چارچوب یکپارچه برای بازآفرینی آموزش حسابداری در عصر هوش مصنوعی و پایداری با تأکید بر شایستگی های دیجیتال، قضاوت حرفه ای و یادگیری تطبیقی است. این پژوهش از نظر هدف بنیادی–کاربردی و از حیث ماهیت، کیفی و اکتشافی–تبیینی است و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده های پژوهش از طریق مطالعه نظام مند ادبیات علمی بین المللی و اسناد نهادی حرفه حسابداری در بازه زمانی ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ و نیز انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان آموزش حسابداری، اساتید دانشگاه، حسابداران حرفه ای و متخصصان حوزه فناوری های مالی گردآوری شده اند. تحلیل داده ها بر اساس رویکرد نظام مند براون و کلارک صورت گرفته و منجر به استخراج کدهای اولیه، مضامین پایه، مضامین سازمان دهنده و مضامین فراگیر شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد بازآفرینی آموزش حسابداری آینده نگر مستلزم هم افزایی میان هوش مصنوعی آموزشی، آموزش حسابداری پایداری، توسعه شایستگی های دیجیتال و استقرار یادگیری تطبیقی و مادام العمر است. نتایج همچنین بر نقش محوری قضاوت حرفه ای انسان–ماشین به عنوان سازوکاری تنظیم گر در حفظ بعد انسانی، اخلاق حرفه ای و کیفیت تصمیم گیری های حسابداری در محیط های آموزشی هوشمند تأکید دارد. افزون بر این، الزامات نهادی و حرفه ای به عنوان عامل جهت دهنده و مشروعیت بخش، نقش تعیین کننده ای در هم راستاسازی برنامه های آموزش حسابداری با تحولات فناورانه و الزامات پایداری ایفا می کنند. برآیند این یافته ها در قالب یک مدل مفهومی یکپارچه ارائه شده است که می تواند به عنوان نقشه راهی نظری و کاربردی برای دانشگاه ها، سیاست گذاران آموزشی و نهادهای حرفه ای در طراحی و اجرای آموزش حسابداری هوشمند، پایدار و آینده نگر مورد استفاده قرار گیرد.
۶۶۷.

شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۳
مقدمه و اهداف: در عصر کنونی، انقلاب اسلامی ایران با تأکید بر گسترش عدالت محوری، اخلاق مداری و فضیلت های انسانی در عرصه های اجتماعی و سازمانی، رویکردی متمایز نسبت به سایر الگوهای مدیریتی ارائه کرده است و در این چهارچوب، سازمان های برآمده از این انقلاب موظف به نهادینه سازی رفتارهای عدالت محور و فضیلت مدار در ساختارها، فرآیندها و تصمیم گیری های خود هستند. طی دهه های اخیر، سازمان های دولتی با تدوین منشورهای اخلاقی، وضع قوانین و استانداردهای رفتاری، آموزش اخلاق حرفه ای و تقویت فرهنگ و جو اخلاقی، تلاش کرده اند زمینه تحقق عدالت سازمانی و فضیلت محوری را فراهم آورند، باوجوداین، شواهد پژوهشی نشان می دهد که نقش مدیران به عنوان مهم ترین عامل تحقق یا تضعیف فضیلت سازمانی، بیش از سایر مؤلفه ها بر ادراک ذینفعان از عدالت و انصاف اثرگذار است. عدالت محوری به عنوان یکی از فضایل بنیادین سازمان های فضیلت محور، نه تنها رفتار و تصمیم گیری مدیران را جهت دهی می کند، بلکه بر انگیزه، تعهد و اعتماد کارکنان نیز تأثیر مستقیم دارد؛ به گونه ای که ضعف در سازوکارهای عادلانه ارزیابی و ارتقای مدیران می تواند موجب شکل گیری ادراک بی عدالتی، کاهش انگیزش، بروز رفتارهای غیرسازمانی و تضعیف فرهنگ فضیلت مدار شود. نظام ارزیابی و ارتقای مدیران به عنوان یک چهارچوب نظام مند و توسعه محور، با هدف سنجش شایستگی ها، عملکرد و تعهد مدیران به ارزش های سازمانی طراحی می شود و در صورت استقرار شفاف و منصفانه، می تواند زمینه شایسته سالاری، توسعه سرمایه انسانی و افزایش اثربخشی سازمان را فراهم کند. باوجوداین، در بسیاری از سازمان های فضیلت محور، چالش هایی نظیر ابهام معیارها، ناپایداری فرآیندهای ارتقا و عدم هم راستایی ارزیابی ها با ارزش های اخلاقی مشاهده می شود. ازاین رو، شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران، ضرورتی راهبردی برای همسوسازی عملکرد مدیریتی با ارزش های فضیلت محور و تحقق اهداف کلان سازمانی به شمار می آید. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی-کمّی) و با رویکرد آینده پژوهی راهبردی انجام شده و از نظر هدف در زمره تحقیقات کاربردی قرار می گیرد. این مطالعه بر مبنای تحلیل ساختاری ماتریس اثرات متقابل (MICMAC) طراحی شده است که ابزاری کارآمد برای شناسایی و اولویت بندی پیشران های کلیدی و تحلیل پویایی های سیستم در سناریوهای آینده محسوب می شود. پیشران ها ابتدا از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد و مقالات معتبر داخلی و خارجی در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵ شناسایی شدند و سپس داده ها از طریق مصاحبه های ساختاریافته با خبرگان گردآوری شد. امتیازدهی پیشران ها در ماتریس اثرات متقابل در مقیاس صفر (بدون تأثیر) تا سه (تأثیر زیاد) و براساس میزان تأثیر هر پیشران بر سایر پیشران ها انجام شده و برای قطر اصلی ماتریس امتیازی در نظر گرفته نشده است. جامعه آماری پژوهش شامل ۲۵ نفر از خبرگان متشکل از ۱۳ عضو هیئت علمی دانشگاه های دولتی با سابقه تخصصی در حوزه مدیریت منابع انسانی و عدالت سازمانی و ۱۲ مدیر منابع انسانی سازمان های فضیلت محور جمهوری اسلامی ایران بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در نهایت، داده های حاصل با استفاده از نرم افزار MICMAC تحلیل و پیشران اصلی تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور شناسایی و براساس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری اولویت بندی می شوند. نتایج: مطابق با یافته ها و تحلیل روابط مستقیم و غیرمستقیم بین پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور ج.ا.ایران، مشاهده می شود که پیشران های پیاده سازی نظام یکپارچه مدیریت داده های عدالت محور در ارزیابی و ارتقاء منصفانه، به کارگیری رویکرد مشارکتی در طراحی نظام ارزیابی و ارتقاء، تدوین معیارها و شاخص های شفاف و منصفانه جهت ارزیابی و ارتقاء به عنوان پیشران های تأثیرگذار هستند. همچنین، مشاهده می شود که پیشران های گسترش شفافیت اطلاعات در راستای پیشگیری از تصمیمات ناعادلانه، نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر شفافیت، پاسخگویی و مسئولیت پذیری، تبیین و توسعه آموزش های اخلاقی و عدالت محور منابع انسانی به عنوان پیشران های تأثیرپذیر هستند. در نهایت، مشاهده می شود که پیشران های نظارت مستمر بر رعایت عدالت سازمانی در فرآیندهای اجرایی ارزیابی و ارتقاء، کاربست نظام انگیزشی و پاداشی جهت تشویق عدالت محوری و پاسخگویی به عنوان پیشران های مستقل هستند. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور جمهوری اسلامی ایران از اهمیت راهبردی بالایی برخوردار است؛ زیرا این پیشران ها نقش تعیین کننده ای در ارتقای شفافیت، کاهش تبعیض، تضمین تصمیم گیری منصفانه و افزایش کارآمدی سازمانی دارند. نتایج تحلیل یافته ها بیانگر آن است که پیشران های «پیاده سازی نظام یکپارچه مدیریت داده های عدالت محور»، «به کارگیری رویکرد مشارکتی در طراحی نظام ارزیابی و ارتقاء» و «تدوین معیارها و شاخص های شفاف و منصفانه» به عنوان پیشران های تأثیرگذار، بیشترین نقش را در پایداری و تقویت عدالت محوری ایفا می کنند. در مقابل، پیشران های «گسترش شفافیت اطلاعات»، «نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر شفافیت، پاسخگویی و مسئولیت پذیری» و «توسعه آموزش های اخلاقی و عدالت محور منابع انسانی» در زمره پیشران های تأثیرپذیر قرار دارند که تحقق آنها وابسته به فعال سازی پیشران های کلیدی است. همچنین، پیشران های «نظارت مستمر بر رعایت عدالت سازمانی» و «کاربست نظام انگیزشی و پاداشی» به عنوان پیشران های مستقل، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری پایین تری داشته و نقش کمتری در پایداری سیستم دارند. در مجموع، نتایج پژوهش تأکید می کند که تمرکز راهبردی بر پیشران های تأثیرگذار، زمینه نهادینه سازی عدالت سازمانی، افزایش اعتماد نهادی و ارتقای اثربخشی نظام ارزیابی و ارتقای مدیران در سازمان های فضیلت محور را فراهم می کند. تقدیر و تشکر: نویسندگان مقاله از تمامی خبرگان شامل استادان دانشگاه و مدیران سازمان های فضلیت محور ج.ا.ایران که در مراحل مختلف تحقیق همکاری داشته اند، صمیمانه تقدیر و تشکر می نمایند. تعارض منافع: تعارض منافع نداریم.
۶۶۸.

شناخت و فهم چابکی هیجانی منابع انسانی؛ تحلیل عوامل موثر و پیامدها با روش FCM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۵
زمینه و هدف: چابکی هیجانی، ظرفیتی حیاتی در منابع انسانی برای انطباق مؤثر با تغییرات، حفظ تعادل در شرایط پراسترس و تقویت سازگاری سازمانی است. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر و پیامدهای چابکی هیجانی منابع انسانی انجام شد . روش: این پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی ( کیفی کمی) با رویکرد قیاسی استقرایی است. در بخش کیفی با ۱۵ خبره، مصاحبه نیمه ساختاریافته تا حد اشباع نظری انجام شد. این افراد به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. روایی ابزار، از طریق روایی محتوایی و نظری و پایایی آن با روش توافق درون کدگذار و بین کدگذار تأیید شد. داده های کیفی با تحلیل محتوای موضوعی تحلیل شدند. در بخش کمّی، نقشه شناختی فازی ( FCM ) بر مبنای یافته های کیفی و با تکمیل پرسش نامه ای معتبر (دارای روایی محتوایی و پایایی بازآزمون) توسط همان خبرگان، طراحی و تحلیل شد .   یافته ها: بر اساس تحلیل ها، دو عامل کلیدی پیش برنده چابکی هیجانی، عبارت اند از: 1. افزایش قدرت پذیرش واقعیت و تغییرات و 2. آموزش تاب آوری مبتنی بر ذهن آگاهی. همچنین، مهم ترین پیامدهای این چابکی، تقویت تمرکز ذهنی و کاهش تعلل در نیروی انسانی و جلوگیری از تأثیر مخرب هیجان های منفی بر قضاوت و حل مسئله شناسایی شدند . نتیجه گیری: توسعه چابکی هیجانی در منابع انسانی، توانایی سازگاری با تغییرات و مدیریت هیجان های منفی را افزایش می دهد و به حفظ و بهبود عملکرد فردی و سازمانی منجر می شود.
۶۶۹.

بررسی تجارب زیسته ارزیابان حرفه ای از چالش های کانون های ارزیابی استخدامی داوطلبان آموزگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۹
زمینه و هدف : کانون های ارزیابی به عنوان رویکردی ساختاریافته و چندبعدی در مدیریت منابع انسانی نقش مهمی در استخدام و توسعه حرفه ای دارند، اما اجرای آن ها با چالش های متعدد همراه است. این پژوهش با هدف بررسی تجارب زیسته ارزیابان حرفه ای از چالش های کانون های ارزیابی استخدامی داوطلبان آموزگاری انجام شد تا با شناسایی موانع، زمینه ارتقای کارآمدی و روایی فرآیند گزینش فراهم شود . روش شناسی : این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل ارزیابان حرفه ای و مدیران کانون های ارزیابی استخدامی آموزگاران بود. نمونه گیری هدفمند و بر اساس معیارهایی همچون گذراندن دوره های تخصصی ارزیابی و حداقل یک سال تجربه عملی انجام گرفت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۰ مشارکت کننده گردآوری و پس از اشباع داده ها متوقف شد. تحلیل داده ها با نرم افزار MAXQDA (نسخه ۲۰۲۴) و روش تحلیل مضمون کلایزی ( ۱۹۷۸) صورت گرفت . یافته ها : در تحلیل داده ها ۶۹ کد اولیه استخراج شد که پس از پالایش به ۵۸ مفهوم نهایی کاهش یافت. این مفاهیم در قالب ۲۵ زیرمضمون و ۵ مضمون اصلی سازمان دهی شدند: چالش های ساختاری کانون، چالش های مرتبط با ارزیابان، چالش های فرآیند اجرا، چالش های تجزیه وتحلیل داده ها، و چالش های سازمانی و مدیریتی . نتیجه گیری : نتایج نشان داد که به کارگیری کانون های ارزیابی در گزینش آموزگاران با موانع ساختاری، انسانی، اجرایی و مدیریتی مواجه است. بازنگری در طراحی کانون ها، ارتقای صلاحیت ارزیابان، استانداردسازی اجرا و تحلیل داده ها و رفع کاستی های مدیریتی می تواند روایی، کارآمدی و عدالت استخدامی را بهبود بخشد و به جذب نیروهای شایسته در نظام آموزش وپرورش کمک کند .
۶۷۰.

شناسایی عوامل موثر بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۶
زمینه و هدف: اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در سازمان ها و شرکت ها یکی از مسائل حیاتی در بهبود عملکرد و افزایش بهره وری منابع انسانی محسوب می شود. در دنیای امروز که تغییرات سریع و مداوم در فناوری و بازار کار وجود دارد، آموزش مستمر و مؤثر کارکنان به عنوان یک نیاز اساسی شناخته می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در شرکت خودروسازی بهمن انجام شد. روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی، به صورت آمیخته (کیفی از نوع تحلیل مضمون-کمی از نوع مدل سازی ساختاری تفسیری ) بود. مشارکت کنندگان تحقیق خبرگان شرکت خودروسازی بهمن می باشند. در این تحقیق با 15 نفر از افراد خبره برای جمع آوری داده ها به صورت فردی و تا حد اشباع نظری مصاحبه شد. . روش نمونه گیری به صورت گلوله برفی بود. جامعه آماری در بخش کمی، مدیران وخبرگان منابع انسانی و آموزش شرکت خودروسازی بهمن به تعداد 15 نفر بودند که در این پیمایش شرکت کردند. تجزیه وتحلیل اطلاعات در بخش کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی با مدل سازی ساختاری تفسیری( ISM ) انجام شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد 10 عامل حمایت مدیریت ارشد، تحلیل نیازهای آموزشی، برنامه ریزی آموزش، محتوا و کیفیت آموزش، روش های آموزشی، فرهنگ سازمانی، منابع مالی و انسانی، ارزیابی و بازخورد، فناوری اطلاعات، گزارش دهی و مستندسازی بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در شرکت خودروسازی بهمن تاثیر دارند. نتیجه گیری: مدیریت ارشد سازمانی به عنوان متغیر مستقل بیشترین تاثیر را بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در شرکت خودروسازی بهمن دارد که در سطح اول قرار گرفته بود. در سطح دوم منابع و سطح سوم فناوری اطلاعات به عنوان متغیرهای مستقل بعدی مطرح بودند، در سطح چهارم برنامه ریزی آموزشی، تحلیل نیازهای آموزشی و فرهنگ سازمانی قرار داشتند در سطح پنجم روش های اموزش و محتوا و کیفیت آموزش قرار دارند، متغیرهای سطح چهارم و پنجم متغیرهای پیوندی هستند در نهایت در سطح ششم متغیرهای گزارش دهی و مستندسازی و ارزیابی و بازخورد به عنوان متغیرهای وابسته قرار گرفتند. زمینه و هدف: اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در سازمان ها و شرکت ها یکی از مسائل حیاتی در بهبود عملکرد و افزایش بهره وری منابع انسانی محسوب می شود. در دنیای امروز که تغییرات سریع و مداوم در فناوری و بازار کار وجود دارد، آموزش مستمر و مؤثر کارکنان به عنوان یک نیاز اساسی شناخته می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در شرکت خودروسازی بهمن انجام شد. روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی، به صورت آمیخته (کیفی از نوع تحلیل مضمون-کمی از نوع مدل سازی ساختاری تفسیری ) بود. مشارکت کنندگان تحقیق خبرگان شرکت خودروسازی بهمن می باشند. در این تحقیق با 15 نفر از افراد خبره برای جمع آوری داده ها به صورت فردی و تا حد اشباع نظری مصاحبه شد. . روش نمونه گیری به صورت گلوله برفی بود. جامعه آماری در بخش کمی، مدیران وخبرگان منابع انسانی و آموزش شرکت خودروسازی بهمن به تعداد 15 نفر بودند که در این پیمایش شرکت کردند. تجزیه وتحلیل اطلاعات در بخش کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی با مدل سازی ساختاری تفسیری( ISM ) انجام شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد 10 عامل حمایت مدیریت ارشد، تحلیل نیازهای آموزشی، برنامه ریزی آموزش، محتوا و کیفیت آموزش، روش های آموزشی، فرهنگ سازمانی، منابع مالی و انسانی، ارزیابی و بازخورد، فناوری اطلاعات، گزارش دهی و مستندسازی بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در شرکت خودروسازی بهمن تاثیر دارند. نتیجه گیری: مدیریت ارشد سازمانی به عنوان متغیر مستقل بیشترین تاثیر را بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در شرکت خودروسازی بهمن دارد که در سطح اول قرار گرفته بود. در سطح دوم منابع و سطح سوم فناوری اطلاعات به عنوان متغیرهای مستقل بعدی مطرح بودند، در سطح چهارم برنامه ریزی آموزشی، تحلیل نیازهای آموزشی و فرهنگ سازمانی قرار داشتند در سطح پنجم روش های اموزش و محتوا و کیفیت آموزش قرار دارند، متغیرهای سطح چهارم و پنجم متغیرهای پیوندی هستند در نهایت در سطح ششم متغیرهای گزارش دهی و مستندسازی و ارزیابی و بازخورد به عنوان متغیرهای وابسته قرار گرفتند. زمینه و هدف: اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در سازمان ها و شرکت ها یکی از مسائل حیاتی در بهبود عملکرد و افزایش بهره وری منابع انسانی محسوب می شود. در دنیای امروز که تغییرات سریع و مداوم در فناوری و بازار کار وجود دارد، آموزش مستمر و مؤثر کارکنان به عنوان یک نیاز اساسی شناخته می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در شرکت خودروسازی بهمن انجام شد. روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی، به صورت آمیخته (کیفی از نوع تحلیل مضمون-کمی از نوع مدل سازی ساختاری تفسیری ) بود. مشارکت کنندگان تحقیق خبرگان شرکت خودروسازی بهمن می باشند. در این تحقیق با 15 نفر از افراد خبره برای جمع آوری داده ها به صورت فردی و تا حد اشباع نظری مصاحبه شد. . روش نمونه گیری به صورت گلوله برفی بود. جامعه آماری در بخش کمی، مدیران وخبرگان منابع انسانی و آموزش شرکت خودروسازی بهمن به تعداد 15 نفر بودند که در این پیمایش شرکت کردند. تجزیه وتحلیل اطلاعات در بخش کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی با مدل سازی ساختاری تفسیری( ISM ) انجام شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد 10 عامل حمایت مدیریت ارشد، تحلیل نیازهای آموزشی، برنامه ریزی آموزش، محتوا و کیفیت آموزش، روش های آموزشی، فرهنگ سازمانی، منابع مالی و انسانی، ارزیابی و بازخورد، فناوری اطلاعات، گزارش دهی و مستندسازی بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در شرکت خودروسازی بهمن تاثیر دارند. نتیجه گیری: مدیریت ارشد سازمانی به عنوان متغیر مستقل بیشترین تاثیر را بر اجرای خط مشی های آموزش حین خدمت در شرکت خودروسازی بهمن دارد که در سطح اول قرار گرفته بود. در سطح دوم منابع و سطح سوم فناوری اطلاعات به عنوان متغیرهای مستقل بعدی مطرح بودند، در سطح چهارم برنامه ریزی آموزشی، تحلیل نیازهای آموزشی و فرهنگ سازمانی قرار داشتند در سطح پنجم روش های اموزش و محتوا و کیفیت آموزش قرار دارند، متغیرهای سطح چهارم و پنجم متغیرهای پیوندی هستند در نهایت در سطح ششم متغیرهای گزارش دهی و مستندسازی و ارزیابی و بازخورد به عنوان متغیرهای وابسته قرار گرفتند.
۶۷۱.

تجارب نظارت آموزشی مجازی در مدارس ابتدایی: از سردرگمی تا حرفه ای شدن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۶۹
با شیوع ویروس کرونا و گسترش آموزش مجازی، نظارت آموزشی بیش از پیش اهمیّت پیدا کرد. در این دوران، ناظران آموزشی نقش کلیدی در ارتقای کیفیت آموزش و توسعه حرفه ای معلمان بر عهده داشتند. با توجه به اهمیت موضوع نظارت در آموزش مجازی، این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی، به بررسی تجارب نظارت آموزشی در دوران آموزش مجازی می پردازد. سرگروه های آموزشی، راهبران آموزشی، مدیران و معاونین آموزشی مدارس استان کردستان که در سال تحصیلی 1400-1399 به نظارت آموزشی مجازی اشتغال داشتند، میدان تحقیق این پژوهش کیفی بودند. نمونه گیری هدفمند و از نوع نظری بود. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و گردآوری داده ها و فرآیند مصاحبه تا حصول اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها و استخراج مضامین با استفاده از راهبرد آتریج-استرلینگ (2001) و نرم افزار MAXQDA نسخه 2020 انجام گرفت. سه مضمون فراگیر پژوهش شامل: تعالی نظارت آموزشی، مدرن سازی نظارت آموزشی و توسعه ای حرفه ای ناظران آموزشی می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در ابتدای آموزش مجازی، ناظران با سردرگمی و چالش هایی در نظارت بر کلاس های مجازی روبرو بودند. آنها از ساختارهای نظارتی کلاس های حضوری برای نظارت بر آموزش های مجازی استفاده می کردند و گاه با سهل انگاری به فرآیند نظارت می پرداختند. با گذشت زمان، ناظران به تدریج به این نوع نظارت عادت کردند و راهبردهای جدیدی برای آن اتخاذ نمودند. ناظران در این دوران به نقش جدید خود در فرآیند نظارت و آموزش پی بردند. همچنین، نظارت مجازی می تواند در دوران آموزش پساکرونا به ارتقای مهارت ها و دانش حرفه ای معلمان و ناظران کمک کند.
۶۷۲.

تبیین چگونگی پذیرش فناوری بلاکچین در بانکداری الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۷
در این مطالعه به بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش فناوری بلاکچین در بانکداری الکترونیک پرداخته شد. برای این منظور از توسعه مدل یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری با استفاده از دو عامل واسطه ای اعتماد اولیه و ریسک درک شده استفاده شد. بنابراین، قابلیت توسعه مدل یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری، از طریق دو عامل واسطه ای اعتماد اولیه و ریسک درک شده، مبنای طرح فرضیات تحقیق بوده که از طریق آزمون معناداری اثر اجزای مدل بر روی پذیرش فناوری بلاکچین در بانکداری الکترونیک و با نقش میانجی این عوامل مورد آزمون قرار گرفته است. برای اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه استفاده شده و جامعه آماری تحقیق را مدیران ارشد و میانی بانک سامان در شهر تهران تشکیل دادند. تعداد 72 نفر از آن ها به شیوه غیراحتمالی در دسترس، نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی انجام گرفت و نتایج نشان داد عوامل موثر بر پذیرش فناوری بلاکچین در بانکداری الکترونیک را می توان شامل پیشایندهای انتظارات عملکرد و شرایط تسهیل کننده و عامل واسطه ای اعتماد اولیه دانست. هر دوی این پیشایندها از طریق اعتماد اولیه نیز اثرات قابل توجهی بر پذیرش این فناوری در بانکداری الکترونیک داشته اند، اما نقش ریسک درک شده به عنوان یک عامل واسطه ای در این مدل قابل توجه نبود. نتایج نشان داد که از میان پیشایندهای مدل توسعه یافته یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری، تنها انتظارات عملکرد به طور مستقیم بر پذیرش این فناوری تأثیرگذار است و شرایط تسهیل کننده به خودی خود، تاثیر قابل توجهی بر پذیرش این فناوری ندارد.
۶۷۳.

الگوی حکمرانی نبوی مبتنی بر نظام نهادی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۰۶
حکمرانی به مجموعه ای از قوانین، قواعد، فرایندها و سازوکارهایی اطلاق می شود که از طریق آن ها روابط اجتماعی مدیریت و سامان دهی می شود. نهادهای اجتماعی به عنوان ساختارهای پایداری، که از عقاید، باورها، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی شکل گرفته است، نقشی اساسی در هدایت و تنظیم تعاملات اجتماعی دارند. این پژوهش به بررسی الگوی حکمرانی نبوی مبتنی بر نظام نهادی می پردازد. فرضیه پژوهش آن است که هرگاه آموزه های قرآن کریم مطابق سنت نبوی، با پذیرش حداکثری امت اسلامی، به مرحله اجرا در آید، مجموعه ای از نهادهای اجتماعی مبتنی بر آن آموزه ها شکل خواهد گرفت و حکمرانی اسلامی در قالب ارتباط شبکه ای میان آن نهادها برقرار می شود. این پژوهش پس از واکاوی مفاهیم «حکمرانی» و «نهاد»، با رویکردی تاریخی اجتماعی، به تحلیل الگوی حکمرانی اسلامی در دوران حیات پیامبر اکرم(ص) می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که پیامبر اکرم(ص) با ترویج سنت های اجتماعی اسلام به ایجاد یا ترمیم نهادهایی مانند نهاد خانواده، تعلیم و تزکیه، مسجد، جهاد، وقف و انفاق، امر به معروف و نهی از منکر، نماز جمعه و حج و نهادهای دیگری پرداختند که همگی تحت مدیریت الهی نهاد امامت، رفتار و تعاملات اجتماعی را به سوی تحقق حیات طیبه و سعادت دنیوی و اخروی هدایت می کند و حکمرانی اسلامی، متکی بر قوانین و قواعد الهی، به صورت فرایندها و سازوکارهایی در تعامل و ارتباط میان نهادهای متعالی تشکیل می شود.
۶۷۴.

پیش بینی بازدهی صندوق های قابل معامله دولتی مبتنی بر مدل های خطی و غیرخطی در الگوریتم های ماشین یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۴۴
هدف: پیش بینی بازدهی صندوق های دولتی بورس تهران به دلیل اهمیت آن ها در فرآیندهای تصمیم گیری اقتصاد کلان و بازارهای مالی کشور، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. پژوهش حاضر با بهره گیری از الگوریتم های پیشرفته یادگیری ماشین، نظیر ماشین بردار پشتیبان (SVM) و رگرسیون خطی، مدلی برای پیش بینی بازدهی این صندوق ها ارایه می دهد. هدف اصلی، بهبود استراتژی های اقتصادی و سرمایه گذاری در سطح دولت و نهادهای مالی با تحلیل دقیق بازدهی این صندوق ها است.روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-همبستگی است. داده های صندوق های دولتی بورس تهران شامل دوره زمانی چهارساله (1399 تا 1402) از پایگاه مرکز اطلاع رسانی و فناوری بورس تهران (فیپ ایران) استخراج شده است. تحلیل داده ها با استفاده از دو الگوریتم یادگیری ماشین (SVM و رگرسیون خطی) در نرم افزار R انجام شد. به دلیل ترکیب متفاوت دارایی ها، صندوق های پالایش یکم و دارایکم به عنوان نمونه های اصلی انتخاب شدند.یافته ها: نتایج نشان داد که الگوریتم های SVM و رگرسیون خطی می توانند بازدهی صندوق های دولتی را با دقت بالایی پیش بینی کنند. به طور خاص، صندوق پالایش یکم به دلیل ترکیب دارایی های کمتر متنوع و بازار ناکارای تهران، با خطای کمتری پیش بینی شد. مقایسه عملکرد الگوریتم ها نشان داد که هر دو روش دقت مناسبی داشته و برای پیش بینی های آتی قابل استفاده هستند.اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین، مدلی کاربردی برای پیش بینی بازدهی صندوق های دولتی بورس تهران ارایه کرده است. یافته های پژوهش می توانند در تصمیم گیری های اقتصادی و سرمایه گذاری در سطح دولت و سایر نهادهای مالی مورداستفاده قرار گیرند.
۶۷۵.

تبیین تاثیر هشداردهی حسابرسان بر کیفیت حسابرسی با نقش میانجی هوش هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۶
هدف: کیفیت حسابرسی به توانایی حسابرسان مستقل در ارزیابی دقیق و بی طرفانه عملکرد مالی و کنترلی سازمان ها وابسته است. هشداردهی حسابرسان که شامل شناسایی و افشای ضعف های کنترلی و خطرات بالقوه است، تأثیر چشمگیری بر کیفیت حسابرسی دارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر هشداردهی حسابرسان مستقل بر کیفیت حسابرسی و با در نظر گرفتن نقش میانجی هوش هیجانی انجام شده است. روش: این پژوهش کاربردی و کمّی است. داده ها از طریق توزیع پرسشنامه در میان ۱۳۰ حسابرس فعال در مؤسسات حسابرسی تهران (از جامعه ۲۰۰ نفری) جمع آوری شد. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان تعیین گردیده و داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار SMART PLS تحلیل شدند. یافته ها: هشداردهی حسابرسان مستقل تأثیر مثبت و معناداری بر کیفیت حسابرسی دارد (ضریب مسیر:0.472). تاثیر هشداردهی حسابرسان بر هوش هیجانی نیز با ضریب مسیر 0.996 مثبت و معنادار است. هوش هیجانی به طور مستقیم کیفیت حسابرسی را بهبود می بخشد (ضریب مسیر برابر است با 0.525). نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که هوش هیجانی در رابطه بین هشداردهی حسابرسان و کیفیت حسابرسی، نقش میانجی ایفا می کند. در ابعاد هشداردهی عامل «حرفه حسابرسی» با وزن ۰.۹۹۵ بیشترین اهمیت و عوامل مربوط به «ذی نفعان» با وزن ۰.۹۸۸ کمترین اهمیت را نشان دادند. در ابعاد کیفیت حسابرسی عامل «کیفیت حرفه ای» با وزن ۰.۹۹۴ به عنوان مهم ترین عوامل، «مدیریت و رهبری» و «ارزش مشتری» با وزن ۰.۹۹۰ کم اثرترین عوامل بودند. در مولفه های هوش هیجانی «خودتنظیمی» و «خودآگاهی» با وزن ۰.۹۹۵ بالاترین اهمیت، و «مهارت اجتماعی» با وزن ۰.۹۹۱ کمترین سطح اهمیت را نشان دادند. نتیجه گیری: توجه به ظرفیت هشداردهی حسابرسان، همراه با تقویت مهارت های هوش هیجانی آنان، نقش مهمی در ارتقای کیفیت حسابرسی دارد. از این رو، آموزش و توسعه هوش هیجانی در حسابرسان و فراهم سازی بسترهای سازمانی برای بیان مؤثر هشدارها، می تواند راهبردی مؤثر در بهبود عملکرد حسابرسی باشد.
۶۷۶.

الگوی تأمین مالی جمعی مبتنی بر کارآفرینی در کسب وکارهای دیجیتال: رویکردی نوین در تأمین مالی سبز سازمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۵۶
پژوهش حاضر باهدف فراترکیب مؤلفه های تأمین مالی جمعی مبتنی بر کارآفرینی در کسب وکارهای دیجیتال محور انجام پذیرفت. به این منظور از رویکرد پژوهش کیفی و روش فراترکیب استفاده شد. قلمرو پژوهش کلیه مقالاتی هستند (115 مقاله) که در دهه اخیر در مورد مؤلفه های تأمین مالی جمعی مبتنی بر کارآفرینی در کسب وکار و مفاهیم مرتبط در پایگاه های تخصصی و علمی ارائه شده اند. نمونه پژوهش 24 مقاله است که این تعداد بر اساس پایش موضوعی، اشباع نظری داده ها و به صورت هدفمند انتخاب شده اند. داده های پژوهش از تحلیل کیفی اسناد موردمطالعه، گردآوری شده اند. با تجزیه وتحلیل داده ها، شاخص ها و مؤلفه های تأمین مالی جمعی مبتنی بر کارآفرینی در کسب وکارهای دیجیتال محور در در سه کد منتخب و 12 محور، مؤلفه های مرتبط با متقاضی سرمایه (مشتمل بر شفافیت پروفایل مالی متقاضی، طراحی توسعه تأمین مالی متقاضی، اعتبار و رزومه متقاضی، گردش مالی متقاضی در فرایندهای کارآفرینی)، مؤلفه های مرتبط با حامیان مالی(مشتمل دسترسی به منابع مالی، شیوه مشارکت در تأمین مالی جمعی، انعطاف دهی به روش های تأمین مالی جمعی، سودمندی ادراک شده حامیان)، پلتفرم تأمین مالی (مشتمل بر توانایی ایجاد جامعه تأمین مالی، ترسیم اهداف مالی زنجیره تأمین در پلتفرم، سیاست گذاری های نظارتی در پلتفرم های تأمین مالی، خدمات پلتفرم های تأمین مالی دیجیتال) مورد سازمان دهی قرار گرفت. پیشنهاد می شود در طراحی برنامه های تأمین مالی جمعی مبتنی بر کارآفرینی در محیط دیجیتال به ابعاد مذکور توجه ویژه صورت گیرد.
۶۷۷.

اولویت بندی عوامل زیربنایی چابک سازی زنجیره تأمین در صنعت گردشگری شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۴۹
در محیط پویای کنونی زنجیره های تأمین گردشگری باید چابک باشند، یعنی باید در موقعیتی باشند که بتوانند به سرعت به نیازهای مشتری پاسخ دهند. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف اولویت بندی عوامل زیربنایی چابک سازی زنجیره تأمین در صنعت گردشگری شهر اصفهان انجام شد. بدین منظور ابتدا با بررسی ادبیات موضوع و انتخاب 43 مقاله مرتبط، 6 عامل فناوری اطلاعات، منابع انسانی، عوامل اجتماعی، انعطاف پذیری، حساسیت و پاسخگویی به بازار و شایستگی به عنوان عوامل چابک سازی زنجیره تأمین گردشگری انتخاب شد. آنگاه با استفاده از تکنیک دیمتل اولویت بندی و نمودار علی عوامل به دست آمد. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان صنعت گردشگری در شهر اصفهان می باشند که به روش نمونه گیری غیراحتمالی و به شیوه گلوله برفی انتخاب شدند. در مجموع 34 پرسش نامه تکنیک دیمتل جمع آوری شد که بر اساس نتایج آن عوامل شایستگی، اجتماعی، منابع انسانی، فن آوری اطلاعات، انعطاف پذیری و حساسیت و پاسخ گویی به بازار اولویت های اول تا ششم را به دست آوردند.
۶۷۸.

طراحی و اعتبارسنجی الگوی درک سرمایه گذاران نهادی از اطلاعات حسابداری افشا شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۴
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگویی مفهومی برای تبیین درک سرمایه گذاران نهادی از اطلاعات حسابداری افشا شده تدوین گردید. این مطالعه، از حیث شیوه گردآوری داده ها، در زمره پژوهش های توصیفی-پیمایشی و از نوع غیرآزمایشی با طراحی مقطعی جای می گیرد. در بخش کیفی، مشارکت کنندگان شامل خبرگان دانشگاهی در حوزه مدیریت مالی و حسابداری و همچنین مدیران ارشد و تحلیلگران شرکت های کارگزاری بورس اوراق بهادار بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و اشباع نظری با ۱۲ مصاحبه حاصل شد. جامعه آماری بخش کمی پژوهش نیز شامل مدیران و کارشناسان شرکت های کارگزاری بود و بر اساس محاسبه اندازه اثر و توان آزمون، حجم نمونه ۱۴۳ نفر تعیین و از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. داده های بخش کیفی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش تحلیل مضمون و نرم افزار Maxqda تحلیل شد. در بخش کمی نیز از پرسشنامه ساخت یافته استفاده گردید و داده ها با بهره گیری از روش حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Smart PLS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که مؤلفه های «قوانین افشای اطلاعات»، «کارکردهای افشا» و «چالش های افشای حسابداری» به طور معناداری بر ابعاد «نهادی» و «اجتماعی–محیطی» تأثیر می گذارند. در لایه های بعدی مدل، ابعاد «شناختی» و «اطلاعاتی» به عنوان پیش نیازهای تأثیرگذار بر ابعاد «احساسی» و «رفتاری» عمل می کنند. در نهایت نیز این تغییرات شناختی، احساسی و رفتاری منجر به بروز کنش های مرتبط با «افشای مالی» و «افشای غیرمالی» در رفتار سرمایه گذاران نهادی می شود. این پژوهش بستری فراهم می کند برای بازنگری در راهبردهای افشای شرکتی، به گونه ای که سیاست گذاران، تنظیم گران و شرکت ها بتوانند کیفیت افشا را نه تنها در قالب شاخص های فنی، بلکه از منظر تأثیرگذاری واقعی بر ادراک و رفتار سرمایه گذاران کلان بازطراحی کنند. بدین ترتیب، پژوهش حاضر ضمن ارتقای مرزهای نظری، کارکردهای مستقیم برای بهبود سیاست های اطلاع رسانی مالی در بازار سرمایه ایران خواهد داشت.
۶۷۹.

گونه شناسی الگوی فکری مدیران در خصوص پیشایندهای اصطکاک سازمانی، کاربست روش شناسی کیو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۱۱
اصطکاک سازمانی یک رفتار سازمانی منفی است که با تأثیر بر منابع انسانی می تواند مانع رشد سازمان شود. پژوهش حاضر با هدف گونه شناسی الگوی فکری مدیران در خصوص پیشایندهای اصطکاک سازمانی در شرکت گاز استان کرمانشاه انجام شد. چارچوب فلسفی پژوهش پارادایم تفسیری- اثبات گرایی، جهت گیری آن کاربردی- توسعه ای و شیوه انجام پژوهش آمیخته است که با جمع آوری دیدگاه مشارکت کنندگان در مصاحبه، رویکردی کیفی (اکتشافی) و از طرفی به کارگیری تحلیل عاملی کیو برای استخراج دیدگاه ها، رویکردی کمی است. جامعه آماری پژوهش مدیران شرکت گاز که براساس روش نمونه گیری هدفمند، 19 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. در این پژوهش جهت تعیین روایی، از روایی محتوایی (تناسب بین محتوای عبارات همجوار) و روایی صوری (گزاره ها ابعاد مختلف موضوع را پوشش می دهند تا الگوی ذهنی را مشخص سازد) و برای تعیین پایایی از روش آزمون – آزمون مجدد با مشارکت 5 نفر از مشارکت کنندگان استفاده شد. جهت تدوین فضای گفتمان و تشکیل مجموعه کیو تا حد امکان منابع مرتبط بررسی و 38 عامل تأثیرگذار بر شکل گیری اصطکاک سازمانی شناسایی گردید. پس از حذف موارد مشابه و تکراری، رفع تداخل مفهومی و همپوشانی عوامل، فضای گفتمان و گزاره های کیو با 25 عامل نهایی و در مرحله بعد توسط مشارکت کنندگان اولویت بندی گردید. درنهایت، براساس یافته ها و نتایج تحلیل عامل کیو، مشخص گردید، 5 الگوی فکری مختلف نسبت به پیشایندهای اصطکاک سازمانی در بین مدیران شرکت گاز وجود دارد که با توجه به یافته های پژوهش الگوی غالب الگوی اول است که تعامل سیستم و فرایندها در سطح سازمان را عامل اصطکاک انرژی در جامعه هدف می داند و سایر الگوهای فکری در اولویت بعدی قرار گرفت.
۶۸۰.

Providing sustainable energy consumption solutions based on behavioral patterns in a shared space using system dynamics methodology (Case Study: University of Tehran Student Dormitories)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۶
Objective : Changing energy consumption habits is fundamental to promoting sustainable development. This study simulates energy consumption patterns in shared spaces at the University of Tehran using a dynamic model, focusing on residents’ behaviors to reduce electricity use and improve system efficiency. Methods : To address the complex energy consumption system in student dormitories—shaped by behavioral, technical, environmental, and policy-related factors—a system dynamics approach was adopted. Experts in energy management and systems modeling contributed through collaborative meetings and interviews. Data were gathered from national institutions and questionnaires covering 2011–2021. Using Vensim DSS 6.4E, a dynamic model was built and simulated for 2021–2041. Sensitivity analysis helped identify effective energy management policies based on residents’ behavior, and the model’s outputs were analyzed to evaluate key variables.  Results : The model identified four key strategies for managing electricity consumption based on behavioral factors: management through economic investments, residents’ energy-saving behaviors, the actions and behaviors of dormitory staff and administrators, and increased investment in building infrastructure and equipment upgrades. Subsequently, each strategy's individual and combined implementation was examined and compared regarding its impact on the target variables. Combining the first and third strategies was ultimately identified as the most effective approach to electricity consumption management, considering the residents' behavioral patterns. Conclusion : The study shows that combining economic investments with behavioral strategies is the most effective way to manage electricity consumption and improve environmental and social outcomes.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان