فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۱۴۱ تا ۱۷٬۱۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی رابطه کیفیت روابط و حمایت اجتماعی با سلامت روانی در دانشجویان انجام گرفت. این پژوهش از نوع پژوهش های همبستگی و رگرسیون بود. جامعه پژوهشی عبارت بود از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی مرودشت که از بین آن ها به صورت نمونه گیری در دسترس 150 نفر انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش مورداستفاده در این تحقیق عبارت بودند از پرسشنامه حمایت اجتماعی شربورن، کیفیت روابط پیرس و همکاران و سلامت عمومی گلدبرگ. بعد از آماده سازی، پرسشنامه ها در اختیار دانشجویان موردنظر قرار گرفت و از آن ها خواسته شد به سؤالات پرسشنامه پاسخ دهند. در این پژوهش 65 نفر دانشجوی مذکر و 85 دانشجوی مؤنث به پرسشنامه ها پاسخ دادند. بعد از اتمام پاسخگویی به سؤالات، پرسشنامه ها جمع آوری و جهت انجام تحلیل وارد نرم افزار spss شدند. یافته ها نشان داد بین حمایت اجتماعی و سلامت روانی دانشجویان و کیفیت روابط و سلامت روانی دانشجویان رابطه همبستگی مثبت و معنادار است و این دو متغیر به میزان 40 درصد از واریانس نمره سلامت روانی در دانشجویان را به صورت معناداری پیش بینی می کند. در پایان، می توان چنین نتیجه گیری کرد که شبکه اجتماعات انسانی و روابط باکیفیت دوستی فرد با خانواده و دوستان می تواند به وجود آورنده شرایط روانی و روحی مناسبی در فرد باشد که این شرایط سلامت روانی افراد را تضمین می کنند.
مقایسه توجه انتخابی در افراد با نشانه های اختلال شخصیت ضداجتماعی و اختلال شخصیت وسواسی -جبری و افراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه:علوم شناختی با استفاده از تکالیف مختلف ماهیت و فرآیندهای توجه را مورد بررسی قرار می دهد. هدف این پژوهش مقایسه توجه انتخابی در افراد با نشانه های اختلال شخصیت ضداجتماعی و اختلال شخصیت وسواسی –جبری و بهنجار بود. روش:در این پژوهش 400 دانشجوی دختر به صورت تصادفی انتخاب شدند و نسخه کامپیوتری پرسشنامه میلون را کامل کردند. سپس بر اساس ملاک های ورود، سه گروه اختلال شخصیت ضداجتماعی، اختلال شخصیت وسواسی –جبری و بهنجار انتخاب شدند. در ادامه، آزمون توجه انتخابی d2 برای شرکت کنند گان اجرا شد. داده ها با استفاده ار تحلیل واریانس چند متغیره تحلیل شد. یافته ها:نتایج نشان داد در مؤلفه کارایی تمرکز بین دو گروه شخصیت وسواسی – جبری و گروه بهنجار تفاوت معناداری وجود دارد بطوری که گروه شخصیت وسواسی – جبری عملکرد ضعیف تری داشت. در رابطه با خطای حذف تفاوت گروه شخصیت وسواسی – جبری و گروه شخصیت ضداجتماعی معنادار بود و افراد وسواسی –جبری بیشتر مرتکب خطای حذف شده بودند. همچنین تفاوت دو گروه وسواسی و بهنجار در خطای حذف معنادار بود و افراد وسواسی - جبری خطای حذف بیشتری داشتند. نتیجه گیری:براساس یافته ها پژوهش به نظر می رسد نقص در توجه انتخابی با بروز نشانه های اختلال شخصیت مرتبط باشد. پیشنهاد می شود در تحقیقات آینده مبنای عصب شناختی فرایند توجه و پردازش محرک های اجتماعی در اختلال شخصیت ضداجتماعی و اختلال شخصیت وسواسی –جبری مورد بررسی قرار گیرد.
تأثیر آموزش سبک های والدگری مبتنی بر پذیرش و تعهد به مادران بر اضطراب جدایی و نافرمانی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :کارکرد خانواده هایی که دارای فرزند مبتلابه اختلال نافرمانی و اضطراب جدایی هستند ممکن است در معرض خطر قرار بگیرد ازاین رو هدف پژوهش حاضر، تعیین تأثیر آموزش سبک های والدگری مبتنی بر پذیرش و تعهد به مادران بر کاهش اضطراب جدایی و نافرمانی کودکان پیش دبستانی شهر اصفهان بود. روش :طرح این پژوهش، شبه تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران کودکان پیش دبستانی شهر اصقهان در سال 95-1394 بود که 40 نفر از آنها به طور در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه کنترل و آزمایش (هر گروه 20 نفر) جایدهی شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه علائم مرضی کودک (اسپرافکین و گادو، 1994) بود. برای گروه آزمایشی، آموزش سبک های والدگری مبتنی بر پذیرش و تعهد در 9 جلسه 90 دقیقه ای برگزار شد درحالی که گروه گواه هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکردند. داده های به دست آمده با استفاده روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها :نتایج نشان داد آموزش سبک های والدگری مبتنی بر پذیرش و تعهد به مادران بر کاهش اضطراب جدایی و نافرمانی مؤثر بوده است (0/01 p < ). نتیجه گیری :بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان گفت ازآنجاکه بخش عمده ای از نافرمانی مقابله ای و اضطراب کودکان می تواند مرتبط با سبک والدگری مادران باشد، بنابر این با آموزش سبک های والدگری، مادران موفق شده اند روش تربیتی خود را ارتقا بخشند.
تأثیر درمان مبتنی بر تحریکات بینایی بر کاهش علائم اختلال یادگیری املانویسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نارسایی در تمییز ادراک شنیداری یکی از عوامل اختلال املانویسی محسوب می شود. بر طبق فرضیه کیفیت مغزی نورون های آینه ای در انتقال معنای حرکت از سیستم بینایی به شنیداری نقش دارند. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی تحریک بینایی بر ادراک شنیداری و عملکرد املانویسی در دانش آموزان مبتلابه اختلال یادگیری انجام شد. روش: طرح پژوهش تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری تمام دانش آموزان دختر و پسر مبتلابه اختلال املانویسی شهرستان تبریز در سال تحصیلی 1394-1395 با دامنه سنی 7 تا 9 سال بود که 30 نفر از این دانش آموزان (14 دختر و 16 پسر) به شکل در دسترس انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه 15 نفرِ (هر گروه 7 دختر و 8 پسر) جایدهی شدند. ابتدا آزمون های تمییز ادراک شنیداری (وپمن، 1958) و پیشرفت مهارت نوشتن (راغب، 1384) بر روی هر دو گروه اجرا شد. سپس گروه آزمایش، تحریک بینایی را در 12 جلسه 30 دقیقه ای و به مدت چهار هفته دریافت کردند. در پایان هر دو گروه مجدداً مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد اجرای تحریکات بینایی موجب کاهش خطای تمییز ادراک شنیداری و بهبود عملکرد املانویسی در دانش آموزان با اختلال املانویسی می شود ( 0/0001 > p). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر، تحریک بینایی با تقویت فرایندهای ذهنی زیربنایی کودک باعث کاهش مشکلات املانویسی دانش آموزان می شود بنابراین می توان از این روش درمانی جدید برای بهبود اختلال املانویسی در دانش آموزان استفاده کرد.
بررسی رابطه معلّم و شاگرد با تکیه بر رابطه من – تو و تجارب عینی آن دراندیشه گابریل مارسل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، بررسی رابطه معلّم و شاگرد با تکیه بر رابطه من – تو و تجارب عینی آن در اندیشه گابریل مارسل است. برای نیل به این هدف، از روش استنتاج عملی استفاده شده است. یافته های این مطالعه، حاکی از آن است که برای حلّ مسأله بیقراری انسان معاصر، مارسل بازگشت به راز هستی را مطرح می سازد. از دید مارسل، این امر متحقَّق نخواهد شد جز در سایه رابطه من – تو و تجارب عینی آن نظیر عشق، آمادگی، وفا، ایمان و امید. با تکیه براین ارتباط، سه نوع دلالت تربیتی در مورد رابطه معلّم و شاگرد استنتاج شده است: برقراری ارتباط اصیل و انسانی، فراهم کردن زمینه برای تجربه هستی وگفتگو به عنوان مناسب ترین روش تدریس در رابطه من- تو. هدف این مقاله
ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس ارزیابی توانمندی های دانش آموز دورکس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین ویژگی های روان سنجی مقیاس ارزیابی توانمندی های دانش آموز دورکس (DESSA؛ لی بوف، شاپیرو و ناگلیری، 2009) در جامعه کودکان ایرانی بود. جامعه پژوهش شامل همه کودکان 5 تا 14 سال شهر اصفهان در سال 96-95 بود، که از این جامعه 744 نفر (384 دختر و 360 پسر) با روش نمونه برداری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. اعتبار مقیاس از طریق روش همسانی درونی و همبستگی مجموع ماده، ساختار عامل مقیاس از طریق هردو روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و روایی آن از طریق روایی واگرا و همبستگی بین زیرمقیاس ها ارزیابی شد. ضرایب آلفای کرونباخ برای همه زیرمقیاس ها و کل مقیاس در هردو جنس و کل شرکت کنندگان مطلوب و دامنه اکثر همبستگی های مجموعه ماده بیشتر از 40/0 بود. بررسی ساختار عاملی این مقیاس با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی مدل 8 عاملی مقیاس ارزیابی توانمندی های دانش آموز دورکس را تأیید کرد. شاخص های تحلیل عاملی تأییدی نیز حاکی از برازش مطلوب ماده ها بود. در نهایت، همبستگی های منفی و معنادار بین زیرمقیاس های مقیاس ارزیابی توانمندی های دانش آموز و پرسشنامه ارزیابی رفتاری راتر و همبستگی های مثبت و معنادار بین زیرمقیاس های مقیاس ارزیابی توانمندی های دانش آموز، روایی خوب این مقیاس را نشان داد.
پیش بینی کارکرد خانواده و کیفیت زندگی بر پایه شیوِه های دل بستگی زوجین
حوزههای تخصصی:
شیوه های دل بستگی زمینه ساز خانواده ای سالم هستند ازاین رو هدف از پژوهش حاضر، پیش بینی کارکرد خانواده و کیفیت زندگی با توجه به شیوه های دل بستگی زوجین شهر شیراز بود. روش پژوهش همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش همه زوجین متأهل شهر شیراز در سال (1396-97) بودند که با به کارگیری روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. پرسشنامه سنجش کارکرد خانواده اپستین، بیشاپ و لوین (1978) و کیفیت زندگی ویر و شربورن (1992) و شیوه های دل بستگی کولینز و رید (1990) اجرا شد. سپس یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش شامل ضرایب همبستگی ساده و رگرسی ون چندگانه میان متغیرهای پیش بین و ملاک به روش ورود و گام به گام بررسی گردید. برآیندها نشان داد که میان دل بستگی ایمن و کارکرد خانواده (008/0p=،25/0 r=) رابطه مثبت، میان دل بستگی دوسوگرا و کارکرد خانواده (04/0p=، 19/0- r=) رابطه منفی و میان دل بستگی اجتنابی و کارکرد خانواده رابطه وجود دارد و کیفیت زندگی (03/0p=،21/0- r=) به صورت مثبت، میان دل بستگی ایمن و کیفیت زندگی (02/0p=،22/0 r=) رابطه مثبت، میان دل بستگی دوسوگرا و کیفیت زندگی (05/0p=،18/0-r=) رابطه منفی و میان دل بستگی اجتنابی و کیفیت زندگی (001/0p=،28/0 -r=) رابطه منفی و معنی دار وجود دارد. 29% واریانس کارکرد خانواده به وسیله ی، دل بستگی ایمن و اجتنابی تبیین می شود و 24% واریانس کیفیت زندگی به وسیله ی شیوه های دل بستگی (ایمن، دوسوگرا و اجتنابی) تبیین می شود. همچنین 20% واریانس کیفیت زندگی به وسیله ی دلبستگی اجتنابی و دل بستگی ایمن تبیین می شود. یافته های این پژوهش، می تواند توسط متخصصان خانواده درمانی در مشاوره پیش از ازدواج در شناخت هرچه بهتر زوجین سودمند باشد.
طراحی الگوی یکپارچه خودشکوفایی مبتنی بر نظریات انسان گرایانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۶ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۶۴
30-54
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی یکپارچه خودشکوفایی بر مبنای دیدگاه های مختلف انسان گرایانه برای رفع اشکالات موجود در طبقه بندی های پیشین انجام گرفت. روش: این پژوهش به روش کیفی تحلیل مضمون و با جامعه آماری کتب روان شناسان انسان گرا شامل "انگیزش و شخصیت" (مزلو، 1970)، "دستاوردهای فراتر طبیعت انسان" (مزلو، 1971)، "ادیان، ارزش ها و تجربیات اوج" (مزلو، b 1970)، "خودشکوفایی و فراسوی آن" (مزلو، 1965)، "انسان شدن" (راجرز، 1961)، "انسان در جستجوی معنا" (فرانکل، 1984)، "معنا جویی" (فرانکل، 1988)، "الگو و رشد در شخصیت" (آلپورت، 1961) و "شدن" (آلپورت، 1955) بود. داده ها به روش تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شد. پس از مطالعه و شناسایی مفاهیم در متون، مضامین طبقه بندی و نام گذاری شدند. یافته ها: از تحلیل مضامین آثار روان شناسان انسان گرا چهار مضمون اصلی به دست آمد. یافته ها نشان می دهند خودشکوفایی دارای چهار عامل "خودِ متعالی"، "خودِ آگاه"، "خودِ خلاق" و "خودِ اجتماعی" است. نتیجه گیری: با توجه به الگوی حاصل از این پژوهش، به نظر می رسد تدوین مقیاسی برای سنجش خودشکوفایی براساس این الگوی یکپارچه می تواند از تفاوت در نمرات خودشکوفایی در جوامع مختلف که متاثر از تفاوت تعاریف است، پیشگیری کند.
نقش میانجی گر استرس ادراک شده در رابطه بین شیوه های حل مسأله اجتماعی و کیفیت زندگی حرفه ای معلمان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : در میان مشاغل مختلف، می توان از شغل معلمی به عنوان حرفه ای که افراد در آن استرس و فرسودگی بیش از اندازه ای را تجربه می کنند، نام برد. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی گر استرس ادراک شده در رابطه بین شیوه های حل مسأله اجتماعی و کیفیت زندگی حرفه ای معلمان مدارس کودکان استثنایی انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی، از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن را تمام معلمان مدارس کودکان استثنایی استان گیلان در نیم سال اول سال تحصیلی ۹۶-۱۳۹۵ تشکیل داد که از میان آن ها، ۲۵۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل فرم کوتاه تجدید نظر شده پرسش نامه حل مسأله اجتماعی (Social Problem-Solving Inventory-Revised یا SPSI-R)، مقیاس استرس ادراک شده (Perceived stress scale یا PSS) و پرسش نامه کیفیت زندگی حرفه ای (Quality of work life questionnaire) بود. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: اثر غیر مستقیم بعد کارامد حل مسأله بر کیفیت زندگی حرفه ای مثبت و معنی دار بود (01/0 > P، 297/0 = β). بر این اساس، می توان گفت که استرس ادراک شده، رابطه بین بعد کارامد حل مسأله با کیفیت زندگی حرفه ای معلمان را میانجی گری می کند. نتیجه گیری: حل مسأله اجتماعی کارامد در نتیجه افزایش استقامت و حل مسأله منطقی، ادراک استرس های روزمره را در معلمان کاهش می دهد و منجر به بهبود کیفیت زندگی حرفه ای آن ها می شود.
مدل تفسیری شایستگی های بین فردی در ارتباطات سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف این پژوهش بررسی شایستگی بین فردی در ارتباطات سازمانی و نیز شناسایی ابعاد مهم و موثر بر آن و تعیین نحوه تعامل بین آنها با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری است. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و توسعه ای بوده و شامل دو بخش کمی و کیفی است. نمونه آماری پژوهش 17 نفر از خبرگان سازمانی بودند که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ماتریسی محقق ساخته بود. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد 13 بعد از ابعاد مهم و موثر بر شایستگی بین فردی در ارتباطات سازمانی عبارت انداز؛ همدلی، دیگر محوری، خودگشودگی، مدیریت تعارض، مدیریت تعاملات، انعطاف پذیری، جرات مندی، راحتی اجتماعی، بیانگری، مستقیم و بی واسطه بودن، حمایت گری، تاثیرگذاری بر دیگران و هدف محوری؛ که با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری در پنج سطح تعاملی مختلف قرار گرفتند. همچنین نتایج نشان داد بر اساس تجزیه و تحلیل نمودار قدرت نفوذ و میزان وابستگی، مستقیم و بی واسطه بودن، راحتی اجتماعی، جرات مندی و بیانگری، نسبت به سایر ابعاد قدرت تاثیرگذاری بیشتری بر شایستگی بین فردی داشتند. پس از آنها همدلی، حمایت گری، دیگرمحوری و خودگشودگی که در ناحیه پیوندی قرار گرفته بودند از ابعاد مهم موثر بر شایستگی ارتباطی بین فردی بودند. سایر ابعاد نیز در ناحیه وابسته قرار گرفتند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش می توان گفت ابعاد شایستگی ارتباطی بین فردی در سطوح مختلف بر یکدیگر موثرند و تغییر در کیفیت هر بعد موجب تغییر در کیفیت ابعاد سطوح بعدی و به نوبه خود موجب تغییر در کیفیت ارتباطات سازمانی می شود.
رابطه ی خودکنترلی و جهت گیری مذهبی با نگرش به روابط قبل از ازدواج در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رباط کریم(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: امروزه ارتباط قبل از ازدواج یکی از موضوعات مهم جامعه محسوب می شود که می تواند سلامت جوانان را متأثر سازد. از طرفی نقش مذهب و خودکنترلی نیز در بررسی مشکلات بهداشت روانی دارای اهمیت ویژه یی است. به همین دلیل پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط خودکنترلی و جهت گیری مذهبی با نگرش به روابط قبل از ازدواج انجام شده است. روش کار: در این پژوهش که به روش همبستگی صورت گرفته، 357 نفر از دانشجویان، به صورت نمونه گیری طبقه یی انتخاب شدند و پرسش نامه ی خودکنترلی تانجی، پرسش نامه ی جهت گیری مذهبی آلپورت و پرسش نامه ی نگرش به روابط قبل از ازدواج با جنس مخالف را تکمیل کردند. داده ها نیز از طریق آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است. علاوه براین، نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که بین خودکنترلی و جهت گیری مذهبی درونی (r= 0/148)، خودکنترلی و جهت گیری مذهبی بیرونی (r= -0/153)، خودکنترلی و نگرش به رابطه ی قبل از ازدواج (r= -0/107)، جهت گیری مذهبی درونی و نگرش به رابطه ی قبل از ازدواج (r= -0/174) و همچنین جهت گیری مذهبی بیرونی و نگرش به رابطه ی قبل از ازدواج (r= 0/197) در دانشجویان رابطه ی معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده، جهت گیری مذهبی و خودکنترلی از عوامل تأثیرگذار بر نگرش افراد به روابط قبل از ازدواج با جنس مخالف است. با بررسی جهت گیری مذهبی و خودکنترلی می توان این نگرش افراد را پیش بینی کرد.
اثربخشی گروه درمانی شناختی -رفتاری بر افسردگی، اضطراب و عزت نفس بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال دوقطبی یک بیماری روان پزشکی مزمن و ناتوان کننده است که میزان شیوع نوع یک آن، 4/1 تا 6/1 درصد است. هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی-رفتاری بر افسردگی، اضطراب و عزت نفس بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک پس از تثبیت فاز حاد می باشد. روش کار: جامعه ی آماری این کارآزمایی بالینی شامل تمام بیماران مرد با تشخیص اختلال خلقی دوقطبی نوع یک بستری در بخش های بیمارستان روان پزشکی ابن سینای مشهد در سال 1390 بودند که با درمان دارویی فاز حاد در آن ها تثبیت شده بود. از میان این بیماران،30 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به 2 گروه 15 نفری آزمون و شاهد تقسیم شدند. گروه آزمونتحت گروه درمانی شناختی-رفتاری 10 جلسه ای و گروه شاهد تحت درمان گروهی حمایتی غیر ساختاریافته قرار گرفتند. آزمون های افسردگی و اضطراب بک و عزت نفس آیزنک برای تمام بیماران، قبل، بلافاصله بعد و 2ماه و 6 ماه بعد از اتمام جلسات تکمیل شد. داده ها با شاخص های توصیفی و آزمون تحلیل کواریانس و تی مستقل با نرم افزار SPSS نسخه ی 19 تحلیل شدند. یافته ها: بعد از گروه درمانی شناختی-رفتاری، میزان افسردگی و اضطراب در پایان درمان و دو ماه و شش ماه پی گیری،کاهش معنی داری نسبت به گروه شاهد نشان داد (05/0>P) اما افزایش در میزان عزت نفس در پایان درمان و دوره ی پی گیری، معنی دار نبود. نتیجه گیری: رویکرد گروه درمانی شناختی-رفتاری به عنوان یک درمان موثر برای کاهش افسردگی و اضطراب بعد از تثبیت فاز حاد در کنار درمان های دارویی برای بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی نوع یک می تواند مد نظر قرار گیرد و می توان در بازتوانی بالینی این بیماران، از آن کمک گرفت.
مقایسه تأثیر فراشناخت درمانی و درمان مبتنی بر دلبستگی بر مشکلات رفتاری برون نمود کودکان پرخاشگر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مشکلات رفتاری کودکان همچون پرخاشگری می تواند به تعاملات اجتماعی کودکان آسیب جدی وارد سازد. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی فراشناخت درمانی و درمان مبتنی بر دلبستگی بر مشکلات رفتاری برون نمود کودکان پسر دارای پرخاشگری انجام شد.
اثربخشی راهبردهای نظم جویی فرآیندی هیجان در بهبود کارکردهای اجرایی و افزایش کیفیت زندگی در معتادان بهبود یافته مراکز کاهش آسیب(DIC)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اعتیاد اثرات منفی زیادی بر جنبه های مختلف روانی و اجتماعی افراد دارد. در واقع اعتیاد یک بیماری مزمن است که عوامل گوناگون زیست شناختی، روان شناختی و اجتماعی در آن تأثیر دارد .هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی راهبردهای نظم جویی فرآیندی هیجان در بهبود کارکردهای اجرایی و افزایش کیفیت زندگی در معتادان بهبود یافته مراکز کاهش آسیب شهر کرج است.روش پژوهش در چارچوب طرح های آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل می باشد. نمونه مورد نظر شامل 24مرد از معتادان بهبود یافته مراکز کاهش آسیب شهر کرج بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش جایگزین شدند. گروه آزمایش برنامه راهبردهای نظم جویی هیجان مبتنی بر مدل گروس به مدت ده جلسه گروهی دریافت کردند در حالیکه گروه کنترل تا پایان طرح هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند.برای جمع آوری اطلاعات از آزمون دسته بندی کارتهای ویسکانسین و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و برای تحلیل یافته ها از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیری استفاده شد.نتایج نشان دادند که آموزش راهبردهای تنظیم فرآیندی هیجان موجب ارتقا کارکردهای اجرایی و افزایش کیفیت زندگی در افراد گروه آزمایش شد.آموزش راهبردهای نظم جویی فرآیندی هیجان تلویحات کاربردی مفیدی در درمان و پیشگیری از عود اعتیاد دارد.
رابطه سبک های دلبستگی و اضطراب امتحان با نقش میانجیگری باورهای فراشناختی
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، پیش بینی اضطراب امتحان بر اساس سبکهای دلبستگی و همچنین بررسی نقش واسطه ای باورهای فراشناختی می باشد. طرح پژوهش از نوع همبستگی و جامعه اماری دانش آموزان دبیرستانی شهرستان پارسیان بودند. بدین منظور 306 (153دختر و 153 پسر)، به خوشه ای شرکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه باورهای فراشناختی، پرسشنامه اضطراب امتحان و پرسشنامه سبک های دلبستگی بودند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از رگرسیون چندگانه به روش گام به گام جهت تعیین روابط مستقیم بین متغیرهای پژوهش با نرم افزار SPSS و همچنین روش تحلیل مسیر بر اساس مراحل بارون و کنی(1986)، به روش رگرسیون چندگانه سلسله مراتب، برای تعیین معنی داری روابط واسطه ای متغیر های پژوهش استفاده شد. نتایج نشان داد که سبک دلبستگی ایمن پیش بینی کننده منفی و معنادار ولی سبکهای دلبستگی دوسوگرا و اجتنابی پیش بینی کننده مثبت و معنادار اضطراب امتحان می باشند. در ارتباط با باورهای فراشناختی نیز سبک دلبستگی ایمن پیش بینی کننده منفی و معنادار ولی سبکهای دلبستگی دوسوگرا و اجتنابی پیش بینی کننده مثبت و معنادار اضطراب امتحان می باشند. در ارتباط با نقش واسطه ای باورهای فراشناختی ، نتایج نشان داد که باورهای فراشناختی در ارتباط بین سبک دلبستگی دوسوگرا با اضطراب امتحان دارای نقش واسطه ای نسبی است.
بررسی خوش بینی و تبیین جایگاه آن در استحکام خانواده(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
امروزه علی رغم پیشرفت های سریع علم و فناوری و امکانات رفاهی، خانواده ها دچار تزلزل شده اند. آنها نگرش صحیحی نسبت به حوادث و رفتارهای اطرافیان خود ندارند و با نگرش بدبینانه، به ارزیابی مسائل و مشکلات می پردازند. یکی از عواملی که می تواند در استحکام بخشی خانواده مؤثر باشد، خوش بینی است. این پژوهش ضمن مرور برخی پژوهش های روان شناسی و مراجعه به منابع اسلامی، به بررسی خوش بینی و ابعاد و مؤلفه های آن پرداخته، نقش آن را در استحکام خانواده تبیین نموده، و متغیرهای مرتبط با خوش بینی در استحکام خانواده را بررسی کرده است. نتایج پژوهش حاکی از این است که خوش بینی بر مبنای توجه به جنبه های مثبت زندگی، ارائه تفسیرهای صحیح از رفتار دیگران و انتظار نتایج خوشایند، بر پایه توجه و تفسیرهای مثبت مبتنی است. این طرز تفکر در دیدگاه اسلامی، حول محور توحید می گردد.
رابطه هیجان ابراز شده با سلامت روان و دانش از اسکیزوفرنیا در خانواده بیماران مبتلا به اختلال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره سیزدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
43 - 58
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به هدف بررسی رابطه هیجان ابراز شده با سلامت روان و دانش از اسکیزوفرنیا در خانواده بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا در شیراز انجام شد. این مطالعه توصیفی و از نوع همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل50 نفر (31 نفر زن و 19 نفر مرد) از خانواده های بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا بود که به صورت دردسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های هیجان ابراز شده، دانش از اسکیزوفرنیا و سلامت روان پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد که دانش از اسکیزوفرنیا همبستگی منفی و سلامت روان همبستگی مثبت و معناداری با هیجان ابراز شده دارند. به طور کلی یافته ها حاکی از این بود که دانش نسبت به بیماری اسکیزوفرنیا و سطح سلامت روان با میزان هیجان ابراز شده توسط خانواده بیماران اسکیزوفرن ارتباط داشت. به نحوی که افراد دارای دانش بیشتر از سطح سلامت روان بیشتر و هیجان ابراز شده کمتری برخوردار بودند. در این میان میزان دانش از اسکیزوفرنیا نسبت به بهداشت روان بهتر قادر به پیش بینی میزان هیجان ابراز شده بود. لذا پیشنهاد می گردد به مداخلات حمایت اجتماعی از خانواده نظیر آموزش روانشناختی خانواده توجه بیشتری گردد.
نقش میانجی گرانه اهمالکاری تحصیلی و اضطراب امتحان در رابطه ی درماندگی آموخته شده با پیشرفت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی درماندگی آموخته شده با پیشرفت تحصیلی با میانجی گری اهمالکاری تحصیلی و اضطراب امتحان انجام شد. جامعه ی آماری کلیه ی دانش آموزان دختر دوم متوسطه شهر مشهد در سال تحصیلی 92-1391 بود. روش: نمونه ای با حجم 394 نفر با روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شد. دانش آموزان پرسشنامه های درماندگی آموخته شده (LHS)، اهمالکاری (PASS) و اضطراب امتحان (TAI) را تکمیل نمودند. همچنین میانگین نمرات آن ها به عنوان ملاک پیشرفت تحصیلی در نظر گرفته شد. پژوهش از نوع همبستگی بود و تجزیه و تحلیل داده ها با شاخص های آماری همبستگی و تحلیل مسیر انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر یک از متغیرهای درماندگی آموخته شده، اضطراب امتحان و اهمالکاری تحصیلی با پیشرفت تحصیلی ارتباط منفی معنادار دارند و درماندگی آموخته شده با اضطراب امتحان و با اهمالکاری تحصیلی و همچنین اهمالکاری تحصیلی با اضطراب امتحان ارتباط مثبت معنادار دارد. تحلیل مسیر نشان داد که الگوی پیشنهادی رابطه ی درماندگی آموخته شده با پیشرفت تحصیلی با میانجی گری اهمالکاری تحصیلی و اضطراب امتحان از برازش خوبی برخوردار نیست. تعدیل هایی که صورت گرفت منجر به ایجاد سه الگو که برازش خوبی داشتند، شد.
مدل یابی پیشرفت تحصیلی ریاضی برمبنای؛ ارزشِ تکلیف، درگیری شناختی، هیجان های پیشرفت و خود نظم جوئی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف آزمون رابطه علّی بین ارزش تکلیف، درگیری شناختی، هیجان های پیشرفت تحصیلی، خود نظم جوئی تحصیلی و پیشرفت تحصیلی ریاضی صورت پذیرفت. بدین منظور از جامعه آماری پژوهش، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای 560 نفر از دانش آموزان (267 نفر پسر و 293 نفردختر) از پایه سوم رشته ریاضی دبیرستان های شهر تهران در سال تحصیلی 1394 -1393 به پرسشنامه ی خرده مقیاس ارزش تکلیف (پینتریچ و دی گروت (1991))، مقیاس درگیری شناختی (تجدید نظر شده ی دو عاملی فرایند یادگیری (2F-R-LPQ) کمبر بیگز و لیونگ (2004))، مقیاس هیجان های پیشرفت قبل از امتحان ((AEQ) پکران، گوئیتز، تیتز و پری، (2005)) و مقیاس خودنظم جویی تحصیلی (پینتریچ و دی گروت (1990))، پاسخ دادند. نتایج تحلیل مدل معادلات ساختاری با استفاده از داده های تجربی نشان داد که، پیشرفت تحصیلی به طور مستقیم و غیر مستقیم از متغیرهای پیش بین ارزش تکلیف، درگیری شناختی، هیجان های پیشرفت و خودنظم جوئی تحصیلی تأثیر می پذیرد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که، تمامی شاخص ها به جز شاخص AGFI (شاخص نیکویی برازش تعدیل شده ) در حد بسیار مطلوب گزارش شده اند و مدل با داده ها برازش خوبی دارد و این بیانگر این است که، رابطه خطی بین متغیرها و سازه های مکنون وجود دارد؛ بنابراین فرضیه کلی پژوهش مبنی بر ""الگوی مفروض رابطه ی علّی بین ارزش تکلیف با پیشرفت تحصیلی از طریق میانجیگری درگیری شناختی، هیجان های پیشرفت و خودنظم جوئی تحصیلی برازنده داده ها است"" تأیید شده است.
اثربخشی برنامه آموزش روانشناختی خانواده در کاهش هیجان ابراز شده مراقبین بیماران اسکیزوفرن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در قالب یک کارآزمایی بالینی (IRCT2016081729402N1) با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر آموزش روانشناختی خانواده در کاهش سطح هیجان ابراز شده مراقبین بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا انجام شد. گروه نمونه شامل خانواده های 49 نفر از بیماران اسکیزوفرن بستری در بیمارستان اعصاب و روان استاد محرری شیراز بود، که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه مداخله (24n=) و کنترل (25n=) قرار گرفتند و به پرسشنامه هیجان ابراز شده خانواده در شروع مداخله، پس از مداخله و دو ماه بعد از اتمام مداخله پاسخ دادند. برنامه آموزش خانواده برای گروه آزمایشی اجرا گردید، اما گروه کنترل هیچ مداخله خاصی دریافت نکرد. نتایج تحلیل واریانس یک راهه با اندازه گیریهای مکرر نشان داد آموزش روانشناختی خانواده در کاهش هیجان ابراز شده خانواده موثر بوده است (031/. = لامبدای ویلکز، 895/339=F، 0001/.=P، 969/.= مجذور اتای تفکیکی چند متغیره). تحلیل واریانس یک راهه بین گروهها نیز حاکی از تفاوت معنادار میان گروه مداخله با گروه کنترل (785/38=F، 0001/.=P، 45/.= اندازه اثر) بود. یافته های پژوهش نشان می دهد که آموزش روانشناختی خانواده از اثر بالایی در کاهش هیجان ابراز شده خانواده برخوردار است. نتایج پیگیری دو ماهه نیز نشان از پایداری بهبود هیجان ابراز شده خانواده داشته است.