فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۲۲۱ تا ۱۷٬۲۴۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه:امروزه پژوهشها نشان داده است که کژکاری های شناختی به ویژه کارکرد های اجرایی در افراد با نشانگان فرسودگی تحصیلی و علایم افسردگی وجود دارد و یکی از مهمترین درمان های موجود در این زمینه نوروفیدبک است. بنابراین هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر نوروفیدبک با امواج آلفای بالا بر کارکرد های اجرایی دانشجویان دختر دانشگاه کردستان با نشانگان فرسودگی تحصیلی و علایم افسردگی بود. روش:روش مطالعه نیمه تجربی به صورت پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی دانشجویان دختر دانشگاه کردستان در سال تحصیلی 1395-1394 و روش نمونه گیری از نوع داوطلبانه بود. بدین صورت که ابتدا آزمون غربال گری افسردگی بک و فرسودگی تحصیلی ماسلاش در بین دانشجویان دختر 25- 19 ساله توزیع شد و سپس بر اساس نمره ی پرسشنامه ها دانشجویانی که از متوسط نمرات در هر دو پرسشنامه برخوردار بودند انتخاب گردیده و از بین افرادی که شرایط ورود به پژوهش حاضر را داشتند 34 نفر برای مشارکت در پژوهش حاضر داوطلب شدند که به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش( 17 نفر) و کنترل(17 نفر) قرار گرفتند و به نسخه ی نرم افزاری آزمون های کارت های ویسکانسین و استروپ رنگ واژه و آزمون فراخنای حروف ارقام پاسخ دادند. جلسات نوروفیدبک برای گروه آزمایش در آزمایشگاه روانشناسی دانشگاه کردستان و برای هر فرد طی یک دوره ی آموزشی 10 جلسه ای( هفته ای 2 بار و به مدت 45 دقیقه) انجام شد. پروتکل نوروفیدبک با استفاده از امواج آلفای بالا در ناحیه ی پاریتال و اکسیپیتال)نقاطP3, PZ, P4, O1, 02) و نقطه ی PZ انجام گرفت که پس از گذشت 3 جلسه دو نفر از اعضای گروه آزمایش از ادامه ی همکاری انصراف دادند. پس از اتمام جلسات از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد و داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند. یافته ها:نتایج نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل از لحاظ پس آزمون حافظه ی کاری( 001/0> P) و تغییر توجه ( 001/0> P) با کنترل پیش آزمون تفاوت معناداری وجود دارد ولی روش نوروفیدبک تاثیر معناداری بر بازداری پاسخ غالب دانشجویان نداشته است( 05/0< P). نتیجه گیری:یافته های این پژوهش نشان داد که نوروفیدبک با امواج آلفای بالا بر کارکرد های اجرایی دانشجویان با نشانگان فرسودگی تحصیلی و علایم افسردگی اثرگذار است و از طریق تغییراتی که در سطوح سلولی مغز ایجاد می کند منجر به بهبود عملکرد شناختی افراد می شود.
اثربخشی آموزش خودشفقتی شناختی در ولع مصرف، شدت وابستگی و انعطاف پذیری شناختی افراد وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه:هدف مطالعه حاضر بررسی اثربخشی آموزش خودشفقتی شناختی در ولع مصرف، شدت وابستگی و انعطاف پذیری شناختی مردان وابسته به مواد بود. روش:روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش را کلیه مردان وابسته به مواد ساکن کمپ های شبانه روزی و مراکز ترک اعتیاد شهر اردبیل در نیمه اول سال 1395 تشکیل دادند که از میان آنها، تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و گروه کنترل به صورت تصادفی جایگزین شدند. به گروه آزمایش خودشفقتی شناختی به مدت 8 جلسه آموزش داده شد ولی گروه کنترل در فهرست انتظار بود و هیچ آموزشی دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از مقیاس کوتاه ولع مصرف، شاخص شدت وابستگی و پرسش نامه انعطاف پذیری شناختی استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون آماری تحلیل کواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها:نتایج نشان داد که بعد از کنترل اثرات پیش آزمون، تفاوت معناداری بین میانگین پس آزمون دو گروه در ولع مصرف، شدت وابستگی و انعطاف پذیری شناختی وجود داشت. نتیجه گیری:نتایج این مطالعه نشان داد که آموزش خودشفقتی شناختی با تقویت نگرش مثبت نسبت به خود منجر به بهبود پیامدهای درمان وابستگی به مواد می شود.
مقایسه ویژگی های ترسیمی کودکان در خانواده های تک فرزند و چند فرزند بر اساس آزمون ترسیم خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: آزمون ترسیم خانواده برای بررسی عملکرد خانواده، کیفیت دلبستگی کودک- والد، و رابطه کودک با سایر اعضای خانواده مفید است. هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه ویژگی های ترسیمی کودکان خانواده های تک فرزند و چند فرزند بر اساس آزمون ترسیم خانواده بود. روش: طرح پژوهش توصیفی، از نوع علّی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان خانواده های تک فرزند و چند فرزند (دختر و پسر) 7 تا 10 ساله مراجعه کننده به مرکز مشاوره و خدمات روان شناختی شهر ساری در بهار سال 1396 بود. نمونه شامل 14 کودک تک فرزند و 16 کودک دارای خواهر و برادر هستند که با توجه به تمایلشان برای ترسیم نقاشی خانواده از بین تمامی کودکان مراجعه کننده با روش در دسترس انتخاب شدند .ابزار پژوهش، آزمون ترسیم خانواده بود. جهت تحلیل داده ها از مجذور خی استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که بین کودکان در خانواده های تک فرزند و چند فرزند در اولین شخص ترسیم شده (05/0 ˂ p ) و افزودن فردی جدید (0/05 ˂ p ) تفاوت معنادار وجود دارد. در شاخص های ترسیمی تفاوت معناداری بین کودکان دو گروه مشاهده نگردید. نتیجه گیری: ترتیب تولد و تعداد فرزندان یکی از عوامل مؤثر در شکل گیری شخصیت، ویژگی های عاطفی و رفتاری کودکان است و آزمون ترسیم خانواده ابزار مناسبی است تا کودکان در فضایی امن، انگیزه ها، ترس ها، و تمایلاتشان را بیان کنند.
رابطه سبک های دلبستگی، مکانیزم های دفاعی و نشخوار فکری با باورهای وسواسی در زنان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی، نشخوار فکری و مکانیزم های دفاعی با باورهای وسواسی در زنان بود. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان شهر تهران بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای 300 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند و هر یک از افراد پرسشنامه های سبک دلبستگی، نشخوار فکری، مکانیزم های دفاعی و باورهای وسواسی را تکمیل نمودند. نتایج نشان داد که سبک دلبستگی ایمن همبستگی منفی معناداری با باورهای وسواسی دارد همچنین بین سبک دلبستگی ناایمن اضطرابی، نشخوار فکری ومکانیزم های دفاعی رشدنایافته و روان آزرده با باورهای وسواسی همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد و اینکه سبک دلبستگی ایمن و سبک دلبستگی ناایمن اضطرابی، نشخوار فکری و مکانیزم های دفاعی رشدنایافته و روان آزرده توان پیش بینی باورهای وسواسی را دارند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که مدل های درونکاری ایمن و ناایمن، که در چارچوب روابط دلبستگی نوزاد- مادر تشکیل می شوند از طریق استقرار مدل های درونکاری ناایمن می توانند زمینه ظهور و استمرار آسیب پذیری ها را فراهم سازد. بنابراین کاهش بکارگیری نشخوارفکری و سبک های رشدنایافته و روان آزرده می تواند گامی مهم در جهت ارتقای سلامت روانی افراد باشد.
اثربخشی آموزش آرام سازی عضلانی بر افسردگی ،اضطراب، و استرس زنان نابارور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: به دلیل تغییر سبک زندگی افراد امروزه میزان نازایی افزایش یافته است. استرس و اضطراب رابطه ی متقابلی با نازایی دارند، استرس زیاد موجب کمتر شدن شانس باروری شده و با توجه به این که ناباروری نیز بسیار استرس زا و ناراحت کننده است، از شانس موفقیت درمان می کاهد. به دلیل فشار روانی بسیاری که نازایی بر فرد به جا می گذارد، شایسته است در صدد کاهش تاثیرات آن مانند استرس، اضطراب، و افسردگی باشیم و شانس موفقیت درمان را بالا ببریم. مواد و روش ها: از میان زنان مراجعه کننده به کلینیک های زنان، زایمان و نازایی افرادی که با توجه به پاسخگویی به پرسشنامه DASS21 دارای افسردگی ، اضطراب، و استرس در حد متوسط تا شدید بودند در نمونه قرار گرفتند و از میان آن ها 30 نفر به طور تصادفی انتخاب و در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. به گروه آزمایش آموزش های لازم داده شد و فایل صوتی آرام سازی عضلانی در اختیار آن ها قرار گرفت و بصورت دو ماه روزی یک مرتبه 30-20 دقیقه ای این تکنیک را انجام دادند. در این مدت گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. پس از دریافت روش درمانی آزمودنی ها مجددا مورد سنجش قرار گرفتند. داده ها از طریق شاخص های استنباطی و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که مداخله آزمایشی بر هر سه متغیر تاثیر معناداری داشته است (001/0>P)، اما تاثیر مداخله بر اضطراب بیشتر از سایر متغیرها می باشد. نتیجه گیری: می توان روش آرام سازی عضلانی را به عنوان یک روش مؤثر برای کاهش افسردگی، اضطراب، و استرس زنان نابارور به کار گرفت.
بررسی ویژگی های روان سنجی آزمون سبک زندگی اسلامی در نوجوانان دبیرستانی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، بررسی ویژگی های روان سنجی آزمون سبک زندگی اسلامی(ILST) در نوجوانان بود. بدین منظور، نخست روایی محتوایی و صوری این آزمون بررسی و سپس اجراء شد. جامعه آماری، دانش آموزان دبیرستان های شهر قم (15-20 سال) بودند که 578 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش «آزمون سبک زندگی اسلامی» و «آزمون جهت گیری مذهبی» بود. داده ها، با روش تحلیل عاملی و تحلیل مانوا تحلیل شدند. بررسی ها، به اصلاح 12 و حذف 9 سؤال انجامید. ضریب آلفای کرونباخ برابر با 86/0 بدست آمد. تعداد عوامل در نمونه نوجوان همانند نسخه اصلی 9 عامل است، اما نامِ بعضی، متفاوت است. عوامل تحت عنوان عبادی، روشنفکری منفی، خویشتن داری، تعهد، ارتباط مثبت، خردورزی، دنیاخواهی، فعال بودن و بی تفاوتی نامگذاری شدند. عامل ها 42/39 درصد واریانس سبک زندگی در نوجوانان را تبیین کرد. در تحلیل عاملی، 8 سؤال حذف شد. روایی همزمان در دو آزمون مورد نظر، 70/0، همبستگی را نشان داد. با توجه به روایی عاملی، روایی همگرا و پایایی مناسب «آزمون سبک زندگی اسلامی- نسخه نوجوانان» (ILST-AV)، استفاده آن در پژوهش های مربوط به نوجوانان توصیه می گردد.
اثر بخشی مدیریت دفاع های تاکتیکی بر اساس روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت(ISTDP) بر تعارضات بین فردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تعیین اثر بخشی مدیریت دفاع های تاکتیکی بر اساس روان درمانی پویشی کوتاه مدت بر کاهش تعارضات بین فردی بود. روش: این پژوهش به شیوه ی نیمه آزمایشی با گروه کنترل، از نوع پیش آزمون و پس آزمون به همراه پیگیری 2 ماهه صورت گرفت. 16 نفر از جوانان 20 تا 40 ساله که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند، انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. برای ارزیابی متغیر از پرسشنامه تعارض ویکز و فیشر و اوری استفاده شد. اعتبار و روایی این پرسشنامه به ترتیب 77/0، 69/0 بود. همه شرکت کنندگان گروه آزمایش به مدت 12جلسه تحت درمان روان درمانی روان پویشی کوتاه مدت قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین نتایج پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش، در نمره تعارض بین فردی تفاوت معنا داری وجود دارد، اما در پیش آزمون و پس آزمون گروه کنترل چنین تفاوتی دیده نشد. همچنین نتایج بدست آمده از آزمون T همبسته در گروه آزمایش نشان داد که اثربخشی مداخله در طی 2 ماه ماندگار بود. نتایج این پژوهش نشان داد که مدیریت دفاع های تاکتیکی براساس روان درمانی روان پویشی کوتاه مدت در کاهش تعارضات بین فردی موثر بوده است.
مدل سازی معادله ساختاری ارتباط بین منبع کنترل و شخصیت تاریک با خشونت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۶ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۶۴
74-95
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین خشونت زناشویی، منبع کنترل و شخصیت تاریک است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و همچنین مدل یابی معادلات ساختاری می باشد که هدف از آن بررسی رابطه سازه های نهان برونزا و درونزا موجود در مدل است. جامعه آماری این پژوهش را همه مردان و زنان طلاق گرفته طی شش ماه گذشته(نیمه دوم سال 1394) و مردان و زنان متقاضی طلاق در مراکز قضائی شهر اصفهان، تشکیل می دهند. نمونه شامل 250 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری ساده انتخاب شدند و 201 نفر پرسشنامه ها را کامل پاسخ دادند. جهت جمع آوری داده ها از ابزارهای مقیاس کنترل درونی- بیرونی راتر، مقیاس شخصیت تاریک(سه تایی تاریک) DT و مقیاس تجدید نظر شده تاکتیک های تعارضی (CTS-2) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و مدل معادلات ساختاری و همچنین از دو نرم افزار Spss و Amos استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که منبع کنترل و شخصیت تاریک پیش بینی کننده قوی و معناداری برای خشونت زناشویی است .
ارائه مدل علّی قصد استفاده از آموزش برخط در بین اعضای هیئت علمی (مطالعه موردی: دانشگاه پیام نور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر قصد به کارگیری آموزش برخط به وسیله اعضای علمی دانشگاه پیام نور است. بدین منظور تعداد 630 نفر از اعضای علمی دانشگاه پیام نور به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. از هشت ابزار اندازه گیری که عبارت اند از: فلسفه تدریس، زمان مورد نیاز، تجارب رایانه، حمایت محیطی، خودکارآمدی رایانه، مزیت نسبی، نوآوری کلاسی و قصد استفاده از آموزش برخط مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج به دست آمده بیانگر این است که مدل اولیه تحقیق که با استفاده از پیشینه تحقیقاتی موجود تدوین گردیده بود، با داده های به دست آمده برازش مناسب و قابل قبولی دارد (99/0GFI=، 97/0AGFI=، 99/0CFI=، 95/0NFI= و 021/0RMSEA=). سایر نتایج حاکی از آن است که در بررسی اثرهای مستقیم متغیرها بر تمایل استفاده از فناوری و آموزش برخط، فلسفه تدریس در مقایسه با سایر متغیر های مورد مطالعه همانند زمان و نیز تجارب رایانه از قدرت پیش بینی کننده قوی تری برخوردار است. فلسفه تدریس عضو علمی با نقش واسطه ای تمامی متغیر های واسطه ای مذکور، به صورت معناداری تمایل استفاده از آموزش برخط را به وسیله اعضای هیئت علمی پیش بینی کند. خودکارآمدی رایانه ای اعضای علمی در بین تمامی متغیر های واسطه ای که به طور مستقیم بر قصد استفاده از آموزش برخط تأثیر دارند و در مقایسه با دیگر متغیرها، پیش بینی کننده قوی تر تمایل استفاده از آموزش برخط به وسیله اعضای هیئت علمی است. بعد از آن به ترتیب مزیت نسبی استفاده از آموزش برخط و نوآوری کلاسی در استفاده از آموزش برخط بیشترین تأثیر مستقیم را روی تمایل استفاده آموزش برخط به وسیله اعضای هیئت علمی دارد.
یادگیری الکترونیکی و روان شناسی شناختی... فرصت ها و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر با رویکرد کیفی از طریق روش تحلیل استادی، اصول، روش ها، فرصت ها و چالش های یادگیری الکترونیکی با توجه به روان شناسی شناختی مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از انجام تحقیق ارائه اصول و روش های کاربردی یادگیری الکترونیکی با توجه به روان شناسی شناختی بوده است. جامعه آماری، منابع مرتبط با یادگیری الکترونیکی و روان شناسی شناختی است که در نشریات و پژوهش های مرتبط با موضوع تحقیق موجود می باشد و نمونه گیری به شیوه هدفمند انجام شده و بر این اساس از منابع فوق الذکر استفاده گردیده است. ابزار پژوهش نیز فیش برداری بوده و یافته های حاصل از پژوهش مورد تحلیل کیفی قرار گرفته است که عمده ترین یافته های تحقیق نشان می دهد، یکی از مهم ترین بخش های مرتبط به یادگیری الکترونیکی محتوای آموزشی است و تحقق یا عدم تحقق اهداف آموزشی را از طریق تحلیل محتوا می توان بررسی کرد، یادگیرنده الکترونیکی تمایل دارد، محتوای مورد نظر را متناسب با شیوه دلخواه خود دریافت کند. فعالیت های یادگیری، تمرین ها و مطالعات موردی گوناگون را متناسب با سبک های یادگیری و ویژگی های فردی خود انجام دهد و منابع یادگیری را هماهنگ با سطح شناختی و نیازهای یادگیری خود جستجو و بررسی کند و بر این اساس لازم است ساختارهای مناسب فراهم شود با توجه به اینکه بر اساس روان شناسی شناختی انسان ظرفیت محدود برای پردازش اطلاعات دارد و از دو کانال این پردازش را انجام می دهد و همچنین یادگیری به وسیله پردازش فعال در سیستم حافظه رخ می دهد لازم است از پتانسیل های محیط های الکترونیکی از طریق طراحی محتوای الکترونیکی تعاملی و مبتنی بر چند رسانه ای ها در جهت تقویت یادگیری استفاده شود و از راهبردهایی که به یادگیرندگان در جهت توجه به اطلاعات و بازیابی اطلاعات از حافظه بلند مدت کمک می کند، استفاده کرد که به این منظور استفاده از پیش سازماندهنده ها، الگوهای مفهومی و سؤالات پیش آزمون در جهت تقویت یادگیری توصیه می شود. در ضمن تنوع در نظام ارزشیابی و تأکید بر ارزشیابی تکوینی و مشاهدات تدریجی رفتار جهت ارائه بازخورد و تأکید بر استفاده از فعالیت های یادگیری متنوع با توجه به سبک یادگیری فراگیر و توجه به ارائه اطلاعات با شیوه های گوناگون (دیداری، شنیداری و...) با توجه به تفاوت های فردی یادگیرندگان مورد توجه قرار گرفت.
بررسی اثربخشی آموزش خودکارآمدی برانگیزش پیشرفت دانشجویان علوم پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف:پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی آموزش خودکارآمدی بر انگیزه پیشرفت دانشجویان علوم پزشکی انجام گرفت.
مقایسه تأثیر آموزش نوروفیدبک و دارودرمانی بر کاهش ولع مصرف مواد غذایی و سلامت عمومی در زنان دارای اضافه وزن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: چاقی و اضافه وزن یکی از عمده ترین معضلات قرن حاضر در حوزه سلامت عمومی به حساب می آید که طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی نرخ میزان چاقی از سال ۱۹۸۰ میلادی در سرتاسر جهان دو برابر شده است. پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش نوروفیدبک و دارودرمانی بر ولع خوردن مواد غذایی و سلامت عمومی زنان دارای اضافه وزن بود. روش: بدین منظور 45 نفر از زنان دارای اضافه وزن به شیوه تصادفی در یکی از گروه های نوروفیدبک، دارودرمانی و کنترل تقسیم شدند. هر سه گروه پرسشنامه ولع مصرف مواد غذایی و سلامت عمومی را قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس یک متغیری و چند متغیری استفاده شد. یافته ها: نتایج تفاوت معناداری بین گروه های نوروفیدبک و دارودرمانی در ولع مصرف مواد غذایی و سلامت عمومی افراد شرکت کننده نشان نداد؛ یعنی دارودرمانی و نوروفیدبک به یک اندازه بر ولع مصرف مواد غذایی و سلامت عمومی مؤثر است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش نوروفیدبک به اندازه دارودرمانی می تواند به عنوان یکی از مداخلات درمانی اثربخش جدید در حوزه اضافه وزن و چاقی مطرح شود. با توجه به اینکه نوروفیدبک روشی است که حداقل عوارض و برگشت پذیری را دارد، به عنوان درمان مکمل چاقی و اضافه وزن مناسب است .
مقایسه ی مؤلفه های بهزیستی معنوی با شادکامی و سلامت عمومی در دانشجویان دانشگاه شهید باهنر و حوزه های علمیه ی شهر کرمان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۳ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳
55-67
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: معنویت یکی از مهم ترین عامل های افزایش شادکامی و سلامت عمومی گزارش شده است. با توجه به اینکه محیط، یکی از عامل های ایجاد بهزیستی معنوی است؛ این پژوهش با هدف بررسی مقایسه یی رابطه ی بهزیستی معنوی با شادکامی و سلامت عمومی در دانشجویان دانشگاه شهید باهنر و حوزه های علمیه ی شهر کرمان انجام شده است. روش کار: این پژوهش از نوع علّی - مقایسه یی و جامعه ی آماری آن شامل همه ی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر و حوزه های علمیه ی شهر کرمان است. بدین صورت که 376 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید باهنر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه یی چندمرحله یی و 274 نفر از دانشجویان حوزه های علمیه، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسش نامه های بهزیستی معنوی (SWB)، شادکامی آکسفورد (AHQ) و سلامت عمومی (GHQ-28) است. داده ها با استفاده از روش های رگرسیون چندگانه، آزمون های تی مستقل و یومن ویتنی تجزیه و تحلیل شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است. علاوه براین، نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داده که بین بهزیستی معنوی، بهزیستی وجودی و بهزیستی مذهبی با شادکامی، رابطه ی مثبت وجود دارد (001/0>P)، درحالی که هر سه با سلامت عمومی رابطه ی منفی دارند (001/0>P)؛ همچنین بهزیستی معنوی و شادکامی تفاوت معناداری در دانشجویان دانشگاه شهید باهنر و حوزه دارند (01/0>P)، اما تفاوت دو گروه در سلامت عمومی معنادار نیست (05/0<P). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش، سطح بالاتر بهزیستی معنوی و شادکامی در حوزه های علمیه، نشان دهنده ی اثر معنویت موجود در این مدارس، در متغیّرهای مورد بررسی است و لزوم توجه به جنبه های معنوی و تلاش برای رشد و توسعه ی آن را گوشزد می سازد.
کاربرد برنامه های نوین فرزندپروری در فرایند ارتباط در خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :با پیچیده شدن شرایط زندگی در دنیای کنونی، مهارت حل مسئله به یکی از اساسی ترین مؤلفه های زندگی سالم تبدیل شده است. هدف از پژوهش حاضر ارزشیابی آموزش برنامه های نوین فرزندپروری بوده است که طی آن مهارت های حل مسئله به مادران آموزش داده می شود.
اثربخشی آموزش توجه بر مهار توجه، توجه متمرکز، و توجه پراکنده دانش آموزان دختر دارای اضطراب امتحان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اضطراب امتحان حالتی از اضطراب عمومی بوده و شامل پاسخ های شناختی، جسمان ی و رفتاری مرتبط با ترس از شکست است که به هنگام وقوع عملکرد تحصیلی دانش آموزان را تحت تأثیر قرار می دهد؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش توجه بر مهار توجه، توجه متمرکز و توجه پراکنده دانش آموزان دختر دارای اضطراب امتحان بود.
رابطه دلبستگی بزرگسالی و دلبستگی به خدا با سلامت روانشناختی با میانجیگری تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۱ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴ (پیاپی ۸۴)
369-383
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف تعیین رابطه بین دلبستگی بزرگسالی و دلبستگی به خدا با سلامت روانشناختی با میانجیگری تاب آوری در جمعیت دانشجویی انجام گردید. این مطالعه روی260 نفر از دانشجویان دانشگاه اصفهان انجام شد. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه دلبستگی بزرگسالی هازن وشاور (1987)، مقیاس دلبستگی به خدا روآت و کرک پاتریک (2002)، پرسشنامه تاب آوری کانر ودیویسون (2003) و پرسشنامه سلامت عمومی GHQ بود. تحلیل داده ها نشان داد، سبک های دلبستگی بزرگسالی (ناایمن اجتنابی و ناایمن دو سوگرا) و سبک های دلبستگی به خدا(ایمن ،ناایمن دوسوگرا و اجتنابی )سهم معنی داری در پیش بینی سلامت روانشناختی دارند. همچنین سبک های دلبستگی ایمن بزرگسالی و ایمن به خدا پیش بینی کننده معنی دار مثبت تاب آوری هستند و سبک های دلبستگی ناایمن بزرگسالی (اجتنابی و دو سوگرا) و دلبستگی ناایمن دو سو گرا به خدا پیش بینی کننده معنیدار منفی تاب آوری می باشد و می توانند از طریق تاب آوری اثر مستقیم و غیرمستقیم روی سلامت روانشناختی داشته باشند. البته دراین بین دلبستگی ایمن به خدا بیشترین واریانس تابآوری را بهصورت مثبت تبیین میکند که نشان میدهد افرادی که دلبستگی ایمن تری به خدا دارند در برخورد با مشکلات روانشناختی، تاب آوری بیشتر داشته و از توان بازسازی بهتری برخوردارند.
اثربخشی آموزش شناختی بر عملکرد اجرایی و توجه تقسیم شده کودکان مضطرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تعیین تأثیر آموزش شناختی بر عملکرد اجرایی و توجه تقسیم شده ی کودکان مضطرب است. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی است که با استفاده از نمونه گیری تصادفی هدفمند و با توجه به معیارهای پژوهش، 38 کودک پسر هشت تا نه ساله دارای اضطراب انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه آزمایشی و گروه کنترل قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل مصاحبه بالینی، آزمون هوش ریون برای همسان سازی آزمودنی ها، اضطراب آشکار کودکان، آزمون عملکرد اجرایی برج لندن، آزمون دقت متمرکز و تقسیم شده بود. در شروع برای همه ی آزمودنی ها پیش آزمون عملکرد اجرایی و دقت متمرکز و تقسیم شده اجرا شد. سپس آزمودنی های گروه آزمایشی به مدت پنج هفته و در قالب ده جلسه ی 45 دقیقه ای آموزش دریافت کردند و در پایان برای آزمودنی های هر دو گروه پس آزمون اجرا گردید. تحلیل نتایج حاکی از تأثیر معنی دار آموزش شناختی بر زمان کل، زمان برنامه ریزی، زمان آزمایش و خطای ارائه پاسخ در عملکرد اجرایی بود، همچنین نتایج تأثیر معناداری را بر خطای ارائه پاسخ، پاسخ حذف، پاسخ درست و زمان پاسخ دهی توجه تقسیم شده بود. با توجه به نتایج به دست آمده، روش آموزش شناختی تأثیر معناداری بر بهبود عملکرد اجرایی و توجه تقسیم شده ی دانش آموزان مضطرب داشته است و نقش مداخلات مبتنی بر بازی های توجهی بر فرایندهای شناختی بیش از پیش روشن می شود.
تبیین سازه انگیزش بر اساس منابع اسلامی
حوزههای تخصصی:
سازه انگیزش اهمیت محوری در ساختار وجودی آدمی دارد. ادیان الاهی، و نیز علوم بشری توجه ویژه ای به این سازه دارند. با این حال، تاکنون پژوهش منسجمی در باب تبیین سازه انگیزش از دیدگاه اسلام انجام نشده است. هدف پژوهش حاضر، تبیین سازه انگیزش بر اساس منابع اسلامی، و روش آن توصیفی - تحلیلِ مفهومی است. در بخش توصیفی، مفاهیم مربوط به سازه انگیزش در کتاب های معتبر لغوی و منابع اسلامی (قرآن کریم و احادیث اسلامی) بازشناسی و توصیف شد، و در بخش تحلیل مفهومی، داده های گردآوری شده تبیین و تحلیل گردید. بر اساس یافته های پژوهش حاضر، «نیّت» هسته مفهومی انگیزش در منابع دینی را تشکیل می دهد و از سه مؤلفه اصلی نیرومندی، جهت مندی، و تداوم تشکیل شده است. به دلیل نگاه ارزشی دین به سازه انگیزش، نیت به دو نوع خوب و بد تقسیم می شود. نیت خوب دارای سه مؤلفه صدق (نیرومندی)، اخلاص (جهت مندی)، و شاکله نیک (تداوم) است. نیت بد نیز سه مؤلفه دارد: کذب (نیرومندی)، شرک (جهت مندی)، و شاکله بد (تداوم).
شناسایی عوامل موثر برتعهد زناشویی از نظر زوجین ایرانی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۶ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۶۳
4-28
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر تعهد زناشویی از نظر زوجین ایرانی بود. روش: این پژوهش به شیوه کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام پذیرفت. براساس روش نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری، تعداد 10 زوج در این مطالعه شرکت کردند. برای گردآوری اطلاعات از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته عمیق استفاده شد. یافته ها: بعد از تحلیل محتوای داده ها، سه مقوله اصلی شایستگی زوجی، شایستگی فردی و عوامل زمینه ای شناسایی شدند. شایستگی زوجی دارای 12 مقوله فرعی بود که عبارتند از: دلگرمی و اطمینان بخشی، اصالت، مدیریت تعارض ها، نگرش شوخ طبعانه، هماهنگی و مشورت، شفافیت نقش ها، شبکه اجتماعی، پشتیبانی و همراهی، صداقت، متصور شدن آینده ای برای رابطه، تلاش برای برقراری ارتباط و ارائه یادآوری های ملموس؛ و شایستگی فردی دارای 4 مقوله فرعی: الگوگیری از خانواده اصلی، تجارب خانواده اصلی، اعتقادات و ارزشهای مذهبی و معنوی، نگرش مثبت به ازدواج؛ و عوامل زمینه ای شامل یک مقوله فرعی با عنوان ویژگی های جمعیت شناختی بود. نتیجه گیری: افزایش تعهد زناشویی و پایداری ازدواج، مستلزم بدست آوردن و داشتن مهارت ها در هر سه حوزه است، و با توجه به نقش هر حوزه می توان با ساخت بسته آموزشی مبتنی بر این عوامل باعث بهبود تعهد زناشویی گردید
اثربخشی آموزش مهارتهای جنسی مبتنی بر رویکرد شناختی _ رفتاری بر سازگاری زناشویی زنان نابارور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۶ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۶۴
55-73
حوزههای تخصصی:
ناباروری به عنوان عامل ایجاد کننده ی نوعی استرس توصیف شده است که منجر به انواع مختلفی از مشکلات روان شناختی ، از جمله اختلال عملکرد جنسی می شود و ممکن است ناسازگاری زناشویی را در پی داشته باشد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های جنسی (مبتنی بر رویکرد شناختی- رفتاری) بر سازگاری زناشویی زنان نابارور در سال 1394 شهر کرمانشاه انجام شد. جامعه ی آماری شامل زنان نابارور 22 تا 36 ساله ی مراجعه کننده به مرکز ناباروری معتضدی کرمانشاه بود که دارای اختلال در عملکرد جنسی و مشکلات زناشویی بودند. 33 نفر دارای شرایط شرکت در مطالعه بودند که از بین آنها 20 نفر داوطلب انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. افرادی که در گروه آزمایش قرار داشتند به مدت 10 جلسه ی هفتگی در دوره ی آموزش مهارت های جنسی به صورت گروهی شرکت داده شدند. گروه کنترل در این مدت هیچ مداخله ای دریافت نکردند. به منظور ثبت تغییرات نمرات پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپانیر (1976) قبل و بعد از مداخله، توسط شرکت کنندگان تکمیل شد. این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و روش آماری تحلیل کو واریانس چند متغیره بود. نتایج نشان داد که مداخله ی آموزش مهارت های جنسی اثر معناداری بر نمره سازگاری زناشویی داشته، بدین ترتیب که نمره سازگاری زناشویی زنان نابارور به طور معناداری افزایش یافته است (001/0>P). بنابراین به روان شناسان، روان درمانگران و متخصصان زنان و زایمان توصیه می شود که از روش آموزش مهارت های جنسی مبتنی بر رویکرد شناختی-رفتاری برای افزایش سازگاری زناشویی زنان نابارور استفاده کنند.