فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۴۰۱ تا ۱۰٬۴۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۵
7 - 19
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه پذیرش روان شناختی و شفقت به خود با نگرش به جستجوی کمک روان شناختی در فرزندان جانبازان انجام شد. پژوهش توصیفی همبستگی حاضر در سال 1396 روی 217 نفر از فرزندان جانبازان شهرستان اردکان انجام شد. آزمودنی ها به روش دردسترس انتخاب شده و داده ها با استفاده از پرسشنامه های پذیرش و عمل، شفقت به خود، جستجوی کمک روان شناختی جمع آوری شدند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون به کار رفتند. نرم افزار SPSS23 نیز استفاده شد. بین ابعاد پذیرش روان شناختی (تجارب هیجانی و کنترل روی زندگی) و ابعاد شفقت به خود با نگرش به جستجوی کمک روان شناختی رابطه مثبت معنی دار وجود داشت (05/0>p). همچنین تحلیل رگرسیون نشان داد 31 درصد از واریانس تمایل به جستجوی کمک روان شناختی توسط متغیرهای شفقت به خود و پذیرش روان شناختی تبیین می شد (05/0>p). از بین دو مؤلفه پذیرش روان شناختی فقط مؤلفه کنترل روی زندگی و از بین شش مؤلفه شفقت به خود، سه مؤلفه اجتناب از همانندسازی افراطی، مهربانی با خود و قضاوت کردن خود در پیش بینی جستجوی کمک روان شناختی در فرزندان جانبازان نقش معنی داری داشت.پذیرش روان شناختی و شفقت به خود می توانند نقش معنی داری در پیش بینی نگرش به جستجوی کمک روان شناختی فرزندان جانبازان داشته باشند.
اثر سرمایه روان شناختی بر عملکرد شغلی و بهزیستی روان شناختی: نقش میانجی رشد روان شناختی در کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر سرمایه روان شناختی بر عملکرد شغلی و بهزیستی روان شناختی از طریق نقش واسطه ای رشد روان شناختی در کار بود. جامعه پژوهش کارکنان شرکت ملّی مناطق نفت خیز جنوب منطقه اهواز در سال 1398 را در بر می گیرد که از این میان تعداد 418 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسش نامه های سرمایه روان شناختی لوتانز و همکاران، رشد روان شناختی در کار پوراث و همکاران، عملکرد شغلی ویلیام و آندرسون، و بهزیستی روان شناختی دینر و بیسواس-دینر جمع آوری گردید. طرح پژوهش از نوع همبستگی از طریق الگویابی معادلات ساختاری ( SEM) بود. ارزیابی الگوی پیشنهادی با استفاده از نرم افزارهای SPSS-25 و AMOS-24 صورت گرفت. جهت آزمودن اثرات واسطه ای نیز از روش بوت استراپ استفاده شد. نتایج مطالعه نشان داد که الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار است. یافته های پژوهش حاکی از تأیید اثرات مستقیم سرمایه روان شناختی و رشد روان شناختی در کار بر عملکرد شغلی و بهزیستی روان شناختی بود. هم چنین اثر مستقیم سرمایه روان شناختی به رشد روان شناختی در کار مورد تأیید قرار گرفت. یافته های مربوط به فرضیه های غیرمستقیم نشان دهنده تأیید نقش واسطه ای متغیر رشد روان شناختی در کار در رابطه بین سرمایه روان شناختی و پیامدهای عملکرد شغلی و بهزیستی روان شناختی بود. با توجه به نتایج این تحقیق، تمرکز بر حالات فردی نیروی انسانی در محیط کار منجر به ارتقاء عملکرد شغلی و بهزیستی روان شناختی می گردد، لذا اقداماتی جهت افزایش سرمایه روان شناختی و رشد روان شناختی در کار در قالب برنامه های آموزشی به سازمان توصیه می شود.
متغیرهای روان شناختی و سازمانی تاثیرگذار بر تاب آوری پرستاران در دوران پاندمی کرونا: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همه گیری کووید-19، یک بحران غیرمعمول بهداشت جهانی است که با گسترش سریع در سراسر جهان و مرگ و میر چشمگیر ناشی از آن همراه بوده است. در چنین شرایطی متخصصین بهداشت به ویژه پرستاران نقشی حیاتی ایفا می کنند. تاب آوری آن ها در طی همه گیری نه تنها برای ادامه کار در شرایط بحرانی و مراقبت همه جانبه از بیماران، بلکه برای کنترل شیوع بیماری بسیار مهم است. پژوهش حاضر به منظور کشف و بررسی متغیرهای روان شناختی و سازمانی مؤثر بر تاب آوری و ادامه کار پرستاران در شرایط بحرانی و استرس آور پاندمی در سال 1399 صورت گرفته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها کیفی می باشد. جامعه پژوهش حاضر پرستاران شاغل در بیمارستان های مختص به بیماران مبتلا به ویروس کرونا در مشهد و بجنورد می باشند. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام گرفت. با 15 نفر از پرستاران از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق- با رعایت فاصله گذاری اجتماعی و استفاده از وسایل ارتباط جمعی، اطلاعات جمع آوری شده است. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق روش تحلیل چارچوبی که مشتمل بر پنج مرحله است صورت گرفته است. با توجه به اطلاعات گردآوری شده از بین متغیرهای روان شناختی، انعطاف پذیری روان شناختی و هوش معنوی بر تاب آوری پرستاران نقش تعیین کننده ای داشته اند و در بین متغیرهای سازمانی، تعهد سازمانی (تعهد عاطفی، تعهد مستمر، تعهد هنجاری) نقش برجسته ای در میزان تاب آوری پرستاران داشته است. با توجه به نتایج حاصل از مصاحبه های صورت گرفته، هوش معنوی، انعطاف پذیری روان شناختی و تعهد سازمانی منجر به تاب آوری پرستاران شده است و از طرف دیگر نبود کیفیت زندگی کاری مناسب در شرایط پاندمی مانعی برای ادامه کار پرستاران ایجاد نکرده است و با وجود شرایط بحرانی و کمبود امکانات بهداشتی و روان شناختی به کار خود ادامه داده اند که نشان می دهد مؤلفه های درونی و معنوی نقش تعیین کننده ای در تاب آوری پرستاران در شرایط بحرانی، بخصوص در دوران پاندمی کووید-19، ایفا می کنند.
تأثیر آموزش غنی سازی رابطه والد- نوجوان مبتنی بر رویکرد خانواده درمانی متمرکز بر هیجان بر دل بستگی ناایمن و تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخورداری از رابطه خوب میان والدین و نوجوانان سویه ای بنیادی در تحول نوجوان است. هدف پژوهش حاضر آشکار ساختن اثربخشی برنامه غنی سازی رابطه والد- فرزند بر پایه خانواده درمانی متمرکز بر هیجان بر کاهش دل بستگی ناایمن و افزایش تاب آوری نوجوانان بود. روش پژوهش حاضر آزمایشی تک موردی از نوع طرح های خط پایه چندگانه ناهم زمان بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را همه نوجوانان مراجعه کننده (53 نوجوان) به مرکز مشاوره طلوع امید شهر اهواز در سال 1399 تشکیل داده است. اندازه نمونه دربرگیرنده سه نوجوان بر پایه ملاک های ورود و خروج انتخاب شده اند. روش نمونه گیری پژوهش حاضر هدفمند بود. به این صورت که بر پایه فراخوان موردنظر، تمایل نوجوانان برای شرکت در دوره، در نظر گرفتن ملاک های ورود و خروج از پژوهش، 3 نوجوان انتخاب و به همراه والدین در برنامه مذبور شرکت نمودند. ابزارهای پژوهش دربرگیرنده پرسشنامه دل بستگی بزرگ سال کولینز و رید (1990) و پرسشنامه تاب آوری کونور و دیدسون (2003) بود. مداخله آموزشی در 5 جلسه انجام شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل دیداری، معنی داری بالینی (شاخص تغییر پایا) و فرمول درصد بهبودی استفاده شد. یافته ها نشان داد که آموزش غنی سازی رابطه والدین- نوجوان منجر به (07/21) درصد کاهش در سبک دل بستگی ناایمن و (07/37) درصد افزایش در تاب آوری نوجوان اول، (90/19) درصد کاهش در سبک دل بستگی ناایمن و (60/29) درصد افزایش در تاب آوری نوجوان دوم و (03/28) درصد کاهش در سبک دل بستگی ناایمن و (03/23) درصد افزایش در تاب آوری در نوجوان سوم شد. میزان شاخص تغییر پایا نشان داد که دل بستگی ناایمن و تاب آوری در هر سه نوجوان به میزان معنی داری تغییر نشان دادند. مقدار پی (05/0) بود. این برآیندها به این معنی است که آموزش غنی سازی رابطه والد- نوجوان می تواند زندگی نوجوان را بهبود بخشد و درمانگران می توانند از این مدل در کار با نوجوانان به منظور کاهش سبک دل بستگی ناایمن و افزایش تاب آوری در شهر اهواز استفاده کنند.
A Critical Micro Evaluation of the English Language Program Reforms in State Schools: A Language-in-Education Policy and Planning Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اثر بخشی درمان شناختی رفتاری واحدپردازه ای بر سوگیری تعبیر چهره و ترس از ارزیابی منفی در دانشجویان دارای خصیصه پارانوئید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری واحد پردازه ای بر سوگیری تعبیر چهره و ترس از ارزیابی منفی در دانشجویان دارای خصیصه پارانوئید انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با روش پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی شهر کاشمر در سال 1398 که بر اساس پرسشنامه بالینی چندمحوری میلون -3 و ملاکهای DSM-5 دارای خصیصه پارانوئید تشخیص داده شده اند، تشکیل دادند (بر اساس آمار به دست آمده از این مرکز 60 نفر). از این تعداد، 20 دانشجو دارای خصیصه پارانوئید به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (هر گروه 20 نفر). گروه آزمایش 16 جلسه درمان شناختی رفتاری واحدپردازه ای چورپیتا را دریافت کردند. ابزار پژوهش پرسشنامه چندمحوری بالینی؛ سوگیری تعبیر چهره های مبهم و مقی اس ت رس از ارزی ابی منف ی بود که قبل و بعد از مداخله توسط هر دو گروه تکمیل گردید. داده- های جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS-22 و آمار استنباطی تحلیل کواریانس تحلیل شد. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد با حذف اثر نمره های پیش آزمون سوگیری تعبیر چهره و ترس از ارزیابی منفی به عنوان متغیر همپراش اثر اصلی درمان شناختی رفتاری واحد پردازه ای بر سوگیری تعبیر چهره و ترس از ارزیابی منفی در پس آزمون معنی دار است(05/0 P < ). لذا می توان از درمان شناختی رفتاری واحدپردازه ای به عنوان یک روش موثر برای کاهش سوگیری تعبیر و ترس از ارزیابی منفی افراد دارای خصیصه پارانوئید بهره گرفت.
نقش میانجی سرکوبگری عاطفی در رابطه آزار دیدگی دوران کودکی و سبک های دلبستگی با آسیب پذیری نسبت به اعتیاد در نوجوانان پسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال شانزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۶۱
161 - 176
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه آزار دیدگی دوران کودکی، سبکهای دلبستگی و آسیب پذیری نسبت به اعتیاد با نقش واسطهای سرکوبگری عاطفی در نوجوانان صورت گرفته است. پژوهش حاضر، از نوع مطالعات توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری، شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع دهم و یازدهم (دوره متوسطه) شهرستان اسکو بود که در سال تحصیلی 99-98 (1400 نفر) مشغول به تحصیل بودهاند، که از این تعداد، با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای، 300 نفر انتخاب گردید. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه شناسایی افراد در معرض خطر اعتیاد، پرسشنامه ضربه کودکی، پرسشنامه سبکهای دلبستگی و پرسشنامه سازگاری وینبرگر بودند. دادهها توسط نرم افزارهای SPSS 21 و PLS 3 و روش مدلیابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین آسیب پذیری نسبت به اعتیاد با سبکهای دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا / اضطرابی، آزار دیدگی دوران کودکی و سطح بالای سرکوبگری عاطفی، رابطهی مثبت و معناداری وجود دارد. مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی با دادهها برخوردار بوده است و آزاردیدگی دوران کودکی و سبکهای دلبستگی ناایمن با نقش واسطهای سرکوبگری عاطفی میتوانند آسیب پذیری به اعتیاد را تبیین کنند (01/0> p ). در نتیجه، سرکوبگری عاطفی از یک سو تحت تأثیر تجارب آزار دیدگی دوران کودکی و از سویی دیگر نشأت گرفته از سبکهای دلبستگی ناایمن میباشد. مشکل در تنظیم عواطف و سرکوب هیجانات میتواند باعث آسیب پذیری نوجوانان در مقابل اعتیاد شود. توجه به این امر می تواند پیشنهادهایی در زمینهی پیشگیری و مداخله در حوزه اعتیاد داشته باشد.
نقش میانجی باورهای غیرمنطقی در رابطه ی بین اهداف و آرزوهای سالم و ناسالم با سلامت روان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال شانزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۶۱
191 - 210
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه ی مدل علّی تأثیر اهداف و آرزوهای سالم و ناسالم بر سلامت روانی با توجه به نقش واسطه ای باورهای غیرمنطقی انجام گرفت. برای این منظور، تعداد 250 نفر (116 مرد، 134 زن) از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و به پرسشنامه های خودگزارشی متشکل از مقیاس های باورهای غیر منطقی اهواز (IBT – A؛ عبادی و معتمدین،1384)، سلامت عمومی 28 سوالی (GHQ – 28؛ گلدبرگ و هیلر، 1979) و شاخص آرزو (AI؛ گروزت و همکاران، 2005) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری به وسیله نرم افزار AMOS انجام گرفت. نتایج نشان داد که اهداف و آرزوهای ناسالم، باورهای غیرمنطقی را به صورت مثبت و اهداف و آرزوهای سالم، باورهای غیرمنطقی را به صورت منفی پیش بینی می کنند؛ اهداف و آرزوهای سالم بر سلامت روانی به طور مستقیم و غیرمستقیم مؤثر بودند؛ اما اهداف و آرزوهای ناسالم بر سلامت روانی به طور مستقیم تأثیری نداشت؛ بلکه با واسطه گری باورهای غیرمنطقی می تواند از میزان سلامت روانی دانشجویان بکاهد. همچنین باورهای غیرمنطقی تأثیر علّی و مستقیمی بر سلامت روانی داشت.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و شادکامی مردان مصرف کننده مت آمفتامین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۵)
177 - 199
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش با هدف بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و شادکامی مصرف کنندگان مت آمفتامین انجام شد. روش: طرح پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود؛ جامعه آماری پژوهش شامل همه مردان متأهل مصرف کننده مت آمفتامین مراجعه کننده به مراکز درمانی دولتی و خصوصی (شامل مراکز سرپایی و مراکز اقامتی) شهر کرمانشاه در سال 1397 بود که از بین آن ها 30 مرد به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. هر دو گروه با پرسشنامه های راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی گارنفسکی و همکاران (2001) و شادکامی آرگایل و لو (1990) مورد ارزیابی قرار گرفتند؛ سپس گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 120 دقیقه ای تحت مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی کابات - زین (2004) قرار گرفتند. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل واریانس اندازه های مکرر تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: نتایج حاکی از تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر مؤلفه های راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی خود سرزنشگری (76/25 F=، 001/0 < p)، دیگر سرزنشگری (76/22F= ، 001/0 < p)، نشخوار ذهنی (76/21F= 001/0 < p)، تمرکز مجدد مثبت (71/29 =F 001/0 < p)، تمرکز مجدد برنامه ریزی (59/27F= و001/0 < p)، ارزیابی مجدد مثبت (51/26F= ،001/0 < p)، کم اهمیت شماری (91/21F= ، 001/0 < p)، پذیرش (63/20F= ، 001/0< p)، فاجعه نمایی (23/29 F= ،001/0 < p)، و متغیر شادکامی (29/86F= ، 001/0 < p) و پایداری این تأثیر در مرحله پیگیری بود. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود تا روان شناسان و روان درمانگران ضمن استفاده از نتایج این پژوهش در جهت افزایش راهبردهای شناختی هیجانی سازگارانه و شادکامی و همچنین کاهش راهبردهای شناختی هیجانی ناسازگارانه سوءمصرف کنندگان مواد مخدر؛ با استفاده از رویکردهای مؤثر و فراهم آوردن زمینه های سلامت در سیستم خانواده از پیامدهای منفی اعتیاد بر خانواده جلوگیری نمایند.
تأثیر آموزش پیش از ازدواج مبتنی بر انتظارات زناشویی ایده آل گرایانه بر کاهش انتظارات زناشویی ایده آل گرایانه در زوج های متقاضی ازدواج: یک مطالعه ی تک موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: ازدواج به عنوان یک پیوندی که باعث افزایش زندگی های فردی و اجتماعی افراد می شود، و یکی از بزرگترین تصمیم هایی که یک فرد در دوران زندگی اش می گیرد. هدف این پژوهش تعیین تأثیر آموزش پیش از ازدواج مبتنی بر انتظارات ایده آل گرایانه بر کاهش انتظارات ایده آل گرایانه در زوج های متقاضی ازدواج بود. مواد و روش ها: این پژوهش در یک طرح آزمایشی تک موردی از نوع خطّ پایه چندگانه انجام گرفت. سه زوج متقاضی ازدواج از میان جامعه ی دختران و پسران متقاضی ازدواج مراجعه کننده به مرکز بهداشت هفده شهریور اهوا (سه زن و سه مرد) با رعایت ملاک های ورود به پژوهش به صورت داوطلبانه انتخاب شدند و در مراحل خطّ پایه و مداخله مورد سنجش قرار گرفتند. سه زوج پرسش نامه انتظارات زناشویی ایده آل در مراحل خطّ پایه و در جلسه های دوم، چهارم و هفتم آموزشی تکمیل نمودند. یافته ها: نتایج نشان داد که تأثیر بهبودی نسبی آموزش پیش از ازدواج مبتنی بر انتظارات ایده آل گرایانه در کاهش انتظارات زوج های اوّل (55/42 درصد) و دوم (46/38 درصد) مؤثر بود و نه برای زوج سوم (61/30 درصد). بحث و نتیجه گیری: براساس یافته ها این مداخله در کاهش انتظارات ایده آل گرایانه دو زوج اوّل و دوم به طور نسبی مؤثر است و پیشنهاد می شود که روان شناسان و مشاوران پیش از ازدواج و خانواده از این برنامه ی آموزشی برای پیشگیری و بهبود استحکام خانواده استفاده نمایند.
بررسی نقش میانجی گری هوش اجتماعی در رابطه بین مدیریت دانش و خرد سازمانی در کارکنان دانشگاههای پیام نور استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال دوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
65 - 76
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی نقش میانجیگری هوش اجتماعی در رابطه بین مدیریت دانش و خرد سازمانی در کارکنان دانشگاههای پیام نور استان فارس می باشد. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل دانشگاههای پیام نور استان فارس می باشند که تعداد کل آنها 620 نفر و نمونه آماری 240 نفر می باشد.روش نمونه گیری تصادفی ساده می باشد.به منظور گردآوری اطلاعات از سه پرسشنامه هوش اجتماعی ترومسو(2001)، مدیریت دانش همتی(1389) و خرد سازمانی آردلت(2003) استفاده می شود. برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از روش تحلیل مسیر استفاده شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که مدیریت دانش بر هوش اجتماعی، پردازش اطلاعات اجتماعی، مهارت اجتماعی و آگاهی اجتماعی دارای اثر مستقیم می باشد . همچنین خرد سازمانی بر هوش اجتماعی اثری مستقیم دارد. پردازش اطلاعات اجتماعی بر خرد سازمانی دارای اثری مستقیم است. مهارت اجتماعی بر خرد سازمانی و آگاهی های اجتماعی بر خرد یازمانی نیز دارای اثری مستقیم است. اثرات غیرمستقیم مدیریت دانش بر خرد سازمانی با میانجی گری خرده مقیاس های هوش اجتماعی در سطح معناداری کمتر از 05/0 به لحاظ آماری معنادار است.
اثربخشی آموزش مثبت نگری بر خودشفقتی و تنظیم هیجان در مردان وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف تعیین اثربخشی آموزش مثبت نگری بر خودشفقتی و تنظیم هیجان در مردان وابسته به مواد انجام شد. پژوهش از نوع مطالعات آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری و گروه کنترل بود. نمونه پژوهش به حجم 40 نفر از بین 123 مرد وابسته به مواد شهر اسلام شهر در سال 1398 به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های خودشفقتی رایس، پومایر، نف و وان گوچت و تنظیم هیجان گرانفسکی و کرایج را در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند . گروه آزمایش، طی 14 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش مثبت نگری قرار گرفت و گروه کنترل، آموزشی ندید. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس تک متغیری انجام گرفت. نتایج نشان دادند آموزش مثبت نگری به افزایش خودشفقتی و تنظیم هیجان در مرحله پس آزمون منجر شد و این تأثیر در مرحله پیگیری نیز به افزایش خودشفقتی و تنظیم هیجان منجر شد که نشان دهنده تداوم اثربخشی آموزش مثبت نگری بود. با توجه به نتایج پژوهش، می توان از روش آموزش مثبت نگری برای مردان وابسته به مواد مراجعه کننده به کمپ های ترک اعتیاد برای بهبود خودشفقتی و تنظیم هیجان استفاده کرد.
اثربخشی آموزش غنی سازی کیفیت زندگی بر خودارزشمندی و سرمایه های روان شناختی زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۸)
310 - 331
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش غنی سازی کیفیت زندگی بر خودارزشمندی و سرمایه های روان شناختی زنان سرپرست خانوار بود. روش پژوهش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود و جامعه آماری پژوهش حاضر را 130 زن سرپرست خانوار (همسران فوت شده یا مطلقه) تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) شهرستان مرودشت در سال 1399-1398 تشکیل دادند که پس از غربالگری با پرسشنامه های خودارزشمندی (کروکر و همکاران، 2003) و سرمایه روان شناختی (لوتانز و اولیو، 2007) 30 زن سرپرست خانوار با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جایدهی شدند (هر گروه 15 زن). گروه آزمایش مداخله آموزش غنی سازی کیفیت زندگی (محقق ساخته) را طی دو ماه در 16 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار آماری SPSS23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از تأثیر مداخله غنی سازی کیفیت زندگی بر نمره خودارزشمندی (71/14=F، 002/0 =P) و سرمایه های روان شناختی (90/20=F، 001/0 =P) و پایداری این تأثیر در مرحله پیگیری بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که آموزش غنی سازی کیفیت زندگی با بهره گیری از تکنیک های مسولیت پذیری، مهارت خودآگاهی، صبر، پذیرش و ذهن آگاهیمی تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت بهبود خودارزشمندی و سرمایه های روان شناختی زنان سرپرست خانوار مورد استفاده گیرد.
تحلیل کتاب های هدیه های آسمان دورۀ ابتدایی نسبت به مؤلفه های شکوفایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاکنون نظریه های مختلفی در زمینه شکوفایی مطرح شده است که در این بین مدل چندبعدی شکوفایی پرما از دیدگاه سلیگمن از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد. در این راستا افرادی که سطح بالایی از شکوفایی دارند، از نظر هیجانی و عملکرد در زندگی شخصی و اجتماعی خوب عمل می کنند و از هرگونه بیماری روانی به دور هستند؛ ازاین رو پژوهش حاضر با هدف تحلیل کتاب های هدیه های آسمان دوره ابتدایی نسبت به مؤلفه های شکوفایی با تأکید بر دیدگاه سلیگمن انجام شده است. روش پژوهش حاضر تحلیل محتوا می باشد، به این صورت که پس از مشخص کردن مؤلفه های مورد نظر به عنوان ملاک های تحلیل و تعیین هر پاراگراف به عنوان واحد تحلیل، با استفاده از روش ویلیام رومی به تحلیل داده ها پرداخته شد؛ همچنین از آزمون خی دو جهت مشخص کردن نیکویی برازش مؤلفه ها در محتوای مذکور استفاده گردید. اسناد مورد تحلیل این پژوهش کتاب های هدیه های آسمان دوره ابتدایی، حجم جامعه و نمونه پژوهش یکی بود. با توجه به ضریب درگیری (ISE= 0/74) به دست آمده از محتوای مورد بررسی می توان اظهار داشت که میزان توجه کتاب های هدیه های آسمان دوره ابتدایی به مؤلفه های شکوفایی در حد مطلوب و به صورت فعال بوده است؛ همچنین نتیجه حاصل از آزمون خی دو (Sig: 0/000، Chi-Square: 67.984 a ) نشان داد که بین مؤلفه های شکوفایی پرما تفاوت معناداری وجود دارد. به گونه ای که مؤلفه دستیابی با 11/10 درصد فراوانی دارای بیشترین فراوانی و مؤلفه روابط مثبت با 23/7 درصد فراوانی، کمترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند.
بررسی اثربخشی روان درمانگری کوتاه مدت مبتنی بر خود مهارگری با جهت گیری مذهبی بر مهار پرخاشگری و ناگوئی هیجانی دانش آموزان دوره متوسطه شهرستان شبستر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات اسلامی ایرانی خانواده سال اول پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱
45 - 60
حوزههای تخصصی:
پرخاشگری و ناگویی هیجانی یکی از مشکلات رفتاری بسیار جدی و نگران کننده در نوجوانی است. هدف: پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی روان درمانگری کوتاه مدت آموزش مبتنی بر خود مهارگری با جهت گیری مذهبی بر مهار پرخاشگری و ناگوئی هیجانی دانش آموزان پسر دوره متوسطه شهرستان شبسترمی باشد. روش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی، پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری در تحقیق حاضر کلیه دانش آموزان مدارس متوسطه شهرستان شبستر شامل می شود که به روش نمونه گیری دردسترس بر روی تعدادی از آنها پرسشنامه های پرخاشگری باس و پری(AQ-29/4)و پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو (FTAS-20) اجراء گردید. پس از مشخص شدن دانش آموزانی که پرخاشگری و ناگویی هیجانی بالایی داشتند 24 نفر انتخاب و بصورت تصادفی، 12 نفر درگروه آزمایش و 12 نفر دیگر نیز در گروه کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه تحت روان درمانگری کوتاه مدت آموزش مبتنی بر خودمهارگری با جهت گیری مذهبی قرار گرفتند. سپس از دو گروه ذکر شده پس آزمون گرفته شد. یافته ها : داده ها با استفاده از آزمون مانوا و تحلیل کواریانس تجزیه وتحلیل شد و نتایج پژوهش نشان داد که روان درمانگری کوتاه مدت آموزش مبتنی بر خود مهارگری با جهت گیری مذهبی بر مهار پرخاشگری و ناگویی هیجانی دانش آموزان دوره متوسطه شهرستان شبستر بود موثر بوده است. نتیجه گیری: می توان گفت روان درمانگری کوتاه مدت آموزش مبتنی بر خود مهارگری با جهت گیری مذهبی موجب مهار پرخاشگری و ناگویی هیجانی دانش آموزان می شود.
بررسی تأثیر هوش معنوی بر رفتار پرخاشگرانه با توجه به نقش میانجی اخلاق حرفه ای؛ مورد مطالعه: پرستاران بیمارستان امام علی (ع) استان البرز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۷ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
35-50
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: هوش کارکنان متغیّری مهم در فضای سازمان به شمار می رود. مدیران سازمان ها خواهان کارکنانی هستند که هوش بالاتری داشته باشند. یکی از انواع هوش ها که اخیراً جامعه علمی جهان بر آن متمرکز شده هوش معنوی است. علاوه براین، با توجه به شرایط خاص محیط بیمارستان، اخلاق حرفه ای نقش بسزایی در بروز رفتارهای مثبت و نشان ندادن رفتارهای مخرب در فضای بیمارستان دارد. یکی از رفتارهای مخرب به ویژه درباره پرستارانی که به صورت مستقیم به ارائه خدمات مشغول هستند، رفتارهای پرخاشگرانه است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر هوش معنوی بر رفتارهای پرخاشگرانه با توجه به نقش میانجی اخلاق حرفه ای در بیمارستان امام علی (ع) استان البرز در سال 1398 بود. روش کار: مطالعه حاضر از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری 1100 نفر از پرستاران بیمارستان امام علی (ع) استان البرز بود که پس از توزیع 500 پرسش نامه در میان آنان به روش تصادفی ساده، 490 پرسش نامه مناسب تشخیص داده شد. ابزارهای جمع آوری اطلاعات پرسش نامه های استاندارد هوش معنوی، اخلاق حرفه ای و رفتارهای پرخاشگرانه بود. داده های جمع آوری شده با آزمون های میانگین و الگویابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون میانگین حاکی از آن است که پرستاران بیمارستان امام علی (ع) از سطح قابل قبول هوش معنوی و رعایت اخلاق حرفه ای برخوردار بودند و رفتارهای پرخاشگرانه اندکی از خود بروز دادند. درضمن، نتایج الگویابی معادلات ساختاری نشان می دهد که هوش معنوی تأثیر مثبت و معناداری بر اخلاق حرفه ای پرستاران داشت و هوش معنوی و اخلاق حرفه ای هر دو تأثیر منفی ولی معناداری بر رفتارهای پرخاشگرانه پرستاران داشت؛ درنهایت اینکه نقش میانجی اخلاق حرفه ای در رابطه بین هوش معنوی و رفتارهای پرخاشگرانه تأیید شده است. نتیجه گیری: تقویت شاخص ها و متغیّر هوش معنوی در بهبود اخلاق حرفه ای در بیمارستان مؤثر است و موجب کاهش بروز رفتارهای پرخاشگرانه می شود. همچنین، رعایت اخلاق حرفه ای تأثیر هوش معنوی را بر کاهش بروز رفتارهای پرخاشگرانه پرستاران تسهیل می کند و به عنوان عاملی میانجی ایفای نقش می نماید.
رابطه قاطعیت، نگرش به مسئولیت و جهت گیری زندگی با ماندگاری در درمان اعتیاد مددجویان مرد مراکز ترک اعتیاد شهر زنجان
حوزههای تخصصی:
اعتیاد به مواد مخدر از مهم ترین مشکلات عصر مدرن است که موجب ناکارآمدی افراد جامعه شده و با ایجاد مشکلات عمده در زمینه های سلامتی، رفتاری و اقتصادی، باعث از بین رفتن زندگی و بودجه ملی برای مبارزه یا جبران صدمات ناشی از آن شده است.این پژوهش با هدف تعیین رابطه قاطعیت، نگرش به مسئولیت و جهت گیری زندگی با ماندگاری در درمان اعتیاد مددجویان مرد مراکز ترک اعتیاد شهر زنجان انجام شد. پژوهش حاضر با هدف کاربردی و روش توصیفی و با گردآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه و از نمونه آماری به تعداد 153 نفر به صورت نمونه گیری نسبتی در دسترس از جامعه آماری مددجویان مرد مراکز ترک اعتیاد زنجان بررسی شد. جهت بررسی مدل مفهومی و آزمون فرضیه ها نیز از ضرایب همبستگی پیرسون و مدل تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. بر اساس نتایج آزمون ضریب همبستگی روابط بین متغیرهای ماندگاری درمان اعتیاد، قاطعیت، نگرش به مسئولیت و جهت گیری زندگی مددجویان به صورت مثبت و معنادار بوده و ضرایب تأثیر مسیرهای مرتبط با قاطعیت، نگرش به مسئولیت و جهت گیری زندگی مددجویان بر ماندگاری درمان اعتیاد مددجویان به صورت مثبت و معنادار گزارش شد.بنابراین قاطعیت، نگرش به مسئولیت و جهت گیری زندگی از عوامل مؤثر در پیش بینی ماندگاری درمان اعتیاد مددجویان مرد است.
اثربخشی روان درمانی مبتنی بر مثبت اندیشی بر تحمل پریشانی و امید به زندگی بیماران مبتلابه دیابت نوع 2
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی روش درمانی مثبت اندیشی بر بهبود تحمل پریشانی و امید به زندگی بیماران مبتلابه دیابت نوع 2بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مبتلایان به دیابت در شهرستان کاشمر بود که توسط دانشگاه علوم پزشکی معرفی شده بودند. 30 نفر به صورت در دسترس انتخاب شده و به دو گروه 15 نفری تقسیم شدند. ابزار پژوهش عبارت بود از ﭘﺮﺳﺶ ﻧﺎﻣﻪ ﺗﺤﻤﻞ ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﯽ (DTS) ﺳﯿﻤﻮﻧﺰ و ﮔﺎﻫﺮ (2005) امید به زندگی اشنایدر (1991). نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که تحمل پریشانی و امید به زندگی مبتلایان به دیابت که مداخله ی مثبت اندیشی را دریافت کردند نسبت به اعضای گروه کنترل، افزایش معناداری داشته است؛ بنابراین می توان روش درمانی مثبت اندیشی بر بهبود تحمل پریشانی و امید به زندگی مبتلایان به دیابت تأثیر دارد.
بررسی تأثیر میزان رضایت از انواع ازدواج بر تداوم و کیفیت زندگی زناشویی در جامعه ایرانی (مطالعه موردی: زنان متأهل شهر تهران مناطق 1، 2، 6، 8، 12)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۵)
430 - 443
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر میزان رضایت از انواع ازدواج بر تداوم و کیفیت زندگی زناشویی در میان زنان متأهل شهر تهران بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که با ابزار پرسشنامه و به روش پیمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زنان متأهل شهر تهران در مناطق 1، 2، 6، 8، 12 در سال 1399 بود که از طریق فرمول کوکران 384 نفر به عنوان جمعیت نمونه محاسبه گردید. داده ها با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی زناشویی گراهام بی اسپنیر (RDAS) برادبوری، فینچام و بیچ (۲۰۰۰) و پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ اولسون (1998) به دست آمده است. تجزیه وتحلیل داده ها در دو بخش انجام شد، در بخش اول و طراحی مدل از نرم افزار PLS در بخش دوم و آزمون فرضیه ها از آزمون رگرسیون با نرم افزار SPSS-22 انجام گرفت.. یافته ها: نتایج نشان داد انواع ازدواج باکیفیت زندگی و تداوم آن رابطه دارند (P≤0/05)؛ اما در نوع ازدواج تحمیلی این رابطه معکوس است (P>0/05). نتیجه گیری: در می توان نتیجه گرفت که ازدواج به چه شکلی صورت پذیرد بر سرنوشت ازدواج یک زوج اثرگذار خواهد بود؛ بنابراین فرهنگ سازی در اینجا بسیار ضروری جلوه می نماید تا به مرور از ازدواج هایی که به صورت تحمیلی و در سنین خیلی پایین انجام می گیرد جلوگیری شود و همچنین هنجارها و خرده فرهنگ هایی که امر ازدواج و تشکیل خانواده را مختل می کنند از بین بروند.
اثربخشی مشاوره روایتی بر اساس قصه عشق بر الگوهای ارتباطی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۶)
528 - 547
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مشاوره روایتی بر اساس قصه عشق بر الگوهای ارتباطی زوجین انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش تمامی زوج های مراجعه کننده به یکی از مراکز مشاوره بهزیستی شهر مشهد بودند. نمونه آماری به صورت غیر تصادفی و در دسترس و گمارش به صورت تصادفی بود بدین صورت که تعداد 32 نفر (16 زوج) به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه الگوهای ارتباطی زوجین کریستنسن سالاوی (1984) بود که قبل و پس از مداخله توسط زوجین هر دو گروه تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون واریانس اندازه های مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که روایت درمانی مبتنی بر قصه عشق بر الگوهای ارتباطی زوج تأثیر گذاشته (01/0P≤) و باعث افزایش الگوی ارتباطی سازنده متقابل (99/5=F، 018/0 =P) و کاهش الگوهای اجتنابی متقابل (45/5=F، 028/0 =P) و متوقع / کناره گیری (23/6=F، 014/0 =P) در روابط زوجین گردیده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می گردد این رویکرد بیش از پیش مدنظر قرار گرفته و در مشاورات و مداخلات زناشویی در راستای بهبود ارتباطات زوجین و کاهش الگوهای ارتباطی ناکارآمد و مخرب مورد استفاده قرار گیرد.