مطالب مرتبط با کلیدواژه

جابه جایی قدرت


۱.

جابه جایی قدرت در عربستان سعودی: تأثیرات تغییر ولایتعهدی بر ساختار سیاست خارجی عربستان سعودی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عربستان سعودی ولایتعهدی جابه جایی قدرت محمد بن سلمان خاورمیانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۴ تعداد دانلود : ۲۱۶۱
خاورمیانه را می توان کانون نخست بحران های سیاسی، اعم از جنگ، تروریسم، کودتا و دیگر بحران های مختلف قلم داد کرد. به عنوان مثال، در سال  2017 و پس از سفر دونالد ترامپ به عربستان سعودی، وقایع متعددی در منطقه به وقوع پیوست. رویدادهایی همچون قطع روابط سیاسی میان قطر و عربستان سعودی، حملات موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مواضع تروریست های داعش در دیرالزورو تغییر ولایت عهدی در عربستان سعودی که ملک سلمان، پادشاه این کشور، طی فرمانی محمد بن نایف را از سمت ولایت عهدی خلع و پسرش محمد بن سلمان را به این سمت برگماشت. در این مقاله، نویسندگان با بهره گیری از روش های تطبیقی، تحلیلی-توصیفی و نیز نظریة آلوین تافلردر خصوص جابه جایی در قدرت، درصدد ارایة پاسخی متقن به این سؤال اند که «جریان شناسی واگذاری قدرت به محمد بن سلمان از سوی پادشاه عربستان چه بوده است؟» و این که «خاندان آل سعود با این تغییرات، بحران های منطقه ای را چگونه حل وفصل خواهد کرد؟». یافته های مقاله حاکی از آن است که «ضعف و مواضع اعتدال گرایانة محمد بن نایف در بحران های منطقه، سیاست های پراگماتیستی محمد بن سلمان در قبال یمن، عراق، سوریه و ایران و جاه طلبی های وی در کنار مواضع نزدیک به رژیم صهیونیستی و آمریکا، او را به مناسب ترین گزینه برای ولایت عهدی عربستان سعودی مبدل نموده است. هم چنین، به نظر می رسد سیاست های محمد بن سلمان، با توجه به روحیات خشونت طلبی و رادیکالیسم وی، به سمت سرکوب مخالفان در داخل و تشدید بحران ها در منطقة خاورمیانه سوق یابد.
۲.

جابه جایی شش وجهی قدرت و چالش مدیریت هژمونیک در نظام بین الملل منظومه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقتصاد نوآوری جابه جایی قدرت خوشه های علم و فناوری نظام بین الملل منظومه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۳ تعداد دانلود : ۳۰۱
تحلیل تک بعدی قدرت از منظر رئالیستی در محیط بین المللی آنارشیک، تبیین جامعی از تحول منابع قدرت و تأثیر آن بر ساختار نظام بین الملل به دست نمی دهد، حال آن که نظریات جابه جایی قدرت در چارچوب برداشت سلسله مراتبی از قدرت، نظام بین الملل و کارگزاران آن بستر مناسب تری به منظور بررسی تأثیر تحولات منابع قدرت بر ساختار سلسله مراتبی نظام بین الملل فراهم می نماید. بنابر این، مطالعه تطبیقی نظریات مطرح شده در این مطالعه با نظریه های جابه جایی قدرت ضروری به نظر می رسد. هدف اصلی این مقایسه، بررسی روند تحولات قدرت-محور جنبه های ساختاری-هژمونیک نظام بین الملل از زمان طرح نظریه جابه جایی قدرت تا دوران معاصر است. در امتداد نظریاتی ازاین دست مقاله حاضر بر آن است تا با التفات به پدیده های نوظهور بین المللی به بررسی این مهم بپردازد که چگونه دگردیسی شش وجهی قدرت موجب تغییر در ساختار سلسله مراتبی نظام بین الملل و هژمونی ایالات متحده گردیده است. در راستای دست یابی به این مهم، مقاله حاضر به تعریف فرمول تکانه قدرت بین المللی و مدل شش ضلعی قدرت، مشتمل بر چارچوب شش گانه 1. قدرت اقتصادی دانش بنیان 2. نظام سلامت و دارویی پیشرفته 3. نفوذ در حوزه های سایبری و مجازی 4. نفوذ ژئوپولتیکی 5. قدرت گفتمانی و ایده ای و 6. قدرت نظامی دانش بنیان می پردازد. تحلیل در چارچوب های نظری مذکور حاکی از آن است که تغییر ماهیت قدرت بین المللی از اقتصادی-نظامی به تکنولوژیک-فناوری موجب شده است که در عصر قدرت دیجیتال، نظام بین الملل در سطحی کلان دستخوش دگردیسی از ساختار سلسله مراتبی به ساختار منظومه ای (منظومه های دو گانه به رهبری ایالات متحده آمریکا و چین) گردد که پیامد خودکار این نظامِ منظومه ای، نه جابه جایی یا انتقال قدرت، بلکه تسهیم قدرت میان هژمون و ابرقدرت نوظهور است.
۳.

روند قدرتمندی جهانی چین و سیاست موازنه ای روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آمریکا جابه جایی قدرت چین خیزش چین روسیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۰ تعداد دانلود : ۲۸۶
روند تدریجی خیزش چین واقعیتی مهم در دهه های نخستین قرن بیست ویکم بوده و امکان جابه جایی قدرت را در آینده مطرح کرده است. به طبع پیامدهای بین المللی، منطقه ای و ملی مهمی برای دیگر قدرت های بزرگ و نیز روسیه داشته است و واکنش آن ها را به دنبال خواهد داشت. به ویژه مسئله واکنش روسیه با توجه به همسایگی با این کشور اهمیت بیشتری دارد. از این رو این پرسش ها مطرح می شود که الگوی رفتاری روسیه در قبال روند قدرتمندی چین چگونه تبیین پذیر است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که روسیه بیشتر به دنبال یک سیاست خارجی موازنه ای دو سویه با چین و غرب در یک نظام بین المللی چندقطبی است، اما به دلیل رقابت ژئواستراتژیک با غرب، سپر موشکی و گسترش ناتو در محیط منطقه ای به ویژه در مسئله اوکراین، ناگزیر به هم سویی با چین و ایجاد یک موازنه تدریجی جایگزین برآمده است. برای بررسی این ایده با روش تحلیل محتوای کیفی، داده ها و اسناد موجود و دیدگاه های صاحب نظران و با بهره گیری از نظریه جابه جایی قدرت، مسئله روند قدرتمندی چین، پیامدها برای روسیه و الگوی رفتاری آن را تحلیل می کنیم. دستاورد اصلی این نوشتار این است که وضعیت آینده سیاست بین المللی، آثار آن برای قدرت های بزرگ و نیز محیط منطقه ای ایران و به ویژه منطق رفتار قدرت های شرقی و چشم انداز آینده سیاست شرق گرای دولت جدید را به شکل روشن تری به ما نشان می دهد
۴.

سناریوهای سیاست خارجی ایران در نظم درحال گذار بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظم بین المللی جابه جایی قدرت سناریوهای آینده نظام بین الملل چین آمریکا جایگاه ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۶
تغییر در نظم بین المللی یکی از مهم ترین تحولاتی است که به صورت جدی، رفتار، منافع و قدرت کشورها را تحت تأثیر خود قرار می دهد. در این میان فرایند گذاری که از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی آغاز شده، با ظهور چین در حال تبدیل شدن به مهم ترین نقطه عطف در سیاست بین المللِ پس از جنگ دوم جهانی است. گذاری که در تمامی عرصه ها آثار و پیامدهای خود را برجای خواهد گذاشت. بررسی تأثیر این تغییر بر ایران موضوعی است که پژوهش حاضر بر آن تمرکز دارد. این پرسش که «رقابت میان چین و آمریکا، چه سناریوهایی را برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در آینده ایجاد خواهد کرد؟» کانون مقاله حاضر است. در برابر پرسش فوق، این فرضیه که «فرایند و نتیجه رقابت آمریکا و چین عرصه های راهبردی را در برابر جمهوری اسلامی ایران خواهد گشود که این خود سناریوهای متفاوتی را برای ایران ایجاد کرده که انتخاب میان آن ها تعیین کننده مقدورات سیاست خارجی ایران است» به آزمون گذاشته خواهد شد. به این منظور تلاش می شود با استفاده از ترکیب نظریه تعدیل شده جابه جایی قدرت ارگانسکی و روش سناریونویسی، تصویرهای ممکن از آینده این رقابت را ترسیم کرده و پیامدهای هر یک از سناریوهای ممکن را بر سیاست خارجی ایران مورد کاوش قرار گیرد. ارزیابی پژوهش حاضر نشان می دهد که در این فرایند گذار، ضرورت انتخاب های راهبردی را برای ایران ایجاب می کند، انتخاب هایی که برای دهه ها سرنوشت نسل های آتی را تحت تأثیر خود قرار خواهند داد.
۵.

روح قدرت؛ مکانیسم جابه جایی قدرت (الگوی جابه جایی قدرت در تاریخ ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: قدرت اراده قدرت روح قدرت جابه جایی قدرت تاریخ ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۲
اراده قدرت مهم ترین مفهوم فلسفی برای تبیین اسباب و فرایند جابه جایی قدرت و از محرک های اصلی کسب و حفظ آن است، اما برای دستیابی و حفظ قدرت کافی نیست. بنابراین، این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی- استنتاجی، درصدد پاسخ گویی به این پرسش است که مکانیسم اصلی جابه جایی قدرت چیست و جابه جایی قدرت در تاریخ ایران از چه الگویی پیروی کرده است؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که هرچند اراده قدرت از بایسته های کسب و حفظ قدرت است، اما روح قدرت که بدیلی فربه تر است و اراده قدرت را نیز در برمی گیرد، زمینه را برای دستیابی به قدرت و حفظ و گسترش آن فراهم می کند و هرگاه دچار زوال شود، قدرت حاکم جای خود را به صاحبان جدید روح قدرت می دهد. در نتیجه، هیچ قوم، ملت یا منطقه ای بیش از یک بار، در مقام قدرت برتر ظاهر نشده است و قدرت نه تنها بین اقوام و ملل، بلکه بین اقشار و طبقات نیز جابه جا شده است.