فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
265 - 296
حوزههای تخصصی:
با قدرت گیری سلجوقیان (حک:429 590 ه .ق) در خراسان و شکست سلطان مسعود غزنوی در نبرد دندانقان (431ه .ق) از ایشان فصل تازه ای در تاریخ ایران گشوده شد. طغرل سلجوقی بلافاصله پس از نشستن بر تخت سلطنت در نیشابور، مکاتبات و روابط خویش را با خلیفه عباسی آغاز کرد. سلجوقیان برای کسب مشروعیت در حکومت به منشور و خلعت خلیفه نیاز داشتند. خلیفه بغداد در این هنگام القائم بود. در حالی که بغداد تحت سیطره ی آل بویه و مشوش روزگار می گذراند. طغرل و خلیفه در سه مرحله مهم مذاکره و مکاتبه داشتند: اول نامه نخستین سلجوقیان در سال 431ه .ق بلافاصله پس از پیروزی در دندانقان، دوم هنگام سقوط بغداد و کودتای بساسیری در 449ه .ق و سوم در ماجرای درخواست طغرل برای ازدواج با دختر القائم در 453ه .ق. این مقاله در پی واکاوی روابط طغرل و خلیفه القائم است. روش تحقیق در این مقاله با تأکید بر رویکرد فرکلاف به تحلیل گفتمان انتقادی خواهد بود. از این رو به نظر می رسد اگرچه روابط طغرل با القائم با احترام آغاز و با کمک به خلیفه همراه شد؛ اما در نهایت به دشمنی و تضاد انجامید. خلیفه الله در برابر سلطان ظلّ الله. در این کشمکش نقش ایرانیان دیوانسالار نیز پررنگ است. این دبیران بیشتر پایبند به شیوه ایرانی حکومت و فرّه ایزدی پادشاه بودند تا سنت خلافت اسلامی.
روند توسعه روابط ایران و پاکستان در دولت های روحانی و رئیسی: موانع و چالش های پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
129 - 151
حوزههای تخصصی:
پاکستان یکی از مهمترین همسایگان ایران است که روابط با آن از جنبه های گوناگون سیاسی، امنیتی و اقتصادی برای کشور دارای اهمیت است. پژوهش حاضر به تحلیل مقایسه ای روابط دو کشور در دوران ریاست جمهوری حسن روحانی و ابراهیم رئیسی پرداخته است. در دوره روحانی، “دیپلماسی تعامل گرایانه" و در مقابل، دوره رئیسی سیاست "نگاه به شرق"، در مرکز توجه بوده است. بنابراین به لحاظ اقتصادی در دوره روحانی تمرکز بر برجام و تجارت ترجیحی و در دوره رئیسی تأکید بر سیاست همسایگی وجود داشته است. اما با وجود تلاش های دو دولت، چالش هایی نظیر تحریم های اقتصادی، مسائل امنیت مرزی و تأثیر قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای، مانع از تحقق کامل ظرفیت های روابط ایران و پاکستان شدند. این روابط به لحاظ سیاسی در دوره روحانی تحت تاثیر دیپلماسی تعامل محور مبتنی بر فرصت برجام و در دوره رئیسی موثر از سیاست تقویت محور شرق است. روابط به لحاظ همکاری های امنیتی نیز از تلاش محدود در کاهش تهدیدات مرزی در دوره روحانی تا تقویت تعاملات نظامی در دوره رئیسی در نوسان بوده است. ضمن اینکه این روابط متاثر از اختلافات ایدئولوژیک و چالش های داخلی هر دو دولت بوده است. این پژوهش از روش تحقیق کیفی بهره برده و چارچوب نظری واقع گرایی نوکلاسیک را به کار گرفته است. بر اساس یافته های این پژوهش روابط دو کشور نیازمند یک استراتژی جامع و متوازن است که بتواند به چالش های امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک موجود پاسخ دهد. این امر نیازمند تمرکز بر تقویت همکاری های اقتصادی، امنیتی و فرهنگی و کاهش موانع موجود از جمله تحریم ها است.
مفهوم مداخله بشر دوستانه پس از جنگ سرد در تطور مکتب انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۲)
33 - 54
حوزههای تخصصی:
مفهوم مداخله بشردوستانه به معنای ارجحیت یافتن عدالت بر اصل اساسی حاکمیت کشورها است. این دیدگاه این امکان را می دهد که در صورت وقوع جنایت های فاحش حقوق بشر از سوی حاکمان اقتدارگرا؛ مداخله بشردوستانه مشروع تلقی گردد و به نوعی مداخله در سیاست داخلی کشورها رخ دهد. بدین ترتیب، با نگاه و تفسیر مضیق و موسع از جامعه بین الملل دو رویکرد کثرت گرا و همبستگی گرا از جامعه بین الملل منعکس شده است. نقطه آغازین ورود رویکرد همبستگی گرایی در عرصه عمل را می توان هم زمان با پایان جنگ سرد و گذار از وضعیت دوقطبی شناسایی کرد؛ اما نقل ثقل آن پس از حادثه 11 سپتامبر است که سبب گشت تا امنیت از گفتمان مسلط دولت محوری خارج و گام های مؤثری در جهت تأکید بر امینت بر محوریت انسان و اهمیت یافتن اصول حقوق بشر و مداخله بشردوستانه در عرصه بین الملل ظهور یابد. بدین ترتیب، پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که مکتب انگلیسی با توجه به مسئله مداخله بشردوستانه پس از جنگ سرد چگونه تحول یافته است؟ پژوهش حاضر از نظر روشی در دسته پژوهش های توصیفی_تحلیلی به کمک اسناد و منابع کتابخانه ای قرار می گیرد.
تحلیل تطبیقی وضعیت سیاسی رژیم صهیونیستی و پیش بینی زوال آن بر اساس آموزه های دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پایداری یا زوال رژیم صهیونیستی که همواره با کلیدواژه «نامشروع» در اذهان عمومی کشورهای مسلمان جهان عجین گشته است، پیوسته به عنوان نگرشی چالش برانگیز در کانون توجه متفکران و مفسرین سیاسی و اجتماعی در اقصی نقاط جهان قرار داشته است. ازجمله مهم ترین تحلیل ها، پیش بینی زوال رژیم مذکور از سوی آیت الله خامنه ای بوده است؛ مسئله ای که بر اساس پارادایم های تحلیلی مختلف، ازجمله اسلامی، از قابلیت طرح و واکاوی پژوهشی برخوردار است. مبتنی بر این امر، پژوهش کنونی درصدد پاسخ گویی به این سؤال است که زوال پیش بینی شده از سوی ایشان در بُعد سیاسی، بر اساس کدام یک از آیات قرآن کریم و روایات اسلامی تبیین پذیر است. به منظور پاسخ گویی به این پرسش، پژوهشگر درصدد استفاده از روش توصیفی-تبیینی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای و روایی برآمده است. شایان ذکر است فرجام این پژوهش به این نکته می پردازد که روند تدریجی زوال سیاسی رژیم صهیونیستی نه تنها بر اساس مستندات عینی همچون رویکردهای تبعیض آمیز و نژادپرستانه، فساد مقامات و سیاست های استبدادی که منتج به کاهش مشروعیت این رژیم نزد جامعه داخلی، کشورها و نهادهای بین المللی شده قابل تصدیق است، بلکه بر اساس گفتارهای الهی مطرح در آیات مختلف قرآن کریم و احادیث معصومین (ع) نیز می توان به خوبی بر آن صحه گذاشت.
Reflection of Iran's Islamic Revolution in Iraq: A Case Study of the Sadr Movement(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The absence or weakness of political structures and institutions in the new Iraqi political and social sphere has led to a political leader, whether in power or in opposition, playing the most significant role in political actions. Therefore, an analysis of political and social trends in Iraq after the fall of Saddam Hussein's regime in 2003 indicates that the Sadr Movement has become the undisputed actor in the Iraqi political and social arena. This is attributed to its reliance on doctrines such as Arab nationalism, adopting an independent approach from other regional actors, fighting corruption, advocating for justice, equality, and eliminating political and social discrimination, and solving Iraq's economic problems.Methodology: The present study aims to systematically examine the evolution and development of the Sadr Movement in Iraq, stemming from the reflections of the Islamic Revolution. It will achieve its objectives and findings through a scientific, integrated approach combining historical, documentary, and in-depth, purposeful interview methods.Research Findings: The findings and documentation of the article indicate that the Sadr Movement, throughout its formation and evolution, which originated from the anti-American and anti-authoritarian discourse of Iran's Islamic Revolution, has gradually, under the leadership of Muqtada Sadr and according to the exigencies of the Iraqi political and social arena, reproduced itself from an anti-authoritarian and anti-occupation movement into a new political and social movement opposing the status quo. It has adopted a pragmatic approach and actions that are often contradictory to other Shia parties and groups by highlighting pluralistic identities, symbols, and policies based on Arab nationalism.Conclusion: The overall process of the Sadr Movement's evolution and development shows that Muqtada Sadr's activism has been very turbulent amidst transformations, and this personality has never considered himself to have a fixed role. Furthermore, Sadr has consistently adopted contradictory and unpredictable stances in his actions and statements, which has surprised political observers. This has caused ambiguity and confusion for other domestic and foreign actors in their interactions with him.
آسیب شناسی فرایند گزینش سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
85 - 53
حوزههای تخصصی:
گزینش سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری ایران، فرایندی کلیدی در تعیین هندسه قدرت در نظام جمهوری اسلامی است. این مقاله با اتکا به روش توصیفی-تحلیلی پسارویدادی بر مبنای تحلیل محتوای متون دست اول حقوق سیاسی در جمهوری اسلامی ایران و مطالعات موردی و میدانی روند گزینش سیاسی به آسیب شناسی فرایند گزینش سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری پرداخته است. یافته ها نشان می دهد فرایند گزینش سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری ایران از دو بستر دچار آسیب است: 1. محتوای متون قانونی مانند کیفی وذهنی بودن قوانین، 2. فرایندهای اجرایی و عملی مانند نقش احزاب، مستندات و مبانی استدلالی در بررسی صلاحیت ها، استماع توضیحات نامزدها، استقلال و کارامدی نهاد گزینشگر، شفافیت سازوکارها و... . به نظر می رسد، بهترین و در دسترس ترین راهکار برای حل آسیب های مذکور تلاش برای کمی وعینی سازی معیارها تا حد ممکن است. توصیه های سیاستی مانند تشریح مصداقی شرایط کیفی، استفاده از فرض قانونی، استفاده از حد نصاب جمع آوری امضا از شهروندان به عنوان ابزار کمکی، استفاده از حد نصاب جمع آوری امضا از مقامات کنونی و سابق نظام به عنوان ابزار کمکی، ایجاد سامانه پیش ثبت نام اختیاری نامزدها، تعیین تکلیف موارد تعارض منافع احتمالی، رسمیت بخشی به نقش احزاب برای برخورداری از نامزد مطلوب خود در انتخابات در چارچوب قانون اساسی، الزام نهاد گزینشگر به ارائه مستندات و مبانی استدلالی عدم تأیید نامزدها و... در راستای بهبود آسیب ها پیشنهاد می شود.
تحلیلی بر نسبت مفهوم جمهوریت در قانون اساسی ج.ا.ایران و حقوق عمومی مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
514 - 493
حوزههای تخصصی:
جمهوریت محوری ترین مفهوم حقوق عمومی مدرن و در عین حال شاخصِ اصلی نسبت سنجی نظام های سیاسی حقوقی با حقوق عمومی مدرن به شمار می رود. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیلی و منابع کتابخانه ای درصدد نسبت سنجی این مفهوم در قانون اساسی ایران با مبانی حقوق عمومی مدرن (حق تعیین سرنوشت در قالب یک قرارداد اجتماعی) است. در پاسخ به چگونگی این نسبت باید گفت تدقیق در ویژگی ها و نحوه جایابی مفهوم جمهوریت در کلیت قانون اساسی ایران، بیانگر این است که نسبت میان این مفهوم با مبانی حقوق عمومی مدرن، نه از جنس تباین و نه الزاماً از جنس واگرایانه است و علی رغم عدم تطابق کامل میان ماهیت و لوازم مفهوم جمهوریت مدرن با مفهوم جمهوریت در قانون اساسی، می توان نوعی نسبت سازگاری تعامل گرایانه را میان آنها استدراک کرد، به نحوی که از یک سو برخی مفاهیمِ مُقوِّمِ جمهوریت در آن درج شده است و از سوی دیگر نیز بخش های جمهوریت باورانه قانون اساسی (از منظر حقوق عمومی مدرن) به گونه ای در آن مندرج شده اند که نه تنها امکان مستحیل شدنِ آنها در سایر بخش های قانون اساسی وجود ندارد، بلکه قانون اساسی به عنوان تبلور قدرتِ مؤسس، به وضوح ظرفیت ایفای نقش هنجارسازی در مراحل قانونگذاری در نظام سیاسی حقوقی موردنظر خود را به بخش های مذکور داده است.
چالش های امنیتی و برندسازی ملی در قطر: ظرفیت ها و سیاست ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به محدودیت های جدی در حوزه قدرت سخت، توسعه قدرت نرم از جمله با برندسازی ملی به عنوان یکی از اولویت های کلیدی دولت های کوچکی مانند قطر محسوب می شود. پرسش این است که برندسازی ملی چه جایگاهی در سیاست خارجی و امنیت ملی قطر دارد؟ در این راستا ضمن اشاره به محدودیت ها و چالش های قطر به لحاظ ظرفیت های قدرت و امنیت ملی و همچنین ظرفیت های آن، به رویکرد کلان و سیاست های این کشور در حوزه برندسازی ملی پرداخته شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد رهبران قطر با تمرکز بر شش حوزه اصلی توانسته اند در حوزه برندسازی ملی موفقیت ها و دستاوردهای قابل توجهی را کسب نموده و از این طریق به ارتقای ظرفیت های قدرت و امنیت ملی این کشور کمک کنند. این حوزه ها عبارتند از: شبکه سازی سیاسی و میانجیگری در بحران ها؛ برندسازی رسانه ای با محوریت الجزیره؛ ظرفیت ها و کمک های اقتصادی به مثابه پشتوانه برندسازی؛ ظرفیت سازی و دیپلماسی فرهنگی؛ توسعه ظرفیت ها و دیپلماسی ورزشی و تقویت و ارتقای حوزه گردشگری. این مقاله به عنوان پژوهشی توصیفی- تبیینی از الگوی مفهومی شش وجهی آنهولت برای تبیین برندسازی ملی بهره برده است.
دستاوردهای مردمی سازی در منظومه فکری آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۰
9 - 42
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی دستاوردهای مردمی سازی در منظومه فکری مقام معظم رهبری است. در این تحقیق، سخنان و دیدگاه های رهبری به عنوان مبنای نظری پژوهش مورد استفاده قرار گرفته و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون، مفاهیم و پیام های کلیدی استخراج شده اند. جامعه آماری در این پژوهش شامل بیانات رهبری است که در خصوص دستاوردهای مردمی سازی ایراد شده اند. نتایج یافته های تحقیق در قالب جداول مضامین پایه، سازمان دهنده، فراگیر و شبکه مضامین نشان داد که در مجموع 67 مضمون پایه، 9 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر در زمینه دستاوردهای مردمی سازی شناسایی شد. باتوجه به یافته های پژوهش، دستاوردهای مردمی سازی در بیانات رهبر انقلاب، در 2 ساحت ساختاری (اقتدار ملی و امنیت ملی) و ساحت عملیاتی (نتایج اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی، علمی و ابزاری) محقق می شود. همچنین سه ضلع تحقق دستاوردهای مردمی سازی، در گروی نقش آفرینی مردم، مشارکت مردم و حکمرانی مردم می باشد. روند مردمی سازی، مسئولیت پذیری و حس تعلق به نظام سیاسی و اجتماعی را تقویت کرده و به پیشرفت و توسعه همه جانبه کشور کمک می نماید. مسئله حضور مردم در صحنه، که یکی از عناصر ضروری برای حکمرانی صحیح کشور و توسعه و تحقق اهداف انقلاب محسوب می شود، بایستی تقویت و گسترش یابد.
مقدمات دیپلماسی علمی ایران: راهبردها و راه کنش های افزایش سهم ایران در بازار دانشجویان بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
97 - 130
حوزههای تخصصی:
بازار دانشجویان بین الملل عرصه ای است که فراتر از محرک اقتصادی، به لحاظ افزایش قدرت سیاسی و فرهنگی، در اندرکنش کشورها با جامعه جهانی تعیین کننده است. امروزه، علاوه بر کشورهای توسعه یافته، قدرت های نوظهور منطقه ای و حتی کشورهای ذره ای نیز به این بازار ورود کرده و در صدد افزایش سهم خود از آن هستند. موفقیت ایران در بازار رقابتی دانشجویان بین الملل مستلزم فراهم آمدن مقدمات و ملزوماتی است که بدون آن ها دستیابی به اهداف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مورد انتظار از این حوزه ممکن نیست. پژوهش حاضر رویکردی حل المسائلی داشته و در صدد پاسخ به این سؤال است که راهبردها و راه کنش های افزایش سهم ایران در بازار دانشجویان بین الملل چیست؟ در این راستا، در این پژوهش، با ملاحظه مسائل و چالش های موجود، راهبردها و راه کنش هایی در دو سطح کلان و واحد برای افزایش سهم دانشگاه های ایران در بازار دانشجویان بین الملل ارائه شده است. مدعای پژوهش حاضر این است که با فرض فراهم بودن زیرساخت های مادی و معنوی لازم، راهبردپردازی بومی متناسب با وضعیت داخلی و جهانی ایران، دستیابی به سهم مطلوبی از دانشجویان بین الملل به نسبت کل جمعیت دانشجویان داخلی را ممکن می کند. ملاحظه راهبردهای مذکور در سیاستگذاری آموزش عالی می تواند وضعیت و رویه جذب دانشجویان بین الملل در ایران را به لحاظ کمی و کیفی بهبود ببخشد. این پژوهش، با استفاده از روش ترکیبی تبیینی و تجویزی انجام شده و داده های آن از منابع کتابخانه ای و روش مصاحبه بدون ساختار و نیز به واسطه حضور و تجربه زیسته مؤلفان در زمینه اجتماعی- تاریخی موضوع مورد پژوهش، یعنی دانشجویان بین الملل فراهم شده است.
حکمرانی در پلتفرم های دیجیتال جهانی: مطالعه درهم تنیدگی حکمرانی شرکتی با حق حاکمیت دولت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تحلیل سازوکارهای نظارت بر محتوا به مثابه نوعی خودحکم رانی در پلتفرم متا و درهم تنیده شدن آن با حکم رانی توسط دولت ها است. تعدیل محتوا تحت اصطلاح حکم رانی در پلتفرم ها سازوکار اصلی شرکت های دیجیتالی جهانی برای تنظیم گری گفتار و کردار شهروندان در فضای آنلاین و اینترنت است. با توجه به سلطه جهانی پلتفرم های دیجیتالی جهانی بر اینترنت، همچنین به دلایل اینکه بخش عمده کردارها، تعاملات و ارتباطات شهروندان در زمینه پلتفرم ها روی می دهد، به ناچار، بسیاری از دولت ها مجبور شده اند بخشی از اختیارات خود برای اعمال حق حاکمیت را به این شرکت ها تفویض کنند. در مقایسه با بی عملی بسیاری از دولت ها، برخی دولت ها تلاش کرده اند تا قوانین و مقرراتی را تصویب کنند و سازوکارهایی را برای تعدیل و نیز هم سازی با شیوه های حکم رانی پلتفرم های بزرگ ایجاد کنند. اتحادیه اروپا در این زمینه پیشگام است و از طریق تصویب مقررات گوناگون از جمله در زمینه حریم خصوصی می کوشد از حق حاکمیت دیجیتال خود حفاظت نماید. برخی کشورها نظیر آلمان نیز این پلتفرم ها را ملزم کرده اند تا در محدوده قلمروی سرزمینی خود، قوانین این کشورها را در شرایط ارائه خدمت خود به مثابه اسناد راهنما بگنجانند. یافته های این مقاله نشان می دهد، تسهیم پلتفرم های جهانی در امر حاکمیت، اجتناب ناپذیر شده است و تلفیق حکم رانی شرکتی و حکم رانی دولت های ملی نوعی حکم رانی اشتراکی را ایجاد کرده است. این حکم رانی اشتراکی ضمن اذعان به تحولات فناورانه-سیاسی جدید، پلتفرم ها را ملزم می کند تا مقررات ملی در یک قلمرو سرزمینی به اجرا بگذارند که نتیجه آن حفاظت از حقوق شهروندان و بازیابی حق حاکمیت دولت ها در وضعیت پلتفرمی شدن سیاست است.
رابطه ویژه بریتانیا با ایالات متحده در خصوص مساله هسته ای ایران در پرتو استراتژی بریتانیای جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۲)
55 - 81
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، تلاش های متعددی برای حل وفصل مسئله هسته ای ایران از طریق مذاکرات چندجانبه، از جمله توافق برجام، صورت گرفته است. بریتانیا به عنوان یکی از قدرت های اصلی اروپایی و متحد راهبردی ایالات متحده، نقش فعالی در این روند داشته است. این مقاله به بررسی تأثیر سیاست «بریتانیای جهانی» بر رفتار بریتانیا در قبال مسئله هسته ای ایران در دوره پسابرگزیت می پردازد. «بریتانیای جهانی» مفهومی است که پس از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا برای تقویت نقش بین المللی این کشور و افزایش استقلال در سیاست خارجی مطرح شد. فرضیه اصلی مقاله این است که بریتانیا در چارچوب این سیاست و با تکیه بر رابطه ویژه خود با آمریکا، مسیر متفاوتی از دیگر کشورهای اروپایی اتخاذ کرده و در تلاش برای بازتعریف جایگاه جهانی خود، سیاست هایی هماهنگ تر با واشنگتن نسبت به موضوع هسته ای ایران در پیش گرفته است. مقاله با استفاده از رویکرد کیفی و مفاهیم مکتب انگلیسی روابط بین الملل، این روند و پیامدهای آن را برای سیاست خارجی بریتانیا تحلیل می کند.
بررسی فرهنگ سیاسی حزب عدالت و توسعه (AKP) ترکیه (قبل و بعد از انتخابات سال 2019)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۶)
111 - 141
حوزههای تخصصی:
بعد از پیروزی های متعدد در انتخابات های گذشته، حزب عدالت و توسعه انتخابات را در برخی شهرهای بزرگ ترکیه به احزاب رقیب واگذار کرد. هدف این پژوهش که با روش میدانی انجام یافته است، مشخص ساختن تغییرات فرهنگ سیاسی حاکم بر حزب عدالت و توسعه در دوره قبل و بعد از انتخابات سال 2019 می باشد. هم چنین پژوهش حاضر بدنبال یافتن پاسخ به این پرسش است که آیا حزب عدالت و توسعه به عنوان حزب حاکم، دارای فرهنگ سیاسی فراگیر و ایدئولوژیک می باشد یا خیر؟ نتایج پژوهش نشان می دهد حزب حاکم به عنوان حزب اسلام گرای معتدل، یک حزب حاکم فراگیر و ایدئولوژیک می باشد و در قبل و بعد از انتخابات سال 2019، در شاخص هایی مانند بازسازی هویت ملی و اسلامی، عملکرد نهادهای آموزشی، تعامل با اقلیت های قومی و مذهبی و احزاب مخالف، برخی سیاست های متفاوت از قبل از انتخابات سال 2019 را در پیش گرفته است. بر اساس جدول فراوانی و نمودار ستونی فوق از کل 208 اشاره مستقیم و غیر مستقیم اعضای اصلی حزب عدالت و توسعه ترکیه (رجب طیب اردوغان، بن علی ییلدیریم، مولود چاووش اوغلو و سلیمان سویلو) به مولفه های فراگیر 136 مورد معادل 65.4 درصد قبل از انتخابات 2019 و 72 مورد معادل 34.6 درصد بعد از انتخابات 2019 است. بر اساس جدول فراوانی و نمودار ستونی فوق از کل 174 اشاره مستقیم و غیر مستقیم اعضای اصلی حزب عدالت و توسعه ترکیه به مولفه های ایدئولوژیک 84 مورد معادل 48.3 درصد قبل از انتخابات 2019 و 90 مورد معادل 51.7 درصد بعد از انتخابات 2019 است.
تعلیق قرارداد در حقوق بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۶)
171 - 190
حوزههای تخصصی:
بسیاری از عقود و قراردادهای داخلی و بین المللی بین اشخاص حقیقی و حقوقی و حتی عهدنامه های بین المللی بین دولت ها و سازمان های بین المللی ممکن است به صورت معلق و یا مشروط و منوط به تحقق و یا آماده سازی و فراهم نمودن شرایط و یا بستر لازم شده و به اصطلاح به صورت معلق باشند. عقد معلق آن است که که تاثیر آن بر حسب انشا موقوف بر امر دیگری باشد. هر چند از نظر برخی از فقها عقد معلق باطل است. اما عمده دلیل آنها اجماع است. با توجه به اینکه هم اکنون عقد معلق در همه نظام ها و در حقوق بین الملل متعارف و رایج است. به همین دلیل حکم به بطلان آن برخلاف رویه متداول و اصول فقهی و حقوقی است. سوال این است که چه تفاوتی بین انواع تعلیق است؟ آیا تعلیق در قراردادهای بین المللی با قراردادهای داخلی متفاوت است؟این تحقیق که با مراجعه به کتابخانه و با استفاده از منابع معتبر فقهی و حقوقی به صورت تحلیلی و توصیفی انجام گرفته است. ضمن تفکیک اقسام تعلیق از صحت تعلیق براساس ساختار تعلیق در وصیت و جعاله و سبق ورمایه و براساس قالب واجب مشروط و معلق دفاع می کند و هیچ تفاوتی بین تعلیق در حقوق داخلی و بین الملل نیست. بنابراین طرفین قرارداد معلق باید دارای حسن نیت بوده و همکاری متقابل داشته باشند.
دیپلماسی اقتصادی (الگوی توسعه و همگرایی در افغانستان)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
7 - 27
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی اقتصادی در افغانستان به مجموعه اقداماتی اطلاق می شود که با هدف تقویت روابط اقتصادی با کشورهای دیگر و جذب سرمایه گذاری، توسعه تجارت و بهبود شرایط اقتصادی کشور انجام می شود. در سال های اخیر، افغانستان به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود و منابع طبیعی غنی، مورد توجه کشورهای مختلف قرار گرفته است. دیپلماسی اقتصادی به عنوان یک ابزار کلیدی برای توسعه و همگرایی در افغانستان می تواند نقش بسیار مهمی ایفا کند. با توجه به موقعیت جغرافیایی، منابع طبیعی غنی و نیاز به توسعه زیرساخت ها، دیپلماسی اقتصادی می تواند به عنوان یک پل ارتباطی میان افغانستان و سایر کشورها عمل کند. در این تحقیق می خواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که: دیپلماسی اقتصادی، چه تاثیری می تواند بر توسعه در افغانستان داشته باشد؟ و بندر چابهار از چه جایگاهی در دیپلماسی اقتصادی آن کشور برخوردار است؟ یافته های این تحقیقِ کتابخانه ای که با روش توصیفی-تحلیلی شکل گرفته، نشان می دهند که: دیپلماسی اقتصادی با اتخاذ برنامه هایی چون؛ جذب سرمایه گذاری های خارجی و گسترش روابط با کشورهای منطقه و تعامل سازنده با آنان ، توانسته اثرات مثبتی بر توسعه در افغانستان داشته باشد؛ و بندر چابهار هم به عنوان میدان جذب سرمایه گذاری های خارجی از یک طرف و نقشی که در گسترش روابط افغانستان با کشورهای منطقه داشته از طرف دیگر، یک جایگاه ویژه ای در سیاست خارجی این کشور پیدا کرده است
پیامدهای نظامی شدن دریای خزر بر امنیت نظامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
223 - 254
حوزههای تخصصی:
هدف: دریای خزر یکی از مناطق حائز اهمیت ازنظر موقعیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژی است که با اقدامات برخی از کشورهای همسایه آن در حال نظامی شدن است. هدف از این تحقیق بررسی پیامدهای نظامی شدن دریای خزر بر امنیت نظامی است. روش ها: این پژوهش از نوع توسعه ای-کاربردی بوده که به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد آمیخته انجام شده است. از ابزار کتابخانه ای و میدانی برای جمع آوری اطلاعات در حوزه پژوهش استفاده شده است. یافته ها: بررسی ظرفیت های نظامی کشورهای ساحلی و معاهدات نظامی-امنیتی آنان نشان می دهد که روسیه بیشتر از سایر کشورها درروند نظامی شدن منطقه نقش داشته اما دیگر کشورها نیز به طور فعالی در این فرایند شرکت کرده اند. نتیجه گیری ها: نتایج تحقیق نشان می دهد که نظامی شدن منطقه، به ویژه حضور قدرت های فرا منطقه ای، می تواند تهدیدی جدی برای امنیت نظامی ایران باشد.
واکاوی پدیدارشناسانه ی تجارب دانشجویان علوم سیاسی از چالش های ناشی از عدم امنیت شغلی در این رشته
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی پدیدارشناسانه تجارب دانشجویان علوم سیاسی از چالش های ناشی از عدم امنیت شغلی در این رشته انجام شد. در این مطالعه از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری بهره گرفته شد. جامعه مورد مطالعه پژوهش را دانشجویان علوم سیاسی دانشگاه های کشور در سال ۱۴۰۳ تشکیل دادند. محققان با استفاده از نمونه گیری هدفمند، با 15 نفر از دانشجویان مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته انجام دادند. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه صورت پذیرفت و داده های خام با استفاده از روش نظریه داده بنیاد و کدگذاری سه مرحله ای اشتراوس و کوربین (۱۹۹۰) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که از مجموع ۶۵ کد اولیه استخراج شده، ۸ مؤلفه اصلی شامل امنیت اقتصادی، مسائل اخلاقی، چالش های شخصیتی فردی، تهدیدات امنیتی، مسائل اجتماعی، ابعاد ضعف های مدیریتی، چالش های تحصیلی و ابعاد سیاسی شناسایی شدند. مؤلفه های مرتبط در پنج بعد اصلی دسته بندی شدند که عبارت بودند از: ابعاد آموزشی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و روان شناختی. یافته های پژوهش گستردگی دامنه تهدیدات عدم امنیت شغلی در رشته علوم سیاسی از دیدگاه دانشجویان را آشکار ساخت. بر اساس نتایج، توصیه شد مدیران و مسئولان حوزه آموزش و استخدام راهکارهایی را اتخاذ کنند که به کاهش تهدیدات شغلی دانشجویان علوم سیاسی منجر شود. این امر می تواند به افزایش بازدهی آموزشی و ارتقای اثربخشی سازمان های مرتبط کمک نماید. دستاوردهای پژوهش حاضر می تواند برای کارشناسان حوزه های سیاست عمومی، امنیت داخلی و استخدامی مفید و راهگشا باشد.
شناسایی و رتبه بندی چالش های ژئوپلیتیکی بنیادین ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
374 - 345
حوزههای تخصصی:
ایران کشوری منحصربه فرد از لحاظ ویژگی های جغرافیایی و ژئوپلیتیکی است، اما واقعیت این است که علی رغم پتانسیل های مطلوب جغرافیایی و ژئوپلیتیکی از آنها برای پیشبرد اهداف و منافع ملی به خوبی استفاده نشده و در جهت عکس به چالش هایی برای کشور تبدیل شده است. چالش های ژئوپلیتیکی بنیادین چالش های اساسی و پایه ای است، که دامنه ای از چالش های ملی، منطقه ای و جهانی را در برمی گیرد. هدف این پژوهش شناسایی و رتبه بندی چالش های ژئوپلیتیکی بنیادین ایران است. این مقاله با رویکرد توصیفی – تحلیلی و بهره گیری از روش کیفی و کمی به منظور گردآوری و تجزیه وتحلیل داده ها و در بخش میدانی و پیمایشی با ابزارهایی چون مصاحبه و پرسشنامه به شناخت و رتبه بندی چالش های بنیادین می پردازد. سؤال اصلی این پژوهش بدین گونه صورت بندی شده است که چالش های ژئوپلیتیکی بنیادین جمهوری اسلامی ایران کدام اند؟ و کدام یک از آنها اهمیت بیشتری دارند؟ یافته ها نشان می دهد چالش های ژئوپلیتیکی بنیادین ج.ا.ا عبارت اند از سه مؤلفه ضعف و شکنندگی اقتصاد ملی، درگیری های منطقه ای و مشارکت ایران در آنها و ساختار اداری- سیاسی بوروکراتیک و ناکارامد که بیشترین امتیاز را در بین مؤلفه های بنیادین کسب کرده اند. در مقابل سه مؤلفه رشد روزافزون تابوهای ژئوپلیتیکی، چالش امنیت ملی متأثر از موقعیت سوق الجیشی (تجارب تلخ اشغال ایران) و چالش های سیاسی به ویژه در زمینه وحدت و انسجام ملی کمترین امتیازها را در بین مؤلفه های سطح بنیادین به خود اختصاص داده اند.
قدرت، سیاست بازنمایی و زندگی روزمره در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
492 - 463
حوزههای تخصصی:
بخش بزرگی از جدال میان قدرت حاکم و شهروندان در نظام های سیاسی جدید، در زمینه نحوه تثبیت معنا در نشانه ها و صورت های مختلف روابط اجتماعی در زندگی روزمره شکل گرفته است. در عصر گسترش فناوری های ارتباطی و ظهور و هجوم شبکه های اجتماعی، رابطه میان قدرت سیاسی و شهروندان وارد مرحله ای تازه و پویاتر شده است؛ مرحله ای که در آن دیگر معانی، نشانه ها و روایت های اجتماعی صرفاً از سوی نهادهای رسمی تعریف نمی شوند. در این میان، شبکه های اجتماعی به بستری فعال برای تولید و بازتولید معنا بدل شده اند و کاربران با بهره گیری از این ابزارها، روایت های شخصی، فرهنگی و اجتماعی خود را شکل می دهند و به چالش با روایت های رسمی می پردازند. در جوامعی مانند جمهوری اسلامی ایران، که ساختار قدرت تلاش می کند از طریق کنترل زندگی روزمره و مدیریت معنا، ایدئولوژی خود را تثبیت کند، این روند با پیامدهای فرهنگی و سیاسی عمیقی همراه است. پژوهش حاضر با تکیه بر روش کیفی و تحلیل داده های کتابخانه ای و اسنادی، به بررسی این پرسش می پردازد که فناوری های نوین ارتباطی چگونه سیاست بازنمایی را با بحران مواجه می سازند. یافته ها نشان می دهد که شبکه های اجتماعی با تقویت روایت های غیررسمی و عرفی، نه تنها مشروعیت گفتمان رسمی را زیر سؤال برده اند، بلکه زمینه ساز شکل گیری فضایی شده اند که در آن، صداهای متکثر و گاه مخالف، به وضوح شنیده می شوند. این تحولات، بازتعریفی از قدرت، معنا و هویت در جامعه معاصر ایرانی را رقم زده اند و از ظهور دوره ای حکایت دارند که در آن انحصار معنابخشی دیگر در اختیار حاکمیت نیست.
تحول در نظم جهانی و استراتژی های قدرت های میانه: تأملی در سیاست خارجی نوین عربستان سعودی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
614 - 581
حوزههای تخصصی:
پدیدار شدن نشانه های تحول در افق نظم جهانی، همزمان که عدم قطعیت ذاتی روابط بین الملل و نگرانی های حاصل از آن را تشدید می کند، برای تمامی دولت ها بویژه قدرت های میانه، نویدبخش فرصت های بیشماری نیز است. رهبران قدرت های میانه در دوران گذار نظام بین الملل، طیفی از انتخاب ها را پیش رو دارند. انتخاب هریک از استراتژی های موجود، بدان وابسته است که رهبران این دولت ها چه برداشتی از سرشت حقیقی تحولات جهانی دارند و اینکه چه منافعی را در اولویت قرار می دهند. با در نظر داشت پیامدهای سترگ انتخاب هر یک از این استراتژی ها برای منافع ملی و اثرگذاری انکارناپذیر آن ها بر تمامی شئون حیات سیاسی دولت ها، این مقاله بر آن است تا فهم این پرسش را بیدار کند که در هنگامه تحول در نظم جهانی، قدرت های میانه چه انتخاب هایی پیش رو دارند و در این بین به ترین استراتژی کدام است؟ با بررسی انواع استراتژی های موازنه قدرت، موازنه تهدید، موازنه نرم، احاله مسئولیت، دنباله روی و هجینگ استراتژی، نویسنده بر این باور است که برای رفع عدم قطعیت حاصل از تحول در نظم جهانی و همچنین افق زمانی رهبران قدرت های میانه برای بهره مندی از منافع حاصل از این تحول، به نظر می رسد هجینگ بتواند استراتژی مطلوبی برای این کشورها باشد. این مقاله سیاست خارجی نوین عربستان سعودی را در مقام شاهدی برای این استدلال مطالعه می کند.