فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
معرفت سال ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲۰
23 - 33
حوزههای تخصصی:
پژوهشگر عرصه ژنتیک، دکتر دین هَمر مدعی است، ژنی که منجر به گرایش انسان ها به معنویت و اعتقادات دینی می شود را کشف نموده است. او این ژن را حاصل تکامل زیستی نوع انسان می داند که منجر به ایجاد درگاه های ورودی در بخش نورون پس سیناسپی می گردد و با انتقال منوآمین ها به درون سلول و ایجاد حالات خوش معنوی، او را به سمت معنویت گرایی و بالتبع فرض خالق برای هستی سوق می دهد. پژوهش حاضر با استفاده از روش اسنادی (کتابخانه ای) توضیح می دهد که چگونه براساس تحقیقات آزمایشگاهی بعدی، ژن مورد نظر را نمی توان به عنوان علت تامه احساسات معنوی جا زد و تنها باید برای آن نقش کوچکی در این فرایند در نظر گرفت. نیز ادعای مطرح شده قادر نیست دلایل عقلی و یقینی مبنی بر وجود خداوند را بشکند، ازاین رو تلاش همر را نمی توان نافی وجود متعلق معنویت، یعنی خداوند متعال دانست.
نقش انتظار فرج در زندگی انسان معاصر با تأکید بر دیدگاه آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲۱
61 - 72
حوزههای تخصصی:
انتظار فرج موعود از فراگیرترین آموزه های دینی است که دامنه آن بخش گسترده ای از ابعاد زندگی انسان معاصر را دربر گرفته است. بی تردید انتظار فرج، نقش بسزایی در ارتقای کیفیت زندگی انسان معاصر دارد، اما متأسفانه بسیاری از مردم، به دلیل ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی حاکم، فرصت های لازم برای بهره برداری از این انتظار را نمی یابند و تحت فشارهای مختلف قرار دارند. ازاین رو تحقیق حاضر درصدد پاسخ گویی به این سؤال است که نقش انتظار فرج در زندگی انسان معاصر با تأکید بر دیدگاه آیت الله جوادی آملی چیست؟ داده های این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای جمع آوری شده است. یافته ها نشان می دهد که آسایش و آسودگی زندگی، گشایش در مشکلات، عزیز شدن نزد اهل بیت، تخلق به اخلاق اسلامی و ارتقای علمی، تجلی عبودیت، سرزندگی و امید و شوق آفرینی، صبوری در برابر مشکلات و استحکام خانواده، ترویج حیا و عفت در جامعه، مصلح اجتماعی و اصلاحگری جامعه، تواضع و فروتنی و اجتناب از تکبر، ترویج فرهنگ شجاعت و شهادت، ازجمله آثار انتظار فرج موعود در زندگی انسان معاصر است.
واکاوی تطبیقی راه رهایی از رنج از منظر آیین بودا و اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
27 - 42
حوزههای تخصصی:
مسئله رنج و جست وجوی راه رهایی از آن، یکی از دغدغه های بنیادین بشری است که در ادیان و مکاتب بزرگ جهان مورد توجه قرار گرفته است. این مقاله به بررسی تطبیقی و تحلیلی راهکارهای ارائه شده برای مواجهه با رنج در دو سنت فکری بودیسم و اسلام می پردازد. در بخش نخست، دیدگاه بودا مبتنی بر چهار حقیقت شریف تشریح می شود که شامل شناخت حقیقت رنج، خاستگاه آن در عطش و میل، امکان رهایی از آن، و مسیر عملی رهایی، یعنی راه هشت گانه است. راه هشت گانه به عنوان مسیری متشکل از مؤلفه های اخلاقی، مراقبه و خرد، راهکار اصلی بودیسم برای غلبه بر رنج و رسیدن به روشنایی معرفی می شود. در بخش دوم، رویکرد اسلام با تمرکز بر عوامل کاهنده و زایل کننده رنج بررسی می شود. این عوامل به دو دسته تقسیم می شود: عوامل اعتقادی شامل ایمان و تقوا، عبادت، امید و توکل به خدا و اعتقاد به حیات پس از مرگ؛ و عوامل اخلاقی دربرگیرنده فضایلی چون عفت و پاک دامنی، صداقت و امانت داری، فروتنی و تواضع، انسانیت (شامل عدالت، احسان و عفو) و مسئولیت پذیری فردی و اجتماعی. این پژوهش با تبیین این دو دیدگاه، درک عمیق تری از راهکارهای معنوی و اخلاقی برای تسکین رنج و فرارَوی از آن در این دو سنت دینی ارائه می دهد.
گونه شناسی عوالم معنوی در احادیث معراجیه اسلامی و متون مکاشفه ای زرتشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
47 - 62
حوزههای تخصصی:
معراج در ادیان مختلف، به ویژه اسلام و آیین زرتشت، مطرح است. این پژوهش درصدد است با روش توصیفی و تحلیلی به این سؤال پاسخ دهد که گونه شناسی عوالم معنوی در احادیث معراجیه اسلامی و متون مکاشفه ای زرتشتی چیست؟ در متون معراجی اسلام مباحثی مانند دوزخ، دیدار با فرشتگان، بهشت، مناجات با خداوند، عبور از دریاهای نور و ظلمت و دریاهایی از برف و یخ، و مشاهده ارواح پیامبران مطرح است. در متون زرتشتی نیز مباحثی چون دوزخ و صحنه هایی از زنان بدکار، هم سخنی ﺑﺎ اﻣﺸﺎﺳﭙﻨﺪان، بهشت، دیدار و صحبت با اهورامزدا، ﮔﺬﺷﺘﻦ از کوره یا کوهی از آتش، ریختن روی گداخته بر سینه و پاره کردن شکم با کارد، و دنیای ارواح آمده است. در متون زرتشتی از عروج چند نفر و حالات آنها صحبت به میان آمده است؛ حال آنکه در اسلام معراج از ویژگی های پیامبر(ص) است و در مورد افراد شاخص مانند امامان معصوم(ع) سخنی از معراج بیان نشده است. محتوای معراج زرتشت، در واقع پیشگویی از آینده و به دست آمدن حقیقت اشیا بوده و در معراج ارداویراف از مشاهدات وی در مورد بهشت و دوزخ و شرح مجازات بهشتیان و دوزخیان سخن رفته است. طبق آیات و روایات، معراج پیامبر اسلام(ص) جسمانی و روحانی بوده؛ ولی در دین زرتشت، افرادی که برایشان ادعای عروج به عوالم معنوی شده است، در عالم خواب و رؤیا این مسیر را طی کرده اند. تعداد معراج پیامبر اسلام(ص) در روایات، متفاوت و متعدد بیان شده است؛ اما در دین زرتشت در مورد افرادی که به این سفر معنوی رفته اند، به یک سفر اشاره شده است. مفسران و علمای شیعه معتقد به عروج آن حضرت در حالت بیداری اند؛ ولی عروج در دین زرتشت از نوع مکاشفه، خواب و رؤیاست.
The Practical Functions of Religious Spirituality in the Lifestyle Arena from the Perspective of Ayatollah Khāmeneī(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۲, Issue ۴۱, Winter ۲۰۲۵
93 - 112
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: The analysis of the nature, characteristics, and differences of modern spiritualism with religious spirituality can be considered as one of the most important challenges and problems that have faced spirituality and mysticism. Today, the confrontation between modern spirituality and religious spirituality has become very colourful, such that modern spirituality seeks to discredit and contradict religious spirituality. Therefore, they mainly seek to present non-religious spirituality based on the inefficiency of religious spirituality. From the perspective of the Supreme Leader of the Islamic Republic of Iran, Ayatollah Khāmeneī, religious spirituality is a ‘Revolutionary’ spirituality, which is equivalent to Jihadi spirituality, characterized by civilization, justice, revolution, epic, liberation from domination, martyrdom, and progressivism, as evident in his statements.METHOD & FINDING: Using the analytical-descriptive method, the findings of the research indicate that the practical functions of Islamic spirituality based on the thought of the Supreme Leader combining the triad ‘spirituality, rationality, justice’ in the individual and family arena (lifestyle) are: prosperity and happiness, scientific growth, security, comfort and well-being, hope, independence and freedom, honour and dignity, Justice, financial well-being, heart luminosity which lead towards ‘good life.’CONCLUSION: In the Islamic spirituality of Ayatollah Khāmeneī, the unity of materiality and spirituality is very prominent. In his careful inference, the way to achieve spirituality in the personal and family spheres is crucial, encompassing both worldly and material life, while it is considered the main pillar of leading a pure, Quranic life.
نسبت سنجی مطالعات تطبیقی و میان رشته ای تفسیر: چیستی، قلمرو و روش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، توجه به مطالعات میان رشته ای و تطبیقی در علوم دینی و قرآنی افزایش یافته است. با وجود این، به دلیل نوظهور بودن این مطالعات، ابعاد و مرزهای آنها هنوز به طور کامل شفاف نشده است و گاه پژوهشگران در استفاده از این روش ها تفاوت های موجود را نادیده می گیرند. این پژوهش با هدف بررسی چیستی، قلمرو و روش هر یک از این دو نوع مطالعه، به تحلیل مقایسه ای آنها پرداخته و نشان داده است که تفاوت های عمده ای بین ماهیت این دو روش وجود دارد. به طور خاص، اختلافات در روش شناسی، درون دانشی یا برون دانشی بودن، گستره موضوعات و اهداف نهایی به چشم می خورد. با این حال، این تفاوت ها مطلق نیستند و در برخی زمینه ها همچون تفسیر یا هدف میانی شناخت، نقاط مشترکی دارند. این مطالعه بر این اساس نسبت میان این دو رویکرد را با توجه به ماهیت و قلمرو، به صورت تباین و عام و خاص من وجه تعریف کرده است. همچنین، در ارزیابی روش شناسی، مشخص شد که با هر دو این مطالعات، معامله روش مطالعاتی می شود، اما با توجه به فرایند و نوع روش مطالعه (تطبیقی یا دینامیکی) رابطه ای تباینی دارند.
بررسی تطبیقی دیدگاه قرآن و اناجیل هم نوا دربارۀ ماهیت بشری حضرت عیسی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
7 - 26
حوزههای تخصصی:
مسیحیت تثلیث گرا حضرت عیسی(ع) را هم ذات خداوند و پسر او می داند؛ اما قرآن با تأکید بر پاره ای از ویژگی های بشری وی و برجسته کردن آنها، این ادعا را رد می کند. هدف این پژوهش نشان دادن همسو بودن قرآن و اناجیل هم نوا در معرفی عیسی(ع) به عنوان یک انسان است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل متنی و تفسیر متون مقدس نشان می دهد که هر دو منبع به بشر بودن عیسی(ع) تصریح کرده اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قرآن با کاربرد مکرر «پسر مریم»، گزارش بارداری مریم(ع)، ولادت عیسی(ع)، نیازهای بشری و عبادت و بندگی او، بر انسان بودن وی تأکید می کند. اناجیل هم نوا نیز با کمی تفاوت با تأکید بر عبارت «پسر انسان»، به انسانیت عیسی(ع) اشاره دارند و بارداری مریم(ع)، تولد، ویژگی های بشری و بندگی عیسی(ع) را روایت می کنند که با تصویر یک انسان همخوانی کامل دارد. این یافته ها دلالت می کنند که اعتقاد به الوهیت عیسی(ع) محصول تفاسیری است که بعدها توسط برخی نویسندگان عهد جدید، مانند پولس و یوحنا، و الهی دانان بر مسیحیت تحمیل شد و ریشه در آموزه های حضرت عیسی(ع) و باورهای مسیحیان نخستین ندارد.
کارکرد نظام نمادی در فرهنگ سازی اقتصاد مقاومتی: چارچوب تحلیلی مقاوم سازی اقتصادی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی این پرسش اصلی می پردازد که نمادسازی چگونه می تواند به عنوان یک مکانیسم فرهنگی، در خدمت ارتقای فرهنگ اقتصاد مقاومتی و افزایش مقاوم سازی اقتصادی جامعه قرار گیرد؟ برای پاسخ به این پرسش، از روش تحلیل نظری مبتنی بر چارچوب های تعاملی و سلسله مراتبی استفاده شده است. در این چارچوب، تعامل پویای نمادها، هنجارها، باورها و ارزش ها در دو سطح ارتباطی و سلسله مراتبی تحلیل می شود. یافته اصلی مقاله نشان می دهد که نمادها از طریق مکانیسم های ارتباطی (انتقال ارزش ها) و مشارکتی (تقویت همبستگی اجتماعی)، نقش محوری در نهادینه سازی مؤلفه های کلیدی اقتصاد مقاومتی ایفا می کنند. بازطراحی نظام نمادین موجود با استفاده از راهبردهای سه سطحی شناختی (بنیادی)، ارزشی و هنجاری (میانی) و عملیاتی (رفتاری)، به ایجاد فرهنگ اقتصادی مطلوب و مقاوم در برابر چالش های داخلی (تقابل نمادهای غالب مانند مصرف گرایی با اهداف اقتصاد مقاومتی) و خارجی (تحریم) کمک می کند. این راهبردها با ایجاد چرخه های بازخوردی مثبت، همسویی نمادها، هنجارها، باورها و ارزش ها را تسهیل می کنند. در نهایت، مقاله با ارائه توصیه های سیاستی، بر لزوم مدیریت هوشمندانه نظام نمادین برای تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی تأکید می کند.
کاربرد اصطلاحات و تعبیرات عرفانی و نمادین در مجموعه اشعار محمد بیابانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
239 - 260
حوزههای تخصصی:
با توجه به این نکته که شعر و ادبیات معاصر، هم زمان با دیگر حوادث و تحولات سیاسی و اجتماعی، رشد و پیشرفت چشمگیری داشته است؛ ولی گروهی از شاعران معاصر، همگام با پدیده های جامعه، از دانش و بینش گذشتگان خود غافل نماندند و در سروده های خود به انحای گوناگون، از اندوخته های علمی آنان بهره بردند. محمد بیابانی، یکی از شاعران سخن سرای معاصر است که هم در زمینه شعر سنتی و هم در شعرِ نو، طبع آزمایی کرده است. بیابانی در سروده های خود، اعم از سنتی و نو، به شکل بارز از اصطلاحات و تعبیرات عرفانی و نمادین، برای بیان مطلب و اندیشه های خاص خود استفاده نموده و در بیشتر موارد با توجه به موضوع سروده هایش به صورت نمادین آن را جلوه گر ساخته است. این پژوهش درصدد است تا به شیوه توصیفی- تحلیلی و ابزار کتابخانه ای، به بررسی اصطلاحات و تعبیرات عرفانی در مجموعه اشعار محمد بیابانی بپردازد و به این پرسش پاسخ دهد که انگیزه اصلی بیابانی از کاربرد اصطلاحات عرفانی در سروده های سیاسی و اجتماعی خود چیست؟ نتایج پژوهش بیانگر آن است که بیابانی برای بیان اندیشه و افکار خاصِ خود به مخاطب و همچنین غنی و پربار نمودن شعرش، از اصطلاحات و تعبیرات عرفانی بهره برده-است.
بررسی مؤلّفه های «شفقت» پل گیلبرت در «طفلی به نام شادی» از شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
243 - 265
حوزههای تخصصی:
گیلبرت گوهر و ماهیت شفقت را، مهربانی بنیادین همراه با آگاهی عمیق از رنج بردن خود و دیگر موجودات به همراه آرزو و تلاش برای تسکین آن می داند. از اینرو پژوهش حاضر با هدف بررسی مؤلّفه های «شفقت» پل گیلبرت در کتاب شعر «طفلی به نام شادی» اثر محمدرضا شفیعی کدکنی شکل گرفته است. این پژوهش به شیوه ی توصیفی تحلیلی به موضوع شفقت در کتاب طفلی به نام شادی بر اساس مؤلفه های روان شناسی گیلبرت پرداخته است. واکاوی این کتاب شعر نشان می دهد که مفاهیم مرتبط با شفقت از دیدگاه آرا و نظریات روان شناسی گیلبرت جایگاهی قابل اعتنا در این اثر مهم دارد. به بیان دیگر ابعاد و زیر مجموعه های دوازده گانه شفقت گیلبرت با غالب اشعار شفیعی کدکنی قابل انطباق است و با توجه به همزمانی شفیعی کدکنی با گیلبرت وجوه اشتراک معنایی زیادی در منظومه شفیعی کدکنی شایان تأمل و بررسی بیشتر و گسترده تر است. این مسئله حاکی از غنای فرهنگی و ادبی و روانشناسی شاعران معاصر است که متأسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته و در عوض علوم امروزه ی غربی و پیشرفته ی روان شناسی مؤید این نظریات است.
نقدی تاریخی بر تبارشناسی سهروردی از آموزه بازگشت جاودانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
289 - 316
حوزههای تخصصی:
سهروردی آموزه «بازگشت جاودانه» را به فلسفه های باستانیِ بابِل، هند، ایران، یونان، و مصر نسبت می دهد؛ و ادّعا می کند که خود دلیلی برایش بریافته است. آیا آن انتساب ها درست اند؟ و آیا این دلیل هیچ سابقه ای ندارد؟ «بازگشت جاودانه» در تمدّن مصر و بابِل یافت نمی شود، ولی دو آموزه دیگر سال بزرگ، و سیل و حریق جهان گیر را می توان در تمدّن بابِل یافت که بعدها به دست فیثاغورسیان با آموزه بازگشت جاودانه گره می خورد. در آیین زرتشت هم این آموزه وجود ندارد، ولی یک نگرش چرخه وار به تاریخ از آن قابل برداشت است که احتمالاً فیثاغورسیان آن را برگرفته و با افزودن مفاهیم «تکرار» و «عدم تناهی»، آموزه بازگشت جاودانه را برساخته اند. اندیشه هند باستان آشکارا دربردارنده این آموزه است. ولی در مورد یونان باستان باید قائل به تفکیک شد. آناکسیماندر، فیثاغورسیان، امپدوکلس، رواقیان، و فلوطین قطعاً به تقریری از این آموزه باور داشته اند. ولی هراکلیتوس معلوم نیست که به آن معتقد بوده؛ اتم باوران بیشتر به جهان های نامتناهیِ موازی باورمنده بوده اند، تا متوالی؛ افلاطون به وجودِ تنها یک جهان باور داشته؛ و ارسطو تنها در صورتی می توان پذیرفت که معتقد به بازگشت جاودانه بوده است که صحت انتساب رساله پرسمان ها به او اثبات شود. و امّا گوهره دلیل سهروردی نیز در انئادها ی فلوطین پیدا می شود، اگرچه می توان پذیرفت که جزئیّات آن افزوده سهروردی ست.
جستاری در مفاهیم عرفانی و معنایی در عناصر معماری مساجد ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
165 - 182
حوزههای تخصصی:
دید عارفانه به موضوع آفرینش هنری به عنوان یک فعلیت هدفدار از اصلی ترین ویژگی های هنرمند ایرانی است. اگرچه هندسه معماری ایرانی و پیوند آن با مفاهیم عرفانی بهویژه در بناهای اصیل ایرانی درمیان ما ایرانیان بهروشنی نمایاناست، اما این مفاهیم از مباحث چالش برانگیز برای محققان و نظریه پردازان غربی بوده و برای آن ها ناشناخته مانده است. در این مقاله به بررسی و جستجوی شیوه ای مناسب برای معرفی معناهایی که ادعا می شود در نگاره های معماری ایرانی تجلی یافته اند، پرداخته ایم و مرحله به مرحله مخاطب را در مسیر استدلالی خویش پیش می بریم. براساس این شیوه ابتدا چند دیدگاه پیرامون ارتباط معنا و صورت بیان می گردد و سپس بر پایه شواهد تاریخی و دلایل علمی به بررسی عناصری از معماری سنتی ایران که در معماری مساجد به طور خاص مورد استفاده قرار گرفته است به عنوان بستر حکمت ایرانی و عرفانی اسلامی می پردازیم. در نهایت مفاهیم عرفانی و حکمی در عناصر و زمینه های موجود معرفیگردیده و معانی همراه با تحلیل ها با استفاده از خود صور بیان می شود. کلیدواژه ها: مفاهیم عرفانی، عناصر معنایی معماری، هنر اسلامی، معماری مساجد ایرانی.
The Valuable Competencies and Professional Capabilities of a Worthy Mentor from the Perspective of the Holy Quran and the Hadith of the Ahl al-Bayt (PBUH)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The cultural and educational growth and advancement of individuals in society depends on the existence of worthy and virtuous mentors. Therefore, outlining the characteristics of a worthy mentor is of significant importance and impact. The present study, using a grounded theory approach, aims to extract and qualitatively analyze a complete set of religious texts, including verses from the Quran and hadiths of the impeccable Imams (AS), regarding the characteristics of a worthy teacher. The results indicated that the main concern of religious texts in introducing a worthy mentor can be categorized into two overarching areas: Competencies and capabilities. In the area of competencies, five categories, ethical, belief-based, emotional, cognitive, and self-related, were identified in order of frequency and priority. In the area of capabilities, four categories, behavioral-operational, developmental-educational, scientific-educational, and teaching, were identified in order of frequency and priority. The details of each category and a paradigmatic model of a worthy mentor based on religious teachings are presented in this research
امکان سنجی فقهی و حقوقی عقد رهن بر دین دارای سبب ایجاد شده (دین غیر مستقر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رهن، عقدی معین است که وجود دین، شرط لازم برای تحقق آن است. در این پژوهش این پرسش مطرح می شود که اگر دین، که سبب رهن بوده، وجود داشته باشد اما هنوز بر ذمه ثابت نشده باشد، آیا رهن صحیح است؟ فقها و حقوق دانان دراین خصوص اختلاف نظر دارند. برخی قائل به بطلان رهن و برخی دیگر قائل به صحت آن هستند. در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی به این نتیجه رسیده شده است که علت نظریه بطلان، اشتباه در تطبیق است. می توان با استناد به دلایلی همچون امضای شارع بر ضمان، وجود تعهد پیشین، لحوق لزوم عقد، ثبوت مالکیت و تسلیم، و قاعده لزوم، به محض وجود دین، حکم به صحت رهن داد و از ضرر احتمالی جلوگیری نمود. پیشنهاد می شود قانون گذار ایران صراحتاً رهن دین آینده که سبب آن ایجاد شده است را صحیح اعلام نماید. این امر ابهامات موجود را برطرف کرده و شفافیت ایجاد می کند. همچنین، قانون گذار می تواند با وضع مقررات تکمیلی، حدود و شرایط رهن دین آینده را مشخص و از سوءاستفاده های احتمالی جلوگیری نماید.
روش اجتهادی تجمیع ظنون تعریف، خاستگاه، ملاک و مؤلفه ها، با تأکید بر رویکرد علامه بحرالعلوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فقیهان در مواجهه با مسائل مورد ابتلای جامعه و استنباط احکام شرعی مربوط به آن نگاه های متفاوتی دارند و از روش های متعددی بهره برده اند که همگی در ترازوی سنجش، اعتبار یکسانی نیافته اند؛ برخی از آنها نقد شده و برخی دیگر منسوخ، و برخی نیز راه حل های جدیدی محسوب می شوند که مورد توجه گذشتگان نبوده است . تجمیع ظنون، روشی اجتهادی، و مبنایی است نانوشته که دست کم برخی مؤلفه های آن مرتکز اذهان بسیاری از فقها بود و در منهج فقهی آنان مجال بروز یافته و با عرصه های متعددی از فقه و اصول مرتبط است و برای باورمند به آن، طیف وسیع تری از مستندات را در مسیر کشف و نیل به احکام فقهی فراهم می آورد. این مقاله با به کارگیری روش توصیفی تحلیلی و نگاه دقیق به مسلک اجتهادی و آرای فقهی و اصولی سید محمدمهدی بحرالعلوم به عنوان یکی از شاگردان مبرز مکتب اصولی وحید بهبهانی، و با تجزیه و تحلیل مجموعه ای از داده های فقهی برای اولین بار به تبیین روش اجتهادی وی در قالب اندیشه تجمیع ظنون و نیز شناسایی مؤلفه های آن می پردازد. اثبات اعتبار ظن شخصی برآمده از این فرآیند و ملاک بودن آن نزد علامه بحرالعلوم و نیز تبیین عقلایی بودن این مسلک از دیگر نوآوری های این مقاله است.
زبانی شدنِ وحی و ایده زبان توقیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در الهیات تطبیقی، قولی مبنی بر تناظر شخص مسیح و قرآن وجود دارد؛ چه هر دو اموری الهی هستند که یکی در قالب تجسد به ساحت بشری آمده و دیگری در قالب فرایند زبانی شدن (نزول). اما از آنجا که آموزه تجسد در مسیحیت با چالش چگونگی حلول امر نامتناهی در امر متناهی مواجه است، به نظر می رسد که پذیرش چنین تناظری می تواند چالش متناظری را برای فرایند زبانی شدن ایجاد کند. پس با فرض وجود تناظر میان شخص مسیح و قرآن، آیا می توان مفری از چالشی که در برابر فرایند زبانی شدن ایجاد شده پیدا کرد؟ در این مقاله استدلال می شود که یکی از پاسخ های احتمالی به این چالشْ تمسک به «ایده زبان توقیفی» و مشخصاً پذیرش منشأ الهی برای زبان است. این پاسخ در مورد زبانی شدن جریان دارد، اما در مورد تجسد، از آنجا که حلول در ماده اتفاق می افتد، جریان نخواهد داشت. اما در ادامه، پس از توضیح نحوه حلِ چالش یادشده، نشان داده خواهد شد که این ایده، از حیثِ انتقال منشأ زبان به ساحت الهی، دست کم با دو نقد جدی مواجه خواهد بود: یکی نقد مبتنی بر فهم ناپذیریِ وحی و دیگری نقد مبتنی بر عدم مقبولیتِ تاریخی-پدیدارشناختی.
نسبت دین و انسان در اندیشه ی جوزایا رویس: تحلیلی بر نظریه ی "جامعه ی وفاداران"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۳)
95 - 108
حوزههای تخصصی:
مسئله ی نسبت دین و انسان از مباحث بنیادین در فلسفه، جامعه شناسی و الهیات است که با تحولات فکری و اجتماعی همواره دستخوش تحولاتی بوده است. در دوران مدرن و به طور خاص در غرب، رشد عقل گرایی، سکولاریسم و فردگرایی، منجر به طرح پرسش های مهمی در حوزه دین شده است. در این میان، جوزایا رویس، فیلسوف ایده آلیست آمریکایی، با ارائه ی نظریه ی «جامعه ی وفاداران» کوشیده است تا چارچوب نوینی برای تبیین پیوند دین، اجتماع و هویت انسانی ارائه دهد. او دین را نه صرفاً مجموعه ای از باورهای متافیزیکی، بلکه تعهدی اخلاقی و اجتماعی به یک اجتماع معنوی می داند که در آن، وفاداری به ارزش های متعالی و خیر جمعی، جوهره ی دینداری را تشکیل می دهد. این جستار، با اتخاذ روش تحلیل توصیفی-انتقادی، نظریه ی رویس را در نسبت با چالش های معنویت در جهان معاصر مورد نظر و تأمل قرار داده است. یافته ها نشان می دهد که علی رغم تأکید رویس بر نقش دین در تقویت انسجام اجتماعی، نظریه ی او با نقدهای مهمی مواجه است؛ از جمله ابهام در تعریف جامعه ی وفاداران، نادیده گرفتن ابعاد وحیانی و عرفانی دین، و امکان سوءاستفاده ی ایدئولوژیک از مفهوم وفاداری. مقایسه ی آرای رویس با سنت فلسفی اسلامی نشان می دهد که برخلاف رویکرد او که دین را عمدتاً نظامی اجتماعی-اخلاقی تلقی می کند، در اندیشه ی اسلامی ایمان به وحی و حقیقت متعالی، بنیان دینداری را تشکیل می دهد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که نظریه ی جامعه ی وفاداران، با پذیرش ابعاد معرفتی و وحیانی دین، می تواند به مثابه امکانی برای بازاندیشی جایگاه دین در جهان مدرن قلمداد شود. این نوشته، نشان می دهد که دین، باوجود چالش های ناشی از مدرنیته، همچنان نقش مهمی در معنابخشی به حیات انسان معاصر ایفا می کند.
نقش اخلاق در سلوک عرفانی مکتب نجف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
63 - 78
حوزههای تخصصی:
علم اخلاق به معرفی و شناخت ارزش ها فضایل و رذایل در جهت اصلاح فرد و جامعه اهتمام دارد و برای اهداف متعدد دیگری نیز کارآیی دارد. از آنجا که عرفان به سیر و سلوک در جهت قرب الی الله نظر دارد از اخلاق نیز بهره برداری سلوکی می کند یعنی آن را در جهت تهذیب نفس در مقامات و احوال دنبال می کند. در این مقاله با روش تحلیل منطقی و شیوه کتابخانه ای با مراجعه به اسناد موجود به جایگاه اخلاق در مکتب عرفانی نجف پرداخته می شود و در ابتدا معرفی مختصری از مکتب نجف ارائه داده است و سپس اهمیت اخلاق در رابطه انسان با خود و با خدا پرداخته و در نهایت به راهکار اختصاصی مکتب نجف در سیر و سلوک عرفانی می پردازد که از عبادات شرعی و تهذیب اخلاقی و معرفت نفس نظریه ای استنتاج می گردد که شیوه ای جدید در عرفان اسلامی و تعلیم و تربیت اخلاقی به شمار می آید. در این مکتب، سلوک در چهارچوب شریعت و با کسب فضایل اخلاقی امکان پذیر می شود.
خوانش ابن باجه از نظریه فیض(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۴)
141 - 160
حوزههای تخصصی:
ابن باجه در فقرات متعددی از مجموعه رسائل فلسفی درباره «فیض» بحث کرده است. چیستی خوانش ابن باجه از نظریه فیض مسئله این نوشتار است. آیا نزد او نظریه فیض کارکرد وجودی و وجودبخشی دارد؟ فرضیه این است که ابن باجه نظریه فیض را بر اساس نظریه فیض کتاب ایضاح فی الخیرالمحض مطرح کرده است، که به طرحی نو و متفاوت از نظریه عقول دهگانه دست یافته و در آن افاضه صور به موجودات و نیز پیدایش موجوداتِ در کون وفساد تبیین می شود. در این نوشتار، با روش توصیفی-تحلیلی به این یافته ها دست یافتیم که فیض در فلسفه ابن باجه با عناوین مختلف، از قبیل «فطرت فائقه»، «موهبت» و «رؤیا»، «وحی و الهام» و «قضاوقدر» و به دو معنای «موهبت و اشراق الهی» و معنای «وجودی» تبیین می شود. فیض افاضه صور به همه موجودات و عقل انسانی و نیز افاضه علم، خیرات و کمالات از خدا به عقول انسانی و همه موجودات است. به این نتیجه دست یافتیم که ابن باجه در نظریه فیض، علاوه بر کارکرد معرفتی در معنای موهبت و اشراق، به کارکرد وجودی فیض نیز قائل است و طرحی متفاوت از نظریه عقول دهگانه مطرح کرده که در آن گزارشی از همکاری عقل فعال و اجرام فلکی در پیدایش عالم کون وفساد ارائه می دهد.
نقش سنجی اسامی خاص در سیاحت نامه ابراهیم بیگ و بازنمود آن در ترجمه عربی بر اساس الگوی گیبکا و تکنیک های فرناندز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسامی خاص در متون ادبی، به ویژه در متون سفرنامه ای، تنها ابزارهای ارجاعی به افراد، مکان ها یا نهادها نیستند، بلکه می توانند کارکردهایی فراتر از شناسایی داشته باشند و لایه هایی از معنا، هویت، ایدئولوژی و حافظه فرهنگی را منتقل کنند. پژوهش حاضر با تمرکز بر رمان «سیاحت نامه ابراهیم بیگ» و بر اساس نظریه دو عمل گیبکا (2018)، به بررسی نقش های ثانویه ای پرداخته است که اسامی خاص در متن اصلی ایفا می کنند. این نقش ها شامل نقش اجتماعی، بومی سازی، معنایی، طنز، تعلیمی، کنشی، تلمیحی، آشکارسازی، بیانگری، آرزومندی، شاعرانه، مخفی گری و یادبودی هستند. در ادامه، ترجمه عربی این اثر با استفاده از چارچوب راهبردهای فرناندز (2006) تحلیل شده است تا میزان موفقیت هر یک از راهبردها در انتقال این نقش ها ارزیابی شود. یافته ها نشان داد که راهبرد «نسخه برداری» بیش از سایر راهبردها در انتقال برخی نقش ها، مانند نقش اجتماعی و بومی سازی، موفق عمل کرده است، اما در بازنمایی سایر نقش های اسامی اشخاص و نقش های چندوجهیِ اسامی مکان ها، ناکارآمد ظاهر شده است. تحلیل نهایی بر اساس نظریه «فضای سوم» سوجا (1996) نشان داد که بسیاری از مکان های فرهنگی که کارکردی فراتر از موقعیت جغرافیایی دارند، در ترجمه دچار تقلیل معنایی شده و به فضاهایی صرفاً جغرافیایی تبدیل شده اند. این پژوهش بر لزوم رویکردی نقش محور و بافت محور در ترجمه اسامی خاص تأکید دارد.