فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۰۱ تا ۱٬۱۲۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
148 - 133
حوزههای تخصصی:
«تشبیه» و «تنزیه» به عنوان دو اصطلاح فنی و الهیاتی، از کاربردهای درون دینی و دلالت های برون دینی برخوردارند و به لحاظ مفهومی، برابرنهاد فرض می شوند. فرهنگ اساطیری یونان به اسلوبی ویژه مَحمِل و مَجلای کاربردهای دینی این دو اصطلاح تصور می شود؛ به طوری که ایزدان یونانی در مقام نظر، فراتر از ساحت تشبیه محض فرض شده اند؛ حال آنکه در مقام عمل، فصل الخطاب تشبیه و تنزیه را نمی توان در وصف ایشان به سادگی بازشناخت. ازآنجاکه ظاهراً واکاوی اصل و ابعاد این مسئله به لحاظ پژوهشی تا حدی مغفول مانده، پژوهش فراروی بر بنیاد این مسئله شکل می گیرد که قلمرو های معنایی، نسبت ها و پیامدهای تشبیه و تنزیه بر اساس گزارش های اساطیر یونانی کدام اند؟ یافته ها نشان می دهند که تشبیه در اساطیر یونانی معادل انسان شکل انگاری ایزدان به لحاظ شمایلی، احساسات و رفتار است؛ حال آنکه مقصود از تنزیه، غیریت ایزدان تنها از نظر نامیرایی و برخورداری از قوای فراانسانی است. تشبیه در اینجا موجِد درک همدلانه تر کنش های ایزدان می شود و تنزیه موجبات طلوع ایمان به اثربخشی داداری مطلقاً توانا و ستودنی را فراهم می کند. گرچه شاید ایزدان یونانی مطلقاً تشبیهی در نظر آیند، لیکن اصالتاً تنزیهی و متعالی اند.
تأثیر تشکیک خاصی وجود بر مبانی تعلیم و تربیت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۲۲
11 - 19
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر تشکیک خاصی وجود بر مبانی تعلیم و تربیت اسلامی است. تحلیل ابعاد مختلف تشکیک در وجود و ارتباط آن با مبانیِ معرفت شناختی، هستی شناختی، انسان شناختی و ارزش شناختیِ تعلیم و تربیت اسلامی مهم ترین هدف پژوهش حاضر است. یافته های این تحقیق که با روش توصیفی تحلیلی و با امعان نظر در اندیشه های فیلسوفانِ حکمت متعالیه، به ویژه صدرالمتألهین سامان یافته است حاکی از آن است که در حوزه معرفت شناختی، تشکیک در وجود به درک عمیق تری از مراحل رشد و تکامل معرفت انسان توجه می دهد و بر ضرورت طراحی برنامه ها و روش های آموزشی و تربیتیِ متناسب با این مراحل تأکید دارد. در حوزه انسان شناختی، این نظریه به شناسایی ساحت های وجودی انسان و درجات مختلف کمال و ضعفِ وجودیِ او کمک کرده، بر اهمیت راهنمایی و جهت دهی متربیان با توجه به غایت نهایی صحیح، در هر سه مرحله بینش، گرایش و توانش و متناسب با استعدادهای فردی تأکید می کند. تشکیک در حوزه هستی شناختی که از یک سو به نظام علّی به هم تنیده، و از سوی دیگر، به وابستگیِ تامّ انسان به علت هستی بخش اشاره دارد، ضرورت توجه به اصول الهی در فرایند تعلیم و تربیت را می نمایاند. همچنین، در حوزه ارزش شناختی، این نظریه با اثبات واقع گرایی اخلاقی، بر اهمیت تطابق اصول تربیتی با شرایط و توانایی های فردی و همسوسازی آنها با ارزش نهایی، یعنی قرب الهی تأکید می کند و اطاعت پذیری و مسئولیت پذیری را در پی دارد.
تحلیل ابعاد تربیت اجتماعی کودک بر اساس قرآن و نامه 31 نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۲۲
33 - 44
حوزههای تخصصی:
بنا بر اهمیت تربیت در طول تاریخ، منابع اسلامی اعم از قرآن، روایات و آثار اندیشمندان مباحث گسترده ای را به این مهم اختصاص داده اند و در مباحث مربوط به تربیت اجتماعی توصیه های متعددی به مربیان داشته اند، اما با توجه به اینکه اصطلاح تربیت اجتماعی قدمت چندانی ندارد در تراث مکتوب اسلامی، داده های موجود در این قالب بیان نشده اند. ازاین رو در این نوشتار سعی شده که با بهره گیری از ظرفیت های موجود در نامه ۳۱ نهج البلاغه که دیدگاه اسلام نسبت به تربیت اجتماعی را به بیان امیرالمؤمنین علی روایت می کند، ابعاد تربیت اجتماعی با روش توصیفی تحلیلی بیان گردد و به مستندات قرآنی آن اشاره شود. یافته ها بیانگر آن است که در نامه 31 نهج البلاغه، مسائل ناظر به تربیت اجتماعی کودک در پنج بعد معرفت اجتماعی، مسئولیت اجتماعی، عدالت اجتماعی، احسان وسازندگی و تنظیم روابط و مقررات اجتماعی، تبیین شده است.
حکمت یادکرد بدیهیات در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲۳
25 - 36
حوزههای تخصصی:
یکی از وجوه اعجاز قرآن کریم که از عصر نزول مورد تأکید قرآن پژوهان بوده، فصاحت و بلاغت خارق العاده (اعجاز بیانی) آن است. یکی از شبهات در این رابطه، وجود برخی آیات حاوی مطالب روشن و واضح است؛ همان گونه که پیچیدگی در کلام با اعجاز بیانی منافات دارد، توضیح واضحات نیز منافی با این وجه اعجاز است. مقاله حاضر با هدف پاسخ به این شبهه و با روش توصیف و تحلیل آیات به نگارش درآمده و نتیجه پژوهش این است که اولاً در اعجاز بیانی، تناسب سخن با مقام و موقعیت شنونده و محیط، تعیین کننده مقدار رسایی آن است. اگر شنونده نیاز به توضیح داشته باشد توضیح امر واضح، منافاتی با اعجاز بیانی نخواهد داشت. ثانیاً، مواردی که ادعای بداهت شده در سه دسته جای می گیرند گاه پندار بداهت وجود دارد و محتوای آیه آنچنان که ادعا می شود روشن نیست. گاه بیان مطلب واضح دارای هدف حکیمانه است که ذکر آن را معقول ساخته و متناسب با اعجاز بیانی است. برخی آیات نیز، بیان مطلب واضح دارای نکته ای بلاغی خاصی است که ذکر آن را معقول ساخته است.
بازخوانی روش تفکر سقراطی براساس مبانی حکمت صدرایی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
167 - 182
حوزههای تخصصی:
برای دستابی به واقع، انتخاب روش خردورزی مناسب، همواره مورد توجه فیلسوفان و اندیشمندان بوده است. از این رو مدل های مختلفی از خردورزی ارائه گردیده است که هر کدام برای دسترسی عقلانی به واقعیت، روشی را ارائه نموده اند. در این میان، سقراط حکیم به عنوان پایه گذار فلسفه آکادمیک، برای خردورزی روشی که مبتنی بر گفتگو و دیالوگ، انسجام پیدا می کند را ارائه کرده است. در این نوشتار سعی می گردد تا براساسِ مبانیِ موجود در فلسفه ملاصدرا، این روشِ خردورزی و فلسفه آموزی سقراطی، بازخوانی شود. این مُهم به روش تحلیلی – اسنادی، براساس استناد به مبانیِ معرفت شناسی و هستی شناسیِ حکمت متعالیه و تحلیلِ این مبانی، ناظر به روش خردورزیِ صحیح، انجام می گیرد. با بررسی انجام شده روشن می شود که اساساً خردورزی، با کشف خلأ معرفتی شروع گشته و پرسشگری نیز، باعث برون ریزیِ این خلأ می شود. بنابراین روش صحیح خردورزی، می بایست در قالب گفتگویی پرسش محور، صورت پذیرد. در این راستا می بایست پرسشگری مبتنی بر روش تفکر انتقادی و پاسخگویی نیز براساس روش تفکر خلّاق تحقق پیدا کند. این تحلیل به نوعی همان روشِ خردورزیِ سقراطی را تأیید می کند. بنابراین روش تفکر سقراطی نه تنها مغایرتی با مبانیِ حکمت صدرایی ندارد؛ بلکه صحیح ترین نوعِ خردورزی خواهد بود.
تبیین رابطه اخلاق و اقتصاد در مدینه فاضله فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
33 - 59
حوزههای تخصصی:
مساله پژوهش حاضر تبیین نسبت اقتصاد با اخلاق در نظام فکری فارابی است. او مدینه ها را به دو دسته عمده فاضله و جاهله تقسیم می کند و سپس به بحث از انواع فضایل می پردازد. ابونصر فارابی تصریح می کند انسان باید بکوشد خود را به زینت فضائل آراسته سازد و از رذایل و صفات ناپسند دوری جوید. فضائل به چهار دسته اصلی تقسیم می شوند که فضائل اخلاقی و فضائل عملی به معنای ایجاد فضائل جزئی در امت ها و اصناف، بخشی از آن ها به شمار می آیند. فارابی علاوه بر تاکید بر اکتساب فضائل اخلاقی و عملی، به مباحث اقتصادی و معیشتی عطف توجه می کند و در رساله سیاست تصریح دارد که انسان مکلف است در به دست آوردن مال و ثروت مبالغه کند و در کسب جاه و موقعیت های اجتماعی مجاهده ورزد. به این ترتیب فارابی تلاش در کسب مال و موقعیت های اجتماعی را در تعارض با اخلاق نمی داند، بلکه از وظایف اخلاقی افراد مدینه فاضله به شمار می آورد.
تحلیل تطبیقی روش شناسی معرفتی در حکمت متعالیه ملاصدرا و تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
203 - 230
حوزههای تخصصی:
حکمت متعالیه ملاصدرا و تفسیر المیزان علامه طباطبایی، دو قله برجسته در تاریخ اندیشه اسلامی به شمار می روند که در آن ها تعامل میان عقل، وحی و برهان به اوج کمال خود رسیده است. این پژوهش با تمرکز بر این دو اثر بنیادین، به تحلیل تطبیقی روش شناسی معرفتی آن ها می پردازد. هدف اصلی، تبیین چگونگی تعامل عقل فلسفی (برهان) و معرفت وحیانی (قرآن) در ساختار استدلالی هر یک و شناسایی مبانی، ابزارها و غایات مشترک و متمایز آن هاست. برای نیل به این هدف، از روش تحقیق کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تطبیقی استفاده شده که مبتنی بر تحلیل محتوای متون اصلی، به ویژه «الاسفار الاربعه» و «تفسیر المیزان» است. یافته ها نشان می دهد که هر دو اندیشمند در غایت نهایی یعنی اثبات اصول دین و تبیین نظام هماهنگ هستی اشتراک دارند. با این حال، روش شناسی ها از نقاط عزیمت متفاوتی برخوردارند: ملاصدرا در حکمت متعالیه، یک نظام فلسفی منسجم را بر پایه برهان عقلی بنا می کند و سپس به نحو مؤثری وحی و شهود را در آن ادغام می نماید؛ در مقابل، علامه طباطبایی در المیزان، از متن وحیانی قرآن آغاز کرده و با بهره گیری از روش تفسیری «قرآن به قرآن» و ابزارهای دقیق فلسفی و برهانی، به استخراج و تبیین معارف عمیق آن می پردازد. نقطه اوج این تعامل در الهام گیری ملاصدرا از آیات قرآن برای تکوین براهینی چون «برهان صدیقین» و استفاده نظام مند علامه از مبانی حکمت متعالیه برای تفسیر آیات پیچیده تجلی می یابد و از یک رابطه مکمل و دوسویه حکایت دارد.
تحلیل الخطاب الجندری فی روایه "التی تُعدُّ السلالم" لهدی حمد وفقا لنظریه ساره میلز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
9 - 34
حوزههای تخصصی:
الخطاب الجندری یلعب دوراً حیویاً فی تشکیل الهویه الجندریه عبر اللغه والسیاق الثقافی، حیث تتشکل مفاهیم الذکوره والأنوثه داخل الإطار الخطابی الذی یعکس توزیع السلطه بین الجنسین. یبرز هذا الخطاب الاختلافات الاجتماعیه والهیمنه والتمرد من خلال أنماط لغویه وسردیه تعکس العلاقات الجندریه. تساهم نظریه ساره میلز فی فهم هذه الظاهره من خلال تأکیدها أن الخطاب لیس مجرد أداه تواصل، بل وسیله لإعاده إنتاج التراتبیات الاجتماعیه والهیمنه الجندریه. یهدف هذا البحث إلى تحلیل مظاهر الخطاب الجندری فی روایه "التی تُعدُّ السلالم" لهدى حمد وفق آراء ساره میلز. وقد اتبع هذا البحث المنهج الوصفی – التحلیلی. أظهرت النتائج أن الخطاب الجندری یتجلى على المستوى المعجمی من خلال استخدام تعبیرات تُظهر الصراع بین سلطه ذکوریه مهیمنه وصوت نسائی متردد ظاهریاً لکنه یحمل مقاومه ضمنیه. أما فی المستوی النحوی للجمل، فهناک تباین واضح بین لغه المرأه التی تتسم بالحسم والاختزال، ولغه الرجل التی تعکس سلطه ووصماً اجتماعیاً. کما یعکس الخطاب الکلی کیفیه إعاده إنتاج التراتبیات الأبویه من خلال تقدیم الذکور کرموز للسلطه، مقابل تهمیش مستمر لصوت المرأه، وهو ما یتماشى مع تحلیل ساره میلز لآلیات الکبت والصمت فی الخطاب النسائی.
دراسه نفسیه فی شخصیات روایه "أرواح کلیمنجارو" فی ضوء نظریه الاختیار لجلاسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
121 - 147
حوزههای تخصصی:
لایزال النقد النفسی یحتلّ مکانه مرموقه فی الدراسات النقدیه؛ حیث إنه یساعد الباحث على تحلیل الشخصیات الروائیه. ویعدّ ولیام جلاسر أحد علماء علم النفس الحدیث الذی بحث عن جذر المشکلات السلوکیه فی الإنسان عبر نظریه الاختیار التی تسعى إلى تلبیه الحاجات مع الحفاظ علی حقوق الآخرین واختیار السلوک والتحکم فیه وقبول المسؤولیه الفردیه والترکیز علی السلوک الحالی ومناشده الفطره السلیمه. وبناء على هذه النظریه، یختار الإنسان سلوکا یهدف إلی تلبیه إحدی الحاجات الأساسیه الخمس: البقاء والانتماء والقوه والحریه والمتعه. أما مشکله البحث فهی تکمن فی تحلیل روایه "أرواح کلیمنجارو" لإبراهیم نصرالله، وهی تحکی عن الشخصیات بالجنسیات المختلفه ضمن اتخاذ القرار علی الصعود إلی قمه کلیمنجارو جمع التبرعات لمعالجه الأطفال المصابین، وذلک فی ضوء "نظریه الاختیار" بالاعتماد على المنهج الوصفی والإحصائی. والنتائج التی توصّل إلیها البحث کالآتی: تحتلّ الحاجه إلی الحب والانتماء فی الشخصیات نسبه کبرى (38%)، والحاجه إلی القوه (31%) والحاجه إلی الحریه (19%)، کما أنّ الحاجه إلی البقاء تحتلّ (6%) والحاجه إلی المتعه (6%)؛ وبالتالی، ثمه شیئان أساسیان یدفعان الإنسان إلی السعی تجاه حیاته وأسرته وشعبه هما الحب والانتماء، وکذلک التعایش السلمی فی ظلّ الأمان هو الشئ المهمّ الذی جعل المتطوعین یشارکون فی هذا المشروع الإنسانی دعماً للشعب الفلسطینی.
جرم انگاری بی حجابی با تأکید بر قاعده نفی ضرر؛ چالش های نظری و حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
49 - 60
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر به ویژه، بحث حجاب به یکی از موضوعات مهم اجتماعی تبدیل شده است که درخصوص آن اختلاف نظر وجود داشته و برخی مخالفان بی حجابی معتقد به جرم انگاری و استفاده از ضمانت اجرای کیفری برای بی حجابی هستند. مقاله حاضر درصد بررسی جرم انگاری بی حجابی با تأکید بر قاعده نفی ضرر و چالش های نظری و حقوقی آن است. این مقاله توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی موضوع مورد اشاره پرداخته است. از منظر قاعده لاضرر، عدم رعایت پوشش می تواند باعث خسارات جبران ناپذیر روحی و روانی و برهم زدن آسایش افراد گردد. قاعده لاضرر که توسط فقیهان عامه و خاصه، پیوسته در مورد خسارات مادی به کار رفته است، با تحلیل روایت مأثوره از پیامبر اکرم (ص) می تواند در مورد زیان های معنوی نیز به کار رود، اما جرم انگاری بی حجابی از منظر قاعده لاضرر با چالش های جرم شناختی مواجه است. اصول حاکم بر جرم انگاری جامعه شناختی، ازقبیل اصل پدرسالاری یا حمایت گرایی قانونی و یا حمایت گرایی اخلاقی برای جرم انگاری عدم رعایت پوشش در جامعه دینی مناسب نیست، بلکه حکومت اسلامی می تواند با توسل به آیات و روایات و تمسک به اصل تکلیف مداری احکام الهی و به لحاظ اصول خسارات باری معنوی در بی حجابی و توجیه ناپذیری آن، آزادی های افراد را محدود و مبادرت به جرم انگاری و درنهایت تعزیر مستنکفین آن نماید.
سیاست جنایی ایران و آمریکا در حمایت از آسیب معنوی بزه دیده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
225 - 236
حوزههای تخصصی:
آسیب معنوی، مجموعه صدماتی است که به روحیه شخص وارد می شود و سبب هتک حیثیت فردی، اجتماعی، شغلی و خانوادگی بزه دیده می شود. از نظر مصداقی، آسیب معنوی در حقوق ایران متوجه حیثیت و شرافت شخص می گردد و بارزترین مصداق آن ماده 14 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 است و در حقوق آمریکا، آسیب معنوی باعث نقض حریم خصوصی شخص بزه دیده می شود. عدم تعریف دقیقی از آسیب معنوی سبب سردرگمی در جبران آسیب معنوی شده است. سیاست جنایی برای حمایت از آسیب معنوی باعث می شود که اعتماد به دستگاه قضایی افزایش یابد، زمینه بزهکاری ثانویه از بین می رود و گرایش به انتقام شخصی کاهش می یابد. هدف از این پژوهش مطالعه تطبیقی سیاست تقنینی حقوق ایران و آمریکا در حمایت از آسیب معنوی بزه دیده است. روش انجام این پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی است که با نگاهی تطبیقی به موضع فقها، حقوق ایران و آمریکا می پردازد. یافته ها حاکی از این است که آسیب معنوی در قانون مجازات اسلامی مصوب 1392، آیین دادرسی کیفری مورد اهمیت قرار گرفته است. حمایت و جبران خسارت از آسیب معنوی برای بزه دیده شامل ضرر و زیان های مادی و معنوی ناشی از جرم است. در حقوق آمریکا برای حمایت از بزه دیده روش عذرخواهی و غرامت در نظر گرفته شده است که به معنای پذیرش مسؤولیت فرد مقصر می باشد، درنتیجه آسیب معنوی از نظر حقوق ایران و آمریکا پذیرش شده است و در حقوق این دو کشور جبران مالی و غیرمالی راهکار ترمیم آسیب معنوی است.
بررسی و تحلیل تضادهای فقه شیعه و حقوق بشر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی حقوق بشر دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
35 - 54
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : بررسی نسبت میان فقه شیعه و حقوق بشر یکی از مسائل اساسی و پرچالش در حوزه فقه تطبیقی و حقوق معاصر به شمار می رود. فقه شیعه به عنوان نظامی مبتنی بر نصوص دینی، سنت معصومین و اصول عقلانی، در مواجهه با اصول حقوق بشر مانند کرامت ذاتی انسان، آزادی های بنیادین و برابری حقوقی، گاه در حالت تعارض و گاه در تلاش برای هم گرایی قرار گرفته است.
مواد و روش ها : این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد اجتهادی انجام شده است.
ملاحظات اخلاقی : در تدوین این مقاله، اصول اخلاق پژوهش کاملاً رعایت شده و تمامی منابع علمی مورد استفاده به صورت شفاف و دقیق ذکر گردیده اند. از هرگونه برداشت غیرمستند و تفسیر ناصحیح از متون دینی یا حقوقی پرهیز شده است.
یافته ها : یافته های تحقیق نشان می دهد که بسیاری از تعارض های ظاهری میان فقه شیعه و حقوق بشر، ریشه در قرائت های سنتی و غفلت از ظرفیت های درون فقهی دارد. مفاهیمی همچون کرامت ذاتی، عدالت، عقل، قواعد ثانویه، و زمان مندی احکام، می توانند به عنوان ابزارهایی کارآمد در جهت بازسازی فقه به کار گرفته شوند. همچنین، نظریه های بدیلی همچون فقه اجتماعی، فقه المصالح و اجتهاد نواندیشانه، زمینه را برای تعامل تطبیقی فراهم می کنند.
نتیجه : فقه شیعه دارای قابلیت هایی است که در صورت بازنگری روش شناختی و توجه به واقعیت های اجتماعی، می تواند با اصول بنیادین حقوق بشر وارد گفت وگویی فعال و سازنده شود. بازخوانی نصوص بر پایه عدالت، زمان مندی و عقلانیت، نه تنها به اصلاح حقوقی داخلی در کشورهایی مانند ایران کمک می کند، بلکه موجب ارتقاء جایگاه فقه امامیه در گفتمان جهانی عدالت نیز خواهد شد.
تبیین و ارزیابی مبنای کارن بائر در مورد «تأثیر بافت فکری و شرایط اجتماعی بر تفسیر»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات «زن و جنسیت» در دهه های اخیر توجه پژوهشگران معاصر را به خود جلب کرده است. در این میان برخی از اندیشمندان حوزه مطالعات اسلامی میان مطالعات جنسیت و جایگاه زن در قرآن، پیوند ایجاد کرده و در تحلیل های خود به تفاسیر مفسران بر آیات مربوط به زنان رجوع کرده اند. کارن بائر در کتاب سلسله مراتب جنسیتی در قرآن: تفاسیر کهن، پاسخ های نو به بررسی آرای عالمان مسلمان بر تفسیر آیات ناظر به «سلسله مراتب جنسیتی» پرداخته است. از میان مبانی مختلفی که بائر در پژوهش خود اتخاذ کرده، «تأثیر بافت فکری و شرایط اجتماعی بر تفسیر» مهم ترین دیدگاه او محسوب می شود که مبنای نظری او را شکل داده است. بائر پرداختن به دغدغه های اجتماعی را در نتیجه تغییر بافت فکری عالمان مدرن و مبنای مشترک آنان می داند که به مرورزمان باعث تغییر روش نگارش تفاسیر شده است. از میان عالمان مدرن، محافظه کاران با پای بندی به تفاسیر پیشین، توجیهات علمی و عقلی را در دفاع از آن ها می آورند، در مقابل، تجدیدنظرطلبان در پی آن هستند که تفاسیری متناسب با نیازهای عصری ارائه دهند، از همین رو، ضمن دخالت دادن معرفت های پیشینی خود و به کارگیری «هرمنوتیک تفسیری»، به بازتفسیر آیات می پردازند. این در حالی است که باید به مجرای موجه و مجازِ پیش دانسته ها در تفسیر توجه داشت و از تحمیل پیش دانسته ها بر متن و تفسیر به رأی اجتناب کرد. علاوه براین، باید توجه داشت ارائه «تفسیر عصری» باید ضابطه مند و با هدف پاسخ به پرسش های عصر و زمانه باشد، در غیر این صورت به «عصری انگاری معرفت دینی» و «تکثرگرایی فهم ها» می انجامد که با هدف هدایتگری قرآن در تعارض است. در پژوهش حاضر، تأثیر بافت فکری و شرایط اجتماعی بر تفسیر در آیات ناظر به سلسله مراتب جنسیتی تبیین و نتایج مبتنی بر آن به روش توصیفی-تحلیلی ارزیابی می شود.
وجوه اجتماعی حجاب: بازخوانی متن و دیدگاه های اندیشمندان معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بازخوانی وجوه اجتماعی حکم حجاب، از دو منظر متن (قرآن) و فهم آن ( دیدگاه های عالمان دینی معاصر) است. یافته های پژوهش که با روش توصیفی و تحلیل محتوا انجام شد، نشان داد، آیه ۵۹ احزاب با معرفی نوع خاصی از پوشش (جلباب) به عنوان نماد هویت اجتماعی زن مسلمان، به صراحت حکم حجاب را به وجهی اجتماعی گره زده است. همچنین دستورات متعدد آیات سوره نور برای حفظ عفت اجتماعی، با جزئیاتی همراه است که بنا به اقتضای شرایط اجتماعی و فرهنگی، می توانند متغیر باشند. از طرفی، سیر تحول دیدگاه اندیشمندان دینی نشان داد با اینکه ایشان بر ضرورت حفظ حجاب، اصرار دارند ولی فهم آن ها از این مقوله، به تناسب اقتضائات فرهنگی زمانه، تحولات معناداری را دربرداشت که از بازنگری جزئی تا تغییری بنیادین در نگرش نواندیشان دینی بدین حکم را دربرمی گرفت. برآیند این یافته ها، حاکی از همخوانی نص و فهم آن در صحه نهادن به وجوه اجتماعی حکم حجاب است.
بررسی راهبردهای تدریس مکالمه زبان عربی در عصر دیجیتال: چالش ها و فرصت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش مکالمه زبان عربی به عنوان یکی از زبان های رسمی در جهان، نیازمند استفاده از راهبردهای تدریس مؤثر و متنوع است. این پژوهش با روش کیفی _ توصیفی به بررسی راهبردهای تدریس مکالمه زبان عربی در عصر دیجیتال و تأثیر آن ها بر فرآیند یادگیری زبان آموزان می پردازد. هدف اصلی تحقیق شناسایی و تحلیل چالش ها و فرصت های ناشی از استفاده از فناوری های نوین در تدریس مکالمه زبان عربی است. در این راستا، روش های تدریس مبتنی بر فناوری و تدریس مبتنی بر پروژه به عنوان راهبردهای کلیدی معرفی می شوند. همچنین، تأثیر روش های یادگیری تعاملی و استفاده از ابزارهای دیجیتال در فرآیند یادگیری بررسی می گردد. بررسی ها نشان می دهد که ادغام فناوری در یادگیری زبان منجر به پیشرفت های قابل توجهی در مهارت زبان شده است. دانش آموزان به جای حفظ کردن و به خاطر سپردن مطالب، با استفاده از فناوری و از طریق تفکر، مطالب درسی را فرا می گیرند. در یادگیری بر مبنای پروژه نیز به زبان آموزان اجازه می دهد تا با انجام پروژه های واقعی، زبان را در زمینه های عملی یاد بگیرند. یادگیری مبتنی بر پروژه می تواند انگیزه و علاقه زبان آموزان را افزایش دهد و به آن ها کمک کند تا مهارت های ارتباطی خود را تقویت کنند. از چالش های پیش رو اینکه برخی از معلمان ممکن است با ابزارها و فناوری های نوین آشنا نباشند و بسیاری از معلمان هنوز به روش های سنتی تدریس وابسته هستند و از روش های نوین استفاده نمی کنند. علاوه بر این، ملاحظات آموزشی، مانند همسویی با اهداف یادگیری، برای ادغام موفق فناوری بسیار مهم است.
مؤلفه های ادبیات پایداری در رمان "الشوک والقرنفل" شهید یحیی سنوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر از نمونه های این نویسندگان که رهبر و سیاستمدار حوزه ادبیات مقاومت در فلسطین بوده اند، "شهید یحیی سنوار" است که به خاطر دفاع از وطن و مردم بی گناه سرزمینش بارها از طرف رژیم اشغالگر به مرگ تهدید شده و سال ها طعم تلخ زندان و شکنجه را چشید و در نهایت با سرافرازی در سال 2024م. به کام شهادت نائل شد. او در زندان تمام دردهای مردم سرزمینش و جنایات دشمن را به شکلی واقعی در رمان "الشوک والقرنفل" بازتاب داده است که ما سعی کردیم با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی مؤلفه های ادبیات مقاومت در رمان مذکور بپردازیم و یافته ها نشان داده که نویسنده با لحنی انتقادی تمام جنایات رژیم در زندان ها، اردوگاه ها و میدان های نبرد را برملا کرده و نیز دردها و آلام درونی هم وطنانش، آوارگی ها، محاکمه و بازداشت دانشجویان و جوانان از طرف مزدوران رژیم اسرائیلی، ویرانی خانه-های فلسطینی و شهرک سازی رژیم برای اسکان یهود را بازتاب داده است. علاوه بر آن نویسنده حرمت و کرامت شهید را می ستاید و مقام رفیع آن را بالا می برد و شجاعت و دلاوری های جوانان فلسطینی و مشورت و هماهنگی آن ها با هم برای پیشبرد اهداف شان در برابر دشمن را می ستاید و از رهبران برجسته حوزه مقاومت چون یاسر عرفات و أحمد یاسین تمجید می کند و گوشزد می کند که راه این رهبران بزرگ ما ادامه دارد و تمام فشارهای دشمن نمی تواند ما را از مسیر مقدس مان منحرف کند.
تحلیل مؤلفه های گفتمان مدار در رمان (الطنطوریه) بر اساس سطح توصیف نظریه نورمن فرکلاف
منبع:
جستارهای ادب عربی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
144 - 117
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان، یک رویکرد بین رشته ای برای مطالعه است که زبان را به عنوان شکلی از کارکرد اجتماعی، بررسی و به نحوه بازتولید قدرت اجتماعی و سیاسی به وسیله متن، تأکید می کند. این رویکرد ازیک طرف به روابط درون متن و از طرف دیگر به بافت موقعیتی، اجتماعی، سیاسی و تاریخی متن می پردازد. گفتمان انتقادی، بحث تحلیل گفتمان را یک سطح ارتقا می دهد؛ زیرا تحلیل گفتمان ازنظر شمول معنایی در گستره ای فراتر از زبان شناسی اجتماعی و زبان شناسی انتقادی وارد مطالعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی می شود و شکل انتقادی به خود می گیرد. نورمن فرکلاف منتقد و تحلیل گر انگلیسی مقالاتی را منتشر کرده است که نشان می دهد مشغله اصلی وی تحلیل گفتمان انتقادی است. فرکلاف متن را از سه منظرِ توصیف، تفسیر و تبیین بررسی می کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و در پرتو سطح توصیف رویکرد فرکلاف، به بررسی ویژگی های زبانی و ساختارهای گفتمان مدار در رمان الطنطوریه اثر رضوی عاشور، می پردازد. نتایج حاصل از این تحقیق گویای این است که این رمان با گفتمانی ساده و روان و با موضوعات مهمی از جمله مقاومت و وطن دوستی، ارتباط خوبی با مخاطب برقرار می کند و بستر تاریخی و اجتماعی داستان را تقویت می نماید. نویسنده در سطح توصیف از رهگذر شخصیت پردازی، برقراری ارتباط بین واژگان، ایجاد تقابل های دوگانه، خلق تصاویر نمایشی و کاربرد واژگان خاص در پی تبیین اندیشه های خویش است.
بررسی محتوایی روایات تشبیه امام به کعبه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۵)
47 - 73
حوزههای تخصصی:
از روایات شایسته تحلیل در حوزه امامت، احادیثی است که در آنها امام در امت اسلامی به «کعبه» تشبیه شده است. از مشهورترین آنها حدیثی مروی از حضرت زهرا (س) است که فرمودند: «مَثَلُ الْإِمَامِ مَثَلُ الْکَعْبَهِ إِذْ تُؤْتَى وَ لَا تَأْتِی ».پرسش این است که چرا امام به کعبه تشبیه شده؟ عبارت «إِذْ تُؤْتَى وَ لَا تَأْتِی » که در روایت آمده با مسأله امر به معروف و نهی از منکر که از واجبات است تعارض دارد. این تعارض چگونه قابل حل است؟ چرا امام همچون کعبه عَلَم و محور معرفی شده؟ محوریت امام به چه معناست؟ آیا همچون کعبه اختصاص به مسلمانان دارد؟ واکاوی روایات هم معنا ما را به شناخت علل تشبیه امام به کعبه رهنمون می سازند. در این پژوهش پس از تحلیل های ارائه شده دریافتیم که ائمه (ع) به شیوه های مختلف به هدایت جانهای مستعد می پرداختند و عبارت «إِذْ تُؤْتَى وَ لَا تَأْتِی » ناظر به امر به معروف و نهی از منکر نمی باشد بلکه یکی از مفاهیم آن روی آوردن مردم به امام جهت تشکیل حکومت است. محوریت امام در نظام خلقت را می توان در حوزه های علت محدثه و علت مبقیه در نظام آفرینش و واسطه فیض بودن ایشان مشاهده کرد.
Examination and Analysis of the Reasons for Rejecting the Popular Claim Regarding the Position and Order of Revelation of Surah al-Qalam(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Dating or arranging the surahs according to their order of revelation has long been considered, at least to the extent of identifying them as Meccan or Medinan. However, it has not received much attention in traditional Tafsir (exegesis). Today, descending (Tanzīlī) exegesis, relying on methods other than the customary reliance on narrations of the order of revelation, has attracted the attention of Quranic researchers to facilitate a better understanding of the Quran. Accordingly, the present study, using a descriptive-analytical method, aims to investigate the date of revelation of Surah al-Qalam, considered the second revealed surah according to narrations of the order of revelation. This will be done by examining the surah's content and style, comparing it to the stages of Quranic revelation in terms of the arrangement of the Prophet's call, and referencing historical documents and the Prophet's biography (Sīrah). The findings indicated that this surah depicts an atmosphere of a period of revelation that is incompatible with the early period of the Prophet's mission and his cautious call, and its position as the second revealed surah. Therefore, considering the content analysis and stylistic features of the surah, as well as supporting historical evidence regarding the use of various methods by opponents to express their opposition and hostility towards the Prophet, and comparing these with the verses revealed in surahs al-Shuʻarāʼ and al-Aʻrāf onwards, and based on a comparison that shows historical similarities between surah al-Qalam and Surahs Yāsīn, al-Furqān, and al-Isrāʼ, it seems that the approximate date of revelation of this surah is during the second phase of the Prophet's mission, after the cautious call and after surahs al-Anʻām and al-Ṣāffāt, but very close to them
سیره پیشوایان در تربیت اخلاقی فرزندان هفت تا پانزده ساله(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
104 - 136
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی سیره پیشوایان برای تربیت اخلاقی فرزندان 7 تا 15 سال صورت گرفته و به همین منظور، متون اسلامی (به ویژه متون روایی) با روش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر رویکرد کاربردی بررسی شد. گردآوری و تحلیل روایات ناظر به این موضوع در سیره پیشوایان نشان می دهد که این دوره از بازه زمانی، منطبق با دومین مرحله از نظام تربیتی فرزندان یعنی مرحله آموزش است، تا خلق و خوی پسندیده را فرا گرفته و از کژی های خُلقی و رفتاری دوری گزینند. سیره پیشوایان برای تربیت اخلاقی فرزندان 7 تا 15 سال، شامل طیف متنوعی از روایات با آموزه های ارزنده است که برنامه ای جامع فراروی مربیان قرار می دهد. بر این اساس، لازمه دستیابی به تربیت اخلاقی این طیف از فرزندان، به ویژه قشر نوجوان، رعایت بایسته هایی اخلاقی است که مهمترین آنها، مدارا در آموزش تکالیف دینی به ویژه نماز است. همچنین تشویقِ متناسب و تنبیه سازنده همراه با اندرزِ به اندازه و راهنمایی به جا و پرهیز از سرزنش نزد دیگران و غفلت آگاهانه از خطاهای کوچک و ناخواسته آنان، نقش بسزایی در بهبود و توسعه رفتار مناسب ایشان خواهد داشت. افزون بر این، هم بازی شدن با آنان، همراه با محبت و احترام و خوش قولی، موجب هم زبانی با ایشان گشته و ارائه الگوهای مناسب، راهنمایی در انتخاب دوستان خوب و پاسخ درست و ساده به پرسش های دینی، آنان را در فراگیری و کشف آیین درست زندگی یاری خواهد رساند.