ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۵۸۱.

مدل یابی رابطه گرایش به مصرف الکل و اعتیاد به فضای مجازی: نقش میانجی تنظیم هیجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
زمینه و هدف: همزمان با گسترش رفتارهای اعتیادی نوپدید و افزایش مصرف مواد و الکل بین جوانان، توجه به سازوکارهای روان شناختی زیربنایی این رفتارها بیش از پیش اهمیت یافته است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر مدل یابی رابطه گرایش به مصرف الکل و اعتیاد به فضای مجازی با نقش میانجی تنظیم هیجان در دانشجویان بود. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و مبتنی بر تحلیل مسیر بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانشجویان دانشگاه ملایر در سال تحصیلی 1404-1405 بود که نمونه مورد پژوهش به تعداد 250 نفر و به شیوه در دسترس از بین آنها انتخاب شده و به ابزار پژوهش شامل پرسشنامه گرایش به مصرف الکل شیخ (1393)، پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ (1998) و پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان گراتز و روئمر (2004) پاسخ دادند. داده های گردآوری شده در نرم افزار SPSS نسخه 26 وارد شدند. همچنین برای آزمون مدل مفهومی پژوهش و بررسی اثر مستقیم مصرف الکل بر اعتیاد به فضای مجازی و نیز اثر غیرمستقیم آن از طریق تنظیم هیجان، از تحلیل مسیر در نرم افزار AMOS نسخه 24 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد دشواری در تنظیم هیجان (0/28=β) اثر مستقیم و معنادار بر گرایش به الکل داشت؛ اعتیاد به فضای مجازی والدین (0/34=β) اثر مستقیم و معنادار بر دشواری در تنظیم هیجان داشت. اعتیاد به فضای مجازی (0/30-=β) اثر مستقیم و معنادار بر گرایش به الکل داشت همچنین نتایج نشان داد که دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین گرایش به الکل و اعتیاد به فضای مجازی (0/098=β) نقش میانجی داشت (0/05>p). نتیجه گیری: این نتایج از چارچوب های فراتشخیصی در آسیب شناسی اعتیاد حمایت می کند که بر نقش فرایندهای هیجانی به عنوان حلقه واسط میان آسیب پذیری های فردی و بروز رفتارهای اعتیادی تأکید دارند. بنابراین، مداخلات پیشگیرانه و درمانی متمرکز بر بهبود مهارت های تنظیم هیجان می توانند در کاهش همزمان گرایش به مصرف الکل و اعتیاد به فضای مجازی مؤثر باشند.
۵۸۲.

رابطه امیدواری با پیشرفت تحصیلی، نقش میانجی گری باورهای هوشی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۲
هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه ای باورهای هوشی در رابطه بین امیدورای با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان شهر ایلام می باشد. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری در این تحقیق کلیه دانش آموزان متوسطه دوم شهر اسلام در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 9736 نفر بودند. نمونه پژوهش که بر اساس جدول کرجسی و مورگان برآورده شده اند شامل 370 نفر از دانش آموزان متوسطه ی دوم شهر ایلام است که به شیوه ی نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند . برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های امید پاملا هیندز (1985) و مقیاس ارزیابی باورهای هوشی عبدالفتاح و ییتس (2006) و برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها نشان از معنی داری مثبت برای مسیر امیدواری به هوش افزایشی (458/0 = β ) و هوش ذاتی (509/0 = β ) ، معنی داری مثبت برای مسیر هوش افزایشی به پیشرفت تحصیلی (502/0 = β ) و هوش ذاتی به پیشرفت تحصیلی (198/0 = β ) و در نهایت معنی داری مثبت برای مسیر امیدواری به پیشرفت تحصیلی (348/0 = β ) می باشد. از دستور بوت استراپ در تحلیل معادلات ساختاری به وسیله AMOS استفاده شد که نتایج فرضیه های غیرمستقیم نشان داد هوش افزایشی و ذاتی به طور معنی داری رابطه بین امیدواری و پیشرفت تحصیلی را میانجی گری می کند.
۵۸۳.

A Case Study Research: Effectiveness of Storytelling based on the Social Stories of Gary on Social skills of Children with Conduct Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۶
Aim: This study aimed to assess the efficacy of utilizing social stories in story therapy to enhance the social skills of 8-10-year-old boys with behavioral disorders. Method: The current research utilized a single-case experimental design with a single baseline. The statistical population consisted of 8-10-year-old boys with behavioral disorders in Zanjan city during 2020-2021. Following the baseline period, participants underwent a 10-session story therapy program based on social stories, with a 1-month follow-up. Three male students aged 8-10 with behavioral disorders and poor social skills were chosen from elementary schools in Zanjan province using the CSI-4 and Social Skills Rating Scale (Truscott, 1989). Results: The results revealed that story therapy involving social stories effectively enhances the social skills, communication, and social competence of children with behavioral disorders. The findings indicate that these stories are beneficial in improving the social skills of children with behavioral disorders. The results were sustained during the 1-month follow-up period following the completion of treatment. Conclusion: The Story-therapy has impacted four aspects of an individual and has resulted in enhancement. The narrative has successfully conveyed information and facilitated the problem-solving procedure, consequently influencing the cognitive aspect. It has influenced the emotional aspect through emotional healing and fostering hope, the interpersonal aspect through the establishment of human connections, and lastly the personal aspect by promoting a deeper self-awareness and comprehension of one's issues.
۵۸۴.

ارزیابی اثربخشی برنامه درمانی یکپارچه توحیدی خانواده محور بر افزایش بهزیستی روان شناختی و حرمت خود مردان معتاد به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۷۰
زمینه: مردان متأهل دچار اعتیاد، به دلیل مسئولیت های خانوادگی و انتظارات اجتماعی، بیش از دیگران در معرض آسیب های ناشی از اعتیاد قرار دارند. در همین راستا، برنامه های درمانی متعددی برای بهبود وضعیت افراد مبتلا به اعتیاد ارائه شده اند که برخی از آنها به ابعاد روانشناختی، معنوی و خانوادگی این افراد توجه ویژه ای دارند. علی رغم شواهد موجود در خصوص اثرات مثبت معنویت و حمایت خانواده بر درمان اعتیاد، هنوز شکاف های پژوهشی مهمی در این حوزه وجود دارد. هدف: هدف اصلی این پژوهش، تدوین و ارزیابی اثربخشی برنامه درمانی یکپارچه توحیدی خانواده محور بر افزایش بهزیستی روانشناختی و عزت نفس مردان معتاد به مواد بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه پژوهش شامل تمامی مردان متأهل دچار اعتیاد شهرستان یزد در سال 1402 بود که از این میان 30 خانواده با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان به مقیاس بهزیستی روانشناختی (ریف، 1989) و مقیاس عزت نفس (روزنبرگ، 1965) پاسخ دادند. مشارکت کنندگان در گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای بسته درمانی محق ساخته را دریافت کردند در حالی که گروه گواه تا پایان دوره پیگیری هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نسخه 27-SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان دادکه برنامه درمانی یکپارچه توحیدی خانواده محور بر افزایش بهزیستی روانشناختی و مولفه های آن و همچنین بر بهبود عزت نفس مردان معتاد به مواد در مراحل مداخله و پیگیری مؤثر واقع شده و دارای اثربخشی معنادار بین گروه های آزمایش و گروه گواه است (05/0 >P). نتیجه گیری: باتوجه به یافته های پژوهش با استفاده از برنامه درمانی یکپارچه توحیدی خانواده محور، می توان بهزیستی روانشناختی و عزت نفس را در مردان مبتلا به اعتیاد بهبود و ارتقا داد. یافته های مذکور می تواند برای کمک به این گروه از افراد توسط مددکاران اجتماعی، مشاوران و روانشناسان مورد استفاده قرار گیرد.
۵۸۵.

تدوین مدل بهزیستی روان شناختی طلاب علوم دینی بر اساس هوش معنوی با توجه به نقش واسطه ای شفقت به خود(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۰
پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان رابطه بین هوش معنوی و بهزیستی روان شناختی با نقش میانجی شفقت به خود در بین طلاب حوزه علمیه قم انجام شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه طلاب مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1402 1403 بودند که از این تعداد، نمونه ای به حجم 210 نفر و به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه هوش معنوی کینگ (SISRI-2008)، پرسش نامه بهزیستی روان شناختی ریف (PVB-1989)، پرسش نامه ذهن آگاهی براون و رایان (MAAS-2003) و پرسش نامه شفقت به خود ریس (SCS-SF-2011) بوده است. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و روش معادلات ساختاری در بستر نرم افزارهای SPSS و PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که بین هوش معنوی، شفقت به خود و بهزیستی روان شناختی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و شفقت به خود نیز متغیری است که می تواند نقشی میانجی در رابطه بین هوش معنوی و بهزیستی روان شناختی داشته باشد. به همین دلیل توجه به مفاهیم هوش معنوی و شفقت به خود به عنوان عواملی مؤثر بر بهبود بهزیستی روان شناختی طلاب بایستی در دستور کار مراجع مرتبط با طلاب همانند حوزه های علمیه قرار گیرد.
۵۸۶.

Developing a causal model of Family function based on psychological Hardiness through Persistent psychological symptoms post-COVID-19 Syndrome(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۳۸
Objective: Family functioning is one of the structures that can have a significant impact on the psycho-social functioning of its members. For this reason, identifying the factors affecting it will greatly help to improve the family's performance. The purpose of the current research was to develop a causal model of Family function based on psychological Hardiness and Psychological capital through Persistent psychological symptoms post-COVID-19 Syndrome. Methods:  The statistical population of the present study was men and women of Karaj and Tehran provinces in 2023 who had at least one history of contracting COVID-19. From the statistical population, using an available sampling method, 395 eligible individuals were selected to participate in the research and complete the research questionnaires. In this research,  Kobasa's Psychological Hardiness questionnaires, Depression, Anxiety, and Stress Scale (DASS-21), Corona Disease Anxiety Scale (CDAS), Corona Stress Scale (CSS-18), suitable for the Iranian lifestyle, and the Questionnaire of Family Functioning were used. The collected data were analyzed using the structural equation analysis method in Amos software (0.084). Results: The findings of this research indicated that Psychological Hardiness directly (0.085) and indirectly through psychological symptoms after COVID-19 (p<0.05) was able to significantly predict family functioning. Conclusion: According to the findings of this research, it seems that strengthening personal psychological structures in the face of environmental stressors can improve people's performance in dealing with these conditions.
۵۸۷.

The Relationship Between Personality Traits and Fear of Missing Out (FoMO) During the COVID-19 Pandemic

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۶۰
  Objective: Nowadays, the excessive use of smartphones has become a major public health concern. In this context, a syndrome known as Fear of Missing Out (FoMO) has emerged, which is linked to various mental health issues. : This study aimed to examine the relationship between personality traits and Fear of Missing Out (FoMO) during the COVID-19 pandemic. Methods: This correlational study was conducted on a statistical population consisting of students from the University of Tabriz. A total of 337 students were selected through convenience sampling. Data were collected using the NEO Five-Factor Inventory and the FoMO scale, and analyzed using Pearson correlation analysis at a significance level of 0.05. Results: The findings revealed a significant positive correlation between FoMO and the personality traits of neuroticism, extraversion, openness to experience, and agreeableness (P < 0.05). Conclusion: Based on the results of this study, it can be concluded that personality traits serve as good predictors of Fear of Missing Out (FoMO).
۵۸۸.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان هیجان مدار بر بی خوابی در زنان مبتلا به سرطان پستان با نشانه های اختلال استرس پس از سانحه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۳
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان هیجان مدار بر بی خوابی در زنان مبتلا به سرطان پستان با نشانه های اختلال استرس پس از سانحه بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن_ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان مبتلا به سرطان پستان دارای نشانه های اختلال استرس پس از سانحه بود که به بیمارستان های شهر تهران در سال 1403 جهت پیگیری درمان مراجعه کرده بودند. حجم نمونه شامل 45 نفر (هر گروه 15 نفر) بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه جای گذاری شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اختلال استرس پس از سانحه (PCL-5) ودرس و همکاران (1993) و شاخص شدت بی خوابی (ISI) مورین (1993) بود. گروه درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان هیجان مدار 8 جلسه 2 مداخله دریافت کردند. نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر نشان داد که تفاوت میانگین پیش آزمون بی خوابی با پس آزمون و پیگیری معنادار است (001/0>P). همچنین نتایج نشان داد برای هر دو مولفه تفاوت گروه های آزمایش با گروه گواه معنادار است (001/0>P) و گروه هیجان مدار در مقایسه با گروه شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی کاهش بیشتری در بی خوابی نشان داده است (001/0<P). نتایج بیانگر این بود که درمان هیجان مدار در مقایسه با درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی احتمالا درمان کارآمدتری برای بهبود بی خوابی در زنان مبتلا به سرطان پستان با نشانه های اختلال استرس پس از سانحه است.
۵۸۹.

مقایسه سبک زندگی و نشاط معنوی در بین سالمندان بالای 80 مبتلا به اختلال آلزایمر و بدون ابتلا به اختلال آلزایمر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۳۰۰
زمینه: بزرگسالی بخصوص دوران سالمندی یکی از دوره های مهم و حساس هر شخص می باشد، سبک زندگی و نشاط معنوی به عنوان مولفه هایی تاثیرگذار بر بهزیستی جسمی و روانشناختی در این دوره سنی می تواند نقش آفرینی کند. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه سبک زندگی و نشاط معنوی در سالمندان بالای 80 سال با و بدون آلزایمر بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر زمانی گذشته نگر و به لحاظ شیوه ی گردآوری داده ها به طرح علی_مقایسه ای تعلق دارد که به شیوه ی میدانی جمع آوری گردید. جامعه آماری را کلیه سالمندان (با اختلال آلزایمر و بدون اختلال آلزایمر) تشکیل می دادند که از بین آن ها نمونه ای شامل 80 نفر سالمند در نظر گرفته شد. ابزارهای اندازه گیری پژوهش نیز پرسشنامه سنجش و اندازه گیری سبک زندگی، پرسشنامه نشاط معنوی که بین افراد توزیع گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس تک متغیره استفاده شده است. یافته ها: بین گروه با اختلال آلزایمر و افراد بدون اختلال آلزایمر در متغیرهای وابسته ترکیبی سبک زندگی از نظر آماری تفاوت معنی داری وجود داشت (54/61F= ؛ 013/0P= ؛ 99/0= لامبدای ویلکز؛ و 02/0 = مجذور اتای تفکیکی). بین گروه با اختلال آلزایمر و افراد بدون اختلال آلزایمر در متغیرهای وابسته ترکیبی در متغیر نشاط معنوی از نظر آماری تفاوت معنی داری وجود داشت (72/41F= ؛ 019/0P= ؛ 99/0= لامبدای ویلکز؛ و 03/0 = مجذور اتای تفکیکی). نتیجه گیری : مطابق یافته های پژوهش، سبک زندگی و مولفه های آن و نشاط معنوی تاثیر مثبتی بر پیشگیری از اختلال آلزایمر در سالمندان دارد و می تواند باعث کاهش آلزایمر در سالمندی گردد. گسترش مهارت آموزی و اصلاح سبک زندگی و ارتقای نشاط معنوی بخصوص در سالهای جوانی و کودکی و ارتقای روزبه روز آن از آن در کشور می تواند برنامه مقابله ای خوبی جهت پیشگری از آلزایمر در جمعیت سالمندی باشد.
۵۹۰.

اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی بر تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و بازداری هیجانی دانش-آموزان پسر دارای رفتارهای پر خطر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۰
هدف از انجام این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی بر تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و بازداری هیجانی دانش آموزان پسر دارای رفتارهای پرخطر بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر اردبیل (ناحیه یک) در سال تحصیلی 1404-1403 بود که تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند بعد از غربالگری انتخاب و در گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) به روش تصادفی ساده جایگذاری شدند. گروه آزمایش ده جلسه ی 75 دقیقه ای تحت آموزش خودکنترلی هیجانی قرار گرفتند. ابزارگردآوری داده ها شامل مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی (IARS، سلیمانی نسب و همکاران، 1397)، پرسشنامه استاندارد مهارهیجانی (ECQ، راجر و نشوور، 1987) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی IUS)، فریستون و همکاران، 1994) بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و بازداری هیجانی دانش آموزان پسر دارای رفتارهای پرخطر در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود دارد. در نتیجه آموزش خودکنترلی هیجانی موجب کاهش تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و افزایش بازداری هیجانی دانش آموزان دارای رفتارهای پرخطر شد. براین اساس، بهره گیری از این روش آموزشی از سوی مشاوران و روانشناسان مدارس و مراکز رواندرمانی جهت پیشگیری از رفتارهای پرخطر می تواند ثمربخش واقع شود.
۵۹۱.

The Relationship Between Multicultural Education and Academic Engagement in University Students

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۵۰
  Objective: Interaction with classmates is a vital element that contributes to completing tasks and acquiring social skills in education. On the other hand, education, learning, and development are closely and reciprocally linked with culture in every society. Given Iran’s multicultural and multiethnic context, multicultural education can help reduce discrimination and enhance students' engagement and in-group interaction. This study aimed to investigate the relationship between multicultural education and academic engagement among students at Hakim Sabzevari University. Methods: The research method was descriptive-correlational. The statistical population included 8,199 students at Hakim Sabzevari University. Using random sampling and Morgan’s table, 390 students were selected as the sample. The Multicultural Education Questionnaire and the Academic Engagement Scale (AES) were administered. Data were analyzed using correlation methods and SPSS version 27 at a significance level of 0.05. Results: Findings indicated a significant relationship between multicultural education and academic engagement (p = 0.05). Conclusion: The results suggested that applying cooperative and participatory teaching methods and emphasizing social justice in multicultural education leads students to be more inclined toward group work, ultimately fostering educational and cultural development.
۵۹۲.

اثربخشی درمان هیجان محور و درمان ذهن آگاهی در بهبود خودکارآمدی، تعارض در ابراز هیجان و ادراک درد در بیماران مبتلا به درد مزمن عضلانی اسکلتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۶۴
مقدمه: درد مزمن اختلال عضلانی-اسکلتی می باشد که موجب بروز درد در نواحی مفاصل نواحی مختلف بدن می شود و مشکلات جسمی و روانی برای بیماران به وجود می آورد بنابرین پژوهش حاضر به دنبال مقایسه اثربخشی درمان هیجان محور و درمان ذهن آگاهی در بهبود خودکارآمدی، تعارض در ابراز هیجان و ادراک درد در بیماران مبتلا به درد مزمن عضلانی اسکلتی می باشد. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه بیماران مبتلا به درد مزمن عضلانی اسکلتی شهر تهران در سال 1401 بوده اند که با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس تعداد 60 نفر انتخاب و به صورت تصادفی به 3 گروه 20 نفره درمان هیجان محور، درمان ذهن آگاهی و کنترل تقسیم شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خودکارآمدی درد، پرسشنامه تعارض هیجانی و ادراک بیماری استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان داد درمان هیجان محور و ذهن آگاهی بر بهبود خودکارآمدی، تعارض ابراز هیجان و ادراک درد تاثیر معناداری دارد (0.05>p). آزمون شفه نشان داد تاثیر درمان هیجان مدار بر تعارض ابراز هیجان و ادراک درد به طور معناداری بیشتر از درمان ذهن آگاهی بود (0.05>p). نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت در بهبود خودکارآمدی درد بیماران مبتلا به درد مزمن، مداخله ذهن آگاهی و برای بهبود تعارض در ابراز هیجان و ادراک درد بیماران درد مزمن درمان هیجان مدار تاثیر بیشتری دارند.
۵۹۳.

رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه، انتظارات زناشویی و پردازش اطلاعات هیجانی با خودپنداره جنسی در زنان متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۲۱۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه، انتظارات زناشویی و پردازش اطلاعات هیجانی با خودپنداره جنسی در زنان متقاضی طلاق انجام شد. روش شناسی: روش پژوهش همبستگی با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری شامل کلیه زنان متقاضی طلاق مراجعه کننده به دادگاه های خانواده در سال 1402 بود و حجم نمونه تعداد 320 نفر انتخاب و روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه طرح واره یانگ (2003)، پرسشنامه انتظارات زناشویی امیدوار و همکاران (1389)، پرسشنامه پردازش اطلاعات هیجانی باکر و همکاران (۲۰۰۷)، پرسشنامه خودپنداره جنسی اسنل (1995) و روش تحلیل داده ها نیز تحلیل مسیر و ضریب همبستگی انتخاب شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بین طرحواره های ناسازگار اولیه، انتظارات زناشویی، پردازش اطلاعات هیجانی با خودپنداره جنسی رابطه معنی دار مستقیم وجود دارد (01/0 > p). نتیجه گیری: می توان نتیجه گیری کرد طرحواره های ناسازگار اولیه، انتظارات زناشویی و پردازش اطلاعات هیجانی با خودپنداره جنسی رابطه دارد.
۵۹۴.

بررسی اثربخشی برنامه پیش از ازدواج مبتنی بر آگاهی و انتخاب های بین فردی بر باورهای محدود کننده انتخاب همسر و نگرش نسبت به شناخت همسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۹۲
زمینه: با توجه به تغییرات اجتماعی ازدواج از جمله افزایش ازدواج های با تفاوت فرهنگی، استقلال بیشتر در انتخاب همسر، و تغییر تمایلات افراد در روابط زناشویی، آموزش پیش از ازدواج را به عنوان یک رویکرد پیشگیرانه ضروری می باشد. افزایش نرخ طلاق، بالا رفتن سن ازدواج نیز در جامعه نگران کننده است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش برنامه پیش از ازدواج مبتنی بر آگاهی و انتخاب های بین فردی بر روی باورهای محدود کننده انتخاب همسر و نگرش به شناخت همسر انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه جوانان مجرد 21 تا 30 سال شهر اهواز در سال 1401 بودند و با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و براساس ملاک های ورود و خروج 40 شرکت کننده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس های باورهای محدود کننده انتخاب همسر رجبی و همکاران (1398) و بهبود نگرش نسبت به شناخت همسر (ون اپ و همکاران، 2018) استفاده شد. همچنین از پروتکل 5 جلسه ای آموزش پیش از ازدواج مبتنی بر آگاهی و انتخاب های بین فردی (ون اپ، 2015) برای مداخله استفاده شد. از آزمون های تحلیل واریانس یک راهه، با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS نسخه 26 برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که برنامه آموزش آگاهی و انتخاب بین فردی باعث کاهش باورهای محدود کننده انتخاب همسر و بهبود نگرش نسبت به شناخت همسر (01/0 >p) در گروه آزمایش نبست به گواه شده است. از طرفی نتایج آزمون جفتی بنفرونی نشان داد که نمرات مرحله پیش آزمون به پس آزمون و پیش آزمون تا پیگیری به شکل معناداری متفاوت می باشد، اما بین نمرات پس آزمون و پیگیری در متغیرهای وابسته تفاوت معناداری دیده نمی شود و این یافته اخیر بیانگر پایداری اثر برنامه آموزشی است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش و تغییر در الگوهای ازدواج، ییشنهاد می شود روانشناسان و متخصصان حوزه ازدواج از این برنامه جهت آموزش به جوانان در کاهش باورهای محدود کننده انتخاب همسر، بهبود نگرش نسبت به شناخت دقیق شریک، آگاهی درکنترل روابط عاطفی، تعهد زودهنگام و روابط جنسی قبل از ازدواج استفاده کنند.
۵۹۵.

نقش میانجی حمایت اجتماعی در رابطه بین رفتار فابینگ و پرخاشگری پنهان ارتباطی ادراک شده در دانشجویان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۶
هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی حمایت اجتماعی در رابطه بین رفتار فابینگ و پرخاشگری پنهان ارتباطی ادراک شده در دانشجویان متاهل بود. این پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری دانشجویان متاهل دانشگاه های شهر بوشهر در سال 1404 بود. 260 نفر به روش نمونه گیری در دسترس در یک نظرسنجی آنلاین شرکت کردند و به مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS؛ زیمت و همکاران، 1988)، مقیاس عمومی فابینگ (GSP؛ چوتپیتایاسونوند و داگلاس، 2018) و مقیاس پرخاشگری پنهان ارتباطی (GRAS؛ کارول و همکاران، 2010) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود و 52 درصد از واریانس پرخاشگری پنهان ارتباطی را تبیین کرد. نتایج نشان داد که رفتار فابینگ به طور مثبت و حمایت اجتماعی به طور منفی با پرخاشگری پنهان ارتباطی رابطه معنادار داشتند (05/0>P)؛ همچنین رفتار فابینگ با حمایت اجتماعی به طور منفی رابطه معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که حمایت اجتماعی در رابطه بین رفتارفابینگ و پرخاشگری پنهان ارتباطی نقش میانجی داشت (05/0>P). از این یافته ها می توان نتیجه گرفت که حمایت اجتماعی یک عامل میانجی در رابطه بین رفتار فابینگ و پرخاشگری پنهان ارتباطی ادراک شده در دانشجویان متاهل است.
۵۹۶.

تدوین و اعتباریابی برنامه خودتنظیمی هیجانی مبتنی بر رویکرد درمان فراتشخیصی برای کودکان پیش دبستانی دارای رفتار مخرب؛ مطالعه تک آزمودنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۶۴
رفتار مخرب در کودکان پیش دبستانی می تواند رشد اجتماعی و تحصیلی آنها را مختل کرده و تا بزرگسالی تداوم یابد. یکی از عوامل اصلی بروز این رفتارها، نقص در خودتنظیمی هیجانی است. پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی برنامه خودتنظیمی هیجان مبتنی بر درمان فراتشخیصی برای کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش این پژوهش آمیخته و شامل دو بخش کیفی و کمّی بود. در بخش کیفی، برنامه تدوین و روایی محتوایی آن توسط ۱۰ متخصص و با شاخص روایی محتوایی بررسی شد. بخش کمی از نوع تجربی با طرح تک آزمودنی بود. جامعه آماری شامل کودکان ۵ تا ۶ ساله پیش دبستانی های شهرکرد در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود. یک کودک دختر دارای رفتارهای مخرب به صورت هدفمند انتخاب شد و برنامه ای ده جلسه ای با سه بخش کودک، والدین و فعالیت های مشترک تدوین گردید. داده ها با استفاده از سیاهه رفتاری کودک آخنباخ، چک لیست تنظیم هیجان شیلدز و سیچتی و مصاحبه تشخیصی استاندارد گردآوری و با روش ABA در سه مرحله سنجش خط پایه، مداخله و ارزشیابی تحلیل شد. نتایج نشان داد برنامه تدوین شده از روایی محتوایی مطلوبی برخوردار بوده و در کاهش رفتارهای مخرب کودکان پیش دبستانی نسبتاً مؤثر است.
۵۹۷.

بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس بیگانگی از والدین رولاندز (RPAS)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۴۹
مقدمه: بیگانگی از والدین می تواند زمینه ساز آسیب های روانی برای کودکان گردد. هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس بیگانگی از والدین رولاندز (2019) بود. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی و تحلیل عاملی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افرادی که در سال 1403-1402 برای مشاوره طلاق به مراکز مشاوره شهرستان بجنورد مراجعه کرده بودند. تعداد 220 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و مقیاس بیگانگی والدین رولاندز (RPAS) را پاسخ دادند. برای بررسی پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ و روش آزمون- باز آزمون و برای بررسی روایی از تحلیل عاملی تأییدی و روایی هم زمان از طریق همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که گویه ها همبستگی مناسبی با نمره کل مقیاس دارند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که با حذف گویه 22 و 15 برازش داده ها حفظ شد و ساختار مقیاس برازش قابل قبولی با داده ها دارد. ضریب آلفای کل مقیاس برابر با 86/0 و برای عامل ها بین 67/0 تا 73/0 به دست آمد و ضریب همبستگی آزمون باز آزمون نشان دهنده ی پایایی مقیاس بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده مقیاس بیگانگی از والدین رولاندز، از ویژگی های روان سنجی مناسبی برخوردار است که برای پژوهشگران و مشاوران خانواده می تواند مورداستفاده قرار گیرد.
۵۹۸.

هنجاریابی ابزار سنجش هوش ورزشی در نمونه ورزشکاران و غیر ورزشکاران: کاربرد مدل های چندبعدی نظریه سوال پاسخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۵۳
زمینه: هوش ورزشی به عنوان توانایی پردازش و واکنش مؤثر به محرک های محیطی نقش کلیدی ایفا می کند.. بسیاری از مطالعات به اهمیت مؤلفه های هوش در موفقیت ورزشی پرداخته اند، اما ابزارهای موجود تنها به ارزیابی جنبه های محدودی از هوش ورزشی پرداخته و به طور جامع توانایی های چندگانه ورزشکاران را در شرایط پویا نمی سنجند. این شکاف پژوهشی نیاز به طراحی ابزاری جامع را برجسته می سازد که بتواند با ارزیابی چندبعدی، درک دقیق تری از توانمندی های شناختی و عملکردی ورزشکاران ارائه دهد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی و ارائه هنجارهای ابزار هوش ورزشی در میان ورزشکاران و غیرورزشکاران در سال 1401 بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی و از نوع توسعه ابزار بود. جامعه آماری شامل تمامی ورزشکاران و غیرورزشکاران 16 تا 35 ساله استان البرز بود که از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 624 نفر انتخاب شدند. در این پژوهش علاوه ابزار هوش ورزشی (پژوهشگرساخته، 1403) از آزمون هوش (کتل، 1961) استفاده شد. جهت تحلیل آماری از مدل های چندبعدی نظریه سؤال پاسخ، آلفای طبقه بندی شده، آلفای کرانباخ، رتبه های درصدی و نمرات T استفاده شد و داده ها با نرم افزارهای SPSS نسخه 27، نرم افزار R نسخه 4.0.2 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج بررسی روایی ابزار با مدل های چندبعدی نظریه سؤال پاسخ، پنج عامل ابزار هوش ورزشی تأیید کرد. همچنین همبستگی بین هر یک از ابعاد ابزار هوش ورزشی با آزمون هوش کتل نیز مثبت معنی دار بود (05/0 >P) که نشان داد روایی ملاکی نیز برقرار است. اعتبار ابزار هوش ورزشی با روش آلفای کرونباخ برای هر یک از پنج عامل آن بیشتر از 6/0 محاسبه شد که مطلوب و قابل پذیرش بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر و اهمیت ارزیابی هوش ورزشی به ویژه بین نوجوانان ورزشکار، می توان تأیید کرد که ابزار هوش ورزشی، ابزاری مناسب و معتبر برای ارزیابی هوش ورزشی افراد بزرگسال 16 تا 35 سال است و براساس هنجارهای ارائه شده می توان وضعیت فرد را در جامعه تعیین کرد. لذا توصیه می شود از این ابزار برای سنجش هوش ورزشی استفاده شود و براساس آن به تعیین نیازهای آموزشی پرداخته شود.
۵۹۹.

پیش بینی پریشانی روانشناختی بر اساس ابعاد همدلی و نقش واسطه ای ارزیابی مجدد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۷
زمینه: با وجود اهمیت پریشانی روانشناختی در افت عملکرد و کیفیت زندگی، پژوهش های اندکی نقش متغیرهای مثبتی مانند همدلی را بررسی کرده اند. به ویژه در ایران شواهد کمی درباره رابطه ابعاد همدلی و راهبردهای تنظیم هیجان با پریشانی روانشناختی وجود دارد، که نشان دهنده خلأ پژوهشی و ضرورت مطالعه حاضر است. بررسی این موضوع می تواند به غنای ادبیات داخلی و طراحی مداخلات پیشگیرانه و ارتقایی در حوزه سلامت روان کمک کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی پریشانی روانشناختی براساس ابعاد همدلی و نقش واسطه ای ارزیابی مجدد شناختی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر همبستگی از نوع مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر در برگیرنده تمامی دانشجویان دانشگاه شاهد تهران بود. که در سال تحصیلی ۱۳۹۸ در این دانشگاه مشغول به تحصیل بودند. نمونه مورد مطالعه، شامل ۲۷۰ نفر از دانشجویان بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایی فرآیند نمونه گیری انجام شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل، پرسشنامه های شاخص های بین فردی (دیویس، ۱۹۸۳)، پرسشنامه تنظیم هیجانی (گراس و جان، ۲۰۰۳) و پرسشنامه پریشانی روانشناختی (کسلر و همکاران، ۲۰۰۳) بود. در این پژوهش رابطه بین متغیرها با آزمون همبستگی پیرسون و مدل پژوهش با تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری آزمون شد. حداکثر سطح خطای آلفا جهت آزمون فرضیه ها، مقدار 05/0 تعیین شد (05/0 ≥p). تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS-23 و AMOS-26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که همدلی عاطفی اثر مستقیم و منفی معناداری بر ارزیابی مجدد شناختی دارد (002/0 p=) و همدلی شناختی اثر مستقیم و مثبت معناداری بر این راهبرد نشان می دهد (001/0 p=). همدلی عاطفی همچنین اثر مثبت و معناداری بر پریشانی روانشناختی داشت (001/0 p=)، درحالی که اثر مستقیم همدلی شناختی بر این متغیر منفی اما غیرمعنادار بود (162/0 p=). ارزیابی مجدد شناختی با پریشانی روانشناختی رابطه منفی و معناداری داشت (032/0 p=). (032/0 p=). آزمون نقش میانجی گری نیز نشان داد که ارزیابی مجدد شناختی به طور معناداری روابط بین همدلی عاطفی (001/0 p=) و همدلی شناختی (025/0 p=) با پریشانی روانشناختی را میانجی گری می کند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که تعادل میان ابعاد عاطفی و شناختی همدلی و به کارگیری راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان، به ویژه ارزیابی مجدد شناختی، می تواند در کاهش پریشانی روانشناختی و ارتقای سلامت روان دانشجویان مؤثر باشد. بنابراین، پیشنهاد می شود مداخلات دانشگاهی بر آموزش مهارت های تنظیم هیجان و تقویت همدلی شناختی برای پیشگیری از مشکلات روانی تمرکز کنند.
۶۰۰.

مدل ساختاری مشکلات خواب بر اساس ناگویی هیجانی و ترومای دوران کودکی با میانجی گری تاب آوری در زنان باردار شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۱
مقدمه: در دوره بارداری زنان مشکلات جسمی و روان شناختی گوناگونی را تجربه می کنند. یکی از این مسائل مهم و قابل توجه مشکلات خواب است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل ساختاری مشکلات خواب بر اساس ناگویی هیجانی و ترومای دوران کودکی با میانجی گری تاب آوری در زنان باردار شهر تهران است. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی و معادلات ساختاری بوده است و جامعه آماری آن شامل تمامی زنان باردار سال 1402 شهر تهران می باشد. با استفاده از فرمول کوهن تعداد 288 نفر به روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند انتخاب شدند. در بین آن ها چهار پرسش نامه مشکلات خواب، ناگویی هیجانی، ترومای دوران کودکی و تاب آوری توزیع شد. داده های به دست آمده با نرم افزارهای SPSS-27 و LISREL-8/8 و آزمون های همبستگی «پیرسون» و معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد مدل از برازش خوبی برخوردار است. همچنین، قوی ترین رابطه با مشکلات خواب را به ترتیب ناگویی هیجانی (35/0=r)، ترومای دوران کودکی (25/0=r) و تاب آوری (21/0-=r) داشتند (01/0<p) که افزایش میزان تاب آوری نشان دهنده کاهش مشکلات خواب می باشد. ناگویی هیجانی (14/0-=r) و ترومای دوران کودکی (20/0-=r) نیز دارای رابطه معکوس معنا داری با متغیر میانجی تاب آوری هستند (05/0>p). نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن است که متغییر های ناگویی هیجانی، ترومای دوران کودکی و تاب آوری پیش بینی کننده مشکلات خواب هستند. بنابراین با شناخت برخی عوامل موثر بر مشکلات خواب می توان به بهبود کیفیت خواب زنان باردار کمک شایانی نمود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان