ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۶۴۱.

مدل ساختاری روابط دانش آموزان با والدین، همسالان و معلمان در تمایل به مداخله در قلدری: نقش واسطه ای خودکارآمدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۳
هدف از پژوهش حاضر بررسی مدل ساختاری روابط دانش آموزان با والدین، همسالان و معلمان در تمایل به مداخله در قلدری با نقش واسطه ای خودکارآمدی بود. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان 15 تا 18 ساله شهر بهبهان در سال 1402-1403 بود که از بین آنها تعداد 300 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های قلدری ایلی نویز اسپلاگه و هولت (2001)، خودکارآمدی عمومی شوارزر و جروسالم (1995)، رابطه دانش آموز با والدین پیانتا (2011)، رابطه دانش آموز با همسالان هادسون (1992) و رابطه دانش آموز با معلمان موری و زوواک (2011) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر به کمک نرم افزارهای SPSSV19 و AMOSV20 استفاده شد. نتایج نشان داد متغیرهای رابطه دانش آموز با والدین (188/0-b=)، همسالان (194/0-b=)، معلمان (166/0-b=) و خودکارآمدی (193/0-b=) اثر مستقیم، منفی و معنا داری بر قلدری در مدرسه دارند (05/0>P). همچنین نتایج نشان داد که رابطه دانش آموز با والدین (067/0-b=)، همسالان (042/0-b=) و معلمان (029/0-b=) با میانجی گری خودکارآمدی اثر غیرمستقیم، منفی و معنا داری (01/0>P) بر قلدری در مدرسه دارند. در نهایت می توان گفت که مدل ساختاری روابط دانش آموزان با والدین، همسالان و معلمان در تمایل به مداخله در قلدری با نقش واسطه ای خودکارآمدی از شاخص های برازش مطلوبی برخوردار بود و از این رو استفاده از این مدل می تواند به معلمان، مدیران، روان شناسان، مشاوران خانواده و متخصصان تعلیم و تربیت در ارتقای خودکارآمدی و روابط دانش آموز با والدین، همسالان و معلمان و کاهش قلدری در مدرسه کمک نماید.
۶۴۲.

روابط ساختاری خود بزرگ بینی با تجارب آسیب زای دوران کودکی: نقش میانجی قلدری سایبری در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۸
تجارب آسیب زای دوران کودکی می توانند تأثیرات بلندمدتی بر ویژگی های شخصیتی و رفتارهای اجتماعی افراد داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و ویژگی خودبزرگ بینی، با نقش میانجی قلدری سایبری در نوجوانان انجام شد. این پژوهش از نوع همبستگی با روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقاطع متوسطه اول و دوم ناحیه دو شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود. نمونه ای به حجم ۳۹۰ نفر با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شد. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه قلدری سایبری آنتیادو و همکاران (۲۱۰۶)، پرسشنامه ترومای دوران کودکی برنستاین و همکاران (۲۰۰۳) و مقیاس خودبزرگ بینی راسکین و تری (۱۹۸۸) بود. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای spss ۲۶ و Amose24 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودکی تأثیر مستقیم و معناداری بر قلدری سایبری (β=.51) و خودبزرگ بینی (β=58.) دارد. همچنین، قلدری سایبری تأثیر مستقیم و معناداری بر خودبزرگ بینی (β=.71) داشت. نتایج تحلیل میانجی نشان داد که قلدری سایبری نقش میانجی معناداری در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و خودبزرگ بینی ایفا می کند (β=.58، P<.001). شاخص های برازش مدل (RMSEA=.063، CFI=.964) نشان دهنده تناسب مطلوب مدل بودند. نتایج پژوهش نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودکی می توانند از طریق افزایش رفتارهای قلدری سایبری، ویژگی خودبزرگ بینی را در نوجوانان تقویت کنند. این یافته ها بر اهمیت شناسایی و مداخله زودهنگام در مورد تجارب آسیب زای دوران کودکی و طراحی برنامه های آموزشی و روان شناختی برای کاهش رفتارهای قلدری سایبری تأکید دارند.
۶۴۳.

ارتباط نشخوار فکری و خودکنترلی هیجانی بر نگرش به اعتیاد: میانجی گری جوّ عاطفی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۶۷
هدف از این پژوهش، بررسی نقش نگرش به اعتیاد بر اساس نشخوار فکری و خودکنترلی هیجانی با میانجی گری جوّ عاطفی خانواده در شهر اردبیل بود. پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و روش، یک پژوهش توصیفی-پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره متوسطه دوم اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند. تعداد ۲۵۵ نفر از دانش آموزان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه های نگرش به اعتیاد کریمی، نشخوار فکری نولن هوکسما و مارو، خودکنترلی هیجانی تانجی و همکاران و جوّ عاطفی خانواده برن استفاده شد. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که نشخوار فکری بر نگرش به اعتیاد اثر مستقیم مثبت و معنادار، خودکنترلی هیجانی و جوّ عاطفی خانواده اثر مستقیم منفی و معنادار بر نگرش به اعتیاد داشتند. اثر غیرمستقیم مسیرها نشان داد که نشخوار فکری و خودکنترلی هیجانی با میانجی گری جوّ عاطفی خانواده بر نگرش به اعتیاد معنادار بود. با توجه به یافته ها توصیه می شود برای آشنایی و نحوه مقابله با نگرش به اعتیاد به برگزاری کارگاه و آموزش در مدارس پرداخته شود
۶۴۴.

اثربخشی آموزش درمان هیجان مدار بر شفقت به خود در دانش آموختگان روان شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۴
در این پژوهش اثربخشی آموزش درمان هیجان مدار بر شفقت به خود دانش آموختگان روان شناسی بررسی شد. طرح پژوهش آمیخته توضیحی بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموختگان کارشناسی ارشد روان شناسی در شهر مشهد تشکیل می دادند. در ابتدا در یک مطالعه نیمه آزمایشی با الگوی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه اثربخشی آموزش درمان هیجان مدار مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 24 نفر به شیوه نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش در ۴ جلسه ۸ ساعته آموزش درمان هیجان مدار پیشرفته را دریافت کرد. ابزار گردآوری داده ها در این مطالعه فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود (SCS-SF) بود و داده ها با تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. در ادامه به منظور آگاهی از تجربه زیسته افراد شرکت کننده، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و نتایج  از طریق تحلیل محتوا کدگذاری شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش درمان هیجان مدار بر شفقت به خود شرکت کنندگان گروه آزمایش تأثیر معناداری دارد (0.01>P). تحلیل مصاحبه ها نیز نشان داد که شرکت کنندگان گروه آزمایش، دریافت مداخله را بر کاهش ترس از ورود به فرایند درمانگری و افزایش آگاهی و اعتماد به نفس  موثر می دانستند. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان از کارگاه آموزشی درمان هیجان مدار به منظور افزایش شفقت به خود به عنوان یک مهارت شخصی جهت آماده سازی درمانگران بهره برد.
۶۴۵.

The Role of Parental Phubbing and Ego-Resilience in Adolescents’ Tendency Toward Digital Game Addiction: A Neural Network Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۱۳
Aim: The growing prevalence of digital games and their potential impact on mental health highlight the need to identify protective mechanisms against possible negative effects. The present study aimed to investigate the role of parental phubbing and ego-resilience in adolescents’ tendency toward digital game addiction: a neural network approach. Method: This research employed a descriptive-correlational design. The statistical population included all male high school students (second cycle) in public schools of Karaj during the 2024 academic year. A total of 300 students were selected using a cluster random sampling method and completed the Digital Game Addiction Scale by Başol et al. (2018), the Parental Phubbing Scale by Ding et al. (2020), and the Ego-Resilience Scale by Block and Kremen (1996). The collected data were analyzed through an artificial neural network using the multilayer perceptron (MLP) approach in SPSS version 26. Results: The findings indicated that parental phubbing and ego-resilience significantly contributed to predicting digital game addiction among adolescents (p< 0.01). Neural network analysis revealed that parental phubbing positively predicted digital game addiction, whereas ego-resilience negatively predicted it. Parental phubbing emerged as the strongest predictor (100%), while ego-resilience served as a protective factor (57.8%). Moreover, the artificial neural network model accurately captured the trends and variations of digital game addiction based on these variables. Conclusion: The results demonstrated that parental phubbing and ego-resilience are critical factors in explaining adolescents’ digital game addiction. Moreover, the artificial neural network model showed high accuracy in predicting the intensity and course of this addiction.
۶۴۶.

اثربخشی آموزش یکپارچگی حسی- حرکتی بر کارکردهای اجرایی، عزت نفس و روابط با همسالان دانش آموزان با اختلال یادگیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۸
مقدمه: اختلال یادگیری از چالش برانگیزترین اختلالات در زمینه روانشناسی و آموزش ویژه است. هدف: هدف پژوهش حاضر، اثربخشی آموزش یکپارچگی حسی- حرکتی بر کارکردهای اجرایی، عزت نفس و روابط با همسالان دانش آموزان با اختلال یادگیری بود. روش: این پژوهش از نوع ، نیمه آزمایش ی ب ا طرح پیش آزمون و پس آزم ون ب ا دو گ روه آزمایش و کنت رل بود. جامع ه آم اری شامل تمام ی دانش آم وزان ب ا ناتوان ی یادگ یری مراجعه کنن ده ب ه مرک ز آموزش ی و توانبخش ی مش کلات وی ژه یادگی ری ژرفای ذهن ش هر سنندج در س ال 1403-1402 بود که تعداد 30 دانش آم وز پسر با روش نمونه گی ری در دس ترس انتخاب و در 2 گ روه آزمایش ی (15 نف ر) و گ واه (15 نف ر) تقس یم شدند. ابزار گردآوری داده ها عبارت بودند از: پرسشنامه های استاندارد کارکردهای اجرایی، عزت نفس و روابط با همسالان و برگزاری دوره اثربخشی یکپارجگی حسی- حرکتی. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 26 و به کمک تحلیل کواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش یکپارچگی حسی- حرکتی بر ارتقای کارکردهای اجرایی، عزت نفس و روابط با همسالان دانش آموزان با اختلال یادگیری تاثیرگذار می باشد ، (001/0>P). به طوری که کارکردهای اجرایی از ۵/۴۲ به ۶/۸۵، عزت نفس از ۲۵/۳۳ به ۴۳/۶۲ و روابط با همسالان از ۱۰۳/۸ به ۷۷/۲۷ رسیده است. نتیجه گیری: نتایج بیانگر این بود که مداخله یکپارچگی حسی- حرکتی با ایجاد تجربه جدید به کارکردهای اجرایی، عزت نفس و روابط با همسالان را در بین دانش آموزان با اختلال یادگیری کمک کرده و می تواند به عنوان مداخله سودمند برای کاهش مشکلات دانش آموزان با اختلال یادگیری به کار گرفته شود.
۶۴۷.

پیامدهای آموزش بازسازی شناختی بر یادگیری خودتنظیمی مبتنی بر تجربه دانشجویان: مرور نظام مند(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدف: این مرور نظام مند با هدف بررسی پیامدهای آموزش بازسازی شناختی بر یادگیری خودتنظیمی مبتنی بر تجربه در دانشجویان انجام شد.روش: پژوهش حاضر یک مرور نظام مند است. جستجوی مقالات منتشرشده بین سال های 2020 تا 2025 در پایگاه های اطلاعاتی PubMed، Scopus، Springer، ProQuest، ScienceDirect و Google Scholar با استفاده از کلیدواژه های انگلیسی «Cognitive restructuring»، «Experiential learning»،«Self-regulated learning و فارسی («بازسازی شناختی»، «یادگیری تجربی»، «یادگیری خودتنظیمی») و عملگرهای بولی انجام شد. مقالات بر اساس معیارهای ورود (مانند مقالات پژوهشی اصلی، مداخله در محیط دانشگاهی و گزارش پیامدهای مرتبط) و خروج غربالگری شدند. داده های مقالات منتخب با استفاده از جدول بندی سیستماتیک استخراج و به روش کیفی و توصیفی تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل یافته ها نشان داد که آموزش بازسازی شناختی بر مؤلفه های یادگیری خودتنظیمی مبتنی بر تجربه تأثیر مثبت دارد. این مداخله با هدف گذاری مؤثرتر، بهبود نظارت و بازاندیشی در فرآیند یادگیری، و تقویت راهبردهای فراشناختی همراه است و به دانشجویان در مدیریت فعالانه تر و انعطاف پذیرتر تجارب یادگیری کمک می کند. نتیجه گیری: آموزش بازسازی شناختی به عنوان یک راهبرد مداخله ای مؤثر برای ارتقای یادگیری خودتنظیمی در بستر تجربی شناخته می شود. ادغام این آموزش در برنامه های درسی دانشگاهی می تواند کیفیت یادگیری دانشجویان را بهبود بخشد. انجام مطالعات بیشتر با طرح های پژوهشی قوی تر برای تعمیق این یافته ها پیشنهاد می گردد.
۶۴۸.

ساخت و اعتباریابی مقیاس سنجش نگرش نسبت به فرزند آوری (ATCHS)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۷
هدف این پژوهش، ساخت و اعتباریابی مقیاسی برای سنجش نگرش نسبت به فرزندآوری در زنان شاغل بدون فرزند بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان شاغل در شهر گلپایگان در سال های ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۲ بود که در بخش های دولتی و خصوصی اشتغال داشتند. نمونه گیری به روش در دسترس انجام شد و ۲۳۹ نفر از این زنان در مطالعه شرکت کردند. پرسشنامه سنجش نگرش به فرزندآوری، پس از بررسی روایی صوری و محتوایی و حذف ماده های تکراری یا مشابه، در قالب نسخه ای ۷۶ سؤالی طراحی گردید. با اجرای تحلیل عاملی، ۱۵ عامل اصلی استخراج شد که درمجموع، 86/79 درصد از واریانس کل پرسشنامه را تبیین کردند. در ادامه، با به کارگیری چرخش واریماکس و حذف یک عامل، ساختار نهایی ابزار شامل ۱۴ عامل با بارهای عاملی بالاتر از ۰/۵۰ مورد تأیید قرار گرفت. ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 96/0 به دست آمد که بیانگر هماهنگی درونی بسیار مطلوب گویه ها و اعتبار بالای ابزار است. همچنین، اعتبار بازآزمایی مقیاس ازطریق ضریب همبستگی 74/0 تأیید شد که نشان دهنده ثبات و همسانی مناسب پاسخ ها در طول زمان است.
۶۴۹.

تأثیر هوش معنوی بر بهزیستی روانی دانشجویان دختر: نقش میانجی افکار خودکار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هوش معنوی بر بهزیستی روانی با نقش مداخله گر افکار خودکار در جمعیت دانشجویی انجام شد. نمونه مورد پژوهش، شامل ۱۸۰ نفر از دانشجویان دختر شاغل به تحصیل در دانشگاه زابل بود. اعضای نمونه پرسشنامه های افکار خودکار، نشانگر بهزیستی روانی و هوش معنوی را به صورت گزارش شخصی (مداد و کاغذی) تکمیل کردند و در نهایت، اطلاعات حاصل از ۱۴۵ آزمودنی (۱۸ تا ۳۲ساله) با میانگین سنی ۲۱.۷۸، مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج همبستگی پیرسون، حاکی از وجود ارتباط معنا دار بین ابعاد هوش معنوی، افکار خودکار منفی، و بهزیستی روانی بود و نتایج معادلات ساختاری نیز نقش میانجی افکار خودکار منفی در تأثیر هوش معنوی بر بهزیستی روانی دانشجویان را مورد تأیید قرار داد. یافته های مطالعه حاضر به ما نشان داد که افکار خودکار منفی به عنوان یک سازوکار روان شناختی، هوش معنوی را به بهزیستی روانی مرتبط می سازد و بهبود هوش معنوی افزون بر مزایای مستقیم برای بهزیستی روانی، به صورت غیرمستقیم و از طریق کاهش افکار خودکار منفی نیز موجب بهبود بهزیستی روانی می گردد؛ بنابراین، تلفیق مداخلات درمانی با آموزش های مبتنی بر هوش معنوی می تواند به مدیریت و بازسازی بهتر الگوهای فکری منفی افراد کمک کند.
۶۵۰.

تحلیل کتاب سنجی روند پژوهش های کاربرد هوش مصنوعی در آموزش ریاضی (از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۲
این پژوهش با هدف تحلیل و بررسی کتاب سنجی مطالعات مرتبط با کاربرد هوش مصنوعی در آموزش ریاضی انجام شده است. این مطالعات در نشریات معتبر نمایه شده در نمایه استنادی علوم اجتماعی از پایگاه داده Web of Science و با بهره گیری از نرم افزار VOS viewer مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج مورد انتظار شامل شناسایی نشریات فعال در این حوزه، بررسی توزیع زمانی و جغرافیایی مقالات، شناسایی نویسندگان برجسته، مجلات تأثیرگذار، موضوعات کلیدی، کاربردهای هوش مصنوعی، گروه های نمونه منتخب، روش های پژوهش استفاده شده و نیز بررسی نقش ها و الگوریتم های محبوب هوش مصنوعی بود. پژوهش به شیوه تحلیل کمّی و با مراحلی از گردآوری داده ها، تحلیل کمّی، تحلیل شبکه و استفاده از نرم افزار انجام گرفت. منابع بررسی شده بر پایه دو معیار اصلی انتخاب و ارزیابی شدند: نخست، استفاده از یک تکنیک مشخص هوش مصنوعی به عنوان ابزاری برای بهبود فرایند یادگیری یا آموزش، و دوم، برخورداری از شواهد تجربی مؤثر یا بررسی های جامع، و در یک بازه زمانی معین (۲۰۰۰-۲۰۲۴) انجام گرفت. یافته های پژوهش در قالب جداول، نمودارها و نقشه های علمی ارائه گردید تا تفسیر آسان تر و ایجاد درک عمیق تری از این حوزه علمی را امکان پذیر سازد.
۶۵۱.

اثربخشی آموزش ذهنی سازی بر پرخاشگری و پیشگیری از رفتار آسیب به خود در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۹
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه آموزشی ذهنی سازی بر پرخاشگری و پیشگیری از رفتار آسیب به خود در نوجوانان انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر و پسر دوره اول متوسطه مدارس شهر اراک در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونه پژوهش شامل 60 دانش آموز دختر و پسر بود که به شیوه هدفمند و بر اساس ملاک های ورودی انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل جایگذاری شدند (هر گروه 30 نفر). گروه آزمایش تحت 8 جلسه برنامه آموزشی ذهنی سازی قرار گرفت. گردآوری داده ها با استفاده از مقیاس پرخاشگری باس و پری (BPAQ؛ باس و پری، 1992)، سیاهه خودآسیبی اُتاوا-کارکردها (OSI-F؛ مارتین و همکاران، 2013) انجام شد. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر صورت گرفت. نتایج نشان داد، بین پیش آزمون و پس آزمون پرخاشگری و رفتار آسیب به خود در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود داشت (01/0>p). بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت آماری معناداری وجود نداشت (01/0>p). نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. در مجموع یافته ها بر پتانسیل برنامه آموزشی ذهنی سازی به عنوان رویکردی مؤثر برای بهبود پرخاشگری و پیشگیری از رفتار آسیب به خود در نوجوانان تأکید دارد. در همین ارتباط ادغام آموزش ذهنی سازی در سیستم های آموزشی می تواند نوید بخش ارتقای سلامت روان در نوجوانان باشد.
۶۵۲.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت جنسی زنان دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۲
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت جنسی زنان دارای تعارض زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل زنان دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده سازمان بهزیستی شهر تهران در سال 1404 بود که 45 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش تعارضات زناشویی ثنایی (1379،MCQ ) و رضایت جنسی هادسون و همکاران (1981،ISS ) بود. مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانی هیجان مدار در 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار به صورت گروهی برای دو گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با بهره گیری از تحلیل واریانس آمیخته تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد بین گروه زوج درمانی هیجان مدار و گروه کنترل در پس آزمون و پیگیری رضایت جنسی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)، اما این تفاوت در گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و کنترل، معنادار نبود (05/0<P). نتایج نشان داد زوج درمانی هیجان مدار نسبت به درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به طور معناداری بر رضایت جنسی زنان دارای تعارضات زناشویی اثربخش تر بود و بین دو درمان تفاوت معنادار مشاهده شد (05/0<P). بنابراین می توان از زوج درمانی هیجان مدار بر بهبود رضایت جنسی در زنان دارای تعارضات زناشویی به عنوان یک درمان حمایتی بهره برد.
۶۵۳.

نقش ملاتونین در بهبود مشکلات خواب در کودکان مبتلا به نقص توجه/بیش فعالی: یک مرور روایتی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۲۹
زمینه و هدف: اختلال نقص توجه-بیش فعالی یکی از اختلالات عصبی رشدی شایع در کودکان است که اغلب با مشکلات خواب همراه است. این مشکلات می توانند به تشدید علائم اختلال نقص توجه-بیش فعالی و کاهش کیفیت زندگی کودکان و خانواده هایشان منجر شوند. هدف از این مطالعه، بررسی اثربخشی ملاتونین در بهبود مشکلات خواب کودکان مبتلا به این اختلال و تحلیل شواهد موجود در این زمینه بود. مواد و روش ها: این پژوهش یک مرور روایتی بود که مقالات مرتبط از پایگاه های داده ای معتبر مانند PubMed، Scopus، Web of Sciences و Google Scholar جمع آوری شدند. استراتژی جستجو شامل ترکیب واژگان کلیدی "ملاتونین"، "اختلال نقص توجه-بیش فعالی"، "مشکلات خواب" و "بی خوابی" بود. معیارهای ورود شامل مقالات آزمایشی، شبه آزمایشی و پژوهش های بود که جمعیت هدف آن ها کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی بودند. در مجموع، از 117 مقاله شناسایی شده، 9 مقاله بر اساس معیارهای ورود انتخاب و تحلیل شدند. یافته ها: پژوهش های بررسی شده نشان دادند که ملاتونین به طور معناداری باعث کاهش تأخیر در شروع خواب، افزایش مدت خواب، و بهبود کیفیت کلی خواب در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی می شود. برخی پژوهش هایبه کاهش مشکلات خواب ناشی از مصرف داروهای محرک مانند متیل فنیدیت نیز اشاره کردند. عوارض جانبی گزارش شده شامل موارد خفیف و گذرا بود. اثربخشی ملاتونین در تمامی سنین و در هر دو جنس مشاهده شد، اما تأثیرات بلندمدت ملاتونین نیاز به بررسی های بیشتری دارد. نتیجه گیری: ملاتونین می تواند به عنوان یک درمان ایمن و مؤثر برای مشکلات خواب کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی استفاده شود. با این حال، استفاده ترکیبی از ملاتونین با مداخلات رفتاری مانند بهداشت خواب می تواند نتایج بهتری را به همراه داشته باشد. پژوهش های آینده باید بر بررسی تأثیرات بلندمدت و فردی سازی درمان ها تمرکز کنند. واژه های کلیدی: اختلال نقص توجه-بیش فعالی، ملاتونین، مشکلات خواب، کودکان، مرور روایتی.
۶۵۴.

Prediction of guilt based on social anxiety and social-emotional loneliness in working women seeking divorce

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۷۲
The present study aimed to predict guilt based on social anxiety and social-emotional loneliness in working women seeking divorce. This study is applied in terms of its purpose and descriptive correlation type. The statistical population of this study consisted of all working women seeking divorce in Tehran in 2024. 200 people were selected through purposive sampling from the family counseling centers of the judiciary. The research tools included the Guilt Inventory by Kugler and Jones (1992); the Social Phobia Inventory by Connor et al. (2000) and the UCLA Loneliness Scale by Russell (1996). The research data were analyzed using stepwise regression analysis and SPSS-22 software. The results showed that there is a positive and significant relationship between social anxiety and loneliness with guilt at the 0.01 level. Social anxiety (P=0.009, β=0.183) positively and at a significance level of 0.01 predicted guilt, and loneliness (P=0.005, β=0.197) positively and at a significance level of 0.01 predicted guilt. In general, the results showed that guilt feelings are predicted based on social anxiety and social-emotional loneliness in working women seeking divorce.  
۶۵۵.

تدوین و اعتبارسنجی بسته ی آموزشی ادراکی-شناختی و بررسی اثربخشی آن بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۵
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر تدوین بسته ی آموزشی بر اساس مولفه های ادراکی-شناختی و بررسی میزان اثربخشی بسته ی تدوین شده بر متغیر کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان بود. مواد و روش ها: روش این پژوهش ترکیبی-اکتشافی است که ماهیت کیفی و کمی دارد در بخش کیفی از تحلیل مضمون به شیوه آتراید-استرلینگ (2001) و در بخش کمی روش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود که بعد از دو ماه نیز پیگیری انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دوره ی دوم ابتدایی شهرستان سامان در سال تحصیلی 1403-1402 بود که 40 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به عنوان گروه نمونه انتخاب شده و به روش تصادفی در گروه آزمایش و گواه گنجانده شدند. گروه آزمایش 18 جلسه در طول 8 هفته و هر جلسه 50 دقیقه تحت آموزش بسته آموزشی ادراکی-شناختی به صورت انفرادی قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل خرده مقیاس کارکردهای اجرایی آزمون عصب-روانشناختی کولیج (CNI؛ 2002) و چک لیست نشانگان نارساخوانی (میکائیلی منیع و فراهانی، 1384) بود. داده ها به شیوه تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-23 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بسته آموزشی ادراکی-شناختی ویژه کودکان نارساخوان از نظر متخصصان دارای روایی محتوایی کافی است. همچنین این بسته ی آموزشی بر کارکردهای اجرایی (0001/0>P؛ 57/0>Eta؛ 43/51>F) دانش آموزان نارساخوان تاثیر داشته است. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که بسته آموزشی ادراکی-شناختی می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان مورد استفاده قرار گیرد.
۶۵۶.

The Efficacy of Emotion-Focused Couple Therapy on Self-efficacy, Body Image Concerns, and Couple Burnout in Women with Sexual Dysfunction(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۹
Objective: This study examines the effectiveness of Emotion-Focused Couple Therapy (EFT) in addressing self-efficacy, body image concerns, and couple burnout among women experiencing sexual dysfunction. Methods:  The study utilized a semi-experimental pre-test-post-test design with a control group. The target population consisted of women diagnosed with sexual dysfunction in Ardabil City in 2024. Purposive sampling was employed to select 34 participants, divided equally into experimental (n=17) and control (n=17) groups. The experimental group participated in nine 90-minute Emotion-Focused Couple Therapy (EFT) sessions, while the control group received no intervention. Data collection involved administering several measures: the Female Sexual Function Index, General Self-efficacy Scale, Body Image Concern Inventory, and Couple Burnout Scale. Statistical analysis was conducted using multivariate analysis of covariance in SPSS-27. Results: The findings demonstrated significant improvements in several domains among women receiving EFT compared to the control group. Specifically, EFT led to substantial decreases in body image concerns (F=60.62), physical exhaustion (F=71.82), emotional exhaustion (F=44.34), and mental exhaustion (F=54.22), alongside notable increases in self-efficacy (F=59.40) (P<0.001). Conclusion: These results underscore the importance of integrating therapeutic approaches that consider both individual and relational dynamics in the treatment of sexual dysfunction.
۶۵۷.

نقش علائم اختلال شخصیت مرزی، روابط ابژه و ناگویی هیجانی در پیش بینی فرسودگی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۰
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش علائم اختلال شخصیت مرزی، روابط ابژه و ناگویی هیجانی در پیش بینی فرسودگی زناشویی بود. روش پژوهش توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری شامل زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی شیراز در سال 1404 بود. 250 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه های فرسودگی زناشویی پاینز (CBM، 1996)، شخصیت مرزی لیشنرنیگ (BPI، 1999)، روابط ابژه بل (BORI، 1995) و ناگویی هیجانی تورنتو (TAS، 1994) پاسخ دادند. داده ها با آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد. یافته ها نشان داد که علائم اختلال شخصیت مرزی، روابط ابژه و ناگویی هیجانی پیش بینی کننده مثبت و معنادار فرسودگی زناشویی هستند (001/0p<). همچنین نتایج نشان داد که علائم اختلال شخصیت مرزی، روابط ابژه و ناگویی هیجانی در مجموع 62 درصد از نمرات فرسودگی زناشویی را تبیین می کنند. این یافته ها نشان می دهد که تعامل میان سازه های شخصیتی و عاطفی، از جمله علائم اختلال شخصیت مرزی، الگوهای روابط ابژه و ناگویی هیجانی، نقش تعیین کننده ای در تبیین فرایند فرسودگی زناشویی دارد.
۶۵۸.

پیش بینی روابط اجتماعی زنان مبتلا به سرطان پستان براساس راهبرد مقابله ای مسئله مدار، روحیه مبارزه و دلمشغولی نگران کننده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۸۴
هدف این پژوهش پیش بینی روابط اجتماعی زنان مبتلا به سرطان پستان براساس راهبردهای مقابله ای مسئله مدار، روحیه ی مبارزه و دلمشغولی نگران کننده بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادین و از لحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به به درمانگاه های تخصصی شهر تهران در سال 1400 بودند. که از بین آنها به صورت در دسترس250 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل سیاهه مقابله با استرس کالزبیک و همکاران (CISS، 1993)، مقیاس سازگاری روانی با سرطان واتسون (Mini-Mac، 1994) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL-BREF، 2007) بود. روش تحلیل پژوهش، تحلیل رگرسیون به روش همزمان بود. یافته ها نشان داد که مقابله مسئله مدار، روحیه ی مبارزه و دلمشغولی نگران کننده با روابط اجتماعی در زنان مبتلا به سرطان پستان رابطه داشت و در مجموع 3/41 واریانس متغیر روابط اجتماعی را تبیین می کند (05/0>p). نتیجه گیری می شود که بین راهبردهای مقابله ای مسئله مدار، روحیه ی مبارزه و دلمشغولی نگران کننده با روابط اجتماعی در زنان مبتلا به سرطان پستان رابطه وجود دارد.
۶۵۹.

نقش میانجی همجوشی شناختی در رابطه بین اجتناب شناختی و بدشکلی بدن: مطالعه ای روی متقاضیان جراحی زیبایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۳۶
مقدمه: نتایج تحقیقات مختلف نشان داده است که متقاضیان جراحی زیبایی با مشکلات روانشناختی متعددی روبرو هستند به همین دلیل بررسی عوامل روانشناختی موثر بر این مشکلات از اهمیت بسزایی برخوردار است. هدف: هدف پژوهش حاضر نقش میانجی همجوشی شناختی در رابطه بدشکلی بدن با اجتناب شناختی در متقاضیان جراحی زیبایی بود. روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و مبتنی بر تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل متقاضیان جراحی زیبایی در شهرهای زاهدان، مشهد و بجنورد در سال 1403-1402 بود که از بین آنها 261 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های همجوشی شناختی گیلاندرز و همکاران (2014)، اختلال بدشکلی بدن ربیعی و همکاران (2011) و اجتناب شناختی سکستون و دوگاس (2009) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر به کمک نرم افزارهای SPSS نسخه 24 و smart PLS نسخه 3 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: اجتناب شناختی تاثیر مثبت، غیر مستقیم و معنی داری بر اختلال بدشکلی بدن (01/0p<) داشت. اجتناب شناختی تاثیر مثبت، مستقیم و معنی داری بر عامل های همجوشی و گسلش داشت (01/0p<). عامل های همجوشی و گسلش تاثیر مثبت، مستقیم و معنی داری بر اختلال بدشکلی بدن (01/0p<) داشتند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن بود که همجوشی شناختی نقش واسطه ای معنی داری در رابطه اختلال بدشکلی بدن با اجتناب شناختی متقاضیان جراحی زیبایی داشت و پیشنهاد می گردد که تحقیقات بیشتری در این زمینه صورت گیرد تا نتایج دقیق تری به دست آید.
۶۶۰.

رابطه ی بین آزاردیدگی دوره ی کودکی با فرزندپروری فعلی مادران: نقش تعدیل گر تجربه های خیرخواهانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۷۲
مقدمه: آزاردیدگی دوره کودکی با پیامدهای متعددی همراه است و می تواند عملکرد فرد را در دوران بزرگسالی نیز تحت تاثیر قرار دهد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل گر تجربه های خیرخواهانه در رابطه ی بین آزاردیدگی دوره ی کودکی با فرزندپروری فعلی مادران بود. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزند 6 سال به بالای شهر کرمانشاه در سال 1400 بود. نمونه پژوهش شامل 269 مادر بود که از طریق نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه سبک های فرزندپروری (بامریند، 1991)، آزاردیدگی دوره کودکی (برنستاین و همکاران، 2003) و تجربیات خیرخواهانه (نارایان و همکاران، 2018) گردآوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS-27 و Amos-24 و به روش ضریب همبستگی پیرسون، همبستگی جزئی و تحلیل مسیر انجام شد. یافته ها: نتایج ماتریس همبستگی نشان داد که میان تجربه آزاردیدگی دوره کودکی با فرزندپروری مقتدرانه رابطه منفی معنادار (28/0-r=)، و میان تجربه خیرخواهانه با فرزندپروری مقتدرانه رابطه مثبت معنادار (45/0r=) وجود دارد (05/0>P). شدت رابطه بین تجربه آزاردیدگی کودکی با فرزندپروری مقتدرانه فعلی مادران، پس از کنترل اثر تجربه خیرخواهانه به 10/0- تغییر نمود، که این رابطه به لحاظ آماری معنادار نیست. علاوه بر این، معناداری مسیر اثر تعاملی نیز نشانگر تائید نقش تعدیل گر تجربه خیرخواهانه بر شدت رابطه بین تجربه آزاردیدگی کودکی و فرزندپروری مقتدرانه فعلی مادران بود. نتیجه گیری: هرچه میزان تجارب خیرخواهانه بیشتر باشد شانس بکارگیری سبک فرزندپروری مطلوب یا مقتدرانه افزیش می یابد. علاوه برآن این تجارب می تواند از شدت اثرات نامطلوب تجربه آزاردیدگی کودکی نیز بکاهد. بنابراین پیشنهاد می گردد متخصصان بهداشت روان به نقش تجارب خیرخواهانه به عنوان یکی از راهکارهای پیشگیری و تعدیل اثرات نامطلوب تجربه ترومای کودکی در آموزش های والدین توجه ویژه ای مبذول دارند

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان