فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۲۸۱ تا ۱۷٬۳۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی انعطاف پذیری شناختی براساس فرانگرانی، اضطراب، مدت و میزان مصرف متادون در مردان تحت درمان با متادون انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مردان وابسته به مواد، تحت درمان با متادون شهر قزوین در سال 1395 بود که تعداد 254 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های فرانگرانی آدریان ولز (2005)، اضطراب بک (1988) و انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) استفاده شد. یافته ها: نتایج رگرسیون چند متغیری به شیوه گام به گام نشان داد که فرانگرانی و اضطراب، انعطاف پذیری شناختی مردان تحت درمان با متادون را پیش بینی می کند (05/0p≤). همچنین مدت و میزان مصرف متادون، انعطاف پذیری شناختی را در مردان مصرف کننده متادون پیش بینی نمی کند (05/0p>). نتیجه گیری: بنابراین نتیجه گرفته می شود فرانگرانی و اضطراب، انعطاف پذیری شناختی مردان تحت درمان با متادون را پیش بینی می کند و میان آن ها همبستگی منفی و معنادار وجود دارد. بدین صورت که فرانگرانی و اضطراب بالا منجر به انعطاف پذیری شناختی پایین می شود. بنابراین، توجه به مولفه های فراشناختی برای رسیدن به انعطاف پذیری شناختی بالا و استفاده از رویکرد فراشناخت درمانی در مشاوره به افراد تحت درمان پیشنهاد می شود.
اثربخشی چهار روش پیشگیری از سوءمصرف مواد بر نگرش نسبت به مواد مخدر و سلامت روان دانش آموزان پسر دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قصد افراد برای سوءمصرف مواد دست کم در نخستین دفعات مصرف، تحت تأثیر نگرش آنها به مصرف مواد قرار دارد. اصلاح نگرش بویژه در نوجوانان، یکی از راهبردهای شناخته شده پیشگیری از اعتیاد است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر چهار روش پیشگیرانه (آموزش از راه مهارت های زندگی، آموزش از طریق فیلم، آموزش از طریق پوستر کاتالوگ و آموزش به روش ارسال پیام کوتاه) بر تغییر نگرش و سلامت روان دانش آموزان پسر دوره متوسطه بود. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات نیمه آزمایشی بود که در آن چهار گروه آزمایش شامل: آموزش از طریق فیلم، مهارت های زندگی، ارسال پیامک(SMS) و پوستر و کاتالوگ و یک گروه گواه بررسی شد. برای این منظور 511 دانش آموز از چهار منطقه آموزشی به صورت نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. داده ها از طریق تحلیل کوواریانس(ANCOVA) تحلیل شد. نتایج نشان داد که از بین روش های پیشگیرانه، روش های شرکت در دوره های مهارت های زندگی و آموزش از طریق فیلم، اثر معناداری نسبت به آموزش از طریق پوستر و کاتالوگ و ارسال پیام کوتاه از طریق تلفن همراه بر نگرش نسبت به اعتیاد داشت. همچنین، از بین چهار روش یادشده، آموزش از طریق فیلم و آموزش مهارت های زندگی تأثیر معناداری بر ارتقای سلامت روان دانش آموزان داشتند. به کلیه مراکز آموزشی پیشنهاد می گردد که در آموزش تغییر نگرش دانش آموزان و ارتقای سلامت روان آن ها، از روش های فعالی مانند آموزش مهارت های زندگی و آموزش از طریق فیلم و مشاهده استفاده نمایند.
بررسی و نقد روش تحلیل مفهومی با رویکرد به پوزیتیویسم منطقی در پژوهش های تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی و نقد روش تحلیل مفهومی با رویکرد به پوزیتیویسم منطقی به عنوان یکی از روشهای پژوهش در تعلیم و تربیت به منظور شناسایی نقاط قوت و ضعف این روش در انجام پژوهش های تربیتی است. پژوهش از نوع کیفی بوده و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با رویکردی انتقادی انجام شده است. در مراحل پژوهش ابتدا جایگاه روش تحلیل مفهومی وکاربرد آن در تعلیم و تربیت بررسی گردید. سپس روش تحلیل مفهومی به مثابه یک روش پژوهش بررسی و اعتبار آن در رویکردش به پوزیتیویسم منطقی تعیین گردید. در آخر نقد هایی به شیوه نقد درونی به این روش به عمل آمد. نتایج نشانگر آن است که روش تحلیل مفهومی با داشتن نقش مقدمه ای در حل مسائل تعلیم و تربیت از طریق عینیت بخشی به برخی از مفاهیم و رفع پاره ای از ابهامات در مفاهیم، واژه ها و اصطلاحات به کار رفته در تعلیم و تربیت تا حدی کارساز است. با این حال نقد های به عمل آمده نشان می دهد که این روش در رویکرد به پوزیتیویسم منطقی، در حل همه مسائل تعلیم و تربیت کارایی چندانی ندارد. پیشنهاد پژوهشگر بر استفاده تلفیقی این روش با روش های پژوهش دیگر و اتخاذ رویکرد «پژوهش آمیخته» (ترکیبی) است.
نقش عوامل اجتماعی و آموزشی در تضعیف انگیزه تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی عوامل اجتماعی و آموزشی موثر در کاهش انگیزه تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه بود. در این پژوهش از مدل میلر و بریکمن(2004) به عنوان مبنا استفاده شد. جامعه آماری آن شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 94- 93 بود که با استفاده روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از سه ناحیه آموزش و پرورش 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بوده که روایی محتوایی آن با نظرات اصلاحی و تاییدی ده نفر از صاحب نظران حوزه انگیزه تحصیلی و برنامه درسی به دست آمده است و پایایی آن نیز پس از اجرای آزمایشی در بین 60 نفر از دانش آموزان، آلفای کرانباخ به میزان 87/0 محاسبه شد. برای تحلیل داده ها ابتدا از تحلیل عامل اکتشافی و سپس برای تعیین میزان برازش آنها از تحلیل عامل تاییدی استفاده گردید. یافته های این پژوهش نشان داد: مجموعا نه عامل شامل؛ خانواده و مسائل مرتبط با آن، نحوه توجه جامعه به علم و علم آموزی، بیکاری تحصیلکرده ها، کاربردی نبودن آموخته ها، ضعف معلمان، کیفیت پایین برنامه درسی، ساختار و مقررات مدارس، نحوه مدیریت مدارس و توسعه و دسترسی به فناوری های نوین ارتباطی به ترتیب اولویت و مجموعا 72/45 درصد از واریانس مربوط به عوامل کاهش انگیزه تحصیلی(برون و درون نظام آموزشی) دانش آموزان متوسطه پسر شهر کرمانشاه را تبیین می کنند. همچنین شاخص های برازش مانند RMSEA ، GFI ، AGFI ، NFI ، IFI و CFI بسندگی عامل ها و خرده عامل های کشف شده را تایید می کند.
اثربخشی مداخله های روانشناختی خانواده- محور در رواندرستی و رضامندی زوجیت زنان باردار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره شانزدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۶۱
61-84
حوزههای تخصصی:
نتایج پژوهش ها نشان می دهد که توانمندسازی خانواده، به گونه ای است که نقش خانواده در قالب گروه بتواند اعضایش را در موقعیت های مختلف زندگی به شکل های گوناگون دچار تحول کرده و به سطحی از رضامندی برساند. پس الگوسازی مبتنی بر سازوکارهای روانشناختی خانواده می تواند در تغییر و ایجاد رواندرستی و رضامندی زوجین از طریق برنامه های آموزشی خانواده محور مؤثر باشد. بنابراین بی توجهی به این مسأله می تواند بار زیادی از مشکلات را بر فرد و جامعه تحمیل کند. از این رو بررسی متغیرهای روانشناختی می تواند به فهم بهتر تأثیر مداخلات خانواده محور و افزایش رواندرستی اعضای خانواده و رضامندی زوجین بینجامد. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی کارآمدی مداخله روانشناختی خانواده محور بر رواندرستی و رضامندی زوجیت مادران باردار شهر تهران بود. روش این پژوهش نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری را کلیه زنان باردار سه ماه اول تشکیل می دادند که برای مراقبت های دوران بارداری به بیمارستان مدائن تهران مراجعه نمودند، که از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس30 مادر به طور تصادفی انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه مداخله ای و گواه جایگماری شدند. مادران مقیاس رضامندی زوجیت افروز و رواندرستی را در مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. سپس آموزش روانشناختی خانواده- محور برای گروه مداخله در مدت 16 هفته و هر جلسه120 دقیقه ای ارائه شد. داده ها با روش تحلیل کواریانس چندمتغیره (مانکوا) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج بیانگر تأثیر کاربندی آموزش روانشناختی بر افزایش رواندرستی و رضامندی مادران باردار گروه مداخله ای نسبت به گروه گواه بود (0/05> P ). نتایج: بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که، آموزش مادران می تواند تأثیر به سزایی در بهبود شاخص های متعدد باروری، بارداری و نیز سلامت نوزاد به شکل مثبت داشته باشد.
مقایسه توجه انتخابی در افراد با نشانه های اختلال شخصیت ضداجتماعی و اختلال شخصیت وسواسی -جبری و افراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه:علوم شناختی با استفاده از تکالیف مختلف ماهیت و فرآیندهای توجه را مورد بررسی قرار می دهد. هدف این پژوهش مقایسه توجه انتخابی در افراد با نشانه های اختلال شخصیت ضداجتماعی و اختلال شخصیت وسواسی –جبری و بهنجار بود. روش:در این پژوهش 400 دانشجوی دختر به صورت تصادفی انتخاب شدند و نسخه کامپیوتری پرسشنامه میلون را کامل کردند. سپس بر اساس ملاک های ورود، سه گروه اختلال شخصیت ضداجتماعی، اختلال شخصیت وسواسی –جبری و بهنجار انتخاب شدند. در ادامه، آزمون توجه انتخابی d2 برای شرکت کنند گان اجرا شد. داده ها با استفاده ار تحلیل واریانس چند متغیره تحلیل شد. یافته ها:نتایج نشان داد در مؤلفه کارایی تمرکز بین دو گروه شخصیت وسواسی – جبری و گروه بهنجار تفاوت معناداری وجود دارد بطوری که گروه شخصیت وسواسی – جبری عملکرد ضعیف تری داشت. در رابطه با خطای حذف تفاوت گروه شخصیت وسواسی – جبری و گروه شخصیت ضداجتماعی معنادار بود و افراد وسواسی –جبری بیشتر مرتکب خطای حذف شده بودند. همچنین تفاوت دو گروه وسواسی و بهنجار در خطای حذف معنادار بود و افراد وسواسی - جبری خطای حذف بیشتری داشتند. نتیجه گیری:براساس یافته ها پژوهش به نظر می رسد نقص در توجه انتخابی با بروز نشانه های اختلال شخصیت مرتبط باشد. پیشنهاد می شود در تحقیقات آینده مبنای عصب شناختی فرایند توجه و پردازش محرک های اجتماعی در اختلال شخصیت ضداجتماعی و اختلال شخصیت وسواسی –جبری مورد بررسی قرار گیرد.
مدل یابی ساختاری کارکرد خانواده و ولع مصرف مواد در معتادان تحت درمان نگهدارنده با متادون با تأکید بر نقش واسطه ای خود شفقت ورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال یازدهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴۴
209-226
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف مدل یابی ساختاری کارکرد خانواده و ولع مصرف مواد در معتادان تحت درمان نگهدارنده با متادون با تأکید بر نقش واسطه ای خود شفقت ورزی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات همبستگی است و از روش تحلیل مسیر برای بررسی ارتباط ساختاری بین متغیرها استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش معتادان تحت درمان نگهدارنده با متادون در مراکز درمان سرپایی زیر نظر بهزیستی سال 1396 شهرستان اهواز بود که از این میان با توجه به معیارهای ورود به پژوهش تعداد 150 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به ابزار سنجش کارکرد خانواده، پرسش نامه خود شفقت ورزی و ولع مصرف مواد پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل با استفاده از نرم افزارهای AMOS و SPSS انجام گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از برازندگی مناسب مدل بود که در آن کارکرد خانواده به صورت مستقیم ولع مصرف مواد را پیش بینی نمود
رابطه سبک رهبری توزیعی با عملکرد شغلی و خوش بینی تحصیلی دبیران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دو موضوع حایز اهمیت در رابطه با اثربخشی مدرسه عملکرد شغلی و خوش بینی تحصیلی معلمان می باشد که می توانند تحت تاثیر متغیرهای متنوع و به ویژه سبک رهبری قرار بگیرند. یکی از سبک های نوین رهبری، سبک رهبری توزیعی می باشد که بر مشارکت همه ذینفعان در مدیریت مدارس تاکید دارد. در این راستا، هدف از این پژوهش، مطالعه رابطه بین سبک رهبری توزیعی با عملکرد شغلی و خوش بینی تحصیلی دبیران می باشد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده و روش جمع آوری داده ها شامل بررسی پیمایشی می باشد. جامعه آماری شامل تمامی دبیران مدارس متوسطه زاهدان بوده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعداد 285 دبیر انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. به منظور بررسی متغیرهای پژوهش از پرسشنامه سبک رهبری توزیعی (غلامی و همکاران، 1393) با ضریب آلفا 88/0، پرسشنامه عملکرد شغلی (پاترسون،1990) با ضریب آلفا 83/0، پرسشنامه خوش بینی تحصیلی (بیرد و همکاران،2010) با ضریب آلفا 87/0 استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه همزمان با کمک نرم افزارspss 21 استفاده شد. بر اساس یافته ها مقدار ضریب همبستگی بین رهبری توزیعی و مؤلفه های توسعه حرفه ای معلمان، اعتماد، دموکراسی، حمایت همه جانبه با عملکرد شغلی به ترتیب 596/0، 303/0، 516/0، 348/0 و 35/0 بود (01/0p<). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز در این رابطه نشان داد که سبک رهبری توزیعی 7/36 درصد از واریانس عملکرد شغلی را پیش بینی می کند. هم چنین مقدار ضریب همبستگی بین رهبری توزیعی و مؤلفه های توسعه حرفه ای معلمان، اعتماد، دموکراسی، حمایت همه جانبه با خوش بینی تحصیلی به ترتیب 488/0، 269/0، 421/0، 27/0 و 311/0 بود (01/0p<). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز در این رابطه نشان داد که سبک رهبری توزیعی 2/25 درصد از واریانس خوش بینی تحصیلی را پیش بینی می کند. بر اساس یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که با به کارگیری سبک رهبری توزیعی در مدارس، عملکرد شغلی و خوش بینی تحصیلی دبیران افزایش می یابد.
نقش مؤلفه های اجتناب شناختی و باور فراشناختی در پیش بینی کیفیت زندگی بیماران دیابتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: دیابت یکی از بیماری های شایع در ایران و جهان می باشد که مزمن، پیش رونده و پرهزینه است و عوارض متعددی ایجاد می کند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش مؤلفه های اجتناب شناختی و باور فراشناختی در پیش بینی کیفیت زندگی بیماران دیابتی صورت گرفت. روش: روش اجرای پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری مطالعه کلیه بیماران دیابتی نوع دو مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی شهر اردبیل در سال 1394 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس 124 نفر از بیماران دیابتی به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از ابزارهای اجتناب شناختی سکستون و دوگاس (2008)، باور فراشناختی ولز (2004) و مقیاس کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996) استفاده شد. داده های پژوهش با روش های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد بین مؤلفه های اجتناب شناختی و باور فراشناختی با کیفیت زندگی بیماران دیابتی رابطه منفی معناداری وجود دارد (05/0< p). ضرایب بتای متغیرهای پیش بین نیز نشان داد واپس زنی افکار 16/0-، جانشینی افکار 20/0-، اجتناب از موقعیت ها 22/0-، تبدیل تصور به فکر 24/0- و باور فراشناختی12/0- به شکل معناداری کیفیت زندگی بیماران دیابتی را تبیین می کنند (05/0< p). نتیجه گیری: در نتیجه می توان بیان نمود که مؤلفه های اجتناب شناختی و باور فراشناختی در زمره متغیرهای مرتبط با کیفیت زندگی بیماران دیابتی بودند و توانایی پیش بینی آن را دارند.
ارتباط تاب آوری تحصیلی و فرسودگی تحصیلی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قم(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: فرسودگی تحصیلی عمده ترین پیامد استرس است و در مقابل، تاب آوری تحصیلی انعطاف پذیری و سازگاری از عوامل استرس زا هستند. به نظر می رسد تاب آوری یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار در فرسودگی است. در این مطالعه ارتباط تاب آوری تحصیلی و فرسودگی تحصیلی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قم بررسی شد. روش بررسی : در این مطالعه مقطعی، 260 دانشجو از لیست کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قم که جامعه آماری پژوهش حاضر را تشکیل می دادند به صورت تصادفی منظم در سال 1395 انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه فرسودگی تحصیلی ماسلاچ و پرسشنامه تاب آوری تحصیلی ساموئلز بود. داده ها در نرم افزار آماری SPSS 16 تجزیه وتحلیل شد. سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد. یافته ها: میانگین نمره فرسودگی تحصیلی14/87 ± 34/32 و میانگین نمره تاب آوری تحصیلی در این مطالعه 12/23 ± 103/30 بود. زمانی که متغیرها در مدل رگرسیون چند متغیره به روش ENTER وارد شدند تحصیل در رشته بهداشت عمومی افزایش فرسودگی تحصیلی 9/73برابری را به دنبال داشت (63/04-1/50= 95% CI 9/73= OR ). مثبت نگری به میزان 20 درصد (0/91-0/71 = 95% C I 0/80= OR ) و داشتن مهارت های ارتباطی 5 درصد (99/0-91/0= 95% C I 0/950= OR ) در کاهش فرسودگی تحصیلی نقش داشت. نتیجه گیری: براساس یافته های این مطالعه دانشجویان تاب آور، آسیب پذیری کمتری در مقابل فرسودگی تحصیلی دارند. بنابراین تقویت این متغیر در دانشجویان علوم پزشکی که در معرض فرسودگی تحصیلی قرار دارند، سبب بهبود عملکرد تحصیلی آنان می شود.
تحول شخصیت در بزرگسالی: پیش بینی پدیدآورندگی در مقابل راکدماندگی بر اساس رگه های بزرگ شخصیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره شانزدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۶۳
351-369
حوزههای تخصصی:
مطابق با تحولات نوین دانیل مک آدامز (2004) در دیدگاه سنتی و پایه اریکسون، تکلیف تحولی دوره میانسالی برقراری تعادل بین پدیدآورندگی و راکدماندگی است. در این پژوهش رابطه بین پنج رگه بزرگ شخصیتی و تحول شخصیت در دوره میانسالی (پدیدآورندگی- راکدماندگی) مورد بررسی قرار گرفت. همچنین تلاش شده است تا سهم این رگه های بزرگ شخصیتی در پیش بینی پدیدآورندگی و راکدماندگی نیز مورد مطالعه قرار گیرد. نمونه پژوهش شامل 300 نفر (150 مرد و 150 زن) از کارکنان سازمان های آموزش و پرورش و مدارس استان همدان بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات از مقیاس پدیدآورندگی لویولا ( LGS ) (1992)، مقیاس راکدماندگی برادلی ( BBS ) (1997) و پرسشنامه پنج عاملی شخصیتی نئو ( NEO ) (1992) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان استفاده شد. نتایج تحلیل های همبستگی نشان داد که بین رگه شخصیتی «روان آزردگی گرایی» و «پدیدآورندگی» رابطه منفی وجود داشت (0/01 P< )؛ و بین رگه های شخصیتی «برونگردی»، «وجدانی بودن»، «دلپذیری»، «تجربه پذیری»، و «پدیدآورندگی» رابطه مثبت وجود داشت (0/01 P< ). از سویی دیگر؛ بین رگه شخصیتی «روان آزردگی گرایی» و «راکدماندگی» رابطه مثبت وجود داشت (0/01 P< )؛ و بین رگه های شخصیتی «برونگردی»، «وجدانی بودن»، «دلپذیری»، «تجربه پذیری»، و «راکدماندگی» رابطه منفی وجود داشت (0/05 P< ). نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که رگه های بزرگ شخصیتی می توانند «پدیدآورندگی» و «راکدماندگی» را به صورت معناداری پیش بینی کنند (0/05 P< ). بر اساس نتایج این پژوهش، بین رگه های بزرگ شخصیتی و «تحول شخصیت در دوره میانسالی» رابطه معناداری وجد دارد. بدین معنا که؛ نمرات بالا در «روان آزردگی گرایی» می تواند به «راکدماندگی» در دوره میانسالی منجر شود. و از سویی دیگر، کسب نمرات بالا در «برونگردی»، «وجدانی بودن»، «دلپذیری»، «تجربه پذیری» می تواند به «پدیدآورندگی» در دوره میانسالی منجر شود.
مراحل شکل گیری ایمان از دیدگاه فولر و نقد آن(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در میان نظریه پردازانی که به بررسی تحول ایمان از منظر روان شناختی پرداخته اند، فولر به عنوان صاحب نظری مهم، برجسته و تأثیرگذار شناخته شده است. این مقاله به بررسی سه مسئله مهم در این عرصه از دیدگاه او پرداخته است. اول اینکه، فولر ایمان را چگونه توصیف و تحلیل می کند؟ دوم اینکه، ایمان چگونه در طول عمر متحول می شود؟ سوم اینکه، نقاط قوت و ضعف نظریه وی کدام است؟ روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و انتقادی است. یافته ها در پاسخ به این پرسش ها چنین است که ایمان کنش عام انسانی است و هر انسانی بماهو انسان با آن درگیر می شود و به کسب و اکتساب ایمان می پردازد. وی تحول ایمان را در قالب یک پیش مرحله و شش مرحله به تصویر می کشد. تأثیرپذیری وی از آموزه های مسیحی، تمرکز بر ساختار و عدم توجه به مضمون و محتوای ایمان و ابتنای مراحل تحول ایمان بر دیدگاه پیاژه از مهم ترین اشکالات و نقدها بر دیدگاه وی در نظر گرفته می شود.
شناسایی عوامل موثر برتعهد زناشویی از نظر زوجین ایرانی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۶ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۶۳
4-28
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر تعهد زناشویی از نظر زوجین ایرانی بود. روش: این پژوهش به شیوه کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام پذیرفت. براساس روش نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری، تعداد 10 زوج در این مطالعه شرکت کردند. برای گردآوری اطلاعات از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته عمیق استفاده شد. یافته ها: بعد از تحلیل محتوای داده ها، سه مقوله اصلی شایستگی زوجی، شایستگی فردی و عوامل زمینه ای شناسایی شدند. شایستگی زوجی دارای 12 مقوله فرعی بود که عبارتند از: دلگرمی و اطمینان بخشی، اصالت، مدیریت تعارض ها، نگرش شوخ طبعانه، هماهنگی و مشورت، شفافیت نقش ها، شبکه اجتماعی، پشتیبانی و همراهی، صداقت، متصور شدن آینده ای برای رابطه، تلاش برای برقراری ارتباط و ارائه یادآوری های ملموس؛ و شایستگی فردی دارای 4 مقوله فرعی: الگوگیری از خانواده اصلی، تجارب خانواده اصلی، اعتقادات و ارزشهای مذهبی و معنوی، نگرش مثبت به ازدواج؛ و عوامل زمینه ای شامل یک مقوله فرعی با عنوان ویژگی های جمعیت شناختی بود. نتیجه گیری: افزایش تعهد زناشویی و پایداری ازدواج، مستلزم بدست آوردن و داشتن مهارت ها در هر سه حوزه است، و با توجه به نقش هر حوزه می توان با ساخت بسته آموزشی مبتنی بر این عوامل باعث بهبود تعهد زناشویی گردید
طراحی الگوی یکپارچه خودشکوفایی مبتنی بر نظریات انسان گرایانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۶ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۶۴
30-54
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی یکپارچه خودشکوفایی بر مبنای دیدگاه های مختلف انسان گرایانه برای رفع اشکالات موجود در طبقه بندی های پیشین انجام گرفت. روش: این پژوهش به روش کیفی تحلیل مضمون و با جامعه آماری کتب روان شناسان انسان گرا شامل "انگیزش و شخصیت" (مزلو، 1970)، "دستاوردهای فراتر طبیعت انسان" (مزلو، 1971)، "ادیان، ارزش ها و تجربیات اوج" (مزلو، b 1970)، "خودشکوفایی و فراسوی آن" (مزلو، 1965)، "انسان شدن" (راجرز، 1961)، "انسان در جستجوی معنا" (فرانکل، 1984)، "معنا جویی" (فرانکل، 1988)، "الگو و رشد در شخصیت" (آلپورت، 1961) و "شدن" (آلپورت، 1955) بود. داده ها به روش تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شد. پس از مطالعه و شناسایی مفاهیم در متون، مضامین طبقه بندی و نام گذاری شدند. یافته ها: از تحلیل مضامین آثار روان شناسان انسان گرا چهار مضمون اصلی به دست آمد. یافته ها نشان می دهند خودشکوفایی دارای چهار عامل "خودِ متعالی"، "خودِ آگاه"، "خودِ خلاق" و "خودِ اجتماعی" است. نتیجه گیری: با توجه به الگوی حاصل از این پژوهش، به نظر می رسد تدوین مقیاسی برای سنجش خودشکوفایی براساس این الگوی یکپارچه می تواند از تفاوت در نمرات خودشکوفایی در جوامع مختلف که متاثر از تفاوت تعاریف است، پیشگیری کند.
اثربخشی آموزش خود شفقت ورزی بر روی رفاه ذهنی و خود ارزشمندی دانش آموزان دختر دارای اضطراب امتحان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان شناسی تحلیلی شناختی سال هشتم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۳۱
19 - 29
حوزههای تخصصی:
تبیین سازه انگیزش بر اساس منابع اسلامی
حوزههای تخصصی:
سازه انگیزش اهمیت محوری در ساختار وجودی آدمی دارد. ادیان الاهی، و نیز علوم بشری توجه ویژه ای به این سازه دارند. با این حال، تاکنون پژوهش منسجمی در باب تبیین سازه انگیزش از دیدگاه اسلام انجام نشده است. هدف پژوهش حاضر، تبیین سازه انگیزش بر اساس منابع اسلامی، و روش آن توصیفی - تحلیلِ مفهومی است. در بخش توصیفی، مفاهیم مربوط به سازه انگیزش در کتاب های معتبر لغوی و منابع اسلامی (قرآن کریم و احادیث اسلامی) بازشناسی و توصیف شد، و در بخش تحلیل مفهومی، داده های گردآوری شده تبیین و تحلیل گردید. بر اساس یافته های پژوهش حاضر، «نیّت» هسته مفهومی انگیزش در منابع دینی را تشکیل می دهد و از سه مؤلفه اصلی نیرومندی، جهت مندی، و تداوم تشکیل شده است. به دلیل نگاه ارزشی دین به سازه انگیزش، نیت به دو نوع خوب و بد تقسیم می شود. نیت خوب دارای سه مؤلفه صدق (نیرومندی)، اخلاص (جهت مندی)، و شاکله نیک (تداوم) است. نیت بد نیز سه مؤلفه دارد: کذب (نیرومندی)، شرک (جهت مندی)، و شاکله بد (تداوم).
اعتباریابی و تحلیل عاملی سیاهه رواندرمانی مثبت (فرم 3 عاملی) در جمعیت ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی روایی و پایایی سیاهه رواندرمانی مثبت و رابطه مؤلفه های آن با شکوفایی و نگرش های ناکارآمد است. روش پژوهش، از نوع اعتباریابی و همبستگی است. بدین منظور نمونه ای به حجم 1416 دانشجو انتخاب شد. جامعه آماری شامل همه دانشجویان دانشگاه های شهر مشهد و نیشابور در سال 96 بود. روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای بود. پرسش نامه های روان درمانی مثبت، شکوفایی و نگرش های ناکارآمد توسط شرکت کنندگان تکمیل شد. برای تعیین پایایی پرسش نامه، از روش آلفای کرونباخ و برای تعیین روایی آن، از روایی محتوایی و روایی سازه تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. نتایج نشان داد که همبستگی روان درمانی مثبت با زیر مقیاس های شکوفایی معنی دار و مثبت است. زیرمقیاس های نگرش های ناکارآمد همبستگی منفی داشتند. محاسبه همسانی درونی برای روان درمانی مثبت نیز در پژوهش حاضر آلفای 85 /0 را به دست داد. براساس نتایج این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که فرم 21 گویه ای سیاهه روان درمانیِ مثبت در دانشجویان ایرانی، از روایی و پایایی کافی برخوردار است.
اثر بخشی مدیریت دفاع های تاکتیکی بر اساس روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت(ISTDP) بر تعارضات بین فردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تعیین اثر بخشی مدیریت دفاع های تاکتیکی بر اساس روان درمانی پویشی کوتاه مدت بر کاهش تعارضات بین فردی بود. روش: این پژوهش به شیوه ی نیمه آزمایشی با گروه کنترل، از نوع پیش آزمون و پس آزمون به همراه پیگیری 2 ماهه صورت گرفت. 16 نفر از جوانان 20 تا 40 ساله که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند، انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. برای ارزیابی متغیر از پرسشنامه تعارض ویکز و فیشر و اوری استفاده شد. اعتبار و روایی این پرسشنامه به ترتیب 77/0، 69/0 بود. همه شرکت کنندگان گروه آزمایش به مدت 12جلسه تحت درمان روان درمانی روان پویشی کوتاه مدت قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین نتایج پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش، در نمره تعارض بین فردی تفاوت معنا داری وجود دارد، اما در پیش آزمون و پس آزمون گروه کنترل چنین تفاوتی دیده نشد. همچنین نتایج بدست آمده از آزمون T همبسته در گروه آزمایش نشان داد که اثربخشی مداخله در طی 2 ماه ماندگار بود. نتایج این پژوهش نشان داد که مدیریت دفاع های تاکتیکی براساس روان درمانی روان پویشی کوتاه مدت در کاهش تعارضات بین فردی موثر بوده است.
اعتباریابی و پایایی سنجی نسخه فارسی پرسشنامه کنترل اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلالات اضطرابی بیشترین فراوانی را در سطح جامعه دارند، ابزارهای مختلفی برای سنجش و اندازه گیری اضطراب ساخته شده است که بیشتر بر پایه ی علائم آن می باشد اما ابزاری برای اندازه گیری کنترل اضطراب در ایران وجود ندارد به همین دلیل هدف این تحقیق اعتباریابی و پایایی سنجی پرسشنامه کنترل اضطراب در ایران بود. روش : بدین منظور طی یک پژوهش تحلیلی – مقطعی 250 نفر از دانشجویان موسسه امام خمینی از طریق نمونه گیری خوشه ای انتخاب و پرسشنامه اضطراب بک، مقیاس افسردگی ، اضطراب و استرس و پرسشنامه کنترل اضطراب را تکمیل کردند. به منظور تعیین اعتبار سازه از روش تحلیل عاملی اکتشافی، برای تعیین همسانی درونی از ضرایب آلفای کرونباخ و برای ارزیابی اعتبار همگرا و واگرا، از ضرایب همبستگی پرسشنامه کنترل اضطراب با پرسشنامه ی اضطراب بک و مقیاس افسردگی ، اضطراب و استرس استفاده شد. یافته ها : مقدار پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ 89/0 بدست آمد. به منظور بررسی اعتبار همگرا و واگرای این پرسشنامه از پرسشنامه اضطراب بک و مقیاس اضطراب، افسردگی و استرس استفاده شد که نتایج مطالعه نشان دهنده اعتبار مناسب پرسشنامه کنترل اضطراب می باشد. در نهایت چهار عامل با استفاده از تحلیل عاملی استخراج شد که 11/46 درصد نمرات پرسشنامه را تبیین می کرد. نتیجه گیری : با در نظر گرفتن مقدار پایایی و اعتبار این پرسشنامه به نظر می رسد این ابزار جهت سنجش بالینی مناسب باشد.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر ولع مصرف، شدت وابستگی و تنظیم شناختی هیجان زنان وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر ولع مصرف، شدت وابستگی و تنظیم شناختی هیجان زنان وابسته به مواد صورت گرفت. روش: نوع پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه می باشد. جامعه آماری پژوهش تمامی زنان وابسته به مواد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر تبریز در نیمه اول سال 1394 بود. به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) انتخاب شدند. پرسش نامه های ولع مصرف، شدت وابستگی و تنظیم شناختی هیجان برای جمع آوری داده ها استفاده شد. روش درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی در 10 جلسه دو ساعته در گروه آزمایشی اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث کاهش ولع مصرف و کاهش شدت وابستگی به مواد و افزایش استفاده از راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان در زنان وابسته به مواد شد. نتیجه گیری: درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی از روش های درمانی تاثیرگذار بر ولع مصرف، شدت وابستگی و تنظیم شناختی هیجان زنان وابسته به مواد می باشد.