ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۶۸۱.

اثربخشی آموزش نظریه انتخاب بر پایستگی تحصیلی و نشاط ذهنی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۴۵
زمینه و هدف: دانش آموزان مهم ترین رکن نظام آموزش و پرورش کشور هستند. بررسی آموزش های روان شناختی با هدف ارتقای سطح سلامت روان دانش آموزان در تمامی جوامع توسعه یافته و در حال توسعه موضوعی بسیار مهم در نظر گرفته می شود. بدین ترتیب این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش نظریه انتخاب بر پایستگی تحصیلی و نشاط ذهنی دانش آموزان انجام شد. روش : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ شیوه اجرا از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی شهر تهران بود که از مرداد تا آبان 1403 برای مشاوره به دو مرکز خدمات روان شناختی شهر تهران مراجعه کرده بودند. حجم نمونه تعداد 34 نفر دانش آموز از جامعه آماری مذکور بود که به شیوه نمونه گیری دردسترس و با رعایت ملاک های ورود و خروج و داوطلبانه انتخاب شدند و به روش تصادفی ساده در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (17 نفر) جایدهی شدند. گروه آزمایش تحت آموزش برنامه نظریه انتخاب گلسر (1999) به مدت 10 جلسه قرار گرفتند در حالی که گروه گواه این آموزش را دریافت نکردند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه پایستگی تحصیلی (مارتین و مارش، 2008) و پرسشنامه نشاط ذهنی (رایان و فردری ک، 1997) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری و با نرم افزار 25SPSS- انجام شد. یافته ها: بین دو گروه آزمایش و گواه از لحاظ پایستگی تحصیلی (518/14=F) و نشاط ذهنی (990/5 =F) در سطح 05/0 تفاوت معنادار آماری وجود دارد. نتیجه گیری: با توجه به این نتیجه از پژوهش حاضر می توان گفت نظریه انتخاب به دانش آموزان کمک می کند با اتخاذ انتخاب های سازنده تر به میزان بیشتری از پایستگی تحصیلی و نشاط ذهنی دست یابند.
۶۸۲.

الگوی سریالی فشار روانشناختی و تجربیات نامطلوب اولیه زندگی با احتمال خودکشی نوجوانان: نقش میانجی افسردگی و نشخوار فکری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۷۰
زمینه: نتایج مطالعات نشان می دهد که خطر مرگ ناشی از خودکشی در نوجوانان به طور قابل توجهی در سراسر جهان افزایش یافته است. در نتیجه، بررسی پیشایندهای خطر خودکشی در نوجوانان برای طراحی و تدوین مداخلات درمانی مختلف در جهت کاهش رفتارهای خودکشی گرا یک ضرورتی بالینی است. این مطالعه با هدف الگوی سریالی فشار روانشناختی و تجربیات نامطلوب اولیه زندگی با احتمال خودکشی نوجوانان با توجه به نقش میانجی افسردگی و نشخوار فکری انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود که با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه نوجوانان 14 تا 19 ساله استان لرستان در سال 1403 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 623 از نوجوانان استان لرستان بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به سؤالات پرسشنامه های فرم کوتاه مقیاس فشار روانشناختی (PSS سیاو و همکاران، 2024)، تجربیات اولیه زندگی (گیلبرت و آلن، 1998)، مقیاس افسردگی و اضطراب بیمارستانی (HADS، زیگموند و اسنیت، 1983) و فرم کوتاه پرسشنامه نشخوار فکری (اوکانر و ویلیامز، 2014)، پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 28 به استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری در مدل کلی و بر حسب جنسیت از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج حاصل از تحلیل تعدیل کننده جنسیت نشان داد که در دختران تجربیات نامطلوب زندگی به طور مستقیم با افسردگی، نشخوار فکری و احتمال خودکشی اثر مستقیم مثبت و معنی داری دارد (0/05 >P). همچنین فشار روانشناختی به طور مستقیم با افسردگی، نشخوار فکری و احتمال خودکشی اثر مستقیم مثبت و معنی داری دارد(0/05 >P). نتایج حاصل از تحلیل تعدیل کننده جنسیت نشان داد که در پسران تجربیات نامطلوب زندگی به طور مستقیم با افسردگی و احتمال خودکشی اثر مستقیم مثبت و معنی داری دارد (0/05 >P). همچنین در پسران تجربیات نامطلوب زندگی بر نشخوار فکری و فشار روانشناختی بر احتمال خودکشی اثر مثبت و مستقیمی نداشت (0/05 <P). نتیجه گیری: مطالعه حاضر با ارائه یک چارچوب مفهومی و نظری منحصر به فرد مبتنی بر نظریه های خودکشی به ما در شناسایی، درک و متناسب سازی مداخلات روانشناختی، جهت پیشگیری از ایده پردازی تا اقدام به خودکشی در نوجوانان در جهت هدف قرار دادن افسردگی و نشخوار فکری به عنوان سازه های تسهیل کننده می تواند کمک کننده باشد.
۶۸۳.

نقش مولفه های سازمان یافتگی شخصیت و روابط موضوعی در پیش بینی سوگیری تفسیری دانشجویان افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۴۷
هدف از این پژوهش بررسی نقش مولفه های سازمان یافتگی شخصیت و روابط موضوعی در پیش یینی سوگیری تفسیری دانشجویان افسرده بود. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه در سال تحصیلی 1399-1398 بودند. حجم نمونه 200 نفر از سه دانشکده فنی، علوم پایه و علوم انسانی (76 پسر و 124 دختر) براساس معیارهای ورود به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به سیاهه تجدیدنظر شده افسردگی بک و همکاران (1996)، سازمان یافتگی شخصیت لنزنوگر و همکاران (2001)، روابط موضوعی بل و همکاران (1986)، آزمون سناریوهای مبهم برای افسردگی برنا و همکاران (2011) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره گام به گام تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین مولفه های سازمان یافتگی شخصیت و روابط موضوعی با سوگیری تفسیری رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (0/01>P). نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره به روش گام به گام در گام نهایی نیز آشکار کرد که 55/5 درصد واریانس سوگیری تفسیری به وسیله مولفه های آزمون گری، بی کفایتی، بیگانگی، دلبستگی ناایمن تبیین می شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سازمان یافتگی شخصیت (مولفه آزمون گری) و روابط موضوعی (بی کفایتی، بیگانگی و دلبستگی ناایمن) نقش مهمی در پیش بینی سوگیری تفسیری دانشجویان افسرده دارند.
۶۸۴.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر خستگی، خودشفقت ورزی و تاب آوری پرستاران خانگی سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۵۵
پرستاران خانگی سالمندان مشکلات روان شناختی از جمله خستگی و تاب آوری پایین را تجربه می کنند و برای بهبود این مشکلات به مداخلات روان شناختی نیاز است. بنابراین، هدف این مطالعه بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر خستگی، خودشفقت ورزی و تاب آوری پرستاران خانگی سالمندان بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه پرستاران خانگی سالمندان مراجعه کننده به سازمان بهزیستی شهرستان بابل در نیم سال دوم 1400 بود. حجم نمونه 30 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس براساس معیارهای ورود به مطالعه، انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. ابزار گردآوری داده ها مقیاس های خستگی اسمتس (MFI؛ 1996)، خودشفقت ورزی نف (SCS؛ 2003) و تاب آوری کانر و دیویدسون (RS، 2003) بود. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر شفقت را دریافت کردند. داده ها با تحلیل کوواریانس یک طرفه تحلیل شدند. نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت بر کاهش خستگی و بهبود خودشفقت ورزی و تاب آوری پرستاران خانگی سالمندان تأثیر داشت (0/01>p). بر اساس یافته های پژوهش می توان از درمان مبتنی بر شفقت برای کاهش خستگی و بهبود خودشفقت ورزی و تاب آوری پرستاران خانگی سالمندان سود جست.
۶۸۵.

نقش میانجی راهبردهای تنظیم هیجان در رابطه بین حس انسجام و معناسازی با تاب آوری در بیماران مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی راهبردهای تنظیم هیجان در رابطه بین حس انسجام و معناسازی با تاب آوری در بیماران مبتلا به سرطان انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه شامل افراد مبتلا به انواع سرطان انستیتو سرطان مجتمع بیمارستانی امام خمینی در سال ۱۴۰۳ در شهر تهران بود. در این پژوهش ۳۴۲ شرکت کننده از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های تاب آوری (۱۰CD-RISC ، کمپل-سیلز و اشتاین، ۲۰۰۷)، حس انسجام (SOC، آنتونوفسکی، ۱۹۹۳)، توانایی ادراک شده سازگاری با تروما (PACT، بونانو و همکاران، ۲۰۱۱)، پرسشنامه باورهای مرکزی (CBI، کان و همکاران، ۲۰۱۰) و تنظیم شناختی هیجان (CERQ، گارنفسکی و کرایج، ۲۰۰۶) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد که حس انسجام، معناسازی و راهبردهای تنظیم هیجان بر تاب آوری اثر مستقیم و معنادار داشتند؛ همچنین اثر مستقیم معناسازی و حس انسجام بر راهبردهای تنظیم هیجان معنادار بود (۰۱/۰p<). نتایج آزمون بوت استرپ برای مسیرهای غیرمستقیم نیز نشان داد که راهبردهای تنظیم هیجان در رابطه بین حس انسجام و معناسازی با تاب آوری نقش میانجی داشت (۰۱/۰p<). بر این اساس می توان نتیجه گرفت که حس انسجام و معناسازی به صورت مستقیم و غیرمستقیم با میانجیگری حس انسجام بر تاب آوری تاثیر دارد.
۶۸۶.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی فرانظری و درمان حساسیت زدایی منظم با حرکات چشم بر سبک دلبستگی ناایمن، سازگاری معنوی و ویژگی های شخصیتی کودکان آزار دیده جنسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۵۰
مقدمه: مشکلات موجود در حیطه ارتباطات بین فردی و خودپنداره، ناامیدی و عدم اعتماد به دیگران که اکثر کودکان آزادیده جنسی در زندگی روزمره با آن روبه رو می باشند، لزوم پژوهش و افزایش توجه به این حیطه را روشن می کند. هدف: هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان شناختی فرانظری و درمان حساسیت زدایی منظم با حرکات چشم بر سبک دلبستگی ناایمن، سازگاری معنوی و ویژگی های شخصیتی کودکان آزار دیده جنسی بود. روش: طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود.جامعه آماری شامل تمامی کودکان 7 تا 10 ساله آزاردیده جنسی شهر تهران، تبریز و ساری در سال 1403 بود. حجم نمونه شامل 45 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و یک گواه (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. گروه مداخله اول درمان شناختی فرانظری را طی 8 جلسه 45دقیقه ای و گروه مداخله دوم درمان حساسیت زدایی منظم با حرکات چشم را طی 6 جلسه 45 دقیقه ای دریافت کردند و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه روابط میانی دلبستگی (2006)، پرسشنامه پنج عامل شخصیت (2017) و مقیاس سازگاری معنوی(1388) استفاده شد. برای تحلیل داده های پژوهش از تحلیل کوواریانس، واریانس و آزمون تی مستقل در سطح معنی داری 05/0 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین مداخله شناختی فرانظری و درمان حساسیت زدایی منظم با حرکات چشم و گروه کنترل در پس آزمون متغیر سبک های دلبستگی ناایمن، سازگاری معنوی و ویژگی های شخصیتی تفاوت معنی داری وجود دارد (P≤0/005). بین سبک دلبستگی ناایمن، گروه مداخله درمان شناختی فرانظری و گروه مداخله حساسیت زدایی منظم با حرکات چشم در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری وجود ندارد (502/0 P= 46/0 F=). نتیجه گیری: مداخله حساسیت زدایی منظم با حرکات چشم و درمان شناختی فرانظری با بهبود روابط کودکان با دیگران، سازگاری معنوی را در کودکان آزاردیده جنسی تقویت کرد و احساس تعلق و ارتباط عمیقتر با معانی معنوی را ایجاد کرد. بنابراین می توان از آن ها به عنوان روشی مؤثر بهره برد.
۶۸۷.

اثربخشی رواندرمانی گروهی مثبت نگر بر افزایش تاب آوری، کاهش اضطراب بیماری کرونا وکاهش فرسودگی شغلی پرستاران بخش مراقبت های کرونا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۴۸
مقدمه: کرونا در سالیان گذشته، مسایل متعددی را باعث شده که حتی پس از بهبود نیز تداوم داشته است. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روان درمانی گروهی مثبت نگر بر افزایش تاب آوری، کاهش اضطراب بیماری کرونا و فرسودگی شغلی پرستاران بخش مراقبت های کرونا بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه آزمایش و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل پرستاران شاغل در بخش های مراقبت ویژه کرونا بیمارستان های قائم و شریعتی مشهد در سال 1400 بود. 26 نفر که معیارهای ورود پژوهش را داشتند، به صورت روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در دو گروه رواندرمانی مثبت نگر (13 نفر) و کنترل (13 نفر) به صورت تصادفی قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003)، اضطراب کرونا علیپور، قدمی، علیپور و عبداله زاده (1398) و مقیاس فرسودگی شغلی مسلش (1981) بود. شرکت کنندگان دو گروه آزمایش و کنترل به پرسشنامه ها پیش از آزمون و پس از آزمون پاسخ دادند .گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفته ای یکبار مداخله را دریافت کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس تک متغیری آنکوا استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که درمان مثبت نگر گروهی ، تاثیر معناداری در افزایش تاب آوری (167/614) ، کاهش اضطراب کرونا (5/762) و کاهش فرسودگی شغلی (39/975) پرستاران شاغل در بخش مراقبت های کرونا داشت (P<0/01). نتیجه گیری: رواندرمانی گروهی مثبت نگر در افزایش تاب آوری و کاهش اضطراب کرونا و کاهش فرسودگی شغلی پرستاران شاغل در بخش کرونا موثر است و این روش درمانی در جهت بهبود این متغیرها در پرستاران پیشنهاد می شود.
۶۸۸.

نیاز به احیای سامانه عمومی خدمات سلامت روان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۶۱
سازمان بهداشت جهانی در ژانویه سال 2020 گسترش کووید-19 را به عنوان یک فوریت بهداشت عمومی اعلام کرد و در مارس سال 2020 این وضعیت را به عنوان یک بیماری دنیاگیر شناسایی کرد [1]. پس از اعلام رسمی ظهور موارد کووید-19 در ایران و در پاسخ به درخواست وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سامانه تلفنی 4030 در هشتم اسفند سال 1398 برای ارائه خدمات پزشکی جهت رفع نیازهای مرتبط با کووید-19 راه اندازی شد. این سامانه دارای چندین شاخه بود که به پرسش های مردم درباره علائم، سیر، پیشگیری، درمان و اخبار مربوط به کووید-19 پاسخ می داد. یکی از این شاخه ها به پرسش های مردم درباره سلامت روان می پرداخت (می پردازد) و همه می توانستند با شماره تلفن 4030 تماس بگیرند تا از مشاوره با یک فرد حرفه ای در زمینه سلامت روان برخوردار شوند.
۶۸۹.

ساختار عاملی نسخه دوم مقیاس های سنجش شناختی رینولدز در کودکان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۶۰
زمینه: شناخت و توانایی های شناختی کودکان نقش کلیدی در موفقیت تحصیلی و سازگاری اجتماعی آن ها دارد. مقیاس های سنجش شناختی رینولدز (RIAS-2) ابزاری معتبر برای ارزیابی این توانایی هاست، اما ساختار عاملی و اعتبار آن در کودکان شهر تهران به طور کامل بررسی نشده است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی ساختار عاملی نسخه دوم مقیاس سنجش شناختی رینولدز در کودکان شهر تهران انجام شد. روش: روش این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامیکودکان 3 تا 6 ساله شهر تهران بودند که از این جامعه یک گروه نمونه به حجم 200 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. سپس نسخه دوم مقیاس های سنجش شناختی (رینولدز و کامپهاوس، 2015) بر روی گروه نمونه اجرا شد و داده ها با استفاده از روش تحلیل عامل تأییدی در نرم افزار لیزرل نسخه 8 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که از میان مدل های مختلف، مدل های تحلیل عاملی تأییدی تک عاملی هوش عمومی با چهار خرده مقیاس اصلی (حدس بزن، تصویر متناقض، استدلال کلامی و اشکال ناقص) و دوعاملی (کلامی و غیرکلامی) با چهار خرده مقیاس اصلی (حدس بزن، تصویر متناقض، استدلال کلامی و اشکال ناقص) از برازش مطلوب برخوردار بودند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند به روان شناسان، مربیان و متخصصان حوزه کودک کمک کند تا با استفاده از نسخه دوم مقیاس های سنجش شناختی رینولدز، ارزیابی دقیق تری از توانایی های شناختی کودکان شهر تهران انجام دهند. این امر زمینه ساز طراحی مداخلات آموزشی و شناختی هدف مند برای بهبود نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت شناختی کودکان خواهد بود. همچنین، اعتبارسنجی این ابزار در جامعه ایرانی، امکان استفاده گسترده تر و مؤثرتر از آن را در پژوهش ها و کاربردهای بالینی فراهم می کند.
۶۹۰.

تدوین و انطباق پروتکل رواندرمانی بین فردی بر اساس مولفه های پدیداری بیماران افسرده ایرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۵
مقدمه: افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات روانی است که با نشانه های هیجانی، شناختی، انگیزشی و جسمی همراه بوده و روابط بین فردی را بشدت تحت تأثیر قرار می دهد. هدف: هدف پژوهش حاضر، تدوین و انطباق پروتکل روان درمانی بین فردی بر اساس مؤلفه های پدیداری بیماران افسرده ایرانی بود. روش: پژوهش حاضر با طرح آمیخته اکتشافی متوالی انجام شد. جامعه آماری شامل مستندات علمی منتشر شده در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳، بیماران مبتلا به افسردگی و متخصصان سلامت روان شهر تهران در سال ۱۴۰۲ بود. نمونه شامل ۲۵ مقاله، ۱۵ بیمار افسرده مراجعه کننده به کلینیک های روان درمانی و ۸ متخصص سلامت روان در بخش کیفی و ۲ بیمار افسرده در بخش کمی بود که همگی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای ارزیابی از مصاحبه بالینی ساختاریافته، پرسشنامه افسردگی بک ویرایش دوم (۱۹۹۶) و پرسشنامه مشکلات بین فردی بارخام (۱۹۹۶) استفاده شد. در بخش کیفی، مستندات از طریق مرور نظام مند و متن مصاحبه ها از طریق تحلیل مضمون و بخش کمی با استفاده از شاخص های توصیفی و اندازه اثر d کوهن تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد پروتکل انطباق یافته بر اساس مؤلفه های پدیداری بیماران افسرده ایرانی، از روایی محتوایی و تجربی مطلوب برخوردار بود. ارزیابی های اولیه حاکی از کاهش معنادار در شدت علائم افسردگی و بهبود در کیفیت روابط بین فردی شرکت کنندگان بود. نتیجه گیری: یافته ها بیانگر اثربخشی اولیه پروتکل انطباق یافته در بهبود علائم افسردگی و مشکلات بین فردی بیماران افسرده ایرانی می باشد. انجام پژوهش های بیشتر با نمونه های بالینی گسترده تر، به منظور اعتبارسنجی و تعمیم پذیری بیشتر یافته ها، توصیه می شود.
۶۹۱.

اثربخشی درمان مبتنی بر سبک زندگی آدلری بر خوددلسوزی و احساس حقارت در زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۲
مقدمه: مالتیپل اسکلروزیس بیماری خودایمنی شایعی است که بر اثر آسیب میلین سیستم عصبی مرکزی، فرد با مشکلات جسمانی و مسائل روانشناختی مواجه می شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر سبک زندگی آدلری بر خوددلسوزی و احساس حقارت در زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس انجام شد. روش: پژوهش حاضر به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری شامل تمامی زنان مبتلا به ام اس در مرکز انجمن ام اس مازندران در سال 1403 بود، 30 نفر از زنان به صورت غیرتصادفی دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند، گروه آزمایش 8 جلسه درمان مبتنی بر سبک زندگی آدلری دریافت اما گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد، جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی خوددلسوزی فرم بلند نف (2003) و پرسشنامه ی استاندارد احساس حقارت یائو و همکاران (1997) استفاده شد، جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره در نرم افزار آماری SPSS-25 استفاده شد. یافته ها: بین گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود داشت، درمان مبتنی بر سبک زندگی آدلری به صورت معناداری موجب افزایش خوددلسوزی و کاهش احساس حقارت در گروه آزمایش شد (001/0>P). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که این درمان موجب بهبود خوددلسوزی و احساس حقارت در زنان مبتلا به ام اس می شود، لذا به مشاوران و روان درمانگران پیشنهاد می شود از این درمان جهت بهبود خوددلسوزی و احساس حقارت مبتلایان به مالتیپل اسکلروزیس بهره ببرند
۶۹۲.

فراتحلیل علل گرایش به اعتیاد نوجوانان دارای اختلال سلوک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۸
زمینه: علائم اختلال سلوک، عوامل خطر ثابت شده برای مصرف مواد در دوران نوجوانی هستند. با این حال، مطالعات زیادی بررسی کرده اند که آیا مصرف اولیه مواد خطر ابتلا به علائم اختلال سلوک را در نوجوانان افزایش می دهد یا خیر. لذا در این مطالعه با استفاده از فراتحلیل به دنبال مشخص شدن میزان تأثیر گرایش به اعتیاد در نوجوانان با ختلال سلوک هستیم. هدف: این پژوهش با هدف فراتحلیل مطالعات گرایش به اعتیاد نوجوانان دارای اختلال سلوک انجام شد. روش: جامعه آماری این پژوهش مربوط به تحقیقات پیرامون اعتیاد نوجوانان و اختلال سلوک و بخش دیگر مربوط به رابطه اعتیاد با اختلال سلوک از سال های 1393 تا 1403 بوده است. از میان 42 مورد پایان نامه در زمینه اعتیاد، اختلال سلوک و اعتیاد در نوجوانان اختلال سلوک برای فراتحلیل مناسب تشخیص داده شدند. به منظور پاسخگویی به سؤالات فراتحلیل، از مجموعه پژوهش های انجام شده درباره رابطه گرایش به اعتیاد و اختلال سلوک نوجوانان در سطح کشور، پژوهش هایی که از لحاظ روش شناختی مورد قبول بود و شرایط ورود به فراتحلیل را داشت، 9 مقاله انتخاب شدند. روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند در تحقیقات مربوط به علل و عوامل مؤثر بر اعتیاد نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک و در مورد شیوه های درمان اعتیاد نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک از روش نمونه گیری نمونه گیری هدفمند معنادار می باشند. روش های تحقیق همبستگی، در مورد علل و عوامل مؤثر بر اعتیاد اختلال سلوک و در حوزه روش های درمان اعتیاد اختلال سلوک، روش های آزمایشی و نیمه آزمایشی معنادار هستند. یافته ها: تمامی تحقیقات از نظر معناداری اندازه اثر مورد تحلیل قرار گرفتند. روش آماری ضریب همبستگی، رگرسیون چندمتغیری وتحلیل واریانس چندمتغیری در بخش علل و عوامل مؤثر بر اعتیاد نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک و شیوه های درمانی اختلال سلوک و علل و عوامل مؤثر بر آن و روش های درمانی اعتیاد نوجوانان مبتلا به اختلال روش آماری معنادار شناخته شد. یافته های فراتحلیل نشان داد که اندازه اثر گرایش به اعتیاد نوجوانان دارای اختلال سلوک 331/0 بود (001/0 >P). همچنین بر اساس یافته های بدست آمده، اندازه اثر مؤلفه های عوامل فردی، عوامل خانوادگی، عوامل روانی- شخصیتی، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی و عوامل فرهنگی محاسبه شد که همگی در سطح متوسط و زیاد بودند. نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن بود که اندازه اثر مؤلفه های گرایش به اعتیاد نوجوانان دارای اختلال سلوک بر اساس معیار تفسیر کوهن زیاد بود و تمام مؤلفه ها با گرایش به اعتیاد و اختلال سلوک در نوجوانان رابطه مستقیم داشت. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که تحقیقات در حوزه اعتیاد در نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک نیازمند بازبینی و اصلاح می باشند و تحقیقات جدید در این دو حوزه با توجه به خلأهای موجود ضروری به نظر می رسد.
۶۹۳.

مقایسه کنش های اجرایی و خودمهارگری کودکان با و بدون تجربه پیش دبستانی پایه یکم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۴۳
زمینه و هدف: روی آوردهای اخیر برای توسعه کنش اجرایی و خودمهارگری در کودکان تأکید بر تأثیر آموزش دارند، این متغیرها در دوره پیش دبستانی با سرعت بسیاری توسعه می یابند، با این وجود تعداد کمی از پژوهشگران سعی در ارزیابی اثرگذاری مستقیم دوره پیش دبستانی بر فرآیندهای کنش اجرایی و خودمهارگری در کودکان خردسال دارند. هدف اصلی این مقاله مقایسه کنش های اجرایی و خودمهارگری کودکان با و بدون تجربه پیش دبستانی پایه یکم ابتدایی بود. روش: طرح این پژوهش، مقطعی با روش توصیفی، علی- مقایسه ای شامل والدین 200 کودک کلاس یکم از مدارس 4 منطقه شهرداری تهران با استفاده از نمونه گیری در دسترس بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه های کنش اجرایی کولیج (2002)، پرسشنامه خودمهارگری ویلکاکس (1979) توسط والدین برای ارزیابی وضعیت دانش آموزان تکمیل و اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس در محیط SPSS-27 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین کنش های اجرایی (برنامه ریزی، سازمان دهی، و بازداری) و ظرفیت خودمهارگری (خودمهارگری، تکانشگری، و خودمهارگری تکانشگری) در کودکان دبستانی با و بدون تجربه پیش دبستانی تفاوت معنادار دارد. (001/0>p). نتیجه گیری: تأثیر زیاد آموزش پیش دبستانی در وضعیت سلامت روانی کودکان تأیید شد و یافته ها حاکی از آن بود که حضور در مدرسه پیش دبستانی، تأثیر مثبت زیادی بر کنش های اجرایی و ظرفیت خودمهارگری دارد.
۶۹۴.

پیش بینی افکار خودکشی بر اساس کمال گرایی ناسازگار، باورهای غیر منطقی و فرسودگی تحصیلی در دانشجویان پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۶۹
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی افکار خودکشی دانشجویان پزشکی بر اساس کمال گرایی ناسازگار، باورهای غیرمنطقی و فرسودگی تحصیلی بود. روش مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های پزشکی شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1402 بود که تعداد 150 نفر بر اساس فرمول تاباچینک و فیدل، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه مقیاس افکار خودکشی (STS، محمدی فر و همکاران، 1392)، کمال گرایی ناسازگار (MPS، استوبر و رامبو، 2007)، باورهای غیرمنطقی (IBT، جونز، 1986)، و فرسودگی تحصیلی (SBI، سالما آرو و ناتانن، 2005)، جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از روش تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش همزمان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد افکار خودکشی دانشجویان پزشکی بر اساس کمال گرایی ناسازگار، باورهای غیرمنطقی و فرسودگی تحصیلی قابل پیش بینی است (05/ 0p<) و 4/36 از واریانس افکار خودکشی در دانشجویان پزشکی را تبیین می کنند. در نتیجه کمال گرایی ناسازگار، باروهای غیرمنطقی و فرسودگی تحصیلی می توانند بر افکار خودکشی دانشجویان پزشکی موثر باشند.
۶۹۵.

روابط ساختاری عوامل فراتشخیصی با ابعاد آسیب شناسی شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۳۱
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری عوامل فراتشخیصی (تجربه های آسیب زای کودکی، سبک دلبستگی ناایمن، بدتنظیمی هیجانی، مشکلات بین فردی و باورهای ناکارآمد) با ابعاد آسیب شناسی شخصیت انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی است. جامعه پژوهش را دانشجویان تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس 531 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه شخصیت DSM-5 فرم کوتاه پلاس، پرسشنامه ترومای دوران کودکی برنشتاین، پرسشنامه تنظیم هیجان گراس و جان، پرسشنامه مشکلات بین فردی بارخام و همکاران، مقیاس نگرش های ناکارآمد وایزمن و بک و پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان) بودند. تجزیه و تحلیل آماری توسط نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل نشان می دهد که ابعاد آسیب شناسی شخصیت با ترومای کودکی(27/0)، سبک دلبستگی ناایمن (51/0)و مشکلات بین فردی(44/0) ارتباط معناداری دارد (p<0.01). در رابطه بین ابعاد آسیب شناسی شخصیت با بدتنظیمی هیجانی و باور ناکارآمد ترومای کودکی نقش میانجی دارد. همچنین نقش سبک دلبستگی ناایمن نیز در ارتباط بین ابعاد آسیب شناسی و مشکلات بین فردی به عنوان میانجی مورد تایید است. بحث و نتیجه گیری: شناسایی ابعاد آسیب شناسی شخصیت و پیشگیری از شکل گیری دلبستگی ناایمن و تجربه های آسیب زای کودکی می تواند افراد را از انواع اختلالات روانی دور کند.
۶۹۶.

مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و درمان هیجان مدار بر باورهای غیرمنطقی و تمامیت خواهی زوجی در زنان دچار طلاق هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۱۴
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و درمان هیجان مدار بر باورهای غیرمنطقی و تمامیت خواهی زوجی در زنان دچار طلاق هیجانی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیر 2 ماهه بود. جامعه آماری زنان دچار طلاق هیجانی مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده شهر گرگان در سال 1402 بودند. تعداد 45  نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های باورهای غیرمنطقی جونز (1968)، تمامیت خواهی زوجی شیا و اسلنی (1999) و طلاق هیجانی گاتمن (2008) بود. گروه آزمایش 1 واقعیت درمانی، گروه آزمایش 2 درمان هیجان مدار را در 8 جلسه 60 دقیقه ای دریافت نمودند اما گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده های پژوهش با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی توسط نرم افزار SPSS-26 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد واقعیت درمانی و درمان هیجان مدار بر کاهش باورهای غیرمنطقی و تمامیت خواهی زوجی در زنان دچار طلاق هیجانی اثربخش بود (0/05>p).  نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که واقعیت درمانی تاثیر بیشتری دارد (0/05>p). بر این اساس می توان نتیجه گرفت که واقعیت درمانی با حذف کنترل گری بیرونی، توجه به رفتار کلی و انتخاب شده برای حل تعارضات در زندگی روشی مؤثرتر و کارآمدتر در کاهش باورهای غیرمنطقی و تمامیت خواهی زوجی است و می تواند توسط درمانگران در مداخلات خانواده استفاده گردد و در نتیجه به بهبود روابط زناشویی کمک نماید.
۶۹۷.

بازخوانی تجربه ی افراد وابسته به مواد بهبودیافته درباره سبک زندگی خود در گرایش و تداوم اعتیاد (مورد مطالعه: شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۱
هدف: از آنجایی که اعتیاد یک بیماری چندبعدی است که عوامل متعددی خصوصا مانند سبک زندگی بر آن مؤثرند، این پژوهش به بازخوانی تجربه ی افراد وابسته به مواد بهبودیافته درباره سبک زندگی خود در گرایش و تداوم اعتیاد در شهر شیراز انجام شد. روش: جامعه آماری این مطالعه شامل افراد وابسته به مواد بهبودیافته در شهر شیراز بود و از بین این جامعه 20 فرد با روش پدیدارشناسی تفسیری و به روش نمونه گیری هدفمند و با تکنیک گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با روش تماتیک تجزیه و تحلیل گردیدند. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به ظهور یک مضمون کلی به نام «سبک زندگی اعتیادگونه» شد که چهار بعد اصلی شامل ابعاد جسمانی، روانی، معنوی-روحانی و ارتباطی-اجتماعی را در بر داشت که در تداوم و شروع اعتیاد نقش اساسی داشتند. نتیجه گیری: سبک زندگی اعتیادگونه می تواند نقش مهمی در توسعه و حفظ وابستگی به مواد داشته باشد. بنابراین، با توجه به نقش محوری سبک زندگی در اعتیاد می توان خاطر نشان کرد که مراکز درمانی می توانند از تغییر سبک زندگی ناکارآمد به عنوان یک روش درمان غیردارویی مؤثر در جهت درمان اعتیاد برای کمک به افراد وابسته به مواد بهره ببرند.
۶۹۸.

تبیین مدل پیش بینی گرایش نوجوانان به مصرف مواد مخدر بر اساس کیفیت زندگی خانواده: نقش میانجی سبک های تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۳
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر تبیین مدل پیش بینی گرایش نوجوانان به مصرف مواد مخدر بر اساس کیفیت زندگی خانواده با نقش میانجی سبک های تنظیم هیجان بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی و با طرح مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری متشکل از همه دانش آموزان رشته های نظری، فنی و کاردانش مقطع متوسطه دوم به تعداد 10647 نفر بود. نمونه آماری 374 نفر در نظر گرفته شد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. جهت گردآوری داده ها از پرسش نامه های گرایش به مصرف مواد مخدر، کیفیت زندگی خانواده و تنظیم هیجان استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد که کیفیت زندگی خانواده ارتباط منفی مستقیم معناداری با گرایش به مصرف مواد مخدر داشت. به علاوه، ارزیابی مجدد شناختی، به عنوان یک بعد تنظیم هیجان، در رابطه کیفیت زندگی با گرایش به مصرف مواد مخدر دارای نقش واسطه ای معناداری بودف در حالی که سرکوب هیجان به عنوان دیگر بعد تنظیم هیجان دارای چنین نقشی نبود. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، می توان با مدیریت سبک های تنظیم هیجان و کیفیت زندگی خانواده در راستای بهبود وضعیت گرایش نوجوانان به اختلال مصرف مواد مخدر سود جست.
۶۹۹.

اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری بر بی ثباتی هیجانی و ابراز هیجان دانشجویان دختر مبتلا به فوبی حیوانات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۴
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری بر بی ثباتی هیجانی و ابراز هیجان در دانشجویان دختر مبتلا به فوبی حیوانات بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانشجویان دختر دانشگاه ها ی آزاد تهران غرب و تهران مرکز مبتلا به فوبی حیوانات در سال تحصیلی 1403-1402 بود. از این میان تعداد 30 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 7 جلسه، 2 ساعته و هفته ای 1 جلسه گروه درمانی شناختی رفتاری را کسب کردند. گروه آزمایش و کنترل در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون به مقیاس بی ثباتی هیجانی (DERS؛ گراتز و رومر، 2004) و مقیاس سبک های ابراز هیجان (EEQ؛کینگ و امونز، 1990) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون بی ثباتی هیجانی و ابراز هیجان در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری در سطح (05/0p<) وجود دارد. در مجموع می توان نتیجه گرفت که گروه درمانی شناختی رفتاری بر کاهش بی ثباتی هیجانی و افزایش ابراز هیجان در دانشجویان دختر مبتلا به فوبی حیوانات تاثیر داشته است.
۷۰۰.

پیش بینی تنظیم شناختی هیجان بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه و مکانیزم های دفاعی در زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۳
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تنظیم شناختی هیجان براساس طرحواره های ناسازگار اولیه و مکانیزم های دفاعی در زنان مطلقه انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل تعداد 794 نفر از زنان مطلقه ساکن شهر تنکابن در سال 1403 بود که از بین آن ها تعداد 260 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شد. برای جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه های تنظیم شناختی هیجان (CERQ) گارانفسکی و همکاران (2001)، طرحواره های ناسازگار اولیه (PISQ) یانگ (1998) و مکانیزم های دفاعی (DMQ) آندروز و همکاران (1993) استفاده شد. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد بین طرحواره های ناسازگار اولیه و مکانیزم های دفاعی با تنظیم شناختی هیجان در زنان مطلقه همبستگی معناداری وجود دارد (001/0P˂). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد 22 درصد از تنظیم شناختی هیجان بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه و مکانیزم های دفاعی تبیین می شود. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که طرحواره های ناسازگار اولیه و مکانیزم های دفاعی پیش بین مناسبی برای تنظیم شناختی هیجان در زنان مطلقه است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان