ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۰۱ تا ۳٬۰۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
۳۰۰۱.

پیش بینی فرسودگی شغلی براساس خستگی ذهنی و عدم توازن تلاش - پاداش در میان پرستاران در دوران پساکرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرسودگی شغلی خستگی ذهنی عدم توازن تلاش - پاداش پرستاران پساکرونا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۰۷
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی فرسودگی شغلی بر اساس خستگی ذهنی و عدم توازن تلاش - پاداش در میان پرستاران در دوران پساکرونا انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه پرستاران شاغل در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران که طی سال های اخیر از بیماران مبتلا به کووید-19 مراقبت نموده اند، در سال 1402 بود، که از بین آنها 200 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس و غیرتصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های فرسودگی شغلی مسلش و جکسون (1981،MBI )، خستگی ذهنی جانسون و همکاران (2010،MFS ) و عدم توازن تلاش - پاداش سیگریست و همکاران (2009،ERIQ ) جمع آوری گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد خستگی ذهنی و عدم توازن تلاش - پاداش قادر به پیش بینی فرسودگی شغلی بوده اند (05/0>p) و در مجموع 1/54 درصد از واریانس فرسودگی شغلی را تبیین می کنند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که خستگی ذهنی و عدم توازن تلاش - پاداش نقش معنی داری در پیش بینی فرسودگی شغلی دارند و لزوم توجه به این عوامل برای کاهش فرسودگی شغلی در پرستاران در دوران پساکرونا ضروری به نظر می رسد.
۳۰۰۲.

The Effectiveness of Neurofeedback on the Mental Health of Deaf Students(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Neurofeedback mental health Depression Anxiety Deaf Students

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۰۳
Objective: This study aimed to examine the effectiveness of neurofeedback in reducing symptoms of depression, anxiety, and stress in high school deaf girls. Method: A total of 24 deaf female students were randomly assigned to experimental (n=12) and control (n=12) groups. The experimental group received 15 neurofeedback training sessions targeting the F3 and F4 regions. Both groups completed the DASS-21 questionnaire before and after the intervention.. Results: Multivariate analysis of covariance indicated significant reductions in depression (F = 15.680, p<.05), anxiety (F = 5.991, p<.05), and stress (F = 6.100, p<.05) scores in the experimental group compared to the control group. Conclusion: Neurofeedback appears to be an effective intervention for improving mental health among deaf adolescents.
۳۰۰۳.

پیش بینی بهزیستی روانشناختی براساس سیستم های مغزی رفتاری و فراشناخت در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سیستم های مغزی رفتاری فراشناخت بهزیستی روانشناختی افراد وابسته به مواد درمان نگهدارنده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۲۸۶
هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی بهزیستی روانشناختی براساس سیستم های مغزی رفتاری و فراشناخت در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده بود. روش: روش پژوهش توصیفی -همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی بیماران وابسته به مواد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر سمنان در سال 1402 بود. از این بین، 310 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه بهزیستی روانشناختی، پرسشنامه سیستم های مغزی رفتاری و پرسشنامه فراشناخت بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین بهزیستی روانشناختی با سیستم بازداری رفتاری، باورهای مثبت در مورد نگرانی، نیاز به کنترل افکار و فرایندهای فراشناختی خودآگاهی رابطه منفی معنادار و با سیستم فعال ساز رفتاری رابطه مثبت معنی داری وجود داشت . همچنین، 18 درصد از واریانس بهزیستی روانشناختی توسط مولفه های باورهای مثبت درمورد نگرانی، فرایندهای فراشناختی خودآگاهی و عدم اطمینان شناختی پیش بینی شد. نتیجه گیری: براساس نتایج، باورهای فراشناختی نقش مؤثری در بهزیستی روانشناختی در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده دارند. بنابراین، می توان با هدف قرار دادن باورهای فراشناختی برای بهبود روند درمان اعتیاد و افزایش سطح کیفیت زندگی در بیماران استفاده نمود.
۳۰۰۴.

مقایسه اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیک و روان درمانی شناختی تحلیلی در کاهش علائم روان شناختی افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: رفتاردرمانی دیالکتیک علائم روان شناختی اختلال شخصیت مرزی روان درمانی شناختی تحلیلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۲۷۰
زمینه و هدف: این پژوهش باهدف مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک و روان درمانی شناختی تحلیلی در کاهش علائم روان شناختی افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بود. مواد و روش ها: این تحقیق براساس هدف، تحقیقی کاربردی است. براساس گردآوری و نوع داده ها کمی و از لحاظ زمان مقطعی بود. علاوه براین طرح پژوهشی از نوع نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه آماری پژوهش 45 نفر به صورت غیرتصادفی انتخاب شدند. از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد در برنامه آماری SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که نمرات علائم شخصیت مرزی BPI و STB برای افرادی که تحت درمان روان درمانی شناختی تحلیلی قرار گرفتند بیشتر از افرادی بود که تحت درمان رفتاری دیالکتیک بودند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان دهنده موثرتر بودن روش شناختی تحلیلی از رفتاردرمانی دیالکتیک بوده است. در مجموع می توان نتیجه گرفت روان درمانگری شناختی تحلیلی با بهبود روابط بین شخصی، هیجانی وخودپنداره افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی از انجام رفتارهای تکانه ای، بدون تفکر و برنامه ریزی نشده با ارتباط مناسب بین بیمار و درمانگر به بهبود عملکرد اجتماعی این بیماران کمک کند.
۳۰۰۵.

بررسی اثربخشی افزودن سارکوزین به درمان آموزش مدیریت والدین (PMT) در اختلال بی اعتنایی مقابله ای: یک مطالعه کارآزمایی بالینی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: بی اعتنایی مقابله ای سارکوزین آموزش مدیریت والدین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۶۵
زمینه و هدف: اختلال بی اعتنایی مقابله ای، یک الگوی رفتاری منفی، خصمانه توأم با نافرمانی است و به علت اینکه این اختلال می تواند منجر به بروز مشکلات خانوادگی یا تحصیلی در کودک گردد، از اهمیت بالایی برخوردار است. این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی افزودن سارکوزین به درمان رفتاری آموزش مدیریت والدین بر درمان اختلال بی اعتنایی مقابله ای انجام گرفت. مواد و روش ها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، ۸۰ کودک ۱۲-۶ ساله مبتلا به اختلال بی اعتنایی مقابله ای، به طور تصادفی در دو گروه ۴۰ نفره توزیع شدند. در گروه اول از روش درمان آموزش مدیریت والدین و دارونما استفاده شده و در گروه دوم، علاوه بر درمان آموزش مدیریت والدین، داروی سارکوزین با دوز ۰.۰۳ گرم به ازای هر کیلوگرم روزانه برای ۱۲ هفته تجویز شد. کلیه بیماران در قبل و بعد از مداخله از نظر شدت و فراوانی مشکل ساز بودن رفتار بی اعتنایی مقابله ای با پرسشنامه آیبرگ ارزیابی شده و نتایج دو گروه با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل و مقایسه گردید. یافته ها: میانگین نمره شدت رفتار بی اعتنایی مقابله ای طبق پرسشنامه ایبرگ در قبل و بعد مداخله در گروه سارکوزین به ترتیب ۵/۲۵ ± ۳/۱۱۵ و ۷/۲۱ ± ۵/۱۰۳ بوده و اختلاف قبل و بعد درمان معنادار بود (۰۰۱/۰>P). در گروه دارونما، میانگین نمره مذکور در قبل و بعد مداخله به ترتیب ۹/۲۸ ± ۷/۱۱۳ و ۷/۲۵± ۸/۱۰۸ بوده و تفاوت قبل و بعد، معنادار بود (۰۳۵/۰=P). نتیجه گیری: یافته های مطالعه حاضر نشان داد استفاده از سارکوزین به همراه درمان آموزش مدیریت والدین می تواند منجر به تأثیر مطلوب تر و تسریع در درمان کودکان مبتلا به اختلال بی اعتنایی-مقابله ای گردد.
۳۰۰۶.

Predicting Marital Satisfaction based on Attitudes Towards Gender Roles and Identity Styles in Couples(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Marital satisfaction attitudes toward gender roles Identity Styles couples

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۰ تعداد دانلود : ۱۹۴
Objective: This study investigates the prediction of marital satisfaction based on attitudes toward gender roles and identity in married couples. Methods: The research method employed for this purpose is descriptive and correlational. Therefore, A cluster sampling method was used to select 350 married individuals from the residents of the second municipality district of Mashhad in 2022, including 150 women and 150 men. Data was collected using the Tagras scale, Smith identity styles, and Enrich marriage satisfaction questionnaire. Correlation and regression models were employed to analyze the data. Results:The findings reveal significant relationships between attitudes toward gender roles, identity styles, and marital satisfaction. Additionally, it is important to note that the significance of these relationships differed among males and females. After analyzing the data using regression analysis, it was found that attitudes towards gender roles and identity styles have the ability to predict marital satisfaction by %26 and %34, respectively and at the p<0.01 significance level. Conclusion: Hence, based on the results, it can be concluded that individuals who hold egalitarian attitudes toward gender roles tend to experience higher levels of marital satisfaction. Conversely, those who adhere to traditional gender roles are more likely to experience lower levels of marital satisfaction. Furthermore, it was observed that an informational identity style positively predicts marital satisfaction, while a diffuse identity style negatively predicts it.
۳۰۰۷.

واکاوی جنگ شناختی غرب علیه ایرانیان در حوزه دریایی و راهبردهای آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جنگ شناختی دریا مردم روندهای آتی راهبردهای سلبی - ایجابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۹۲
این پژوهش با هدف تبیین راهبردهای آینده پژوهانه مقابله با جنگ شناختی غرب علیه ایرانیان در حوزه دریایی انجام شده و بر اساس روش تحلیل مضمون اجرا گردید. این پژوهش در زمره تحقیقات اکتشافی است که هدف آن اکتشاف ابعاد، مؤلفه ها و شاخص ها بوده و با توجه به ماهیت، ویژگی ها، اهداف و نتایج حاصل از آن، از نوع کاربردی و روش انجام آن کیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش، شامل 30 نفر از مسئولین، مقامات لشکری و کشوری، مدیران و کارشناسان حوزه دریایی، متخصص یا صاحب نظر در موضوع پژوهش هستند. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. پایایی ابزار پژوهش به کمک ابزار های چندگانه؛ الف) ارزیابی یافته های کیفی، ب) فن سه سویه سازی (ترکیب و تلفیق)، ج) پایایی در مصاحبه، پایایی کدگذاری مصاحبه ها بررسی شد. یافته های پژوهش نشان داد که راهبردهای آینده پژوهانه جنگ شناختی در حوزه دریایی شامل شناخت ماهیت جنگ شناختی دریاپایه با 8 مضمون سازمان دهنده، بسترهای آن با 5 مضمون سازمان دهنده، تقویت ساختار جنگ شناختی دریاپایه با 7 مضمون سازمان دهنده، ویژگی های این جنگ با 5 مضمون سازمان دهنده، روندهای در دستور دشمن در جنگ شناختی در حوزه دریایی با 6 مضمون سازمان دهنده، راهبردهای سلبی جنگ شناختی دریاپایه با 6 مضمون سازمان دهنده و راهبردهای ایجابی مقابله با جنگ شناختی دریاپایه با 8 مضمون سازمان دهنده است.
۳۰۰۸.

Effectiveness of the Combined Emotion-Focused and Solution- focused Therapy on the Anger and Marital Adjustment of the Women with Marital Conflicts(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Emotion-oriented therapy solution- focused therapy marital adjustment Marital conflict

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۲۲۷
Objective: The aim of this study was to investigate the effectiveness of a combination of emotion-oriented and solution-focused therapy on anger and marital adjustment in women with marital conflict. Methods: This study was applied in terms of purpose and semi-experimental data collection method with pre-test and post-test design with a control group. The statistical population included women with marital conflicts in Tehran in 2019. Thirty women with marital conflicts were selected by purposive sampling method and randomly assigned to experimental and control groups. The experimental group underwent 10 sessions of combined emotional and pathological therapy for two and a half months, while the control group did not receive the present intervention. The questionnaires used in this study included the Marital Conflict Questionnaire (MCQ), Anger Control Questionnaire (ACQ), and Marital Adjustment Questionnaire (MAQ). The data were analyzed using covariance analysis. Results: The results showed that the combination of emotion-oriented and solution-focused therapy on anger management (P 000 0001; Eta = 0.41; F = 12.71) and marital adjustment (P 000 0001; Eta = 0.45; 15.25 F) Women are affected. Conclusion: Considering the significant effect of combination therapy based on emotion and solution, it is recommended to use this combination therapy in order to improve marital adjustment and anger of women with marital conflicts.
۳۰۰۹.

Psychometric Assessment of the Persian Version of Ethical and Legal Issues in Counseling Self-Efficacy Scale (ELICSES)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: counselor evaluation Validation ethics Self-Efficacy

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۹ تعداد دانلود : ۲۱۸
Aim: The Ethical and Legal Issues Self-Efficacy in Counseling (ELICSES) has been developed to evaluate counselors' and psychologists' self-efficacy in ethical and legal issues. Psychometric properties of the ELICSES in Iranian counselors and psychologists remain a largely unexplored realm. Method: The present study, therefore, seeks to translate the scale from English to Persian while also investigating the psychometric properties of the Persian version of the ELICSES. Online sampling was utilized to collect data from four hundred and forty-seven counselors, psychologists, and trainees who participated in the study. Ethical and Legal Issues in the Counseling Self-Efficacy Scale and Marlowe–Crowne Social Desirability Scale were used in the study. Results: The results of face (all items earned greater than 1.5 except one item (1.2)), content (overall CVI > 0.79, CVR > 0.62), and construct validity (CMIN=3.65, CFI=0.922, RMSE=0.45; also AVE> .5 and CR> .7) indicated that the ELICSES held appropriate validity and reliability. The results of the confirmatory factor analysis confirm the three factors of the ELICSES among Iranian counselors, psychologists, and trainees. Conclusion: These results suggested the validity and reliability of the ELICSES in evaluating self-efficacy when it comes to ethical and legal issues among Iranian counselors, psychologists, and trainees
۳۰۱۰.

رابطه ذهن آگاهی با اضطراب و افسردگی: نقش واسطه ای حرمت خود(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ذهن آگاهی حرمت خود اضطراب افسردگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۵۶
هـدف ایـن پژوهـش تعییـن رابطـه ذهـن آگاهی بـا اضطـراب و افسـردگی بـا نقـش واسـطه ای حرمـت خـود و طـرح پژوهـش از نـوع همبسـتگی بـود. از بیـن دانشـجویان کارشـناسی و کارشـناسی ارشـد دانشـگاه آزاد تهـران جنـوب کـه در سـال 1402-1401 مشـغول بـه تحصیـل بودنـد، 336 نفـر بـا اسـتفاده از روش نمونه بـرداری در دسـترس، بـه عنـوان گـروه نمونـه انتخـاب شـدند. داده هـا بـا اسـتفاده از مقیـاس ذهـن آگاهی (بـراون و رایـان، 2003)، مقیـاس حرمـت خـود (روزنبـرگ، 1965)، سیاهـۀ اضطـراب (بـک، 1988)، سیاهـۀ افسـردگی (بـک، 1961) جمـع آوری شـدند. نتایـج بـه دسـت آمـده از معـادلات سـاختاری ضرایـب مسیـر ذهـن آگاهی بـا اضطـراب و افسـردگی را معنـادار و به ترتیـب 0/501- و 0/282- مشـخص کـرد. هم چنیـن مسیـر غیرمسـتقیم ذهـن آگاهی بـا اضطـراب و افسـردگی به واسـطۀ حرمـت خـود به ترتیـب 0/120- و 0/281- بـود. بنابرایـن نقـش واسـطه ای حرمـت خـود در رابطـۀ بیـن ذهـن آگاهی بـا اضطـراب و افسـردگی تأییـد شـد. بـر مبنـای نتایـج بـا به کارگیـری ذهـن آگاهی و تمرکـز بـر نقـش حرمـت خـود و تقویـت آن، می تـوان اضـطراب و افـسردگی را کاهش داد.
۳۰۱۱.

بررسی رابطه احساس گناه جنسی، افسردگی، احساس تنهایی و جهت گیری مذهبی با شدت خودارضایی در دانشجویان مجرد(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: خودارضایی احساس گناه جنسی افسردگی احساس تنهایی گرایش مذهبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۳۷۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه احساس گناه جنسی، افسردگی، احساس تنهایی و جهت گیری مذهبی با شدت خودارضایی در دانشجویان مجرد «مؤسسه آموزش عالی شاندیز» انجام شده است. روش پژوهش از نوع «توصیفی همبستگی» است. جامعه آماری دانشجویان مجرد یکی از مؤسسات آموزش عالی شهرستان مشهد در سال تحصیلی 1399-1398 بودند. از بین این جامعه، نمونه ای به حجم 179 تن که دست کم یک بار اقدام به خودارضایی کرده بودند، به روش «نمونه گیری در دسترس» انتخاب شد. آزمودنی ها پرسشنامه های «احساس گناه جنسی» موشر (SGQM)، مقیاس «افسردگی» بک (BDI)، مقیاس «احساس تنهایی هیجانی و اجتماعی بزرگسالان» دیتوماسو و اسپینر (SELSA)، پرسشنامه «جهت گیری مذهبی» آلپورت (AROS) و پرسشنامه محقق ساخته «شدت خودارضایی» را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون همزمان تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که افسردگی، مذهب بیرونی، و احساس تنهایی با شدت خودارضایی رابطه ای مثبت و معنادار و با احساس گناه جنسی با شدت خودارضایی در دانشجویان مجرد دارای رابطه ای منفی و معنادار است.
۳۰۱۲.

نقش واسطه ای ذهن آگاهی در رابطه بین ذهنیت والد سرزنش گر با گرایش به عود در افراد وابسته به مواد در حال بهبودی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ذهن آگاهی ذهنیت والد سرزنش گر عود وابستگی به مواد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۴
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای ذهن آگاهی در رابطه بین ذهنیت والد سرزنش گر با گرایش به عود در افراد وابسته به مواد در حال بهبودی بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه مردان مصرف کننده مواد مخدر افیونی (تریاک، شیره و هروئین) در بازه سنی 20 تا 50 ساله مستقر در 30 مرکز اقامتی ترک اعتیاد در استان گلستان در سال 1402 بود که از این میان برای تعیین حجم نمونه با توجه به تعداد متغیرهای مشاهده شده و تخصیص ضریب 40 (5 متغیر مشاهده شده در مدل)، و با احتساب احتمال وجود پرسش نامه های ناقص، 225 نفر به عنوان حجم نمونه به روش تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسش نامه عود، ذهنیت های طرحواره ای و ذهن آگاهی بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS-23 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین ذهنیت والد سرزنش گر و ذهن آگاهی با گرایش به عود در افراد در حال بهبودی از اعتیاد روابط معناداری در سطح 0/01 وجود داشت. همچنین مقدار ضریب بتا (اثر) ذهنیت والد سرزنش گر و ذهن آگاهی بر گرایش به عود در مسیرهای مستقیم به ترتیب برابر با 0/294و 0/214- بود. به علاوه، ذهن آگاهی و رابطه غیر مستقیم ذهنیت والد سرزنش گر با گرایش به عود نقش واسطه ای معناداری داشت. در مجموع نتایج نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار بود و 28 درصد از گرایش به عود را تبیین کرد. نتیجه گیری: افراد وابسته به مواد در حال بهبودی که گرایش بیشتری به عود دارند، دارای سطح بالاتری از ذهنیت والد سرزنش گر و در سطح پایین تری از ذهن آگاهی قرار دارند. بنابراین، به مشاوران و روانشناسان مراکز اقامتی ترک اعتیاد پیشنهاد می گردد به این متغیرها در کاهش گرایش به عود افراد وابسته به مواد در حال بهبودی توجه ویژه ای نمایند.
۳۰۱۳.

اثر بخشی آموزش تنظیم شناختی هیجان بر عزت نفس و خودآگاهی دانشجویان دختر با تجربه شکست عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تنظیم شناختی هیجان عزت نفس خودآگاهی شکست عاطفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۲۳۹
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی آموزش تنظیم شناختی هیجان بر عزت نفس و خودآگاهی دانشجویان دختر با تجربه شکست عاطفی بود. روش این پژوهش کاربردی و از نوع نیمه آزمایشی بود که در آن از طرح پیش آزمون_ پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده بود. جامعه هدف این پژوهش 22نفر از دانشجویان دختر موسسه آموزش عالی حکمت رضوی بود که دچار شکست عاطفی شده بودند، به صورت نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش، آموزش را طی ده جلسه 90دقیقه ای دریافت نمودند، در حالی که گروه کنترل تحت هیچ گونه مداخله ای قرار نگرفتند. از پرسشنامه ضربه عشق راس(1999) جهت غربالگری آزمودنی ها و از پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت (1967) و خودآگاهی کوپر اسمیت (1997) در پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان داد که آموزش تنظیم شناختی هیجان به طور معناداری موجب افزایش عزت نفس و خودآگاهی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است (p<0/05) . آموزش تنظیم شناختی هیجان ، روش مناسبی برای افزایش عزت نفس و خوآگاهی هیجانی در افرادی که دچار شکست عاطفی شده اند است و می تواند به عنوان مداخله ای مبتنی بر شواهد تجربی، مورد استفاده قرار بگیرد.
۳۰۱۴.

خشونت جنسیتی: ارائه یک نظریه زمینه ای(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تعلیق هویت فردی خشونت جنسیتی خشونت نمادین خشونت نهادین طرد اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۱۳۷
مقدمه: پژوهش حاضر معطوف به خشونت جنسیتی است. برمبنای فهم عامه خشونت جنسیتی خصوصی و خانوادگی تلقی می شود و عمدتاً با هدف حفظ خانواده و فرهنگ اعمال و توجیه می شود. پژوهش حاضر در نظر دارد تا به میانجی تجربه و درک زنان از خشونت در عرصه های مختلف اجتماعی، به واکاوی اشکال، زمینه ها و پیامدهای خشونت جنسیتی در نزد نمونه ای از زنان شهر سنندج بپردازد. روش: روش پژوهش حاضر، نظریه زمینه ای است و طی آن با 35 نمونه از زنانی مصاحبه انجام شد که از تجربه خشونت در زندگی برخوردار بودند. در انتخاب نمونه ها، از نمونه گیری هدفمند و با حداکثر تنوع بهره گرفته شده است. یافته ها: زنان موردمطالعه خشونت را در عرصه های مختلف اجتماعی تجربه کرده اند و جامعه پذیری جنسیتی، تبعیض نهادی و محرومیت از منابع قدرت، زمینه های خشونت جنسیتی را شکل داده اند. تجربه خشونت برای زنان آمیخته با سلب قدرت، نادیده انگاری، طرد نهادی، ترس فراگیر و بدبینی نسبت به مردان بوده است و تقدیرگرایی و گریز از جامعه به عمومی ترین راهبرد مواجهه با خشونت تبدیل شده است؛ راهبردهایی که پذیرش هویت متعارف، ترس و بدبینی نسبت به مردان و غیاب سیاست زندگی را در پی داشته است. بحث: محرومیت از منابع قدرت، عدم دسترسی به شبکه های اجتماعی حمایتی، تبعیض نهادی، انسداد ارتقای سازمانی بر شکنندگی و آسیب پذیری زنان در عرصه های مختلف دلالت دارد. گستردگی خشونت بیش از هر چیز نشان از وجه نهادی و ساختاری خشونت دارد؛ فلذا نمی توان خشونت جنسیتی را به مسأله فردی تقلیل داد و از تغییر و اصلاح بسترهای نهادی و ساختاری خشونت غفلت کرد.
۳۰۱۵.

رابطه برنامه درسی پنهان و خشونت جنسی دانشجویان زن متأهل با توجه به نقش تعدیل گری هوش هیجانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: برنامه درسی پنهان خشونت جنسی هوش هیجانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۲۸
مقدمه: برنامه درسی، اصلی ترین عنصر نظام آموزش عالی و بنیادی ترین ابزار برای فراهم آوری دانش، تجربه و مهارت دانشجویان برای عرضه خدمات به جامعه است. به عنوان قلب این نظام، نقش مهمی در تحقق اهداف داشته و ترسیم کننده نقشه ها و اهداف دارند. از طرفی خشونت جنسی یکی از خشونتهایی است که می تواند سلامت زنان را دچار آسیب کند. نظام آموزشی به واسطه برنامه درسی با عناوین نوع دوستی و گرایشهای انسان دوستانه می تواند زمینه های بروز خشونت را کاهش دهد. هدف از انجام این تحقیق، بررسی رابطه برنامه درسی پنهان و خشونت جنسی دانشجویان زن متأهل شهرستان گرگان با توجه به نقش میانجی هوش هیجانی بود. روش: این پژوهش از طریق روش همبستگی انجام شد و جامعه آماری این پژوهش شامل همه دانشجویان متأهل مشغول به تحصیل در دانشگاههای سطح شهرستان گرگان در سال تحصیلی 2020-2019 بود. حجم نمونه این پژوهش برابر با 150 نفر بود که با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گرداوری داده ها شامل: پرسشنامه برنامه درسی پنهان (HCQ) ایمانی (2012)، همسرآزاری (WAQ) قهاری و همکاران (2005) و مقیاس هوش هیجانی (MSEIS) شاته و همکاران (1998) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته: مدل رابطه بین برنامه درسی پنهان و خشونت جنسی با نقش میانجی هوش هیجانی دارای برازش مطلوب است؛ بنابراین مدل پژوهش وضعیت برازش مناسبی دارد و بین برنامه درسی پنهان و خشونت جنسی با نقش میانجی هوش هیجانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بحث: هرچقدر افراد از هوش هیجانی بیشتری برخوردار باشند بیشتر تحت تأثیر برنامه درسی پنهان قرار می گیرند؛ چراکه برنامه درسی پنهان بخشی مهم و تأثیرگذار از فرآیند آموزشی است که به سادگی قابل درک نیست، ولی بر جنبه های گوناگون آموزشی و تربیتی دانشجویان تأثیرگذار است.
۳۰۱۶.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و طرحواره درمانی بر تنظیم هیجانی و تاب آوری مادران دارای کودکان با اختلال بیش فعالی/کمبود توجه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تنظیم هیجانی تاب آوری درمان شناختی رفتاری طرحواره درمانی اختلال بیش فعالی/کمبود توجه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۸ تعداد دانلود : ۲۶۶
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و طرحواره درمانی بر تنظیم هیجانی و تاب آوری مادران دارای کودکان با اختلال بیش فعالی/کمبود توجه انجام شد. روش و مواد: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه مادران دارای کودکان بیش فعالی-نقص توجه 3 تا 7 ساله شهر تهران در سال 1402 تشکیل دادند، که از بین آن ها، 45 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش درمان شناختی رفتاری به مدت 10 جلسه 60 دقیقه ای و گروه آزمایش طرحواره درمانی 12 جلسه 60 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه تنظیم هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006) و تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003) استفاده شد. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر) انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد تفاوت بین طرحواره درمانی و گروه درمان شناختی رفتاری در سطح 05/0 برای مؤلفه های تمرکز مجدد مثبت وارزیابی مجدد مثبت معنی دار می باشد بنابراین با توجه به میانگین های مرحله پس آزمون می توان گفت روش طرحواره درمانی تاثیر معنادار بیشتری بر تغییر مؤلفه های تمرکز مجدد مثبت و ارزیابی مجدد مثبت نسبت به گروه درمان شناختی رفتاری داشته است. همچنین نتایج نشان داد تفاوت بین طرحواره درمانی و درمان شناختی رفتاری در سطح 05/0 برای تاب آوری معنی دار می باشد بنابراین با توجه به میانگین های مرحله پس آزمون می توان گفت طرحواره درمانی نسبت به گروه درمان شناختی رفتاری تاثیر معنادار بیشتری بر تغییر تاب آوری داشته است. همچنین پژوهش حاضر نشان داد که درمان شناختی رفتاری و طرحواره درمانی در مرحله پیگیری می تواند باعث بهبود متغیرهای پژوهش در مادران دارای کودکان با اختلال بیش فعالی/کمبود توجه شود. نتیجه گیری: این مطالعه تاثیر قابل توجه طرحواره درمانی بر درمان شناختی رفتاری در بهبود تنظیم هیجانی و تاب آوری در مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/کمبود توجه را نشان می دهد. یافته ها نشان می دهد که هر دو روش درمانی مفید هستند، اما طرحواره درمانی بهبود بیشتری در متغیرهای اندازه گیری شده دارد که در طول زمان نیز پایدار می ماند.
۳۰۱۷.

نقش خودکنترلی و حساسیت بین فردی در نوسانات خلقی در بازماندگان خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نوسانات خلقی خودکنترلی حساسیت بین فردی سابقه خودکشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۷ تعداد دانلود : ۲۶۷
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی نقش خودکنترلی و حساسیت بین فردی در پیش بینی نوسانات خلقی در افراد با سابقه خودکشی انجام شده است. درک این عوامل می تواند به توسعه مداخلات پیشگیرانه و درمانی بهتر برای این جمعیت کمک کند.   مواد و روش: این مطالعه به صورت مقطعی با نمونه ای از ۲۱۸ نفر از ساکنان تهران انجام شد که بر اساس جدول مورگان و کرجسی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس های استاندارد برای نوسانات خلقی، خودکنترلی و حساسیت بین فردی جمع آوری شد. برای بررسی روابط بین متغیرها از همبستگی پیرسون استفاده شد و تحلیل رگرسیون خطی برای ارزیابی قدرت پیش بینی خودکنترلی و حساسیت بین فردی بر نوسانات خلقی انجام گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ انجام شد.   یافته ها: آمار توصیفی نشان داد که میانگین نوسانات خلقی ۲۸.۳۴ (انحراف معیار = ۶.۱۲)، خودکنترلی ۷۵.۸۹ (انحراف معیار = ۸.۴۷) و حساسیت بین فردی ۶۳.۲۳ (انحراف معیار = ۷.۹۸) است. تحلیل همبستگی پیرسون نشان داد که بین خودکنترلی و نوسانات خلقی همبستگی منفی معنی دار (r = -0.42, p < 0.01) و بین حساسیت بین فردی و نوسانات خلقی همبستگی مثبت معنی دار (r = 0.36, p < 0.01) وجود دارد. تحلیل رگرسیون نشان داد که خودکنترلی (B = -0.29, p < 0.001) و حساسیت بین فردی (B = 0.22, p < 0.001) پیش بین های معنی داری برای نوسانات خلقی هستند و ۲۶ درصد از واریانس نوسانات خلقی را تبیین می کنند (R² = 0.26).   نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که خودکنترلی پایین و حساسیت بین فردی بالا با افزایش نوسانات خلقی در افراد با سابقه خودکشی مرتبط است. این نتایج اهمیت بهبود خودکنترلی و مدیریت حساسیت بین فردی را در مداخلات درمانی برای کاهش نوسانات خلقی و پیشگیری از رفتارهای خودکشی در این جمعیت برجسته می سازد.
۳۰۱۸.

بررسی اثربخشی فیلیال تراپی بر افزایش همدلی و توجه کودکان پسر دوره ی اول ابتدایی مبتلا به اختلال کمبود توجه- بیش فعالی

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فیلیال تراپی همدلی توجه اختلال نقص توجه/بیش فعالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۲۰۶
کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه علاوه بر اشکال در عملکردهای شناختی مانند توجه، در ارتباط و همدلی با دیگران، دچار مشکلاتی می شوند. هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش فیلیال تراپی بر افزایش همدلی و توجه کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه- بیش فعالی بود. جامعه ی آماری شامل تمامی کودکان پسر مبتلا به اختلال کمبود توجه- بیش فعالی دوره ی ابتدایی اول شهر اصفهان بود که از بین آن ها با استفاده از نمونه گیری غیرتصادفی دردسترس 45 نفر از دانش آموزان انتخاب شدند که در سه گروه 15 نفری آزمایش،کنترل و دارودرمانی قرار گرفتند. پرسشنامه های سیاهه رفتاری آخنباخ (2007) و سنجش همدلی کودکان آئویونگ (2009) به عنوان ابزار پژوهش استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل داد ها از آزمون آماری تحلیل کوواریانس تک متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که فیلیال تراپی بر بهبود و افزایش همدلی (F=11/489, p<0/001) و توجه (05/0>F=6/064, p) موثر بوده است. بنابراین باتوجه به نتایج پژوهش حاضر و تأثیر آموزش فیلیال تراپی بر کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه- بیش فعالی در زمینه های افزایش توجه و همدلی می توان از این آموزش برای بهبود روند آموزشی و روابط اجتماعی آنها استفاده بسزایی نمود.
۳۰۱۹.

اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) با تأکید بر آموزه های دینی بر سلامت روان و سازگاری اجتماعی دانش آموزان(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: آموزه های دینی پذیرش و تعهد سازگاری اجتماعی سلامت روان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۱۴۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) با تأکید بر آموزه های دینی بر سلامت روان و سازگاری اجتماعی دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با دوره پیگیری (3 ماهه) با گروه آزمایشی و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر اصفهان در سال تحصیلی 1401 1402 بود. به منظور انتخاب آزمودنی ها به شیوه تصادفی با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای 40 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گروه گواه (20 نفر) جایگزین شدند. برنامه مداخله ای به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای آموزش داده شد. برای جمع آوری داده ها در این پژوهش از پرسش نامه سلامت روانی گلدبرگ و هیلر (1979)، پرسش نامه رفتار سازشی لامبرت و همکاران (1974) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه های مکرر در نرم افزار 23spss- تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد با تأکید بر آموزه های دینی تأثیر معناداری بر افزایش سلامت روان و سازگاری اجتماعی دانش آموزان دارد.
۳۰۲۰.

تأثیر آموزش باورهای دینی و معنوی بر رشد اجتماعی نوجوانان پرورشگاهی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: آموزش باورهای دینی و معنوی رشد اجتماعی نوجوانان پرورشگاهی شهر کرمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۴۷
با توجه به اینکه کودکانی که بخش اول زندگی خود را در پرورشگاه ها می گذرانند، عمدتاً از محیط های حمایت کننده محروم هستند و بیشتر در معرض خطر مشکلات رفتاری همچون پرخاشگری و رفتارهای ضداجتماعی هستند، این پژوهش صورت گرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش باورهای دینی و معنوی بر رشد اجتماعی نوجوانان پرورشگاهی شهر کرمان بود. روش پژوهش حاضر از نوع آزمایشی (طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل) و جامعه آماری آن را نوجوانان ساکن در پرورشگاه صنعتی شهر کرمان تشکیل داده اند که تعداد آنان بالغ بر 200 نفر بود. 30 نفر به صورت تصادفی به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. 15 نفر از آنها به طور تصادفی در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسش نامه رشد اجتماعی وایزمن جمع آوری گردیده است. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که آموزش باورهای دینی و معنوی بر رشد اجتماعی نوجوانان پرورشگاهی شهر کرمان تأثیرگذار بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان