فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۸۱٬۲۲۴ مورد.
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
75 - 100
حوزههای تخصصی:
تحقیقات زیادی با رویکرد قمار و شرط بندی در حوزه ورزش ایران انجام شده است، این مهم زمینه را برای بررسی وضعیت این تحقیقات، یافته ها و رویکرد آن ها به خصوص از نظر اخلاقی فراهم نموده است. این مطالعه با هدف مرور نظام مند مطالعات حوزه قمار و شرط بندی با تمرکز بر رویکرد ورزش ایران انجام شده است. روش تحقیق از لحاظ ماهیت کیفی و از نظر هدف کاربردی است که از جنس مطالعات ثانویه و با رویکرد نظام مند بوده است. نمونه پژوهش شامل مقالات و پایان نامه های انجام شده در ایران با کلیدواژه های قمار، شرط بندی، لاتاری، گروبندی، شانس و بخت آزمایی در بازه زمانی 1344 تا 1402 به تعداد 70 مقاله و پایان نامه از بانک های اطلاعاتی sid, Magiran, Noormags, Ensani, Elmnet, Irandoc بوده است. نمونه های تحقیق بر اساس وضعیت کلی ساختاری، عملکردی، شناختاری و استنادی مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار تحقیق فهرست محقق ساخته ای بود که روایی آن توسط نخبگان و پایایی آن توسط مصححان مورد تائید قرار گرفت. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای اس پی اس اس نسخه 22 و نقشه ذهنی نسخه 10 بهره گرفته شده است. نتایج تحقیق بیانگر آن بود که در سال های اخیر روند چاپ مقالات افزایشی بوده است و اکثریت محققان در این حوزه مردان دارای تحصیلات حقوقی بوده است. غالب پژوهش ها فاقد روش شناسی و یافته های تحقیق بوده است. در تعداد قابل توجهی از مقالات به پدیده قمار به عنوان یک پدیده غیر اخلاقی نوظهور نگریسته شده و تلاش در جهت مقابله و تحریم آن با وضع قوانین یا اصلاح قوانین پرداخته شده و ابزار گردآوری اکثر مقالات روش اسنادی و کتابخانه ای بوده است.
طراحی الگوی سازمانی دولت خدمتگزار مبتنی بر حکمرانی متعالی برای سازمان های دولتی
منبع:
دین پژوهی و کارآمدی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
113 - 138
حوزههای تخصصی:
طی سال های اخیر، حکمرانی متعالی به عنوان یکی از روش های حکمرانی با الهام از اصول دینی و با تأکید بر اصل خدمتگزاری در جامعه مورد توجه قرار گرفته است. دولت خدمتگزار در کارآمدی سازمان های دولتی و کسب رضایت ارباب رجوع نقش زیادی داشته است اگر سازمان ها بتوانند عوامل اجرایی خود را با اصول دولت خدمتگزار بر مبنای حکمرانی متعالی طراحی نمایند کارایی آنها دوچندان افزایش خواهد یافت. بر این اساس هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی سازمانی دولت خدمتگزار مبتنی بر حکمرانی متعالی در سازمان های بخش دولتی است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش کیفی می باشد و در تحلیل داده ها از روش داده بنیاد و کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و انتخابی استفاده شده است. برای جمع آوری داده ها از ابزار مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق با خبرگان تا رسیدن به مرحله اشباع نظری استفاده شده است حجم نمونه که شامل پانل خبرگان می باشد، به تعداد 15 نفر از متخصصین آشنا به موضوع در دو بخش خبرگان علمی و اجرایی انتخاب شدند و با طی کردن مراحل اجرایی مطالعات کتابخانه ای، تدوین نظری مطالعه، انجام مصاحبه با خبرگان، تحلیل داده ها و طی سه مرحله کدگذاری، سرانجام مدل نهایی تحقیق با استفاده از روش اشتراوس و کوربین طراحی گردید. نتایج کدگذاری ها منجر به استخراج 287 کد باز، 46 کد محوری و 11 کد انتخابی گردید. در ادامه عوامل مالی-اقتصادی و عوامل ارتباطی به عنوان عوامل زمینه ای، عوامل سیاسی-قانونی و ارتباط با مشتری به عنوان عوامل علی، عوامل منابع انسانی به عنوان عوامل مداخله گر، عوامل فناوری و تصمیم گیری به عنوان راهبرد و عوامل سازمانی، مدیریتی و فرهنگی-اجتماعی به عنوان پیامدهای الگوی سازمانی دولت خدمتگزار مبتنی بر حکمرانی متعالی انتخاب شدند عوامل اخلاقی به دلیل تکرار در مصاحبه ها به عنوان مقوله محوری دولت خدمتگزار مبتنی بر حکمرانی متعالی انتخاب گردید.
تصویر فرهنگ "دیگری" در سفرنامه " اروپاگردی بر روی صخره های سیسیل" شفیق جبری
منبع:
نثرپژوهی عربی دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
48 - 64
حوزههای تخصصی:
تصویرشناسی به عنوان یکی از شاخه های مهم ادبیات تطبیقی، نقش بسزایی در شناخت ملل و اقوام از یکدیگر ایفا می کند و از طریق بررسی تصویر دیگری در متون، به درک بهتر از فرهنگ ها کمک می کند. دیگری پنهان در متن، از طریق تحلیل لایه های زیرین تصاویری که نویسنده توصیف می کند، به تدریج روشن می شود. فرهنگ به عنوان یکی از مفاهیم اساسی در شناخت ملل دیگر، به ویژه در سفرنامه های فرهنگی و گردشی که به طور مستقیم شاهد آداب و رسوم، اخلاقیات و عادات مردم هستند، اهمیت بسیاری دارد. در پژوهش حاضر، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، مهم ترین مفاهیم فرهنگی برای شناخت غرب در سفرنامه "اروپاگردی بر روی صخره های سیسیل" مورد بررسی قرار گرفته است. این سفرنامه از نظر نویسنده به لحاظ فرهنگی حائز اهمیت بوده و شامل ارائه نمونه هایی از متن سفرنامه است که به تحلیل آن مفاهیم می پردازد. علاوه بر این، نوع ارتباط و دیدگاه نویسنده در مواجهه با این فرهنگ ها بررسی و بیان شده است تا نشان دهد چطور تجربیات و مشاهدات او از سفر به غرب منجر به شکل گیری نگرشی خاص نسبت به فرهنگ های دیگر گردیده است. شفیق جبری، در مواجهه با فرهنگ غرب و دیگری، با تفاوت های فرهنگی عمیقی روبه رو می شود که بیشترین واکنش او احساس ترس، تنهایی و تعجب است. هرچند در برخی مواقع احساس شعف و تمایل به فرهنگ غربی نیز به او دست می دهد، اما این احساس به طرز قابل توجهی ناپایدار است و به سرعت جای خود را به نوعی غربت و تنهایی می دهد. او معتقد است که هرگز من شرقی اش قادر به ارتباط و الفت با فرهنگ دیگر غرب نخواهد بود. به همین دلیل، غرب را سراسر راز و رمز می داند و این نوع نگاهی که در او شکل گرفته، به روشنی بیان گر تعلق خاطر عمیق او به هویت شرقی اش است. احساسات متناقض او در رابطه با فرهنگ غرب، نه تنها نشان دهنده چالش های او در درک و پذیرش این فرهنگ است، بلکه تأکیدی بر ارزش ها و باورهای ریشه داری است که در فرهنگ شرقی اش نهفته است و به او احساس هویت و آرامش می بخشد.
The Scattered Nature of the Text and its Divine Origin: A Necessary Connection or Not? (A Case Study of the Quran and the Testaments)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of Interreligious Studies on the Qur'an and the Bible, Vol. ۲, No. ۱, Spring and Summer ۲۰۲۵
261 - 296
حوزههای تخصصی:
The Noble Quran and the Testaments share the common feature of being composed of various parts or chapters. These chapters are called "Surahs" in the Quran and "Books" in the Testaments. Unlike the Testaments, whose content mostly possesses a linear order similar to human books, with each book usually centered on a specific or general topic, the Surahs of the Quran—with the exception of the shorter Surahs and some collectively-revealed ones—typically lack a specific topic and order, appearing as if diverse and varied subjects are scattered throughout them (the "Scattered" nature of the Quran). Some believe the human-like order of the Testaments indicates their human origin, while the non-human order of the verses in the Quran's Surahs is a sign of its divine origin. However, according to this research, conducted using library resources and critical analysis method, neither the structure of the Testaments and their similarity to human books is proof of their non-divine origin, nor is the scattered structure of most long Quranic Surahs and their dissimilarity to the order found in most human books proof of its divine origin.
جایگاه فناوری در بخش شکلی حقوق کیفری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
79 - 94
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث حساس و مهم در قوانین شکلی نظام های حقوقی، بحث ادله و نحوه استناد و پذیرش آن ها جهت اثبات یا رد دعاوی خصوصی یا جزایی می باشد، به نحوی که به حق می توان گفت بدون وجود دلیل، اثبات ادعا ممکن نیست. حال با گسترش حوزه فناوری اطلاعات در تمام شئون زندگی انسان ها، نمی توان ادعا کرد کاربرد فناوری در اجرای مجازات حبس و یا اسناد و مدارک ناشی از کارکردهای این فناوری، جهت اثبات دعاوی راجع به آن هیچ جایگاهی ندارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی قابلیت استنادپذیری ادله الکترونیک، لزوم استفاده از ابزارهای فناورانه در کنترل و اجرای مجازات محکومان به حبس، آسیب های اجرای این روش و چگونگی کنترل های الکترونیکی محکومین به حبس است که به روش توصیفی تحلیلی نگارش گردیده است. نتایج نشان می دهد در حقوق کیفری ایران، نظارتِ الکترونیکی مسبوق به سابقه نبوده و برای نخستین بار این تدبیر در قانون جدید مجازات اسلامی و قانون آیین دادرسی کیفری به تبعیت از حقوق فرانسه در نظر گرفته شده است، از همین روی انواع ادله های الکترونیک در قالب اسناد، شهادت می تواند ازجمله فناوری های مؤثر در رویکرد اصلاح و بازنگری فناورانه در قبال رسیدگی های توأم با فناوری در کنار نظارت الکترونیک به جای حبس باشد.
تحلیل وجوه زبان قرآن در کارکردهای گزاره های تمثیلی اجتماعی
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
189 - 209
حوزههای تخصصی:
شماری از آیات قرآن، مشتمل بر گزاره های تمثیلی است و به منظور تفسیر درست، متقن و جامعی از متن قرآن، ضروری می نماید مفسران، در راستای دستیابی به مقاصد آیات، از شناخت وجوه زبان این گزاره ها و کارکردهای آنها برخوردار شوند و مکتب خویش را نسبت به نظرات «زبان شناسی» مشخص کنند. این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی بر اساس داده ها و اطلاعات کتابخانه ای به ویژه بهره جستن از کتب ادبی، بلاغی، تفاسیر متقدمین و متأخرین نگاشته شده است و در صدد دستیابی به پاسخ این سؤال است که زبان قرآن در کارکردهای گزاره های تمثیلی- اجتماعی از چه وجوهی برخوردار است؟ یافته های حاصل از آن عبارت اند از: چندوجهی، ذوجهات و ذواضلاع بودن زبان قرآن در بیان گزاره های تمثیلی و تک وجهی نبودن آن؛ به گونه ای که حقایق قرآن در قالبی ادبی و هنری به زبان تمثیلی و به صورت معرفت بخش و واقع گرا بیان شده است و از طریق کاربست این گزاره های تمثیلی، در عین تفهیم معنای سطحی و ظاهری گزاره ها، هم زمان معنای عمیق، باطنی و واقعی ورای ظواهر کلام نیز القا می شود و تخیل، توهم و کذب در آن راه ندارد و معنادار است. زبان مقدس آن، زبان اصلاحگر رفتارهای اجتماعی در اموری از قبیل عهدشکنی و انفاق نادرست است؛ افزون بر این، چند نوع دیگر از کاربست آن را در امور ذیل می توان برشمرد: زبان وحدت اجتماعی، زبان تعهدبرانگیزی در ثبات امنیت اجتماعی و زبان واقع گویی.
بررسی و ارزیابی ادله امتناع و امکان فهم فلسفی قرآن با تأکید برآراء صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۸۷)
7 - 27
حوزههای تخصصی:
بسیاری از فلاسفه بزرگ اسلامی به فهم فلسفی قرآن توجه خاص داشته و تعالیمی را که از این راه به دست آورده اند در قالب تفسیر فلسفی قرآن کریم نگاشته اند. در میان آنها، گسترده ترین تفسیر فلسفی متعلق به ملاصدراست. ایشان فهم فلسفی خود از آیات قرآن را در کتاب «تفسیر قرآن کریم» بیان کرده است. یکی از مباحث مهمی که درباره فهم فلسفی مطرح می شود، بحث امکان آن است که دیدگاه های متفاوتی درباره آن وجود دارد. عده ای قائل به امتناع آن هستند و برای این ادعای خود دلایلی ارائه کرده اند. عده ای دیگر هم به امکان و جواز آن باور دارند و با دلایل متعدد، به اثبات آن پرداخته اند. این پژوهش کوشیده است تا به پرسش های ذیل پاسخ دهد: آیا فهم فلسفی قرآن امری ممکن و مجاز است یا خیر؟ دیدگاه صدرالمتألهین در این زمینه چیست؟ پس از بیان دلایل موافقان و مخالفان فهم فلسفی قرآن و بررسی و ارزیابی آنها، با روش توصیفی و تحلیلی، تصویر روشنی از دیدگاه صدرا درباره امکان فهم فلسفی قرآن ارائه شده و زمینه ای برای اثبات هماهنگی فلسفه و قرآن، و در مراتب بالاتر، عدم تمایز عقل و دین فراهم آمده است.
سیاست جنایی تقنینی ایران در حفاظت از سلامت غذا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
129 - 142
حوزههای تخصصی:
حق بر سلامت غذا به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشری در نظام حقوقی کشورهای مدرن مورد قبول واقع و ابزارهای حمایت از این حق در گونه های سیاست جنایی تقنینی، قضایی، اجرایی و پیشگیرانه منعکس شده است. هدف مقاله حاضر بررسی این سؤال است که سیاست جنایی تقنینی ایران در حفاظت از سلامت غذا چگونه است. مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی موضوع مورد اشاره پرداخته است. یافته ها نشان داد باوجود آن که قوانین و مقررات در نظام حقوقی ایران در این حوزه منطبق با استانداردهاست، اما از جامعیت لازم برخودار نیست و پیشنهاد می شود قانونی جامع درخصوص حفاظت از سلامت غذا به تصویب رسد. در نظام حقوقی ایران نبود یک قانون جامع و مانع اعم از کیفری و حقوقی خاص سلامت و ایمنی غذا و تضمین آن، ازجمله ضروریاتی است که باید به آن توجه شود. نتیجه این که جرم انگاری و استفاده از سیاست جنایی تقنینی در حوزه حقوق جزا به تبعیت از اصل آخرین حربه باید به صورت موردی و گزینشی استفاده شود.
تبيين موقف الإمام السجاد(ع) من الحاكم الجائر في ضوء رساله الحقوق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الحوکمه فی القران والسنه المجلد ۳ ربیع ۲۰۲۵ العدد ۱
53 - 70
حوزههای تخصصی:
فی رساله الحقوق للإمام السجاد(ع)، یُعدّ حق الحاکم وواجباته فی النظام الاجتماعی أحد المحاور الأساسیه والبارزه. هذه الوثیقه القیّمه لا تقتصر فقط على عرض وجهات نظر الإمام بشأن حقوق الحکّام وواجباتهم، بل تُظهر أیضًا أنّ الإمام السجاد فی مواجهته للحکّام الجائرین اتّبع نهجًا مختلفًا عن أسلافه، وخصوصًا الإمام الحسین(ع). ففی حین کان الإمام الحسین یؤکّد على مبدأ النهوض ومکافحه الظلم لإصلاح المجتمع، اتّجه الإمام السجاد، بدلًا من الترکیز على المقاومه المباشره والانتفاضه العسکریه، إلى مفهوم "التماحُک"، معتمدًا سیاسه المداراه والإصلاح التدریجی. یُظهر هذا الاختلاف الجوهری فی النهج أنّ الإمام السجاد، بالنظر إلى الظروف الخاصه التی فرضها ذلک العصر، تبنّى استراتیجیه تکیفیه تهدف إلى الحفاظ على الإسلام والهویه الشیعیه. الهدف الرئیس لهذه الدراسه هو تحلیل الأسباب والخلفیات التی أدّت إلى تغیّر نهج الإمام السجاد(ع) فی التعامل مع الحاکم الجائر، بالمقارنه مع الإمام الحسین والأئمه الذین سبقوه. والسؤال الأساسی هو: ما العوامل الاجتماعیه والسیاسیه والثقافیه التی جعلت الإمام السجاد یُفضّل سیاسه المداراه والتماحُک على القیام المباشر؟ وما هی الفروقات فی الخلفیات الثقافیه وظروف العصر التی ساهمت فی تشکیل هذا النهج؟ تعتمد هذه الدراسه على تحلیل نصّ رساله الحقوق للإمام السجاد(ع)، باستخدام منهج التأویلیه (الهرمنیوطیقا) ونظریه القصدیه لسکینر. یتیح هذا المنهج فهمًا عمیقًا للسیاق الاجتماعی والسیاسی والتاریخی لعصر الإمام السجاد، ویکشف المعانی الضمنیه والأسس الفکریه للنصّ. کما تستند هذه الدراسه إلى مصادر مکتبیه ونصوص تاریخیه وفقهیه وحدیثیه، من أجل تقدیم تحلیل متعدد الأبعاد للأسس الفکریه والاجتماعیه والسیاسیه التی شکّلت نهج الإمام. بناءً على نتائج البحث، فإن عوامل مثل تراجع القیم الإسلامیه، الضغوط الاجتماعیه، الظروف الصعبه للإمام السجاد(ع) والشیعه، الانتفاضات المختلفه، وضعف التنظیم الشیعی، دفعت الإمام السجاد إلى تبنّی استراتیجیه تدریجیه تضمن استمراریه الإسلام والهویه الشیعیه فی مواجهه الحکّام الجائرین؛ خاصهً وأن عدد الشیعه قد تغیّر بشکل کبیر مقارنهً بعصر الإمام الحسین(ع)، وأصبحت الظروف أکثر صعوبه علیهم. النتیجه الرئیسیه هی أن رؤیه الإمام فی التعامل مع الحاکم الجائر تحوّلت من الترکیز على المقاومه العسکریه إلى نهج قائم على سیاسه المداراه، الإصلاح التدریجی، وتعزیز الإسلام والتشیّع بشکل متواصل. هذا النهج، لا سیما فی نصّ رساله الحقوق وفی السیاق الاجتماعی لتلک الفتره، یُظهر الإمام السجاد کنموذج للصبر، الحکمه، والتدبیر، حیث سعى إلى استبدال الانتفاضات المسلحه بأدوات ناعمه وثقافیه. الاستنتاج النهائی یُظهر أن تغییر نهج الإمام السجاد لم یکن تجاهلًا لحقّ المقاومه، بل کان قرارًا واعیًا واستراتیجیًا للحفاظ على بقاء الشیعه واستمراریه الإسلام. یمکن لهذا النهج أن یکون نموذجًا لفهم وتحلیل تحرّکات الأئمه والقاده الدینیین فی مواجهه الحکّام الجائرین والمستبدّین. کما أن هذه الدراسه تتیح فرصه للتفکیر فی السیاسات الناعمه والتدریجیه فی مجال الدین والسلطه، خصوصًا فی الظروف الحرجه والمعقّده، ویمکن أن تلعب دورًا مهمًا فی تفسیر النهج الموجود فی سیره الإمام السجاد(ع).
فقه اجتماع: موضوع؛ قلمرو؛ ویژگی ها و روش آن
منبع:
پژوهش های فقه اجتماعی سال ۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
25 - 40
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی فقه اجتماع از جهت قلمرو، ویژگی ها و روش بود. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و نشان داده شد که فقه اجتماعی نسبت به فقه فردی به لحاظ زمانی، جوان تر است. اما به لحاظ رویکردی، گسترده تر از فقه فردی بوده و تنها جنبه فردی و امورات شخصی را مطمع نظر قرار نداده؛ بلکه تکلیف حیات محیط و محاط بر فرد را هم در نظر گرفته و تلاش می کند که تکلیف مکلّف اجتماعی را هم روشن کند. البته این به معنای آن نیست که فقه فردی، دین را جدای از سیاست می داند یا به نقش مثبت یک حکومت متعهّد به دین در حمایت از اجرای احکام شریعت غافل است؛ بلکه به این معنا است که حکومت و سیاست، نقشی محوری در نگاه فقهی به مسائل ندارد. این رویکرد نیز، با توجه به جایگاه و نقش شیعه در حاکمیت سیاسی در ادوار تاریخی حیات شیعه، قابل توجه و قابل دفاع خواهد بود. یکی از برجستگی های فقه اجتماعی این است که، این رویکرد نمی تواند همانند فقه فردی با تشتّت و تکثّر در پاسخ های فقهی به مسائل کنار بیاید. چون در این رویکرد، فقیه تلاش می کند تا میان پاسخ های استنباطی به مسائل فقهی یک باب و ابواب فقهی مختلف، پیوند و انسجام منطقی برقرار نماید؛ نظیر پیوند میان اجزای یک مرکّب نظام مند.
بررسی و تحلیل مهم ترین مؤلفه های اقتصادی تمدن نوین اسلامی در تولید و مصرف، براساس روایات اهل بیت(ع)
منبع:
تاریخ اهل بیت سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
103-124
حوزههای تخصصی:
اقتصاد در تمدن نوین اسلامی، نه تنها ابزاری برای تأمین معیشت است، بلکه نقش کلیدی در ساختار انسانی و اجتماعی جامعه دارد. در پژوهش حاضر باهدف استخراج الگوی اقتصادی اسلامی برای تمدن نوین اسلامی، مؤلفه ها و اصول اقتصادی در دیدگاه اهل بیت (ع) بررسی شد. روش پژوهش، تحلیل محتوای متون دینی شامل قرآن کریم و روایات معصومین (ع) است که با استفاده از شیوه توصیفی- تحلیلی، مفاهیم و دستورالعمل های اقتصادی استخراج و طبقه بندی شد. یافته ها نشان می دهد که مؤلفه های اقتصادی در دیدگاه اهل بیت (ع) در سه حوزه اصلی قابل دسته بندی است: نخست، مؤلفه های مختص عرصه تولید شامل اهمیت معیشت و اقتصاد، جایگاه جهادی کار و اشتغال، تأمین معیشت کارگر در دوران از کارافتادگی، تقسیم کار و تعیین وظایف، خودکفایی و تولید نیازمندی ها، اهمیت کشاورزی، اهتمام به حقوق کارگر و بهره گیری از تمام فرصت های کاری. دوم، مؤلفه های مختص عرصه مصرف شامل میانه روی در مصرف، پرهیز از اسراف، انفاق و نوع دوستی و اهمیت پس انداز. سوم، مؤلفه های مشترک در هر دو عرصه شامل ضرورت آینده نگری در برنامه ریزی و اجتناب از تولید و مصرف کالاهای مضر و حرام. نتیجه گیری این پژوهش نشان می دهد که اصول اقتصادی اهل بیت (ع) جهانی، جاودانه و سازگار با تمدن نوین اسلامی است و می تواند به مثابه الگوی راهبردی در مدیریت تولید، مصرف و سیاست گذاری اقتصادی در جوامع اسلامی مورد بهره برداری قرار گیرد.
الزامات تحقق مدل توسعه انسانی در نظام قضایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
187 - 200
حوزههای تخصصی:
مدل توسعه انسانی یکی از اساسی ترین رویکردها در نظام قضایی است که تحقق آن تأثیر به سزایی در پیشگیری از جرم و تحول نظام قضایی دارد. بر همین اساس هدف مقاله حاضر، بررسی الزامات تحقق مدل توسعه انسانی در نظام قضایی ایران است. این مقاله توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی موضوع مورد اشاره پرداخته است. یافته ها بر این امر دلالت دارد که تحقق عدالت اجتماعی و رفع نابرابری درآمدی، شفاف بودن وضعیت اقتصادی، آموزش، افزایش سطح بهداشت، رفاه و امید به زندگی، رفع فقر و بیکاری و تقویت فرهنگ قانون محوری از الزامات تحقق مدل توسعه انسانی در نظام قضایی ایران است. تعریف پیشگیری از جرم به عنوان وظیفه قوه قضاییه تأثیر مهمی در تحقق توسعه مدل قضایی در ایران ندارد، زیرا توسعه انسانی دارای ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماهی، فرهنگی و سیاسی است که نیازمند یک رویکرد کلان و همکاری همه نهادی دولتی و غیردولتی است، البته ازجمله راهکارهایی که قوه قضاییه می تواند به عنوان محور و مسؤول اصلی در پیشگیری از جرم درجهت حصول به ویژگی فعال در تأمین بهداشت عمومی و قضایی در راستای توسعه انسانی در پیش گیرد، آن است که از طریق تعامل فعال با نهاهای حاکمیتی زمینه های مرتبط با توسعه انسانی را افزایش و وقوع جرم را به حداقل رسانده و براساس میزان نابرابری های موجود، در اندیشه متناسب سازی سیاست های جنایی باشد.
A Critique of the Exegesis of Verse 24 of Surah al-Nisāʼ by Translators and Commentators: Permissibility of Marriage with Married Captive Women of Disbelievers(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۰
89 - 114
حوزههای تخصصی:
The phrase "Illā mā Malakat Aymānukum (Except those your right hands possess)" in verse 24 of Surah al-Nisāʼ has been interpreted as permitting marriage with married captive women of disbelievers, as an exception to the prohibition of marriage with married women. The fundamental question is whether this translation, exegesis, and understanding of the mentioned verse has Quranic and historical support. The present study, using documentary and descriptive-analytical methods, aims to examine and clarifies the answer to this question in the verses of the Quran and historical reports, and arrives at the following findings: 1) The text and context of the Quranic verses regarding war and combat do not support such an interpretation; 2) There is no indication that "Except those your right hands possess" refers to prisoners of war; 3) Historical reports do not support the narratives cited by commentators; 4) Explicit rules regarding the treatment of prisoners of war in the Quran do not support this interpretation; 5) Considering the efforts of the Prophet of Islam (PBUH) towards the liberation of existing slaves in society, enslaving prisoners is contrary to this ethical practice of the Prophet (PBUH). The history of the Prophet's (PBUH) era can create a fundamental change in the understanding of the verse that forms the basis of its interpretation. These types of translations and interpretations may have a post-analytical basis and be influenced by the era of Islamic conquests
The Question of ‘How Are Synthetic A Priori Judgments Possible’ in Contemporary Islamic Philosophy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
According to Kant, the lack of progress in metaphysics is due to the fact that philosophers tried to solve metaphysical problems without examining the limits of our reason, and the outcome of these endeavors has been a dogmatic metaphysics fraught with contradictions and tensions. Then, after examining the types of cognition, he concludes that in order to determine the limits of reason's capacity, one must answer the question: “How are synthetic a priori judgments possible?” Some contemporary Islamic philosophers have sought to answer this question inspired by the teachings of Islamic philosophy. One solution involves resorting to conceptual relations that make the synthetic a priori judgments possible, while another solution is to deny outright the a priori/a posteriori and analytic/synthetic distinctions of cognition. In this paper, using a comparative-analytical method, I demonstrate that these two solutions are unsuccessful. The proposed alternative is to consider the possibility of such propositions as fundamental and in no need of further explanation. This suggestion seems to be simpler and fully consistent with the teachings of Islamic philosophy.
The Role of Knowledge and Practice in Human Happiness from the Perspective of Sadr Al-Mota'allehin(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
91 - 116
حوزههای تخصصی:
Are opinion (as the product and perfection of theoretical reason) and practice (as the result and perfection of practical reason) involved in the ultimate happiness of humans? Why and how? According to a well-known perspective, Sadr Al-Mota'allehin regards the perfection of theoretical reason as the foundational structure of ultimate human happiness and the perfection of practical reason as a means of removing obstacles toward achieving theoretical reason's perfection, which constitutes ultimate happiness. Furthermore, he advances a related theory suggesting that ultimate happiness not only stems from the knowledge derived from theoretical reason but also requires detachment from material concerns—a practical virtue and outcome of practical reason. This detachment is an intrinsic affirmative act within the core structure of ultimate happiness. In this view, the perfection of theoretical reason (knowledge) is the principal element of ultimate happiness, while the perfection of practical reason (virtuous dispositions) forms its supporting framework. Finally, Sadr Al-Mota'allehin identifies the highest human ascent as annihilation, where theoretical and practical faculties unify and merge in the Divine Essence, culminating in ultimate happiness.
نقش شهود و فراشناخت در تصمیم گیری کارآفرینان: راهکارهای اسلامی برای تقویت شهود و بهبود فرآیند تصمیم گیری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۰)
78 - 114
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی نقش شهود و فراشناخت در فرآیند تصمیم گیری کارآفرینان و ارائه راهکارهای اسلامی برای بهبود تصمیم گیری آنان پرداخته و با استفاده از تحلیل مفاهیم شهود و فراشناخت در ادبیات غرب و اسلامی، تأثیر این مفاهیم بر تصمیم گیری کارآفرینان را بیان نموده است. در ادبیات غرب، شهود به تصمیم گیری سریع و بدون تحلیل عمیق اطلاق می شود که به تصمیم گیری سریع کارآفرینان در مواقع عدم قطعیت کمک می کند ولی ممکن است دچار خطا بشوند. فراشناخت به افراد این امکان را می دهد تا با نظارت فرآیندهای شناختی خود، از آن ها برای بهبود تصمیم گیری ها استفاده کنند. در مقابل، از منظر اسلامی، شهود به عنوان یک فرآیند درونی و متافیزیکی که نتیجه تهذیب نفس و سلوک عرفانی است. در این چارچوب، حکمت از طریق ترکیب عقل، فطرت و عبودیت به دست می آید که شهود متعالی را در بر دارد و فراشناخت به عنوان ابزاری برای نظارت بر فرآیندهای شهودی و شناختی در تصمیم گیری های متعالی معرفی می شود. در این پژوهش که از نوع توصیفی-تحلیلی است و اطلاعات آن به روش کتابخانه ای جمع آوری شده است نتایج نشان می دهد که ترکیب شهود و فراشناخت به کارآفرینان کمک می کند تا تصمیمات بهتری اتخاذ کنند. این ترکیب در صورتی که با آموزه های اسلامی مانند تطهیر نفس، حکمت الهی و استفاده از منابع معنوی (قرآن، سنت و عقل هدایت شده) همراه باشد، به نتایج بهتری منتهی می شود. بنابراین، تصمیم گیری کارآفرینان باید مبتنی بر یک رویکرد چندبعدی باشد که ترکیب عقل، شهود و آموزه های دینی را در برگیرد تا از خطاهای شناختی جلوگیری شود و به تصمیمات بهینه و متعالی دست یابند.
مطالعه تطور تاریخی انگاره عدالت نزد مفسران قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عدالت از مفاهیم و ارزش هایی است که ادیان و مکاتب فکری بشر از هزاران سال پیش تاکنون بدان پرداخته اند. عدل که در لغت به معنای برابری و نقیض ظلم آمده در اصطلاح معانی مختلفی دارد و تا حدودی مبهم و چندوجهی است. واژه های مختلفی ازجمله عدل و قسط و در ده ها آیه قرآن کریم اهمیت و ضرورت عدالت در روابط فردی و اجتماعی بیان شده، با این همه انگاره عدالت نزد همه مفسران و مخاطبان قرآن کریم در ادوار مختلف یکسان تصویر نشده است. درواقع از سویی عدالت جنبه های مختلفی دارد و از سوی دیگر تصور و ذهنیت مفسران از عدالت در طی تاریخ تغییر کرده است. این جستار با روش کتابخانه ای و رویکرد توصیفی، تفسیر آیات مربوط به عدالت را در آثار تفسیری مطالعه و تحلیل کرده و نشان داده انگاره عدالت نزد مفسران در هر دوره تاریخی به گونه خاصی تعریف شده که در ادوار بعدی تکامل پیدا کرده است. عدالت قضایی به معنای بی طرفی و دادگری قاضی در هنگام داوری، نخستین انگاره عدالت نزد مفسران قرآن است. عدالت تکوینی به معنای عدالت در آفرینش و پدیده های هستی پس از پیدایی مکاتب کلامی در جهان اسلام و عدالت اجتماعی و اقتصادی انگاره های دیگری از عدالت هستند که پس از رواج مکاتب اومانیستی و سوسیالیستی در ذهن مفسران قرآن شکل گرفته اند. انگاره عدالت به معنای عدالت جنسیتی نیز در دهه های اخیر در آثار تفسیری یافت شده است.
جرایم فضای مجازی و چالش های اثبات در دادگاه
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 14
حوزههای تخصصی:
با گسترش روزافزون فناوری اطلاعات و ارتباطات، جرایم سایبری به یکی از چالش های بزرگ جوامع مدرن تبدیل شده اند. این مقاله به بررسی ابعاد مختلف جرایم سایبری و راهکارهای مقابله با آن ها می پردازد. در ابتدا، به تعریف مفاهیم پایه ای مانند هک، فیشینگ و کلاهبرداری اینترنتی پرداخته می شود. سپس، به مشکلاتی نظیر ردپای دیجیتال، پیچیدگی های حوزه قضائی بین المللی و نیاز به تخصص فنی در تحلیل داده های دیجیتال اشاره می شود. در ادامه، اهمیت بازنگری و به روزرسانی قوانین، تقویت همکاری های بین المللی، آموزش و توانمندسازی نیروهای قضائی و استفاده از فناوری در فرآیند دادرسی مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد که ترکیبی از این اقدامات می تواند به بهبود مبارزه با جرایم سایبری و ارتقاء امنیت فضای دیجیتال منجر شود
نقد ادله قرآنی و روایی قاعده مقاصّه نوعیه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه و اجتهاد سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
35 - 56
حوزههای تخصصی:
یکی از مشکلاتی که برای مکلّفین در تعامل با اهل سایر ادیان وجود دارد، اختلاف در احکام ملل و مذاهب مختلف است. یکی از قواعدی که در فقه شیعه برای حلّ این مشکلات مطرح شده است قاعده الزام است که به موقع آن می توان اهل ملل و مذاهب دیگر را به مقتضای دین خود الزام کرده و با آن معامله صحت نمود، قاعده مقاصّه نوعیه، بدیلی است که برای قاعده الزام مطرح شده است و ادعا شده ادله دلالتی بر قاعده الزام نداشته و بر قاعده مقاصّه نوعیه دلالت می کنند. با توجه به اینکه قاعده الزام، تطبیقات و اثرات زیادی دارد و از طرفی قاعده مقاصّه نوعیه ضیق تر است و به نحوی است که در شرائط فعلی جامعه ایران جاری نمی شود، لذا این مسئله ایجاد می شود که آیا ادله ای که ادعا شده است دلالت بر قاعده مقاصّه نوعیه دارد، از جهت سند و دلالت تمام اند؟ این نوشتار با روش تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای، در صدد این است که ادله قرآنی و روایی که برای این قاعده مطرح شده است را بیان و بررسی کند؛ تأمّل در این ادله برای ما روشن می کند که این ادله دلالتی بر مقصود نداشته و برخی از حیث سند و برخی از حیث دلالت مخدوش هستند و دلالتی بر مطلوب ندارند.
واکاوی فقهی حکم شهرت طلبی با تأکید بر اقدام جهت اینفلوئنسرشدن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه و اجتهاد سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
103 - 128
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مهم فقهی و اجتماعی در عصر حاضر، مقوله شهرت طلبی است. این پدیده که در گذشته در قالب مصادیق محدودتری در روایات اهل بیت: مورد توجه بوده است، اکنون با گسترش رسانه ها و فضای مجازی و به اقتضای عصر رسانه و فضای مجازی ابعاد گسترده تری یافته است. فعالیت های برخی افراد در فضای مجازی، مانند اینفلوئنسرها، به دلیل اهداف گوناگونی چون اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، یکی از مصادیق بارز این موضوع است. به طور مشخص، اقدام جهت اینفلوئنسر شدن، مستلزم اقدامات شهرت طلبانه است که بررسی فقهی دقیق آن، نیازمند واکاوی فقهی حکم شهرت طلبی است. این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و داده های فضای مجازی، مفهوم شهرت را با تمرکز بر مصادیق نوظهور آن یعنی شهرت طلبی در فضای مجازی از منظر فقه اسلامی بررسی کرده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شهرت طلبی، از جمله در قالب پوشش لباس خاص یا انجام رفتارهای جلب توجه کننده و شهرت ساز، ذاتاً حرام نیست؛ مگر آنکه به هتک حرمت یا وهن شأن مؤمن منجر شود؛ بنابراین، اقدام جهت اینفلوئنسر شدن از جهت عنوان شهرت طلبی، تنها در صورتی محکوم به حرمت شرعی است که مستلزم خوارشدن یا وهن شأن شخص یا مؤمنان دیگر شود.