فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۵۷٬۴۳۹ مورد.
منبع:
پژوهش های مدیریت منابع سازمانی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
169 - 194
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی سازمان ها با محیط دارای پیچیدگی روزافزون در مقیاس جهانی روبه رو هستند که برای باقی ماندن در میدان رقابت و پویا ماندن رقابتی و باید بر متناسب بودن راهبرد های تولیدی و راهبرد های رقابتی اثرگذار بر عملکرد تمرکز کنند. هدف پژوهش کنونی بررسی رابطه بین عوامل تولید، عوامل رقابت و عملکرد است که پایه و اساس راهبرد تناسب راهبردی را شکل می دهد. در ادبیات پژوهش این حوزه بیشتر بر راهبرد های تولید و راهبرد های رقابتی تولیدکنندگان به صورت مجزا تمرکز شده است. بنابراین در این پژوهش به طراحی و توسعه الگوی مفهومی راهبرد تناسب راهبردی و تجزیه و تحلیل آن از راه معادلات ساختاری پرداخته شد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که مدیریت مشکلات بر کیفیت فراگیر بیشترین تأثیر مثبت را دارد. همچنین برآورده کردن سفارش ها بر منحصر به فرد بودن منابع تأثیر بالایی دارد. ازسوی دیگر آمادگی های پیش از تولید بر مدیریت مشکلات و همچنین برآورده کردن سفارش ها اثر مثبت دارد. شاخص مدیریت مشکلات بر مهارت و یادگیری سازمانی تأثیر شایانی دارد. در نهایت کیفیت فراگیر، مهارت و یادگیری سازمانی و منحصر به فرد بودن منابع بر راهبرد تناسب تأثیر مثبتی دارد.
مدل جدیدگزارشگری مالی بانکداری اسلامی ایران در انطباق با نظریه ها و مفاهیم بنیادی حسابداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بانکداری اسلامی نوعی الگوی خاص یا تعدیل شده ای از بانکداری است که درآن تلاش می شود تمام روابط و مناسبات، سازگار با شریعت و فقه اسلامی و در راستای اهداف اساسی نظام اقتصادی اسلام مانند عدالت و اخلاق تنظیم گردد. به منظور بررسی ایده ها و نظریه های حاکم در بانکداری و مالی اسلامی و متعاقبا طراحی ابزار و الگوی مناسب، از روش تحقیق کیفی و رویکرد مبتنی بر نظریه پردازی زمینه بنیان استفاده شد. درابتدا با اخذ نظرات خبرگان حرفه حسابداری و حسابرسی به بررسی عوامل تاثیرگذار برکیفیت گزارشگری در سیستم بانکی ایران پرداخته شد. بهترین روش برای ارائه بهینه ی حقوق صاحبان سپرده در این تحقیق، دسته بندی سپرده گذاران در طبقه ای جداگانه همانند حقوق صاحبان سهام تشخیص داده شد و به منظور تحقق عدالت و دستیابی سپرده گذاران به حقوق حقه، تبعیت این طبقه ازتئوری مالکیت از دسته تئوری های حقوق مالکان عنوان شد و به منظور پوشش مفاهیم حاکم بر بانکداری اسلامی، صورتهای مالی اساسی شامل صورت وضعیت مالی، صورت عملکرد سپرده های سرمایه گذاری و صورت تغییرات درخالص داراییها پیشنهادگردید.
قصد پذیرش CAAT و عملکرد حسابرسان داخلی: نقش تعدیلگر حمایت تیمی و مدیریتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به پیشرفت چشمگیر فناوری اطلاعات، حسابرسان داخلی نیاز به بهبود عملکرد تیمی خود در این زمینه دارند. از جمله این فناوری ها، تکنیک های حسابرسی به کمک رایانه (CAAT) است. هدف پژوهش، بررسی ارتباط قصد پذیرش حسابرسان داخلی در پذیرش CAAT با عملکرد آنها است و همچنین با توجه به تأثیری که حمایت های اعضای تیم و مدیر شرکت می تواند در راستای بهبود عملکرد تیم حسابرسی داشته باشد؛ اثر تعدیلگری دو متغیر حمایت تیمی و مدیریت بر ارتباط فوق بررسی شد. برای استخراج متغیرهای پژوهش از پرسشنامه استاندارد به تعداد 180 نمونه در سال 1403و برای آزمون فرضیات از روش پژوهش معادلات ساختاری تحت نرم افزار PLS بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که انتظار عملکرد و شرایط تسهیل گر بر احتمال استفاده حسابرسان از CAAT تأثیر می گذارد. این نتایج نشان می دهد که برای افزایش استفاده ازCAAT، مدیریت برنامه های آموزشی و پشتیبانی فنی سازمانی و کامپیوتری خود را برای CAAT افزایش دهد. همچنین قصد و تمایل پذیرش CAAT با عملکرد حسابرس هم مورد پذیرش قرار گرفت. اما یافته های پژوهش در ارتباط با اثر تعدیلگری حمایت تیمی و مدیریت نتایج معناداری نشان ندادند. این پژوهش جزو معدود پژوهش های انجام شده داخل در حوزه CAAT است، که می تواند با توجه به پیشرفت های اخیر در حوزه حسابرسی مبتنی بر فناوری اطلاعات، نوآوری برای جامعه حرفه ای، مدیران و سرپرستان حسابرسی و شرکت ها داشته باشد.
تبیین الگوی عدالت فضایی در توزیع خدمات با رویکرد کاهش فقر منطقه 8 شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
190 - 207
حوزههای تخصصی:
مقدمه عدالت همواره به عنوان یکی از اصول اساسی جوامع انسانی مطرح بوده و در حوزه های مختلف علمی، اجتماعی، و اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته است. در شهرهای امروزی، عدالت فضایی به عنوان یکی از مفاهیم بنیادین در برنامه ریزی شهری شناخته می شود که نقش مهمی در کاهش نابرابری های اجتماعی و افزایش کیفیت زندگی شهری دارد. توزیع ناعادلانه خدمات و منابع شهری یکی از چالش های اساسی بسیاری از شهرهای در حال توسعه است که به نابرابری های اجتماعی و فضایی منجر می شود. رشد سریع شهرنشینی، مهاجرت های گسترده، و تمرکز خدمات در مناطق خاص شهری باعث تشدید نابرابری در توزیع خدمات شده و گروه های کم برخوردار را در شرایط ناعادلانه ای قرار داده است. عدم دسترسی کافی به خدمات شهری، بیکاری، فقر، و نبود فرصت های برابر اقتصادی، ازجمله عواملی هستند که احساس نابرابری را در بین شهروندان افزایش می دهند. در این راستا، عدالت فضایی با تأکید بر توزیع متوازن منابع و امکانات، نقش مهمی در ایجاد شهرهای پایدار و عادلانه ایفا می کند. شیراز به عنوان یکی از کلان شهرهای ایران، تنوع فرهنگی و تاریخی قابل توجهی دارد. با این حال، برخی مناطق این شهر، از جمله منطقه 8، از توزیع نامتعادل خدمات شهری رنج می برند که به بروز نابرابری های گسترده در دسترسی به امکانات شهری منجر شده است. این منطقه، با داشتن ویژگی های خاص جغرافیایی و اجتماعی، یکی از مناطقی است که چالش های متعددی را در زمینه توزیع خدمات شهری تجربه کرده است و نیاز به بررسی دقیق و برنامه ریزی جامع دارد. هدف این پژوهش، تحلیل عدالت فضایی در توزیع خدمات شهری در منطقه 8 شیراز است. این مطالعه به بررسی میزان دسترسی شهروندان به خدمات شهری و شناسایی نابرابری های موجود می پردازد و عواملی را که در کاهش فقر و افزایش فرصت های برابر نقش دارند، مورد ارزیابی قرار می دهد. نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذاران شهری در تدوین برنامه های متناسب برای بهبود عدالت فضایی و کاهش نابرابری های اجتماعی کمک کند. مواد و روش ها این پژوهش از روش کمی و منطق استدلال قیاسی (از کل به جزء) برای بررسی روابط علت و معلولی در توزیع خدمات شهری و تأثیر آن بر کاهش فقر استفاده کرده است. جامعه آماری این پژوهش شامل شهروندان ساکن در منطقه 8 شیراز بوده و نمونه گیری با استفاده از روش تصادفی طبقه ای و آزمون کوکران انجام شده است که بر اساس آن، 375 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، از روش کتابخانه ای برای تدوین مدل مفهومی پژوهش استفاده شده است. همچنین، داده های میدانی با بهره گیری از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده که شامل 79 سؤال بسته در طیف پنج عاملی لیکرت بود. اعتبار این پرسشنامه پس از بررسی توسط متخصصان تأیید شد و پایایی آن نیز با استفاده از روش های آماری مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل داده ها، از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. همچنین، به منظور بررسی روابط بین متغیرهای پژوهش، مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart-PLS انجام شد. این مدل سازی امکان ارزیابی دقیق روابط بین عدالت فضایی، کیفیت زندگی، احساس فقر و سایر متغیرهای مرتبط را فراهم کرد. یافته ها نتایج پژوهش نشان داد سه مسیر معنادار بین متغیرهای مختلف وجود دارد که تأثیر آن ها بر عدالت فضایی و احساس فقر مشخص شد: در مسیر تأثیر اشتغال و اقتصاد بر عدالت فضایی و احساس فقر، وضعیت اشتغال و شرایط اقتصادی شهروندان تأثیر مستقیمی بر عدالت فضایی دارد. بهبود اشتغال و وضعیت اقتصادی موجب افزایش رضایتمندی شهروندان از توزیع خدمات شهری می شود که به کاهش احساس فقر منجر می شود. در مسیر ارتباط میان اشتغال، بهداشت و عدالت فضایی، وضعیت اشتغال بر میزان دسترسی و کیفیت خدمات بهداشتی تأثیرگذار است. خدمات بهداشتی بهتر، موجب بهبود عدالت فضایی می شود و درنهایت کیفیت زندگی را افزایش داده و احساس فقر را کاهش می دهد. در مسیر تأثیر مسکن بر عدالت فضایی و فقر شهری، وضعیت مسکن یکی از شاخص های مهم عدالت فضایی محسوب می شود. دسترسی به مسکن مناسب، موجب افزایش کیفیت زندگی و رضایتمندی شهروندان شده و درنتیجه، احساس فقر را در بین افراد کاهش می دهد. تمامی این مسیرها از طریق تحلیل های آماری و بررسی مقدار آماره t، در سطح معناداری کمتر از 0/01 تأیید شدند. این یافته ها نشان دهنده ارتباط قوی میان عوامل اقتصادی، اجتماعی و احساس فقر در میان ساکنان منطقه 8 شیراز است. نتیجه گیری نتایج پژوهش بیانگر آن است که عدالت فضایی به طور مستقیم بر کاهش نابرابری های شهری تأثیر دارد. بررسی داده های جمع آوری شده نشان داد نبود عدالت فضایی در مناطق کم برخوردار شهری موجب احساس تبعیض و افزایش شکاف اجتماعی شده است. توزیع نامتعادل خدمات شهری نه تنها دسترسی شهروندان به امکانات را محدود کرده، بلکه بر فرصت های اقتصادی و اجتماعی آن ها نیز تأثیر گذاشته است. همچنین، یافته ها نشان داد سرمایه گذاری در حوزه اشتغال، مسکن و بهداشت تأثیر مثبتی بر کاهش فقر دارد. ارائه خدمات مسکن پایدار و حمایت از خانوارهای کم درآمد در دسترسی به مسکن مناسب، می تواند نقش مؤثری در کاهش احساس فقر داشته باشد. علاوه بر این، تأمین فرصت های شغلی پایدار و افزایش دسترسی به خدمات بهداشتی، دو عامل کلیدی در افزایش عدالت فضایی هستند. در این راستا، توسعه زیرساخت های شهری و برنامه ریزی صحیح در راستای توزیع عادلانه خدمات، می تواند به بهبود عدالت فضایی و افزایش کیفیت زندگی شهروندان منجر شود. نتایج این پژوهش نشان داد بهبود شاخص های اشتغال، بهداشت و مسکن، به طور مستقیم با کاهش احساس فقر و ارتقای عدالت فضایی در ارتباط است. اشتغال پایدار و تقویت وضعیت اقتصادی خانوارها نه تنها کیفیت زندگی افراد را بهبود می بخشد، بلکه دسترسی آن ها به خدمات شهری و امکانات عمومی را نیز افزایش می دهد. بهبود شاخص های بهداشتی و مسکن نیز موجب کاهش نابرابری های فضایی و افزایش تعادل در توزیع خدمات شهری خواهد شد. بر این اساس، پیشنهاد می شود که سیاست گذاران شهری اقداماتی در راستای توسعه فرصت های شغلی، ارتقای کیفیت خدمات بهداشتی و تأمین مسکن مناسب برای اقشار کم درآمد اتخاذ کنند. اجرای سیاست های حمایتی در این حوزه ها می تواند نقش مهمی در کاهش فقر و ارتقای عدالت فضایی داشته باشد. علاوه بر این، برنامه ریزی جامع و منسجم برای توسعه پایدار شهری، با تمرکز بر عدالت فضایی، ضروری به نظر می رسد. بهبود الگوهای توزیع خدمات شهری، گسترش زیرساخت های عمومی و تقویت سیاست های حمایتی، ازجمله اقداماتی هستند که می توانند به کاهش نابرابری های اجتماعی و افزایش رضایت شهروندان منجر شوند. درنهایت، پژوهش حاضر نشان می دهد تحقق عدالت فضایی، نه تنها بر کاهش فقر و افزایش کیفیت زندگی تأثیرگذار است، بلکه می تواند نقش بسزایی در دستیابی به توسعه پایدار شهری ایفا کند. از این رو، ضروری است که عدالت فضایی به عنوان یکی از محورهای اساسی سیاست گذاری شهری مد نظر قرار گیرد تا شهرها به محیطی عادلانه تر، کارآمدتر و پایدارتر تبدیل شوند.
رفتار مصرف کننده در کلینیک دندان پزشکی سیواک
منبع:
پژوهش های کاربردی مدیریت بازار سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۸
33 - 55
حوزههای تخصصی:
رفتار مصرف کننده در خدمات دندان پزشکی تحت تأثیر ترکیبی از عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و تکنولوژیکی قرار دارد. این رفتار، بسته به تفاوت های فرهنگی و اقتصادی در کشورها، تنوع چشمگیری دارد. در کلینیک دندان پزشکی سیواک، به عنوان بزرگ ترین و مجهزترین کلینیک دندان پزشکی ایران، رفتار مصرف کنندگان با استفاده از انبار داده های وسیع و پرسشنامه های واحد CRM تحلیل شده است. این تحلیل به ما امکان می دهد تا رفتار مصرف کنندگان را به طور دقیق تری مورد بررسی قرار دهیم و استراتژی های مناسبی برای ارتقاء خدمات دندان پزشکی تدوین کنیم. این مقاله با بررسی عوامل مؤثر بر رفتار مصرف کننده در ایران و سایر کشورها، نمونه های موفقی از استراتژی های بازاریابی و مدیریتی در این حوزه را تحلیل می کند. علاوه بر این، به تأثیر فناوری های پیشرفته و تغییرات اجتماعی بر رفتار مصرف کننده نیز پرداخته می شود. هدف این مقاله، شناسایی نیازها و انتظارات بیماران و ارائه راهکارهایی برای بهبود کیفیت و کارایی خدمات دندان پزشکی است.
بهینه سازی سبد سرمایه گذاری چندمعیاره فازی با درنظر گرفتن سطوح مختلف انتظارات سرمایه گذار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 30
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، بهینه سازی سبد سرمایه گذاری با درنظر گرفتن تمامی معیارهای با اهمیت برای سرمایه گذار، در یک محیط فازی با لحاظ کردن سطوح مختلف انتظارات سرمایه گذار برای هر یک از معیارها بر اساس ریسکپذیری آن هاست. بر این اساس، از یک طرف، استفاده از منطق فازی در مدل سازی این مسئله، به دلیل درنظر گرفتن عدم قطعیت در داده های ورودی، می تواند به افزایش تطابق مسئله با شرایط دنیای واقعی منجر شود. از طرف دیگر، در مدل انتخاب سبد سرمایه گذاری ارائه شده، علاوه بر ریسک و بازده، به عنوان دو عامل کلیدی برای سرمایه گذار، برخی عوامل مهم دیگر درنظر گرفته خواهد شد تا بتواند معیارهای مختلف برای سرمایه گذار، از جمله ریسک، بازده کوتاه مدت و بلندمدت، نقدشوندگی، بیشینه و کمینه نسبت سرمایه گذاری روی هر دارایی، سود تقسیمی و محدودیت کاردینالیتی (تعداد دارایی های داخل پرتفوی) را لحاظ کند. هدف دیگر این پژوهش، ارائه مدلی نوآورانه نسبت به مدل های موجود با درنظر گرفتن تابع عضویت لاجستیک شکل فازی، به منظور مدل سازی سطوح انتظارات مختلف سرمایه گذاران است تا بتواند سبد سرمایه گذاری را بر اساس اولویت سرمایه گذاران با درجه ریسک پذیری مختلف نسبت به معیارهای متفاوت تشکیل دهد.روش: روش انجام این پژوهش بدین ترتیب است که ابتدا به مدل سازی یک مسئله بهینه سازی چندهدفه غیرخطی، در یک محیط فازی با درنظر گرفتن تمامی عوامل مهم برای سرمایه گذار پرداخته می شود. سپس با استفاده از روش های کمّی و مبانی منطق فازی، مسئله را به یک مسئله خطی تک هدفه تبدیل می کنیم تا با استفاده از روش ها و نرم افزارهای معمول، بهینه سازی قابل حل باشد. در نهایت با استفاده از شاخص ۵۰ شرکت فعال تر بورس اوراق بهادار، به پیاده سازی مدل و تحلیل نتایج خواهیم پرداخت.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که مدل ارائه شده برای هر دو سرمایه گذار ریسک پذیر و محافظه کار، نسبت به شاخص ۵۰ شرکت فعال تر بورس اوراق بهادار، بازدهی بیش از دو برابری دارد. علاوه براین، مدل ارائه شده، به دلیل درنظر گرفتن تابع عضویت لاجستیک شکل، برای اهداف مختلف مسئله می تواند برای سرمایه گذاران با استراتژی تهاجمی (ریسک پذیر) یا محافظه کار (ریسک گریز) شخصی سازی شود. دلیل این موضوع وجود پارامتر تعیین شکل تابع عضویت در توابع لاجستیک شکل است که می تواند اولویت عوامل مختلف از جمله ریسک، بازده کوتاهمدت و بلندمدت، نقدشوندگی یا سود تقسیمی را برای سرمایه گذاران مختلف با سطوح متفاوت ریسک پذیری مشخص کند.نتیجه گیری: استفاده از توابع عضویت لاجستیک شکل، در محیط فازی و معیارهای مختلف می تواند مدل انتخاب سبد سرمایه گذاری را برای سرمایه گذاران با ویژگی های مختلف شخصی سازی کند تا سرمایه گذاران با سطوح مختلف ریسک پذیری، بتوانند یک سبد سرمایه گذاری مطابق با اولویت های خود را تشکیل دهند. این موضوع به کاربردی شدن مسئله انتخاب سبد سرمایه گذاری در دنیای واقعی کمک بسزایی می کند. همچنین با استفاده از روش های محاسباتی و اصول فازی، می توان مسئله چندهدفه غیرخطی را به یک مدل تک هدفه خطی تبدیل کرد تا پیاده سازی و حل آن تسهیل شود.
پیش بینی تأخیر در پروازها در فرودگاه بین المللی امام خمینی: یک رویکرد مبتنی بر XGBoost(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
227 - 242
حوزههای تخصصی:
تاخیر در پروازها یکی از چالش های اساسی در صنعت هوانوردی است که منجر به نارضایتی مسافران، خسارات مالی برای شرکت های هواپیمایی و اختلال در عملیات فرودگاهی می شود. اگرچه مطالعات بسیاری به بررسی عوامل موثر بر تاخیر پرداخته اند، اما همچنان نیاز به تحقیقات بیشتری در این زمینه، به ویژه در خصوص استفاده از الگوریتم های پیشرفته یادگیری ماشین و بررسی تأثیر عوامل مختلف بر تاخیرها در فرودگاه های خاص وجود دارد. در این پژوهش، با استفاده از الگوریتم یادگیری درختی XGBoost و زبان برنامه نویسی R، تأثیر شرایط آب و هوایی و عوامل مرتبط با پرواز بر تاخیر پروازها در فرودگاه امام خمینی مورد بررسی قرار گرفته است. هدف این پژوهش، توسعه یک مدل پیش بینی دقیق برای تاخیر پروازها و شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آن ها است. با تحلیل داده های تاریخی پروازها و اطلاعات هواشناسی، مدل پیش بینی توسعه داده شده قادر به شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر تاخیرها بوده و به دقت 99.63 درصد در تشخیص تاخیر دست یافته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عواملی همچون سرعت باد، بارش، دید، نوع هواپیما، زمان حرکت و مسیر پرواز، تأثیر قابل توجهی بر وقوع و مدت زمان تاخیرها دارند. این یافته ها می توانند به تصمیم گیری آگاهانه تر در مدیریت فرودگاه، برنامه ریزی پروازها و کاهش تأخیرها کمک کنند و در نهایت منجر به بهبود کارایی عملیاتی و افزایش رضایت مسافران شوند.
Sustainability Challenges of Lithium-Ion Battery Supply Chain: Evidence from the Indian Electric Vehicle Sector(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study critically examines the sustainability challenges within the lithium-ion battery (LIB) supply chain in India's electric vehicle (EV) sector, an area of growing importance due to the rapid expansion of EV adoption. While LIBs are essential for EVs due to their high energy density and reliability, their production and disposal pose significant environmental, social, and economic sustainability challenges. These include resource depletion, environmental degradation, ethical concerns in raw material sourcing, and inefficient recycling processes. This study adopts a qualitative case study approach, focusing on three leading Indian automotive companies, to explore these challenges in depth. Data were collected through semi-structured interviews with key stakeholders involved in various stages of the LIB supply chain, including production, waste management, and recycling. Key findings reveal that the primary environmental challenge is the lack of advanced green technologies for recycling and disposal, leading to high water and energy consumption, as well as hazardous waste emissions. Social challenges include unsafe labor practices, particularly in raw material extraction, and a shortage of skilled labor in battery recycling operations. On the economic front, the reliance on imported raw materials, coupled with high production and recycling costs, undermines the sector’s sustainability and profitability. The research contributes to the literature by providing a comprehensive understanding of the environmental, social, and economic dimensions of sustainability in the LIB supply chain. It also offers practical insights for stakeholders and policymakers aiming to foster a greener and more sustainable EV sector in India.
بررسی تأثیر مدیریت دانش بر اثربخشی سازمانی با نقش میانجی هوش معنوی کارکنان (مورد مطالعه: حوزه پیشگیری از جرم پلیس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۲
211 - 243
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه ضرورت توجه سازمان ها بر بهبود عملکرد، اثربخشی و رضایت ذی نفعان، به ویژه در سازمان های خدماتی همچون پلیس، یک اصل بسیار مهم به شمار می رود، هدف از انجام این پژوهش، شناسایی میزان تأثیر ابعاد مدیریت دانش بر اثربخشی سازمانی با نقش میانجی هوش معنوی کارکنان در حوزه پیشگیری از جرم سازمان پلیس می باشد. روش: تحقیق حاضر از نظر داده ها کمی و از نظر اهداف کاربردی و از نظر ماهیت، مطالعه ی همبستگی است. جامعه ی آماری پژوهش حاضر را مسئولین سطح یک و دو مرکز مطالعات راهبردی، پژوهشگاه علوم انتظامی و نظم اجتماعی، دانشگاه علوم انتظامی امین و پلیس پیشگیری در سال 1401 تشکیل می دهند. بر اساس روش نمونه گیری طبقه ای و تصادفی ساده تعداد 105 نفر، حجم نمونه را تشکیل می دهد. داده های جمع آوری شده به روش معادلات ساختاری در نرم افزار smart pls مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های تحقیق بیانگر آن است که ابعاد مدیریت دانش بر اثربخشی سازمانی پلیس به طور مستقیم 67/. درصد تأثیر مستقیم و از طریق هوش معنوی کارکنان به میزان 48/. درصد اثر غیرمستفیم دارد.لق، توزیع و بکارگیری دانش در جهت اثر بخشی سازمانی باید مورد توجه جدی قرار گیرد. ضمن اینکه هوش معنوی کارکنان که در این مطالعه به عنوان متغیر میانجی وارد گردید، باید تقویت گردد. واژه های کلیدی: دانش سازمانی، اثربخشی سازمانی، هوش معنوی، سازمان پلیس
Interpretive Structural Modeling (ISM) Analysis of Green Building Rating Criteria in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
As a driver of national development, the construction industry has in recent decades gained substantial environmental importance due to its extent and effects on life, business, and the environment. Due to its economic, social, and environmental impacts, the construction industry has been discussed extensively in the sustainable development literature, contributing to development of Green Building Rating Systems (GBRSs) worldwide. This study introduces some of the most popular GBRSs and employs a Multi- Criteria Decision Making (MCDM) approach to investigate the evaluation indices of GBRSs. GBRS indices were obtained through a comprehensive literature review. To validate the identified indices, 400 questionnaires were handed out to respondents, with 260 completed questionnaires being returned. The responses were statistically analyzed, identifying twenty important indices, which were modeled using Interpretative Structural Modeling (ISM) and categorized using MICMAC analysis. The ISM model showed that the barriers arising from unique characteristics of a region were the main GBRS factor in Iran.
Designing a Model for the Maturity of Decent Work in the Sustainable Pharmaceutical Supply Chain Using Thematic Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Considering the goals of sustainable development, numerous studies and research have been conducted in the field of supply chain sustainability. While some articles have addressed the social sustainability dimensions of the supply chain, there is a lack of integrated and comprehensive models to assess the performance of these chains in social sustainability dimensions, especially concerning decent work criteria. The present research aims to design a model for the maturity of decent work in the sustainable pharmaceutical supply chain. This research is an applied study from the perspective of objectives and descriptive research methodologically. The research population in the qualitative section consisted of experienced experts in the field of supply chain and decent work, and for this purpose, 15 individuals were selected and interviewed. After designing the initial model, in the qualitative section and initial screening of dimensions and components, 84 concepts remained in the model.
طراحی الگوی بهسازی منابع انسانی با رویکرد توسعه پایدار در بیمارستان های علوم پزشکی و سازمان تامین اجتماعی کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
463 - 488
حوزههای تخصصی:
بهسازی منابع انسانی یک مفهوم جا افتاده در حوزه مدیریت منابع انسانی است و در همه سازمان ها یک موضوع اساسی و حیاتی در دنیای مبتنی بر دانش امروز شده است.لذا هدف اصلی این پژوهش طراحی الگوی بهسازی منابع انسانی با رویکرد توسعه پایدار در بیمارستان های علوم پزشکی و سازمان تامین اجتماعی کرمانشاه است.روش پژوهش توصیفی-پیمایشی است.ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه محقق ساخته برنامه های بهسازی منابع انسانی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه پرسنل شاغل در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی استان کرمانشاه است حجم نمونه براساس جدول کرجسی مورگان 341 نفر انتخاب شده و روش نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای ساده انجام گرفت.روش تجزیه و تحلیل دادهای تحقیق از طریق مدل سازی معالات ساختاری با استفاده از نرم افزار PLS و AMOS بود مدل نهایی در چهار بخش فلسفه و اهداف، ابعاد و مؤلفه ها، فرایند اجرایی و برون داد مدل طراحی شد.نتایج نشان دادکه وضعیت موجود برنامه های بهسازی منابع انسانی در ابعاد بهسازی "اخلاقی"، "اجتماعی . فرهنگی" و بعد "فردی از میزان رضایت نسبی برخوردار است و در بخش ابعاد و مؤلفه ها، مقدار شاخص نیکویی برازش 677.90 و مقدار شاخص میانگین مربعات خطای برآورد0.06 برآورد شد و اعتبار کل مدل نیز به تأیید متخصصان امر رسید.با توجه به یافته های پژوهش تمامی شاخص ها در حد مطلوب قرار دارند پس می توان نتیجه گرفت که مدل بهسازی منابع انسانی با رویکرد توسعه پایدار در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی و سازمان تامین اجتماعی استان کرمانشاه تایید است.
ارزیابی و ارائه الگوی موثر بر جذابیت بازار صادراتی مناطق پتروشیمی (مطالعه موردی: شرکت های هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
489 - 510
حوزههای تخصصی:
جذابیت بازار صادراتی پتروشیمی نقش کلیدی در افزایش سهم ایران در تجارت جهانی، ارزآوری و رونق اقتصادی ایفا می کند. با بهبود جذابیت، امکان دسترسی به بازارهای جدید، تقویت جایگاه رقابتی و ایجاد فرصت های پایدار برای توسعه صادرات فراهم می شود. این مطالعه با هدف ارزیابی و ارائه الگوی موثر بر جذابیت بازار صادراتی مناطق پتروشیمی انجام شده است. مشارکت کنندگان شامل 15 نفر از خبرگان و فعالین بازاریابی و بازرگانی در حوزه صنایع پتروشیمی بوده است که با استفاده از نمونه گیری هدفمند غیر تصادفی و بر اساس رسیدن به نقطه اشباع نظری انتخاب شده است. گردآوری داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. تحلیل داده ها با روش داده بنیاد و نرم افزار مکس کیودا انجام شد. بر اساس نتایج بدست آمده، با بررسی و دسته بندی کدهای توصیفی حاصل از متون مصاحبه، 69 مضمون فرعی شناسایی شده است که مطابق با مدل پارادایمی در رویکرد داده بنیاد در قالب شش مولفه اصلی اعم از شرایط علی (دسترسی به بازار، اندازه و رشد بازار، فرصتهای مشارکت)، شرایط زمینه ای (ثبات اقتصادی، شرایط فرهنگی-اجتماعی، محیط سیاسی/قانونی)، پدیده محوری (جذابیت بازار صادراتی مناطق پتروشیمی)، شرایط مداخله گر (تحریم های بین المللی، محیط رقابتی)، راهبردها (بهبود کیفیت زیرساختها، ارتقا مزیت رقابتی) و پیامدها (رونق اقتصادی، توسعه بازار صادرات و افزایش قدرت رقابت پذیری) دسته بندی شدند.
بررسی تاثیر ابعاد مدرسه کارافرین بر شایستگی های کارآفرینانه دانش آموزان با تاکید بر نقش میانجی تعامل با صنعت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
357 - 376
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی تأثیر ابعاد مدرسه کارافرین بر شایستگی های کارآفرینانه دانش آموزان با تاکید بر نقش میانجی تعامل با صنعت می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها نیز یک پژوهش توصیفی-پیمایشی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 95 نفر از مدیران و معلمان مدارس متوسطه منطقه 8 و 9 شهر تهران می باشند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و پرسشنامه میان آن ها توزیع گردید. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه می باشد که روایی آن توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از نرم افزار آماری SmartPLS3 استفاده شد. یافته های این مطالعه نشان می دهد. برنامه درسی و یادگیری تجربی کارآفرینی، فرهنگ و چشم انداز کارآفرینانه و رهبری و مدیریت کارآفرینانه بر شایستگی های کارآفرینانه دانش آموزان تأثیر معناداری دارد. در فرضیات غیرمستقیم نیز رهبری و مدیریت کارآفرینانه و فرهنگ و چشم انداز کارآفرینانه بر شایستگی های کارآفرینانه دانش آموزان با تاکید بر تعامل با صنعت تأثیر معناداری دارد. اما برنامه درسی و یادگیری تجربی بر شاستگی های کارآفرینانه دانش آموزان با تاکید بر نقش میانجی تعامل با صنعت نقش میانجی ندارد.
شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر پایداری کسب وکارهای استارتاپی حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نوآوری و راهبردهای عملیاتی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
366 - 378
حوزههای تخصصی:
هدف: رویکرد اقتصادی نوین در زمینه اطلاعات و فناوری، شناسایی، حمایت و ارتقای اکوسیستم های استارتاپ می تواند گام مهمی در رشد و توسعه اقتصادی باشد. اندکی شفاف سازی در نکات پراهمیت در راه اندازی استارتاپ ها می تواند درصدی از میزان ریسک در موفقیت را کاسته و فعالیت و سرمایه گذاری در این زمینه را تسهیل کند. این پژوهش به شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر پایداری کسب وکارهای استارتاپی حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات در راستای بهبود وضعیت عملکرد اقتصادی، می پردازد. روش شناسی: این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش، توصیفی-پیمایشی است. در این پژوهش از طریق مطالعات کتابخانه ای و روش دلفی فازی، شاخص های موثر بر پایداری شناسایی شد و با استفاده از تحلیل عاملی و روش حداقل مربعات جزیی و نرم افزار SmartPLS ، مدل مورد آزمون قرار گرفت. جامعه آماری شامل خبرگان حوزه ICT در بخش کیفی و کارشناسان با حداقل مدرک کارشناسی در بخش کمی بوده است. از روش گلوله برفی برای انتخاب خبرگان در بخش کیفی و از نمونه گیری تصادفی در استارتاپ های منتخب در دسترس، در بخش کمی استفاده شده است. یافته ها: نتیجه گیری نهایی به شناسایی 86 شاخص برای افزایش پایداری استارتاپ ها منجر شده که در ابعاد مالی، خارجی، بازار، سازمانی، مدیریت و کارآفرینی و فناوری محصول دسته بندی گردیده اند. اصالت/ارزش افزوده علمی: پیشنهادهای کاربردی پژوهش بر اساس مهم ترین شاخص ها ارایه گردید. در بعد سازمانی شاخص مشتریان موجود در هنگام راه اندازی یک شرکت دارای بیش ترین اهمیت در میان شاخص های دیگر است و در بعد مدیریت و کارآفرینی تجربه مدیریت کارآفرین این نقش را دارا است. از این رو مدیر هر کسب وکاری باید دارای تجربه و خلاقیت لازم در آن حوزه باشد. در بعد خارجی حمایت دولت بیش ترین سهم را جهت پایداری کسب وکارها داراست از این رو دولت مردان باید کسب وکارهایی را که باعث رونق اقتصادی می شوند، بیش ترمورد توجه قرار دهند. در بعد بازار توجه به بازارهای محلی موجود به شدت می تواند موثر باشد. در بعد مالی مهم ترین شاخص مشارکت کارکنان در سود است که مدیران باید توجه داشته باشند که این موضوع نقش حایز اهمیتی در ایجاد و پایداری انگیزه در کارکنان دارد. در بعد فناوری محصول طراحی ساختار مختلف محصول از مهم ترین شاخص ها در این عامل است که باید به آن توجه شود.
نقش هوش مصنوعی در افزایش عاملیت کاربر و بازنمایی فرهنگی در روایت های تعاملی بازی های رایانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ ۴شماره ۱
110 - 134
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش هوش مصنوعی در افزایش عاملیت کاربر و بازنمایی عناصر فرهنگی در روایت های تعاملی بازی های رایانه ای می پردازد. این پژوهش تلاش دارد تا نشان دهد که چگونه ادغام فناوری های هوش مصنوعی با ساختارهای روایی چندمسیره، زمینه ساز خلق روایت هایی می شود که بازتاب دهنده پیچیدگی های فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی هستند. روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش تحلیل محتوای ساختاریافته انجام شده است. در این راستا، دوازده بازی رایانه ای که به طور هدفمند از هوش مصنوعی برای توسعه روایت های تعاملی و بازنمایی عناصر فرهنگی استفاده کرده اند، انتخاب و تحلیل شدند. معیارهای انتخاب عبارت بودند از: وجود ساختار روایی غیرخطی، امکان تصمیم گیری معنادار برای کاربر و بازنمایی مستقیم مسائل اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی در چارچوب روایت بازی. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی، از طریق طراحی سیستم های تصمیم گیری چندشاخه، شخصیت های واکنش پذیر و روایت های تطبیقی، موجب افزایش عاملیت کاربر در شکل دهی به مسیر روایت و بازنمایی فعال عناصر فرهنگی می شود. این بازی ها با خلق موقعیت های تعارض آمیز و ارائه پاسخ های پویا، بستر مناسبی برای بازنمایی عدالت، تبعیض، هم زیستی، هویت فرهنگی و اخلاق موقعیتی فراهم می کنند. واکنش های سیستم های هوشمند، در تنظیم مسیر روایت بر اساس تصمیمات کاربر نقش کلیدی دارند. نتیجه گیری: بازی های رایانه ای تعاملی که با بهره گیری از هوش مصنوعی طراحی شده اند، با افزایش عاملیت کاربر و بازنمایی انعطاف پذیر عناصر فرهنگی، به رسانه هایی قدرتمند در بازتاب مسائل اجتماعی و فرهنگی معاصر تبدیل شده اند. این روایت ها، با طراحی موقعیت های چندلایه و پویا، امکان مطالعه عمیق تر روایت های فرهنگی در بسترهای دیجیتال را فراهم می کنند.
بررسی تأثیر ساختار سازمانی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی تأثیر ساختار سازمانی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش است که به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و شیوه جمع آوری اطلاعات، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مدیران اجرایی و مدیران مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران هستند و بر اساس جامعه در دسترس و فرمول کوکران 317 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. ابزار گردآوری در این پژوهش پرسش نامه نووتنی (۲۰۲۳) است که دارای ۴ مؤلفه و ۱۵ گویه می باشد. پس از بررسی نرمال بودن توزیع داده ها با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنف، از نرم افزار SmartPLS 3 برای آزمون فرضیه ها استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که متمایزسازی عمودی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر منفی و معنی داری دارد (052/ 4- t=). متمرکزسازی و رسمی سازی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر مثبت و معنی داری دارد (108/ 9 t=). همچنین ادغام افقی نیز بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر مثبت و معنی داری دارد (67/ 8 t=). رسمی سازی نیز بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش تأثیر مثبت و معنی داری دارد (25/ 7 t=). به طورکلی می توان گفت که ساختار سازمانی بر پیچیدگی مدیریت مبتنی بر ارزش مؤثر است؛ بنابراین فرایند پیچیده خلق ارزش در بستر صورت بندی مناسب مولفه های ساختار سازمانی همراه با بکارگیری و توسعه نوآوری های حسابداری مدیریت راهبُردی، تحقق و توسعه می یابد.
چارچوب سیاستی برای توسعه اکو سیستم کارآفرینی در صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۰
75 - 94
حوزههای تخصصی:
نهادهای دولتی در تعامل با یکدیگر قرار دارند تا توسعه زیست بوم کارآفرینی را به منظور رشد کسب وکارهای فناورانه شکل دهند. منطق مداخله و سیاست گذاری دولت در این حوزه، ناشی از ماهیت کالای عمومی فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) است. هدف این پژوهش، شناسایی سیاست های توسعه کسب وکارهای صنعت فاوای کشور در چارچوب زیست بوم کارآفرینی است. با توجه به خلأ نظری موجود در پژوهش های مرتبط با اکوسیستم، این مقاله به شناسایی سیاست ها از طریق مطالعه میدانی و بر اساس نظریه های عرضه و تقاضای کارآفرینی می پردازد. روش شناسی پژوهش مبتنی بر رویکرد کیفی است و دانش ضمنی خبرگان از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری می شود. برای تعیین حجم نمونه علمی، از روش گلوله برفی استفاده شده و این پژوهش با انجام ۲۹ مصاحبه به اشباع نظری رسیده است. داده ها از طریق کدگذاری سه مرحله ای تحلیل می شوند. با ترکیب یافته های پژوهش میدانی، ادبیات موضوع و شرایط زمینه ای ایران، سیاست های ایجاد و رشد کسب وکارهای صنعت فاوا در قالب توسعه زیست بوم کارآفرینی و در چارچوب نظریه های عرضه و تقاضای کارآفرینی شناسایی می شود. نوآوری پژوهش از بعد نظری، استفاده از لنز نظریه های عرضه و تقاضای کارآفرینی برای پر کردن خلأ نظری در پژوهش های اکوسیستم است و از منظر کاربردی، شناسایی سیاست های ایجاد و رشد کسب وکارهای صنعت فاوا با توجه به زمینه ایران محسوب می شود. یافته ها نشان می دهد دولت از طریق اتخاذ سیاست هایی در سمت عرضه کارآفرینی، می تواند با توسعه فناوری، رشد و توسعه اقتصادی، ارتقای سطح تحصیلات، مدیریت ترکیب جمعیت، افزایش نرخ شهرنشینی و کاهش مهاجرت سرمایه انسانی، در توسعه زیست بوم فاوا نقش آفرینی کند. همچنین، در سمت تقاضای کارآفرینی، دولت می تواند از طریق توسعه فرصت های کارآفرینی، تسهیل قوانین و مقررات به منظور کاهش هزینه های مبادله، توسعه نهادها و بازارهای تأمین مالی نوین، آموزش تخصصی و انتقال فناوری، با تمرکز بر همکاری دولت، دانشگاه و صنعت، زمینه رشد و توسعه کسب وکارهای فاوا را فراهم کند.
عملکرد سازمانی زنجیره آموزشی آستان قدس رضوی: مدل تعالی سازمانی EFQM
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارزیابی عملکرد سازمانی زنجیره آموزشی آستان قدس رضوی با استفاده از مدل تعالی سازمانی EFQM است. این مطالعه در بازه زمانی سال های 1401 و 1402 در سه مرکز آموزشی آستان قدس رضوی انجام شده است. در تحقیق حاضر تعدادی از روسای مراکز آموزشی، معاونین و مدیران و کارشناسان مراکز آموزشی آستان قدس رضوی جامعه آماری را تشکیل می دهند. در این تحقیق داده ها و اطلاعات لازم جهت تجزیه و تحلیل سؤالات از طریق پرسشنامه استاندارد جمع آوری شده است. نتایج بدست آمده تحت تأثیر بعد توانمندسازها است و با توجه به اینکه سطح تعالی یا پیشرفت در توانمندسازها، جزئی است، سطح تعالی نتایج نیز تحت تأثیر این پیشرفت جزئی توانمندسازها قرار گرفته و کاهش یافته است. از طرفی، در چرخه یادگیری و بهبود عملکرد، بُعد توانمندسازها با استفاده از بازخوردهای دریافتی از بُعد نتایج قابل بهبود است، بنابراین مراکز آموزشی آستان قدس رضوی می توانند با توجه و تمرکز ویژه بر موضوعاتی نظیر شاخص سازی جامع، پایش و اندازه گیری عملکرد و اقدامات بهبود بر اساس معیارهای بُعد نتایج و از این طریق ارائه بازخوردهای عملکردی مربوطه، زمینه را برای بهبود مناسب توانمندسازها و تکمیل چرخه یادگیری و بهبود فراهم نمایند.
Mathematical Models for Enhancing Humanitarian Aid in Road Accidents: A Comprehensive Literature Review(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Industrial Management Journal, Volume ۱۷, Issue ۴, ۲۰۲۵
40 - 55
حوزههای تخصصی:
Objective : Globally, road traffic accidents cause significant humanitarian, social, and economic costs, resulting in the need to have efficient and fast response mechanisms. Data-based tools can improve humanitarian aid's speed and equity using mathematical modeling, especially optimization, stochastic, fuzzy, and System Dynamics methods. This paper provides a systematic review of the role of these models in helping with post-accident humanitarian strategies and determining key factors that can affect the success of such models due to uncertainty. Methods : A systematic review was performed under PRISMA guidelines using the PICOS framework. Scopus and Web of Science literature were analyzed, focusing on peer-reviewed studies applying mathematical modeling to humanitarian response in road-accident contexts. Models were categorized by data type (stochastic, deterministic, fuzzy), method (exact vs. heuristic), and capability in managing uncertainty and feedback. Special attention was given to System Dynamics, which captures nonlinear feedback loops and time delays in prevention and response systems. Results : Recent research highlights a shift toward predictive analytics, IoT, and machine learning to improve humanitarian logistics. Stochastic and fuzzy models effectively address real-world uncertainties, while dynamic and feedback-based models, particularly SD, outperform static ones by enhancing resource allocation, reducing response times, and strengthening decision-making. Conclusion : The mathematical modeling (in particular, with integration into the System Dynamics) demonstrates the possibility of humanitarian aid optimization in road accident handling. The paper highlights evidence-based, adaptive, and feedback-driven solutions through real-time information and uncertainty modeling to develop resilient, efficient, and scientific information-informed emergency response systems.