فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۴۱ تا ۱٬۸۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ آبان ۱۴۰۳ شماره ۸ (پیاپی ۱۰۱)
۱۲۰-۱۱۱
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی خانواده درمانی بوئن و درمان راه حل محور بر طلاق عاطفی، دلزدگی زناشویی و تمایزیافتگی عاطفی زوجین متقاضی طلاق بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمام زوجین متقاضی طلاق مراجعه کننده به دادگاه های شهر ساری در سال 1400 بود. انتخاب نمونه از مراکز خدمات روانشناختی شهر ساری به روش هدفمند بود. حجم نمونه 42 نفر تعیین شد که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی خانواده درمانی بوئن و درمان راه حل محور و کنترل، هر گروه 14 نفر (7 زوج) گمارش شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش طلاق عاطفی گاتمن (2010، GED)، دلزدگی زناشویی کایزر (1993، MDS) و تمایزیافتگی عاطفی (1988، DSI) بود. گروه های آزمایشی در طی 8 جلسه 60 دقیقه ای خانواده درمانی بوئن و درمان راه حل محور را دریافت کردند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری در سطح معناداری 05/0 تحلیل گردید. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون طلاق عاطفی ودلزدگی زناشویی و تمایزیافتگی عاطفی در سه گروه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که بین دو گروه آزمایش تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود نداشت. با توجه به اثربخشی خانواده درمانی بوئن و درمان راه حل محور در زوجین متقاضی طلاق، استفاده از این مداخلات در مراکز مشاوره پیشنهاد می گردد.
مدل ساختاری دوسوگرایی به خود و اطمینان جویی با باورهای وسواسی با نقش میانجی ترس از خود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ آبان ۱۴۰۳ شماره ۸ (پیاپی ۱۰۱)
۱۸۰-۱۷۱
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی ترس از خود در رابطه بین دوسوگرایی به خود و اطمینان جویی با باورهای وسواسی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان شهر تهران در سال 1402 بودند. به روش نمونه گیری در دسترس، نمونه ای به تعداد 447 نفر انتخاب و در مطالعه شرکت کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه باورهای وسواسی بک - فرم کوتاه (OBQ، کارگروه شناخت در وسواس، 2001)، پرسشنامه دوسوگرایی به خود (SAQ، بار و کیریوس، 2007)، سیاهه اطمینان جویی آشکار و پنهان (CORSI، رادومسکی و همکاران، 2020) و پرسشنامه ترس از خود (FSQ، آرادما و همکاران، 2013) بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که دوسوگرایی به خود و اطمینان جویی به صورت مستقیم قادر به پیش بینی باورهای وسواسی بودند (۰01/۰p‹). همچنین دوسوگرایی به خود و اطمینان جویی به صورت غیر مستقیم از طریق ترس از خود توانستند باورهای وسواسی را پیش بینی کنند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که دوسوگرایی به خود و اطمینان جویی با توجه به نقش مهم ترس از خود می توانند تبیین کننده باورهای وسواسی باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش باورهای وسواسی ضروری است.
نظام نشانگرهای سنجش انسجام نگارشی در پایان نامه های علوم رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهبود کیفیت نگارش علمی، در دوران کنونی یکی از مهم ترین دغدغه هایی است که در بین اعضای جامعه علمی مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است. یکی از مصادیق نگارش علمی، پایان نامه ها به شمار می روند. شناسایی ویژگی های مرتبط با پایان نامه نویسی بویژه انسجام نگارشی به عنوان قلب فعالیت های نگارشی از زیربنایی ترین گام ها در آموزش و توسعه فعالیت های نوشتاری محسوب می شود. این پژوهش به شناسایی نظام نشانگرهای سنجش انسجام نگارشی در پایان نامه های علوم رفتاری پرداخت. در این پژوهش، از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی از نوع تفسیری استفاده شد. مطلعان کلیدی شامل 12 نفر از اعضای هیات علمی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران بودند که در سال 1401 به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند؛ در مصاحبه نهم، داده ها به حد اشباع رسیدند و سه مصاحبه دیگر نیز جهت اطمینان انجام شد. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و به شیوه دیکلمن و همکاران تحلیل شد. تحلیل داده ها به شناسایی 61 نشانگر و دسته بندی آن در قالب شش ملاک «انسجام بخشی درون متنی»، «ساده نویسی»، «جذابیت ظاهری»، «نظم نگارشی»، «نظم روشی (روشمندی)» و «نظم منبع دهی» منجر گردید. نتایج حاکی از آن بود که رعایت ملاک ها و نشانگرهای شناسایی شده، می تواند به بهبود کیفیت نگارش علمی و در نتیجه ارزشمندتر شدن آن کمک قابل توجهی نماید. همچنین در انتها، برای بهبود و ارتقای کیفیت انسجام در نگارش پایان نامه ها راهکارهایی ارائه گردید.
The relationship between psychological resilience, happiness, and mindfulness with psychological well-being of elementary school teachers at workplace
حوزههای تخصصی:
Given the severe psychological stress of teachers in educational settings, it is of particular value to pay attention to improving their psychological well-being and to identify the factors that contribute to the decrease or increase in teachers' psychological well-being. For this reason, the aim of the present study was to investigate the role of predictor variables of psychological resilience, happiness, and mindfulness in the criterion variable of teachers' psychological well-being. For this reason, 113 people were selected from the statistical population of elementary school teachers in Rasht in the academic year (2023-2024) using the convenience sampling method and responded to the questionnaires of psychological well-being (Reif and Keyes, 1995), psychological resilience (Connor and Davidson, 2003), Oxford Happiness (Hills and Argyle, 2002), and Freiburg Mindfulness (Wallach et al., 2006). The results were analyzed in SPSS22 software using Pearson's correlation coefficient and stepwise regression, and the results showed that the relationship between psychological resilience and psychological well-being (r=0.61), the relationship between happiness and psychological well-being (r=0.49), and the relationship between mindfulness and psychological well-being (r=0.41) was positive and significant (p<0.01), and the three variables explained 50% of the variance in the changes in teachers' psychological well-being. Therefore, the psychological well-being of elementary school teachers can be predicted based on psychological resilience, mindfulness, and happiness.
Gender-Leadership in the Ivory Tower: A Case Study of Institutions of Higher Education in Taraba State
حوزههای تخصصی:
Objective: This study investigated Gender-Leadership in the ivory tower, a survey of higher education institutions in Taraba State, Nigeria.Methods: A descriptive survey design was adopted for the study. A simple random sampling method was used to select a sample size of 372 academic and non-academic staff for this study. The instrument used for the study was the Gender-Leadership Questionnaire (GLQ). Hypotheses were tested at 0.05 level of significance using a t-test.Results: The findings revealed no significant difference in the mean rating scores of women representations in leadership positions in Taraba State institutions of higher learning between academic and non-academic staff. Furthermore, the findings revealed no significant difference in the mean rating scores of underrepresentation of women in leadership positions in Taraba State institutions of higher learning between academic and non-academic staff. Women's representation in leadership positions is lopsided in favor of their male counterparts.Conclusion: Factors that contribute to women's underrepresentation in leadership positions include cognitive bias, uneven access to knowledge, opportunities and administrative responsibility, and societal privileges that favor the males among others.
مدل یابی ساختاری پرخوری افراطی بر اساس شفقت به خود و تکانشگری با میانجی گری تنظیم هیجان در دانش آموزان دختر مبتلا به چاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نوجوانان به ویژه دختران در بیشتر موارد توجه خاصی به وزن و شکل بدن خود دارند و اغلب در تلاش برای مواجهه با فشارهای مرتبط با تغییرات دوره بحرانی و پرکشاکش بلوغ، نگرش های نادرستی نسبت به خود، احساسات، و هیجانات خود اتخاذ می کنند که این مواجهه ممکن است مشکلات رفتارهای خوردن را ایجاد کند. بنابراین هدف پژوهش حاضر مدل یابی ساختاری پرخوری افراطی بر اساس شفقت به خود و تکانشگری با میانجی گری تنظیم هیجان در دانش آموزان دختر مبتلا به چاقی است. روش: روش پژوهش همبستگی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری بود. نمونه پژوهش شامل ۳۰۰ نوجوان دختر مبتلا به پرخوری افراطی منطقه یک شهر تهران در سال 1403 بود که به صورت در دسترس انتخاب شدند. پرسشنامه های پژوهش شامل خوردن افراطی (گورمالی و همکاران، 1982)، شفقت به خود (نف، 2003)، تکانشگری (بارات، 2009) و تنظیم هیجان (گراس و جان، 2003) بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون های همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS26 و AMOS24 انجام شد. یافته ها: با توجه به نتایج ماتریس همبستگی، بین شفقت به خود با پرخوری افراطی و سرکوبی رابطه منفی و معنادار و با ارزیابی مجدد رابطه مثبت و معنادار وجود داشت. همچنین بین تکانشگری با پرخوری افراطی و سرکوبی رابطه مثبت و معنادار و با ارزیابی مجدد رابطه منفی و معنادار وجود داشت. بر اساس نتایج شاخص های برازش، مدل ساختاری پرخوری افراطی بر اساس شفقت به خود و تکانشگری با میانجی گری تنظیم هیجان در دانش آموزان دختر مبتلا به چاقی از برازش خوبی برخوردار بود. همچنین مولفه های ارزیابی مجدد و سرکوبی بر شفقت به خود اثر منفی و معنادار و بر تکانشگری اثر مثبت و معنادار، شفقت به خود بر پرخوری افراطی اثر منفی و معنادار، و تکانشگری بر پرخوری افراطی اثر مثبت و معنادار داشتند (001/0P<). نتیجه گیری: تنظیم هیجان، مخزن پاسخ نوجوانان در مواقع مواجهه با عوامل تنش آور است و رفتارهای اختلال پرخوری افراطی یک تنظیم عملکرد برای نوجوانانی است که سطح بالایی از هیجانات آزارنده را به خاطر عدم شفقت به خود و رفتارهای تکانشگری تجربه می کنند.
اثربخشی درمان هیجان مدار بر تکانشگری، سازگاری اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی در نوجوانان اقدام کننده به خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر تکانشگری، سازگاری اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی در نوجوانان اقدام کننده به خودکشی انجام گرفت. طرح پژوهش حاضر شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه آماری این پژوهش 30 نفر که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفره) قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه تکانشگری بارات (1995)، پرسشنامه سازگاری اجتماعی سینها و سینگ (1993) و پرسشنامه اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل خواجه احمدی (1395) بود. درمان هیجان مدار (9 جلسه 45 دقیقه ای) توسط متخصص روانشناس برای گروه آزمایش اجرا گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) جهت بررسی فرضیه ها استفاده شد. نتایج نشان داد که پس از حذف اثرات پیش آزمون، تفاوت معناداری در ترکیب خطی متغیرهای وابسته دو گروه مورد بررسی وجود داشت . آزمونهای تک متغیری تحلیل کواریانس نیز نشان داد که نوجوانان گروه آزمایش نسبت به نوجوانان گروه کنترل بهبود معناداری در پس آزمون نمرات تکانشگری، سازگاری اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی نشان داده اند. بنابراین می توان نتیجه گرفت درمان هیجان مدار می تواند درمان موثری در نوجوانان اقدام کننده به خودکشی باشد.
اعتبارسنجی الگوی مطلوب شخصیت از نگاه مولانا و بررسی تطبیقی آن با رویکردهای شناختی و انسان گرایانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵ (مجموعه مقالات رفتار و ذهن)۵
157-179
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف اعتبارسنجی الگوی مطلوب شخصیت از نگاه مولانا و بررسی تطبیقی آن با رویکردهای شناختی و انسان گرایانه انجام شد. روش شناسی: این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و همچنین، به لحاظ نوع داده ها، آمیخته (کیفی-کمی) از نوع اکتشافی که در بخش کیفی فراترکیب و در بخش کمی توصیفی-پیمایشی بود. جامعه مورد مطالعه در بخش کیفی شامل مبانی نظری و پیشینه مرتبط پایگاه های داده داخلی (1380-1402) و خارجی (2000-2023) و در بخش کمی شامل اساتید رشته های علوم تربیتی در دانشگاه های آزاد اسلامی بود. حجم نمونه در بخش کیفی حذف سیستماتیک بر اساس نمودار جریان مدل پریزما و در بخش کمی 20 نفر بر اساس نمونه گیری هدفمند و اصل اشباع انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی اسناد کتابخانه ای و در بخش کمی پرسشنامه سنجش اعتبار الگو بود. در بخش کیفی به منظور محاسبه روایی چک لیست 27 موردی بر اساس مدل پریزما و برای محاسبه پایایی روش ضریب کاپای کوهن استفاده شد و در بخش کمی به منظور محاسبه روایی از روایی محتوایی و سازه و همین طور به منظور محاسبه پایایی از ضرایب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد که نتایج بیانگر روا و پایا بودن ابزارها بود. روش تجزیه وتحلیل داده ها تحلیل مضمون (مضامین پایه، فراگیر و سازمان دهنده) بود. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان دادند که الگوی مطلوب شخصیت از نگاه مولانا دارای ابعاد بعد اجتماعی شخصیت انسان، خودآگاهی و شناخت خویشتن، مدیریت عواطف و تعادل درونی و تجربه و درس آموزی از زندگی بود که این ابعاد دارای مؤلفه های همدلی و ارتباط با دیگران، تعهد اجتماعی و احساس تعلق، تعامل سازنده و همکاری، ارزش های اخلاقی و معنوی، والایش و تعالی روحی انسان، تفکر و خردورزی، پذیرش مسئولیت های فردی و عدم فرافکنی، رشد و شکوفایی فردی، انتقادپذیری، عدم عیب جویی، تنظیم هیجانی، ابراز مناسب هیجانات، بهزیستی، دل بستگی، رویکردها و نگرش ها و مدیریت چالش ها بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان دادند که الگوی مطلوب شخصیت از نگاه مولانا شامل ابعاد مختلفی مانند آگاهی از خود، تنظیم هیجانی، تعاملات اجتماعی، و رشد فردی است که با مؤلفه های رویکردهای شناختی و انسان گرایانه هم پوشانی دارد. این نتایج می توانند در حوزه های آموزش، روان شناسی شخصیت، و توسعه فردی مورد استفاده قرار گیرند.
Social Capital and Participation of Elderly Woman Based on the Sport Acceptance(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Family Therapy Journal, Vol. ۵ No. ۴, Serial Number ۲۳ (۲۰۲۴) Special Issue on Women Studies
235-245
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study was performed aiming to address the social capital and participation of elderly women based on the sport acceptance. Methods: The research method is applied and is a descriptive- survey research. The statistical population of the study includes the elderly women. 227 elderly women were selected as the sample size and simple probabilistic sampling method was used. Standard questionnaire was administered and SPSS and PLS were used for data analysis. Findings: The effect of cognitive social capital variable on the elderly women’s sport participation subjective development was 9.98, the effect of communication social capital on the subjective development of elderly was 2.71, the effect of structural social capital on the objective development of elderly women’s sport participation was 6.98 and effect of structural social capital on the subjective development of elderly women’s sport participation is 2.32 indicating that variables are influenced by each other. (p<0.05). Conclusion: according to the findings, increasing the social capital rate of elderly women is a promising y to enhance the participation of elderly women through sport participation. So, authorities and policy makers should plan and make policies in order to increase social capital as a variable affecting sport participation of elderly people.
تاثیر گرانباری نقش بر فلات شغلی: تاملی در میانجی گری تعارض کار- زندگی و تعدیل گری ثبات عاطفی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی تاثیر گرانباری نقش بر فلات شغلی با میانجی گری تعارض کار-زندگی و تعدیل گری ثبات عاطفی معلمان است. روش: روش پژوهش حاضر کاربردی است. جامعه آماری پژوهش متشکل از 250 نفر از معلمان شاهین شهر بود که بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه 151نفر محاسبه شد. ابزار گرد آوری داده پرسشنامه استاندارد فلات زدگی شغلی بر گرفته از الن و همکاران(1999) با پایایی 7/0، ثبات عاطفی برگرفته از گلدبرگ (1999) با پایایی 832/0، گرانباری شغلی بر گرفته از اسپکتور و جکس (۱۹۹۸) با پایایی 733/0 و تعارض زندگی و کاربرگرفته از نت مه یر(1996) با پایایی(952/0) می باشد. پایایی و روایی ابزار در این پژوهش بررسی و تائید شد. به منظور تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها، از مدل معادلات ساختاری و نرم افزار PLS استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که فلات شغلی بر گرانباری شغلی در سطح اطمینان 95 درصد تأثیرگذار است. فلات شغلی بر گرانباری نقش با نقش میانجی تعارض کار و زندگی، فلات شغلی بر گرانباری نقش با نقش تعدیلگر ثبات عاطفی و فلات شغلی بر تعارض کار و زندگی تاثیر گذار نمی باشند. نتیجه گیری: وقتی عوامل استرس زا مانند گرانباری شغلی وجود دارد، افراد با ثبات عاطفی ممکن است رویکردی پیشگیرانه و حل مسئله اتخاذ کنند، که منجر به تخصیص منابع بیشتر به حوزه کاری می شود اما منابع کمتری را در حوزه های غیر کاری ذخیره می کنند. در نتیجه، آنها تمایل دارند تضاد کار و زندگی بیشتری را تجربه کنند.
پیش بینی پرخاشگری بر اساس مهارت های ارتباطی و خودشفقت ورزی: نقش میانجی تحریف های شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۶
38 - 47
حوزههای تخصصی:
مقوله ی پرخاشگری در روابط فردی و اجتماعی امری مهم و حائز اهمیت می باشد که نیاز به پژوهش و شناخت روز افزون دارد. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف پیش بینی پرخاشگری براساس مهارت های ارتباطی و خود شفقت ورزی با درنظرگرفتن نقش میانجی تحریف های شناختی صورت گرفت. پژوهش حاضر از نوع مطالعات همبستگی با روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در سال تحصیلی ۱۴۰۱- ۱۴۰۲ بودند. نمونه انتخابی شامل ۲۵۳ نفر از بین جامعه آماری موردنظر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه مهارت های ارتباطی (CSTR) (کوئین دام، ۲۰۰۴)، پرسشنامه خود شفقت ورزی(SCS) (نف، ۲۰۰۳)، پرسشنامه پرخاشگری(EAI) (آیزنک و گلین ویلسون، ۱۹۷۵) و پرسشنامه تحریف های شناختی (عبدالله زاده و سالار، ۱۳۸۹) استفاده شد. داده های حاصل در نرم افزارهای SPSS 26 و AMOS 23 و با آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شد. تحلیل داده ها نشان دهنده برازش مطلوب مدل پس از اصلاح بود. اثر مستقیم مهارت های ارتباطی(0/20) و خود شفقت ورزی(0/61-) و تحریف های شناختی(0/19) بر پرخاشگری معنادار (0/05>p) بود. همچنین، نتایج غیرمستقیم مسیرها نشان داد که فقط رابطه ی مهارت های ارتباطی با نقش میانجی تحریف های شناختی بر پرخاشگری (0/41-) معنادار (0/05>p) بود. براساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مهارت های ارتباطی، خود شفقت ورزی و تحریف های شناختی دارای نقش به سزایی در پرخاشگری بوده و با توجه به اهمیت فردی و اجتماعی بالای پدیده ی پرخاشگری و تبعات مختلفی که می تواند برای جامعه و افراد داشته باشد، توجه به عوامل پیش بینی کننده ی آن حائز اهمیت می باشد.
مدل یابی علّی استرس پس از سانحه بر اساس رشد پس از آسیب و احساس انسجام با نقش میانجی احساس تنهایی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی از سوی شوهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۶
84 - 96
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی مدل یابی علّی استرس پس از سانحه بر اساس رشد پس از آسیب و احساس انسجام با نقش میانجی احساس تنهایی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی از سوی شوهر بود. روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری کلیه زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی از سوی شوهر مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهر اصفهان در بهار سال 1403 بودند. حجم نمونه با روش نمونه گیری در دسترس 300 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل مقیاس اختلال استرس پس از سانحه شهروندان (RCMD) نوریس و پریلا (1996)، سیاهه رشد پس از آسیب (PTGI) تدسچی و کالهون (1996)، پرسشنامه احساس انسجام (SOC) آنتونووسکی (1993)، مقیاس احساس تنهایی-نسخه سوم (UCLALS3) راسل (1996) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم رشد پس از آسیب و احساس انسجام بر استرس پس از سانحه معنادار بود. همچنین نتایج نشان داد که احساس تنهایی در رابطه بین رشد پس از آسیب و احساس انسجام با استرس پس از سانحه نقش میانجی و معنادار دارد(0/01>p). بر اساس نتایج این پژوهش پیشنهاد می شود که رابطه بین این متغیرها در مداخله های مرتبط با استرس پس از سانحه زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی از سوی شوهر مورد توجه قرار گیرد.
اثر عدم تعادل تلاش- پاداش بر درگیری شغلی معلمان با نقش میانجی سلامت معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشاوره شغلی و سازمانی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵۹)
145 - 168
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، تعیین میزان برازش مدل مفهومی درگیری شغلی معلمان بر اساس عدم تعادل تلاش- پاداش با میانجیگری سلامت معنوی با مدل تجربی است. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان زن و مرد مدارس دخترانه متوسطه دوم ناحیهی یک شهرستان کرمانشاه به تعداد 313 نفر که از این تعداد 265 نفر زن و 48 نفر مرد بود. به روش نمونهگیری تصادفی از نوع طبقهای تعداد 142 نفر زن و 27 نفر مرد بهعنوان نمونه آماری انتخاب شد. برای گردآوری دادهها از سه پرسشنامه عدم تعادل تلاش- پاداش (ERIQ) سیگریست (2013)، سلامت معنوی سایه میری و همکاران (1395) و درگیری شغلی کانونگو (1982) استفاده شد. بهمنظور تحلیل دادهها، از مدلیابی معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار SPSS و AMOS استفاده شد. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که عدم تعادل تلاش-پاداش بر سلامت معنوی و درگیری شغلی اثر معناداری دارد. سلامت معنوی بر درگیری شغلی اثر معناداری دارد. همچنین متغیر سلامت معنوی نقش میانجی بر اثر عدم تعادل تلاش-پاداش بر درگیری شغلی را دارد. همچنین شاخصهای برازندگی مدل حاکی از آن بود که مدل ارائهشده از برازش مناسبی برخوردار است. نتیجهگیری: با توجه به وجود اثر عدم تعادل تلاش-پاداش و سلامت معنوی معلمان بر درگیری شغلی، میتوان نتیجه گرفت که با تعادل تلاش-پاداش و ارتقای سطح سلامت معنوی معلمان، درگیری شغلی بهبود مییابد.
مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و امید درمانی بر اضطراب درد و پذیرش خود بیماران مبتلا به میگرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ آذر ۱۴۰۳ شماره ۹ (پیاپی ۱۰۲)
۱۶۲-۱۵۱
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و امید درمانی بر اضطراب درد و پذیرش خود در بیماران مبتلا به میگرن بود. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به میگرن ساکن شهر اصفهان در س ال 1402-1403 بود. تعداد 45 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش (15) و یک گروه کنترل (15) قرار گرفتند. گروه مداخله اول درمان هیجان مدار گرینبرگ و همکاران را طی 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یکبار و گروه بعدی امید درمانی به شیوه اشنایدر و همکاران را طی 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یکبار دریافت کردند. داده ها با استفاده از مقیاس اضطراب درد مک کراکن و همکاران (2002) (PAS) و پذیرش خود چمبرلین و همکاران (2001) (USAQ) جمع آوری و به روش تحلیل واریانس آمیخته مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد در متغیرهای اضطراب درد و پذیرش خود بیماران مبتلا به میگرن بین دو گروه در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p) و امید درمانی در کاهش اضطراب درد و افزایش پذیرش خود در بیماران مبتلا به میگرن موثر بوده است (05/0>P). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت امید درمانی در کاهش اضطراب درد و پذیرش خود در بیماران مبتلا به میگرن موثرتر بود؛ بنابراین پیشنهاد می شود از این درمان در این بیماران بهره گرفته شود.
تعیین الگوی رابطه اختلال خواب و اختلال شخصیت مرزی با اختلال استرس پس از سانحه در پرستاران شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین الگوی رابطه اختلال خواب و اختلال شخصیت مرزی با اختلال استرس پس از سانحه در پرستاران شهر کرمانشاه انجام شده است. روش شناسی: روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر اجرا پیمایشی می باشد. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه پرستاران حاضر و اعزامی به محل وقوع حادثه رخ داده در شهر کرمانشاه می باشد. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری تصادفی در دسترس بود و تعداد اعضای نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر با 150 نفر به دست آمد و بر اساس ملاک های ورود و خروج به پرسشنامه های مقیاس اختلال استرس پس از سانحه می سی سی پی، پرسشنامه کیفیت خواب پترزبورگ و مقیاس شخصیت مرزی جکسون و کلاریج (1991) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد اختلال پس از سانحه چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم با اختلال افکار شخصیت مرزی و اختلال خواب رابطه مثبت و معنادار دارد. همچنین در برازش مدل طراحی شده مشخص شد چون مقدار شاخص GFI و AGFI به دست آمده نزدیک به یک می باشد و به علاوه مقدار ریشه میانگین مربعات خطای براورد یا RMSEA کمتر از 08/0 و در دامنه قابل قبول است، می توان گفت که متغیرهای مدل به خوبی توسط داده ها براز شده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر و اهمیت سلامت پرستاران بر سلامت جامعه، ارزیابی و شناخت و درمان کیفیت خواب و اختلال شخصیت مرزی و ارتباط آن با اختلال استرس پس از سانحه می تواند رهنمودهای ارزشمندی را در زمینه بهبود اختلال استرس پس از سانحه در پرستاران به همراه داشته باشد.
مقایسه اثربخشی آموزش هوش هیجانی و خودشفقت ورزی بر سرزندگی تحصیلی و بهزیستی ذهنی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی آموزش هوش هیجانی و خود شفقت ورزی بر بهزیستی ذهنی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه دخترانه شهر همدان بود. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی سه گروهی (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) به همراه پیش آزمون و پس آزمون بود جامعه شامل دانش آموزان دوره دوم متوسطه دخترانه شهر همدان در سال تحصیلی (1403-1402) بودند ، نمونه در این مرحله برای نمونه گیری از روش نمونه گیری چندمرحله ای خوشه ای استفاده شده است و به صورت تصادفی 60 نفر از این افراد (20 نفر گروه آزمایش اول، 20 نفر گروه آزمایشی دوم و 20 نفر گروه کنترل) انتخاب شد. ابزار اندازه گیری متغیرهای تحقیق به ترتیب از پرسشنامه مقیاس بهزیستی ذهنی کییز و ماگیارمودر (٢٠٠٣) و پرسشنامه سرزندگی تحصیلی مارتین و مارش (2008) استفاده شد. برای آزمون فرضیه های پژوهش ، از آزمون مانکوا و پیش فرض های آن استفاده شد. آزمون ANOVA (تحلیل واریانس یک طرفه) همراه با نمودار جعبه ای و آزمون تعقیبی توکی و شفه و.. برای مقایسه های چند تایی در پس آزمون از نرم افزار SPSS نسخه 23 استتفاده شده است. یافته ها: نتایج این تحقیق نشان داد آموزش هوش هیجانی و خودشفقت ورزی بر بهزیستی ذهنی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دور دوم متوسطه دخترانه شهر همدان اثربخش است. به طوری که نمره دانش آموزانی که آموزش های لازم را در ارتباط با هوش هیجانی و خودشفقت ورزی دریافت کرده بودند نسبت به دانش آموزانی که هیچ آموزشی در این راستا دریافت نکرده بودند، بیشتر بود. همچنین مشخص شد بین اثربخشی آموزش هوش هیجانی و خودشفقت ورزی بر بهزیستی ذهنی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دختر تفاوت معناداری ندارد. نتیجه گیری: روان شناسان می توانند به دانش آموزان کمک کنند تا آگاهی بیشتری از احساسات خود پیدا کنند و یاد بگیرند چگونه با آن ها برخورد کنند. تا اهداف معنادار و قابل تحققی برای خود تعیین کنند. اهداف واقع گرایانه و مرتبط با علاقه های شخصی، می توانند انگیزه و سرزندگی تحصیلی را افزایش دهند. آموزش خودشفقت می تواند به دانش آموزان کمک کند تا انگیزه داخلی خود را تقویت کنند. همچنین لازم است به آن ها آموزش داده شود که از داشتن معنا و ارتباط عمیق با موضوعات تحصیلی لذت ببرنند و از راهبردهایی مانند تجزیه و تحلیل مسائل، اتصال به زندگی روزمره و ایجاد ارتباط با محتوا استفاده کنند.
اثربخشی روان درمانی مثبت گرا بر آشفتگی روانشناختی، دغدغه فکری و افکار خودآیند منفی دانش آموزان کنکوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر روان درمانی مثبت گرا بر آشفتگی روان شناختی، دغدغه فکری و افکار خودآیند منفی دانش آموزان کنکوری می باشد. مواد و روش : این پژوهش از لحاظ ماهیت جزو تحقیقات کاربردی و از لحاظ اجرا جزو تحقیقات نیمه آزمایشی و از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر کنکوری شهر کرمانشاه در سال 1402 بود. از بین جامعه آماری، 40 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس در دو گروه (یک گروه آزمایشی و یک گروه کنترل) انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت از پرسشنامه آشفتگی روان شناختی کسلر و همکاران (2003)، پرسشنامه افکار خودآیند منفی کندال و هولون (1980)، پرسشنامه درآمیختگی فکری راچمن و شفران (1996) بودند. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره انجام گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که روش مداخله روان درمانی مثبت گرا بر آشفتگی روان شناختی دانش آموزان کنکوری در مرحله پس آزمون تأثیر معناداری داشته است (p < 0.01). همچنین، روش مداخله روان درمانی مثبت گرا بر افکار خودآیند منفی دانش آموزان کنکوری در مرحله پس آزمون تأثیر معناداری داشته است (p < 0.01) و بر دغدغه فکری این دانش آموزان نیز در مرحله پس آزمون تأثیر معناداری داشته است (p < 0.01). نتیجه گیری: روان درمانی مثبت گرا بر افکار خودآیند منفی دانش آموزان کنکوری اثر بخش است. روان درمانی مثبت گرا بر آشفتگی روان شناختی دانش آموزان کنکوری اثربخش است. روان درمانی مثبت گرا بر دغدغه فکری دانش آموزان کنکوری اثربخش است.
Structural Modeling of Risky Behaviors Based on Attention, Memory, and Inhibition Systems with the Mediating Role of Emotion Regulation in Female Drug Users(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The purpose of this study was to determine the structural model of risky behaviors based on attention, memory, and inhibition systems with the mediating role of emotion regulation in female drug users. Methods: This research was descriptive-correlational and employed structural equation modeling. The study population consisted of all drug users (marijuana) in Isfahan who visited addiction treatment centers during 2023. The sample included 200 female drug users (marijuana) selected through convenience sampling based on inclusion and exclusion criteria. Data were collected using the Attention and Memory Improvement Software, Wechsler's Clinical Memory Test, the Behavioral Inhibition and Activation Scales (Carver & White, 1994), the Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (Garnefski & Kraaij, 2006), and the Risk-Taking Behavior Questionnaire (Lejuez, 2002). In this study, descriptive statistics such as mean and standard deviation were used to organize, summarize, and describe the characteristics of the participants and research variables. In the inferential statistics section, structural equation modeling and Pearson correlation methods were employed for data analysis using SPSS.22 and AMOS.22 software. Findings: Fit indices 0.599=PCFI, 0.611=PNFI, 2.88=CMIN/DF, 0.072=RMSEA, 0.913=IFI, 0.920=CFI, and 0.909=GFI indicated a good fit of the proposed model with the data. Hence, the proposed model is suitably fitted. Conclusion: Thus, it can be concluded that the structural model of risky behaviors based on the attention system with the mediating role of emotion regulation fits well for drug-using individuals.
آزمون مدل یکپارچه نگر اختلال اضطراب اجتماعی بر پایه عوامل تاثیر گذار: زیستی، خانوادگی، شناختی، رفتاری، هیجانی و اجتماعی در دانشجویان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۱)
354 - 364
حوزههای تخصصی:
اضطراب اجتماعی با ویژگی ترس از مشاهده و قضاوت دیگران در موقعیت اجتماعی مشخص می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط طرحواره های ناسازگار اولیه، بازداری رفتاری با اضطراب اجتماعی با توجه به نقش میانجی گر ارزیابی موقعیت اجتماعی، رفتارهای ایمنی بخش، تنظیم هیجان، باورها و افکار اجتماعی و باورهای مرتبط با خود، انجام گرفت. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان زن علوم پزشکی دانشگاه جندی شاپور اهواز بودند. نمونه پژوهش شامل 483 دانشجو زن بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار های پژوهش شامل پرسش نامه هراس اجتماعی، پرسش نامه طرح واره های ناسازگارانه اولیه، مقیاس ارزیابی موقعیت اجتماعی، پرسش نامه رفتارهای ایمنی بخش، پرسش نامه تنظیم هیجان، مقیاس افکار و باورهای اجتماعی، مقیاس باورهای مرتبط به خود، بازداری رفتاری بود. داده ها با روش همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. شاخص های برازش نشان داد مدل فرضی پژوهش، برازش مناسبی با داده ها دارد(96/0CFI=، 96/0IFI=، 07/0RMSEA=). نتایج نشان داد بجز تنظیم هیجان، همه متغیرهای میانجی بر SAD اثر دارند. با توجه به نقش عوامل مطرح در مدل پژوهش، می توان از آن در طراحی درمان SAD دانشجویان دختر علوم پزشکی بهره گرفت.
Comparison of Emotion Regulation in Gastric Ulcer Sufferers and Non-Sufferers
حوزههای تخصصی:
Subjective : Psychological problems are involved in many psychosomatic disorders. Gastric ulcer is also related to psychological problems as one of the psychosomatic disorders. This research was conducted with the aim of comparison of emotion regulation in gastric ulcer sufferers and non-sufferers. Methods : This research is descriptive and causal-comparative. 100 patients with gastric ulcer and referred to Imam Hussein Hospital in Tehran in 2022 were selected by convenience sampling method and compared with 100 of their companions who did not have gastric ulcer. Both groups responded to Difficulties in Emotion Regulation Scale (DERS). Data were analyzed with multivariate analysis of variance and SPSS-21 software. Results : The findings showed that the total score of difficulties in emotion regulation and its subscales (non-acceptance of negative emotions, difficulties engaging in goal-directed behaviors, difficulties controlling impulsive behaviors, limited access to effective emotion regulation strategies, lack of emotional awareness, lack of emotional clarity) in patients with gastric ulcer is significantly higher than of non-afflicted people (P<0.001). Conclusion : According to this finding, it can be concluded that the difficulty in regulating emotions may play a role in gastric ulcers. It seems that patients with gastric ulcer are less able to identify and understand their emotions and less able to manage their emotions properly. Therefore, the accumulation of psychological pressure caused by negative emotions can cause their symptoms to appear or intensify.