فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۸
91 - 116
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، مفهوم شناسی ثبات قدم فردی و جمعی از منظر تربیت قرآنی است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است و تحلیل داده ها به کمک روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری پژوهش 389 آیه قرآن کریم با واژگان مرتبط با ثبات قدم بود. با روش نمونه گیری هدفمند، 34 آیه نمونه پژوهش را تشکیل دادند. در این پژوهش شش مضمون کلیدی به عنوان مولفه های ثبات قدم در تربیت وحیانی استخراج شد: ایمان و امید به عوامل غیبی، شجاعت و خطرپذیری، تمرکز برداشته ها، قوت اراده، بزرگی و اهمیت هدف، فضای انگیزشی و وحدت بخش. بر این اساس تعریف ثبات قدم عبارت است از «تداوم حرکت به سمت هدف بلندمدت به گونه ای که فرد در مسیر رسیدن به آن مهم ، دارای نشاط روحی توامان با پذیرش رنج ها است و در موقعیت تحریک کننده به ترک عمل، پایدار مانده و با شوق، اراده قوی و باور به نصرت الهی تمامیت تلاش خود را بکار می گیرد». ثبات قدم درتربیت قرآنی دارای دو بعد فردی و جمعی است که در مفهوم جمعی، تربیت به گونه ای در افراد رقم می خورد که با سه شاخصه اشتیاق فراگیر، الگوگیری از اهل استقامت، هم افزایی بردبارانه و محبت محور، ضعف ها به کمک توان جمعی جبران گردیده و حرکت تا تحقق هدف مداومت خواهد داشت.
تحلیل نشانه- معناشناختی گفتمان سوره عبس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشانه معناشناسی یکی از رویکردهای جدید در شناسایی و تجزیه و تحلیل متون و نیز در فهم چگونگی تولید و دریافت معنا نقش اساسی دارد. تحلیل گفتمان یکی از ابزارهای تحلیل متون ادبی است که ارتباط بین ساختارهای گفتمان مدار و دیدگاههای اجتماعی حاکم بر آن را مورد بررسی قرار میدهد. قرآن کریم سرشار از معانی و نشانه ها که همواره مسیر را برای به کارگیری رویکرد های مختلف تدبر و تحلیل متن را فراهم می سازد. مقاله پیش رو با به کارگیری رویکرد «نشانه معناشناسی گفتمان» و روش توصیفی-تحلیلی به تحلیل سازوکار تولید معنا در فرآیند گفتمانی سوره عبس می پردازد. مرکزیت و جهتمندی فرآیند گفتمان سوره عبس بر «چگونگی ارزیابی و برقرارى ارتباط میان شخصیت های مختلف انسانها و هشدار به متکبرانی که خدا از هدایت قرآنی بی نیاز می دانند» شکل و بنا گرفته است. به طور کلی تحلیل گفتمانی سوره نشان می دهد که غالب عناصر سازنده نظام گفتمانی این سوره، از نوع نظام کنشی و نظام عاطفی شکل گرفته است.
تحلیل تطبیقی دیدگاه شهید مطهری و دکتر فنایی در نسبت سنجی اخلاق و رفتار
حوزههای تخصصی:
دکتر فنایی ادعا می کند اخلاق مسلمانان یک اخلاق آخرت گراست و در آن تنها برخورداری فرد از فضایل و ملکات نفسانی مهم است نه بروز رفتاری این ملکات؛ از این رو، مسلمانان تصویر درستی از جایگاه اخلاق در روابط اجتماعی ندارند. در مقابل، در فرهنگ کنونی غرب، رفتار اجتماعی یا همان اخلاق سکولار مطرح است که در آن خودِ رفتار بدون درنظر گرفتن انگیزه هایی که در پس آن است مورد توجه است تنها با این شرط که نباید به دیگران ضرری برسد؛ بنابراین، اخلاق سکولار چون یک اخلاق اجتماعی است و رفتار در آن اصل است برای زندگی اجتماعی بشر مناسب بوده و کارایی بیشتری نسبت به اخلاق مسلمانان دارد. این پژوهش جهت بررسی ادعای مذکور، به بازخوانی و مقایسه اندیشه شهید مطهری به عنوان چهره ای مطرح در میان اندیشمندان مسلمان و دکتر فنایی به عنوان یکی از طرفداران اخلاق سکولار در ایران پرداخته است. در این راستا، از روش تحلیل تطبیقی استفاده شد و نتایج به دست آمده نشان داد که بر ادعای دکتر فنایی مبنی بر غفلت از رفتار در اخلاق مسلمانان و برتری اخلاق اجتماعی سکولار، نقدهای جدی وارد است. از دیدگاه شهید مطهری نیز، به رغم تعارض ظاهری میان تعاریف ارائه شده از اخلاق توسط ایشان، رفتار مورد غفلت قرار نگرفته؛ هرچند نکاتی در این دیدگاه نیازمند توضیح است. تفاوت اصلی دو دیدگاه در آن است که دکتر فنایی برای اخلاقی بودن یک عمل، صرفاً قائل به حسن فعلی است؛ اما شهید مطهری حسن فاعلی را در کنار حسن فعلی لازم و ضروری می داند. همچنین به دست آمد که می توان تعریفی از اخلاق ارائه داد که چنین نقدهایی به آن وارد نباشد و به صراحت همه امور اختیاری، از جمله رفتار را شامل شود.
Identifying Social Actors in the Story of Prophet Yūsuf Based on Van Leeuwen's (2008) Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Van Leeuwen's (2008) discourse-semantic approach is a method of discourse analysis that, employing socio-semantic categories and emphasizing the importance of social actors in discourse, investigates the hidden layers of language in both oral and written texts, revealing the underlying relationships within each discourse. In Van Leeuwen's (2008) method, anyone playing a role in the discourse is considered a social actor. This branch of analysis can find a special place in Quranic studies; for, upon reflection on certain Quranic narratives, it becomes evident that these texts, overtly and covertly, contain many of these discourse systems. This research aims to analyze the discourse system of Surah Yūsuf using a descriptive-analytical method, employing the socio-semantic components of Van Leeuwen's (2008) analytical model. Given that the Surah Yūsuf, while narrating a concise account of the life of Prophet Yūsuf, features significant social actors and noteworthy speech acts, a discourse analysis using Van Leeuwen's theory reveals beneficial insights that enhance the wonder of this heavenly book. Studies show that in this Surah, discourse components based on overtness (frequency 758) have a higher frequency compared to those based on covertness (frequency 322). This signifies that God, in a stylistic innovation, familiarizes the audience with the names of individuals, groups, places, and times in which social actors play active roles. Furthermore, role attribution (frequency 195), reference type specification (frequency 302), and nature specification (frequency 88) show the highest representation in the various overt expressions of social actors in this Surah
طومار(11) نردبان شکسته (4): تحلیل انتقادی مصادر اسطوره حفظ کتاب شمائل البخاری ابوجعفر ورّاق(1)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
347 - 375
حوزههای تخصصی:
عادل عزازی، در کتاب «طعون و شبهات الشیعه الإمامیه حول صحیح البخاری و الرد علیها» به حافظه بی نظیر بخاری در حفظ حدیث باورمند است، و این ویژگی را به عنوان افتخاری بی همتا برای بخاری در میان حفّاظ حدیث مطرح می کند. اخبار نویسنده ای به نام ابوجعفر ورّاق در کتاب «شمائل البخاری»، مستند اصلی عزازی و همفکران پیشین وی همچون عبدالسلام مبارکفوری، عبد الستار شیخ و عبد الغنی عبد الخالق در ادعای بی نظیر بودن حافظه حدیثی بخاری هست. سنجشِ اعتبار و وثاقت کتاب «شمائل البخاری» با رویکرد نقد تاریخی مدرن، مسئله اصلی این مقاله است. برای این هدف، چارچوب نظری پژوهش در محورهایی چون «نقد تاریخی منابع: مفهوم و ضرورت، گونه شناسی مصادر اسطوره حفظ، معیارهای اعتبار سنجی کتاب «شمائل البخاری» و اصل شهرت مولف اثر» تبیین شده است. به دلیل گستردگی بحث، این مقاله به تحلیل معیارهای ارزیابی «شهرت مولفِ» کتاب «شمائل البخاری» اختصاص یافته است، امکان، ضرورت و چگونگی این ارزیابی بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عزازی در استناد به کتاب «شمائل البخاری»، رویکرد نقد مصادر تاریخی را رعایت نکرده است، برای او احراز و اثبات شهرت ابوجعفر ورّاق به عنوان مولف کتاب «شمائل البخاری» مسئله نبوده است از این رو به جای تحقیق در این مسئله به تقلید از مبارکفوری و دیگران بسنده کرده است. این امر، بنا نهادن انگاره اسطوره حفظ بر خلاف موازین نقد تاریخی مدرن است، چرا که شهرتِ مولف، نخستین اصل در اعتبار سنجی منابع تاریخی کهن است. رویکرد عزازی، آسیب جدی به اعتبار ادعای او درباره حافظه حدیثی بخاری وارد ساخته و جایگاه کتابش را از یک پژوهش علمی به یک اثر تبلیغی و ترویجی تنزل داده است.
بازتعریف جمع عقلایی در روایات و کاربست های فقهی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۴۰
11 - 38
حوزههای تخصصی:
چرایی وجود تعارض میان روایات معصومان در دو دانش حدیث و اصول فقه بررسی شده است. عالمان اصول فقه برای برون رفت از تعارض و به خدمت گرفتن روایات متعارض در استنباط فقهی، انگاره جمع بین روایات را مورد توجه قرار داده و شیوه هایی مبتنی بر نظام عرفیِ گفت وگو (محاوره)، همچون تقیید مطلقات، تخصیص عمومات، حکومت و ورود، تقدم نص بر ظاهر، تقدم اظهر بر ظاهر که از آن به «جمع عرفی» یاد می شود، به کار بسته اند. بااین وجود، تمرکز بر الفاظ و ساختار ادبی سخنِ معصوم و راوی، پاسخ گوی برطرف کردنِ همه گونه های تعارض نیست. پژوهش حاضر که به روش تحلیلی توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است، نشان می دهد که برخی از فقها در مقام برطرف کردن تعارض روایات، از روشی به نام «جمع عقلایی» استفاده کرده و در نسبت سنجی روایات متعارض، به شرایط حاکم بر عصر صدور روایات نیز توجه داشته و کوشیده اند با تحلیل شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی عصر معصومان و بدون تمرکز بر ساختار ادبی سخنانِشان، میان روایات به ظاهر متعارض، جمع نموده، هم گرایی آن ها را اثبات کنند. در این مقاله تلاش شده است تا با بازتعریف جمع عقلایی و نسبت سنجی آن با جمع عرفی، مزیت ها و کاستی های هریک نشان داده شود.
گفت و گو درباره پاسخی به یک نقد
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
599 - 603
حوزههای تخصصی:
در شماره 210 آینه پژوهش یادداشتی با عنوان «سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی» به قلم علی بوذری به چاپ رسید که پاسخی بود به مقاله و نقد سیدعلی کاشفی خوانساری درباره کتاب نخستینه چاپ های ایران از آن نویسنده که در شماره 208 همان نشریه به چاپ رسیده بود. یادداشت حاضر ادامه همان گفتگو درباره آن کتاب و تاریخ چاپ در ایران است.
اصول روش شناسی مطالعه تمدن بر اساس رویکرد اخلاقی مارشال هاجسن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
72 - 99
حوزههای تخصصی:
رویکرد مورخ در مطالعات تمدنی، باید بر اساس اصولی باشد که به تحلیل او از جریان های تاریخی جهت دهد. با توجه به اینکه رویکرد مورخ ریشه در عوامل مختلفی دارد، نوع مواجهه او با پدیده تمدن و پیوند آن با دیگر عناصر تمدنی نیز متفاوت است. مارشال هاجسن تمدن پژوهی است که در مطالعات تمدنی، رویکرد اخلاقی را بر اساس ماهیت تمدن تلاشی برای رسیدن به درک جایگاه واقعی تمدن ها می داند. چنین رویکردی نشئت گرفته از روحیه دلسوزانه اوست که صلح جهانی را از گذر تمدن های همدل دنبال می کند. عمده کار هاجسن بر تمدن اسلامی، به مثابه الگوی جهانی تمدن دینی است. رویکرد او بر اساس اصولی بنا شده است که واقع گرایی را به مثابه مبدئی برای شروع تحلیل، اصل مهمی می داند و با انتقاد از انحصارگرایی غربی به تحلیل نحوه کنش دین در تمدن می پردازد. در این مقاله از روش توصیفی - تحلیلی استفاده شده است.
دو کلمه از آثار باقیه ابوریحان بیرونی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
319 - 324
حوزههای تخصصی:
در این یادداشت دو کلمه از آثار باقیه ابوریحان بیرونی تصحیح شده است. یکی تعبیر «مُلک عوالم النور» است در روایت ابوریحان درباره مانویان که به «مَلِک عوالم النور» تصحیح شده و دیگر نام «دینار رازی» که جایی است در میان خراسان و گرگان و صورت درستش «دینارزاری» است.
تحليل الانزياح الدلالي في دعاء أبي حمزة الثمالي(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
71 - 90
حوزههای تخصصی:
تشکّل ظاهره الانزیاح أحد الأرکان الأساسیه فی میدان الدراسات الأسلوبیه الحدیثه، حیث تتسم بدورها الممیز کعامل تمییز للخطاب الأدبی. تلعب هذه الظاهره دوراً بارزاً فی جذب انتباه القارئ والتأثیر العمیق علیه. یُعَدُّ دعاء أبی حمزه الثمالی کنموذج، یمثّل الانزیاح بشکل بارز، حیث تتحرک دلالاته عن معانیها المألوفه، وتختفی الدلالات الاعتیادیه، لتستبدل بمعانٍ جدیده وغیر تقلیدیه. تهدف هذه المقاله، بالاعتماد علی المنهج الوصفی التحلیلی، إلى استکشاف ظاهره الانزیاح الدلالی فی دعاء أبی حمزه الثمالی، من خلال الترکیبات المجازیه، والاستعاریه، والکنائیه. یتناول البحث استکشاف أغوار هذا الدعاء الشریف، بهدف کشف النقاب عن الجوانب الفنیه والإبداعیه المتنوعه التی یتضمّنها. أظهرت الدراسه نتائج، تشیر إلى أنَّ المجاز والاستعاره یعتبران من الوسائل البیانیه الرئیسه فی دعاء أبی حمزه الثمالی. ویتضح أنَّ للانزیاح الدلالی تأثیراً فاعلاً فی تعزیز جمالیه الدعاء والمساهمه فی تقدیمه بطریقه فنیه وتشکیله بشکل متنوع دلالی کبیر. یعمل هذا الدعاء، من خلال استخدام أشکال الانزیاح الدلالی، کالمجاز، والاستعاره، والکنایه، على جذب انتباه المتلقی والتأثیر فیه، مما یُسهم فی ترسیخه فی ذهنه بشکل فعّال.
موضوع شناسی تطبیقی علمی و فقهی وقت تعلق زکات خرما با رویکرد فقه پاسخگویی(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۸
99 - 123
حوزههای تخصصی:
در منابع اجتهادی و فتوایی فقها، در خصوص زمان تعلق زکات غلات اربعه، به ویژه خرما، ابهاماتی وجود دارد که پاسخ گویی دقیق به پرسش های مربوط به این مبحث را با چالش مواجه ساخته است. ازاین رو، بررسی مبانی و معیارهای فقها در تعیین وقت تعلق زکات غلات، به ویژه معیار «بدوّ صلاح» در خرما، ضرورتی جدی دارد. پرسش نخست آن است که مراد فقها از «بدوّ صلاح» دقیقاً چیست و این عنوان در چه زمانی محقق می گردد؟ همچنین آیا «بدوّ صلاح» با صدق عنوان «تمر» بر خرما تفاوت دارد؟ در مواردی نیز فقها، «احمرار» یا «اصفرار» را به عنوان معیار تحقق زکات معرفی کرده اند. باید دید مراد از این عناوین چیست و آیا این معیارها مفهومی متفاوت از «بدوّ صلاح» یا «صدق عنوان تمر» دارند یا خیر. در این نوشتار، ابتدا عناوینی که از سوی فقها برای بیان زمان تعلق زکات مطرح شده مورد واکاوی قرار گرفته و در مرحله بعد، معنای دقیق این اصطلاحات فقهی روشن می شود. سپس اشتراکات و تفاوت های این معیارها تحلیل می گردد تا درنهایت، با ارائه جمع بندی به صورت روشن و دقیق، مسیر پاسخ گویی برای کارشناسان فقهی هموار می گردد؛ به گونه ای که در مواجهه با پرسش های مرتبط با این بحث، بتوانند با تکیه بر فهمی عمیق، پاسخی علمی، منقح و استوار ارائه دهند.
واکاوی آثار افکار و نیات بر رخدادهای زندگی از منظر قرآن کریم و نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۷
133 - 157
حوزههای تخصصی:
بررسی و مداقه در خصوص نسبت افعال انسان و رخدادهای زندگی او از منظر اسلام مسأله ای است که از دیرباز مدنظر متفکرین و پژوهشگران مسلمان و هم چنین اسلام شناسان و اسلام پژوهان بوده است؛ در چنین فضایی جست و جو پاسخی روش مند و مستدل پیرامون مسأله مذکور زمانی ممکن می شود که از طریق واکاوی آیات قرآن کریم و مطالب نهج البلاغه به عنوان دو کتابی که مرجع اصلی مسلمانان محسوب می شوند به جایگاه ارتباط افعال انسان و رخدادهای زندگی پرداخته شود. سوال اساسی در این پژوهش اینست که: « با توجه به متن قرآن کریم و مطالب نهج البلاغه جایگاه افکار و نیات و اثر آن ها در حوادث زندگی فردی و جمعی انسان چگونه بیان شده است؟» در همین راستا نتایج بررسی ما حاکی از این مطلب است که هم در آیات قرآن کریم و هم در مطالب مندرج در نهج البلاغه، افکار و نیات آثار کاملاً مشهودی بر رخدادهای زندگی انسان دارند و این آثار نه تنها در بعد فردی قابل مشاهده ذکر شده اند بلکه آیات قرآن کریم و کلام امیرالمومنین علی علیه السلام مؤید این امر هستند که در بعد اجتماعی نیز تحقق آثار آن ها در رخدادهای زندگی امری محتوم است.
The Role of Religion in the Formation of Knowledge from the Perspective of Abul Hasan Ameri(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۳)
95 - 118
حوزههای تخصصی:
Ameri believes that knowledge is formed through matter and form. This matter either originates from religion or does not. If the matter comes from a religious source, it constitutes religious sciences in the specific sense, including disciplines such as hadith studies and similar fields. However, since religion requires not only matter but also form, and since the general form of all sciences is shaped by the universal intellect that is the source of religion—namely, the intellect of the Prophet—while their details are discovered by ordinary human intellects, it can be said that the true form of all sciences is religion and knowledge takes shape under a form called religion. In this sense, all real sciences,inasmuch as they correspond to reality,are religious, and it is religion, through its teachings, that leads to the existence of real sciences. In other words, since the combination of religion and human intellect, which is called wisdom, forms the structure of real sciences, it can be said that the main paradigm for the formation of real sciences is wisdom.
گسست اجتماعی در پرتو أنفسی سازی؛ تحلیل انتقادی سوءاستفاده از امیال فردی در عصر مدرن وتاثیر آن بر معنویت جدید
منبع:
دین پژوهی و کارآمدی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
85 - 105
حوزههای تخصصی:
برخی بینش های جامعه شناختی در تحلیل تحولات بنیادین عرصه دینداری وزندگی معنوی براین باور است که ظهور معنویت گرایی جدید، نتیجه ی «أنفسی گرایی» در دنیای مدرن است. امروزه أنفسی گرایی/سازی یا درون گرایی درجامعه غربی به یک فرایند عمومی تبدیل شده ودرحال گسترش به جوامع غیرغربی از جمله کشور ما ایران است؛أنفسی گرایی به معنای«آشکار ساختن تمایلات، احساسات درونی وابتنای زندگی فردی براساس انتظارات درونی شخص» است. نوشتار حاضر باشیوه توصیفی تحلیلی درصدد پاسخ به این پرسش است که«گسترش أنفسی گرایی در ساحات گوناگون زندگی بشری»چه پیامدهای منفی به همراه دارد؟ یافته های پژوهش نشان می دهد محور قرارگرفتن تمایلات درونی انسان، همواره مورد سوءاستفاده قرار گرفته است؛ صاحبان قدرت وثروت ضمن استقبال از أنفسی شدن جامعه، با دست کاری تمایلات وهدایت امیال درونی افراد به نفع مطامع سیاسی ومنافع مادی خود بهره برداری نموده اند؛ معلمان معنوی نیز معیار وملاک گزینش عناصر ومناسک معنوی را سنخ روانی وخواسته های درونی فرد دانسته وتمایلات وامیال درونی فرد به عنوان تنها منبع ارزش هاونظام باورها، جایگزین نظام سلسله مراتب وحیانی نموده اند. اصلی ترین ومهم ترین پیامد منفی فراگیری أنفسی گرایی فردگرایانه، گُسست اجتماعی واز هم پاشیدگی زیست جمعی جامعه انسانی است. هدف مقاله، آگاه سازی جامعه و هشدار به متولیان فرهنگی کشور نسبت به آسیب های أنفسی سازی است.
شطح و تکفیر در تأملی منصفانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۹ بهار و تابستان ۱۱۴۰۴ شماره ۱
211 - 240
حوزههای تخصصی:
زبان خاص عرفان لطافتی رازآلود دارد که غالبا در بیان معانی عالیه، ابتر می ماند یا محصولی چون شطح برون می دهد. شطح به معنی تراوشات زبانی عارف شوریده، در طول تاریخ به موازات تکفیر حرکت کرده و بر دار رفتن حلاج اوج آن بوده است. دامنه این چالش از عارفی که زبانش خدا شده تا کافری که قتلش واجب است، ادامه دارد. برخی به دنبال توجیه شطحیات برآمده و شروع شطح را از خداوند می دانند و آن را بر معصوم نیز تعمیم می دهند که خطبه البیان علی(ع)در راس آن قرار می گیرد. عارفان بی خودی و فنا و از دیگر سو ضیق تعبیر و عدم بیان و مخاطب را عامل اصلی چالش به وجود آمده می دانند. مخالفان با بیرون راندن شطح از دایره اسلام بر خرده گیری از گویندگان اصرار دارند و لااقل روش گویندگان را با اخبار کتمان و تقیه و سیره کملین مباین می بینند. با توجه به تغییر واژه قافیه به فاصله در علوم قرآن، در راستای اجتناب از نگاه شعرگونه به کلام الله که قرآن نیز آمر به آن است، می توان از شطح به واژه قرآنی و عام القبول متشابه تعبیر کرد و این نزاع را در حد اختلاف لفظی تقلیل داد. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی بوده است. بر اساس یافته های تحقیق، با فهم در حد امکان و بدون تعصب زبان عرفان می توان به پذیرش آن نزدیک شد و شطح را نه ضد دین و عقل بلکه فرا عقل دانست.
درگذشتگان
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
629 - 645
حوزههای تخصصی:
بازیابی معارف قرآن در عصر کرونا؛ کارکرد صبر فردی و اجتماعی با تأکید بر آیه 200 آل عمران
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
289 - 304
حوزههای تخصصی:
شیوع مویرگی ویروس کرونا و تسلط آن بر ارکان زندگی اجتماعی، اثراتی سخت و جانکاه در ابعاد جهانی، اجتماعی و فردی داشت. با پذیرش شرایط تحمیلی، ایده های جدید در مباحث مربوط به انتظار بشر از کارکرد آموزه های قرآنی در مواجهه با کرونا، پیام های نو و خوانش های نوین از معارف قرآنی لازم است. این مقاله با روش کتابخانه ای درصدد پاسخ به این پرسش است که با پیامدهای ویروس کرونا آیا می توان با ارائه پیامی نو از قرآن، راهکاری برای مقابله یا کاستن از آسیب های آن ارائه نمود؟ از موارد بازیابی معارف قرآنی در مقابله با شرایط کرونا، معرفی کارکردهای عنصر تاب آوری و صبر فردی و اجتماعی و اثبات کارآمدی آن در استقامت و کنترل فرد و اجتماعات در ابتلائات در آیه 200 آل عمران است. صبر فردی در انطباق و استقامت و صبر اجتماعی در پیوستگی و مشارکت افراد اجتماع، مواسات مؤمنانه و واکنش کریمانه افراد صبور مؤمن در برابر تنگناهای اقتصادی ناشی از شرایط تحمیلی ویروس کرونا و ... از کارآمدترین کارکردهای صبر در برابر کرونا هستند.
تبیین قاعده اخلاقی ارزش ذاتی محیط زیست در مرافعات اشخاص نسبت به ملی نمودن اراضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
79 - 92
حوزههای تخصصی:
امروزه مبانی اخلاقی ارزش ذاتی محیط زیست محملی برای پدید آمدن حق بر محیط زیست به عنوان یکی از موضوعات مهم در نظام بین المللی و قوانین داخلی کشورها است. مشکلاتی مانند گرمایش زمین و سوراخ شدن لایه ازون بواسطه قطع جنگل ها و از بین رفتن گیاهان نادر، آلودگی های زیست محیطی، باران اسیدی و کاهش منابع آب، علاوه بر تخریب محیط زیست، زندگی انسان را نیز تهدید می کند. اگرچه جرایم زیست محیطی به عنوان جرایم بدون قربانی شناخته می شوند، اما به ندرت به صورت کامل مورد توجه قرار می گیرند. با این اوصاف در این تحقیق به ارتباط این موضوع با مالکیت افراد و ملی نمودن اراضی توجه می شود. مالکیت افراد نسبت به اموالشان در همه ی جوامع همواره مورد توجه بوده و هست. از گذشته تا حال کاملترین حق عینی در حقوق ما حق مالکیت می باشد و این حق همیشه قابل احترام و تکریم بوده و هیچ کس نمی تواند به حق مالکیت دیگری تجاوز کند؛ پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که در مواردی که دولت(اداره منابع طبیعی) در راستای اجرای قانون ملی شدن جنگل ها و مراتع مصوب 1۳41 و قوانین بعدی ، با بررسی سابقه و سنجش موقعیت یک محدوده مشخص از اراضی با معیارهای مشخص و از پیش تعیین شده، مبادرت به صدور برگه ی به نام «برگ تشخیص» انجام می گیرد و ادعای مالکیت نسبت به زمینی را دارد . آیا بار اثبات این ادعا بر دوش دولت(اداره منابع طبیعی) است یا بر دوش مالک شخصی ملک؟ در این زمینه نتایج تحقیق نشان دادند که مبنای اخلاقی درباره ارزش ذاتی محیط زیست در بحث اراضی ملی بر اساس ایجاد عدالت میان رابطه انسان و اراضی لحاظ شده و رویه مالکیت افراد در دو بحث تقصیر و قصور دولت و اشتباه مأمور مجری در تشخیص مستثنیات مهمترین عوامل در مرافعات اشخاص نسبت به اراضی ملی هستند.
تبیینی از کارکرد تربیتی توبه و عفو محکوم از دیدگاه روایات اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
405 - 422
حوزههای تخصصی:
توبه یکی از عوامل سقوط مجازات است که مجرم بوسیله آن می تواند از اعمال خود پشیمان شده و در اصلاح خویش بکوشد. به اتفاق تمام مذاهب اسلامی، توبه موجب سقوط مجازات اخروی است، اما در مورد سقوط مجازات دنیوی بواسطه توبه اختلاف دارند.به عقیده فقهای امامیه، توبه رافع مسئولیت کیفری در جرایم حق الله بوده و توبه قبل از اثبات جرم را موجب سقوط مجازات می دانند. ایشان توبه بعد از اثبات جرم توسط بینه را موجب سقوط مجازات نمی دانند و در مورد توبه بعد از اقرار بر این عقیده هستند که قاضی، میان إعمال مجازات و تقاضای عفو از ولی امر مخیر است. فقهای اهل سنت به استناد آیه 34 سوره مائده، توبه محارب قبل از دستگیری را موجب سقوط مجازات می دانند، موارد جواز عفو در حق الله محدود به چهار موردی که قانون مجازات اسلامی تصریح کرده است اعم از: حد زنا، لواط، مساحقه و شرب خمر نیست، بلکه نسبت به همه ی حدود جاری است. در مورد حد سرقت، تا قبل از مرافعه نزد حاکم، حق مطالبه حد یا عفو از آن با صاحبان حق است، اما پس از آن حکم سایر حدود را دارد. در حدودی که حق الله هستند برای جواز عفو امام توبه مرتکب معتبر نیست، بلکه در غیر مورد توبه نیز چنانچه عفو مرتکب به مصلحت بوده یا مفسده ای بر آن مترتب نگردد امام حق عفو دارد. در مواردی که مقذوف ورثه ای جز امام ندارد، امام حق استیفای حد یا عفو از آنرا دارد.
تحلیل قرآنی امامت انتصابی از دیدگاه فریقین با تأکید بر آیات 124 بقره، 34 آل عمران و 68 قصص(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
97 - 122
حوزههای تخصصی:
مسئله امامت از مباحث اساسی در کلام اسلامی بوده و همواره علت اصلی بروز اختلاف، در عقاید فریقین است. بررسی ادله قرآنی، در تبیین جایگاه مقام امامت، به عنوان عاملی مهم در استمرار تعالیم و هدایت اسلامی می تواند مؤثر باشد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای، ادله قرآنی امامت انتصابی را بر اساس آیات 124 بقره، 34 آل عمران و 68 قصص مورد بررسی تطبیقی قرار داده و دیدگاه های فریقین را مقایسه می کند. یافته ها نشان می دهد که از نظر امامیه، سه آیه فوق در اثبات امامت انتصابی، مکمل یکدیگرند و جعل امامت، همچون جعل نبوت، بر اساس اختیار مطلق الهی بوده و رابطه آن با ذریه معصوم، ضرورت وجود امام معصوم را در جهت حفظ آموزه های دینی و هدایت امت اسلامی دوچندان می سازد. برخلاف دیدگاه اهل سنت که امامت را امری انتخابی و بی ارتباط با خاتمیت تلقی می کند، این پژوهش بر اساس سه آیه فوق، انتصاب امامت را تبیین کننده خاتمیت و عامل تداوم رسالت پیامبری معرفی می کند. بررسی دقیق مفاهیم «جعل»، «ذریه» و «اختیار الهی» در سه آیه فوق و ارتباط معنایی بین آن ها، نشان دهنده این است که امامت با انتخاب بشری نبوده، بلکه همچون نبوت، جعلی از سوی خداوند است. این نتایج در راستای ادله امامیه مبنی بر اثبات انتصاب امامت ائمه معصوم و جایگاه آن در حفظ خاتمیت، مقبول تر به نظر می رسد. نوآوری این پژوهش در ارائه خوانشی جدید از پیوستگی و همبستگی این سه آیه در ارتباط با اثبات امامت انتصابی و مقایسه آن با دیدگاه های اهل سنت است.