روان شناسی تحلیلی شناختی (تازه های روانشناسی صنعتی سازمانی سابق)
روان شناسی تحلیلی شناختی سال 16 زمستان 1404 شماره 63 (مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
مقالات
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی مداخله شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری بر کاهش علائم منفی مبتلایان سایکوز ناشی از مواد بود. روش: روش این پژوهش نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه کنترل سه گروهی بهره گرفته شده بود.جامعه آماری این پژوهش مبتلایان سایکوز ناشی از مواد شهر تهران می باشند. به منظور اطمینان بیشتر برای پژوهش حاضر، 15 نفر در هر گروه انتخاب می شود. از جامعه آماری یاد شده به منظور انتخاب شرکت کنندگان افراد داوطلبی که دارای ملاک های ورود به پژوهش باشند انتخاب و پس از اجرای مرحله پیش آزمون در یک جلسه مشترک، به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفری آزمایش 1 (درمان ذهن آگاهی )، آزمایش 2 (درمان شناختی- رفتاری) و گروه گواه جایگزین شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه میل به مصرف مواد فرچاد و همکاران (۱۳۸۵) و پروتکل درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و پروتکل درمان شناختی رفتاری بود. یافته ها: نشان می دهد که این متغیرها تاثیر معنی داری بر میانگین نمره علائم منفی دارد. یعنی میانگین نمره علائم منفی در گروه کنترل و آزمایش اول و دوم در مرحله پس آزمون پس از حذف اثرات پیشین تفاوت معنی داری با هم دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که هر دو روش بر کاهش علائم منفی بیماران سایکوز ناشی از مواد تاثیرگذار هستند لذا می توان از این روش ها در جهت کاهش علائم منفی استفاده نمود.
تبیین و پیش بینی افسردگی بر اساس سبک دلبستگی اجتنابی، سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی و انتظارات واقع بینانه از ازدواج در رابطه زوجین شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف، تبیین و پیش بینی افسردگی بر اساس سبک دلبستگی اجتنابی، سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی و انتظارات واقع بینانه از ازدواج در رابطه زوجین شهر تهران انجام شده است. روش: پژوهش حاضر توصیفی-پیمایشی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی افراد متأهل مراجعه کننده به مراکز خدمات مشاوره و روانشناسی منطقه 1 شهر تهران در بهار سال 1403 بود، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، تعداد 160 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه های افسردگی بک (1978)، مقیاس دلبستگی بزرگسال کولینز و رید (1990) و مقیاس انتظار از ازدواج نلسون و جونز (1996) جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش توصیفی و استنباطی با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه توسط نرم افزار SPSS ویرایش 26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین سبک دلبستگی اجتنابی و سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی با افسردگی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنین، بین انتظارات واقع بینانه از ازدواج با افسردگی رابطه منفی معنادار وجود دارد. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که سبک دلبستگی اجتنابی، سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی و انتظارات واقع بینانه از ازدواج، افسردگی را در رابطه زوجین پیش بینی می کنند.
اثربخشی زوج درمانی شناختی_رفتاری غنی شده بر بی رمقی و کیفیت روابط زناشویی زوجین دارای تعارضات زناشویی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تعارض زناشویی در خانواده مسائل و مشکلاتی را در سطوح فردی، نهادی و اجتماعی به وجود می آورد. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی زوج درمانی شناختی_رفتاری غنی شده بر بی رمقی و کیفیت روابط زناشویی زوجین دارای تعارضات زناشویی انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری زوجینی بودند که در 3 ماهه پایانی سال 1402 به علت تعارض زناشویی به شورای حل اختلاف شهر نیشابور مراجعه نمودند. تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های بی رمقی زناشویی پاینز (1996)، کیفیت روابط زناشویی کوندی و همکاران (2016) و تعارض زناشویی براتی و ثنایی (1385) بودند. گروه آزمایش، به مدت 10 جلسه 60 دقیقه ای تحت زوج درمانی شناختی_رفتاری غنی شده قرار گرفتند اما گروه کنترل تا پایان پژوهش مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس و استفاده از نسخه 26 نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته ها حاکی از آن بود که زوج درمانی شناختی_رفتاری غنی شده موجب کاهش بی رمقی و افزایش کیفیت روابط زناشویی زوجین دارای تعارضات زناشویی شده است (001/0>p). نتیجه گیری: در مجموع نتایج مطالعه حاضر نشان داد زوج درمانی شناختی_رفتاری غنی شده، روشی مؤثر و کارآمد در کاهش بی رمقی و افزایش کیفیت روابط زناشویی زوجین دارای تعارضات زناشویی است و می تواند توسط درمانگران در مداخلات خانواده استفاده گردد و در نتیجه به بهبود روابط زناشویی کمک نماید.
اثربخشی آموزش تربیت سازنده(Triple-P) به مادران، بر مشکلات و توانایی های کودکان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش تربیت سازنده به مادران بر مشکلات رفتاری و توانایی های کودکان است. روش: پژوهش حاضر از نوع آزمایش، با طرح شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری تحقیق، تمامی مادران کودکان 6 تا 12 ساله با مشکلات رفتاری در مرکز مشاوره رازی در سال 1401، در شهرستان پاکدشت تهران بودند. 30 نفر از مادران که پایین ترین نمره در پرسشنامه مشکلات و توانایی کودکانSDQ) ) دریافت کرده بودند به عنوان نمونه در دو گروه کنترل و آزمایش (هر گروه 15 نفر) به صورت تصادفی قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 2 ساعته تحت آموزش برنامه تربیت سازنده که به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده بود، قرار گرفتند و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. در نهایت هر دو گروه مورد پس آزمون قرار گرفتند. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کواریانس مورد تحلیل قرار گرفت و از نرم افزار 22 SPSSبرای این کار استفاده گردید. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش برنامه تربیت سازنده بر روی مادران بر کاهش مشکلات رفتاری (p<0.001) و افزایش توانایی های کودکان(p<0.001) مؤثر است. نتیجه گیری: شاخص های توصیفی و آماری نتایج تحقیق نشان دهنده تأثیر مثبت آموزش برنامه تربیت سازنده بر کاهش مشکلات رفتاری کودکان شامل مشکلات هیجانی، بیش فعالی، مشکلات سلوک و مشکلات با همسالان و افزایش توانایی های کودکان شده است. این مطالعه اهمیت آموزش رویکرد تربیت سازنده بر کاهش مشکلات و افزایش توانایی های کودکان را نشان می دهد و در برگیرنده مفاهیمی برای بهبود مشکلات رفتاری کودکان است.
اثر همدلی در کاهش علائم بانوان مبتلا به اختلال های سندرم پیش از قاعدگی و سندرم ملال پیش از قاعدگی در شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه اثر همدلی در کاهش علائم بانوان مبتلا به اختلال های سندرم پیش از قاعدگی و سندرم ملال پیش از قاعدگی در شهر تهران بود. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است و جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان دختر جوان دانشگاه یادگار امام خمینی (ره)، دانشکده واحد ابوالفتوح رازی بود. برای رسیدن به این هدف، نمونه های مورد نظر با استفاده از شیوه نمونه گیری در دسترس، تعداد60 نفر از دانشجویان خانم این دانشکده که در سال تحصیلی 1404 در حال تحصیل بودند انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده ی این پژوهش، مقیاس همدلی مهرابیان و اپستن (1972) و پرسشنامه استاندارد علایم سندرم پیش از قاعدگی احمدی (1395)، پرسشنامه غربالگری علایم قبل از قاعدگی سیه بازی و همکاران (1390) می باشد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات در این پژوهش از دو روش آمار توصیفی و استنباطی و روش همبستگی پیرسون، و از نرم SPSS استفاده شد. نتایج رگرسیون خطی چندگانه نشان داد که بین همدلی و سندرم پیش از قاعدگی و همچنین سندرم ملال پیش از قاعدگی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد و به این معناست که با افزایش نمره همدلی، نمره سندرم پیش از قاعدگی و سندرم ملال پیش از قاعدگی با هم کاهش می یابد. نتایج این پژوهش می تواند به سازمان های بهداشتی و درمانی کمک کند تا برنامه های درمانی و پیشگیری را بر اساس یافته ی این تحقیق تدوین کنند. بدین ترتیب انجام این پژوهش در زمینه ی دریافت اهمیتی که همدلی، جهت کاهش و سازش با نشانه های آسیب زننده ی دوران پیش از قاعدگی دارد، از ضرورت و اهمیت برخوردار است.
پیامدهای آموزش بازسازی شناختی بر یادگیری خودتنظیمی مبتنی بر تجربه دانشجویان: مرور نظام مند(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مرور نظام مند با هدف بررسی پیامدهای آموزش بازسازی شناختی بر یادگیری خودتنظیمی مبتنی بر تجربه در دانشجویان انجام شد.روش: پژوهش حاضر یک مرور نظام مند است. جستجوی مقالات منتشرشده بین سال های 2020 تا 2025 در پایگاه های اطلاعاتی PubMed، Scopus، Springer، ProQuest، ScienceDirect و Google Scholar با استفاده از کلیدواژه های انگلیسی «Cognitive restructuring»، «Experiential learning»،«Self-regulated learning و فارسی («بازسازی شناختی»، «یادگیری تجربی»، «یادگیری خودتنظیمی») و عملگرهای بولی انجام شد. مقالات بر اساس معیارهای ورود (مانند مقالات پژوهشی اصلی، مداخله در محیط دانشگاهی و گزارش پیامدهای مرتبط) و خروج غربالگری شدند. داده های مقالات منتخب با استفاده از جدول بندی سیستماتیک استخراج و به روش کیفی و توصیفی تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل یافته ها نشان داد که آموزش بازسازی شناختی بر مؤلفه های یادگیری خودتنظیمی مبتنی بر تجربه تأثیر مثبت دارد. این مداخله با هدف گذاری مؤثرتر، بهبود نظارت و بازاندیشی در فرآیند یادگیری، و تقویت راهبردهای فراشناختی همراه است و به دانشجویان در مدیریت فعالانه تر و انعطاف پذیرتر تجارب یادگیری کمک می کند. نتیجه گیری: آموزش بازسازی شناختی به عنوان یک راهبرد مداخله ای مؤثر برای ارتقای یادگیری خودتنظیمی در بستر تجربی شناخته می شود. ادغام این آموزش در برنامه های درسی دانشگاهی می تواند کیفیت یادگیری دانشجویان را بهبود بخشد. انجام مطالعات بیشتر با طرح های پژوهشی قوی تر برای تعمیق این یافته ها پیشنهاد می گردد.