فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۲۰۱ تا ۱۷٬۲۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نارساخوانی رایج ترین نوع ناتوانی های یادگیری خاص است. کودک نارساخوان با وجود هوش طبیعی در یادگیری خواندن و نوشتن مشکل دارد. هدف پژوهش حاضر تأثیر خودگویی های مثبت در کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان ابتدایی مبتلا به نارساخوانی بود. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی شهرستان بستان آباد (آذرب ا یجان شرقی) در سال تحصیلی 94-1395 بود که با نمونه گیری تصادفی خوشه ای و با استفاده از ابزارهای فهرست نارساخوانی (عزیزیان، 1385) و پرسشنامه اضطراب امتحان (فیلیپس، 1979) تعداد 32 دانش آموز نارساخوان دچار اضطراب امتحان به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای دهی شدند. گروه آزمایش هشت جلسه در کلاس های آموزش خودگویی های مثبت شرکت کردند و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات پرسشنامه اضطراب امتحان روی هر دو گروه اجرا شد و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد اجرای جلسات خودگویی مثبت به طور معناداری اضطراب امتحان دانش آموزان گروه آزمایشی را نسبت به گروه کنترل کاهش داده است (0/001 p< ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش روش خودگویی های مثبت راهکاری مناسب برای کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان نارساخوان است.
اثربخشی مداخله خانواده محور و بازی درمانی بر سبک و تنیدگی فرزندپروری مادران و نشانگان بالینی کودکان با اضطراب جدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اضطراب جدایی اختلالی است که ارتباط مستقیمی با سبک فرزندپروری و تنیدگی فرزندپروری دارد؛ و مداخله خانواده محور و بازی درمانی، برنامه جامعی است که شامل جلسات آموزشی برای والدین مبتنی بر بهبودبخشی روابط درون خانوادگی، برقراری تعامل سالم و مثبت درخانواده، کنترل پرخاشگری در خانواده، بررسی موانع ارتباطی در روابط همسران، تربیت سالم فرزندان؛ و جلسات بازی درمانی برای کودک می باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی مداخله خانواده محور و بازی درمانی، بر سبک و تنیدگی فرزندپروری مادران و نشانگان بالینی کودکان با اضطراب جدایی می باشد. ﭘﮋﻭﻫﺶ حاضر، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪﺍﯼ ﻧیﻤﻪﺗﺠﺮﺑی ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﮔﻤﺎﺭﺵ ﺗﺼﺎﺩﻓی ﺁﺯﻣﻮﺩﻧی ﻫﺎ ﺩﺭ دو ﮔﺮﻭﻩ 14 نفره ﺁﺯﻣﺎیﺶ ﻭ کنترل، ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘیﺶﺁﺯﻣﻮﻥ ﭘﺲﺁﺯﻣﻮﻥ ﺍﺳﺖ. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه مراجعه کنندگان به یکی از مراکز مشاوره تهران می باشد که تشخیص قطعی اختلال اضطراب جدایی گرفته اند. لذا، برای انتخاب نمونه، از روش نمونه گیری در دسترس با گمارش تصادفی در گروه ها استفاده شده است. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس چند متغیره، نشان داد که تفاوت معناداری بین سبک و تنیدگی فرزندپروری مادران و نشانگان بالینی کودکان با اضطراب جدایی، در دو گروه آزمایش و کنترل وجود دارد. این مداخله، تاثیر معناداری بر سبک فرزندپروری و کاهش تنیدگی فرزندپروری مادران و نشانگان بالینی کودکان با اضطراب جدایی دارد.
الگوی ساختاری احساسات شرم و گناه بر اساس شیوه های فرزندپروری والدین: نقش واسطه ای سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۱ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴ (پیاپی ۴۴)
475-493
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین الگوی ساختاری احساسات شرم و گناه بر اساس شیوه های فرزندپروری والدین با نقش واسطه ای سبک های دلبستگی بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 96-1395 به تعداد 124083 نفر بود. با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چندمرحله ای مناطق جغرافیایی 1، 2، 4، 6 و 16 و از هر منطقه دو دبیرستان و از هر دبیرستان دو کلاس انتخاب شدند. بر اساس پیشنهاد گاداگنولی و ولیسر 1998 حجم نمونه 420 نفر به همراه پدر یا مادر آن ها در نظر گرفته شد که از مدارس فاطمیه، آزاده، نیکان، ایران، قیاس، شریعتی، کمال الملک، شریعتی1، خوارزمی و رازی نمونه گیری شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های احساسات شرم و گناه کوهن، ولف، پنتر و اینسکو (2011)، سبک های دلبستگی کالینز و رید 1990، سبک های فرزندپروری بامریند 1991 جمع آوری شد. شاخص مهلنوبایس نشان داد که داده پرتی وجود ندارد. پس از حذف 26 پرسشنامه مخدوش داده های 394 نفر تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد الگوی پیشنهادی برازنده داده ها است. ضرایب مسیر غیرمستقیم ابعاد فرزندپروری سهل گیرانه بر احساس گناه از طریق دلبستگی ایمن (013/0-=β، 006/0=P)، فرزندپروری مقتدرانه بر احساس گناه از طریق دلبستگی ایمن (016/0=β، 006/0=P)، فرزندپروری سهل گیرانه بر احساس شرم از طریق دلبستگی اضطرابی و اجتنابی (065/0=β، 017/0=P) و فرزندپروری مستبدانه بر احساس شرم از طریق دلبستگی اضطرابی و اجتنابی (122/0=β، 003/0=P) معنی دار بود. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود شیوه فرزندپروری مقتدرانه به والدین آموزش داده شود تا با شکل گیری سبک دلبستگی ایمن و به تبع آن افزایش هیجان انطباقی گناه، احساس شرم کاهش یابد.
مشکلات مردان مبتلا به زودانزالی: تحلیل محتوای متون(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :تاکنون در کشور ایران هیچ مطالعه ای در خصوص تأثیر زودانزالی بر زندگی مردان انجام نشده است. تحقیق حاضر این موضوع مهم را با استفاده از روش کیفی از نوع تحلیل محتوا و بررسی تحقیقات و متون مرتبط با مشکلات زودانزالی، مورد بررسی قرار داد. مواد و روش ها:کلید واژه های مرتبط به موضوع مورد نظر در پایگاه های معتبری مانند Elsevier، ProQuest، Science Direct، Google Scholar، SID، PubMed، Magiran و CIVILICA جستجو گردید و از بین مطالعاتی که بین سال های 1970 تا 2016 منتشر شده بودند، 13 مقاله مرتبط انتخاب شد. یافته ها:مطالعه متون بر ارزیابی مشکلات روان شناختی مؤثر در زندگی مردان زودانزال تمرکز داشت. مشکلات مردان مبتلا به زودانزالی در هشت محور «مدیریت انزال، استرس، اضطراب، رضایت جنسی، سازگاری زوجی، مشکلات فیزیولوژیک، افسردگی و خودپنداره جنسی» دسته بندی گردید. نتیجه گیری:به نظر می رسد که برای درمان این اختلال بهتر است هم مرد و هم شریک جنسی اش تحت نظر قرار گیرند و مداخلات به شکل زوجی انجام شود.
اثربخشی گروه درمانی با رویکرد تحلیل ارتباط متقابل (TA) بر کاهش شدت اعتیاد بیماران زن تحت درمان با متادون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی گروه درمانی با رویکرد تحلیل ارتباط متقابل (TA) بر کاهش شدت اعتیاد بیماران زن تحت درمان با متادون بود. روش: طرح تحقیق، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری، شامل تمامی زنان وابسته به موادمخدر بودند که درسال 1395 برای درمان به یکی از مراکز ترک اعتیاد، در شهرمشهد مراجعه نموده بودند و با استفاده از روش نمونه گیری هدف مند انتخاب شدند. تعداد 40 نفر از بیماران زن تحت درمان با متادون به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند و از ابزارهای شاخص شدت اعتیاد و پرسش نامه ویژگی های جمعیت شناختی استفاده گردید. برنامه مداخله گروه درمانی با رویکرد تحلیل ارتباط متقابل بر روی گروه آزمایش به صورت گروهی به مدت 10 جلسه 2 ساعته (در هر هفته یک جلسه) انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که ابعاد شدت اعتیاد بین دو گروه، تفاوت معناداری داشت (001/0P<). همچنین تحلیل متغیرها به تفکیک بیانگر آن بود که در ابعاد وضعیت روان پزشکی، مصرف مواد و مصرف الکل تفاوت در سطح (001/0P<) معنادار بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق چنین به نظر می رسد که گروه درمانی با رویکرد تحلیل ارتباط متقابل بر کاهش شدت اعتیاد بیماران زن تحت درمان با متادون، مؤثر است.
روابط موضوعی و مکانیزم های دفاعی در اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناخت ابعاد روان پویشی روابط موضوعی و مکانیزم های دفاعی و تعیین نقش آن در پیش بینی اضطراب اجتماعی بود. نمونه پژوهش، شامل 558 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران در مقاطع تحصیلی گوناگون، به روش نمونه برداری در دسترس انتخاب شد. این افراد مقیاس روابط موضوعی بل (بل، بکر و بیلینگتون، 1986)، پرسشنامه سبک های دفاعی (اندروز، سینگ و باند، 1993) و مقیاس هراس اجتماعی (کانور و دیگران، 2000) را تکمیل کردند. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد بین اضطراب اجتماعی با ابعاد روابط موضوعی (خودمیان بینی، بیگانگی، دلبستگی ناایمن و بی کفایتی اجتماعی) و دفاع های شوخ طبعی و فرونشانی در سبک رشدیافته رابطه معنادار وجود دارد. هم چنین اضطراب اجتماعی رابطه معنادار با همه انواع دفاع های سبک رشدنایافته به غیر از دفاع انکار، داشت. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز نشان داد بی کفایتی اجتماعی، دلبستگی ناایمن، خیال پردازی درخودمانده، تفرق و پرخاشگری فعل پذیر مهم ترین پیش بینی کننده های اضطراب اجتماعی است. یافته های این بررسی شواهد پژوهشی برای الگوی تبیینی روان پویشی در آسیب های روانی فراهم کرد و همسو با نظریه های روان پویشی نشان داد کیفیت روابط موضوعی و مکانیزم های دفاعی رشد نایافته در اضطراب اجتماعی نقش بسزایی دارد.
رابطه سبک های دلبستگی و پرخاشگری ارتباطی پنهان: با واسطه گری احساس شرم و گناه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبک های دلبستگی و پرخاشگری ارتباطی پنهان مردان متأهل با واسطه گری احساس شرم و گناه، انجام گرفته است. حجم نمونه پژوهش حاضر را 350 مرد متأهل در شهر بیرجند تشکیل داد که از بین پدران دانش آموزان دبستانی به شیوه داوطلبانه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مقیاس سبک های دلبستگی کالینز و رید (1990)، آزمون عاطفه خودآگاه (احساس شرم و گناه) تانگنی، واگنر و گومز (1989) و مقیاس پرخاشگری ارتباطی پنهان نلسون و کارول (2006) بود. به منظور تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین متغیرهای پژوهش رابطه معناداری وجود دارد. بررسی مدل مفهومی پژوهش نشان داد که احساس شرم نقش واسطه ای معناداری در رابطه سبک دلبستگی ایمن و اضطرابی با کناره گیری عاطفی دارد. همچنین احساس شرم به همراه احساس گناه در رابطه سبک های دلبستگی اضطرابی و ایمن با خراب کردن وجهه اجتماعی نیز نقش واسطه ای معناداری دارند. به طورکلی نتایج نشان داد که احساس شرم مردان در رابطه سبک دلبستگی ایمن و اضطرابی آن ها با ابعاد پرخاشگری ارتباطی پنهان نقش دارد.
پیش بینی بدکارکردی جنسی بر اساس باورهای جنسی در دانشجویان زن متأهل شهر اهواز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :هدف از انجام پژوهش حاضر، پیش بینی بدکارکردی جنسی بر اساس مؤلفه های باورهای جنسی شامل محافظه کاری جنسی، میل و لذت جنسی به عنوان یک گناه، باورهای مربوط به سن، باورهای تصویر بدن، انکار تقدم محبت در رابطه جنسی و ترجیح نقش مادری در دانشجویان زن متأهل بود. مواد و روش ها:روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری دانشجویان زن متأهل دانشگاه های اهواز در سال 1394 بود که 200 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه های شاخص عملکرد جنسی زنان Rosen (Female sexual function index) و پرسش نامه باورهای ناکارامد جنسی Nober (Sexual dysfunctional beliefs) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS به روش تحلیل ممیز گام به گام مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها:تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که ترکیب خطی متغیرهای محافظه کاری جنسی، میل و لذت جنسی به عنوان یک گناه، باورهای مربوط به سن، باورهای تصویر بدن، انکار تقدم محبت در رابطه جنسی و ترجیح نقش مادری قادر به پیش بینی عضویت گروهی افراد با و بدون بدکارکردی جنسی با 5/78 درصد صحت در دانشجویان زن متأهل بود. همچنین، کارامدترین متغیر در پیش بینی عضویت گروهی افراد لذت جنسی به عنوان یک گناه با سطح معنی داری 001/0 بود. نتیجه گیری:باورها به عنوان نگرش های شخصی افراد، نقش تعیین کننده ای در بدکارکردی جنسی افراد دارد. لازم است تا در مشاوره و درمان افرادی که بدکارکردی جنسی دارند، به باورها به عنوان عامل مهم برای کاهش بدکارکردی جنسی توجه کرد.
بررسی بازشناسی هیجان در چهره و مشکلات بین فردی در افراد با علایم اختلال شخصیت مرزی در مقایسه با افراد سالم(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :بی نظمی هیجانی به عنوان یکی از علایم اصلی در اختلال شخصیت مرزی (Borderline personality disorder یا BPD)، تأثیرات قابل توجهی بر ادراک هیجانی در این گروه از بیماران دارد و با توجه به اهمیت بازشناسی هیجان در چهره در تعاملات اجتماعی و نتایج ضد و نقیض پژوهش هایی که در گذشته بازشناسی هیجان را در این گروه مورد ارزیابی قرار داده است، هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی بازشناسی هیجان در افراد با علایم اختلال شخصیت مرزی و ارتباط این علایم بر تعاملات میان فردی در این گروه از افراد بود. مواد و روش ها:حجم نمونه پژوهش 30 نفر بود که 15 نفر از افراد با علایم اختلال شخصیت مرزی و 15 نفر آزمودنی سالم به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. آزمودنی ها به شیوه نمونه گیری در دسترس از بین جامعه آماری مربوط انتخاب شدند. پرسش نامه شخصیت مرزی (Borderline personality inventory یا BPI) و پرسش نامه مشکلات بین فردی (Inventory of interpersonal problems یا IIP) و آزمون بازشناسی هیجان در چهره (Facial affect recognition task) بر روی دو گروه اجرا گردید. یافته ها:افراد با علایم اختلال شخصیت مرزی نسبت به همتایان بهنجار در بازشناسی هیجان در چهره عملکرد ضعیف تری داشتند (001/ < P، 5/1 = F). از طرف دیگر، این افراد در بازشناسی همه هیجان های منفی دچار اشکال نبودند، بلکه به طور خاص در بازشناسی هیجان تنفر (010/0 < P، 5/2 =F ) و خشم (020/0 > P، 05/4 = F) نقص داشتند. همچنین، آن ها مشکلات بین فردی بیشتری را نسبت به گروه شاهد نشان دادند (001/ > P، 01/0 = F). نتیجه گیری:نقص در بازشناسی هیجان در چهره می تواند زمینه ساز مشکلات میان فردی در این گروه از افراد با علایم اختلال شخصیت مرزی باشد. بنابراین، توجه به بازشناسی هیجان در چهره به عنوان یکی از مؤلفه های تأثیرگذار در تعاملات اجتماعی می تواند به فهم بهتر از بدکارکردی اجتماعی در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی کمک کند.
پیش بینی دشواری در نظم جویی هیجان بر مبنای کارکردهای تحولی خانواده(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :در سال های اخیر، مشکلات مربوط به ناتوانی در نظم جویی هیجان باعث شده است که محققان زیادی به مطالعه متغیرهای تعیین کننده و مرتبط با آن بپردازند. از جمله این عوامل می توان به کارکردهای تحولی خانواده اشاره نمود. هدف از انجام پژوهش حاضر، پیش بینی مشکلات نظم جویی هیجان بر مبنای کارکردهای تحولی خانواده بود. مواد و روش ها:این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود و در آن 201 نفر از بین تمامی والدین دانش آموزان دوره ابتدایی شهر تهران به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و مقیاس کارکردهای تحولی خانواده (Developmental family function assessment questionnaire یا DFFAQ) و پرسش نامه دشواری در نظم جویی هیجان (Difficulties emotion regulation scale یا 16-DERS) را تکمیل نمودند. داده های حاصل با استفاده از ضریب همبستگی Pearson و تحلیل رگرسیون چندگانه در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها:ابعاد کارکردهای تحولی خانواده با برخی از مؤلفه های دشواری در نظم جویی هیجانی رابطه معنی داری داشت. همچنین، از بین این ابعاد، سه بعد تفکر منطقی، ارتباط متقابل و بازنمایی ایده ها توانست مؤلفه های عدم وضوح هیجانی و عدم پذیرش هیجانی، کنترل تکانه را پیش بینی نماید. در مجموع، از بین سایر متغیرهای پیش بین، بعد تفکر منطقی با تبیین 10/0 درصد از واریانس نمرات مؤلفه عدم وضوح هیجانی، بالاترین ضریب تبیین را برای دشواری در نظم جویی هیجان به خود اختصاص داد. نتیجه گیری:ابعاد کارکردهای تحولی خانواده پیش بین مهم دشواری در نظم جویی هیجان است و توجه به آن ها توسط روان شناسان و پژوهشگران در جلسات آموزشی و مشاوره برای خانواده ها و درمان های مبتنی بر نظم جویی هیجانی می تواند به کاهش مشکلات نظم جویی هیجان بینجامد و پیامدهای مؤثرتری را رقم بزند.
واکاوی همسرآزاری روان شناختی مردان علیه زنان در زوجین ایرانی: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :پژوهش حاضر با هدف کشف همسرآزاری روان شناختی مردان علیه زنان در نمونه ای از زوجین ایرانی انجام شد. مواد و روش ها:این پژوهش به لحاظ هدف، بنیادی و از منظر روش، یک طرح کیفی از نوع داده بنیاد بود. جامعه آماری مطالعه را «زنان مورد آزار قرار گرفته از طرف همسر در شهر اصفهان، متخصصان مشاوره خانواده و منابع الکترونیکی، کتاب، پایان نامه و مجلات معتبر» تشکیل داد. نمونه گیری به صورت هدفمند آغاز شد و تا اشباع مقوله ها ادامه یافت. داده ها مشتمل بر 21 مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته با زنان متأهل آزار دیده، 10 مصاحبه با متخصصان مشاوره خانواده و همچنین، تحلیل محتوای کتب، مقالات و مجلات در ارتباط با همسرآزاری روان شناختی بود. یافته ها:از جمله مصادیق همسرآزاری روان شناختی مردان علیه زنان می توان به «بی توجهی نسبت به همسر، عدم تعهد و مسؤولیت پذیری، رفتار تحکمی، روی آوردن به ارزش های ضد اخلاقی و برخی عادات و ویژگی های شخصیتی آزار دهنده» اشاره نمود. عوامل همسرآزاری نیز شامل عوامل زمینه ای همچون «زمینه اجتماعی، مذهبی، اقتصادی، محیطی، فرهنگی و خانوادگی» بود. عوامل مداخله گر به صورت «عوامل مربوط به مداخله دیگران، ویژگی های فرد آزار دیده و عوامل زمینه ساز» بروز پیدا کرد. عوامل علی شامل «شرایط بین فردی و تیپ های شخصیتی» بود. مهم ترین استراتژی زنان نسبت به همسرآزاری عبارت از «واکنش تهاجمی- تقابلی، سکوت، مسالمت آمیز، تدافعی، اصلاحی و جایگزینی» بود. پیامدهای همسرآزاری روان شناختی نیز به شکل «پیامد های فردی، بین فردی، خانوادگی و اجتماعی» نمایان شد. نتیجه گیری:بر اساس نتایج مطالعه حاضر، همسرآزاری روان شناختی مردان علیه زنان تحت تأثیر عوامل زمینه ای، مداخله گر، روان شناختی و شخصیتی قرار دارد. از این رو، به نظر می رسد مدل برگرفته از تحقیق حاضر بتواند مدل مناسبی جهت استفاده در مداخلات درمانی برای زنان آسیب دیده باشد.
رابطه استفاده آسیب زا از تلفن همراه با عملکرد تحصیلی دانشجویان: نقش واسطه ای کیفیت خواب(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف:استفاده از گوشی های تلفن همراه در سال های اخیر به جزء جدایی ناپذیر زندگی تبدیل شده است. باوجود کاربردهای مفید تلفن همراه، استفاده بیش ازحد و مداوم آن زمینه وابستگی و آسیب را در افراد ایجاد می نماید. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه استفاده آسیب زا از تلفن همراه با عملکرد تحصیلی دانشجویان با توجه به نقش واسطه ای کیفیت خواب در سال 1395 بود.
زنان مقدس قرآنی، بدیلی شناخت شناسانه در برابر زن مسخ شده غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ترسیم شخصیت و سیمای زنان مقدس قرآنی به عنوان بدیلی شناخت شناسانه در برابر الگوی مسخ شده غربی از زن انجام شد. روش پژوهش اسنادی بود که از طریق بهره گیری از مطالعه کتابخانه ای (اسناد و مدارک، مجلات، کتب و مقالات معتبر داخلی و خارجی) به بررسی موضوع مقاله پرداخته شد و ضمن ارائه شواهد تاریخی از وضعیت اسفبار زن در فرهنگ غربی، با اصل قرار دادن قرآن و سیره معصومین علیهم السلام و با استخراج اطلاعات لازم از متون تاریخی و فقهی و در کنار هم قرار دادن آن ها، به مقایسه دیدگاه غرب و اسلام به زن و همچنین ترسیم شخصیت و سیمای زنان مقدس قرآنی به عنوان الگوی مطلوب اسلام و جایگزینی شناخت شناسانه برای الگوی مطرح شده غربی، پرداخته شد. نتایج نشان داد که تشریح صفات و ویژگی های برجسته زنان مقدس قرآنی همچون حضرت آسیه (س)، حضرت مریم (س)، حضرت خدیجه (س) و حضرت فاطمه زهرا (س) که از جمله ویژگی های آن ها، تسلیم محض نسبت به خداوند، عبادت، پاکیزگی، تلاش و ایثار در راه تمامی ارزش های الهی بوده، می تواند به عنوان بدیلی شناخت شناسانه در برابر الگوی غربی از زن که در قالب حقوق بشر زنان در حال نشر است، معرفی شود. از این رو، پیشنهاد می گردد نهادهای مسئول از یک سو در ممانعت از انتشار الگوهای غربی درباره موضوع زن و از سوی دیگر در جهت معرفی و شناساندن اندیشه های ناب اسلام محمدی (ص) درباره زنان، اهتمام ورزند.
هم سنجی شناسه های تمایزیافتگی دیدگاه میان نسلی بوئن با شناسه های تمایزیافتگی ادراک شده در جامعه پدر و مادرهای ایرانی ساکن شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمایزیافتگی در شکل دهی و پایداری شالوده خانواده متغیری کارساز است. پژوهش حاضر با هدف هم سنجی شناسه های تمایزیافتگی در دیدگاه میان نسلی بوئن و خانواده های ایرانی انجام گرفت. پژوهش از نوع آمیخته است و با به کار بستن روش کیفی راهبرد اکتشافی زنجیره ای و روش کمی همبستگی اجرا گردید. نخست مفاهیم مربوط به تمایزیافتگی در دیدگاه بوئن بیرون کشیده شد. سپس از راه مصاحبه های اکتشافی با 14 نفر از والدین ساکن در شهر تهران با نمونه گیری هدفمند که در سال 1395 انجام گرفت، عناصر و مؤلفه های شناسه های تمایزیافتگی در فرهنگ ایرانی برون آوری و کدگذاری شدند. درستی شناسه های به دست آمده از روش دلفی با گروهی از متخصصین محرز شد. 12 شناسه اصلی و 78 شناسه فرعی برای تمایزیافتگی در خانواده های ایرانی شناسایی شد. 25 شناسه، افزون بر شناسه های مطرح در دیدگاه بوئن درزمینه فرهنگی جامعه والدین ایرانی به دست آمد. سپس شناسه های حاصل، تبدیل به سنجه شده و به طور موازی با سیاهه بازبینی شده اسکورون و اسمیت (2003) بر روی نمونه 100 نفری از والدین که با نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند اجرا گردید. برآیند ها، نشانگر همبستگی هر دو ایزار (0/01 =r= 40/0, =P) بود. همچنین ماتریس همبستگی نشان داد ضرایب همبستگی درونی مؤلفه های سنجه تمایزیافتگی برآمده از پژوهش، از نرخ همبستگی بالاتری برخوردارند. هم سنجی شناسه های به دست آمده با شناسه های بیان شده در دیدگاه بوئن نشان می دهد، باوجودآنکه تمایزیافتگی یک ویژگی کم وبیش پایا است ولی می تواند در شناسه های فرعی متأثر از بافت فرهنگی و اجتماعی باشد. پس برای شناخت درست و بررسی سازه های روان شناختی توجه به ناهمسانی زمینه فرهنگی و اجتماعی بسیار مهم است.
مقایسه ادراک زمان در زیرنوع های اختلال کم توجهی- بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: ادراک زمان، عملکرد مهمی است که توانایی پیش بینی و آینده بینی و کارآمدی پاسخ نسبت به رخدادهای در حال وقوع را تسهیل می کند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه ویژگی های ادراک زمان در 3زیرنوع اختلال کم توجهی-بیش فعالی بود.
اثربخشی روایت درمانی گروهی بر کاهش علائم افسردگی و اضطراب در بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر روایت درمانی گروهی کوتاه مدت بر کاهش علائم خلقی(اضطراب و افسردگی) در مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه انجام پذیرفت. جامعه آماری این مطالعه شامل کلیه زنان 35-25 ساله مراجعه کننده به مرکز روان درمانی واقع در منطقه 1 شهر تهران بود. روش نمونه گیری به شکل در دسترس بود به طوری که نمونه آماری شامل 18 نفر از 143 نفر مراجعه کننده به مرکز درمانی بودند که براساس پرسشنامه های افسردگی، اضطراب لاویباند (1995) و مقیاس شهروندی اختلال استرس پس از سانحه Mississippi Scale (1988) و مصاحبه بالینی، مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه بودند و افسردگی و اضطراب بالاتر از خط برش داشتند، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. گروه نمونه بر اساس گمارش تصادفی به دو گروه 9 نفری آزمایش و کنترل تقسیم شده و گروه آزمایش به مدت 9 جلسه 90 دقیقه ای در جلسات درمانی گروهی شرکت کردند و در گروه کنترل مداخله ای صورت نگرفت و در لیست انتظار باقی ماندند. یک هفته بعد از اتمام جلسات آموزشی، مرحله پس آزمون برای هر دو گروه اجرا گردیده شد. داده های آماری بدست آماده با استفاده از روش تحلیل آماری کوواریانس و با نرم افزار SPSS 20 مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که روایت درمانی گروهی بر کاهش اضطراب و افسردگی موثر است (05/0>p). نهایتاً می توان این روش را برای کاهش علائم خلقی بیماران دارای اختلال استرس پس از سانحه به کار برد.
اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر سازگاری اجتماعی و حساسیت بین فردی دانش آموزان مقطع متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دستیابی به هدف های آموزشی و پرورشی با وجود آشفتگی های عاطفی سازشی امری مشکل و غیرممکن است، بنابراین پژوهش حاضر درصدد بررسی تأثیر آموزش تنظیم هیجان بر سازگاری اجتماعی و حساسیت بین فردی دانش آموزان بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون-پس آزمون با گروه آزمایش و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول شهر تبریز در سال تحصیلی 96-1395 بود که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب گردیدند و براساس تکمیل پرسش نامه حساسیت بین فردی،30 نفر از دانش آموزان، انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. دانش آموزان هر دو گروه به سیاهه سازگاری اجتماعی برای دانش آموزان مدارس، پاسخ دادند. گروه آزمایش، به مدت دوازده جلسه، در معرض برنامه آموزش تنظیم هیجان قرار گرفت، سپس در مرحله پس آزمون، هر دو گروه به پرسش نامه های پژوهش پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تک متغیره مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش تنظیم هیجان، باعث کاهش حساسیت بین فردی، در گروه آزمایش در مراحل پس آزمون شد. همچنین، میزان سازگاری اجتماعی در گروه آزمایش ،در مراحل پس آزمون، افزایش یافت و مقایسه میانگین نمرات پیش آزمون– پس آزمون تفاوت معناداری را نشان داد. نتیجه گیری: باتوجه به اینکه آموزش تنظیم هیجانی می تواند باعث کاهش حساسیت بین فردی و ارتقای سازگاری اجتماعی دانش آموزان شود، بهتر است که در برنامه ریزی های آموزشی و پرورشی جنبه های عاطفی و هیجانی دانش آموزان مورد توجه قرار گیرد
مقایسه رضایت زناشویی، سازگاری و صمیمیت زناشویی در دانشجویان متأهل با و بدون استفاده از شبکه های تلویزیونی مستقر در خارج از کشور (ماهواره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۷ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲۸
83 - 100
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : در سال های اخیر شبکه های تلویزیونی زیادی برای تاثیر گذاری و تغییر ذائقه فرهنگی ایرانیان در خارج کشور تاسیس شده است. درهمین راستا پژوهش حاضر به بررسی تاثیر شبکه های تلویزیونی مستقر درخارج ازکشور (ماهواره) بر میزان رضایت، سازگاری و صمیمیت زناشویی دانشجویان متاهل شهر رشت پرداخت. روش : طرح تحقیق توصیفی و پیمایشی و روش تحقیق از نوع علی- مقایسه ای (تحلیلی و مقایسات گروهی) بود. به همین منظور 205 دانشجوی متاهل(132 زن و 73 مرد) در دانشگاه های دولتی و غیردولتی شهر رشت، به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند سپس هریک از آنان به پرسشنامه های اطلاعات جمعیت شناختی، آزمون سازگاری زناشویی لاک والاس، شاخص رضایت زناشویی هادسون و مقیاس صمیمیت زناشویی واکر تامسون پاسخ دادند. داده های گرdavari شده به کمک نسخه 20 نرم افزار SPSSبا استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس تک متغیری (در یک طرح فاکتوریل 2×2) تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها : نتایج پژوهش حاضرنشان داد رابطه ای بین میزان ساعات استفاده از شبکه های تلویزیونی مستقر در خارج از کشور با هریک از متغیرهای رضایت، سازگاری و صمیمت زناشویی وجود ندارد (05/0P>). اما هنگام مقایسات گروهی (تحلیل واریانس) مشخص شد صرف نظراز عامل جنسیت، اثر اصلی استفاده از ماهواره منجربه کاهش رضایت زناشویی (039/0P=، 316/4 F=)، سازگاری زناشویی (004/0P=، 341/8 F=) و صمیمیت زناشویی (017/0P=، 780/5F=) در دانشجویان می شود. نتیجه گیری : استفاده از شبکه های تلویزیونی مستقر در خارج از کشور رضایت، سازگاری و صمیمیت زناشویی دانشجویان متاهل را تهدید می کند و مخاطبان ماهواره در مقایسه با گروهی که از ماهواره استفاده نمی کنند از رضایت، سازگاری و صمیمیت زناشویی کمتری برخوردارند.
رفتار پرخطر، تصمیم گیری پرخطر، کارکرد خانواده و سبک زندگی در بیماران مبتلا به اچ آی وی: مدل یابی معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
رفتارهای پرخطر که شیوع آن در جمعیت مبتلا به اچ آی وی بیشتر از جمعیت کلی است متاثر از عوامل چندی شامل ویژگی های زیستی، داشتن سبک زندگی ناسالم وعملکرد خانوادگی ناسالم و غیره است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی نقش کارکرد خانوادگی در پیش بینی تصمیم گیری پرخطر در افراد مبتلا به اچ آی وی است که با درنظر گرفتن نقش میانجی متغیرهای سبک زندگی و تصمیم گیری پرخطر انجام پذیرفته است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. این پژوهش بر روی 147 فرد مبتلا به اچ آی وی صورت گرفت و از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. نمونه آماری بر طبق روش های تعیین حجم نمونه و بر اساس خرده مقیاس های پرسش نامه های پژوهش 147 نفر تعیین شد. از پرسش نامه های ارزیابی رفتار پرخطر ، پرسشنامه انعطاف و انسجام خانواده، پرسش نامه سبک زندگی ارتقادهنده سلامت و برای ارزیابی تصمیم گیری پرخطر از آزمون بارت استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار لیزرل انجام شد. عملکرد خانوادگی با رفتار پرخطر رابطه منفی و معنی دار معکوسی داشت. تمامی نتایج بیان شده نشان می دهد که مسیر ها و مدل پژوهش تایید شده است. در این پژوهش دریافتیم که عملکرد خانوادگی با رفتار پرخطر به صورت مستقیم و به صورت غیر مستقیم و از طریق تصمیم گیری پرخطر و نیز سبک زندگی رابطه دارد. پژوهش های آینده باید سهم عوامل خانوادگی را در تصمیم گیری پرخطر افراد مبتلا به اچ آی وی بیش تر مد نظر قرار دهد.
پیش بینی استرس شغلی، تیپ های شخصیتی و تعهد سازمانی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عوامل موثر بر استرس شغلی را به طور کلی می-توان به دو دسته عوامل سازمانی و فردی تقسیم کرد. هدف از پژوهش حاضر پیش بینی استرس شغلی بر اساس تیپ های شخصیت و تعهد سازمانی به عنوان نماینده عوامل فردی و سازمانی است. جامعه پژوهش حاضر، کارکنان شعب بانک شهر در شهر تهران بوده است که از این جامعه نمونه ای به حجم 300 نفر به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه های استرس شغلی فیلپ.ال رایس، تیپ های شخصیتی مایرز- بریگز و تعهد سازمانی آلن می یرمی باشد. نتایج ضرایب همبستگی نشان داده است استرس شغلی با تیپ های شخصیتی برون گرایی، متفکر، داوری کننده، تعهد سازمانی عاطفی، تعهد سازمانی هنجاری ، تعهد سازمانی مستمر و تعهد سازمانی کل همبستگی منفی معنادار و با تیپ های شخصیتی درون گرا، حسی، احساسی و ملاحظه کننده همبستگی مثبت معنادار دارد. این به این معنا است که هر چه فرد برون گراتر، متفکر تر و داوری کننده تر و تعهد سازمانی بیشتری داشته باشد استرس شغلی کمتری نیز خواهد داشت و تیپ های شخصیتی درون گرا، حسی، احساسی و ملاحظه کننده استرس شغلی بیشتری را خواهند داشت.