فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۸۱ تا ۱٬۹۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
روانشناسی سال ۲۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۹)
12 - 21
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی باورهای فراشناختی بین حساسیت اضطرابی و مسئولیت پذیری افراطی با علایم وسواس-اجباری در جمعیت عمومی ساکن شهر تهران بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی (تحلیل مسیر) بود. از میان جمعیت عمومی ساکن شهر تهران 300 نفر از طریق فراخوان اینترنتی، با توجه به ملاک های ورود به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس تجدید نظر شده وسواس فکری عملی(OCI-R)؛ (فوا و همکاران، 2002)، پرسشنامه حساسیت اضطرابی (ASI) (رایس و همکاران، 1986)، مقیاس نگرش مسئولیت پذیری(RAS)؛ (سالکووسکیس و همکاران، 2000) و پرسشنامه باورهای فراشناختی(MCQ-30)؛ (ولز، 1997) بودند. داده ها نشان داد که حساسیت اضطرابی و مسئولیت پذیری افراطی با علایم وسواس-اجباری رابطه مستقیم و معناداری دارد و باورهای فراشناختی در رابطه حساسیت اضطرابی و مسئولیت پذیری افراطی با علایم وسواس-اجباری نقش میانجی دارد و اثر غیر مستقیم باورهای فراشناختی در رابطه بین حساسیت اضطرابی، مسئولیت پذیری و علائم وسواسی-اجباری معنادار بود. در مجموع نتایج نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است و می توان نتیجه گرفت که حساسیت اضطرابی و مسئولیت پذیری افراطی می توانند با افزایش باورهای فراشناختی موجب بروز و تداوم علائم وسواسی-اجباری گردد. با توجه به نتایج پژوهش و نقش میانجی باور های فراشناختی در ارتباط علائم وسواسی-اجباری، برنامه ریزی جهت ارتقای آموزش افراد در حوزه حساسیت اضطرابی و مسئولیت پذیری افراطی می تواند نقش مهمی در کاهش علائم وسواسی-اجباری به واسطه باور های فراشناختی داشته باشد.
مقایسه اثربخشی معنادرمانی با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب مرگ و کیفیت زندگی زنان با تجربه جراحی پستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۹)
66 - 76
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی معنادرمانی با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب مرگ و کیفیت زندگی زنان با تجربه جراحی پستان بود. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. 45 نفر با داشتن ملاک های ورود به مطالعه با روش نموه گیری هدفمند و از میان کلیه زنان ماستکتومی شده شهر تبریز در سال 1400 که مشغول گذراندن دوره پرتودرمانی خود بودند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و یک گروه گواه، هر کدام 15 نفر قرار گرفتند. اعضای گروه های مداخله، درمان مختص خود را در 8 جلسه 5/1 ساعته (2 ماه، هفته ای یک جلسه) دریافت کردند، و گروه گواه هیچ درمانی را دریافت نکردند. ابزارهای اندازه گیری پرسشنامه های اضطراب مرگ تمپلر و کیفیت زندگی بود. تجزیه و تحلیل یافته ها از طریق آزمون تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر انجام گرفت. نتایج نشان داد که معنادرمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در مقایسه با گروه گواه، در پس آزمون، منجر به کاهش اضطراب مرگ و افزایش کیفیت زندگی زنان با تجربه جراجی پستان شده اند، و این نتایج در مرحله پیگیری نیز نشان از ماندگاری اثر دارد. همچنین نتایج نشان داد تأثیر این دو درمان بر اضطراب مرگ و کیفیت زندگی در مراحل پس آزمون و پیگیری متفاوت از هم نیست. براساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که معنادرمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد موجب کاهش اضطراب مرگ و افزایش کیفیت زندگی زنان با تجربه جراحی پستان شده اند.
تأثیر زوج درمانی گروهی بر اساس رویکرد پذیرش و تعهد بر تعارضات زناشویی و طلاق عاطفی زوجین
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به شیوع تعارضات زناشویی و طلاق عاطفی، به کارگیری روش هایی در جهت کاهش تعارضات زناشویی و طلاق عاطفی از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی زوج درمانی گروهی مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد بر تعارض زناشویی و طلاق عاطفی انجام شد. روش: طرح پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه 2 شهر تهران در سال 1400 بود، از میان جامعه مذکور به روش نمونه گیری در دسترس 24 نفر (12 زوج) انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش 12 نفر و گواه 12 نفر جای دهی شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسش نامه های تعارض زناشویی(ثنایی، 1379) و طلاق عاطفی (گاتمن، 2008) بود. گروه آزمایش تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای زوج درمانی گروهی مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد هیز و استروهل (2010) قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار spss نسخه22 و روش تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد، زوج درمانی گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر طلاق عاطفی (002/0p= و 228/12= 21و1F) و تعارضات زناشویی (004/0P= و 185/10= 21و1F) اثربخش است (05/0p<). همچنین مقدار اندازه اثر در طلاق عاطفی و تعارضات زناشویی به ترتیب برابر 368/0 و 327/0 بود. نتیجه گیری: بر اساس نتایج زوج درمانی گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد منجر به بهبود تعارضات زناشویی و طلاق عاطفی شد .بنابراین پیشنهاد می شود از این روش در کاهش تعارضات زناشویی و طلاق عاطفی توسط مشاوران و روان شناسان استفاده شود.
نقش میانجی اشتیاق تحصیلی در رابطه هویت تحصیلی با احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ مرداد ۱۴۰۳ شماره ۵ (پیاپی ۹۸)
۱۵۶-۱۴۵
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی اشتیاق تحصیلی در رابطه هویت تحصیلی با احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان دختر انجام شد. این مطالعه توصیفی-همبستگی به روش معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرستان خرم آباد در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از میان آن ها 800 نفر با روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. سپس با استفاده از پرسشنامه ی احساس تعلق به مدرسه (SBSQ، بری و همکاران، 2004)، مقیاس هویت تحصیلی (AIS، واز و ایزاکسون، 2008) و مقیاس اشتیاق تحصیلی (AES، فردریکز و همکاران، 2004) مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل داده ها با روش معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد هویت تحصیلی موفق با احساس تعلق به مدرسه دارای رابطه مثبت معنادار و هویت تحصیلی سردرگم با احساس تعلق به مدرسه رابطه منفی معنادار (001/0=P) دارد. اثر مستقیم اشتیاق تحصیلی بر احساس تعلق به مدرسه و همچنین هویت تحصیلی موفق، سردرگم و دیررس بر اشتیاق تحصیلی معنادار بود (001/0=P). اثر غیرمستقیم هویت تحصیلی موفق (001/0P<)، سردرگم (01/0P<)، دنباله رو (05/0P<) و دیررس (001/0P<) بر احساس تعلق به مدرسه با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی معنادار بود. به عبارت دیگر، اشتیاق تحصیلی در رابطه بین هویت تحصیلی با احساس تعلق به مدرسه نقش میانجی دارد.
اثربخشی درمان شناختی رفتاری هافمن بر اضطراب بیماری، تنظیم هیجان و تاب آوری در زنان مبتلا به اضطراب کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ شهریور ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۹۹)
۱۲۸-۱۱۹
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری هافمن بر اضطراب بیماری، تنظیم هیجان و تاب آوری در زنان مبتلا به اضطراب کرونا انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه زنان مبتلا به اضطراب کرونا مراجعه کننده به کلینیک ها و مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1401 بودند که به روش هدفمند 30 نفر انتخاب و به روش تصادفی در گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه اضطراب بیماری سالکووسکیس و همکاران (2002، HAI)، تنظیم هیجان گراس و جان (2003، ERQ) و تاب آوری کانر و دیویدسون (2003، CD-RIS) بود. گروه آزمایش مداخله شناختی رفتاری هافمن و اوتو (2018) در 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای 2 بار و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با نرم افزار spss-26 استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد بین نمره پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری اضطراب بیماری، تنظیم هیجان و تاب آوری در گروه کنترل و آزمایش تفاوت معناداری وجود دارد (01/0>P). بنابراین درمان شناختی رفتاری هافمن بر اضطراب بیماری، تنظیم هیجان و تاب آوری در زنان مبتلا به اضطراب کرونا مؤثر بوده است و این اثربخشی نیز ماندگار بود و در نهایت موجب بهبود اضطراب کرونا می شود.
نقش میانجی درد روانی در رابطه بین خودشناسی انسجامی و رفتارهای خودآسیب رسان در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ مهر ۱۴۰۳ شماره ۷ (پیاپی ۱۰۰)
۱۱۰-۱۰۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی درد روانی در رابطه بین خودشناسی انسجامی و رفتارهای خودآسیب رسان در نوجوانان انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر تهران در نیمسال دوم سال تحصیلی 1403-1402 بودند. 419 نفر به روش دردسترس در این مطالعه مشارکت داشتند و به مقیاس درد روانی اورباخ و میکولینسر (OMMP؛ اورباخ و همکاران، 2003)، مقیاس خودشناسی انسجامی (ISKS؛ قربانی و همکاران، 2008) و پرسشنامه اظهارات مربوط به خودآسیبی (ISAS؛ کلونسکی و گلن، 2009) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که اثرمستقیم خودشناسی انسجامی بر رفتارهای خودآسیب رسان به طور منفی معنادار بود؛ در مقابل درد روانی به طور مثبت بر رفتارهای خودآسیب رسان اثر مستقیم داشت. همچنین نتایج نشان داد که خودشناسی انسجامی به طور منفی بر درد روانی اثر مستقیم داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که درد روانی بین خودشناسی انسجامی و رفتارهای خودآسیب رسان به طور معنادار نقش میانجی داشت (05/0>P). نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که خودشناسی انسجامی به صورت مستقیم و با میانجی گری درد روانی بر رفتارهای خودآسیب رسان اثر دارد.
رابطه صمیمیت و رضایت زناشویی با بخشودگی زناشویی زوجین شهر کرمانشاه
حوزههای تخصصی:
رابطه زناشویی، زیربنای روابط خانوادگی و تربیت نسل های آینده است و به عنوان اساسی ترین رابطه انسانی تلقی می شود، استحکام و بهبود آن همواره از اهمیت و توجه والایی برخوردار است؛ بنابراین هدف از انجام پژوهش حاضر رابطه صمیمیت و رضایت زناشویی با بخشودگی زناشویی زوجین شهر کرمانشاه بود. پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر کرمانشاه در سال 1401-1400 بود. نمونه موردنظر در پژوهش حاضر مطابق با فرمول کوکران 269 نفر با روش نمونه گیری در دسترس از مراکز مشاوره انتخاب شدند و به پرسشنامه های صمیمیت، رضایت زناشویی و بخشودگی زناشویی پاسخ دادند. نتایج به دست آمده با استفاده از رگرسیون چند متغیره و ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین صمیمیت و رضایت زناشویی با بخشودگی زناشویی همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. با توجه به یافته های پژوهش، می توان گفت هرچقدر میزان صمیمیت و رضایت زناشویی بالاتر باشد میزان بخشودگی زناشویی زوجین نیز بالاتر خواهد بود. بنابراین با توجه به اهمیت و نقش صمیمیت زناشویی و رضایت زناشویی در زندگی زناشویی می توان بخشودگی زناشویی را تبیین نمود.
The effectiveness of an intervention package with an integrative approach for adolescent girls with non-suicidal self-injury(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Aim: Non-suicidal self- injury(NSSI) is described as a silent crisis in schools, and in this field there is insufficient knowledge and less effective interventions. The aim of the present study was to develop and validate an intervention approach for adolescent girls with NSSI.Method: The research method was a combination and sequential exploratory strategy In the first stage, a qualitative study was conducted using the phenomenological method, and then the protocol was developed and validated.. The statistical population of the research included all the girls of Erbil schools in the first and second year of high school who had NSSI. The face and content validity of the integrative intervention package was examined and confirmed by five professors and specialists in the fields of counseling and psychology. In order to validate the integrative intervention approach, 16 subjects were selected by chain sampling and randomly assigned to two experimental and control groups. They responded to the questionnaire of self-injurious behaviors and functions, the scale of difficulty in regulating emotions, the questionnaire of automatic thoughts and the parent-child relationship scale of the mother form.Result: Multivariate covariance analysis showed that the integrative intervention approach is effective in reducing the difficulty of emotion regulation, improving the mother-daughter relationship, reducing negative self-thoughts, and reducing NSSI in adolescent girls. It can be concluded that the integrative intervention approach is effective in the treatment of adolescent girls with NSSI.
مقایسه خرده مقیاس های نسخه پنجم آزمون هوش استنفورد–بینه در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری در خواندن و ریاضیات: یک رویکرد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه خرده مقیاس های شناختی شامل استدلال سیال، حافظه فعال و پردازش دیداری-فضایی در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری در خواندن و ریاضیات، با تأکید بر رویکرد شناختی انجام شد. این مطالعه از نوع علّی-مقایسه ای بود و در ابتدا نمونه ای متشکل از ۹۰ دانش آموز (۳۰ نفر با اختلال خواندن، ۳۰ نفر با اختلال ریاضی، و ۳۰ نفر بدون اختلال یادگیری به عنوان گروه عادی) به روش نمونه گیری در دسترس از میان مراجعه کنندگان به مراکز مشاوره و کلینیک های روان شناسی شهر تهران انتخاب شدند. پس از حذف ۱۲ مورد دارای داده های ناقص، تحلیل نهایی بر روی ۷۸ دانش آموز انجام شد. به منظور سنجش مؤلفه های شناختی، از آزمون هوش استنفورد–بینه (نسخه پنجم) استفاده گردید و داده ها با تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون های تعقیبی توکی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که عملکرد دانش آموزان دارای اختلال یادگیری در خرده مقیاس های استدلال سیال، حافظه فعال و پردازش دیداری-فضایی به طور معناداری پایین تر از گروه دانش آموزان عادی بود (p<0.05)، در حالی که بین دو گروه اختلال خواندن و اختلال ریاضی تفاوت معناداری مشاهده نشد. این نتایج نشان می دهد که نارسایی در مؤلفه های شناختی مورد سنجش، در هر دو نوع اختلال یادگیری خاص وجود دارد و می تواند در تضعیف عملکرد تحصیلی دانش آموزان نقش داشته باشد. در مجموع، یافته های این پژوهش با تأکید بر نقش خرده مقیاس های شناختی آزمون هوش استنفورد–بینه در تبیین مشکلات یادگیری، بر ضرورت طراحی مداخلات شناخت محور جهت بهبود این مؤلفه ها تأکید می ورزد؛ مداخلاتی که می توانند زمینه ارتقاء عملکرد تحصیلی و کاهش علائم اختلالات خواندن و ریاضی را فراهم سازند.
پیش بینی اضطراب اجتماعی بر اساس سبک های دلبستگی، ظرفیت ذهنی سازی و قدرت ایگو در نوجوانان شهر قزوین(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف عوامل متعددی در تجربه اضطراب اجتماعی نوجوانان دخیل است که سبک های دلبستگی و نیز عملکردهای روان شناختی مثل قدرت ایگو و ذهنی سازی نقش بسزایی در این زمینه ایفا می کنند. هدف مطالعه حاضر پیش بینی اضطراب اجتماعی براساس سبک های دلبستگی، ظرفیت ذهنی سازی و قدرت ایگو در دانش آموزان نوجوان شهر قزوین است. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان نوجوان شهر قزوین تشکیل می دهد که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. تعداد نمونه با فرمول کوکران 380 نفر به دست آمد که از این تعداد بعد از افت آزمودنی 152 دختر و 165 پسر باقی ماند. داده ها با استفاده از پرسش نامه های اضطراب اجتماعی کانور، سبک های دلبستگی هازان و شاور، قدرت ایگوی مارکستروم و همکاران و ذهنی سازی فانگی و لایتون جمع آوری شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها باتوجه به نتایج رگرسیون خطی چندگانه (P<0/001 و f=27/28) مشخص شد متغیرهای واردشده به مدل 8/42 درصد از تغییرات اضطراب اجتماعی را تبیین کرده اند. قدرت ایگو و سبک دلبستگی ایمن با اضطراب اجتماعی رابطه منفی و معنی دار داشتند. سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی و سبک دلبستگی ناایمن دوسوگرا با اضطراب اجتماعی رابطه مثبت و معنی داری داشتند. هچنین بعد قعطیت و عدم قطعیت ذهنی سازی در مدل رگرسیون رابطه معنی داری با اضطراب اجتماعی نداشتند. هرچند بررسی رابطه بین ذهنی سازی و اضطراب اجتماعی به صورت خطی با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین اضطراب اجتماعی و ذهنی سازی (بعد قطعیت) رابطه مثبت و معنی دار و ذهنی سازی (بعد عدم قطعیت) رابطه منفی و معنی دار وجود دارد. نتیجه گیری سبک های دلبستگی و قدرت ایگو می توانند اضطراب اجتماعی را در نوجوانان پیش بینی کنند. ظرفیت ذهنی سازی به تنهایی با اضطراب اجتماعی رابطه دارد اما در ترکیب با سبک های دلبستگی و قدرت ایگو در پیش بینی اضطراب اجتماعی نقش معنی داری ندارد.
بررسی کارکردهای اجرایی لب پیشانی در بیماران مبتلا به سرطان، ام اس و افراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشکلات شناختی یک شکایت رایج در میان بیماران مبتلا به سرطان سینه و ام اس است. به طور خاص، مشکلات مربوط به کارکردهای اجرایی ممکن است در سایر کارکردهای این بیماران اختلال ایجاد کند. مطالعه حاضر به منظور مقایسه کارکردهای اجرایی در بیماران مبتلا به سرطان و ام اس طراحی شده است. جامعه پژوهش حاضر کلیه مبتلایان به سرطان مجاری ادراری و سیستم تنفسی مراجع کننده به بیمارستان شهید افضلی کرمان و ام اس مراجعه کننده به بیمارستان شفای کرمان در سال 1402 بودند که از بین آنها 45 بیمار مبتلا به سرطان (25 مجاری ادراری و 20 نفر سیستم تنفسی) و 45 بیمار دارای ام اس (20 نفر مبتلا به انواع پیشرونده و 25 نفر مبتلا به نوع عود کننده-بهبود یابنده) به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. همچنین ، 45 فرد بهنجار که از نظر سن، تحصیلات و طبقه اجتماعی- اقتصادی با گروه های بیمار همتا شده بودند، به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. مشارکت کننده ها توسط آزمونهای آندره ری، استروپ، دسته بندی کارت های ویسکانسین و مقیاس حافظه ی وکسلر مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که در تمام مولفه های ارکردهای اجرایی افراد بهنجار عملکرد بهتری نسبت به دو گروه بیمار داشتند. علاوه براین، بین بیماران مبتلا به سرطان و بیماران مبتلا به ام اس نیز در برخی از مولفه های کارکردهایی اجرایی تفاوت مشاهده شد. یافته های پژوهش بیانگر بدکارکردی اجرایی در بیماران مبتلا به سرطان و ام اس می باشد و لزوم طراحی مداخلات مبتنی بر کارکردهایی اجرایی برای این بیماران را برجسته می سازد.
پیش بینی سازگاری اجتماعی کودکان براساس مکانیزم های دفاعی و راهبردهای مسأله محور در والدین با میانجی گری حساسیت اضطرابی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه بین سازگاری اجتماعی براساس مکانیزم های دفاعی و راهبردهای مسأله محور در والدین با میانجی گری حساسیت اضطرابی در دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی شهر زنجان بود. روش: روش پژوهش همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دختران دانش آموز مقطع ابتدایی منطقه دو شهر زنجان بودند که 200 نفر به شیوه دردسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سازگاری دخانچی (1377)، پرسشنامه مکانیزم دفاعی اندروز و همکاران (1993)، پرسشنامه مقابله با موقعیت های استرس زا Lazarus و Folkman (1985) و حساسیت اضطرابی فلوید و همکاران (2005) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 25 و AMOS23 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که مکانیزم های دفاعی والدین بر سازگاری اجتماعی اثر معناداری ندارد، اما راهبردهای مسأله محور در والدین حساسیت اضطرابی می تواند سازگاری اجتماعی کودکان را پیش بینی کند. راهبردهای مسأله محور در والدین و مکانیزم دفاعی والدین نیز می توانند حساسیت اضطرابی را پیش بینی کنند(0.05>p). نتایج اثرات غیرمستقیم نشان داد که حساسیت اضطرابی در بین راهبردهای مسأله محور در والدین و سازگاری اجتماعی نقش میانجی دارد (0.05>p). همچنین حساسیت اضطرابی در بین مکانیزم های دفاعی و سازگاری اجتماعی کودکان نقش میانجی دارد (0.05>p). نتیجه گیری: با توجه به اینکه یافته ها نشان داد که مکانیزم های دفاعی و راهبردهای مسأله محور در والدین و حساسیت اضطرابی نقش معناداری در سازگاری اجتماعی کودکان دارند، پیشنهاد می شوند روانشناسان و مشاوران مدارس و هسته های مشاوره در آموزش و پرورش اقدامات درمانی و آموزشی برای افزایش سازگاری اجتماعی با تأکید بر متغیرهای مذکور برنامه ریزی نمایند.
مدل یابی روابط ساختاری توانایی های شناختی با پیشرفت تحصیلی از طریق میانجی گری خوش بینی علمی در دانش آموزان متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
15 - 29
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پیشرفت تحصیلی آرزوی بزرگ همه والدین برای فرزندان شان است و به عوامل زیادی بستگی دارد. هدف این پژوهش مدل سازی روابط ساختاری توانایی های شناختی با پیشرفت تحصیلی با میانجی گری نقش خوش بینی علمی در دانش آموزان دبیرستانی بود. روش : روش توصیفی از نوع همبستگی بر اساس مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه 1361 دانش آموز پسر مقطع راهنمایی متوسطه نهم شهر بابل در سال تحصیلی 1391 بود که از بین آنها به روش خوشه ای دومرحله ای تعداد 250 نفر انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از مقیاس عملکرد تحصیلی فام و تیلور، پرسش نامه توانایی های شناختی نجاتی و مقیاس خوش بینی تحصیلی تشانن-موران و همکاران استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین توانایی های شناختی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره اول متوسطه رابطه وجود دارد. هم چنین، توانایی های شناختی با میانجی گری نقش خوش بینی علمی دانش آموزان متوسطه بر پیشرفت تحصیلی تأثیر بسزایی دارد. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود معلمان با میانجیگری خوش بینی علمی بر روی توانایی های شناختی فراگیران کار کنند تا آنها به پیشرفت تحصیلی بالقوه خود برسند.
برازش مدل تحلیلی عوامل محافظت کننده و مخاطره آمیز مدرسه ای بر نگرش به مصرف مواد و سبک های دلبستگی در دانش آموزان دوم متوسطه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان شناسی تحلیلی شناختی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۶
31 - 51
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر برازش مدل عوامل مدرسه ای (تعامل معلم – دانش آموز، قلدری مدرسه، احساس تعلق به مدرسه و عوامل زمینه ای) با نگرش به مصرف مواد در دانش آموزان دوم متوسطه با نقش واسطه ای سبک های دلبستگی انجام گرفت. روش: روش پژوهش همبستگی و از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه پژوهش شامل همه ی دانش آموزان دوم متوسطه دوم شهرستان خرم آباد در سال تحصیلی 1402 – 1401 بود. حجم نمونه 380 دانش آموز بود که با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب گردید. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه های استاندارد تعامل معلم دانش آموز وبلز، کریتون، لوی و هوی مایرز (1993)، تعلق به مدرسه بری، بتی و وات (2004)، قلدری مدرسه اسپلاگه و هولت (2001)، نگرش به اعتیاد نظری (1380)، سبک دلبستگی کولینز و رید (1990) و پرسشنامه محقق ساخته عوامل زمینه ای مدرسه بود. یافته ها: نتایج نشان داد که بین ضرایب استاندارد مسیر مستقیم عوامل مرتبط با مدرسه از جمله، قلدری به مدرسه (001/0>P، 62/0=β)، تعلق به مدرسه (001/0>P، 45/0-=β)، عوامل زمینه ای مدرسه (001/0>P، 71/0-=β) و مسیر تعامل معلم- دانش آموز به نگرش به مصرف مواد مخدر (001/0>P، 53/0=β) معنادار می باشد. همچنین مسیر قلدری به سبک های دلبستگی (001/0>P، 58/0=β)، تعلق به مدرسه به سبک های دلبستگی (001/0>P، 37/0=β)، عوامل زمینه ای مدرسه به سبک های دلبستگی (001/0>P، 52/0=β) و مسیر تعامل معلم-دانش آموز به سبک های دلبستگی (001/0>P، 40/0=β) معنادار می باشند. همچنین، روابط غیرمستقیم متغیرهای عوامل مدرسه ای و نگرش به مصرف مواد با سبک های دلبستگی با توجه به اینکه حد پایین و حد بالای آزمون بوت استراپ فاصله اطمینان برای آنها صفر را در بر نداشت معنادار است (001/0>P). همچنین شاخص های برازش نشان دهنده برازش مطلوب مدل بود. نتیجه گیری: با شناسایی عوامل مخاطره آمیز و تقویت عوامل محافظت کننده مرتبط با مدرسه و عوامل فردی می توان، از نگرش مثبت دانش آموزان به اعتیاد پیشگیری نمود.
Prediction of Social Anxiety based on Rumination, Self-Focused Attention, and Social Intimacy in Women(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to investigate the predictive relationships between social anxiety and the psychological constructs of rumination, self-focused attention, and social intimacy among women. Specifically, it sought to determine how these variables influence the levels of social anxiety in a female population. Method: A cross-sectional design was utilized, with a sample size of 350 female participants determined by Morgan and Krejcie's table. Standardized measurement tools were employed, including the Liebowitz Social Anxiety Scale (LSAS) for social anxiety, the Ruminative Responses Scale (RRS) for rumination, the Self-Focused Attention Scale (SFAS) for self-focused attention, and the Miller Social Intimacy Scale (MSIS) for social intimacy. Statistical analyses included descriptive statistics, Pearson correlation, and multiple linear regression, conducted using SPSS version 27. Findings: Descriptive statistics showed mean scores of 45.23 (SD = 11.56) for social anxiety, 52.14 (SD = 12.75) for rumination, 30.56 (SD = 8.49) for self-focused attention, and 40.85 (SD = 9.22) for social intimacy. Pearson correlations revealed significant relationships between social anxiety and rumination (r = 0.61, p < 0.001), self-focused attention (r = 0.58, p < 0.001), and social intimacy (r = -0.49, p < 0.001). The regression model was highly significant (F = 320.77, p < 0.001), explaining 65% of the variance in social anxiety (R² = 0.65, R² adjusted = 0.64). Conclusion: The study confirmed that rumination and self-focused attention significantly predict social anxiety, with social intimacy showing a protective effect. These findings underscore the importance of addressing cognitive patterns and enhancing interpersonal relationships in interventions aimed at reducing social anxiety among women.
Structural Model for Predicting Psychological Well-being and Emotional Regulation Based on Resilience and Self-Efficacy in MS Patients(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: Multiple Sclerosis (MS) is one of the most common chronic diseases of the central nervous system, and the disability resulting from the disease impacts self-efficacy and various mental health dimensions of these patients. Therefore, the present study aimed to propose a structural model for predicting psychological well-being and emotional regulation based on resilience and self-efficacy among MS patients in Tehran. Methods: Given its objective, this research is of the applied type and descriptive in nature concerning data collection methods, specifically employing structural equation modeling. The statistical population of this study included all individuals with MS attending treatment centers in Tehran in 2021, with a minimum sample size estimated at 150. The variables studied were based on the Ryff's Psychological Well-being Scale, the Gross and John's Emotional Regulation Questionnaire, the Connor-Davidson Resilience Scale, and the Schwarzer and Jerusalem's Self-Efficacy Scale. Ultimately, data were analyzed using structural equation modeling in AMOS software. Findings: According to the study's findings, all standardized coefficient values related to the dimensions of the latent variables were higher than 0.4, indicating that this measurement model has adequate reliability regarding the items of latent variables. Critical ratio values are usually introduced as validity parameters associated with the structural model and, in this study, all values were significant and outside the range of (-1.96, 1.96), with Cronbach's alpha and composite reliability values greater than 0.7 and AVE values greater than 0.5. Conclusion: Thus, the model enjoys appropriate validity and reliability.
Effectiveness of Acceptance and Commitment-Based Couple Therapy on Communication Patterns and Marital Infidelity in Married Individuals(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to investigate the effectiveness of Acceptance and Commitment-Based Couple Therapy (ACT) on communication patterns and marital infidelity among married individuals in Yazd. Methods: The research method was quasi-experimental. The population consisted of all married individuals attending psychological counseling and service centers in Meybod. Using questionnaires on communication patterns and marital infidelity, and employing purposive sampling, 20 couples with higher scores were selected from a pool of 50 couples. They were randomly assigned to either the experimental group (10 couples) or the control group (10 couples). The experimental group underwent Acceptance and Commitment Therapy, while the control group received no treatment. Post-tests were administered to both groups. Results, analyzed using covariance analysis. Findings: Findings showed that Acceptance and Commitment-Based Couple Therapy significantly impacts the communication patterns of married individuals. Additionally, it significantly affects marital infidelity among married individuals. Conclusion: Thus, ACT can be used to enhance couple’s relationship and prevent infidelity and divorce.
Predicting Attitudes Toward Marital Infidelity in Couples Based on Attachment Styles and Personality Traits with the Mediation of Coping Strategies (Gender Comparison)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to predict attitudes toward marital infidelity in couples based on attachment styles and personality traits with the mediation of coping strategies (gender comparison). Methods: The research method was correlational and used structural equation modeling. The statistical population included all married women and men aged 25 to 45 in Tehran. A sample of 420 individuals, comprising 210 women and 210 men, was selected through convenience sampling. Research data were collected using the Whately Marital Infidelity Attitude Questionnaire (2006), the Collins and Read Attachment Styles Questionnaire (1994), the Cattell 16 Personality Factor Test (1973), and the Lazarus-Folkman Coping Strategies Questionnaire (1988). Relationships between variables were assessed using Pearson's correlation test, and the research model was evaluated using the Partial Least Squares (PLS) structural equation modeling technique. The mediation role was also assessed using the bootstrapping method in Smart PLS software. Data analysis was performed using SPSS version 27 and Smart PLS version 3. Findings: The research findings indicated that in the female sample, risk-taking as a personality trait could predict marital infidelity (p < .05). In the male sample, the conscientiousness personality trait directly predicted marital infidelity, while insecure attachment predicted marital infidelity both directly and indirectly through the avoidant-escape coping style (p < .05). Conclusion: The results showed that insecure attachment influences the tendency toward marital infidelity in the male group. Additionally, the conscientiousness factor influences the tendency toward marital infidelity in the male group, and the avoidance and escape strategies influence the tendency toward marital infidelity in the male group. The results also demonstrated that secure attachment negatively impacts the problem-solving coping strategy in the female group. Secure attachment negatively impacts the avoidant-escape strategy in the female group but positively impacts it in the male group. Insecure attachment positively impacts the avoidant-escape strategy in both the female and male groups. The conscientiousness factor positively impacts the problem-solving coping strategy in the female group. Moreover, sociability positively impacts the avoidant-escape strategy in the male group, while emotional stability negatively impacts the avoidant-escape strategy in the overall and male groups. Risk-taking negatively impacts the avoidant-escape strategy in the overall and male groups. These results showed no relationship between insecure attachment and the tendency toward marital infidelity in women.
اثربخشی خود افشایی هیجانی بر اساس مدل پذیرش و تعهد در کاهش علائم افسردگی زنان خانه دار مبتلا به اختلال افسرده خویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : اختلال افسرده خویی به عنوان نوعی افسردگی مزمن و با شیوع بیشتر در بین زنان، با پیامدهای منفی بهداشتی همراه است و در نتیجه شناسایی مداخلات بهینه در این زمینه ضروری است. در این راستا هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی خودافشایی هیجانی براساس مدل پذیرش و تعهد درمانی درکاهش علائم افسردگی زنان خانه دار مبتلا به اختلال افسرده خویی بود. روش شناسی پژوهش : این پژوهش، به شیوه نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با لیست انتظار و پی گیری یک ماهه صورت گرفت. 40 نفر از زنان خانه دار مبتلا به اختلال افسرده خویی با توجه به ملاک های ورود به پژوهش به صورت در دسترس انتخاب گردیدند و سپس به طور تصادفی به دو گروه 20 نفره آزمایش و لیست انتظار گمارده شدند. جهت ارزیابی متغیرها از پرسشنامه افسردگی بک استفاده شد. زنان خانه دار گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 120 -90 دقیقه ای تحت درمان خودافشایی هیجانی براساس مدل پذیرش و تعهد درمانی قرار گرفتند. یافته ها : یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که درمان خودافشایی هیجانی بر اساس مدل پذیرش و تعهد بر کاهش علائم افسردگی زنان خانه دار مبتلا به افسرده خویی تأثیر معنی داری داشت. همچنین، این اثربخشی در دوره پیگیری ماندگار بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، به کارگیری درمان خودافشایی هیجانی بر اساس مدل پذیرش و تعهد جهت کاهش علائم افسردگی زنان خانه دار مبتلا به افسرده خویی به روان شناسان، روان پزشکان و مشاوران مراکز درمانی خصوصی و دولتی توصیه می شود.
تدوین و اعتبارسنجی بسته آموزش راهبردهای انگیزشی و مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای انگیزشی و آموزش تنظیم هیجان بر رشد اجتماعی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت اجتماعی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۲۵)
123 - 139
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی بسته آموزش راهبردهای انگیزشی و مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای انگیزشی و آموزش تنظیم هیجان بر رشد اجتماعی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه است. در بخش تدوین بسته آموزشی، نخست اهداف محتوی مناسب تهیه و در نهایت پس از اعمال نظر متخصصان این حوزه، بسته اموزشی تدوین گردید. میزان شاخص روایی (CVI) و نسبت روایی محتوا (CVR) برای تمامی هدف ها در این بسته آموزشی بالا بود. از این رو، بسته آموزش راهبردهای انگیزشی در 8 جلسه نود دقیقه ای تدوین گردید. در بخش بررسی اثربخشی روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با پیگیری همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دختران در حال تحصیل در دوره دوم متوسطه در شهر فولادشهر در سال تحصیلی 1402-1403 بود. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه رشد اجتماعی وایتزمن بود. در تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس اندازگیری مکرر طرح آمیخته برای بررسی معنی داری اختلاف میانگین در گروه ها استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین نمرات متغیر رشد اجتماعی به صورت (223/57=F ، 000/0= P) و میزان اثر 732/0 به دست آمد که بیانگر آن است که بین گروه های آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین، بین میانگین نمرات متغیرها در گروه های آزمایش با گواه تفاوت معناداری وجود داشته است (05/0> P)؛ به طوری که مشخص شد اثرگذاری دو روش آموزش راهبردهای انگیزش و تنظیم هیجان را بر رشد اجتماعی و مؤلفه های آن تایید می کند. روش آموزش راهبردهای انگیزشی در رشد اجتماعی به طور معناداری از روش تنظیم هیجان موثرتر بوده است و پایداری اثر آموزش تایید شد.