فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۶۱ تا ۳٬۰۸۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
دست آوردهای روان شناختی سال ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
443 - 476
حوزههای تخصصی:
افسردگی، یکی از اختلالات شایع ناتوان ساز و عود کننده روانی است، که تغییرات آشکاری را در انواع عملکردهای زیستی، شناختی، عصبی و عاطفی افراد مبتلا برجای می گذارد. هدف پژوهش مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشخوار فکری، انعطاف پذیری شناختی، تاب آوری و استرس ادراک شده در زنان مبتلا به اختلال افسردگی شهرستان اندیمشک بود. جامعه آماری، شامل کلیه زنان مراجعه کننده به کلینیک های روان پزشکی در بازه زمانی ۱۴۰۰-۱۴۰۱ بودند. 45 نفر از بیماران به صورت تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) ثبت شد. سنجش متغیرهای پژوهش به کمک پرسشنامه نشخوار فکری (Nolen-Hoeksema & Morrow)، انعطاف پذیری شناختی (Dennis & Vander)، تاب آوری (Connor-Davidson) و پرسشنامه استرس ادراک شده (Cohen et al.)، صورت گرفت. در تجزیه و تحلیل از آزمون تحلیل کوواریانس، واریانس دوطرفه، اندازه گیری مکرر و آزمون بن فرونی استفاده شد. نتایج نشان داد بین اثربخشی پذیرش و تعهد با روش شناختی رفتاری بر نشخوار فکری، تفاوت معنی دار وجود دارد (P<0.05). در اثربخشی دو روش بر انعطاف پذیری شناختی و استرس ادارک شده تفاوتی دیده نشد. هیچ کدام از درمان ها بر تاب آوری مؤثر نبود. هر دو رویکرد شناختی رفتاری و پذیرش و تعهد می توانند به عنوان روش های کارآمدی جهت کاهش علائم و نشانه های افسردگی به کار گرفته شوند اما لازم است تفاوت اثربخشی هر دو روش در متغیرهای مربوط به افسردگی در گروه های مختلف نیز مقایسه و ارزیابی گردد.
رابطه عوامل روان شناختی با زورگویی سایبری در دانش آموزان: نقش واسطه ای استفاده مشکل آفرین از اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای استفاده مشکل آفرین از اینترنت در رابطه بین ارتکاب زورگویی سایبری و عوامل روان شناختی انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 325 نفر از آن ها به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه تجربه زورگویی- قربانی سایبری، مقیاس غربالگری استفاده پرخطر و مشکل آفرین از اینترنت، مقیاس کوتاه افسردگی- شادی، مقیاس عزت نفس و مقیاس بازنگری شده پیوند اجتماعی استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد بین افسردگی با استفاده مشکل آفرین از اینترنت و زورگویی سایبری رابطه مثبت و معنی دار و مستقیم، بین عزت نفس با استفاده مشکل آفرین از اینترنت رابطه منفی و غیرمعنی دار و با زورگویی سایبری رابطه منفی و معنی دار و مستقیم، بین پیوند اجتماعی با استفاده مشکل آفرین از اینترنت و زورگویی سایبری رابطه منفی و معنی دار و مستقیم و بین استفاده مشکل آفرین از اینترنت و زورگویی سایبری رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. اثر غیرمستقیم متغیرهای افسردگی و پیوند اجتماعی بر زورگویی سایبری از طریق استفاده مشکل آفرین از اینترنت، از نظر آماری معنی دار و اثر غیرمستقیم عزت نفس بر زورگویی سایبری از طریق استفاده مشکل آفرین از اینترنت، از نظر آماری معنی دار نبود. بر این اساس، عوامل روان شناختی هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم با واسطه استفاده مشکل آفرین از اینترنت با زورگویی سایبری رابطه دارند.
تدوین مدل علی کیفیت زندگی در مدرسه براساس حمایت تحصیلی و جو مدرسه با نقش میانجی نگرش تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کیفیت زندگی دانش آموزان در مدرسه سازه ای است چند بعدی که عوامل مختلفی بر افزایش آن تاثیرگذار است. هدف پژوهش حاضر تدوین مدل علی کیفیت زندگی در مدرسه بر اساس حمایت تحصیلی و جو مدرسه با نقش میانجی نگرش تحصیلی دانش آموزان بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره ی دوم ابتدایی شهر خرم آباد بود. نمونه آماری پژوهش 435 نفر بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های کیفیت زندگی در مدرسه اندرسون و بورک (2000)، حمایت تحصیلی ساندرز(2005)، جو مدرسه لی(2017)، نگرش تحصیلی مک کوچ (2003) جمع آوری شدند. جهت تحلیل داده ها از روش الگو یابی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. و جهت بررسی معناداری اثرات غیر مستقیم از آزمون سوبل استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که الگوی پیشنهادی پژوهش از برازش خوبی با داده های جمع آوری شده برخوردار است. یافته ها همچنین حاکی از آن بود که مسیرهای مستقیم حمایت تحصیلی و جو مدرسه بر کیفیت زندگی در مدرسه دانش آموزان معنادار بود. همچنین مسیرهای غیر مستقیم آن-ها با میانجی گری نگرش تحصیلی نیز معنادار بود. بر اساس یافته های حاصل از پژوهش می توان نتیجه گرفت که به منظور افزایش کیفیت زندگی آموزشی توجه به نقش حمایت تحصیلی، جو مدرسه و نگرش تحصیلی لازم و ضروری است.
تبیین هوش موفق دانشجویان دانشگاه پیام نور بر مبنای معرفت شناسی مکتب سازنده گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش تبیین هوش موفق دانشجویان دانشگاه پیام نور بر مبنای معرفت شناسی مکتب سازنده گرایی در سال 1401- 1400 می باشد. با توجه به نقش و ضرورت کلی سازنده گرایی در تسهیل آموزش و یادگیری، یکی از راهکارهای وصول به این هدف به کارگیری کامل هوش میباشد. این پژوهش از نظر روش شبه تجربی و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه پیام نور استان تهران است . ابزار گردآوری داده ها برای متغیر هوش موفق پرسشنامه استاندارد گریگورنکو و استرنبرگ (2002)، می باشد که روایی آن توسط متخصصان مطلوب ارزیابی شد و پایایی آن 74% به دست آمد. روش آماری پژوهش، برای آماری توصیفی استفاده از جدول فراوانی، میانه، مد، میانگین، درصد تجمعی و برای آمار استنباطی از آزمون (کولموگروف اسمینروف- تحلیل کواریانس) می باشد. نتایج نشان داد از آنجاییکه منشأ مطالعات درباره هوش تا حد زیادی بر اساس محیطهای آموزشی است لذا محیطهای آموزشی که روش تدریس سازنده گرایی مبنای یادگیری است بیش از روش تدریس سنتی بر هوش تحلیلی، هوش خلاق و هوش عملی مؤثر است. یکی از محیطهای آموزشی، دانشگاه پیام نور است که از طریق سیستم آموزش از راه دور و نیمه حضوری انجام می شود. از آنجاییکه نسل سوم آموزش از راه دور مبتنی بر سازنده گرایی است، به دانشجویان این امکان را می دهد تا با روش تدریس مبتنی بر سازنده گرایی به عنوان رویکرد جامع و خلاقانه، فراگیران را به کاوش و حل مساله یاری رساند و این امر به نوبه خود بر هوش تحلیلی، خلاق و عملی آنان نیز موثر است.
ساخت و اعتباریابی مداخله بومی آموزشی - درمانی ارتقادهنده سلامت روان شناختی بر بهزیستی روانی زنان رهایافته از اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتباریابی مداخله بومی آموزشی - درمانی ارتقادهنده سلامت روان شناختی بر بهزیستی روانی زنان رهایافته از اعتیاد انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش در ساخت مداخله، شامل همه ی زنان رهایی یافته از اعتیاد در منطقه 7 شهر تهران در سال 1401 بود که از بین آنان تعداد 30 نفر (15 نفر در گروه گواه و 15 در گروه آزمایش) از طریق روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف (1989،RSPWB-SF ) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین میانگین پس آزمون ابعاد بهزیستی روان شناختی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری 01/0 وجود داشت. علاوه بر این نتایج نشان داد که این مداخله توانسته تأثیر خود را در طول زمان نیز به شکل معناداری حفظ نماید (۰۰۰۱/0>P). در نتیجه آموزش برنامه ارتقادهنده مهارتی می تواند به عنوان رویکردی مؤثر برای بهبود بهزیستی روان شناختی مورد استفاده قرار گیرد.
مدل مفهومی کمال گرایی بر اساس منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کمال گرایی در متون روان شناسی موضوعی پیچیده و مبهم بوده و مفهوم شناسی واحدی از آن توسط روان شناسان ارائه نشده است. هدف این مقاله تدوین مدل کمال گرایی مبتنی بر منابع اسلامی بود. برای این منظور در مفهوم شناسی از روش تحلیل محتوای کیفی سی یه و شانون و برای روایی یابی مدل از روش پیمایشی استفاده شد. در روش تحلیل محتوای کیفی با استفاده از قرآن کریم و منابع دست اول حدیثی بعد از شناسایی و انتخاب واحدهای لفظی و معنایی متناسب با کمال و کما ل گرایی و جست وجوی آنها در منابع مذکور، در چند مرحله کدگذاری باز، محوری 1، محوری 2 و انتخابی انجام و سپس مؤلفه های کمال گرایی، عوامل مؤثر بر کمال گرایی و ابعاد آن استخراج شد. در مرحله بعد شاخص روایی محتوایی CVI و نسبت روایی محتوایی CVR مورد تأیید 9 نفر از روان شناسان دارای تحصیلات حوزوی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد کمال گرایی در منابع اسلامی یک ویژگی مثبت است؛ نوعی گرایش فطری به تعالی و بیزاری از نقص همراه با شناخت عقلانی کمال که به صورت پویا و توحیدمدارنه و در دو عرصه فردی و بین فردی نمایان می شود. عوامل و زمینه سازهای کمال گرایی عبارت اند از: عقل ورزی همه جانبه، شناخت نقص در خویشتن، بهره مندی از وجود اسوه و الگو، و عدم غفلت از یاد خدا. در نتیجه مدل تدوین شده قابلیت بهره برداری جهت طراحی پروتکل های آموزشی روان شناختی را دارد.
The Relationship between Neuroticism and Psychological Distress in the Covid-19 Pandemic: The Mediating Role of Perceived Stress and Loneliness(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۷, Issue ۲ - Serial Number ۲۰, Spring ۲۰۲۴
45 - 56
حوزههای تخصصی:
Introduction: Whenever there is an outbreak of infectious diseases, psychosocial impact has been observed on individual and social levels globally. The psychological and social effects of the COVID-19 epidemic are potential and widespread, which affect people's mental health in the long term. The present study aimed to investigate the role of neuroticism in predicting psychological distress through perceived stress and loneliness in covid-19.Method: This research was carried out in the form of correlation and structural equations. The statistical population of the research was all the students of Azarbaijan Shahid Madani University, 300 of whom were selected through convenience sampling, and the neuroticism scale was from the short form of the Neo questionnaire, the Cohen et al.'s perceived stress questionnaire, the Kessler psychological distress questionnaire, and the loneliness scale. Social Emotional Assessment for Adults (SELSA-S) was administered to them. Then the obtained data were analyzed using Spss26 and Amos22 software.Results: The results showed that neuroticism is related to psychological distress through loneliness and perceived stress. Also, there is a positive and significant relationship between the components of loneliness, perceived stress, and neuroticism with stress, anxiety, and depression.Conclusion: Therefore, considering the increasing spread of psychological distress, it is necessary to reduce people's psychological distress by teaching self-care skills and stress management.
Comparing the Efficacy of Bowen Family Systems Therapy and Couple Therapy Based on Integrated Behavioral Systems on Marital Intimacy and Family Functions(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to compare the effectiveness of Bowen family systems therapy and couple therapy based on integrated behavioral systems on marital intimacy and family functions in couples attending counseling centers in Mahshahr county. Method: This study was a quasi-experimental design with a pre-test and post-test control group. The population of this study consisted of all couples who referred to counseling centers in Mahshahr city due to marital problems. Out of the population, 30 couples were selected through convenience sampling and were randomly assigned to three groups. The instruments used in this study were Bowen family systems therapy, couple therapy based on integrated behavioral systems, the Marital Intimacy Questionnaire (2006), and the Epstein, Baldwin, and Bishop (1983) Family Functioning Questionnaire. Data processing was conducted using descriptive and inferential statistics (covariance analysis). Findings: The results showed that there was a significant difference between the three groups in the variables of marital intimacy and family function. This means that Bowen family systems therapy and couple therapy based on integrated behavioral systems have a significant effect on these variables. Conclusion: Bowen family systems therapy and couple therapy based on integrated behavioral systems did not differ in their effectiveness on marital intimacy and family functions.
Structural Equation Modeling of the Relationship Between Parents' Religious Orientation and Adolescents' Tendency Towards Critical Thinking and Happiness with the Mediating Role of Cognitive Flexibility(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to determine the model fit based on the relationship between parents' religious orientation and the tendency towards critical thinking and happiness with the mediating role of cognitive flexibility in female high school students. Method: This descriptive correlational study was conducted with a population of teenage girls from public high schools in the city of Chalus. A sample of 319 participants was selected using cluster random sampling. Data collection tools included the Ricketts Critical Thinking Questionnaire (2003), the Dennis and Vander Wal Cognitive Flexibility Inventory (2010), the Allport and Ross Religious Orientation Questionnaire (1967), and the Oxford Happiness Inventory (Argyle et al., 1989). Findings: Results showed a significant positive relationship between religious orientation and critical thinking tendency (r = 0.45, p < 0.05), happiness (r = 0.41, p < 0.05), and cognitive flexibility (r = 0.68, p < 0.05). There was also a significant positive relationship between cognitive flexibility and the tendency towards critical thinking (r = 0.73, p < 0.01) and happiness (r = 0.69, p < 0.01). Conclusions: Based on the results of structural equation modeling, the model based on the relationship between parents' religious orientation and the tendency towards critical thinking and happiness with the mediating role of cognitive flexibility among students is adequately fitted. The application of promoting religious duties and training in cognitive flexibility to enhance happiness and critical thinking tendency in students could be considered in experimental studies by researchers, educational planners, and counselors.
The Effectiveness of Choice Theory-Based Parenting Education on Distress Tolerance, Family Cohesion, and Maternal Parenting Self-Efficacy in Mothers of Children with Oppositional Defiant Behaviors(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to examine the effectiveness of Choice Theory-based parenting education on distress tolerance, family cohesion, and maternal parenting self-efficacy in mothers of children exhibiting oppositional defiant behaviors. Method: This quasi-experimental study employed a pre-test, post-test, follow-up, and control group design. The sample population included all mothers of children aged 7-12 years with oppositional defiant behaviors covered by the Imam Khomeini Relief Committee in Sari during the 2021-2022 academic year. Using purposive non-random sampling based on scores from the Distress Tolerance Scale (Simons & Gaher, 2005), the Family Cohesion Scale (Shakeri, 2003), and the Parenting Self-Efficacy Questionnaire (Dumka, 1996) at pre-test, 30 eligible mothers were selected. These mothers were then randomly assigned into two groups of 15 each (experimental and control groups). Data were analyzed using repeated measures ANOVA with the assistance of SPSS version 27 software. Findings: Results indicated that Choice Theory-based parenting education significantly improves distress tolerance, family cohesion, and maternal parenting self-efficacy in mothers of children with oppositional defiant behaviors. Conclusions: Given these results, the use of this educational approach is recommended to enhance distress tolerance, family cohesion, and maternal parenting self-efficacy in mothers of children with oppositional defiant behaviors.
Investigating the Effectiveness of Cognitive-Behavioral Therapy on Self-Compassion and Experiential Avoidance in Women Who Have Experienced Marital Infidelity(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: Marital infidelity is one of the most significant threats to the stability of marital relationships and a leading cause of divorce across various cultures. This study aimed to examine the effectiveness of cognitive-behavioral therapy (CBT) on self-compassion and experiential avoidance in women who have experienced marital infidelity. Methods: The current research was a quasi-experimental study with a pre-test and post-test design, involving experimental and control groups and a three-month follow-up. All women who had experienced marital infidelity and attended psychotherapy and counseling clinics in Tehran during the year 2021-2022 constituted the statistical population of this study, from which 30 were selected via convenience sampling based on the inclusion criteria and randomly assigned to two equal groups of 15. Data were collected using the Self-Compassion Scale (Neff, 2003) and the Acceptance and Action Questionnaire - Second Version (Bond et al., 2007). Participants in the experimental group received 8 sessions of intervention. Data analysis was conducted using descriptive statistics and one-way analysis of variance with SPSS version 26. Findings: The mean self-compassion score and its dimensions in the experimental group significantly improved post-intervention compared to the control group (p < 0.05). Cognitive-behavioral therapy was beneficial in reducing experiential avoidance in the experimental group, unlike the control group (p < 0.05). The effects of this therapeutic program on dependent variables continued during the three-month follow-up period (p < 0.05). Conclusion: Cognitive-behavioral exercises can be used as an effective intervention method to improve the cognitive-emotional status of women who have experienced marital infidelity.
The Effectiveness of Systemic Family Therapy on Alexithymia, Psychological Capital, and Mental Vitality in Mothers Infected with COVID-19 with Autistic Children(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The objective of the present study was to compare the effectiveness of systemic family therapy in reducing alexithymia, increasing psychological capital, and enhancing mental vitality in mothers infected with COVID-19 who have autistic children. Methods: The research method was a quasi-experimental design utilizing a pretest-posttest and follow-up with a control group. The statistical population included mothers infected with COVID-19 who have autistic children in the city of Mashhad, referring to the Avaye Salamat Center (total number: 70 individuals). Data were collected using a cluster random sampling method, ultimately selecting 30 individuals and assigning them into two groups of 15 each, experimental and control. For data collection and assessment of desired features and conditions, demographic forms and marital intimacy, forgiveness, and marital burnout questionnaires were used. Participants in the experimental group underwent systemic family therapy according to Bowen's (2009) protocol in 8 sessions of 90 minutes each, twice a week. Data analysis was conducted using repeated measures analysis of variance and SPSS-16 statistical software. Findings: The results indicated that systemic family therapy significantly reduced alexithymia (F=6.25, P=0.004), increased psychological capital (F=9.65, P=0.001), and enhanced mental vitality (F=7.29, P=0.001) in mothers infected with COVID-19 who have autistic children (P<0.05). Conclusion: Systemic family therapy can be utilized to improve alexithymia, psychological capital, and mental vitality in mothers infected with COVID-19 who have autistic children.
نقش سرشت و منش در شکل دهی صفات چهارگانه تاریک شخصیت با اثر میانجی جاه طلبی در مدیران شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شرایط پیچیده و رقابت آمیز سازمان های امروزی سبب افزایش توجه به برخی ویژگی های منفی مانند صفات چهارگانه تاریک شخصیت شده است. در نتیجه، این مطالعه با هدف تعیین نقش سرشت و منش در شکل دهی صفات چهارگانه تاریک شخصیت با اثر میانجی جاه طلبی در مدیران شهر تبریز انجام شد. روش و مواد: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه همه مدیران اداره های دولتی شهر تبریز در سال 1403 به تعداد 8280 نفر بودند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان و با توجه به ریزش های احتمالی 420 نفر تعیین که این تعداد با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در این پژوهش تعداد 39 پرسشنامه مفقوده وجود داشت. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه سرشت و منش (کلونینجر، 1994)، مقیاس صفات چهارگانه تاریک شخصیت (پلوف و همکاران، 2017) و پرسشنامه جاه طلبی (بوت، 2017) استفاده و برای تحلیل داده ها از روش های ضرایب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و Smart-PLS استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل سرشت و منش در شکل دهی صفات چهارگانه تاریک شخصیت با اثر میانجی جاه طلبی در مدیران برازش مناسبی داشت. همچنین، اثر مستقیم سرشت بر جاه طلبی و صفات چهارگانه تاریک شخصیت منفی و معنادار، اثر مستقیم منش بر جاه طلبی مثبت و معنادار و بر صفات چهارگانه تاریک شخصیت منفی و معنادار و اثر مستقیم جاه طلبی بر صفات چهارگانه تاریک شخصیت مثبت و معنادار بود (01/0P<). علاوه بر آن، اثر غیرمستقیم سرشت و منش بر صفات چهارگانه تاریک شخصیت با میانجی جاه طلبی منفی و معنادار بود (01/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج مذکور، برای کاهش صفات چهارگانه تاریک شخصیت مدیران باید برنامه هایی بر اساس سرشت و منش و جاه طلبی طراحی و اجرا کرد.
اثربخشی درمان تلفیقی طرحواره و شفقت خود بر علائم بالینی زنان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵ (مجموعه مقالات رفتار و ذهن)۵
180-198
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی درمان تلفیقی طرحواره و شفقت خود بر علائم بالینی زنان مبتلابه اختلال شخصیت مرزی انجام شد. روش شناسی: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون گروه کنترل و پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان با اختلال شخصیت مرزی ساکن شهر تهران با حداقل 8 طرحواره ناسازگار در سال 1400 بودند و از میان آن ها 34 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای داده شدند. پروتکل درمان تلفیقی طرحواره و شفقت خود برای گروه آزمایشی طی 15 جلسه، هفته ای یک جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه اختلال شخصیت مرزی (BPI) لیشنرینگ (1999) استفاده شد. داده ها با روش تحلیل واریانس آمیخته تجزیه وتحلیل شد. یافته ها نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون تفاوت معناداری بین پس آزمون گروه آزمایش و کنترل در علائم بالینی آشفتگی هویت (727/12=F)، مکانیزم دفاعی اولیه (325/13=F)، ترس از صمیمیت (56/10=F) زنان با اختلال شخصیت مرزی وجود داشت (01/0>P). نتیجه گیری : با توجه به مؤثر بودن شیوه درمانی در بهبود علائم بالینی زنان با اختلال شخصیت مرزی، از این بسته درمانی می توان به عنوان مداخله روان شناختی مؤثر در مراکز سلامت جهت برای کاهش علائم بالینی زنان با اختلال شخصیت مرزی استفاده کرد.
تأثیر برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی، بر اضطراب، نشخوار فکری و نگرش های ناکارامد مردان در حال ترک اعتیاد بدون دارو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این مطالعه ارزیابی اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) در کاهش اضطراب، نشخوار فکری و نگرش های ناکارآمد در مردان در حال ترک اعتیاد بدون دارو بود. مواد و روش: این مطالعه به صورت کارآزمایی کنترل شده تصادفی (RCT) با گروه کنترل انجام شد. 30 مرد در حال ترک اعتیاد بدون دارو از شهر اهواز در سال 2022 انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی (برنامه MBSR) و کنترل تقسیم شدند. هر گروه شامل 15 نفر بود. برنامه MBSR شامل هشت جلسه هفتگی بود. اضطراب، نشخوار فکری و نگرش های ناکارآمد با استفاده از مقیاس اضطراب بک (BAI)، مقیاس پاسخ های نشخواری (RRS) و مقیاس نگرش های ناکارآمد (DAS) اندازه گیری شدند. داده ها در سه زمان پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری پنج ماهه جمع آوری شد. تحلیل های آماری شامل تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر (ANOVA) و آزمون تعقیبی بونفرونی با استفاده از نرم افزار SPSS-27 انجام شد. یافته ها: گروه آزمایشی کاهش معناداری در اضطراب، نشخوار فکری و نگرش های ناکارآمد از پیش آزمون به پس آزمون و پیگیری نشان داد. به طور خاص، اضطراب از میانگین 24.67 (انحراف استاندارد = 3.45) در پیش آزمون به 15.33 (انحراف استاندارد = 2.88) در پس آزمون (p<.001) و 16.45 (انحراف استاندارد = 3.12) در پیگیری (p<.001) کاهش یافت. نشخوار فکری از 42.78 (انحراف استاندارد = 5.67) در پیش آزمون به 30.45 (انحراف استاندارد = 4.88) در پس آزمون (p<.001) و 32.12 (انحراف استاندارد = 5.13) در پیگیری (p<.001) کاهش یافت. نگرش های ناکارآمد از 95.56 (انحراف استاندارد = 8.45) در پیش آزمون به 78.33 (انحراف استاندارد = 7.12) در پس آزمون (p<.001) و 80.01 (انحراف استاندارد = 7.34) در پیگیری (p<.001) کاهش یافت. گروه کنترل تغییرات معناداری در هیچ یک از متغیرها نشان نداد. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان می دهد که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) یک مداخله موثر برای کاهش اضطراب، نشخوار فکری و نگرش های ناکارآمد در مردان در حال ترک اعتیاد بدون دارو است. این نتایج بر پتانسیل مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی برای حمایت از بهبود شناختی و احساسی در درمان اعتیاد تأکید می کند.
مدل ساختاری تبیین گرایش به خیانت زناشویی بر اساس شفقت به خود با نقش میانجی گر بلوغ عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: شواهد پژوهشی نشان می دهد که عوامل مختلفی در گرایش به خیانت زناشویی دخیل هستند و از سویی شفقت به خود و بلوغ عاطفی به عنوان دو مورد از کلیدی ترین متغیرها در روابط زناشویی و زندگی زوجین هستند که نقش این متغیرها در کنار یکدیگر به عنوان یک مدل ساختاری مورد غفلت واقع شد و اثر شفقت به خود با میانجی بلوغ عاطفی بر گرایش به خیانت زناشویی مشخص نشده است. هدف: هدف از پژوهش حاضر مدل ساختاری تبیین گرایش به خیانت زناشویی بر اساس شفقت به خود با نقش میانجی گر بلوغ عاطفی بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر مشتمل کلیه زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز مثبت زندگی بهزیستی شهرستان بهشهر در طول سه ماه آذر، دی و بهمن ماه سال 1400 بود که از بین آن ها تعداد 385 نفر به روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند اﻧﺘﺨﺎب شدند. همه افراد پرسشنامه های گرایش به خیانت زناشویی دریگوتاس و همکاران (1999)، شفقت به خود نف (2003) و بلوغ عاطفی سینگ و بهارگاوا (1990) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین شفقت به خود و بلوغ عاطفی با گرایش به خیانت زناشویی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد (0/01 >P). همچنین نتایج نشان داد بلوغ عاطفی (0/382-) و شفقت به خود (0/368-) اثر مستقیم و معنی داری (0/01 >P) بر گرایش به خیانت زناشویی دارند. همچنین شفقت به خود با میانجی گری بلوغ عاطفی اثر غیرمستقیم (0/105-) و معنی داری بر گرایش به خیانت زناشویی داشت. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان گفت مدل ساختاری تبیین گرایش به خیانت زناشویی بر اساس شفقت به خود با نقش میانجی گر بلوغ عاطفی از برازش مطلوبی برخوردار بوده و روابط و اثرات بین متغیرها معنادار بود، لذا استفاده از این متغیرها در قالب یک مدل ساختاری می تواند به مشاوران، روانشناسان، درمانگران، پژوهشگران علوم اجتماعی و سایر متخصصان کمک کند
بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری برمهارت های مثبت اندیشی و تعارضات بین فردی در فرزندان طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
103 - 117
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر مهارت های مثبت اندیشی و تعارضات بین فردی فرزندان طلاق انجام شده است. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل فرزندان طلاق در مؤسسه خیریه دارالاکرام قم بود. نمونه آماری این پژوهش از 30 نفر تشکیل شده بود که به روش هدفمند انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شده بودند. جهت جمع آوری داده های این پژوهش از پرسشنامه های مثبت اندیشی اینگرام و ویسنیکی و همچنین پرسشنامه تعارض بین فردی جن استفاده شد. سپس درمان طبق پروتکل درمان شناختی و رفتاری ارائه شده توسط بک، طی 8 جلسه 90 دقیقه ای، برای گروه آزمایش ارائه شد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. سپس از دو گروه پس آزمون گرفته شد. و بعد از جمع آوری اطلاعات آماری برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کواریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که درمان شناختی رفتاری بر مهارت های مثبت اندیشی و تعارضات بین فردی در فرزندان طلاق، اثربخش بود. همچنین، با توجه به نتایج پیشنهاد می گردد دوره های درمان شناختی رفتاری جهت کاهش تعارضات بین فردی فرزندان طلاق در مراکز مشاوره و مدارس توسط روان شناسان و مشاورین برگزار گردد.
ساخت و اعتباریابی مقیاس سازه های آسیب معنوی و روحی از دیدگاه تفکر اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتباریابی مقیاس سازه های آسیب معنوی و روحی از دیدگاه تفکر اسلامی انجام شده است. روش پژوهش از نوع آزمون سازی می باشد که براساس آن 56 سؤال در چهارده مؤلفه طراحی، و روایی محتوایی آنها با نظرخواهی از هجده نفر از متخصصان بررسی شد. سپس 607 نفر آزمودنی به صورت در دسترس به سؤالات پاسخ دادند که داده ها با روش های تحلیل عاملی تأییدی و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی پیرسون بررسی شدند. نتایج نشان داد که تمام مؤلفه ها از برازش مناسبی برخوردارند، به جز 2 سؤال که ضریب عاملی آنها معنادار نبود و از مدل کنار گذاشته شدند. روایی همگرا و واگرای مقیاس از راه سنجش همزمان آن با پرسشنامه بالینی میلون (58/0) و پرسشنامه نگرش معنوی (39/0-) مورد ارزیابی قرار گرفت. همسانی درونی مقیاس برحسب ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد که این ضریب برای کل سؤالات، 90/0 و برای هر یک از مؤلفه های ریا، حسادت، غضب، غیبت، نفاق، دنیاپرستی، دروغ، کینه، عیب جویی، بخل، تکبر، عجب، حرص و طمع، تهمت بین 45/0 تا 75/0 به دست آمد. پایایی مقیاس نیز از راه بازآزمایی و به فاصله زمانی 7 هفته 72/0 محاسبه شد. براساس نتایج به دست آمده، مقیاس سازه های آسیب معنوی و روحی، ابزاری معتبر و مناسب برای سنجش در نمونه ایرانی می باشد.
نقش دینداری و کشمکش های مذهبی-معنوی در پیش بینی اضطراب مرگ با میانجی گری سازمان شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اسلام و روانشناسی سال ۱۸ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۴
117 - 142
حوزههای تخصصی:
اضطراب مرگ نقش مهمی در زندگی و سلامت روانی افراد دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه چندمتغیری میان دینداری، کشمکش های مذهبی−معنوی و اضطراب مرگ است. 209 شرکت کننده از راه نمونه گیری در دسترس به پرسشنامه های این پژوهش به صورت آنلاین و حضوری پاسخ دادند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از مقیاس اضطراب مرگ (تمپلر، 1970)، دینداری (گلاک و استارک، 1965)، کشمکش های مذهبی−معنوی (اکسلاین و همکاران، 2014) و سازمان شخصیت (کرنبرگ، 2002) استفاده شد. یافته های پژوهش با بهره گیری از تحلیل رگرسیون چندمتغیری و مدل معادله ساختاری تحلیل شد. نتایج تحلیل معادله ساختاری بین متغیرها نشان دهنده توان میانجی گری سازمان شخصیت در تبیین رابطه میان دینداری و کشمکش های مذهبی−معنوی و شاخص اضطراب مرگ بود. با توجه به یافته های این پژوهش پیشنهاد می شود در پژوهش های آینده، ابعاد این رابطه با دقت و گستردگی بیشتر و ابزارهای متنوع و متفاوتی بررسی شود؛ همچنین طراحی مقیاس های متناسب با فرهنگ ایرانی اسلامی و مداخلاتی همسو با آموزه های دینی و فرهنگی درمورد ابعاد این رابطه پیشنهاد می شود.
مولفه های اختلال شخصیت خودشیفته بر اساس منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و جمع آوری مولفه های مفهومی خودشفتگی بر اساس منابع اسلامی انجام شده است. خودشیفتگی در روانشناسی با مفهوم «کبر» و «عجب» در منابع اسلامی همپوشی قابل توجهی دارد به همین جهت در ابتدا مفاهیم و واژگان مرتبط با خودشیفتگی با روش اسنادی شناسایی و مجموعه آیات و روایات آن استخراج شد و در ادامه با روش تحلیل محتوا تحلیل شد. نتایج تحلیل کیفی متون دینی در مرحله مولفه شناسی، 11 عنصر مفهومی را گزارش نمود. این 11 مؤلفه عبارت بودند از: 1) خودبرتربینی 2) خودمشهوربینی 3) حس طلبکاری 4) درست پنداری رفتار اشتباه خود 5) امتناع از قبول حق 6) استحقاق خود 7) تحقیر دیگران 8) به خدمت گرفتن دیگران 9) حسادت 10) خودپسندی 11) احساس حقارت. سپس مولفه های مذکور از منظر نظر 12 نفر از کارشناسان بر مبنای شاخص روایی محتوایی(CVI) و نسبت روایی محتوایی(CVR)، ارزیابی شد. پس از پیمایش نظر کارشناسان، 8 مولفه ی 1) خودبرتربینی 2) حس طلبکاری 3) درست پنداری رفتار اشتباه خود 4) امتناع از قبول حق 5) استحقاق خود 6) تحقیر دیگران 7) خودپسندی 8) احساس حقارت، تائید شد. بنابراین خودشیفتگی براساس منابع اسلامی می تواند به عنوان یک سازه در روانشناسی اسلامی مورد استفاده قرار بگیرد.