فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۰۴۱ تا ۱۶٬۰۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: اختلال وسواس-اجبار (Obsessive Compulsive Disorder یا OCD) یک اختلال اضطرابی مزمن است و ازجمله اختلالاتی است که توجه به آن در محیط کار دارای اهمیت است، زیرا محیط کار ممکن است در تشدید یا آغاز اضطراب نقش مهمی داشته باشد. بنابراین، هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان پذیرش و تعهد (Acceptance and Commitment Therapy یا ACT) بر رشد مسیر شغلی دانشجویان مبتلا به OCD بود. مواد و روش ها: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل بود. از میان دانشجویان مبتلا به OCD در دانشگاه اصفهان، 30 مورد به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش ACT را دریافت کردند و گروه کنترل نیز در لیست انتظار قرار داشتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی رشد مسیر شغلی (Career Development Inventory یا CDI) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر (Repeated Measure ANOVA) انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین دو گروه هم در مرحله ی پس آزمون و هم پیگیری تفاوت معناداری در میزان رشد مسیر شغلی شان وجود داشت (05/0>p). نتیجه گیری: به دلیل اینکه افراد مبتلا به OCD ساعات زیادی را صرف اشتغالات ذهنی خود می کنند، چنین اشتغالات ذهنی با تحقق وظایف در تقابل است و ممکن است باعث کاهش بهره وری افراد شاغل شود تا جایی که شغل خود را از دست بدهند. ACT با پذیرش هیجانات منفی و تعهد بر ارزش های شغلی می تواند بر رشد مسیر شغلی دانشجویان مبتلا به OCD اثربخش باشد.
مدل شناختی- هیجانی اهمالکاری تحصیلی دانشجویان: ذهن آگاهی و ادراک زمان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : اهمال کاری تحصیلی تمایلی غیرمنطقی در به تأخیر انداختن انجام تکالیف تحصیلی است و شیوع آن بسیار گسترده است. ازاین رو، پژوهش حاضر باهدف آزمون مدل شناختی-هیجانی اهمال کاری تحصیلی با توجه به نقش ذهن آگاهی و ادراک زمان و میانجیگری خودکارآمدی، اضطراب امتحان و کمال گرایی انجام شده است. مواد و روش ها : پژوهش حاضر از نوع همبستگی است و جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی بود که ازاین بین 200 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس اهمال کاری تحصیلی دانشجویان (Procrastination Assessment Scale for Students یا PASS)، مقیاس اضطراب امتحان (Test Anxiety Scale یا TAS)، مقیاس خودکارآمدی (Self-Efficacy Scale یا SES)، مقیاس چندبعدی کمال گرایی (Multidimensional Perfectionism Scale یا MPS) و پرسشنامه پنج وجهی ذهن آگاهی (Five Facet Mindfulness Questionnaire یا FFMQ) استفاده شد. به منظور آزمون روابط ساختاری در مدل مفروض، از روش مدل یابی معادلات س اختاری (Structural Equation Modeling یا SEM) استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل اصلاح شده با 90/0CFI= و 058/0RMSE= مورد تائید است. رابطه بین اهمال کاری تحصیلی و ذهن آگاهی منفی و معنادار است (001/0p<). تفاوت مدل اصلاح شده با مدل مفهومی به طور کلی در تاثیر غیرمستقیم اضطراب امتحان از طریق کاهش خودکارآمدی بر اهمال کاری تحصیلی و همچنین اثر تخمین زمان بر ذهن آگاهی است. نتیجه گیری: ذهن آگاهی می تواند به واسطه خودکارآمدی و اضطراب امتحان موجب کاهش اهمال کاری تحصیلی شود. درمجموع، نتایج مطالعه حاضر همسو با مجموعه تلاش های مفهومی در قلمرو مطالعاتی اهمال کاری تحصیلی است.
مدل ساختاری کارکردهای اجرایی و روابط فرازناشویی با بررسی نقش میانجی خودکنترلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر ارائه مدل ساختاری گرایش به روابط فرازناشویی باکارکردهای اجرایی با میانجیگری خودکنترلی می باشد. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی- معادلات ساختاری بوده است. تعداد 210 نفرنمونه به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در شرایط آزمایشگاهی، ابتدا برای سنجش کارکردهای اجرایی 4 آزمون کامپیوتری ویسکانسین، برو نرو، چند محرک پیشین( ان بک ) و استروپ را انجام داده و سپس پرسشنامه های خودکنترلی تانجی و گرایش به روابط فرازناشویی واتلی را پر کردند. تحلیل مدل با روش معادلات ساختاری از نوع رگرسیونی نشان داد که مدل دارای برازش مناسبی می باشد و به طورکلی کارکردهای اجرایی و خودکنترلی 0/12 از واریانس گرایش به روابط فرازناشویی را مورد پیش بینی قرار می دهند. همچنین کارکردهای اجرایی شامل بازداری (0/13-) ، انعطاف پذیری(0/13-) و حافظه فعال(0/16-) و خودکنترلی(0/10-) اثر مستقیمی بر روابط فرازناشویی دارند. همچنین کارکردهای اجرایی بازداری (0/23-)، انعطاف پذیری(0/11-) و حافظه فعال(0/27-) با میانجیگری نقش خودکنترلی دارای اثر غیرمستقیمی بر روابط فرازناشویی می باشند.
عوامل سازمانی و اقتصادی موثر بر بالندگی منابع انسانی در نظام آموزشی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر، با هدف شناسایی و نقش عوامل سازمانی و اقتصادی موثر بر بالندگی دبیران مدارس متوسطه دوره دوم ناحیه یک و دو آموزش و پرورش اردبیل، در سال1397 انجام شد. روش کار: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش گروه های کانونی انجام یافت. جامعه پژوهشی شامل اساتید، متخصصان و مدیران توسعه منابع انسانی بودند که علاوه بر مصاحبه فردی با 5 نفر از اساتید، از 51 نفر نیز در قالب گروه های شش گانه، بعنوان اطلاع رسانان کلیدی، از راه نمونه گیری نظری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری، مصاحبه نیمه ساختاریافته بعمل آمد. روش تحلیل داده ها، تحلیل محتوایی استقرایی با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. یافته ها: نتایج حاصل از بحث های گروه های کانونی، نشان می دهد که بالندگی دبیران، از مولفه های دوره های آموزشی، فرهنگ سازمانی، نقش مدیران، نظام ارزیابی عملکرد، نظام های پاداش و ارتقاء، وضع معیشتی و مادی، تسهیلات و امکانات تشکیل شده که بر مبنای نتایج، نقش هریک از عوامل در بالندگی دبیران تشریح گردیده است. نتیجه گیری: توسعه حرفه ای دبیران، به صورت رایج ترین نسخه برای ارتقای اثربخشی و سلامتی نظامهای آموزشی در نظر گرفته می شود. مدیران نظام آموزشی می توانند با استفاده از نتایج این مطالعه، برنامه ریزی های لازم را در جهت بالندگی دبیران خود انجام داده و باعث تحول بنیادین در کیفیت نیروی انسانی و بالطبع در یادگیری دانش آموزان شوند.
اثربخشی طرح واره درمانی بر تنظیم هیجانی، خودکارآمدی و وسوسه در مردان عضو انجمن معتادان گمنام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم ۱۳۹۷ شماره ۴۸ ویژه نامه ۱
185-202
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرح واره درمانی گروهی بر تنظیم هیجانی، خودکارآمدی و وسوسه در مردان عضو انجمن معتادان گمنام شهرستان نجف آباد در زمستان سال 1395 بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون، پیگیری همراه با گروه گواه بود. نمونه ی مورد نظر شامل 40 مرد از مردان عضو انجمن معتادان گمنام شهرستان نجف آباد و حومه بود که به روش نمونه گیری هدفمند مبتنی بر ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارش شدند. گروه آزمایش طرح واره درمانی گروهی را طی ده جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند در حالی که گروه گواه تا پایان طرح هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند و در لیست انتظار قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات پرسش نامه های دشواری در نظم بخشی هیجانی گراتز و روئمر (2004)، خودکارآمدی شرر (1982) و سنجش وسوسه مصرف مواد پس از ترک فدردی (2008) استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین گروه آزمایش و گواه، از لحاظ تنظیم هیجانی، خودکار آمدی و وسوسه تفاوت در پس آزمون و پیگیری وجود داشت (0/05> P ). نتیجه گیری: طرح واره درمانی گروهی تلویحات کاربردی مفیدی در درمان و پیش گیری از عود اعتیاد دارد .
مقایسه تعارض والد-فرزند و هوش هیجانی در نوجوانان دختر با و بدون پدر وابسته به مواد
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه تعارض والد-فرزند و هوش هیجانی در نوجوانان دختر با و بدون پدر وابسته به مواد بود. طرح پژوهش حاضر از نوع علّی – مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش شامل همه دانش آموزان دختر با و بدون پدر وابسته به مواد در دوره متوسطه دوم سال تحصیلی 1396-1397 در شهرستان رشت بود. نمونه شامل 60 دانش آموز دختر دارای پدر وابسته به مواد و 60 دانش آموز دختر بدون پدر وابسته به مواد بودکه به صورت در دسترس انتخاب شدند و به پرسش نامه تعارض والد-فرزند و پرسش نامه هوش هیجانی پاسخ دادند. نتایج نشان داد که بین نوجوانان دختر با و بدون پدر وابسته به مواد در تعارض والد- فرزند و هوش هیجانی تفاوت معناداری وجود داشت. بدین صورت که نوجوانان دختر با پدر وابسته به مواد تعارض والد-فرزند بیشتر و هوش هیجانی کمتری در مقایسه با نوجوانان دختر بدون پدر وابسته به مواد داشتند. با توجه به نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که وابستگی به مواد در پدر می تواند عاملی موثر در افزایش تعارض های والد-فرزند و کاهش هوش هیجانی در دختران نوجوان باشد.
مقایسه تاب آوری، خودکارآمدی، امید و خوش بینی در افراد وابسته به مواد و عادی
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه تاب آوری، خودکارآمدی، امید و خوش بینی در افراد وابسته به مواد و افراد عادی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع علّی - مقایسه ای بود. در این پژوهش، نمونه شامل 160 نفر (80 نفر از افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر شاهرود و 80 نفر از افراد عادی) بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند. شرکت کنندگان مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003)، مقیاس خودکارآمدی عمومی شوارتزر و جروسالم (1995)، پرسشنامه امید اشنایدر و همکاران (1991)، و خوش بینی شی یر و کارور (1985) را کامل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین دو گروه از نظر تاب آوری، خودکارآمدی، امید و خوش بینی تفاوت معنی داری وجود داشت. بدین صورت که افراد وابسته به مواد نسبت به افراد عادی از تاب آوری، خودکارآمدی، امید و خوش بینی به طور معناداری از نمرات کمتری برخوردار بودند. به نظر می رسد با شناخت عوامل محافظت کننده از جمله تاب آوری، خودکارآمدی، امید و خوش بینی و تقویت آن ها در افراد می توان به طور موثری از گرایش به مصرف مواد پیشگیری کرد.
مقایسه اثربخشی روش های بازی درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد و ترکیب آن با آموزش مادران بر اضطراب، عزت نفس و خودکارآمدی کودکان دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۳۹)
77 - 90
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه تأثیر بازی درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد و ترکیب آن با آموزش مادران بر اضطراب، عزت نفس و خودکارآمدی کودکان دبستانی انجام شد. روش: پژوهش از یک طرح آزمایشی با چارچوب پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل همراه با دوره پیگیری بهره می برد. از بین کودکان مضطرب کلاس چهارم و پنجم شهر فارسان، نمونه ای 45 نفره به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل 15 نفره تقسیم شدند. گروه آزمایشی اول 8 جلسه مداخله بازی درمانی مبتنی بر اکت و گروه دوم بازی درمانی مبتنی بر اکت همراه با آموزش مادران را دریافت کردند. گروه کنترل هیچ مداخله ای جز جلسات همدلانه دریافت نکردند. آزمودنی ها در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به پرسشنامه مقیاس اضطراب اسپنس، خودکارآمدی کودکان و نوجوانان موریس و پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت پاسخ دادند. داده ها با روش مانووا با اندازه های مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد بازی درمانی مبتنی بر اکت بطور معنادار موجب افزایش عزت نفس و خودکارآمدی کودکان دبستانی می شود، اما بر اضطراب آنان تأثیری نداشته است. دخرمان ترکیبی بطور معناداری به کاهش اضطراب و افزایش عزت نفس و خودکارآمدی کودکان انجامیده است. نتیجه گیری: اگرچه هر دو نوع درمان آثار مثبتی بر متغیرهای مورد مطالعه داشته اند اما درمان ترکیبی روش مداخله مؤثرتری بود.
تبیین شایستگی های حرفه ای مدرسان در محیط یادگیری الکترونیک(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تبیین شایستگی های مدرسان در محیط یادگیری الکترونیک است. روش کار: پژوهش اخیر از نوع تحقیقات توصیفی، تحلیلی است. در مرحله کیفی به منظور شناسایی ابعاد و مؤلفه های شایستگی و رسیدن به اجماع از روش پانل دلفی با حضور تعدادی از صاحب نظران استفاده شد. در مرحله کمی برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته ای دارای 71 سؤال و برای بررسی داده های به دست آمده از آزمون تی و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. یافته ها: در این پژوهش شایستگی های مدرسان در شش بعد اصلی ( اجتماعی، اخلاقی، اداری، فردی، فنی، پداگوژیکی، ارزیابی) و نوزده مؤلفه فرعی مورد بررسی قرارگرفته است. بر مبنای یافته های پژوهش هفده مؤلفه شایستگی دارای میانگینی بالاتر از میانگین موردنظر بود. طبق این یافته ها بالاترین بار عاملی مربوط به بعد پداگوژیکی و پایین ترین بار عاملی مربوط به بعد فردی است.
بررسی رابطه بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با اشتیاق و درگیری تحصیلی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی به عنوان یکی از ابزارهای نوین فناوری های اطلاعات و ارتباطات در سال های اخیر با استقبال چشمگیری مواجه شده است. شبکه های اجتماعی مجازی در زمینه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و ... کاربرد دارد. در آموزش، دانشجویان به طور فزاینده ای از سایت های شبکه های اجتماعی برای ایجاد و حفظ روابط اجتماعی و حمایت از شیوه های یادگیری غیر رسمی و فعالیت های یادگیری استفاده می کنند. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با اشتیاق و درگیری تحصیلی در دانشجویان انجام شده است . روش کار: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی تهران می باشد که در سال 96-95 مشغول به تحصیل بودند و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی هدفمند 300 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه های اشتیاق و درگیری تحصیلی استفاده شد . یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها به روش رگرسیون چند متغییری و ضریب همبستگی پیرسون صورت گرفت. نتایج نشان داد بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با اشتیاق تحصیلی و درگیری تحصیلی رابطه وجود دارد (01/0 .(P ˂ بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و مؤلفه های درگیری تحصیلی (درگیری شناختی، رفتاری و انگیزشی) رابطه مثبت و معنی داری (01/0 (P ˂ وجود دارد. همچنین بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و مؤلفه های اشتیاق تحصیلی (اشتیاق شناختی، عاطفی و رفتاری) رابطه مثبت و معنی داری (01/0 (P ˂ وجود دارد . نتیجه گیری: استفاده از تکنولوژی به ویژه استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی موجب درگیری تحصیلی یادگیرنده، افزایش انگیزه، اشتیاق و مهارت یادگیری دانشجویان، قابلیت گسترش سریع محتوای درسی و دسترسی آسان برای همه افراد، ارائه مواد درسی شخصی شده/ انفرادی می شود و می توان از شبکه های اجتماعی مجازی در آموزش و یادگیری دانشجویان در جهت بهره گیری از مزایای آن استفاده کرد .
تبیین مفهوم و ابعاد معنویت در تدریس از دیدگاه اساتید حوزه، دانشگاه و دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از راههای بهبود فرایند یاددهی و یادگیری، بهره برداری از معنویت گرائی است که مهمترین وجه آن، وجود مدرسان و اساتید معنویت گراست. لذا مطالعه حاضر به منظور بررسی دقیق تر این موضوع و دست یافتن به مفهوم معنویت در تدریس و شناخت ابعاد آن از دیدگاه اساتید حوزه و دانشگاه و دانشجویان، انجام شد. روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه کیفی از نوع تحلیل محتوا است. جامعه پژوهش شامل 22 نفرمدرسین دانشگاه، 25 نفر اساتید حوزه و 19 نفر دانشجو علاقه مند به شرکت در مطالعه بود که با نمونه گیری به شیوه در دسترس وارد مطالعه شدند. جمع آوری داده ها به وسیله مصاحبه به صورت نیمه ساختار یافته انجام شد. داده ها با کمک نرم افزار MAXQDA و به روش تحلیل محتوای قراردادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها در 3 درونمایه، 8 طبقه و 35 کد دسته بندی گردید. درونمایه، ارائه محتوا و مضامین معنوی، مشتمل بر طبقات تاکید بر آموزه های دینی، پرداختن به مسائل انسانی و اخلاقی و آموزش استدلال دینی؛ درونمایه به کارگیری روش های تدریس جهت انتقال معنویت شامل طبقات ارائه محتوای معنوی به صورت رسمی و غیر رسمی و استفاده از رویکردهای مؤثر تدریس؛ و درونمایه تسهیل تکامل معنوی شامل طبقات تحت عنوان پرورش ابعاد دینی، پرورش ابعاد انسانی – اخلاقی و دستیابی به غایت اهداف آموزشی بود. نتیجه گیری: یک گام مؤثر در ارتقای آموزش عالی، تلاش در زمینه افزایش دانش و آگاهی مدرسین حوزه و دانشگاه در زمینه مسائل معنوی جهت انتقال مفاهیم معنوی و اخلاقی به دانشجویان، برای دستیابی به غایت اهداف آموزشی می باشد.
رابطه هوش اخلاقی با نگرش به بی وفایی در فرزندان با و بدون تجربه بی وفایی پدرومادر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی وفایی زناشویی پدرومادر برای فرزندان تنش زاست و فرزندان در هر سنی که باشند تحت تأثیر بی وفایی آن ها قرار می گیرند. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی همبستگی هوش اخلاقی، با نگرش به بی وفایی در دو گروه از فرزندان با و بدون تجربه بی وفایی پدرومادر انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را، همه افراد بالای 18 سال با و بدون تجربه بی وفایی پدرومادر مناطق چهارگانه شهر تهران در سال 1396 - 1395 تشکیل می دادند که با استفاده از روش تحلیل توان تعداد 212 نفر از این افراد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با به کارگیری پرسشنامه های هوش اخلاقی لنیک و کیل 2005 و نگرش به بی وفایی ویتلی 2006 گرد آوری شد. به منظور تحلیل داده ها از روش های t مستقل و z فیشر استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد، میان نگرش به بی وفایی در دو گروه از فرزندان با و بدون تجربه بی وفایی پدرومادر تفاوت معنی داری وجود دارد (0.05>p)، همچنین از میان ده مؤلفه هوش اخلاقی دو مؤلفه وفای به عهد (p
افت در پارامترهای سؤال: مفاهیم، روش شناسی و شناسایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هفتم شهریور ۱۳۹۷ شماره ۶ (پیاپی ۲۷)
163-182
حوزههای تخصصی:
افت در پارامترهای سؤال هنگامی به وجود می آید که در طول زمان و بنابر دلایل مختلف، سؤالات آزمون ویژگی های اولیه خود مانند درجه دشواری و قدرت تشخیص را از دست بدهند. ازجمله موارد ایجادکننده افت در پارامترهای سؤال فاش شدن سؤالات، تکرار بیش ازاندازه، تغییر در نظام آموزشی کشور، موقعیت قرار گرفتن سؤال و پارامترپردازی ضعیف اولیه هستند. وجود افت در پارامترهای سؤال سبب نقض ویژگی تغییرناپذیری می شود. دو نوع افت یکنواخت (تغییر پارامتر تشخیص) و غیریکنواخت (تغییر در پارامتر دشواری) وجود دارد. ازنظر مفهومی و روش شناسی این مفهوم موازی با مفهوم کارکرد افتراقی سؤال است با این تفاوت که به جای تفاوت های گروهی دوره های مختلف زمانی بررسی می شوند. جهت شناسایی و ردیابی افت در پارامترهای سؤال پس از رعایت مفروضه تک بعدی بودن با کمی تغییر از روش های شناسایی کارکرد افتراقی سؤال استفاده می شود. پس از شناسایی افت باید مشخص شود که آیا تغییراتی در محتوا، شرایط انگیزشی، مدت زمان پاسخگویی و مکان سؤال در مقایسه با زمانی که سؤال طراحی شده به وجود آمده است. اگر هرکدام از این شرایط وجود داشته باشد سؤال باید از مجموعه سؤال ها حذف شود و یا مجدداً پارامترپردازی شود.
مقایسه کنترل هدفمند و اضطراب اجتماعی در دانش آموزان ناشنوا و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هفتم شهریور ۱۳۹۷ شماره ۶ (پیاپی ۲۷)
219-232
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه کنترل هدفمند و اضطراب اجتماعی در دانش آموزان ناشنوا و عادی بود. روش این مطالعه علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان ناشنوا و عادی شهرستان گیلان غرب در سال تحصیلی 95-1394 بودند. نمونه پژوهش به دلیل محدود بودن حجم جامعه تمامی افراد ناشنوا به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و 20 دانش آموز عادی نیز با توجه به ویژگی های جمعیت شناختی سن و جنسیت با گروه ناشنوا همتا شده و به عنوان گروه مقایسه در این پژوهش تعیین شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های اطلاعات جمعیت شناختی، کنترل هدفمند و اضطراب اجتماعی استفاده شد . داده های جمع آوری شده نیز با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس چند متغیره ) تحلیل شد. نتایج نشان داد که میانگین نمرات افراد ناشنوا در متغیرهای ضعف در کنترل هدفمند (59/15= F ؛ 001/0> P ) و مؤلفه های پشتکار ضعیف (44/14= F ؛ 001/0> P ) ، تمرکز ضعیف توجه (42/5= F ؛ 05/0> P ) و تکانش وری (12/19= F ؛ 001/0> P )، اضطراب اجتماعی (67/13= F ؛ 001/0> P ) و مؤلفه های ترس (19/10= F ؛ 001/0> P )، اجتناب (16/9= F ؛ 001/0> P ) و ناراحتی فیزیولوژیکی (77/14= F ؛ 001/0> P ) به طور معنی داری بالاتر از افراد عادی است. بنابراین افراد ناشنوا، دچار ضعف در کنترل هدفمند جهت انطباق و تنظیم رفتار مطابق با خواسته های موقعیتی هستند و اضطراب اجتماعی بالایی نسبت به همتایان سالم خود دارند
مقایسه ی مشکلات هیجانی، بیش فعالی و سلوک در دانش آموزان مبتلا به خاص و دانش آموزان عادی اختلالات یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هفتم مهر ۱۳۹۷ شماره ۷ (پیاپی ۲۸)
231-244
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مقایسه ی مشکلات هیجانی، بیش فعالی و سلوک در دانش آموزان مبتلا به اختلالات یادگیری خاص (خواندن و ریاضی) و دانش آموزان عادی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع علی – مقایسه ای و نمونه مورد مطالعه 150 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان تبریز بود که از این بین 50 دانش آموز مبتلا به اختلال خواندن و 50 دانش آموز مبتلا به اختلال ریاضی با مراجعه به مراکز اختلالات یادگیری این شهرستان به شیوه در دسترس انتخاب و در دو گروه اختلال خواندن و اختلال ریاضی گمارده شدند. سپس 50 دانش آموز عادی نیز به عنوان گروه گواه انتخاب شد. در نهایت پرسشنامه توانمندی و مشکلات بر روی گروه ها اجرا شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) و تحلیل واریانس تک متغیره ( ANOVA ) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که مشکلات هیجانی، بیش فعالی و اختلال سلوک در ترکیب گروه های مورد مطالعه تفاوت معنادار دارند و این تفاوت به سود دانش آموزان عادی است. به طوری که مشکلات هیجانی در دانش آموزان مبتلا به اختلال ریاضی و بیش فعالی و اختلال سلوک در دانش آموزان مبتلا به اختلال خواندن بیشتر از سایر گروه ها دیده می شود. بنابراین می توان نتیجه گرفت شاید یکی از علت های زیربنایی اختلالات یادگیری، مشکلاتی نظیر مشکلات هیجانی،بیش فعالی ویا مشکلات رفتاری نظیر اختلال سلوک باشد که بر یادگیری این دانش آموزان تاثیر می گذارد
بررسی ارتباط سلامت معنوی با هوش اجتماعی و سلامت روان دانش آموزان مقطع متوسطه ناحیه یک شهرستان زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هفتم مهر ۱۳۹۷ شماره ۷ (پیاپی ۲۸)
287-298
حوزههای تخصصی:
ﻫﺪفبررسی ارتباط سلامت معنوی با هوش اجتماعی و سلامت روان دانش آموزان مقطع متوسطه ناحیه یک شهرستان زاهدان ﺑﻮده اﺳﺖ. روش مطالعه حاضر از نوع توصیفی با رویکرد همبستگی می باشد. نمونه پژوهش عبارت بود از 140 ﻧﻔﺮ از دانش آموزان مقطع متوسطه که ﺑﻪ روش ﻧﻤﻮﻧﻪﮔﯿﺮی ﺗﺼﺎدﻓﯽ طبقه ای ﺳﺎده اﻧﺘﺨﺎب شدند. پس از گزینش و تخصیص نمونه، پرسشنامه سلامت معنوی، هوش اجتماعی و سلامت روان طی یک مرحله توزیع و جمع آوری گردید. در نهایت دادهها با آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل به کمک نرم افزار SPSS قرار گرفت. یافته هانتایج نشان داد رابطه ی مثبت و معناداری بین سلامت معنوی با هوش اجتماعی(01/0 p< ؛ r=0.558 ) و سلامت روان (01/0 p< ؛ r=0.571 ) دانش آموزان مقطع متوسطه ناحیه یک شهرستان زاهدان وجود دارد. همچنین سلامت معنوی پیش بینی کننده هوش اجتماعی و سلامت عمومی دانش آموزان مقطع متوسطه ناحیه یک شهرستان زاهدان می باشد. نتیجه گیریلذا با توجه به نتایج ﻣﯽﺗﻮان ﮔﻔﺖ دانش آموزانی ﮐﻪ سلامت معنوی بالاتری دارند از ارتباطات اجتماعی سالم تر و سلامت روان بالاتری برخوردارند.
روش شناسی معنابخشی و دلالت های آن در فرایندهای پژوهشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله، روش شناسی معنابخشی دروین را به عنوان یکی از شناخته شده ترین نظریه های علم ارتباطات معرفی نموده و به بررسی دلالت های آن در فرآیندهای پژوهشی علوم انسانی می پردازد. مقصود از معنابخشی، فرآیند ساخت چارچوب ذهنی از موقعیت های پیرامون است به نحوی که رفتار فرد براساس آن معنادار شده و هدایت می شود. مدل های موجود معنابخشی، علی رغم تنوع گسترده نظری، فرآیند معنابخشی را بخشی حیاتی از کنش انسان، خصوصاً در حیطه های تخصصی درنظر می گیرند. روش شناسی معنابخشی دروین یکی از دو نظریه پیشگام در این حیطه است. این فرانظریه با مجموعه ای از انگاره های فلسفی در مورد انسان و ماهیت ارتباط انسانی، روش شناسی خاصی را بر مبنای این انگاره ها ارائه می دهد. روش شناسی معنابخشی با تأکید بر پیچیدگی ارتباط انسانی، نگاهی انتقادی نسبت به روش های پژوهشی متداول در علوم انسانی داشته و سعی دارد تا مزیت های روش های کیفی و کمّی را حفظ نموده و در عین حال در راستای اصول اولیّه ارتباطات گام بر دارد که ماحصل آن، روش شناسی بسیار منعطفی است که قابل استفاده در حیطه های مختلف علوم انسانی می باشد. در این مقاله، روش شناسی معنابخشی دروین هم در سطح فرانظریه ای و هم در سطح روش شناختی مورد بررسی قرار می گیرد. سپس به تعدادی از پژوهش هایی که با به کارگیری این روش اجرا شده اند، اشاره شده و درنهایت، رویکرد معرفت شناختی این روش به پژوهش در حیطه علوم انسانی مورد بحث قرار گرفته است.
درمان فراشناخت و آموزش نوروفیدبک بر علائم اضطراب، نظمجویی هیجان و فعالیت امواج مغزی دانشجویان دختر دارای اختلال اضطراب اجتماعی (تک آزمودنی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال چهارم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۱۲)
77 - 100
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان فراشناخت و آموزش نوروفیدبک بر علائم اضطراب، نظم جویی هیجان و فعالیت امواج مغزی دانشجویان دختر دارای تشخیص اختلال اضطراب اجتماعی بود. روش:پژوهش حاضر از نوع تک آزمودنی است. 5 دانشجوی دختر با تشخیص اختلال اضطراب اجتماعی از دانشگاه فردوسی و دانشگاه فرهنگیان مشهد با استفاده از شیوه نمونه گیری داوطلبانه و مصاحبه بالینی ساختاریافته و پرسشنامه هراس اجتماعی کانور انتخاب و پس از همتاسازی، به صورت تصادفی در گروه فراشناخت و نوروفیدبک جای دهی شدند. فراشناخت درمانی در8 جلسه هفتگی و نوروفیدبک16 جلسه، سه بار درهفته اجرا شد. آزمودنی ها در خط پایه، انتهای درمان و پیگیری، پرسشنامه نظم جویی هیجان را تکمیل کردند، پرسشنامه کانور دو بار در میانه درمان و امواج مغزی آزمودنی های نوروفیدبک نیز قبل وبعد درمان تکمیل وثبت گردید. برای تحلیل داده ها ازبازبینی نمودارها و شاخص درصد بهبودی استفاده شد. یافته ها: اثربخشی هردو درمان درعلائم اضطرابی آزمودنی ها مثبت و معنادار و بهبودی شرکت کننده ها درپیگیری ادامه یافته بود؛ اما اثربخشی هردو درمان برای نظم جویی هیجان معنادار نبود و تنها یکی از آزمودنی های گروه فراشناخت اثربخشی معناداری در آن نشان داد. همچنین، آزمودنی های نوروفیدبک، پس از درمان، امواج بهنجارتری را در موج آلفا و نقاط F3 وF4 داشتند. نتیجه گیری:درمجموع نتایج بیانگر تأثیر مثبت درمان فراشناخت ونوروفیدبک بر اضطراب اجتماعی و امواج مغزی آزمودنی ها بود؛ اما درنظم جویی هیجان تأثیر این دو روش درمانی قابل توجه نبود.
روان درمانی در ایران: موانع و افقها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش عملی روان درمانی از طریق سوپرویژن (نظارت) صورت می گیرد. این آموزش به سه شکل سنتی، زنده، و ویدئویی و در قالب مدل های نظریه محور، تحولی، و انسجامی اِعمال می شود. به طور معمول این آموزش هم در دانشگاه ها و هم در مراکز خصوصی ارائه می گردد. در ایران به لحاظ تاریخی می توان خدمات و آموزش روان درمانی را پیش و پس از تشکیل سازمان نظام روان شناسی وارسی نمود. رقابت های صنفی بین روان شناسان و روان پزشکان و همچنین میان روان شناسان وزارت علوم و بهداشت، فقدان ضوابط روشن و استانداردهای مناسب سازمان نظام روان شناسی جهت ارزیابی کیفیت آموزش و صلاحیت افراد، محدودیت های آموزشی دانشگاه ها، و آموزش های غیر نظام دار در مراکز خصوصی از معضلات آموزش روان درمانی است. طرح پرسش مناسب درباره ضوابط و نه مکان آموزش روان درمانی، تعیین سازمان های غیر دانشگاهی جهت اعتبارسنجی آموزش روان درمانی، و گسترش مراکز خصوصی وابسته به نهادهای بین المللی آموزشی مواردی اند که به ارتقای کیفیت و رشد علم و فن روان درمانی در ایران کمک می کنند.
بررسی آموزش شناختی- رفتاری بر حمایت اجتماعی ادراک شده و خودکارامدی مادران دارای کودک با مشکلات ویژه یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هفتم خرداد ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۲۴)
159-176
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش شناختی-رفتاری بر حمایت اجتماعی ادراک شده و خودکارامدی مادران دارای کودک مبتلا به مشکلات ویژه یادگیری بود. جامعه آماری در این پژوهش تمامی مادران دارای کودک با مشکلات ویژه یادگیری بودند. نمونه مورد مطالعه در این پژوهش عبارت بود از 30 نفر از مادران دارای کودک با مشکلات ویژه یادگیری بودند که در پرسشنامه های خودکارآمدی و حمایت اجتماعی ادراک شده نمرات پایینی کسب کرده بودند. این افراد به طور تصادفی در دو گروه 15 نفره جای گرفتند (گروه آزمایش و گروه کنترل). پس از آن برای افراد گروه آزمایشی، جلسات آموزشی درمان شناختی رفتاری برگزار شد. افراد گروه کنترل نیز هیچ مداخله ای دریافت ننمودند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش عبارت بودند ازپرسشنامه خودکارآمدی شرر و همکاران (1982) و مقیاس ﭼﻨﺪوﺟﻬﯽ ﺣﻤﺎیﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ادراک ﺷﺪه زیمت و همکاران (1988). برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد در مقیاس خودکارآمدی، میانگین نمرات خودکارآمدی، در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معنادار دارند. همچنین در مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده، میانگین نمرات خرده مقیاس های حمایت اجتماعی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معنادار دارند. نتیجه گیریبه طور کلی بر اساس این یافته ها می توان گفت درمان شناختی رفتاری باعث بهبود خودکارآمدی و حمایت اجتماعی ادراک شده در مادران دارای کودک مبتلا به مشکلات ویژه یادگیری در گروه آزمایش شده است.