فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۹۶۱ تا ۱۵٬۹۸۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۸ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۰
93 - 110
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مادی گرایی به عنوان اهمیتی که مردم به متصرفات دنیوی می دهندکه یک مکان مرکزی در زندگی شان اشغال می کند و انتظار می رود که بزرگترین منبع رضایت یا نارضایتی باشد، تعریف شده است (بلک، 1985). همچنین، تحقیقات نشان داده اند که مادی گرایی پیشایندهای روانشناختی مختلفی دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی نقش عزت نفس، حس قدرت، محرومیت نسبی شخصی و عدم اطمینان در مادی گرایی دانشجویان بود. روش: جامعه آماری این پژوهش تمامی دانشجویان دختر و پسر دانشگاه تهران در سال تحصیلی 1396 بود. از این جامعه تعداد 181 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود که در آن رابطه بین مادی گرایی با عزت نفس، حس قدرت، محرومیت نسبی شخصی و عدم اطمینان با استفاده از پرسشنامه های مادی گرایی، حس قدرت، عزت نفس، مقیاس محرومیت نسبی شخصی و پرسشنامه عدم اطمینان مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج ماتریس همبستگی متغیرها نشان داد که میان مادی گرایی و عدم اطمینان (001/0 p=، 285/0r=) و محرومیت نسبی شخصی (001/0 p=، 237/0r=) رابطه مثبت و معنادار وجود داشت. همچنین نتایج رگرسیون نشان داد که پیش بینی مادی گرایی بر اساس محرومیت نسبی شخصی (244/0 B=، 08/2t=) و عدم اطمینان (216/0 B=، 13/2t=) از نظر آماری معنادار بود (05/0>p). نتیجه گیری: یافته های حاصل نشان داد که در نمونه ایرانی مادی گرایی می تواند بر اساس متغیرهای محرومیت نسبی شخصی و عدم اطمینان قابل پیش بینی باشد.
تأثیر تمرینات مقاومتی بر کارکردهای حسی- حرکتی کودکان با اختلال هماهنگی تحولی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۶۶
213-227
حوزههای تخصصی:
اختلال هماهنگی تحولی سبب ایجاد اختلال در هماهنگی حرکتی کودکان و هماهنگی حرکتی ضعیف نیز سبب بروز مشکلات روانشناختی در این کودکان می شود. هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر تمرینات منتخب مقاومتی بر کارکردهای حسی- حرکتی پسران 12-8 ساله دارای اختلال هماهنگی تحولی شهر تهران بود. پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. به این منظور 30 کودک دارای اختلال هماهنگی تحولی با میانگین سنی 02/1 98±/10 سال، با استفاده از پرسشنامه اختلال هماهنگی تحولی ویلسون (2001) و آزمون هوش ریون، به صورت دردسترس و هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه قرار گرفتند. جهت ارزیابی متغیرهای وابسته از پرسشنامه عصب روانشناختی کانرز (2004) استفاده شد. گروه آزمایش برنامه منتخب را برای هشت هفته (سه جلسه 45 دقیقه ای در هفته) دریافت کردند، در حالی گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تحلیل آماری با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره در سطح معناداری 0/05 = P انجام گرفت. یافته ها تأثیرمعنادار تمرینات منتخب مقاومتی را برگروه آزمایش در تمامی متغیرها نشان داد (0/05≥ P ). بدین معنا که تمرینات مقاومتی بر بهبود کارکردهای حسی- حرکتی کودکان دارای اختلال هماهنگی تحولی، به طرز مثبتی مؤثر است.
کیفیت روابط بین فردی بر اساس بخشش خود، بخشش دیگران و بخشش موقعیت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم پاییز (آبان) ۱۳۹۷ شماره ۶۸
409-417
حوزههای تخصصی:
زمینه: بخشش در روابط به عنوان عامل بهبود دهنده کیفیت روابط بین فردی شناخته می شود. با این حال، سؤال این است که آیا تفاوت در ابعاد بخشش و همچنین نگرش های مختلف نسبت به نقش های جنسیتی در فرهنگ ایرانی، که جنبه های مختلفی از ایعاد بخشش را در زنان و مردان برجسته می کند، کیفیت روابط بین فردی را پیش بینی می کنند یا خیر؟ و اگر چنین است، این جنبه ها چیست؟ هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه انواع بخشش (بخشش خود، بخشش دیگران و بخشش موقعیت ها) با مشکلات بین شخصی و مقایسه نقش تعاملی انواع بخشش بر کیفیت روابط در زنان و مردان اجرا شد روش: از میان دانشجویان دانشگاه تهران تعداد 286 نفر (دختر: 154 و پسر: 132) به پرسشنامه های بخشش هارتلند ( HFS,2005 ) و پرسشنامه مشکلات بین شخصی ( (IIP-30,2012 پاسخ دادند. یافته ها: نتایج همبستگی و تحلیل رگرسیون داده ها نشان داد که بین انواع بخشش و مشکلات بین شخصی رابطه منفی معناداری وجود دارد (01/0 (P< و این رابطه منفی از طریق بخشش موقعیت ها در زنان (0/62- B= )و بخشش خود در مردان (0/56- B= ) اتفاق می افتد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان دهنده تفاوت جنسیتی در پیش بینی کیفیت روابط بین شخصی بر اساس انواع بخشش بود، به عبارتی دیگر مشکلات بین فردی در مردان اشاره به عدم بخشش خود یا سخت گیری مردان به نقاط ضعف و نقص های شخصی است در حالیکه مشکلات بین فردی در زنان می تواند نشانه ای از عدم بخشش موقعیت ها یا عدم پذیرش فشارهای اجتماعی و فرهنگی باشد.
اثربخشی روش گفتاردرمانی، برعلائم روان شناختی و توانمندی های روانی در جوانان مبتلا به لکنت زبان شهرتهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم پاییز (آذر) ۱۳۹۷ شماره ۶۹
591-599
حوزههای تخصصی:
زمینه: اختلال های گفتاری ، یکی از مهمترین اختلالات دوران رشد هستندکه یک اختلال ارتباطی با دامنه ای از مشکلات روان شناختی در نظر گرفته می شوند. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روش گفتار درمانی بر علائم روان شناختی(روابط اجتماعی و اضطراب) و توانمندی های روانی(اعتماد به نفس و خودپنداره) بود. روش: روش تحقیق به کار رفته در این پژوهش روش نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دربرگیرنده تمامی جوانان 20 تا40 سال مبتلا به اختلال لکنت زبان ساکن در شهر تهران بود. حجم نمونه 30 نفراست که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. در هرگروه 15 آزمودنی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. یافته ها: یافته ها حاکی بود از اینکه بین میانگین نمرات پس آزمون خودپنداره، حرمت خود، روابط اجتماعی، اضطراب در بین گروه های گفتار درمانی و کنترل تفاوت وجود دارد(0/05 p< ). نتیجه گیری: این بدان معنا است که روش گفتاردرمانی بر خودپنداره، حرمت خود، روابط اجتماعی و اضطراب تأثیر داشته است.
تأثیر آموزش مهارت نظم جویی هیجان مبتنی بر رفتاردرمانی دیالکتیک در تکانشگری افراد مبتلا به سوءمصرف مواد: مطالعه تک آزمودنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم ۱۳۹۷ شماره ۴۹ ویژه نامه ۲
155-172
حوزههای تخصصی:
هدف: تکانشگری یکی از عوامل خطرساز شخصیتی گرایش به مصرف مواد، به شمار می رود. هدف مطالعه حاضر تعیین اثربخشی آموزش مهارت نظم جویی هیجان مبتنی بر رفتاردرمانی دیالکتیک در تکانشگری افراد مبتلا به سوءمصرف مواد بود. روش: پژوهش در چارچوب طرح تجربی تک آزمودنی اجرا شد. بر اساس مصاحبه تشخیصی ساختار یافته و ملاک های ورود، از میان مردان مبتلا به اختلال سوءمصرف مواد، چهار نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و به صورت انفرادی طی ده جلسه تحت آموزش مهارت نظم جویی هیجان مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیک قرار گرفتند. از مقیاس تکانشگری بارت (2004) جهت اندازه گیری تکانشگری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش مهارت نظم جویی هیجان مبتنی بر رفتاردرمانی دیالکتیک به شرکت کنندگان موجب کاهش نمرات هر چهار نفر در تکانشگری هیجانی، زود انگیختگی حرکتی و بی برنامگی شناختی می شود. به طوری که هر چهار شرکت کننده در طی جلسات کاهش قابل ملاحظه ای در این مقیاس نسبت به خط پایه داشتند. نتیجه گیری: مداخلات مبتنی بر کاهش تکانشگری نظیر آموزش راهبردهای نظم جویی هیجان می تواند نقش محوری در درمان و پیشگیری از سوءمصرف مواد داشته باشد.
بررسی تطبیقی- تلفیقی نقش جهت گیری های دینی و معنوی در ترک پایدار مواد مخدر در منطقه کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۵۰
67-88
حوزههای تخصصی:
هدف: پایداری در درمان به معنی دوره های طولانی مدت و بدون لغزش در مصرف مواد مخدر می باشد و میزان مقاومت و پایداری فرد را در برابر مصائب و مشکلات ناشی از رفع وابستگی به مواد نشان می دهد. هدف از این پژوهش بررسی تطبیقی نقش جهت گیری های دینی و معنوی در ترک پایدار مواد مخدر در منطقه کاشان می باشد. روش: این پژوهش یک مطالعه تطبیقی- تلفیقی و به لحاظ هدف، کاربردی است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل سه گروه متخصصین درمانی و پژوهشگران اعتیاد، افراد موفق به ترک اعتیاد و خانواده های این افراد بوده و در بخش کمّی شامل بهبودیافتگان و بیماران اعتیاد در سال 1397 در شهر کاشان می باشد. با استفاده از روش های نمونه گیری هدفمند و طبقه ای تصادفی، 31 نفر در بخش کیفی و 343 نفر در بخش کمّی به عنوان نمونه انتخاب شدند. مصاحبه نیمه متمرکز و ترکیبی از پرسش نامه های استاندارد پارگامنت، آلپورت و مقیاس های محقق ساخته استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای اس پی اس اس، لیزرل و MAXQDA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج در حوزه ترک پایدار نشان داد جهت گیری های دینی و معنوی بیماران در سه حوزه، فرایند درمان پایای اعتیاد را متأثر می سازند. حوزه کارکردهای دینی/درمانی (تحرک و انگیزه بخشی درمانی، نیل به آرامش روان، نفی خودمحوری، ادراک جریان یابی معنوی زندگی، تغییر منبع تأیید ارزشی، خودکنترلی درمانی)، حوزه الزامات دینی/درمانی (تحدید مشارکت مناسکی جمعی، پرهیز از مناسک گرایی دینی) و ابزار پاکی (گروه درمانی دینی). در بعد تحلیلی، مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد تأثیر جهت گیری دینی و معنوی بر ترک پایدار مواد مخدر مستقیم و نسبتاً قوی است. شاخص های برازش مدل نشان داد داده های جمع آوری شده به خوبی مدل مفهومی را مورد حمایت قرار می دهند. نتیجه گیری: جهت گیری های دینی و مذهبی قوی با ارتقاء سلامت معنوی فرد به کاهش مشکلات روحی و روانی و مقابله مفیدتر کمک کرده و سبب می شوند که فرد توان بالاتری برای باقی ماندن در فرایند ترک اعتیاد داشته باشد و از تزلزل و لغزش به سمت اعتیاد جلوگیری به عمل می آورد.
مقایسه ویژگی های شخصیتی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در زنان دارای اعتیاد به مواد محرک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۵۰
119-136
حوزههای تخصصی:
هدف: شخصیت و هیجان همیشه از عوامل موثر در آسیب پذیری و تداوم اعتیاد بوده اند. با توجه به عدم وجود پژوهش های کافی در حوزه اعتیاد زنان هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های شخصیتی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در زنان دارای اعتیاد به مواد محرک و غیرمعتاد بود. روش: در پژوهش علی مقایسه ای حاضر از میان زنان مراجعه کننده به مراکز درمان نگه دارنده متادون تهران، با لحاظ کردن ملاک های ورود و خروج ۴۰ زن دارای اعتیاد به مواد محرک انتخاب شدند و زنان غیر معتاد نیز با حداکثر همتاسازی در متغیرهای جمعیت شناختی با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از پرسش نامه های پنج عاملی شخصیت و فرم کوتاه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که زنان معتاد، در ویژگی های شخصیتی برون گرایی، گشودگی و در روان رنجورخویی نمرات بالاتر در مقایسه با زنان غیرمعتاد گزارش نموده بودند. همچنین در راهبردهای تنظیم شناختی هیجان شامل نشخوار فکری، ملامت خود و فاجعه سازی نمرات بالاتر و در راهبرد تمرکز مجدد بر برنامه ریزی نمرات پایین تر در مقایسه با زنان غیر معتاد بود. نتیجه گیری: شخصیت و تنظیم هیجان در زنان دارای اعتیاد به مواد محرک با بدکارکردی روبه رو می باشد. پیشنهاد می شود در قالب برنامه های پیشگیری و درمانی به این عوامل توجه لازم مبذول شود.
اثربخشی توانمندسازی شناختی حالات ذهنی بر بازشناسی بیان چهره ای هیجان در افراد وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۵۰
253-276
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر اثربخشی توانمندسازی شناختی حالات ذهنی بر بازشناسی بیان چهره ای هیجان در افراد وابسته به مواد بود . روش: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. تعداد 30 نفر فرد وابسته به مواد با شرایط یکسان از نظر سن، تحصیلات، شغل و... انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. شرکت کنندگان به آزمون اکمن (بازشناسی بیان چهره ای هیجان) در پیش آزمون و پس آزمون پاسخ دادند. گروه آزمایش تحت مداخله برنامه توانمندسازی شناختی (برنامه ترمه) قرار گفت و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که توانمندسازی شناختی (برنامه ترمه) بر بازشناسی بیان چهره ای هیجان در افراد وابسته به مواد موثر است. در واقع برنامه ترمه بیان چهره ای هیجان را در افراد وابسته به مواد بهبود داده است. نتیجه گیری : بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان از برنامه توانمندسازی شناختی (برنامه ترمه) در تقویت بیان چهره ای هیجان افراد وابسته به مواد استفاده کرد.
مقایسه حس انسجام و سبک های حل تعارض زناشویی زنان شاغل و خانه دار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه حس انسجام و سبک های حل تعارض زناشویی زنان شاغل و خانه دار بود. روش پژوهش از نوع علی – مقایسه ای است، برای انتخاب نمونه (100) متاهل شاغل و (100) خانه دار از نمونه گیری در دسترس از آموزشگاه های زبان منطقه 2 تهران به صورت نمونه گیری در دسترس استفاده شد. داده ها به کمک پرسش نامه حس انسجام (آنتونوسکی، 1993) و پرسش نامه سبک های حل تعارض (رحیم(ROCI-II) ، 1983 گردآوری و با استفاده از آمار توصیفی، آزمون کولموگروف – اسمیرونوف و آزمون تی مستقل تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین زنان شاغل و خانه دار حس انسجام تفاوت معنی دار وجود ندارد. هم چنین نتایج نشان داد بین مقیاس حل تعارض زنان شاغل و خانه دار و نیز خرده مقیاس های سبک یکپارچگی و سبک اجتنابی و سبک ملزم شده تفاوت معنی داری وجود دارد (p<0/05). در نتیجه این نتایج بیان می دارند سبک تعارض مسلط و مصالحه بین زنان شاغل و خانه دار معنادار نبوده است. نتایج نشان داد با توجه به نقش مهم مدیریت تعارض در روابط بین فردی و به ویژه ازدواج و رضایت زناشویی، لذا آگاهی از دانش و مهارت های مدیریت تعارض به منظور اس تفاده از آن امری ضروری به نظر می رسد. کلید واژه ها: حس انسجام، سبک های حل تعارض، زنان شاغل و خانه دار
تدوین مدل ساختاری استاندارد توسعه حرفه ای دانشجو- معلمان دانشگاه فرهنگیان بر مبنای سواد اطلاعاتی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تدوین مدل ساختاری استاندارد توسعه حرفه ای براساس سواد اطلاعاتی دانشجو- معلمان دانشگاه فرهنگیان (تربیت معلم سابق) است. روش پژوهش حاضر کمی از نوع همبستگی در قالب تحلیل مسیر می باشد که به روش الگو یابی معادلات ساختاری انجام گرفته است. در این پژوهش برای تدوین مدل معادلات ساختاری از نرم افزار Smart-PLS و برای نیکویی برازش از شاخص GOF استفاده شد. نمونه پژوهش را تعداد 1080 نفر از جامعه آماری 1500 نفری از میان دانشجومعلمان منطقه غرب کشور تشکیل می دهند که در کلیه رشته های موجود دانشگاه فرهنگیان مشغول به تحصیل هستند و دروس کارورزی را پشت سر گذاشته اند. ابزار پژوهش دو پرسشنامه سواد اطلاعاتی و توسعه حرفه ای است که بر مبنای دو استاندارد بین المللی سواد اطلاعای برای تربیت معلم و استانداردتوسعه معلمان نیوجرسی آمریکا تدوین شد. در این پژوهش پس از تایید برازش دو مدل اندازه گیری سواد اطلاعاتی و توسعه حرفه ای، برازش مدل معادلات ساختاری با مقدار شاخص =GOF 488/0 تایید شد. بنابراین این نتیجه به دست آمد که برازش مدل ساختاری استانداردهای توسعه حرفه ای براساس سواد اطلاعاتی دانشجو- معلمان دانشگاه فرهنگیان غرب کشور از برازش مناسبی برخوردار است و با توجه به مقایسه نتایج پیشینه ها با مدل تایید شده، شاخص های سواد اطلاعاتی در توسعه حرفه ای معلمان از جوانب متعدد تاثیر مثبت دارند.
پیش بینی آمادگی پذیرش تغییر کارکنان دانشگاه از روی مؤلفه های فرهنگ سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: آمادگی پذیرش تغییر نیروی انسانی در آموزش عالی، یکی از عوامل کلیدی موفقیت برنامه های تغییر سازمانی است. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی آمادگی پذیرش تغییر کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز از طریق مؤلفه های فرهنگ سازمانی انجام شده است. روش: این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است که در سال 1395 انجام گرفت. جامعه پژوهش را کلیه کارکنان شاغل رسمی در دانشگاه آزاد اسلامی اهواز (466 نفر) تشکیل می دهد که نمونه ای با حجم 260 نفر از آن ها به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه فرهنگ سازمانی دنیسون (2000) و پرسشنامه آمادگی برای پذیرش تغییر دانهام (1989) صورت گرفت. برای تایید روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها از نظرات استادان و کارشناسان و برای تایید پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و ضریب رگرسیون چندگانه برای تحلیل داده ها استفاده گردید. یافته ها: یافته ها نشان داد بین مولفه های فرهنگ سازمانی با آمادگی پذیرش تغییرکارکنان دانشگاه رابطه ی مثبت و معنا دار وجود دارد. هم چنین بین مؤلفه های مشارکت، ثبات و یکپارچگی، انعطاف پذیری و مأموریت با آمادگی پذیرش تغییر در نمونه مورد مطالعه رابطه مثبت و معنا دار مشاهده گردید. یافته های حاصل از رگرسیون نشان داد از بین متغیرهای پیش بین مؤلفه های انعطاف پذیری، مشارکت و مأموریت فرهنگ سازمانی بهترین پیش بین های آمادگی پذیرش تغییر در کارکنان هستند. نتیجه گیری: هر چه تعهد به مشارکت، سازگاری، انطباق پذیری و مأموریت بالاتر باشد، آمادگی پذیرش تغییر بالاتر است. کارکنان دانشگاه مورد مطالعه به لحاظ فرهنگ سازمانی آمادگی پذیرش برنامه های تغییر و تحول را دارند .
ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی سیاهه ارزیابی شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
69 - 78
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، بررسی ویژگی های روان سنجی سیاهه ارزیابی شخصیت در دانشجویان کشور بود. روش: در این پژوهش توصیفی از جامعه پژوهش شامل کلیه دانشجویان شهر تبریز در سال 96-1395 گروه نمونه ای به تعداد 462 دانشجو به صورت خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. به منظور تعیین اعتبار و پایایی گویه ها از روش تحلیل گویه، بررسی اعتبار سازه از روش تحلیل عاملی اکتشافی و نیز تعیین همسانی درونی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. یافته ها: تحلیل عاملی اکتشافی انجام شده به روش مؤلفه های اصلی و چرخش واریماکس منجر به استخراج شش مؤلفه ی تمایلات ضداجتماعی گونه، افسردگی و اضطراب، بی ثباتی خلقی و هیجانی، نشانگان روان پریشی، نشانگان جسمانی سازی و اختلالات مرتبط با فشار روانی شد و ضرایب پایایی این مؤلفه ها بین 92/0 تا 98/0 به دست آمد. بررسی ضرایب همبستگی بین گویه ها با خرده مقیاس ها نیز نشان داد که این ضرایب بین 34/0 تا 92/0 است. نتیجه گیری: درمجموع می توان نتیجه گرفت که نسخه فارسی سیاهه ارزیابی شخصیت از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار است و می توان از آن به عنوان ابزار ارزیابی مشکلات روان شناختی استفاده کرد.
تبیین تحولی آسیب شناسی روانی با درنظرداشت نقش خانواده و فرهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هفتم مرداد ۱۳۹۷ شماره ۵ (پیاپی ۲۶)
221-266
حوزههای تخصصی:
در تبیین آسیب شناسی روانی باید به طور هم زمان دو سؤال را در نظر داشت«تا چه حد بدکارکردی های روان شناختی تأثیرات کلی تحول در دوران کودکی و نوجوانی را منعکس می کند؟ و تا چه اندازه آن ها بازنمایی کننده عوامل اجتماعی-محیطی هستند؟». درعین حال در بررسی عوامل اجتماعی-محیطی کدام محیط کودک را باید مدنظر قرار داد، خانواده، میان سیستم و گروه های اجتماعی یا کلان سیستم و فرهنگ را؟ در این مقاله مروری سعی شده است تا با بازبینی ادبیات موجود پاسخ های مناسب به این پرسش ها فراهم آورده شود. در نهایت، تبیینی تحولی از آسیب شناسی روانی با توجه به نقش خانواده و فرهنگ از منظر نظریه سیستم های باز ارائه شده است.
مقایسه خودارزشیابی های مرکزی و شیفتگی مرتبط با کار در معلمان آموزش ویژه و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف مقایسه خودارزشیابی های مرکزی – بمعنای یک ارزیابی که فرد از ارزشمندی، توانمندیها و کفایت هایش به عمل می آورد - وشیفتگی مرتبط با کار -بمعنای انگیزش درونی به انجام، درگیری و لذت بردن از کار - در معلمان آموزش ویژه و عادی بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس آموزش ویژه و عادی شهرستان قم بود و نمونه ای از معلمان مدارس آموزش ویژه و عادی (40 نفر معلم مدارس آموزش ویژه و 40 نفر معلم مدارس عادی ) انتخاب گردید. ابزار جمع آوری داده پرسشنامه ها مشتمل بر مقیاس های خودارزشیابی های مرکزی جوج و شیفتگی مرتبط با کار باکر بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری تحلیل واریانس چند متغیره و آمار توصیفی انجام شد. نتایج حاصل از پژوهش مبین آن بود که بین معلمان مدارس آموزش ویژه و معلمان مدارس عادی در مولفه خودارزشیابی های مرکزی وشیفتگی مرتبط با کار تفاوت معنادار(001/0p< ) وجود دارد،که در این بین معلمان مدارس آموزش ویژه نمره پایین تری داشته اند. با توجه به نتایج بدست آمده همواره شناسایی راه های ارتباط و یادگیری دانش آموزان آموزش ویژه برای معلمانشان از مواردیست که می بایست مورد پشتیبانی و ارایه خدمات تخصصی واقع شود
مقایسه اختلال های خواب در افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری و بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هفتم مهر ۱۳۹۷ شماره ۷ (پیاپی ۲۸)
245-260
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مقایسه اختلال های خواب در افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری و بهنجار بود. روش این پژوهش علی-مقایسه ایی بود. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه افراد عادی و افراد مبتلا به اختلال وسواسی-عملی شهر مشهد در محدوده سنی 20 تا 30 سال، در سال 1394 بود، نمونه مورد بررسی 56 نفر مبتلا به اختلال وسواسی-جبری و بهنجار بود، که شامل 26 نفر از افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری بود که توسط روانپزشک یا روانشناس تشخیص اختلال وسواسی-جبری داده شده بودند و 30 نفر از افراد بهنجار که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های شدت بیخوابی، خواب آلودگی ایپورث، کیفیت خواب پترزبورگ استفاده شد. داده های این پژوهش باروش، آزمون T مستقل و تحلیل کواریانس تجریه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری و بهنجار در شدت بی خوابی و کیفیت خواب تفاوت معناداری وجود دارد، اما در خواب آلودگی تفاوت معنی دار نبود. نتایج نشان داد که افراد وسواسی-جبری میزان بی خوابی بیشتر و کیفیت خواب پایین تری نسبت به افراد بهنجار دارند. در نتیجه می توان گفت که بهبود بی خوابی و کیفیت خواب در افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری اهمیت بسیار دارد.
اثربخشی آموزش معنویت درمانی گروهی بر سازگاری اجتماعی و پذیرش اجتماعی در بیماران زن مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هفتم آبان ۱۳۹۷ شماره ۸ (پیاپی ۲۹)
203-214
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر مطالعه تاثیر آموزش معنویت درمانی گروهی (14 گام معنویت درمانی دکتر تقی زاده) بر بهبود سازگاری اجتماعی وپذیرش اجتماعی زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس بود. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس عضو انجمن ام اس اصفهان بود و از میان آنها 30 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. هر دو گروه پرسشنامه های سازگاری اجتماعی بل و مقیاس پذیرش اجتماعی کراون و مارلو را تکمیل کردند و سپس معنویت درمانی گروهی به گروه آزمایشی در 10 جلسه دو ساعته آموزش داده شد. بعد از آموزش، هر دو گروه مجدداً به پرسشنامه سازگاری اجتماعی بل و مقیاس پذیرش اجتماعی کراون و مارلو پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون آماری کوواریانس (آنکوا) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش معنویت درمانی گروهی در بهبود سازگاری اجتماعی زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس (05/0≥ p ) و پذیرش اجتماعی آنان (05/0≥ p ) تاثیر معنی داری داشته است. با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که معنویت درمانی گروهی در بهبود سازگاری اجتماعی و پذیرش اجتماعی زنان مبتلا به ام اس تاثیر چشم گیری دارد و می تواند در برنامه ریزی مداخلات درمانی مانند افزایش سلامت روان و تقویت اعتماد به نفس، جرات ورزی و بهبود روابط فردی ، موضوع مردان مبتلا به ام اس در پژوهش های آتی به کار گرفته شود.
رابطه بین پنج عامل بزرگ شخصیت و بهزیستی مدرسه: نقش واسطه ای عاطفه مثبت و منفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال نهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۴
131 - 158
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه گری عاطفه مثبت و منفی در رابطه بین پنج عامل بزرگ شخصیت(روان نژندگرایی، برون گرایی، گشودگی به تجربه، توافق پذیری و وظیفه گرایی) و بهزیستی مدرسه بود. مشارکت کنندگان شامل 474 نفر بودند که از میان دانش آموزان کلاس های دهم و یازدهم دبیرستان های شیراز به روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده و به پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت(فرم کوتاه) (Khormaei & Farmani, 2014)، مقیاس عاطفه مثبت و منفی پاناس(Watson et al., 1988) و پرسشنامه بهزیستی مدرسه(Konu & Lintonen, 2006) پاسخ دادند. یافته ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که اثر برون گرایی، گشودگی به تجربه و وظیفه گرایی بر عاطفه مثبت به صورت مثبت و معنی دار بود. اثر روان نژندگرایی بر عاطفه مثبت به صورت منفی و معنی دار و بر عاطفه منفی به صورت مثبت و معنی دار بود. به علاوه روان نژندگرایی، توافق پذیری، گشودگی به تجربه و وظیفه گرایی بهزیستی مدرسه را به صورت هم مستقیم و هم غیرمستقیم با واسطه گری عاطفه مثبت و منفی پیش بینی کردند. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که افزایش برون گرایی، گشودگی به تجربه و وظیفه گرایی و کاهش روان نژندگرایی در دانش آموزان، موجبات افزایش عاطفه مثبت و بهزیستی مدرسه آن ها را فراهم آورد.
بررسی نقش سرسختی روانشناختی و سبک زندگی اسلامی در پیش بینی میزان افسردگی پس از زایمان زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش سرسختی روانشناختی و سبک زندگی اسلامی در پیش بینی میزان افسردگی پس از زایمان بود. پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر اردبیل در سال 1394 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 70 نفر انتخاب شدند. نمونه تحقیق پرسشنامه های افسردگی پس از زایمان (1987) ، سرسختی روانشناختی (2003) و سبک زندگی اسلامی (1390) تکمیل کردند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، روش ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد بین سرسختی روانشناختی و سبک زندگی اسلامی با افسردگی پس از زایمان رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین متغیرهای سرسختی روانشناختی و سبک زندگی اسلامی 38 و 69 درصد واریانس افسردگی پس از زایمان را تبیین می کنند. بنابراین این متغییرها می توانند نرخ افسردگی پس از زایمان را در زنان پیش بینی کنند.
اثربخشی روان درمانی مثبت گرا بر بخشایشگری و بی رمقی زناشویی زنان آسیب دیده خیانت زناشویی
حوزههای تخصصی:
زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی، با آسیب های روان شناختی و هیجانی گوناگونی رویارو می شوند. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روان درمانی مثبت گرا بر بخشایشگری و بی رمقی زناشویی زنان آسیب دیده خیانت زناشویی انجام گرفت. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، دربرگیرنده همه زنان آسیب دیده خیانت زناشویی شهر اصفهان در سال 1395 بود. در این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند با جایگزینی تصادفی استفاده شد. بدین صورت که از میان زنان آسیب دیده خیانت زناشویی مراجعه کننده به مراکز گل محمدی، تماشا و طوبی، تعداد 30 نفر به صورت هدفمند و به صورت گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گروه گواه گمارده شدند. گروه آزمایش مداخله آموزشی را طی دو ماه و نیم در 10 جلسه 75 دقیقه ای دریافت نمودند. این در حالی بود که افراد حاضر در گروه گواه این مداخله را در طول فرایند انجام پژوهش دریافت نکردند. پرسشنامه های مورداستفاده در این پژوهش دربرگیرنده بخشایشگری ( ری، لویاکونو، فلوک، السزکی، هیم و مدیا ، 2001) و پرسشنامه بی رمقی زناشویی (پانیز، 1996) بود. داده های برآمده از پژوهش به شیوه تحلیل کوواریانس توسط نرم افزار آماری SPSS 24 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. برآیندهای برآمده از تحلیل داده ها نشان داد که روان درمانی مثبت نگر بر بخشایشگری ( f=68/52, p<0/0001 ) و بی رمقی زناشویی ( f=99/62, p<0/0001 ) زنان آسیب دیده خیانت دیده زناشویی کارساز بوده است. بر پایه یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که روان درمانی مثبت نگر می تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت تأثیر بر بخشایشگری و بی رمقی زناشویی زنان آسیب دیده خیانت زناشویی مورداستفاده گیرد.
مقایسه اختلالات رفتاری / در کودکان دارای والدین معتاد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۴۶
215-234
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به منظور مقایسه اختلالات رفتاری در کودکان دارای پدر معتاد با کودکان دارای پدر غیرمعتاد انجام شد. روش: در یک طرح علّی-مقایسه ای تعداد 80 دانش آموز متشکل از40 دانش آموز با پدر معتاد و 40 دانش آموز با پدر غیرمعتاد به روش خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. دو گروه با استفاده از پرسش نامه اختلالات رفتاری «اشنباخ» (پرسش نامه معلمان، والدین و خودسنجی) سنجیده شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که میزان اختلالات رفتاری کودکان دارای پدر معتاد بیشتر از کودکان دارای پدر غیرمعتاد است. همچنین میزان اختلالات رفتاری در پسران بیشتر از دختران بود. نتیجه گیری: به نظر می رسد اعتیاد پدر با به هم ریختن سامان خانواده می تواند در بروز اختلالات رفتاری زودهنگام در کودکان نقش داشته باشد.