فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۴۱ تا ۲٬۷۶۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
پرسش مقاله ی حاضر این است که نحوه مواجهه امام موسی صدر با تمدن غرب چگونه است و این تمدن واجد چه مختصات و ویژگی هایی است که آن را از تمدن اسلامی متمایز می سازد؟ مدعای نوشته حاضر این است که صدر، تمدن غرب را به عنوان دیگری تمدن اسلامی در نظر گرفته و ازاین رو با رویکرد انتقادی به برخی از ویژگی های تمدن غرب مانند مادی و غیراخلاقی و غیردینی بودن تأکید کرده است. چنین رویکردی البته معطوف به بنیان های فکری- فلسفی و دینی- اخلاقی این تمدن است تا ابعاد ظاهری و روبناهای آن. ازاین رو ایشان در بررسی چیستی تمدن غرب، بر مادی بودن این تمدن تأکید کرده و بر همین اساس به غیراخلاقی و سپس رویکرد غیردینی در این تمدن می رسد. نوشته حاضر چنین رویکردی را با روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار داده و به برخی از پیامدهای تمدن غرب اشاراتی خواهد داشت. از نگاه صدر، تمدن غرب یک تمدن رو به اضمحلال است ولی غرب با ابزارهای مختلفی در تلاش است به حیات خود تداوم ببخشد. یکی از این ابزارها تحمیل جنگ ها و منازعات در سرتاسر جهان و به ویژه منطقه خاورمیانه است که بیشترین منابع انرژی در آن نهفته است و غرب بر آن است سلطه بر این منابع انرژی را همچنان در اختیار داشته باشد.
ماهیت و نقش معنویت در تمدن نوین اسلامی از دیدگاه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مفاهیم کلیدی در بطن تعریف تمدن نوین اسلامی، مفهوم معنویت است. در این مقاله، مسئله اصلی ما، تحقیقِ مؤلفه های ذاتی و ماهوی معنویتِ موجود در تمدن نوین اسلامی و سرشار بودن تمدن نوین از معنویت و جایگاه هدایت گرانه و راهبری معنویت در این تمدن از منظر آیت الله خامنه ای است. هدف ما در این پژوهش، ارائه ی درکی عمیق از مفهوم معنویت اسلامی و احصاء وجوه تأثیرِ معنویت در زمینه سازی، تکامل و پیشرفت و تحقق تمدن نوین اسلامی در اندیشه ی آیت الله خامنه ای است. در این پژوهش، از روش توصیفی - تحلیلی استفاده شده است. از نظر آیت الله خامنه ای، معنویت اسلامی، ایمان به غیب، طهارت باطن انسان در پرتو غیب و تسلیم و عبودیت نسبت به غیب است. مفهوم سرشار بودن تمدن نوین اسلامی از معنویت نیز ناظر به وجود ایمان آگاهانهو حاکمیت فضایل و محوریت عبودیت الهی در سراسر تمدن نوین اسلامی است. وجوه مؤثر و هدایت گر معنویت اسلامی برای تمدن نوین اسلامی، وجوه شش گانه زمینه ساز، هویت ساز، معرفت بخش، استحکام و استقامت بخش، مصونیت ساز و سرعت دهنده ی تمدن نوین اسلامی است. معنویت اسلامی، از آغاز تا غایاتِ تمدن نوین اسلامی را پوشش می دهد، زمینه ی شکل گیری تمدن نوین را فراهم می کند، به آن هویت و تشخّص می بخشد، معرفت زیربنایی آن را تأمین می نماید، پایه ها و موجودیت آن را مستحکم می کند و آن را در برابر انحطاط و ارتجاع و توقف و رکود، مصون می سازد و به حرکت آن برای رسیدن به غایاتش، سرعت و سهولت می دهد.
گذار در نظم بین المللی و پیامدهای راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
84 - 112
حوزههای تخصصی:
حوادث و روندهای کنونی نشان از تغییر نظم بین المللی دارد؛ از یک سو، روند افول قدرت آمریکا به عنوان مهمترین و مؤثرترین بازیگر حامی نظم موجود سرعت گرفته است و از سوی دیگر قطب های جدید قدرت ظهور کرده اند. ضعیف شدن اتحادها و ائتلاف های پیشین و شکل گیری اتحادها و ائتلاف های جدید، افزایش مقاومت بازیگران معترض به نظم کنونی و هم افزایی آنها و افزایش قطبیت در نظام بین الملل نیز نمونه ای از روندهای متغیر حاکم بر جهان است. در این راستا، سؤال اصلی مقاله این است که مختصات نظم بین المللی در حال گذار چیست و چه پیامدهایی برای ایران بدنبال دارد؟ این مقاله با بهره گیری از نظریه های تنوع و تکثر قدرت در نظام بین الملل به این گزاره رسیده که مهم ترین فرصت های نظم در حال گذار بین المللی برای ایران شامل جبهه بندی و شکاف قدرت های بزرگ در بحران های بین المللی و ایجاد فضای کنشگری فعالانه برای ج.ا.ایران، شکل گیری تدریجی ساختارهای مالی و پولی موازی جهانی و ایجاد فضای جدید برای تعاملات اقتصادی و تجاری ایران؛ برجسته شدن گره های اقتصادی جدید در سطح منطقه ای برای ایران، کاهش اجماع قدرت های جهانی در مورد اصول و هنجارهای بین المللی و ایجاد فضای هنجاری جدید برای قدرت های ضدهژمون نظیر ایران و نظایر اینها است. از سوی دیگر، مهم ترین چالش های نظم در حال گذار بین المللی برای ایران شامل سیاست محتاطانه برخی قدرت های نوظهور و ایجاد ابهام و پیچیدگی برای نقش افرینی ج.ا.ا، افزایش رقایت ها و مناقشات منطقه ای با توجه به کاهش حضور و نقش آفرینی قدرت های بزرگ در سطح منطقه، روبرو شدن ایران با انواع تهدیدات سایبری و افزایش عدم قطعیت ها و پیچیدگی ها در محیط راهبردی ایران است.
تبیین قدرت جمهوری اسلامی ایران بر پایه مفهوم «ارز قدرت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
69 - 98
حوزههای تخصصی:
فهم قدرت در جمهوری اسلامی ایران هم به لحاظ پیچیدگی مفهومی و هم به دلیل چندلایگی فرایند سیاستگذاری راهبردی امری مشکل است. نوع نگاه به قدرت به مثابه «منبع» یا «رفتار» می تواند به فهم آن کمک کند. درواقع، این تحقیق در پی پاسخ به این سؤال است که قدرت در جمهوری اسلامی ایران بر پایه مفهوم نوینی به نام «ارز قدرت» که اشاره به به تفکیک گذاری قدرت به مثابه «منبع» یا «رفتار» دارد، چگونه قابل تییین است؟ برای پاسخ به این سؤال، ویژگی های این مفهوم جدید از قدرت موردواکاوی قرار گرفت و مشخص شد که ارز قدرت در قالب سه وجه درخشندگی، شفقت و زیبایی قابل بازنمایی بوده و هر یک از آن ها یک بخشی از ارزنده بودن قدرت را نشان می دهند. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است که برای گرداوری داده ها از منابع کتابخانه ای و اسناد استفاده گردید. برمبنای این روش تلاش شد ابتدا مفهوم ارز قدرت به عنوان چارچوب نظری مورد تدقیق قرار گفته تا بتوان با استنتاج محورهای این مفهوم، آن را در مورد قدرت جمهوری اسلامی ایران کاربست داد. نتایج تحقیق نشان داد قدرت جمهوری اسلامی ایران در 4 بُعد سیاسی، فرهنگی- اجتماعی، دفاعی- نظامی و اقتصادی و 19 مؤلفه (6 مؤلفه بُعد سیاسی، 5 مؤلفه بُعد فرهنگی- اجتماعی، 4 مؤلفه بُعد دفاعی- نظامی و 4 مؤلفه بُعد اقتصادی) و 28 شاخص (ارز قدرت) در سه وجه درخشندگی، شفقت و زیبایی قابل تبیین است.
نوسلفی گری و امنیت انسانی کشورهای اسلامی در عصر بیداری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موج بیداری اسلامی که از ابتدای دهه ۲۰۱۰ بخش گسترده ای از جهان اسلام را دربرگرفت، سبب شد تا الگوهای جدید حکمرانی در کشورهای اسلامی توسط جریان های مختلف ارائه شود. متصلب ترین الگوی حکمرانی توسط جریان نوسلفی ارائه شده که پیامد رشد این دیدگاه بسط خشونت گرایی در کشورهای اسلامی بوده است. این خشونت گرایی آثار متفاوتی بر ابعاد مختلف امنیت در کشورهای اسلامی در عصر بیداری اسلامی داشته است که می توان آن را در قالب مفهوم امنیت انسانی مورد بررسی قرار داد. در این چارچوب، پرسش اصلی این پژوهش مطرح می شود که گسترش نوسلفی گری در دوران بیداری اسلامی چه تاثیری بر امنیت انسانی در کشورهای اسلامی داشته است؟ (مسئله) پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و داده ها به روش کتابخانه ای جمع آوری شده است (روش). یافته های پژوهش نشان می دهد که با گسترش فعالیت جریان های نوسلفی در کشورهای اسلامی پس از خیزش های بیداری اسلامی وجوه مختلف امنیت انسانی در این کشورها در زمینه های اقتصادی، سلامت، امنیت فردی، امنیت سیاسی و امنیت زیست محیطی تضعیف شده است. از این رو رشد نوسلفی گری را می توان عنصر مهمی در تقابل با بیداری اسلامی و در قالب «پادبیداری اسلامی» مفهوم بندی کرد (یافته ها).
تنازع گفتمانی اسلام گرایی و مارکسیسم در روند انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۵۰)
159 - 185
حوزههای تخصصی:
این مقاله در جهت پاسخ به چگونگی برتری اسلام گرایی در مواجهه با گفتمان مارکسیسم در فرایند انقلاب اسلامی ایران، به نظریه تحلیل گفتمان متوسل شده و از مبانی معرفتی و ابزارهای مفهومی آن استفاده کرده است. از این منظر، اسلام گرایی به مثابه یک نظام معنایی در نظر گرفته می شود که توانست با بهره گیری از مفاهیم و نشانه های سیال گفتمان مارکسیسم مانند عدالت اجتماعی و مبارزه با امپریالیسم، آن را به حاشیه کشانده و خود به گفتمان برتر و بلامنازع انقلاب تبدیل شود. گفتمان اسلامی و گفتمان مارکسیسم در مخالفت با پهلوی که سبک و سیاق توسعه ایران با توجه به استانداردهای جوامع اروپای غربی را ترویج می کرد دارای اشتراک هایی بودند، اما دارای تمایز نیز بودند. این مقاله سعی کرده با نگاهی نو قدرت یابی اسلام گرایان در انقلاب ایران و دلایل برتری آن در مواجهه با گفتمان مارکسیسم را تبیین نماید. در این راستا نظریه تحلیل گفتمان ارنست لاکلا و شانتال موف را به عنوان چارچوب تئوریک و روش شناختی خود برگزیده و در تحلیل داده ها از قواعد حاکم بر آن پیروی کرده است.
بررسی تطبیقی سیاست خارجی ترکیه و عربستان سعودی در واکنش به ناآرامی های عراق(2022- 2011)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۵۰)
249 - 280
حوزههای تخصصی:
بعد از سقوط صدام و حذف حزب بعث از ساختار سیاسی عراق، خلاء ایجاد شده زمینه رقابت های منطقه ای را فراهم نمود و قدرت های منطقه ی در راستای منافع استراتژیک خو یش بدنبال مدیریت پویایی های سیاسی عراق بوده اند. بهار عربی و گسترش آن منجر به افزایش رقابت های منطقه ای در عراق شد. در این راستا، دو قدرت منطقه ای مهمی که در کنار جمهوری اسلامی ایران نقش اساسی در تحولات سیاسی عراق ایفا نمودند، ترکیه و عربستان سعودی بوده اند. در واقع، تحولات منطقه ای زمینه افزایش نفوذ این دو بازیگر را در عراق فراهم نمود. در این راستا، با توجه به اهمیت موضوع این پژوهش با یک رویکرد جامع بدنبال پاسخگویی به این سوال محوری است؛ ترکیه و عربستان سعودی بعد از نا آرامی های عربی و گسترش آن به عراق، چه سیاستی در قبال تحولات سیاسی عراق داشته اند؟ یافته های پژوهش بر این اساس است؛ گسترش ناآرامی ها در عراق منجر به ایجاد فرصت برای دو بازیگر منطقه ای عربستان سعودی و ترکیه با هدف قرار دادن جوامع هدف در عراق در راستای افزایش نفوذ سیاسی در معادلات عراق در رقابت با جمهوری اسلامی ایران شد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی بر مبنای روش کیفی و روش گردآوری داده ها منابع کتابخانه ای و اینترنتی است.
اهمیت آراء و اندیشه های پیتروینچ در شناخت مسائل سیاسی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی انقلاب اسلامی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
139 - 160
حوزههای تخصصی:
جهان اجتماع و انسانی، جهان فهم است و از پیچیدگی های خاصی برخوردار است این پیچیدگی شناخت راستین پدیده های را با دشواری هایی مواجهه ساخته است. همواره شناخت پدیده هایی که در قلمرو علوم انسانی و اجتماعی هستند محل بحث و گفتگو میان محققان و اندیشه ورزان برجسته این حوزه ها مطالعاتی بوده است. امّا این مناظره ها و گفتگوها تاکنون نتیجه بخش نبوده است. دلیل این ناکامی را باید در گسترش و توسعه جهانشمولی معرفت شناسی اثباتی جستجو کرد. معرفت شناسی اثباتی درصدد بود که علوم انسانی و اجتماعی را در سطح علوم طبیعی و تجربی قرار دهد و تفاوتی میان آنها قائل نگردد. این در حالی است که ماهیت علوم انسانی و اجتماعی با ماهیت علوم طبیعی و تجربی کاملاً متفاوت است. معرفت شناسی اثباتی علوم انسانی و اجتماعی را از فلسفه تهی کرد و شناخت پدید های این قلمرو را در تیرگی و ابهام قرار داد. سؤال مقاله این است که چگونه و از خلال کدام پارادایم فکری می توان اعتبار فلسفی را به علوم انسانی و اجتماعی برگرداند و از حاصل شناخت کدام پدیده ها و مسائل انسانی و اجتماعی می توان کامیاب شد؟ فرضیه این مقاله اینکه که از چشم انداز اندیشه و آراء پیتر وینچ می توان نگاه فلسفی را در علوم انسانی و اجتماعی احیاء کرد و از خلال آن به شناخت معتبر نسبت به پدیده های انسانی و اجتماعی در حوزه سیاست و فرهنگ دست یافت؟ با این برداشت که وینچ تنها فیلسوفی است که ارتباط میان علوم اجتماعی و فلسفه برقرار کرده و پدیده های اجتماعی را از چشم انداز اعتباریات یا قواعد اجتماعی مورد توجه قرار داده است واز نظر معرفت شناسی اثباتی رایج تبعیت نموده است.
تبیین امنیت ملی افغانستان در پرتو منازعۀ امریکا و ایران (2001-2021)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوره بیست ساله حضور امریکا در افغانستان پس از سال 2001 یکی از دوره هایی بود که طی آن کماکان منازعه و ناامنی در افغانستان رواج داشت. عوامل مختلفی برای این ناامنی می توان ذکر کرد که یکی از آنها، رقابت های خارجی در میدان افغانستان بوده است. اکنون که حضور مستقیم نظامی امریکا در افغانستان به پایان رسیده، فرصت مناسبی برای بررسی پیامدهای حضور این کشور برای امنیت افغانستان از منظرهای مختلف است. بنابراین، پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سوال است که رقابت و منازعه آمریکا و ایران چه پیامدهایی برای امنیت ملی افغانستان به همراه داشته است؟ فرضیه ی پژوهش این است که منازعه آمریکا و ایران در میدان افغانستان از بعد نظامی با افزایش منازعات مسلحانه، از بعد سیاسی با تضعیف دولت مرکزی، و از بعد اقتصادی با کاهش رشد مناسبات تجاری میان ایران و افغانستان باعث تضعیف امنیت ملی افغانستان شده است. جهت بررسی فرضیه از چارچوب نظری امنیت ملی و روش تبیینی استفاده شده است. در این راستا، از یکسو برخی مسائل منطقه ای و بین المللی مورد منازعه میان دو کشور و از سوی دیگر برخی اختلافات میان آنان در رابطه با افغانستان، زمینه ی رقابت و منازعه میان آنها در میدان افغانستان را فراهم آورده است. از این رو سیاست گذاری دو کشور در قبال افغانستان کاملا مبنای امنیتی داشته و پیگیری طرفین جهت تامین منافع ملی خود منجر به اقدام آنان علیه منافع یکدیگر در خاک افغانستان شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اقدامات مذکور پیامدهایی برای امنیت ملی افغانستان در ابعاد نظامی، سیاسی و اقتصادی به همراه داشته است.
منطقه ای شدن مداخلۀ قدرت های بزرگ و سیاست خاورمیانه ای روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور فهم چارچوب مند سیاست خاورمیانه ای روسیه نگاهی فراتر از ایده های غالب مطرح می کند. براساس دیدگاه های جریان اصلی، غرب نقش محوری در شکل دهی به سیاست خاورمیانه ای روسیه دارد و کم و کیف حضور خاورمیانه ایِ مسکو به طور عمده تابعی از سطح تنش و تشدید اختلافات روسیه با ایالات متحده بوده است. چنین ایده هایی بدون توجه به پویایی های بین المللی و پیچیدگی های محیط در حال تغییر خاورمیانه همچنان براساس یک ذهنیت تئوریک جنگ سردی از احیای نقش شوروی در منطقه و تصمیم روسیه در به چالش کشیدن ایالات متحده سخن می گویند. در مقابل، ایده اصلی این مقاله در عین بهره برداری از مفروضه های کلیدی جریان اصلی، به منطقه ای شدن سیاست و امنیت در خاورمیانه و نقش فزآینده کنشگران و پویایی های نوظهور منطقه ای تأکید می کند که ناگزیر گزینه ها، منافع و دغدغه های متفاوتی پیش روی مداخله قدرت های بزرگ به ویژه روسیه قرار می دهد. براساس چارچوب منطقه ای شدن مداخله قدرت های بزرگ، سیاست خاورمیانه ای روسیه و مداخله فزآینده آن در معادلات منطقه ای بیش از آنکه متأثر از متغیرهای سیستمیک همچون پویایی های روابط با غرب باشد، تحت تأثیر پویایی های سیاسی، امنیتی و اقتصادی درون خاورمیانه است که به طور فزآینده ای پیشران های تعیین کننده آن منطقه ای شده اند و فرصت ها و تهدیدات متنوعی را در حوزه های مختلف تروریسم، انرژی، فروش تسلیحات، و روابط خارجی با دولت های منطقه پیش روی رهبران عمل گرای روسیه گذاشته است. چنین حضوری برای روسیه به معنای بازگشت به طرح های تجدیدنظرطبانه و هژمونیک جنگ سردی نیست.
بازتولید اندیشه ایران شاهی در سیاست نامه های دوره اسلامی: مطالعه موردی خواجه نظام الملک توسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست پژوهی اسلامی ایرانی سال ۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۶)
184 - 219
حوزههای تخصصی:
به زبان ساده سیاست ایرانشاهی ریشه در اندیشه و ساختار حکومت های ایران باستان دارد. اندیشه ایرانشاهی به سان مبنای نظری حکومت های ایران باستان، به رغم تغییر و تحول متأثر از مناسبات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دینی، تا دوران معاصر و حداقل تا دوره سلطنت های جدید متأثر از اندیشه مونارشی غربی که ماهیت نظام ایرانشاهی را متحول ساخت، تداوم پیدا کرد. با این مبنا، هدف این مقاله بررسی تداوم سیاست ایرانشاهی در سیاست نامه خواجه نظام الملک توسی در دوران اسلامی ایران و زمام داری آل سلجوق است. روش این پژوهش کنش گفتاری کوِئینتن اسکینر و مبتنی بر فهم دوگانه متن(کتاب سیاست نامه) و بستر شکل گیری این متن است، البته داده ها به شکل کتاب خانه ای گردآوری شده اند. یافته پژوهش، نشان می دهد که سیاست نامه خواجه نظام الملک نه تنها تحت تأثیر اندیشه ایرانشاهی است بلکه این الگوی کهن حکومتی ایران به واسطه ترکیب با سنت اسلامی، تدوینی جدید یافته، به طوری که، شاه برگزیده خداوند است و در رأس هرم قدرت قرار می گیرد و حتی دگرگونی های جهان نیز تابعی از دگرگونی های سرشت شاهی تلقی می شود. نتیجه پژوهش این است که سیاست ایرانشاهی با قرائت خواجه نظام الملک، با حفظ ساخت و عناصر سنتی ایرانشاهی، به دنبال کسب، حفظ و گسترش قدرت و تحقق نظم و عدالت است.
Ukraine War as Fought on Iran’s X
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۷, Issue ۳, summer ۲۰۲۳
573 - 607
حوزههای تخصصی:
When the war broke out in Ukraine, this eastern European country started a successful resistance that pinned down the Russian army in many regions and created a stalemate that has sparked a war of attrition not only in Ukraine, but also on social media territories in other political spheres. This study investigates the way in which Ukraine war is represented -or to be more precise, fought- in the Iranian X. Data mining methods were employed to search, find and extract posts including “Ukraine war” -or “جنگ اوکراین” in Persian. Our main question was, how did Iranian X users position themselves with regard to war in Ukraine? Using Python, a popular social media research tools, 2027 relevant posts were extracted to show the way in which Iranian users position themselves with regard to Ukraine war. Results revealed that the two Iranian main political factions -namely Reformists and Fundamentalists- see this war not as a war of other countries, but that of their own. The pro-Western Reformists favor the Ukrainian side of the war and the pro-Eastern Fundamentalists favor the Russian side of the war. They fight on social media as though the Ukrainian war is their own war.
دیپلماسی انرژی چین در حوزه ی دریای خزر و تاثیر آن بر امنیت انرژی اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۴۵)
57 - 92
حوزههای تخصصی:
درنظام اقتدارگریز بین الملل هیچ قدرت برتری وجود ندارد که بتواند قانون و نظم را در سیاست بین الملل اجرا کند. از این رو، دولت ها برای تأمین امنیت خود باید بر توان مندی های داخلی خود تکیه کنند. چین برای رشد پایدار اقتصاد خود نیاز به تأمین بی وقفه انرژی دارد. این کشور تلاش می کند تا مسیرهای واردات انرژی خود را از طریق خطوط لوله تنوع بخشد. هم چنین پس از حمله روسیه به اوکراین در سال 2022، اروپا سعی کرده است تا مسیرهای واردات انرژی خود را از روسیه متنوع کند. منابع حوزه ی خزر جایگزینی برای هر دو طرف است. سؤال اصلی مقاله این است که آیا روندهای همکاری در حوزه دریای خزر در بخش انرژی از نظر وابستگی متقابل به سمت چین است یا اروپا؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که رشد پایدار مصرف انرژی چین و درگیری های کمتر در شرق دریای خزر باعث شده است تا همکاری های کشورهای حوزه ی خزر در بخش انرژی با چین نسبت به اروپا بیشتر باشد. نتایج نشان می دهد که چین رشد تولید ناخالص داخلی و شاخص توسعه انسانی پایداری را پس از اصلاحات اقتصادی خود تجربه کرده است. هم چنین، دیپلماسی انرژی چین در حوزه ی خزر با سه مفهوم ابتکار کمربند و جاده، سازمان همکاری شانگهای، و همکاری متقابل با کشورهای حوزه ی خزر تعریف می شود. به علاوه، درگیری های پیرامون حوزه ی خزر در غرب ماهیتی ژئوپلیتیکی دارد اما در شرق ماهیتی داخلی دارد. بنابراین روندهای موجود در حوزه ی خزر باعث شده است که گرایش کشورهای حوزه خزر به سمت چین باشد.
تبیین چالش ها و فرصت های ژئوپلیتیکی روابط ایران و مصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۴۵)
201 - 236
حوزههای تخصصی:
کنش و کنش متقابل روابط ایران و مصر در نظام جهانی و منطقه ای همواره مسائل جدیدی را در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا می آفریند و در واقع هرگونه رفتار دو کشور، ژئوپلیتیک مناطق یاد شده را با تغییرات گسترده مواجه می کند. در طی سال های اخیر، تحولات خاورمیانه، فرصت های ژئوپلیتیکی بی شماری را در راستای توسعه روابط دو کشور ایران و مصر فراهم کرده است که به این منظور، پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی ، تبیین چالش ها و فرصت های ژئوپلیتیکی روابط ایران و مصر را مورد مطالعه قرار داده است. این پژوهش عوامل سیاسی، منطقه ای و بین المللی را از چالش ها و موانع هم گرایی میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عربی مصر دانسته و رفع این موانع را موجب ارتقاء جایگاه منطقه ای دو کشور م داند و هم چنین فرصت ه ای ژئوپلیتیک و عوامل ژئواکونومیک را موجب افزایش هم گرایی های میان دو کشور می داند. در پژوهش حاضر، جامعه آماری را صاحب نظران و اساتید رشت ه های ژئوپلیتیک و روابط بین الملل تشکیل می دهند که حجم نمونه، تعداد 50 نفر بر اساس مدل کوکران تخمین زده شده و از آزمون میانگین در نرم افزار spss استفاده گردیده است. نتایج نشان می دهد که وجود آثار تاریخی با ریشه مشترک، عدم حساسیت دو کشور از هوّیت تمدنی یکدیگر و تغییر دولت مصر پس از حکومت حسنی مبارک، از فرصت های ژئوپلیتیکی موجود در راستای توسعه روابط محسوب می شود و عوامل داخلی و منطقه ای از موانع هم گرایی دو کشور می باشد.
استراتژی انگلیس در نفوذ فرهنگی به جمهوری اسلامی ایران و ارائه راهکارهای مقابله با آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۰ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۸
20 - 41
حوزههای تخصصی:
در انقلاب هایی که راهبرد خود را بر فرهنگ بنا می نهند، نفوذ فرهنگی مهم ترین اقدام دشمن در چرخش تدریجی باورها و فرهنگ نظام سیاسی است . (مسأله) اهمیت آگاهی از نفوذ فرهنگی باعث حفظ اقتدار نظام در مقابل دسیسه های دشمن می شود و اگر الگوی نفوذ فرهنگی مورد بررسی قرار نگیرد، قدرت کافی برای مقابله با تهدیدها و ناامنی ها وجود نخواهد داشت و موجب آسیب پذیری فضای امنیتی کشور خواهد شد. بنابراین از دیدگاه رهبری، نفوذ فرهنگی و فکری از همه انواع دیگر نفوذ خطرناک تر و مهم تر است. با توجه به اهمیت نفوذ فرهنگی، پژوهش حاضر، شناسایی فرایند استراتژیک انگلیس در نفوذ فرهنگی به جمهوری اسلامی ایران و ارائه راهکارهای مقابله با آن را مورد مداقه قرار خواهد داد. (روش) برای درک این فرایند، انجام یک مطالعه کیفی مورد نیاز است. جمع آوری اﻃﻼﻋﺎت مورد نیاز از راه مصاحبه های نیمه ساختار یافته انجام شد. انتخاب نمونه ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با فن گلوله برفی انجام گرفت و برای اطمینان از اشباع نظری 13 مصاحبه انجام شد و یافته ها جهت تبیین فرایند مدیریت استراتژیک در 5 گام احصا شد. (یافته ها) بر این اساس مهمترین استراتژی های نفوذ فرهنگی انگلستان عبارت بودند از: نفوذ هوشمند و روشمند، سیطره بر نخبگان، تفرقه افکنی دینی، تفرقه افکنی ملی، مهندسی ترجیحات، باورها و پنداره ها (یورش های شناختی)، محدودسازی کنش گری و تغییر رفتار ج.ا ا .
راهبردهای تصویرسازی رسانه ای از جنبش های مقاومت در جهان اسلام؛ موردپژوهی حشدالشعبی عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش با ارائه یک چارچوب مفهومی به تبیین سه اَبر نیروی موثر برتحولات منطقه غرب آسیا شامل؛ محور مقاومت، دولت های عربی ناهمسو با مقاومت، دولت های فرامنطقه ای مداخله گر و گفتمان ها و نیروهای اجتماعی سیاسی پیرو آنها پرداخته و پس از مرور زمینه های شکل گیری و جانمایی قانونی حشد الشعبی عراق(مساله)، با بهره گیری از نظریه های چارچوب سازی و انگاره سازی رسانه ای به تحلیل گفتمان(روش) حمایتی و پادگفتمان انتقادی رسانه ها پیرامون این گروه مقاومت می پردازد. پس از احصاء 64 محور رسانه ای(یافته)، تعمیق و نتیجه گیری دال های مرکزی این گفتمان ها بیانگر آن است که رسانه های پادگفتمان مقاومت در بخش درون مرزی عراق با راهبرد تحریکِ «گسل هایِ خفته مذهبی، قومیتی و نژادی» باطراحی 6 شکاف «تصویری ناسازگار از حشد الشعبی با امنیت ملی، نظم سیاسی و ساختار قانونی عراق» پرداخته و در بخش برون مرزی 4 راهبرد «وابسته نمایی به ایران»، «هراس انگیزی از توسعه فرقه گرایی شیعی»، «متحد سازی دولت های ارتجاع عربی بر علیه حشد»، «تولید جنبش های موازی حشد» و نتیجتاً تعارض آن با «امنیت و پایایی حکمرانی دولت های عربی منطقه» را به کار بسته اند. در مقابل رسانه های گفتمان مقاومت 2راهبرد «تبیینی با تشریح لایه ای» و «تقابلی با تولید ضد جریان» را با تمرکز بر تاثیر آن بر «تامین منافع ملی عراق» و «هم افزایی با گروه های مقاومت» طراحی نموده اند.
The Role of the United States in the Future of Iran-Russia Relations(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۴, Issue ۳۷- Serial Number ۱, Winter and Spring ۲۰۲۳
45 - 64
حوزههای تخصصی:
Iran and Russia have some common issues due to their geographical proximity; on other hand, these two countries have nearly identical perspectives on some regional and global political and security issues, and they can use their capacities to create a model of complementary cooperation between the two countries.Yet, political-security concerns on the regional and global levels, particularly with regard to US policy towards the two nations, have always impacted these collaborations. Examining the history of relations between Iran and Russia over the last four decades reveals that the United States of America has consistently played the most important and influential role in Tehran-Moscow relations.However, an examination of America's influence on the ups and downs of Iran-Russia relations reveals that this factor has established milestones in increasing Iran and Russia's common understanding of being on the same axis.The existing assumptions also show that, as a result of regional and international trends, cybernetic logic has emerged in the development of Iran-Russia relations with the goal of balancing the threat against America, which may lead to the realization of the Iran-Russia strategic alliance scenario.In this study, the trend effect analysis method is used to identify the role of the United States in the process of Iran-Russia relations, and the new and potential dimensions of Tehran-Moscow relations are identified as a result of the American component.
مقایسه کودتای 28 مرداد 1332 و کودتای ۱۸ تیر ماه ۱۳۵۹ نوژه با استفاده از طرح شبیه ترین نظام ها؛ ارائه چهارچوب مفهومی تحلیل کودتا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۱ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
131 - 160
حوزههای تخصصی:
کودتا به عنوان شکلی از تغییر رژیم های سیاسی، پدیده ای است که در بسیاری از کشورها ازجمله ایران به وقوع پیوسته است، در بین پژوهش های انجام شده اولاً کمتر به مقایسه کودتاها پرداخته شده، ثانیاً جای یک چارچوب مفهومی که توانایی تحلیل علل، روند و پیامدهای کودتا را به صورت توأمان داشته باشد، خالی بوده است. در مقاله پیش رو با استفاده از روش توافق و اختلاف میل، دو کودتای 28 مرداد 1332 و کودتای 18 تیر 1359 نوژه باهم مقایسه شده اند و شباهت ها و اختلافات دو کودتا ازنظر علل وقوع کودتا، روند اجرایی شدن دو کودتا و پیامدهای آن باهم مقایسه شده اند. نتیجه مقایسه این دو در دو جامعه پیش از انقلاب اسلامی و پس از انقلاب؛ این است که علیرغم تلاش های بیشتر و طراحی پیچیده تر و هزینه های بیشتر آمریکایی ها برای تغییر نظام سیاسی از طریق کودتا در جریان کودتای نوژه، به دلیل تغییرات بنیادین جامعه ایران پس از انقلاب این کودتا با شکست مواجه شد، هرچند ازنظر علل وقوع کودتا و روند اجرا شباهت های فراوانی بین این دو کودتا وجود داشت، در سطح پیامدها نیز نتیجه به دست آمده در مقاله نشان می دهد که موفقیت کودتای 28 مرداد توانست اولاً نفوذ آمریکاییها را در ایران بیشتر کند و ثانیاً به عنوان نمونه موفق در دیگر کشورها از سوی دولت آمریکا مکرر صورت پذیرفت؛ اما شکست کودتای نوژه جامعه انقلابی ایران را در برابر کودتاهای دیگر که در سالیان بعد رخ داد مصونیت بخشید. سؤال اصلی مقاله این است که کودتای 28 مرداد و کودتای نوژه از حیث علل پیدایش، روند اجرا و پیامدها چه شباهت ها و چه تفاوت هایی دارند.
تهاجم فرهنگی و نقض حقوق بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ هر ملتی متشکل از ارزش ها و باورهایی است که هویت افراد را مشخص می کنند که در طی روند جهانی شدن دستخوش تغییر و تحول و بعضاً تهاجم می گردد. توجه به پیامدها و خطرات تهاجم فرهنگی می تواند اثر همه جانبه و گسترده ای بر ابعاد مختلف حکمرانی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی داشته باشد و بر حاکمیت در قلمرو تأثیر بگذارد. تحقیق توصیفی تحلیلی حاضر، به دنبال شناخت مفهوم تهاجم فرهنگی و مصادیق مختلف آن از منظر حقوق بین الملل است. این پژوهش نشان می دهد هرچند نمی توان مدعی بود که امور فرهنگی انحصارا در صلاحیت ملی باقی مانده است، اما پروپاگاندا و نسل زدایی فرهنگی از مهم ترین مصادیق تهاجم فرهنگی هستند و حقوق بین الملل ابزارهای مختلفی ازجمله خودیاری، دفاع مشروع و تحریم فرهنگی را پیش روی دولت تحت تهاجم می گذارد و با بهره گیری از موازین عام مسئولیت بین المللی در جایی که تهاجم فرهنگی مغایر قواعد حقوقی بین المللی باشد می توان مسئولیت متخلفان را مطالبه نمود.
تحلیل راهبردی سیاست خارجی روسیه در غرب آسیا از دیپلماسی تا موازنه قدرت
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی روسیه در غرب آسیا، به عنوان یکی از عرصه های کلیدی رقابت ژئوپلیتیکی جهانی، طی دو دهه اخیر تحت تأثیر عوامل داخلی، منطقه ای و بین المللی تحولات چشمگیری یافته است. این مقاله با تمرکز بر حضور روسیه در منطقه، کنش گری آن در کشورهای عربی خلیج فارس (مانند عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی و کویت) و روابط با بازیگران کلیدی همچون ترکیه، ایران و رژیم صهیونیستی، به بررسی ابزارها و راهبردهای مسکو برای افزایش نفوذ می پردازد. سؤال اصلی پژوهش بدینگونه مطرح می شود که روسیه چگونه با بهره گیری از ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی و از طریق ائتلاف های چندجانبه و شکاف های منطقه ای، نفوذ خود را در غرب آسیا گسترش می دهد و با چه محدودیت هایی مواجه است؟ فرضیه پژوهش بر این پایه استوار است که روسیه با اتخاذ رویکردی عمل گرایانه و غیرایدئولوژیک، از طریق ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی و همچنین بهره گیری از ائتلاف های چندجانبه و شکاف های منطقه ای، توانسته نفوذ خود را در غرب آسیا گسترش دهد، اما این راهبرد با محدودیت های اقتصادی و رقابت های ژئوپلیتیکی قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای مواجه است. روش تحقیق در این مطالعه، رویکرد کیفی تحلیلی-تاریخی است که بر پایه بررسی اسناد رسمی روسیه (مانند مفهوم سیاست خارجی)، منابع ثانویه آکادمیک (مقالات و کتاب های مرتبط) و تحلیل محتوای کیفی رویدادهای کلیدی (از بهار عربی تا عملیات طوفان الاقصی) انجام شده است.