مطالعات میان رشته ای تمدنی انقلاب اسلامی
مطالعات میان رشته ای تمدنی انقلاب اسلامی سال 4 پاییز 1404 شماره 3 (پیاپی 15) (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
علوم انسانی، به عنوان حوزه ای کلیدی در مطالعه ابعاد مختلف حیات بشری، نقش محوری در تبیین جایگاه انسان در جهان و پاسخگویی به چالش های پیش روی او ایفا می کند. با این حال، علوم انسانی در ایران با موانعی چون تسلط پارادایم های غربی، گسست از مسائل واقعی جامعه و بحران هویت ایرانی-اسلامی مواجه است. این پژوهش با هدف ارائه الگویی جامع برای شناسایی عوامل زمینه ساز تحول در علوم انسانی، به منظور تسهیل بومی سازی این علوم، بر اساس دیدگاه های مقام معظم رهبری و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون انجام شد. یافته ها نشان می دهند که الگوی عوامل زمینه ساز تحول در علوم انسانی، از نگاه حضرت آیت الله خامنه ای، در شش طبقه اصلی شامل عوامل نظری و معرفتی، آموزشی و پژوهشی، نهادی و ساختاری، فرهنگی و اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، و ذهنی و روانشناختی دسته بندی می شوند. این الگو، با تأکید بر اصلاح مبانی نظری مبتنی بر جهان بینی اسلامی، بازطراحی نظام آموزشی، ارتقاء پژوهش های کاربردی، تقویت زیرساخت های نهادی، پیوند با نیازهای فرهنگی و اجتماعی، و حمایت سیاسی و اقتصادی، چارچوبی راهبردی برای تحول علوم انسانی ارائه می دهد. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان راهنمایی برای سیاست گذاری علمی و فرهنگی در راستای تولید دانش بومی و کارآمد در ایران مورد استفاده قرار گیرد.
امکان سنجی تحقق فرهنگ شیعی و خصوصیات آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش پررنگ دین و فرهنگ شیعی در شکل گیری نظام جمهوری اسلامی، باید دید آیا اصولا ایجاد فرهنگی بر مبنای آموزه های شیعی امکان تحقق دارد و در صورت تحقق، خصوصیات و ویژگی های آن کدام اند؟ در این تحقیق با استفاده از ظرفیت فلسفه و حکمت اسلامی، مسأله فرهنگ بدون در نظر گرفتن فرهنگ خاصی، مورد واکاوی قرار گرفته تا بر اساس آن امکان تحقق فرهنگی بر اساس آموزه های شیعه بررسی و در صورت تحقق، خصوصیات و ویژگی های آن کشف و استخراج شود. یافته های پژوهش نشان می دهد، مذهب شیعه به نحو احسن از عهده تمام وظایف و خصوصیات فرهنگ برآمده و ضمن استخراج شانزده خصوصیت و ویژگی «فرهنگ شیعی» نه تنها امکان تحقق آن اثبات می شود، بلکه می توان این خصوصیات شانزده گانه را به عنوان اصول فرهنگ شیعی، معیار بررسی فرهنگ در برنامه ریزی های مختلف کشور قرار داد. این تحقیق یک تحقیق کیفی است که با استفاده از ابزار فیش برداری در میدان اسناد و مدارک موجود در حوزه مسئاله تحقیق، به گردآوری اطلاعات، و با روش توصیفی-تحلیلی به تجزیه و تحلیل آن ها پرداخته است.
نقش و جایگاه زنان در تمدن نوین اسلامی بر پایه اولویت بندی مسئولیت بانوان در برابر حکومت اسلامی، خانواده و اجتماع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمدن نوین اسلامی، در گام نظری و عملی خود، با پرسشی بنیادین از «زن» و «جایگاه او» روبروست. نباید این پرسش را در دایره تقلیل گرایی های سنتی یا التقاط با الگوهای غربی گنجاند، بلکه مستلزم خلق هندسه ای نوین از مسئولیت های چندلایه ای بانوان است. بررسی نقش زنان، بدون در نظر گرفتن مفهوم و نهاد خانواده، منجر به شکل گیری تحلیل ناقص و نادرستی از نقش آنان خواهد شد. یکی از محورهای اصلی هویتی و ساختاری تمدن ها در الگوی تشکیل و اداره خانواده آن تمدن تجلی می یابد. در الگوی خانواده داری، نقش زنان بسیار حائز اهمیت است به نحوی که می توان یکی از وجوه افتراق تمدن ها را متاثر از تعریف نقش متفاوت آنان از جایگاه زنان به حساب آورد. هدف این پژوهش تبیین نقش و جایگاه زنان در جامعه اسلامی است، به نحوی که نقش آنان هم در قبال حکومت اسلامی و هم به عنوان قلب تپنده خانواده و هم عضو اثرگذار اجتماع تعریف شود. بنابراین، مسئله اصلی، نه حذف یا تضعیف این عرصه ها است، بلکه تبیین منطق اولویت گذاری در نقش زنان می باشد. این تحقیق با روش اسنادی و با مطالعه آثار کتابخانه ای انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد در تمدن نوین اسلامی، زنان نه متاثر از الگوی ذهنی برخی صاحب نظران، فاقد حضور اجتماعی هستند و نه مانند الگوی غربی که شعار برابری جنسیتی در حضور اجتماعی می دهند، بلکه راهی که تمدن نوین اسلامی ترسیم می کند الگوی سومی است که محور تعیین نقش در آن بر اساس وظایف زنان در برابر حکومت اسلامی، ولی جامعه، خانواده و نوع خلقت جسمی و روحی زنان می باشد.
بررسی اثرات تمدنی نظریه روانکاوی فروید و نقد آن بر اساس نظریه فطرت شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جریان های روان شناسی اگرچه به ظاهر بیشتر رویکردهای فردی و کمتر تمدنی داشته اند، اما درست یا غلط توانسته اند اثرات تمدنی بسیاری بگذارند. یکی از مهم ترین این جریان ها، رویکرد روانکاو فروید است که جزو پیشگامان روان شناسی است. نقش هدف از این پژوهش، بررسی اثرات تمدنی نظریه روانکاوی زیگموند فروید و نقد آن بر اساس مبانی نظری فطرت در اندیشه شهید مرتضی مطهری است. این تحقیق در تلاش است تا با تحلیل تطبیقی دو دیدگاه متفاوت درباره ماهیت انسان، نقش این مبانی در شکل دهی به تمدن های انسانی را روشن سازد. روش پژوهش به صورت تحلیلی تطبیقی انجام شده است. در این راستا ابتدا مبانی نظریه ی روانکاوی فروید شامل ساختار شخصیت، مکانیسم های دفاعی، مراحل رشد روانی و نگاه فروید به زن و اضطراب بررسی گردید. سپس اثرات تمدنی این نظریه در حوزه های روان درمانی، فلسفه، علوم شناختی، هنر و تغییرات اجتماعی تحلیل شد. در ادامه، نظریه فطرت شهید مطهری تبیین شد و کارکرد آن در ایجاد نظام های اخلاقی، حقوقی و فرهنگی مورد بررسی قرار گرفت. در پایان، مقایسه ای تطبیقی میان این دو دیدگاه صورت گرفت و نقد مبنایی نظریه روانکاوی ارائه گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد که نظریه روانکاوی فروید با تأکید بر نیروهای ناهشیار و تعارضات درونی، تصویری تقلیل گرایانه از انسان ارائه می دهد که تمدنی مبتنی بر سرکوب غرایز و بحران های درونی می سازد. در مقابل، نظریه فطرت شهید مطهری با تأکید بر آگاهی، اختیار و سرشت الهی انسان، الگوی تمدنی تعالی بخش، اخلاقی و معنویت محور را مطرح می کند و از این رهگذر نشان می دهد که روانکاوی فروید تا چه میزان ناکام و مخرب است. این پژوهش بر ضرورت بازنگری در مبانی انسان شناختی تمدن معاصر و احیای مفهوم فطرت در نظریه پردازی های تمدنی تأکید می نماید.
آسیب شناسی فلسفی اقتصاد ایران برمحور مفهوم شاکله؛ شاکله نامولد اقتصاد یا قاعده گذاری های نادرست اقتصادی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اوضاع کنونی اقتصاد ایران، مانعی جدی در برابر تمدن سازی انقلاب اسلامی است. ضرورت دارد نظریه پردازی در حوزه آسیب شناسی اقتصادی ایران از سایر دریچه های دانشی نیز مورد بررسی قرار گیرد. در این نوشتار که با روش تحلیلی-توصیفی فلسفی نگاشته شده است، قصد بر این است که با اتکا بر مفهوم شاکله، ضمن بررسی تاریخی شکل گیری شاکله اقتصاد غیرمولد کشور، تحلیلی فلسفی از علت وضعیت اقتصادی-تولیدی کشور و راهکار پیشنهادی ارائه گردد. نتایج گویای آنند که اولا تمام مسئله مربوط به شاکله اقتصاد ایران بوده و این شکل اقتصاد ایران است که ریشه نامولدی کشور محسوب می گردد، نه قواعد و برنامه ها و ثانیا به واسطه چند برنامه اصلاح اقتصادی جزئی نمی توان بر شکل نامولد اقتصاد مسلط شد. این برآیند که پیشنهاد اصلی نوشتار حاضر است حاصل می گردد که لزوما تحول در شکل اقتصاد ایران در گام اول به واسطه راه حل های اقتصادی و برنامه های اقتصادی رخ نمی دهد. بلکه پیش از هر چیزی باید گام هایی برداشته شوند که به تدریج شاکله اقتصاد ایران به مسیر مولد بازگشته و در قدم بعدی قاعده گذاری های کارشناسی اقتصادی صورت پذیرند. پیشنهاد این نوشتار برای تغییر تدریجی شاکله نامولد اقتصاد ایران، ایجاد هسته های مولد اقتصادی است.
تحلیل چند معیاره عدالت اجتماعی در کاربری اراضی روستایی با رویکرد بیانیه گام دوّم انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عدالت اجتماعی در کاربری اراضی، یکی از ارکان اساسی توسعه پایدار روستایی و مدیریت بهینه زمین به عنوان یک ثروت عمومی محسوب می شود. در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، عدالت یکی از اصول بنیادین برای دستیابی به پیشرفت و توسعه پایدار معرفی شده است. در این راستا، تأمین عدالت در توزیع منابع و کاربری های اراضی، نقش کلیدی در تقویت عدالت فضایی، بهبود کیفیت زندگی و توسعه متوازن مناطق روستایی دارد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی وضعیت عدالت اجتماعی در کاربری اراضی روستایی استان تهران و تبیین راهبردهای اجرایی در چارچوب بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که عدم تعادل در توزیع کاربری های اساسی، موجب کاهش سطح بهره مندی ساکنان روستایی از زیرساخت های ضروری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از مدل ویکور نشان داد که بخش قابل توجهی از روستاهای مورد مطالعه، در وضعیت نامطلوبی از نظر عدالت اجتماعی قرار دارند. هم چنین تحلیل ها نشان می دهد که در طرح های هادی، نگاه کالبدی محور باعث شده جنبه های اجتماعی و عدالت محور در حاشیه قرار گیرد و این مسئله بر نابرابری های فضایی تأثیرگذار بوده است. براین اساس، ضرورت بازنگری در سیاست های تخصیص زمین و منابع روستایی برمبنای عدالت اجتماعی و در راستای توصیه های بیانیه گام دوم انقلاب، بیش از پیش احساس می شود. در این راستا، پیشنهاد می شود رویکردهای عدالت محور در برنامه ریزی فضایی روستایی تقویت شده و سیاست های اجرایی به گونه ای تدوین شوند که موجب ارتقای بهره وری زمین و کاهش نابرابری های فضایی در مناطق روستایی گردد.