فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۱۸۱ تا ۱۷٬۲۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی ساختار عاملی اکتشافی نسخه فارسی مقیاس مقیاس خانواده اصلی در دانشجویان دانشگاه پیام نور شهرستان فسا انجام گرفت. 208 دانشجو به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای از میان دانشجویان پیام نور شهرستان فسا برگزیده شدند و نسخه فارسی مقیاس 40 ماده ای خانواده اصلی را تکمیل نمودند. داده ها با روش از همبستگی از نوع تحلیل عامل اکتشافی و با استفاده از نرم افزارهای آماری 21-SPSS تجزیه و تحلیل شدند. تحلیل عاملی تحلیل اکتشافی، ساختار 6- عاملی را شناسایی کرد: جو هیجانی خانواده، مسئولیت پذیری و خلق و لحن صدا، احترام و باز بودن به اعضای خانواده، اعتماد به اعضای خانواده، جدایی و فقدان، وضوح ابرازگری و دامنه احساس ها. ضرایب آلفای کرونباخ کل مقیاس 93/0، برای عامل های ششگانه از 47/0 تا 91/0 بود. همبستگی معنادار بین نمره کل مقیاس و 6 عامل بیانگر روایی همگرا و همبستگی های پایین 6 خرده مقیاس با هم بیانگر روایی واگرا مقیاس حاضر است. در نهایت، مقیاس خانواده اصلی را می توان به عنوان یک ابزار پایا و معتبر در اندازه گرایی جنبه هایی از خانواده اصلی در مراکز درمانی و مشاوره مورد استفاده قرار داد.
اثربخشی برنامه آموزشی غنی سازی روابط بر ادراک رفتارهای ازخودگذشتگی خود و شوهر و تاب آوری ابهام در زنان دانشجو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غنی سازی روابط رویکردی آموزشی برای بهبود روابط زوجین و هدف آن یاری رساندن به همسرها برای گسترش همدلی و صمیمیت و افزایش ارتباط کارآمد و مهارت های حل مسئله است این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر برنامه غنی سازی روابط بر ادراک رفتارهای ازخودگذشتگی و تاب آوری ابهام در دانشجویان متأهل انجام گرفت. روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری دربرگیرنده دانشجویان زن دانشگاه لرستان در سال تحص یلی 97- 1396 بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) به صورت تصادفی انتخاب گردید. گروه آزمایش برای زمانی برابر دو ماه تحت آموزش هشت جلسه ای برنامه غنی سازی روابط نهاده شد ولی گروه گواه در فهرست انتظار و عدم دریافت آموزش قرار داشت. پس از آموزش هر دو گروه، پس آزمون و دوباره یک ماه بعد پیگیری صورت گرفت. ابزار گردآوری داده ها، سنجه های ادراک رفتارهای ازخودگذشتگی هارپر و فیگرس (2008) و تاب آوری ابهام مک لین (1993) بود. یافته های برآمده از تحلیل کوواریانس نشان داد در مرحله پس آزمون، آموزش غنی سازی روابط برافزایش ادراک رفتارهای ازخودگذشتگی (001/0> P و 29/42F= ) و تاب آوری (001/0> P و 11/22F= ) تأث یر معنی داری داشته است (001/0>P) و این افزایش در مرحله پیگیری برای ادراک رفتارهای ازخودگذشتگی (001/0> P و 87/19F= ) و تاب آوری ابهام (001/0> P و 25/21F= ) نیز پایدار مانده است. برآیندهای این پژوهش می تواند داده های سودمندی را برای پژوهشگران، مشاورین و روان درمانگران درباره تأثیر غنی سازی روابط بر بهبود رفتارهای ازخودگذشتگی و تاب آوری ابهام فراهم نماید.
رابطه سیستم های مغزی-رفتاری و عواطف با اضطراب اجتماعی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش جهت بررسی روابط همبستگی بین میزان حساسیت سه سیستم مغزی رفتاری با شدت اضطراب اجتماعی انجام شده است. همچنین بررسی رابطه میزان عاطفه مثبت و منفی به عنوان واسطه، و اینکه در پیش بینی شدت اضطراب اجتماعی چقدر نقش دارند. روش: طرح این پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی است و از مسیریابی نیز برای بررسی روابط همبستگی بین متغیرها استفاده گردید. تعداد 409 نفر دانشجو، از دانشکده های دانشگاه فردوسی مشهد با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و سه پرسشنامه اضطراب اجتماعی (کانُور و همکاران، 2000)، مقیاس عاطفه مثبت و منفی پاناس (واتسون و همکاران، 1988) و مقیاس سیستم های مغزی رفتاری (کاروِر و وایت، 1994) را به صورت خودگزارشی پاسخ دادند. داده ها با استفاده از مدل ساختاری و با نرم افزار لیزرل مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که سیستم بازداری رفتاری به صورت مستقیم با اضطراب اجتماعی رابطه معنادار دارد، همچنین به صورت غیرمستقیم از طریق عاطفه منفی با اضطراب اجتماعی رابطه دارد. این سیستم با عاطفه مثبت، رابطه منفی و معنی دار دارد. سیستم روی آوری رفتاری نیز به طور غیرمستقیم و از طریق عاطفه مثبت می تواند بر اضطراب اجتماعی اثرگذار باشد. همچنین سیستم جنگ/گریز/بهت از طریق عاطفه منفی با اضطراب اجتماعی رابطه دارد. عاطفه مثبت و عاطفه منفی نیز هر دو با اضطراب اجتماعی رابطه معنی دار دارند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، سیستم های مغزی رفتاری با اضطراب اجتماعی رابطه دارند. از طرف دیگر تغییرات سطح عاطفه مثبت و منفی، می توانند در پیش بینی اضطراب اجتماعی موثر باشند.
بررسی شاخص های روانسنجی پرسشنامه رفتارهای خوردن کودکان CEBQ
حوزههای تخصصی:
پیش زمینه و هدف: پرسشنامه "اختلال خوردن کودکان" یکی از ابزارهای جامع در اندازه گیری رفتار خوردن کودکان است که بر اساس گزارش والدین تکمیل می گردد. هدف پژوهش حاضر تعیین روایی و پایایی پرسشنامه رفتارهای خوردن کودکان در شهر اهواز بود.
مواد و روش کار: در این پژوهش با استفاده از روش خوشه ای چند مرحله ای، 312 نفر از دانش آموزان 7 تا 12ساله 4 مدرسه شهر اهواز، به عنوان نمونه انتخاب شدند و والدین آن ها به پرسشنامه رفتارهای خوردن کودکان پاسخ دادند.
یافته ها: محاسبه همسانی درونی پرسشنامه رفتارهای خوردن کودکان، با استفاده از شاخص آلفای کرونباخ نشان دادکه کل مقیاس دارای همسانی درونی برابر با 83 درصد می باشد. نتایج همبستگی پیرسون در بازآزمایی، پایایی برابر با 86 درصد را برای کل مقیاس نشان داد. روایی صوری و روایی سازه با استفاده از نظر متخصصان مورد تأیید قرارگرفت. برون داد ساختار عاملی، یک معادله 7 عاملی را نشان داد که این هفت عامل مجموعاً 62/8 درصد از کل واریانس را تبیین می کنند.
بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از روایی و پایایی پرسشنامه رفتار خوردن می توان گفت آزمون رفتارهای خوردن، می تواند به عنوان ابزار معتبر، برای شناسایی سبک های خوردن که ممکن است در رشد و پایداری چاقی و اضافه وزن در کودکان اهمیت داشته باشد و یا سایرپژوهش های مرتبط قابل کاربرد باشد.
بررسی رابطه بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی دردانش آموزان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی در دانش آموزان اول متوسطه (دختر) شهرستان کاشان است. روش بررسی: این پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی است و ازنظر روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل ۲۰۵ نفر از دانش آموزان اول متوسطه (دختر) شهرستان کاشان می باشد که در سال تحصیلی ۹۵-۹۴ مشغول به تحصیل بودند و بر اساس جدول مورگان ۱۰۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت انتخاب نمونه های موردنظر از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده شده است. ابزارهای پژوهش حاضر شامل پرسشنامه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی پینتریچ است. یافته ها: برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و مؤلفه های راهبردهای یادگیری خودتنظیمی (راهبردهای شناختی و فراشناختی) در سطح آلفای ۰/۰۱ رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. ( ۰/۰۱ >p) . بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با مؤلفه مدیریت منابع و مؤلفه اضطراب امتحان رابطه مثبت و غیر معنی دار وجود دارد. (۰/۰۵ ). همچنین نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و باورهای انگیزشی و مؤلفه های باورهای انگیزشی (خودکارآمدی، جهت گیری هدف و ارزش گذاری درونی) در سطح آلفای ۰/۰۱ رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. ( ۰/۰۱ > p ). نتیجه گیری: حال که شبکه های اجتماعی مجازی پیرامون ما را احاطه کرده است، پژوهش پیش رو پیشنهاد می کند در آغاز زیرساخت ها برای نشر این ابزارها آماده شوند و با برگزاری دوره های کوتاه آموزشی، آموزگاران و استادان در به کارگیری رایانه و چگونگی تلفیق برنامه درسی با شبکه اجتماعی آموزش یابند.
مقایسه نشانگان بالینی و ویژگی های شخصیتی رانندگان پرخطر و عادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی تفاوت بین سلامت روان و ویژگی های شخصیتی رانندگان پرخطر و عادی انجام گردید. مواد و روش ها: این مطالعه به روش علی- مقایسه ای صورت گرفت. نمونه ها از میان رانندگان عادی و پرخطر بخش ترخیص خودرو پلیس راهور ناجا غرب شهر تهران انتخاب شدند. نمونه آماری تحقیق متشکل از 70 نفر بود که 35 نفر از رانندگان پرخطر به روش نمونه گیری تصادفی ساده و 35 نفر از رانندگان عادی به شیوه در دسترس در پژوهش شرکت نمودند. داده ها با استفاده از پرسش نامه جمعیت شناختی، مقیاس نشانگان اختلال روانی (Symptom Checklist-90-Revised یا SCL-90-R) و پرسش نامه پنج عامل شخصیتی NEO (NEO-Five Factor Inventory یا NEO-FFI) جمع آوری گردید و سپس در سطح توصیفی با استفاده از میانگین و انحراف معیار و در سطح استنباطی با استفاده از آزمون Independent t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تفاوت معنی داری بین سلامت روان رانندگان پرخطر و عادی وجود داشت (050/0 > P)؛ بدین معنی که رانندگان پرخطر سلامت روان پایین تری نسبت به رانندگان عادی داشتند. رانندگان پرخطر در تمامی نشانگان بالینی، وضعیت سلامت پایین تری را نسبت به رانندگان عادی نشان دادند. همچنین، به لحاظ شخصیتی در عوامل روان رنجورخویی و برون گرایی، اختلاف معنی داری بین رانندگان پرخطر نسبت به رانندگان عادی مشاهده شد (050/0 > P). در واقع، آنان نمره روان رنجورخویی و برون گرایی بالاتری نسبت به رانندگان عادی کسب کردند. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که رانندگان پرخطر به لحاظ شخصیتی و سلامت روان دچار مشکلاتی هستند. بنابراین، بهتر است این گونه رانندگان در کنار جریمه های مالی، در جلسات آموزشی و مشاوره ای روان شناختی نیز شرکت نمایند و پلیس راهنمایی و رانندگی از مداخلات روان شناختی برای درمان چنین افرادی استفاده کند.
رابطه معنویت گرایی و عمل به باورهای دینی با پذیرش درد در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معنویت گرایی و عمل به باورهای دینی، به عنوان دو متغیر مرتبط با بهزیستی روان شناختی و جسمی، در تبیین بسیاری از پیامدهای مثبت روان شناختی در مبتلایان به درد مزمن سهیم اند. در این پژوهش نقش احتمالی این متغیرها در پیش بینی پذیرش درد (قبول درد و تعهد به انجام فعالیت ها بدون اعتنا به حضور درد) در مبتلایان به بیماری آرتریت روماتوئید بررسی شد. این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. برای دستیابی به اهداف پژوهش، تعداد 80 بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید به روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند، انتخاب شده و به پرسش نامه سنجش نگرش معنوی، مقیاس عمل به باورهای دینی (معبد)، پرسش نامه ویرایش شده پذیرش درد مزمن پاسخ دادند. داده ها به وسیله ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه وتحلیل شد. یافته ها نشان داد که توانایی معنوی 13درصد از تغییرات تعهد به انجام فعالیت ها (یکی از مؤلفه های پذیرش تجربه درد) را پیش بینی می کند (01/0 p < ). ضمناً عمل به باورهای دینی رابطه معناداری با پذیرش تجربه درد و ارزش های زندگی نداشت. بر این اساس، هنگامی که معنویت گرایی در رفتار فرد تجلی می یابد (توانایی معنوی)، در پیش بینی پذیرش تجربه درد و ارزش های زندگی مبتلایان به درد مزمن مفید واقع می شود؛ اما اگر معنویت گرایی صرفاً در حوزه ذهنی باشد، چنین پیامد مثبتی حاصل نخواهد شد.
مقایسه اثربخشی برنامه مثبت اندیشی فردریکسون و برنامه تغییر ذهنیت دوئیک بر اضطراب امتحان دانش آموزان تیزهوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی برنامه مثبت اندیشی فردریکسون و برنامه تغییر ذهنیت دوئیک بر اضطراب امتحان دانش آموزان دختر تیزهوش پایه نهم شهر اصفهان بود. روش این تحقیق آزمایشی و طرح پژوهش از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود .جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر تیزهوش پایه نهم شهراصفهان بودکه درسال تحصیلی 1396-1395 مشغول به تحصیل بودند و تعداد آن ها 450 نفر بود. در ابتدا غربالگری انجام شد و از جامعه آماری تعداد 45 نفر از دانش آموزان مضطرب که بر اساس پرسشنامه اضطراب امتحان نمرات بالاتری کسب کردند انتخاب و سپس به روش نمونه گیری تصادفی ساده به دو گروه آزمایشی (15 نفر در گروه آموزش مثبت اندیشی فردریکسون و 15 نفر در گروه آموزش برنامه تغییر ذهنیت دوئیک) و کنترل(15 نفر)جایگزین شدند. آزمودنی های جایگزین شده در گروه آزمایش مثبت اندیشی فردریکسون 8 جلسه و آزمودنی های گروه آزمایش تغییر ذهنیت دوئیک نیز 8 جلسه آموزش دریافت کردند، اما گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تمامی شرکت کنندگان پرسشنامه اضطراب امتحان اهوازرا در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری شش ماهه تکمیل کردند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها نشان داد که آموزش مثبت اندیشی فردریکسون بر اضطراب امتحان دانش آموزان تاثیر معنی داری ندارد. ولی در میزان اضطراب امتحان، دو گروه برنامه تغییر ذهنیت دوئیک، مثبت اندیشی فردریکسون و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد. به طوری که گروه تغییر ذهنیت دوئیک از اضطراب کمتری برخوردار بودند. با استفاده از برنامه تغییر ذهنیت دوئیک می توان اضطراب امتحان را در دانش آموزان تیزهوش کاهش دادکه این امر نیز به نوبه خود می تواند موجب افزایش کارآمدی و پیشرفت مناسب این گروه از دانش آموزان شود.
تفاوت های جنسیتی در خودناتوان سازی تحصیلی: نقش جهت گیری های هدف پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر با هدف آزمون نقش تعدیل کننده جهت گیری های هدف پیشرفت در رابطه بین جنس و خودناتوان سازی تحصیلی انجام شد. مواد و روش ها در مطالعه همبستگی حاضر، ۳۲۰ دانشجو (۱۵۴ پسر و ۱۶۶ دختر) با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای به مقیاس خودناتوان سازی تحصیلی و پرسش نامه هدف پیشرفت پاسخ دادند. بر اساس منطق پیشنهادی، به منظور تعیین اینکه آیا رابطه بین جنس و خودناتوان سازی تابعی از جهت گیری های هدف پیشرفت است یا خیر، از چند طرح تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شد. یافته ها نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی با تأکید بر معناداری آماری رابطه بین جنس و خودناتوان سازی نشان داد دانشجویان پسر در مقایسه با دانشجویان دختر بیشتر از راهبرد خودناتوان سازی تحصیلی استفاده می کنند. علاوه بر این، نتایج نشان داد رابطه بین جهت گیری های هدفی گرایش تسلط و اجتناب تسلط با خودناتوان سازی تحصیلی منفی و معنادار و رابطه بین جهت گیری های هدفی گرایش عملکرد و اجتناب عملکرد مثبت و معنادار بود. در نهایت، نتایج نشان داد در پیش بینی خودناتوان سازی تحصیلی دانشجویان، کنش متقابل بین متغیرهای جنس و جهت گیری های هدف پیشرفت از لحاظ آماری معنادار نبود. نتیجه گیری در مجموع، عدم معناداری آماری اثر تعاملی متغیرهای جنس و جهت گیری های هدفی در پیش بینی خودناتوان سازی تحصیلی دانشجویان نشان داد رابطه بین جنس و خودناتوان سازی تابعی از اندازه های متفاوت ابعاد مختلف جهت گیری های هدف پیشرفت نیست.
تأثیر آموزش تاب آوری بر سبک های مقابله ای و خوش بینی کودکان بی سرپرست و بدسرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : بی سرپرستی و بدسرپرستی همواره اثرات روانی و تربیتی منفی بر کودکان داشته است. پژوهش حاضر با هدف هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش تاب آوری بر سبک های مقابله ای و خوش بینی کودکان بی سرپرست و بدسرپرست بود . روش : این پژوهش به روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دختران 12 تا 16 ساله بی سرپرست و بدسرپرست ساکن در مراکز نگهداری این کودکان در شهر اردبیل در سال 1395 بودند که از میان آنها 30 نفر به طور تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جای دهی شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایش، آموزش تاب آوری را طی 9 جلسه دریافت نمودند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک های مقابله (پاکر و اندلر،1990) و خوش بینی ( شی یر، کارور و بریج ، 1994) استفاده شد و برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوورایانس تک متغیره و چندمتغیره استفاده گردید. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که تفاوت آماری معنی داری بین میانگین نمرات پس آزمون دو گروه در سبک های مقابله ای مسئله مدار 0/0505/0 > P ، 15/16= F ) ، هیجان مدار (0/05 > P ، 36/9= F ) و خوش بینی (01/0> P ،21/24= F ) وجود داشت ولی در سبک مقابله اجتنابی (0/05 < P ، 45/1= F ) تأثیر معناداری یافت نشد. نتیجه گیری : با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش تاب آوری با افزایش انعطاف پذیری و بهبود سلامت روان شناختی منجر به افزایش سبک های مقابله ای کارآمد و خوش بینی در کودکان بی سرپرست و بدسرپرست شده است بنابراین می توان از آموزش تاب آوری در جهت ارتقاء سلامت روانی و اجتماعی افراد استفاده نمود.
نقش صفات شخصیتی والدین در تحول اجتماعی کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مطالعات پیشین نشان داده است که والدین نقش مؤثری در تحول روانی و جسمانی کودکان دارند با این وجود تحقیقات در زمینه تأثیر صفات شخصیتی والدین بر تحول اجتماعی کودکان، اندک است. با توجه به این موارد پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش صفات شخصیتی والدین در تحول اجتماعی کودکان پیش دبستانی انجام گرفت. روش: . نوع مطالعه حاضر توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری کلیه والدین کودکان مدارس پیش دبستانی شهر تهران در سال تحصیلی 96-1395 بود که از میان آن ها تعداد 508 والد (مادر یا پدر) با مراجعه به مراکز پیش دبستانی شهر تهران به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به مقیاس رشد اجتماعی واینلند (ادگار، 1953) و فرم کوتاه پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت نئو پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ویژگی شخصیتی روان آزرده خویی والدین (مادر یا پدر) به شیوه منفی ، و ویژگی های برون گرایی، پذیرای تجربه بودن، و با وجدان بودن والدین (مادر یا پدر) به صورت مثبت، پیش بینی کننده تحول اجتماعی کودکان پیش دبستانی هستند ( 0/05 P< ). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده مشخص می شود که صفات شخصیتی والدین تأثیر معناداری بر تحول اجتماعی کودکان پیش دبستانی دارند.؛ ضروری است در فرایند آموزش و پرورش کودکان به ویژگی ها و صفات شخصیتی والدین توجه خاصی شود.
رابطه امیدواری و پیشرفت تحصیلی با نقش میانجی گری اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر آزمون نقش میانجی گری اهمال کاری تحصیلی در رابطه ی بین امیدواری با پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان بود. شرکت کنندگان پژوهش 150 دانش آموز پسر پایه هشتم متوسطه اول بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پژوهش شامل پرسشنامه اهمال کاری سولومون و راثبلوم، پرسشنامه امیدواری اشنایدر و معدل دانش آموزان بود. آزمون مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم مدل پژوهش، به ترتیب، با استفاده از روش های مدل معادلات ساختاری و بوت استرپ انجام گرفت. یافته ها نشان داد که امیدواری و پیشرفت تحصیلی به ترتیب پیشایند و پیامد اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان هستند. همچنین، یافته ها نشان داد که اهمال کاری تحصیلی میانجی گر معنی دار رابطه امیدواری به پیشرفت تحصیلی است. یافته های این پژوهش می تواند برای مشاوران مدارس، روانشناسان تربیتی و معلمین در کاهش مشکلات اهمال کاری و مشکلات تحصیلی دانش آموزان کمک کننده باشد.
ارتقاء ایستادگی و رواندرستی رانندگان اتوبوس: مطالعه اثربخشی مقدماتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره شانزدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۶۳
323-337
حوزههای تخصصی:
ایستادگی با سلامت روانی و رواندرستی رابطه مستقیم دارد و به عنوان یک منبع مقاومت درونی، تأثیرات منفی تنیدگی را کم می کند و از بروز اختلال های جسمانی و روانی پیش گیری به عمل می آورد. رواندرستی با سلامت بهتر، افزایش رضایت شغلی و کاهش غیبت از کار به طور مستقیم رابطه دارد. هدف از پژوهش حاضر، ارتقاء ایستادگی و رواندرستی در رانندگان اتوبوس شرکت واحد اتوبوسرانی شهر تهران بود. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون تک گروهی بود. به منظور انجام پژوهش، تعداد 204 نفر از رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی شهر تهران که برای شرکت در یک دوره آموزشی مداخلات روانی- اجتماعی رانندگان توسط این شرکت معرفی شده بودند، ابتدا به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی در ده گروه تقسیم شدند و آموزش های مدیریت خشم، رانندگی انتقام جویانه، ارتباط مؤثر و مدیریت تنیدگی را دریافت کردند. ابزار به کار برده شده شامل سیاهه سلامت روان MHI-28 و مقیاس ایستادگی بود. برای جمع آوری داده ها از شرکت کنندگان خواسته شد در دو مرحله پیش و پس آزمون به ابزارهای پژوهش پاسخ دهند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری با طرح اندازه گیری های مکرر و آزمون t همبسته تحلیل شدند. نتایج حاصل از داده های مقیاس سلامت روان (با دو خرده مقیاس) نشان داد، میانگین های دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون تفاوت معناداری دارند (6/22 = , F 0/003 < p ). این یافته حاکی از اثربخش بودن دوره آموزشی مداخلات روانی- اجتماعی رانندگان دارد که میزان اثربخشی این دوره بر مولفه درماندگی روانشناختی بیشتر از مؤلفه رواندرستی بوده است. به عبارتی دیگر، دوره آموزشی مذکور توانسته است بیشتر موجب کاهش درماندگی روانشناختی شود تا این که بتواند موجب ارتقاء رواندرستی گردد. دیگر یافته حاصل از آزمون t مربوط به سیاهه ایستادگی، نشان داد میانگین مراحل پیش آزمون و پس آزمون تفاوت معناداری از هم ندارند (1/48- = , t 0/005 < p ). به عبارتی دیگر، دوره آموزشی مداخلات روانی- اجتماعی رانندگان نتوانسته است بر ارتقاء مؤلفه ایستادگی تأثیر داشته باشد.
کشف عوامل مؤثر بر سرخوردگی زناشویی زوجین ایرانی: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : به نظر می رسد که سرخوردگی زناشویی، آخرین مرحله روابط زناشویی است. از این رو، بررسی عوامل مؤثر بر این متغیر اهمیت فراوانی دارد. هدف از انجام تحقیق حاضر، بررسی عوامل مؤثر بر سرخوردگی زناشویی در بین زوجین ایرانی بود. مواد و روش ها: این مطالعه به لحاظ هدف، بنیادی و از نظر روش، یک طرح کیفی از نوع نظریه مبنایی بود. جامعه آماری پژوهش را زنان و مردان متأهل شهر تهران تشکیل دادند. داده های مورد نیاز به روش نمونه گیری هدفمند از بین افرادی که دچار سرخوردگی زناشویی شده بودند (15 نفر)، جمع آوری گردید و تا اشباع مقوله ها ادامه یافت. ابزار پژوهش، مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته بود و اطلاعات با استفاده از کدگذاری نظری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: این مطالعه به لحاظ هدف، بنیادی و از نظر روش، یک طرح کیفی از نوع نظریه مبنایی بود. جامعه آماری پژوهش را زنان و مردان متأهل شهر تهران تشکیل دادند. داده های مورد نیاز به روش نمونه گیری هدفمند از بین افرادی که دچار سرخوردگی زناشویی شده بودند (15 نفر)، جمع آوری گردید و تا اشباع مقوله ها ادامه یافت. ابزار پژوهش، مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته بود و اطلاعات با استفاده از کدگذاری نظری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتیجه گیری: سرخوردگی زناشویی زوجین تحت تأثیر عوامل زمینه ای، مداخله گر، روان شناختی و شخصیتی مختلفی قرار دارد. از این رو، توجه به عوامل متفاوت سرخوردگی زناشویی در مشاوره و درمان زوجین دارای این اختلال ضروری است و پژوهش حاضر می تواند راهنمای مناسبی برای درمانگران جهت ارایه مداخلات مناسب برای زوجین دچار سرخوردگی باشد.
نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و شدت بی خوابی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : بی خوابی، یکی از شایع ترین اختلالات روان شناختی می باشد که سلامت و بهزیستی روانی افراد را به خطر می اندازد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و شدت بی خوابی انجام گردید. مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی- همبستگی، 210 نفر از دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. مقیاس سیستم فعال ساز رفتاری/ سیستم بازداری رفتاری (Behavioural Inhibition System/Behavioural Activation System یا BIS/BAS scales)، پرسش نامه دشواری در تنظیم هیجان (Difficulties in Emotion Regulation Scale یا DERS) و پرسش نامه شدت بی خوابی (Insomnia Severity Index یا ISI) در مورد شرکت کنندگان تکمیل گردید. داده های به دست آمده با استفاده از ضریب همبستگی Pearson و تحلیل مسیر در نرم افزارهای SPSS و LISREL مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: سیستم بازداری پیش بین دشواری در تنظیم هیجان بود که به سهم خود پیش بین شدت بی خوابی نیز می باشد. همچنین، مدل مربوط به نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و شدت بی خوابی، برازش قابل قبولی را با داده ها نشان داد. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از پژوهش، بر اهمیت سیستم های مغزی رفتاری و تنظیم هیجان در بی خوابی تأکید می نماید. همچنین، این سیستم بازداری رفتاری بی خوابی شدیدتری را به واسطه دشواری در تنظیم هیجان به دنبال دارد.
تاثیر مداخله خودگویی مثبت بر پاسخ های روانی فیزیولویکی اضطراب رقابتی و اعتماد به نفس در ورزشکاران نخبه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال سوم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
91 - 102
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین تأثیر یک دوره تمرین خودگویی مثبت بر پاسخ های اضطراب رقابتی، مقادیر کورتیزول بزاقی و اعتماد به نفس در ووشوکاران نخبه بود.روش : برای این منظور، 26 ورزشکار نخبه مرد در این پژوهش شرکت کردند که در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. در پیش آزمون (مسابقه اول) اضطراب رقابتی و اعتماد به نفس هم چنین، سطح کورتیزول بزاقی در هر دو گروه سنجیده شد. گروه تجربی پروتکل مربوط را انجام دادند و پس آزمون در مسابقه دوم به عمل آمد. داده ها با استفاده از آزمون تی وابسته و تحلیل کوواریانس تک متغیره تحلیل شدند.یافته ها: نتایج نشان داد که بعد از مداخله، اضطراب رقابتی و کورتیزول بزاقی کاهش داشته است هم چنین، نمرات اعتماد به نفس ووشوکاران بعد از مداخله افزایش پیدا کرد.نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت که تمرین خودگویی مثبت می تواند راهبردی برای کاهش پاسخ های روانی فیزیولوژیکی اضطراب رقابتی و بهبود اعتماد به نفس باشد.
تأثیر آموزش خودگویی های مثبت در کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان ابتدایی مبتلا به نارساخوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نارساخوانی رایج ترین نوع ناتوانی های یادگیری خاص است. کودک نارساخوان با وجود هوش طبیعی در یادگیری خواندن و نوشتن مشکل دارد. هدف پژوهش حاضر تأثیر خودگویی های مثبت در کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان ابتدایی مبتلا به نارساخوانی بود. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی شهرستان بستان آباد (آذرب ا یجان شرقی) در سال تحصیلی 94-1395 بود که با نمونه گیری تصادفی خوشه ای و با استفاده از ابزارهای فهرست نارساخوانی (عزیزیان، 1385) و پرسشنامه اضطراب امتحان (فیلیپس، 1979) تعداد 32 دانش آموز نارساخوان دچار اضطراب امتحان به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای دهی شدند. گروه آزمایش هشت جلسه در کلاس های آموزش خودگویی های مثبت شرکت کردند و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات پرسشنامه اضطراب امتحان روی هر دو گروه اجرا شد و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد اجرای جلسات خودگویی مثبت به طور معناداری اضطراب امتحان دانش آموزان گروه آزمایشی را نسبت به گروه کنترل کاهش داده است (0/001 p< ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش روش خودگویی های مثبت راهکاری مناسب برای کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان نارساخوان است.
اثربخشی مداخله خانواده محور و بازی درمانی بر سبک و تنیدگی فرزندپروری مادران و نشانگان بالینی کودکان با اضطراب جدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اضطراب جدایی اختلالی است که ارتباط مستقیمی با سبک فرزندپروری و تنیدگی فرزندپروری دارد؛ و مداخله خانواده محور و بازی درمانی، برنامه جامعی است که شامل جلسات آموزشی برای والدین مبتنی بر بهبودبخشی روابط درون خانوادگی، برقراری تعامل سالم و مثبت درخانواده، کنترل پرخاشگری در خانواده، بررسی موانع ارتباطی در روابط همسران، تربیت سالم فرزندان؛ و جلسات بازی درمانی برای کودک می باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی مداخله خانواده محور و بازی درمانی، بر سبک و تنیدگی فرزندپروری مادران و نشانگان بالینی کودکان با اضطراب جدایی می باشد. ﭘﮋﻭﻫﺶ حاضر، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪﺍﯼ ﻧیﻤﻪﺗﺠﺮﺑی ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﮔﻤﺎﺭﺵ ﺗﺼﺎﺩﻓی ﺁﺯﻣﻮﺩﻧی ﻫﺎ ﺩﺭ دو ﮔﺮﻭﻩ 14 نفره ﺁﺯﻣﺎیﺶ ﻭ کنترل، ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘیﺶﺁﺯﻣﻮﻥ ﭘﺲﺁﺯﻣﻮﻥ ﺍﺳﺖ. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه مراجعه کنندگان به یکی از مراکز مشاوره تهران می باشد که تشخیص قطعی اختلال اضطراب جدایی گرفته اند. لذا، برای انتخاب نمونه، از روش نمونه گیری در دسترس با گمارش تصادفی در گروه ها استفاده شده است. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس چند متغیره، نشان داد که تفاوت معناداری بین سبک و تنیدگی فرزندپروری مادران و نشانگان بالینی کودکان با اضطراب جدایی، در دو گروه آزمایش و کنترل وجود دارد. این مداخله، تاثیر معناداری بر سبک فرزندپروری و کاهش تنیدگی فرزندپروری مادران و نشانگان بالینی کودکان با اضطراب جدایی دارد.
الگوی ساختاری احساسات شرم و گناه بر اساس شیوه های فرزندپروری والدین: نقش واسطه ای سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۱ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴ (پیاپی ۴۴)
475-493
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین الگوی ساختاری احساسات شرم و گناه بر اساس شیوه های فرزندپروری والدین با نقش واسطه ای سبک های دلبستگی بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 96-1395 به تعداد 124083 نفر بود. با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چندمرحله ای مناطق جغرافیایی 1، 2، 4، 6 و 16 و از هر منطقه دو دبیرستان و از هر دبیرستان دو کلاس انتخاب شدند. بر اساس پیشنهاد گاداگنولی و ولیسر 1998 حجم نمونه 420 نفر به همراه پدر یا مادر آن ها در نظر گرفته شد که از مدارس فاطمیه، آزاده، نیکان، ایران، قیاس، شریعتی، کمال الملک، شریعتی1، خوارزمی و رازی نمونه گیری شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های احساسات شرم و گناه کوهن، ولف، پنتر و اینسکو (2011)، سبک های دلبستگی کالینز و رید 1990، سبک های فرزندپروری بامریند 1991 جمع آوری شد. شاخص مهلنوبایس نشان داد که داده پرتی وجود ندارد. پس از حذف 26 پرسشنامه مخدوش داده های 394 نفر تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد الگوی پیشنهادی برازنده داده ها است. ضرایب مسیر غیرمستقیم ابعاد فرزندپروری سهل گیرانه بر احساس گناه از طریق دلبستگی ایمن (013/0-=β، 006/0=P)، فرزندپروری مقتدرانه بر احساس گناه از طریق دلبستگی ایمن (016/0=β، 006/0=P)، فرزندپروری سهل گیرانه بر احساس شرم از طریق دلبستگی اضطرابی و اجتنابی (065/0=β، 017/0=P) و فرزندپروری مستبدانه بر احساس شرم از طریق دلبستگی اضطرابی و اجتنابی (122/0=β، 003/0=P) معنی دار بود. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود شیوه فرزندپروری مقتدرانه به والدین آموزش داده شود تا با شکل گیری سبک دلبستگی ایمن و به تبع آن افزایش هیجان انطباقی گناه، احساس شرم کاهش یابد.
مشکلات مردان مبتلا به زودانزالی: تحلیل محتوای متون(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :تاکنون در کشور ایران هیچ مطالعه ای در خصوص تأثیر زودانزالی بر زندگی مردان انجام نشده است. تحقیق حاضر این موضوع مهم را با استفاده از روش کیفی از نوع تحلیل محتوا و بررسی تحقیقات و متون مرتبط با مشکلات زودانزالی، مورد بررسی قرار داد. مواد و روش ها:کلید واژه های مرتبط به موضوع مورد نظر در پایگاه های معتبری مانند Elsevier، ProQuest، Science Direct، Google Scholar، SID، PubMed، Magiran و CIVILICA جستجو گردید و از بین مطالعاتی که بین سال های 1970 تا 2016 منتشر شده بودند، 13 مقاله مرتبط انتخاب شد. یافته ها:مطالعه متون بر ارزیابی مشکلات روان شناختی مؤثر در زندگی مردان زودانزال تمرکز داشت. مشکلات مردان مبتلا به زودانزالی در هشت محور «مدیریت انزال، استرس، اضطراب، رضایت جنسی، سازگاری زوجی، مشکلات فیزیولوژیک، افسردگی و خودپنداره جنسی» دسته بندی گردید. نتیجه گیری:به نظر می رسد که برای درمان این اختلال بهتر است هم مرد و هم شریک جنسی اش تحت نظر قرار گیرند و مداخلات به شکل زوجی انجام شود.