فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۱۶۱ تا ۱۷٬۱۸۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اضطراب امتحان حالتی از اضطراب عمومی بوده و شامل پاسخ های شناختی، جسمان ی و رفتاری مرتبط با ترس از شکست است که به هنگام وقوع عملکرد تحصیلی دانش آموزان را تحت تأثیر قرار می دهد؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش توجه بر مهار توجه، توجه متمرکز و توجه پراکنده دانش آموزان دختر دارای اضطراب امتحان بود.
رابطه دلبستگی بزرگسالی و دلبستگی به خدا با سلامت روانشناختی با میانجیگری تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۱ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴ (پیاپی ۸۴)
369-383
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف تعیین رابطه بین دلبستگی بزرگسالی و دلبستگی به خدا با سلامت روانشناختی با میانجیگری تاب آوری در جمعیت دانشجویی انجام گردید. این مطالعه روی260 نفر از دانشجویان دانشگاه اصفهان انجام شد. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه دلبستگی بزرگسالی هازن وشاور (1987)، مقیاس دلبستگی به خدا روآت و کرک پاتریک (2002)، پرسشنامه تاب آوری کانر ودیویسون (2003) و پرسشنامه سلامت عمومی GHQ بود. تحلیل داده ها نشان داد، سبک های دلبستگی بزرگسالی (ناایمن اجتنابی و ناایمن دو سوگرا) و سبک های دلبستگی به خدا(ایمن ،ناایمن دوسوگرا و اجتنابی )سهم معنی داری در پیش بینی سلامت روانشناختی دارند. همچنین سبک های دلبستگی ایمن بزرگسالی و ایمن به خدا پیش بینی کننده معنی دار مثبت تاب آوری هستند و سبک های دلبستگی ناایمن بزرگسالی (اجتنابی و دو سوگرا) و دلبستگی ناایمن دو سو گرا به خدا پیش بینی کننده معنیدار منفی تاب آوری می باشد و می توانند از طریق تاب آوری اثر مستقیم و غیرمستقیم روی سلامت روانشناختی داشته باشند. البته دراین بین دلبستگی ایمن به خدا بیشترین واریانس تابآوری را بهصورت مثبت تبیین میکند که نشان میدهد افرادی که دلبستگی ایمن تری به خدا دارند در برخورد با مشکلات روانشناختی، تاب آوری بیشتر داشته و از توان بازسازی بهتری برخوردارند.
اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن بر امید به زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن بر امید به زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان شهر تهران در سال 1399-1398 بود. روش مطالعه حاضر نیمه آزمایشی بود و از طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به سرطان پستان شهر تهران بود. 30 نفر از این زنان که شرایط ورود به پژوهش را داشتند، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایشی مداخله شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن و آزمودنی های گروه کنترل تا پایان مرحله پیگیری مداخله ای دریافت نکردند. ابزار گردآوردی داده ها مقیاس امید به زندگی بود که در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه توسط آزمودنی ها تکمیل شدند. داده های پژوهش با از استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیری انجام شد. نتایج نشان داد شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن بر امید به زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان در گروه آزمایش در پایان درمان و بعد از پیگیری یک ماهه مؤثر واقع شدند. نتایج این مطالعه حمایت تجربی مناسبی را برای مداخلات شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن فراهم آورد. پیشنهاد می شود از این رویکرد در جهت امید به زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان بهره بگیرند.
مقایسه ی طرح واره های ناسازگار اولیه و سازوکارهای دفاعی با نگرش های مذهبی، در زنان مبتلا به اختلال وسواسی - اجباری و زنان سالم شهر همدان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۳ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳
18-30
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: درمان اختلال وسواسی - اجباری از بحث برانگیزترین موضوع های بالینی است. با توجه به هزینه های متعدد ناشی از آن، بازبینی پیشینه ی تحقیقی برای دستیابی به سودمندترین گزینه های درمانی ضروری به نظر می رسد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی طرح واره های ناسازگار اولیه و سازوکارهای دفاعی با نگرش های مذهبی در زنان مبتلا به اختلال وسواسی - اجباری (OCD)و زنان سالم شهر همدان صورت گرفته است. روش کار: این پژوهش از نوع علّی - مقایسه یی و جامعه ی آماری آن شامل همه ی زنان مبتلا به OCD شهر همدان است. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، 100 زن مبتلا به OCD و 100 زن سالم (از بین همراهان بیماران و کارمندان دانشگاه)، بر اساس مصاحبه ی بالینی، ملاک های تشخیصی DSM-V و تکمیل پرسش نامه انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه های طرح واره های ناسازگارانه (YSQ-SF)، سازوکارهای دفاعی (DSQ-40) و نگرش های مذهبی (RAQ) بود. داده های پژوهش نیز با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و تحلیل واریانس چند متغیّره (MANOVA) تجزیه و تحلیل شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است. علاوه براین، نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: یافته ها نشان داده که تفاوت معناداری بین گروه های بالینی و بهنجار در پنج حوزه ی طرح واره های ناسازگار اولیه (بریدگی و طرد، عملکرد مختل، محدودیت های مختل، دیگر جهت مندی و گوش به زنگی بیش از حد و بازداری) وجود دارد (05/0>P). علاوه براین، در نمره های سبک های دفاعی (رشدیافته، رشدنایافته و روان آزرده) و نگرش های مذهبی نیز این تفاوت معنادار بوده است (05/0>P). نتیجه گیری: نتایج پژوهش بر اهمیت تأثیر مداخله های پیشگیرانه در علائم روان شناختی بیماران نوروتیک و ترسیم افق های، جدید در مداخله های بالینی، با توجه به بُعد دین، تأکید دارد.
بررسی رابطه ی عزت نفس و معنویت گرایی با احساس غربت در دانشجویان خوابگاهی دانشگاه رازی کرمانشاه در سال 1395(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۳ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳
43-54
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: دانشگاه فرصتی مناسب برای رشد فردی به حساب می آید؛ باوجوداین، دانشجویان اغلب با معضل هایی روبه رو هستند که احساس غربت جزء بیشترین معضل های بیان شده در بین دانشجویان خوابگاهی است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه ی عزت نفس و معنویت گرایی با احساس غربت در دانشجویان خوابگاهی دانشگاه رازی کرمانشاه در سال 1395 انجام شده است . روش کار: این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه ی آماری آن شامل همه ی دانشجویان دختر و پسر خوابگاهی دانشگاه رازی کرمانشاه در سال تحصیلی 94 - 95 است؛ که از میان آنان 322 نفر بر اساس جدول مورگان و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه یی چندمرحله یی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه ی عزت نفس کوپر اسمیت، پرسش نامه ی معنویت پارسیان و دونینگ و پرسش نامه ی احساس غربت آرچر است. داده های پژوهش نیز با استفاده از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی و رگرسیون تحلیل شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است. علاوه براین، نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داده که بین عزت نفس و احساس غربت (10/0>p) و همچنین بین معنویت گرایی و احساس غربت (001/0>p)، رابطه ی منفی معنادار وجود دارد و معنویت گرایی می تواند میزان احساس غربت دانشجویان خوابگاهی را پیش بینی کند (100/0>p). نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان معنویت گرایی و عزت نفس را ابزاری مکمل برای کاهش احساس غربت در نظر گرفت و برای کاهش احساس غربت در دانشجویان خوابگاهی به این متغیّرها توجه داشت.
تأثیر هنردرمانی (قصه گویی، عکاسی و نقاشی) مبتنی بر روی آورد شناختی رفتاری بر اختلال ناخن جویدن (تک بررسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ناخن جویدن یکی از رایج ترین مشکلات رفتاری در دوران کودکی است که می تواند ناشی از اضطراب و تنیدگی باشد. هدف پژوهش حاضر تأثیر هنردرمانی (قصه گویی، عکاسی و نقاشی) مبتنی بر درمان شناختی - رفتاری در درمان ناخن جویدن یک دختر 7 ساله مبتلا به این اختلال بود.
پیش بینی کیفیت زندگی براساس خوش بینی در بیماران هموفیلی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی کیفیت زندگی براساس خوش بینی در بیماران هموفیلی بود. روش این پژوهش با توجه به ماهیت موضوع، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه بیماران مبتلا به بیماری هموفیلی بود که در نیمه اول سال 1395 عضو انجمن هموفیلی ایران بودند که از این میان تعداد 290 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. داده های پژوهش به وسیله فرم کوتاه پرسشنامة کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت و پرسشنامه سبک های اسنادی جمع آوری شدند. داده های جمع آوری شده به وسیله آزمون همبستگی و رگرسیون چندمتغیره و با استفاده ازSPSS-20 تجزیه و تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که سبک کلی، سبک ثابت کیفیت زندگی را پیش بینی نمودند. همچنین به ترتیب سبک کلی (233/0-= β) و سبک ثابت (133/0-= β) بیشترین قابلیت پیش بینی کیفیت زندگی را دارند. با توجه به یافته های پژوهش می توان بیان داشت که خوش بینی در کیفیت زندگی بیماران هموفیلی نقش دارد.
اثربخشی برنامة درس پژوهی بر مهارت های حرفه ای معلمان شاغل در آموزش و پرورش استثنایی استان همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی برنامة درسی پژوهی بر مهارت های حرفه ای معلمان آموزش و پرورش استثنایی استان همدان است. روش پژوهش پس رویدادی از نوع علّی مقایسه ای است. جامعة آماری شامل معلمان آموزش و پرورش استثنایی استان همدان در سال تحصیلی 92-1391 بوده که با کاربرد روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، 320 معلم انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه های فراهم آوری فرصت های یادگیری، علاقه مندی به افزایش دانش و مهارت های شغلی، سازماندهی و مدیریت کلاس، فرم های مشاهدة به کارگیری نظریه های یادگیری، استفاده از وسایل آموزشی و کمک آموزشی، بهره گیری از شیوه های صحیح ارزشیابی، ترغیب دانش آموزان به کار گروهی در کلاس درس و آزمون آشنایی با نظریه های یادگیری بوده است. نتایج نشان می دهد که گروه های درس پژوه و عادی از نظر فراهم آوری فرصت های یادگیری (05/0> p ؛33/2=t)؛آگاهی از نظریه های یادگیری (05/0> p ؛ 11/2 =t)؛ استفاده از وسایل آموزشی و کمک آموزشی (01/0> p ؛67/2=t)؛ علاقه مندی به افزایش دانش و مهارت های شغلی (05/0> p ؛47/2=t) وترغیب دانش آموزان به کار گروهی (05/0> p ؛50/2=t) تفاوت معناداری داشته اند. در سه مؤلفة بهره گیری از شیوه های صحیح ارزشیابی (11/0= p ؛58/1 =t)؛ سازماندهی و مدیریت کلاس درس (59/0= p ؛54/0=t) و کاربرد نظریه های یادگیری (48/0= p ؛71/0=t) تفاوت معناداری مشاهده نشده است.
بیش فعالی/کمبود توجه و اعتیاد به مواد مخدر: نقش میانجی ذهن آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر، مقایسه شدت بیش فعالی/کمبود توجه و زیر مقیاس های آن به همراه میزان ذهن آگاهی در افراد معتاد به مواد مخدر و افراد عادی بود. همچنین این مطالعه به بررسی نقش میانجی گر ذهن آگاهی در ارتباط علّی بیش فعالی/کمبود توجه با اعتیاد به مواد مخدر پرداخت. نمونه مورد بررسی شامل 153 نفر معتادان بدون نام و 103 نفر افراد همتا و عادی بود. داده ها به کمک مقیاس تشخیصی کوتاه نقص توجه-بیش فعالی کانرز بزرگسالان و مقیاس ذهن آگاهی گردآوری شده و به کمک ضرایب همبستگی، آزمون تی و تحلیل میانجی آنالیز شدند. همبستگی های معکوس و معناداری بین نمره کل بیش فعالی/کمبود توجه و زیرمقیاس های آن با ذهن آگاهی بدست آمد. همچنین تفاوت های معناداری از نظر ذهن آگاهی و بیش فعالی/کمبود توجه و زیرمقیاس های آن در افراد معتاد با همتاهای غیرمعتاد آن ها مشاهده شد. تحلیل میانجی از نقش واسطه ای معنادار ذهن آگاهی در ارتباط علّی نمره کل بیش فعالی/کمبود توجه بر اعتیاد به مواد مخدر حمایت نمود. بر اساس یافته ها، منطقی به نظر می رسد که اولا نقش اختلال بیش فعالی/کمبود توجه بزرگسالان در ابتلا به اعتیاد با مواد مخدر از نو مورد توجه قرار گیرد. ثانیا در مداخلات درمانی اعتیاد به مواد مخدر، نقش ذهن آگاهی به عنوان عاملی مهم در در نظر گرفته شود.
آموزش مهارت های زندگی در هنرستان ها: راهبردی ضروری و مؤثر جهت کاهش پرخاشگری و قلدری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر پرخاشگری و قلدری دانش آموزان پسر هنرستانی بود. در این راستا، از روش آزمایشی با طرح نیمه آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر در حال تحصیل در هنرستان های ناحیه دو شهر کرج بودند که 30 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. ابتدا اعضای هر دو گروه با به کارگیری مقیاس پرخاشگری (باس و پری، 1992) و مقیاس قلدری (اولوئوس، 1996) مورد آزمون قرار گرفتند (پیش آزمون). سپس، گروه آزمایشی به مدت هشت جلسه تحت آموزش مهارت های زندگی قرار گرفتند درحالی که گروه گواه آموزشی دریافت ننمود. پس از اتمام جلسات گروهی، از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. یافته های پژوهش نشان داد که پس از انجام مداخله، متغیر پرخاشگری کلی و مؤلفه های آن (پرخاشگری بدنی، پرخاشگری کلامی، خشم و خصومت) و همچنین قلدری و مؤلفه های آن (به خصوص شیوع قلدری) در آزمودنی های گروه آزمایشی به نسبت گروه گواه کاهش معناداری داشته است؛ بر این اساس، می توان گفت آموزش مهارت های زندگی بر کاهش پرخاشگری و قلدری نوجوانان مؤثر بوده و بنابراین، توصیه می شود که آموزش مهارت های زندگی به عنوان بخشی از برنامه آموزشی مدارس در نظر گرفته شود.
اثربخشی آموزش گروهی تحلیل رفتار متقابل (TA) بر افزایش سطح بخشودگی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی تحلیل رفتار متقابل بر افزایش سطح بخشودگی زنان انجام شد. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان متأهل زن دانشگاه آزاد اسلامی علوم و تحقیقات تهران در سال 94 بودند. نمونه موردمطالعه شامل 50 زن بود که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس سنجش بخشودگی در خانواده (FFS) استفاده شد. داده ها از طریق تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین گروه کنترل و آزمایش، در بعد بخشودگی زنان در خانواده تفاوت معناداری وجود دارد (F= 32/29, P= 0/001). با توجه به یافته های پژوهش، آموزش گروهی تحلیل رفتار متقابل بر افزایش سطح بخشودگی زنان تأثیر دارد. ازاین رو می توان آموزش تحلیل رفتار متقابل را به عنوان یک روش مؤثر در افزایش سطح بخشودگی زنان و به عنوان یک مداخله بالینی ثمربخش پیشنهاد داد.
بررسی ساختار عاملی اکتشافی نسخه فارسی مقیاس خانواده اصلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی ساختار عاملی اکتشافی نسخه فارسی مقیاس مقیاس خانواده اصلی در دانشجویان دانشگاه پیام نور شهرستان فسا انجام گرفت. 208 دانشجو به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای از میان دانشجویان پیام نور شهرستان فسا برگزیده شدند و نسخه فارسی مقیاس 40 ماده ای خانواده اصلی را تکمیل نمودند. داده ها با روش از همبستگی از نوع تحلیل عامل اکتشافی و با استفاده از نرم افزارهای آماری 21-SPSS تجزیه و تحلیل شدند. تحلیل عاملی تحلیل اکتشافی، ساختار 6- عاملی را شناسایی کرد: جو هیجانی خانواده، مسئولیت پذیری و خلق و لحن صدا، احترام و باز بودن به اعضای خانواده، اعتماد به اعضای خانواده، جدایی و فقدان، وضوح ابرازگری و دامنه احساس ها. ضرایب آلفای کرونباخ کل مقیاس 93/0، برای عامل های ششگانه از 47/0 تا 91/0 بود. همبستگی معنادار بین نمره کل مقیاس و 6 عامل بیانگر روایی همگرا و همبستگی های پایین 6 خرده مقیاس با هم بیانگر روایی واگرا مقیاس حاضر است. در نهایت، مقیاس خانواده اصلی را می توان به عنوان یک ابزار پایا و معتبر در اندازه گرایی جنبه هایی از خانواده اصلی در مراکز درمانی و مشاوره مورد استفاده قرار داد.
اثربخشی برنامه آموزشی غنی سازی روابط بر ادراک رفتارهای ازخودگذشتگی خود و شوهر و تاب آوری ابهام در زنان دانشجو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غنی سازی روابط رویکردی آموزشی برای بهبود روابط زوجین و هدف آن یاری رساندن به همسرها برای گسترش همدلی و صمیمیت و افزایش ارتباط کارآمد و مهارت های حل مسئله است این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر برنامه غنی سازی روابط بر ادراک رفتارهای ازخودگذشتگی و تاب آوری ابهام در دانشجویان متأهل انجام گرفت. روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری دربرگیرنده دانشجویان زن دانشگاه لرستان در سال تحص یلی 97- 1396 بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) به صورت تصادفی انتخاب گردید. گروه آزمایش برای زمانی برابر دو ماه تحت آموزش هشت جلسه ای برنامه غنی سازی روابط نهاده شد ولی گروه گواه در فهرست انتظار و عدم دریافت آموزش قرار داشت. پس از آموزش هر دو گروه، پس آزمون و دوباره یک ماه بعد پیگیری صورت گرفت. ابزار گردآوری داده ها، سنجه های ادراک رفتارهای ازخودگذشتگی هارپر و فیگرس (2008) و تاب آوری ابهام مک لین (1993) بود. یافته های برآمده از تحلیل کوواریانس نشان داد در مرحله پس آزمون، آموزش غنی سازی روابط برافزایش ادراک رفتارهای ازخودگذشتگی (001/0> P و 29/42F= ) و تاب آوری (001/0> P و 11/22F= ) تأث یر معنی داری داشته است (001/0>P) و این افزایش در مرحله پیگیری برای ادراک رفتارهای ازخودگذشتگی (001/0> P و 87/19F= ) و تاب آوری ابهام (001/0> P و 25/21F= ) نیز پایدار مانده است. برآیندهای این پژوهش می تواند داده های سودمندی را برای پژوهشگران، مشاورین و روان درمانگران درباره تأثیر غنی سازی روابط بر بهبود رفتارهای ازخودگذشتگی و تاب آوری ابهام فراهم نماید.
رابطه سیستم های مغزی-رفتاری و عواطف با اضطراب اجتماعی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش جهت بررسی روابط همبستگی بین میزان حساسیت سه سیستم مغزی رفتاری با شدت اضطراب اجتماعی انجام شده است. همچنین بررسی رابطه میزان عاطفه مثبت و منفی به عنوان واسطه، و اینکه در پیش بینی شدت اضطراب اجتماعی چقدر نقش دارند. روش: طرح این پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی است و از مسیریابی نیز برای بررسی روابط همبستگی بین متغیرها استفاده گردید. تعداد 409 نفر دانشجو، از دانشکده های دانشگاه فردوسی مشهد با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و سه پرسشنامه اضطراب اجتماعی (کانُور و همکاران، 2000)، مقیاس عاطفه مثبت و منفی پاناس (واتسون و همکاران، 1988) و مقیاس سیستم های مغزی رفتاری (کاروِر و وایت، 1994) را به صورت خودگزارشی پاسخ دادند. داده ها با استفاده از مدل ساختاری و با نرم افزار لیزرل مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که سیستم بازداری رفتاری به صورت مستقیم با اضطراب اجتماعی رابطه معنادار دارد، همچنین به صورت غیرمستقیم از طریق عاطفه منفی با اضطراب اجتماعی رابطه دارد. این سیستم با عاطفه مثبت، رابطه منفی و معنی دار دارد. سیستم روی آوری رفتاری نیز به طور غیرمستقیم و از طریق عاطفه مثبت می تواند بر اضطراب اجتماعی اثرگذار باشد. همچنین سیستم جنگ/گریز/بهت از طریق عاطفه منفی با اضطراب اجتماعی رابطه دارد. عاطفه مثبت و عاطفه منفی نیز هر دو با اضطراب اجتماعی رابطه معنی دار دارند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، سیستم های مغزی رفتاری با اضطراب اجتماعی رابطه دارند. از طرف دیگر تغییرات سطح عاطفه مثبت و منفی، می توانند در پیش بینی اضطراب اجتماعی موثر باشند.
بررسی شاخص های روانسنجی پرسشنامه رفتارهای خوردن کودکان CEBQ
حوزههای تخصصی:
پیش زمینه و هدف: پرسشنامه "اختلال خوردن کودکان" یکی از ابزارهای جامع در اندازه گیری رفتار خوردن کودکان است که بر اساس گزارش والدین تکمیل می گردد. هدف پژوهش حاضر تعیین روایی و پایایی پرسشنامه رفتارهای خوردن کودکان در شهر اهواز بود.
مواد و روش کار: در این پژوهش با استفاده از روش خوشه ای چند مرحله ای، 312 نفر از دانش آموزان 7 تا 12ساله 4 مدرسه شهر اهواز، به عنوان نمونه انتخاب شدند و والدین آن ها به پرسشنامه رفتارهای خوردن کودکان پاسخ دادند.
یافته ها: محاسبه همسانی درونی پرسشنامه رفتارهای خوردن کودکان، با استفاده از شاخص آلفای کرونباخ نشان دادکه کل مقیاس دارای همسانی درونی برابر با 83 درصد می باشد. نتایج همبستگی پیرسون در بازآزمایی، پایایی برابر با 86 درصد را برای کل مقیاس نشان داد. روایی صوری و روایی سازه با استفاده از نظر متخصصان مورد تأیید قرارگرفت. برون داد ساختار عاملی، یک معادله 7 عاملی را نشان داد که این هفت عامل مجموعاً 62/8 درصد از کل واریانس را تبیین می کنند.
بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از روایی و پایایی پرسشنامه رفتار خوردن می توان گفت آزمون رفتارهای خوردن، می تواند به عنوان ابزار معتبر، برای شناسایی سبک های خوردن که ممکن است در رشد و پایداری چاقی و اضافه وزن در کودکان اهمیت داشته باشد و یا سایرپژوهش های مرتبط قابل کاربرد باشد.
بررسی رابطه بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی دردانش آموزان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی در دانش آموزان اول متوسطه (دختر) شهرستان کاشان است. روش بررسی: این پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی است و ازنظر روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل ۲۰۵ نفر از دانش آموزان اول متوسطه (دختر) شهرستان کاشان می باشد که در سال تحصیلی ۹۵-۹۴ مشغول به تحصیل بودند و بر اساس جدول مورگان ۱۰۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت انتخاب نمونه های موردنظر از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده شده است. ابزارهای پژوهش حاضر شامل پرسشنامه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی پینتریچ است. یافته ها: برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و مؤلفه های راهبردهای یادگیری خودتنظیمی (راهبردهای شناختی و فراشناختی) در سطح آلفای ۰/۰۱ رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. ( ۰/۰۱ >p) . بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با مؤلفه مدیریت منابع و مؤلفه اضطراب امتحان رابطه مثبت و غیر معنی دار وجود دارد. (۰/۰۵ ). همچنین نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و باورهای انگیزشی و مؤلفه های باورهای انگیزشی (خودکارآمدی، جهت گیری هدف و ارزش گذاری درونی) در سطح آلفای ۰/۰۱ رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. ( ۰/۰۱ > p ). نتیجه گیری: حال که شبکه های اجتماعی مجازی پیرامون ما را احاطه کرده است، پژوهش پیش رو پیشنهاد می کند در آغاز زیرساخت ها برای نشر این ابزارها آماده شوند و با برگزاری دوره های کوتاه آموزشی، آموزگاران و استادان در به کارگیری رایانه و چگونگی تلفیق برنامه درسی با شبکه اجتماعی آموزش یابند.
مقایسه نشانگان بالینی و ویژگی های شخصیتی رانندگان پرخطر و عادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی تفاوت بین سلامت روان و ویژگی های شخصیتی رانندگان پرخطر و عادی انجام گردید. مواد و روش ها: این مطالعه به روش علی- مقایسه ای صورت گرفت. نمونه ها از میان رانندگان عادی و پرخطر بخش ترخیص خودرو پلیس راهور ناجا غرب شهر تهران انتخاب شدند. نمونه آماری تحقیق متشکل از 70 نفر بود که 35 نفر از رانندگان پرخطر به روش نمونه گیری تصادفی ساده و 35 نفر از رانندگان عادی به شیوه در دسترس در پژوهش شرکت نمودند. داده ها با استفاده از پرسش نامه جمعیت شناختی، مقیاس نشانگان اختلال روانی (Symptom Checklist-90-Revised یا SCL-90-R) و پرسش نامه پنج عامل شخصیتی NEO (NEO-Five Factor Inventory یا NEO-FFI) جمع آوری گردید و سپس در سطح توصیفی با استفاده از میانگین و انحراف معیار و در سطح استنباطی با استفاده از آزمون Independent t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تفاوت معنی داری بین سلامت روان رانندگان پرخطر و عادی وجود داشت (050/0 > P)؛ بدین معنی که رانندگان پرخطر سلامت روان پایین تری نسبت به رانندگان عادی داشتند. رانندگان پرخطر در تمامی نشانگان بالینی، وضعیت سلامت پایین تری را نسبت به رانندگان عادی نشان دادند. همچنین، به لحاظ شخصیتی در عوامل روان رنجورخویی و برون گرایی، اختلاف معنی داری بین رانندگان پرخطر نسبت به رانندگان عادی مشاهده شد (050/0 > P). در واقع، آنان نمره روان رنجورخویی و برون گرایی بالاتری نسبت به رانندگان عادی کسب کردند. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که رانندگان پرخطر به لحاظ شخصیتی و سلامت روان دچار مشکلاتی هستند. بنابراین، بهتر است این گونه رانندگان در کنار جریمه های مالی، در جلسات آموزشی و مشاوره ای روان شناختی نیز شرکت نمایند و پلیس راهنمایی و رانندگی از مداخلات روان شناختی برای درمان چنین افرادی استفاده کند.
رابطه معنویت گرایی و عمل به باورهای دینی با پذیرش درد در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معنویت گرایی و عمل به باورهای دینی، به عنوان دو متغیر مرتبط با بهزیستی روان شناختی و جسمی، در تبیین بسیاری از پیامدهای مثبت روان شناختی در مبتلایان به درد مزمن سهیم اند. در این پژوهش نقش احتمالی این متغیرها در پیش بینی پذیرش درد (قبول درد و تعهد به انجام فعالیت ها بدون اعتنا به حضور درد) در مبتلایان به بیماری آرتریت روماتوئید بررسی شد. این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. برای دستیابی به اهداف پژوهش، تعداد 80 بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید به روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند، انتخاب شده و به پرسش نامه سنجش نگرش معنوی، مقیاس عمل به باورهای دینی (معبد)، پرسش نامه ویرایش شده پذیرش درد مزمن پاسخ دادند. داده ها به وسیله ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه وتحلیل شد. یافته ها نشان داد که توانایی معنوی 13درصد از تغییرات تعهد به انجام فعالیت ها (یکی از مؤلفه های پذیرش تجربه درد) را پیش بینی می کند (01/0 p < ). ضمناً عمل به باورهای دینی رابطه معناداری با پذیرش تجربه درد و ارزش های زندگی نداشت. بر این اساس، هنگامی که معنویت گرایی در رفتار فرد تجلی می یابد (توانایی معنوی)، در پیش بینی پذیرش تجربه درد و ارزش های زندگی مبتلایان به درد مزمن مفید واقع می شود؛ اما اگر معنویت گرایی صرفاً در حوزه ذهنی باشد، چنین پیامد مثبتی حاصل نخواهد شد.
مقایسه اثربخشی برنامه مثبت اندیشی فردریکسون و برنامه تغییر ذهنیت دوئیک بر اضطراب امتحان دانش آموزان تیزهوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی برنامه مثبت اندیشی فردریکسون و برنامه تغییر ذهنیت دوئیک بر اضطراب امتحان دانش آموزان دختر تیزهوش پایه نهم شهر اصفهان بود. روش این تحقیق آزمایشی و طرح پژوهش از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود .جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر تیزهوش پایه نهم شهراصفهان بودکه درسال تحصیلی 1396-1395 مشغول به تحصیل بودند و تعداد آن ها 450 نفر بود. در ابتدا غربالگری انجام شد و از جامعه آماری تعداد 45 نفر از دانش آموزان مضطرب که بر اساس پرسشنامه اضطراب امتحان نمرات بالاتری کسب کردند انتخاب و سپس به روش نمونه گیری تصادفی ساده به دو گروه آزمایشی (15 نفر در گروه آموزش مثبت اندیشی فردریکسون و 15 نفر در گروه آموزش برنامه تغییر ذهنیت دوئیک) و کنترل(15 نفر)جایگزین شدند. آزمودنی های جایگزین شده در گروه آزمایش مثبت اندیشی فردریکسون 8 جلسه و آزمودنی های گروه آزمایش تغییر ذهنیت دوئیک نیز 8 جلسه آموزش دریافت کردند، اما گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تمامی شرکت کنندگان پرسشنامه اضطراب امتحان اهوازرا در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری شش ماهه تکمیل کردند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها نشان داد که آموزش مثبت اندیشی فردریکسون بر اضطراب امتحان دانش آموزان تاثیر معنی داری ندارد. ولی در میزان اضطراب امتحان، دو گروه برنامه تغییر ذهنیت دوئیک، مثبت اندیشی فردریکسون و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد. به طوری که گروه تغییر ذهنیت دوئیک از اضطراب کمتری برخوردار بودند. با استفاده از برنامه تغییر ذهنیت دوئیک می توان اضطراب امتحان را در دانش آموزان تیزهوش کاهش دادکه این امر نیز به نوبه خود می تواند موجب افزایش کارآمدی و پیشرفت مناسب این گروه از دانش آموزان شود.