فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۴۴۱ تا ۱۶٬۴۶۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
از منظر عارفان مسلمان و برخی علمای علم اخلاق، قرب اختیاری به خداوند ماهیتی جز تخلق به اخلاق الله ندارد. در این تصویر، ابتدایی ترین پرسش ها این خواهد بود که آیا اساساً می توان خداوند را دارای اخلاق و متصف به صفات اخلاقی دانست؟ و آیا اساساً می توان همان اخلاق حاکم بر مناسبات انسانی را به خداوند نیز نسبت داد؟ این پژوهش با رجوع به قواعد کلی متخّذ از نصوص دینی و با عنایت به تحلیل های عرفانی صورت گرفته از آن و نیز بررسی تعاریف لغوی و اصطلاحی اخلاق در مناسبات انسانی، به امکان سنجی ثبوت اخلاق برای خداوند پرداخته است که با مواجهه ای اجتهادی و رویکرد استنادی، اصطیادی و استنباطی با قواعد، آیات و احادیث ناظر به موضوع و نیز تعریف واژه اخلاق، به این سؤال پاسخ داده است. با استناد به اصول هستی شناختی ای چون «ثبوت و تحقق اصل و منبع هر خیر و کمالی در نزد خداوند»، خُلق نیکو در میان آدمیان، منبع و مستند وجودی ای جز اسماء الله نخواهد داشت. احادیث ناظر به این موضوع که مستند ادعای عارفان گشته، بر فرض ضعف سند، بر اساس همین قواعد کلی تأیید می گردد. این در حالی است که واژه «اخلاق»، به لحاظ لغوی و نیز به لحاظ اصطلاحی، متمکن از تحمل انتساب اخلاق به خداوند است؛ به شرط آنکه با نقب زدن به روح معنا در هر یک از قیود توضیحی تعاریف، ساحت خداوند را از محدودیت های متبادر به ذهن به دلیل انصرافات حاصل از غلبه استعمال تعاریف در اخلاق حاکم بر مناسبات انسانی، پیراسته کنیم.
جایگاه حکمت نظری در کاربست هندسه معماری از جانب ریاضی دانان اسلامی دوره مورد بررسی قرون چهارم الی یازدهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنر و معماری اسلامی حاکی از جایگاه و کاربست علمی و حِکمی هندسه است. آموزش هندسه از جانب نظر و عمل به معماران توسط حاکمان و ریاضی دانان اسلامی انجام شده است. مهم ترین هدف، استفاده صحیح براساس اصول معرفتی و حکمی، جهت شناخت حقیقت است که با اتصال و آموزش آن با حرف و صناعات، هنر و معماری را دارای جهت و طریق معرفتی و علمی نموده است. موضوع اساسی افتراق شدید بین متخصصین ریاضی و همچنین گسست فراوان با حکمت و فلسفه اسلامی در معماری و هنر در دوره کنونی است که لطمات شدیدی بر ارکان معماری وارد نموده است. شناخت هندسه از جانب اساسی هنر و معماری اسلامی و طریقه کاربست آن اهمیت نگارش را نشان می دهد. روش تحقیق به صورت قیاسی در خصوص تحلیل منابع ریاضیات و هندسه عالمان و ریاضی دانان اسلامی جهت رسیدن به نتیجه و زمینه گرایی در بحث بستر فکری حکمی دوره چهارم الی یازدهم هجری می باشد. یافته اساسی این نگارش حضور فلسفه و حکمت نظری و عملی از جانب فرد صاحب حکمت در ارتباط با ریاضی دانان اسلامی است که در بررسی علمی و معرفتی هندسه در بعد نظری و عملی جهت هندسه مند شدن هنر و معماری اسلامی است. از این رو حکمت به واسطه هندسه در هنر اسلامی براساس مبانی جهان شناختی عالم مثال به سوی حقیقت متافیزیکی خود سوق داده می شود.
راهکارهای حلّ تعارض ظاهری عرفی بودن و ذوبطون بودن زبان قرآن؛با تأکید بر تفسیرآیه 103 نحل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال دوازدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۷
۴۵-۶۴
حوزههای تخصصی:
بسیاری از قرآن پژوهان با تکیه بر تفسیر آیات متعددی که زبان قرآن را «عربی مبین» و قرآن را «بیانٌ لِلناس» اعلام کرده اند، به «عرفی بودن زبان قرآن» نظر داده اند. از سوی دیگر همین اندیشمندان با تکیه بر روایات تفسیری و ظهور برخی از آیات دیگر به «ذوبطون بودن قرآن» معتقد شده اند. پذیرش توأمان این دو، به نوعی تعارض ظاهری می انجامد. این پژوهش که از نوع کتابخانه ای است و به روش توصیفی، تحلیلی به انجام می رسد ابتدا به تبیین تفسیر آیات مرتبط می پردازد و سپس راهکارهای پنجگانه ای را برای حل آن پیشنهاد می کند. نتیجه به دست آمده از این راهکارها آن است که بطون قرآن نیز بخشی از همان معارف و مقاصد نهفته در درون آیات نازل شده به زبان عرفی است، که طی فرایند مشخصی بر مخاطبان وحی مکشوف می شوند.
راهبردهای راهنمایی قرآن در فرهنگ عصر نزول در اندیشه مفسران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال دوازدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۷
۱۲۵-۱۴۶
حوزههای تخصصی:
یکی از پرسمان های برجسته و کاربردی در آموزه های هدایتی قرآن، روش های رویارویی و تعامل قرآن با مخاطبان است. این مقاله با هدف بررسی روش های روشنگری قرآن در پیوند با فرهنگ زمانه عصر نزول، نگارش یافته است. در این پژوهش با واکاوی گزارش های تاریخی و منابع تفسیری و با گردآوری گزارش هایی از سویه های فرهنگ زمانه، نمایان ترین روش های قرآن از آیات اتخاذ گردیده و مورد واکاوی قرار گرفته است. قرآن کریم با نگرش اصلاحی در هر زمینه ای، روش هایی مانند: سنجش و ارزیابی با منطق متعارف، روش ترکیبی از عقل معاش و نگرش معنوی، باورانندگی به رستاخیز، کاربست فروتنی، رعایت تدریج و ... را یادآور شده است. با الگوبرداری و بهره گیری از این روش ها، نیازهای ناظر به به سازی فرهنگ در سطوح گوناگون برآورده می گردد.
حوزه واژگانی «احساس تنهایی» در قرآن کریم و مقایسه آن با تعابیر روان شناختی
حوزههای تخصصی:
امروزه بشر با مشکلی «احساس تنهایی» دست به گریبان است. این احساس، دو جنبه دارد؛ یکی شناختی، احساسی و روانی و دیگری، روحی و معنوی. در این تحقیق با مراجعه به متون روان شناسی و آیات قرآن کریم، واژگان مربوط به احساس تنهایی با روش توصیفی تحلیلی، مفهوم شناسی شده است. هدف این جستار، شناخت واژگان قرآنی قابل مطالعه در موضوع یادشده است. با استفاده از داده های این نوشتار می توان پژوهش در حوزه احساس تنهایی را با تکیه بر قرآن کریم سامان داد. این مقاله ابتدا به شناخت واژگانیِ احساس تنهایی می پردازد و سپس حوزه معنایی آن را در روان شناسی مورد توجّه قرار می دهد. آنگاه حوزه واژگانی این مفهوم در قرآن کریم شناسایی می شود.
نقدی بر ماهیت معرفتی کلام سلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال هفدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۵
117-138
حوزههای تخصصی:
سلفی گری به مثابه یک مکتب اعتقادی و کلامی ریشه در جهت گیری اصحاب حدیث و دعوت احمد بن حنبل دارد و در دو سده اخیر نیز به صورت خاص بر باورهای ابن تیمیه تکیه داشته، ارائه افکار او به عنوان محور اصلی اندیشه سلفی، اقبال و ادبار متعددی را در پی داشته است. مساله تحقیق پیش رو آن است که با نگاه بیرونی و درجه دو به «کلام سلفی» می توان به مثابه یک منتقد، از هویت معرفتی کلام سلفی یاد کرده، و بر محور یک ساختار منطقی، مبانی و مسائل این مکتب فکری را نقد کرد . روش تحقیق و گردآوری مطالب،کتابخانه ای و اسنادی است و بررسی مبانی معرفتی، نقد هرمنوتیکی، تبیین کاستی ها در مطالعات علوم انسانی و علم دینی در مکتب سلفی، تضاد سلفی گری با اصول سلف و لزوم درونی سازی نقد کلام سلفی از اهم یافته های تحقیق است.
بررسی انتقادی برابری انتخاب ارثی، شناخت دینی و دلایل بر آمده از متون ادیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال هفدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۶
113-128
حوزههای تخصصی:
مسئله مقاله حاضر برابری انتخاب ارثی، شناخت دینی و دلایل برآمده از متون ادیان می باشد. هدف این تحقیق نشان می دهد که انتخاب ارثی، شناخت دینی ودلایل ادیان، برابر و یکسان نیستند. روش به کارگرفته توصیف و تحلیل عقلی می باشد. یافته ها، عوض شدن گسترده دین خانوادگی و قومی، برابری ادیان را رد می کند. شناخت های برآمده از متون هریک از ادیان با هم متفاوت و ناسازگار هستند. چنانکه عالمان هریک از ادیان مختلف با شناخت های یکدیگر موافقت ندارند. برخی ادیان مفاهیم و شناخت های ناسازگار از درون خود ارائه می دهند. دلایل ادیان نزد عالمان دیگر معتبر نیست. دین اسلام شناخت یقینی و دلایل منطقی همراه با بررسی سخنان مختلف را ملاک انتخاب دین دانسته است. چنانچه سازگاری مفاهیم درون دینی را لازمه حقانیت آموزه های دینی دانسته است. از این رو، دین اسلام با ارائه شناخت ها و مفاهیم سازگار، دلایل بیرونی و گسترش خیره کننده برابری ادیان را رد می کند
تمظهرات الصوفیه وإشراقاتها الروحانیه فی شعر نبیله الخطیب مقاربه تحلیلیه فی دیوان هی القدس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق الحضاره الاسلامیه سال بیست و چهارم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ (۱۴۴۳ه.ق) شماره ۲ (پیاپی ۴۸)
199-123
حوزههای تخصصی:
الشعر الصوفی تجربه أدبیه ذات سمات فنیه تسمو بالروح فوق الآفاق الروحانیه وتقرب من الذات الإلهیه، فیسیر بعض الشعراء المعاصرین فی مسارات معرفیه للانعتاق من الواقع المهیمن والحصول على مبتغاهم الفنی والوجودی. وقد شهدت إبداعات بعض الشاعرات العربیات کنبیله الخطیب الشاعره الأردنیه المعاصره تجربه صوفیه یجد القارئ فیها دلالات صوفیه تعکس فلسفتها ورؤیتها للکون، وتتبدّى تباشیر تلک الدلالات فی أنفاس دیوانها المسمّى ب هی القدس الذی تتمظهر فیه أفکارها الدینیه ورؤاها الروحیه الخصبه. ومن هذا المنطلق یهدف هذا البحث بمنهجه الوصفی والتحلیلی إلى دراسه آلیات تشکیل النصّ الصوفی وتمظهراته فی شعر الخطیب حتّى یکشف الفکره الصوفیه وموضوعاتها ورموزها لدیها. توصّلت الدراسه من خلال تحلیل قصائد دیوان هی القدس إلى بعض نتائج أهمّها: أنّ نبیله الخطیب شاعره ذات نزعه صوفیه، وقد تجلّت تلک النزعه فی هذا الدیوان الذی یغمر بالإشراقات الروحانیه، وقد ترجمت الشاعره العشق الإلهی وحب رسوله من خلال تعابیر وصور رائعه تکشف عن وجدانها الصادق. کما کشفت الدراسه أنّ التجربه الصوفیه عند نبیله الخطیب لم تکن تجربه معجمیه بل کانت تجربه روحیه تنحو باتّجاه العلوی ومشبعه بالقیم الروحیه وممتزجه وجدانیاً بالوعی الصوفی المنفتح على الأسمى والأنقى، الأمر الذی ظهر بوضوح فی اغترابها الروحی وحنینها الدائم إلى الوصل واللقاء بالذات الإلهیه المطلقه.
واکاوی در انگاره رویارویی دین و علم درمسئله کرونا بر اساس آموزه های قرآن وحدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه الهیات وعلوم تجربی موضوعی است که تاریخی به درازنای پیدایش هردوحوزه دارد. درین روند عده ای با جانبداری ازدین، ارزندگی دانش بشری را تنها در هماهنگی آن بادین می پندارند. ازسوی دیگر برخی با انحصار روشهای شناخت در علوم تجربی آزمون پذیر،آموزه های دینی را فاقد اعتبار خردپذیر میدانند. نوشتار حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با بهره از منابع کتابخانهای، برآن است تا در گام اول، رابطه میان علم ودین را براساس تعریف برگزیده از گستره آنها بازشناسد. و پس از آن به دیدگاه الهیات شیعی پیرامون بیماری های همه گیر و راهکارهای برون رفت ومحدودیت آن بپردازد. بر اساس یافته این نوشتار، تنگاره تعارض تنها میان معرفت دینی و معرفت علمی متصور خواهد بود نه ذات دین و علم. هم چنین بر اساس الهیات شیعی، نظام وقوع رخدادهای هستی بر قوانین ثابتی بنا نهاده شده که توسط اسباب مادی و معنوی به ثمر می نشینند. ازینرو روشهای مواجهه با پدیده ها از منظر آموزه های شیعی، به دو رده توصیه های خرد محور و راهکارهای معنوی افراز می گردد. نتیجه اینکه، مجموعه این روشها، بر نقش هم افزایی معرفت دینی با شناخت تجربی در بهبود زیست آدمی رهنمون هستند.
بنیان ها و علل شناختی و روشی شکل گیری شبهات از نظرگاه قرآن مجید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دستگاه و جریان شبهه سازی و انتقال شبهات از مؤلفه های گوناگونی مانند کانون های شبهه گری، بسترهای ایجاد شبهه، مواد اولیه استدلال، فرآیند استدلال و رویّه های انتقال شبهات سامان یافته است. درین میان، شناخت علل و بنیان های ایجاد شبهه، نقش مهمی در فرآیند پاسخ گویی به شبهات خواهد داشت. قرآن مجید، در قامت کتابی که به تبیین زیر بناها و پی رنگ ها می پردازد، افزون بر پاسخ گویی به موارد شبهه، به موضوع علل و بنیان های شکل گیری شبهه نیز توجه داشته است. پژوهش حاضر با درک گفتمان قرآنی درین موضوع، به روش اکتشافی- تحلیلی و مبنا قرار دادن قرآن و بهره از منابع کتابخانه ای، موضوع پیش گفته را به دو رده علل معرفتی و بنیان های روشی افراز کرده است. بر اساس دستاورد این نوشتار، مواردی چون شناخت ناکافی، خرافه گرایی، پیروی از سنن نادرست، کاربست پیش فرض های نادرست و جبر گرایی در شمار علل معرفتی ایجاد شبهات به شمار می روند. هم چنین روشهایی مانند قیاس نادرست، استقراء نادرست، پیگیری متشابهات، حصرگرایی روش شناختی، برخورد گزینشی و پیروی از گمراهان در سپهر روش شناختی قابل ارزیابی هستند.
بررسی تنگناها و مشکلات اجرایی طرح شهید بهنام محمدی و ارائه راهکارهای ارتقاء آن (مطالعه موردی استان زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضربا هدف بررسی تنگناها و مشکلات اجرایی طرح شهید بهنام محمدی و ارائه راهکارهای ارتقاء آن انجام شد. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی صورت گرفت. مشارکت کنندگان پژوهش شامل، فرماندهان نواحی و مسئولان حوزه بسیج دانش آموزی، مربیان، دانش آموزان، مدیران مدارس، معاونان پرورشی، اولیاء مدرس، هیئت امنای مسجد و امام جماعت مساجد بودند که تجربه عملی طولانی مدت، و اشراف کامل درباره فعالیت های طرح شهید بهنام محمدی در اختیار داشتند و از نزدیک درگیر این طرح بودند. انتخاب نمونه مورد مطالعه با استفاده از رویکرد «هدفمند» و با روش انتخاب صاحب نظران «کلیدی» و استفاده از معیار اشباع و مصاحبه عمیق با 50 نفر انجام گردید. بر این اساس تعداد مشارکت کنندگان در پژوهش بر اساس اشباع نظری تعیین شد. برای جمع آوری داده ها ازمصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد و تا رسیدن به حد اشباع نظری استفاده شد. یافته ها: داده های بدست آمده با استفاده از روش کدگذاری موضوعی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها در قالب کدهای باز،محوری وگزینشی سازماندهی شد.ازمجموع یافته های این پژوهش 250کدگذاری باز،22کدگذاری محوری و 5کد گذاری گزینشی در زمینه تنگناها و مشکلات اجرایی طرح شهید بهنام محمدی دسته بندی شدند. نتایج پژوهش نشان دادکه اجرای طرح در سطح آموزش و پرورش، سپاه و حوزه های دانش آموزی، مربیان، مساجد و خانواده ها به ترتیب با مشکلات و تنگناهای مدیریتی ،اقتصادی ،آموزشی ،اجتماعی و فرهنگی مواجه است. ولی بسیاری از اهداف این طرح اعتلای تربیتی در جامعه هدف تحقق یافته است. نتیجه گیری: مأموریت ها و اهداف بسیج دانش آموزی درزمینهٔ اجرای طرح به طور شایسته و مطلوب موردپذیرش مردم و بسیجیان قرارگرفته است و نهادینه شده است، منتهی در برخی از ابعاد و حوزه ها هنوز نیاز به ارائه تاکتیک ها و استراتژی هایی راهبردی است.
تبار شناسی علوم پزشکی از منظر احادیث(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی سال هشتم پاییز و زمستان ۱۴۰۰شماره ۱۵
226 - 244
حوزههای تخصصی:
علوم پزشکی در قرآن و حدیث، از جایگاه ویژه ای برخوردار است و در آنها اشاره ظریف و فراوانی به اسرار بدن و کارکردهای آن و مسائل بهداشتی و پیشگیری مطرح شده که شگفتی دانشمندان را برانگیخته است. تبارشناسی علوم پزشکی یعنی شناخت منشاء علوم پزشکی که آیا وحی الهی بوده - همان طور که انبیاء، با مدد از وحی الهی به درمان برخی از بیماری ها می پرداختند - یا تجربه بشری در گذر زمان است. مقاله پیشِ رو در پی پاسخ به این پرسش است که تبارشناسی علوم پزشکی از منظر احادیث چگونه است؟ پژوهش حاضر با روش تحلیلی- توصیفی و با استفاده از آیات الهی و دیدگاه مفسران و احادیث ائمه معصومانD سامان یافته و روش گردآوری مطالب آن کتابخانه ای است. این پژوهش به بررسی سه دیدگاه موافقان وحی الهی و مخالفان و نظریه تلفیق پرداخته و ادله آنها را به نقد کشیده است. نظریه تلفیق وحی و تجربه در تبار علوم پزشکی، عدم انحصار مباحث پزشکی در تغذیه یا درمان، عدم ورود پیامبران در اکثر شاخه های پزشکی و تشویق وحی در برخی از مصادیق تغذیه و طب و نقش بسزای تجربه بشر در رشد آن از نتایج این مقاله است.
نقد و بررسی مؤلفه های نظریه ی سرمایه ی جنسی براساس آموزه های اسلامی و اشارات آن برای تربیت جنسی زنان و دختران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، نقد و بررسی مؤلفه های سرمایه ی جنسی بر مبنای آموزه های اسلامی (آیات و روایات اسلامی) و تبیین اشارات آن جهت هدایت تربیت جنسی مطلوب زنان و دختران است؛ رسیدن به این منظور با مقایسه ی تطبیقی بین مؤلفه های سرمایه ی جنسی در غرب و اسلام انجام شد؛ سپس نقد و انتقاداتی با تکیه بر قران و روایات اسلامی به این نظریه ی غربی مطرح گردید و درنهایت اشارات و ارائه ی راهکارهایی جهت هدایت این سرمایه به منظور تربیت جنسی مطلوب زنان و دختران ارائه شد. پژوهش حاضر که به شیوه ی توصیفی- تحلیلی به رشته ی تحریر درآمده است از حیث ماهیت در زمره ی پژوهش های نظری و ازلحاظ هدف از پژوهش های بنیادی محسوب می شود. یافته های پژوهش بیانگر آن است که نظریه سرمایه ی جنسی مفهومی کاملاً ابزاری و تولیدی در جهان غرب است. اگرچه این نظریه راهکارهای ورود زنان به عرصه ی رقابت، تجارت و لذت جویی را نشان داده است در عوض موانع و چالش هایی عدیده ای برای زنان به وجود آورد که بر مبنای آموزه های اسلامی می توان برخی از مهم ترین انتقادات آن را در ترویج مفاسد اجتماعی - اخلاقی، بحران های خانوادگی و ازخودبیگانگی و...موردنقد و بررسی قرار دارد. همچنین این پژوهش راهکارها و تدابیر هدایت سرمایه ی جنسی به سمت تربیت جنسی مطلوب را بیان کرده است و آن را در منع زنان از حرکات و بازی با زبان بدن، مدیریت ارتباطات، پوشش مناسب و...نشان داد. بر همین اساس همگی یافته ها دال بر اهمیت و تمرکز این سرمایه در نظام خانواده و پرورش آن در راستای تعدیل روابط جنسی و تحکیم بنیان خانواده است.
عوامل مؤثر بر ارتقاء نقش تربیتی فرماندهان آموزشی یک دانشگاه نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر «شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقاء نقش تربیتی فرماندهان آموزشی یک دانشگاه نظامی است.» این مطالعه ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش توصیفی تحلیلی است و برای تحلیل داده ها به صورت ترکیبی (کمی و کیفی) از آمار توصیفی و تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش با عنایت به ویژگی های در نظر گرفته شده، 100 نفر از مربیان، فرماندهان و مدیران دانشگاه هستند، که به صورت هدفمند انتخاب شده اند. پرسشنامه این پژوهش محقق ساخته بوده که پس از جمع آوری مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته است. روایی پرسشنامه با محاسبه ضریب لاوشه حدود 9/0 و پایایی پرسشنامه با ضریب آلفای کرون باخ 899/0 مورد تائید قرار گرفت. محقق برای رسیدن به هدف با مراجعه به متون مربوط به تحقیق، اقدام به جمع آوری مطالب و تهیه مدل چارچوب نظری نموده. نتایج حاصل شده نشان داد که عوامل فردی با میانگین 61/4 و عوامل سازمانی با میانگین 42/4 مورد تائید هست.
تبیین الگوی «سبقت در تقرب» بر پایه تحلیل محتوای کیفی دعای کمیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۴ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
170 - 151
حوزههای تخصصی:
دعا در مکتب اهل بیت(ع) ضمن داشتن کارکردهای معنوی در خودسازی های فردی، بستر مناسبی برای پرورش نیروهای باب اهداف اجتماعیِ ائمه (ع) بوده است. الگوهای نظریِ مؤثر در نظامِ رفتاری، از متون ادعیه قابل استخراج است. از این میان، عبارات «أَسْرَحَ إِلَیْکَ فِی مَیَادِینِ السَّابِقِینَ» و «أَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَهً مِنْکَ» در دعای کمیل به مقامی برتر از تقرب یعنی «سبقت در قُرب» دلالت می دهد. بر این اساس دعای کمیل، بستر متنیِ مناسبی برای کشف الگوی مرتبط با تسابق در تقرب است. تبیین و ترسیمِ الگوی مفهومی فوق، مسئله اصلی تحقیق حاضر است که تلاش دارد با روش اکتشافی تحلیل محتوای مضمونی به آن پاسخ دهد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که دعای کمیل متنی یکپارچه و دارای انسجام محتوایی است. این دعا ضمنِ رفعِ یک نُقصان و مانعِ جدی در وادیِ تقرب إلی الله، مسیرِ سریع تری را برای سیرِ انسان در قُرب الهی پیشنهاد می کند. «مغفرت»، «عزت»، «خدمت»، «سِبقت» و «قُربت»، پنج مضمونِ محوریِ دعای کمیل هستند. این مضامین، نظامِ مفهومیِ کاملاً معناداری را شکل می دهند. «خدمت» به عنوان مفهومِ کانونیِ دعا، یک مقامِ أرضی و جوارحی است. در این مقام خادم درصدد یاری رسانی به تحقق کاری است که مخدوم اراده انجام آن را در زمین دارد. محرومیتِ مؤمن از مقامِ خدمت، معلولِ «نُقصان روحیِ ناشی از گناه» است و دستیابی به آن وابسته به «مغفرتِ دائم» می باشد. ورود مؤمن به وادیِ خدمت، به منزله ورود به عرصه «سبقت در تقرب» است.
نگاهی به تلاش های مینوی در باب احیاء میراث مکتوب به ضمیمه فهرست کتب عکسی نسخ خطی ترکیه ارسالی به کتابخانه ملی به قلم او
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۲ مهر و آبان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۱۹۰)
71 - 102
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر گزارشی از فعالیتهای میراثی استاد دکتر مجتبی مینوی است . نویسنده در این مقاله تلاش نموده ضمن طبقه بندی این فعالیتها در حوزه فهرستنگاری، تهیه میکروفیلم، تصحیحات متون کلاسیک و مقالات و یادداشت های او در این حوزه به معرفی و سابقه این نوع فعالیتها توسط ایشان بپردازد.
در پایان بر اساس سندی نویافته فهرست کتب عکسی که توسط مرحوم مجتبی مینوی در سال ۱۳۳۱ش. تحویل کتابخانه ملی شده است بازخوانی، تصحیح و ارائه شده است.
سرشت انسان در اندیشه هابز و ارزیابی پیامدهای اخلاقی آن بر مبنای آراء علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال یازدهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
209 - 244
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی، از طریق رجوع به اندیشه های انسان شناختی توماس هابز، درپی پاسخ به این سوال برآمده است که سرشت انسان در اندیشه هابز چگونه است؟ تا در پرتو آن و با نظر به اندیشه های علامه طباطبایی پیامدهای اخلاقی آن تبیین و ارزیابی گردد. رجوع به اندیشه های علامه در این خصوص، علاوه بر تبیین پیامدهای دیدگاه هابز، امکان مقایسه تطبیقی و نیز آشنایی با رای صحیح در خصوص هر مورد را فراهم می آورد. یافته های پژوهش نشان می دهد در تلقی هابز، انسان در حرکات و اعمال خود تابع امیال و انفعالات است به گونه -ای که حتی عقل او مسخر امیال و هیجانات او است. در نتیجه برای کنترل انسان، هابز دست یافتن به توافق جمعی و در نهایت به حاکمیت حاکمان تن دادن را می پذیرد، تا سازش میان انسان ها برقرار شود. نتیجه این دیدگاه دست شستن از پشتوانه حقیقی داشتن ارزش های اخلاقی است. در مقابل علامه چون از یک سو انسان را ملکی ملکوتی می داند، از سوی دیگر عقل را توانمند در شناخت حسن و قبح افعال می داند از پشتوانه واقعی احکام اخلاقی، ذاتی بودن حسن وقبح، صدق و کذب پذیری و برهان پذیر بودن آنها سخن می گوید. به اعتقاد علامه وضع و اجرای ارزش های اخلاقی توسط حاکمان- چنانکه هابز به آن اعتقاد دارد- تبعیت از هوای نفس را در پی خواهد داشت و موجب ظلم و ایجاد طبقات اجتماعی می شود. همچنین ضمانت اجرایی ارزش ها را از بین خواهد برد. بدین جهت علامه حقیقت مطلب را در تبیین دیگری جست و جو می کند.
نگرش انسان به رویدادهای زندگی از منظر مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره دوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
77 - 99
حوزههای تخصصی:
زندگی انسان از آغاز تا پایان حیات شامل رویدادهای مختلفی است که معمولاً در دو گروه خوشایند و ناخوشایند تقسیم بندی می شود. پرسش از چیستی و چرایی وقوع این رویدادها و چگونگی ارزیابی خوب و بد بودن آنها و همچنین بحث درباره ی نحوه ی مواجهه با این پیشامدها، از دغدغه های دیرینه ای است که هریک از مکاتب فکری و اعتقادی جهان، پاسخ های مختلفی به آن ها ارائه داده اند. در این میان، عارفان مسلمانی چون مولوی نیز به تفصیل در این باره بحث کرده اند. در پژوهش حاضر که به شیوه ی توصیفی-تحلیلی انجام شده است، علل وقوع رخدادهای خوشایند و ناخوشایند زندگی و همچنین نحوه ی برخورد انسان با این رویدادها از منظر مثنوی معنوی به عنوان یکی از امّهات متون ادبیات عرفانی بررسی می شود. در این راستا، نتایج پژوهش نشان می دهد از نظر مولانا در مثنوی، ضمن اینکه منشأ همه ی رویدادهای هستی اراده ی خداست، اما مطابق همان اراده ی الهی، دلیل وقوع پیشامدهای مختلف زندگی، یا عملکرد خود انسان است یا امتحانی برای سنجش و هدایت او به کمال. به نظر مولوی، معیار ارزیابی رخدادها، ظاهر خوشایند و ناخوشایند آنها نیست؛ بلکه چگونگی تأثیر آن ها بر رشد و کمال آدمی است. همچنین تسلیم، شکر و صبر، توصیه های مولوی برای مواجهه با پیشامدهای گوناگون زندگی است.
بررسی اعتبار استدلال انباشتیِ فیلیپ کویین بر اثبات وجودشناسانه اراده گرایی الهیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره دوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
101 - 122
حوزههای تخصصی:
بازخوانی مجدد نظریه امر الهی در سده اخیر سبب شده است که تقریرهای قابل دفاع تری از این نظریه ارائه شود. فیلیپ کویین یکی از فیلسوفان برجسته ای است که در آثار خود سعی دارد تا وابستگی وجودشناسانه اخلاق را به خدا در دین مسیحیت اثبات نماید. وی با تفکیک حوزه وظایف و ارزش های اخلاق ادعا می کند که وظایف اخلاقی به فرمانِ الهی و ارزش های اخلاقی به ذاتِ خوبِ خدا وابسته هستند. وی برای اثبات این ادعا از یک استدلال انباشتی بهره می برد و با ارائه چهار شاهد از سنت مسیحی نشان می دهد که مسیحیت از وابستگی وجودشناسانه اخلاق به خدا حمایت می کند. ماهیت عمل عبادی، اخلاق انجیل، هرمونوتیک کتاب مقدس و تبیین کلامیِ حاکمیتِ مطلق خدا شواهدی است که به عقیده کویین، تجمیع و انباشت آنها توانایی اثباتِ این ادعا را دارد. در این نوشتار پس از تبیین دقیق نظریه و استدلال کویین، با روشی تحلیلی، نشان داده خواهد شد که دلیل کویین اعم از مدعایش است. نکته محوری در نقد ارائه شده این است که نگارنده با پذیرشِ موجه و معتبر بودنِ استدلال انباشتی، به دنبال آن نیست که ناقص بودن هر یک از شواهد را به تنهایی نشان دهد؛ بلکه با پذیرش اینکه این شواهد تنها در کنار یکدیگر توانایی اثبات نتیجه را دارند، نشان داده خواهد شد که نتیجه ی اخذ شده در این استدلالِ انباشتی، مطابق با مدعای مطرح شده توسط کویین نیست. کویین مدعی است که اخلاق از منظر وجودشناسانه به خدا وابسته است؛ در حالی که استدلال انباشتی وی اصل وابستگی را به اثبات می رساند و نه نوع وجودشناسانه آن را به طور خاص.
بررسی مبانی و نظریات اصولیان درباره بحث صحیح و أعم
منبع:
مناهل سال ۱۳۹۹-۱۴۰۰ شماره ۱
107-123
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات پر بسامد علم اصول که در فرآیند استنباط به کمک مجتهد می آید، اتخاذ مبنایی صحیح در بحث صحیح و اعم است. این قلم بر آن است که با بررسی مختصری از نظریات و مبانی اصولیان مختلف، نوآموزان دانش اصول را با فراخی دامنه این بحث آشنا سازد تا از این رهگذر بتوان کارایی این علم در تصمیم گیری های مجتهد را نشان داد.