مدل ساختاری روابط دانش آموزان با والدین، همسالان و معلمان در تمایل به مداخله در قلدری: نقش واسطه ای خودکارآمدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی مدل ساختاری روابط دانش آموزان با والدین، همسالان و معلمان در تمایل به مداخله در قلدری با نقش واسطه ای خودکارآمدی بود. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان 15 تا 18 ساله شهر بهبهان در سال 1402-1403 بود که از بین آنها تعداد 300 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های قلدری ایلی نویز اسپلاگه و هولت (2001)، خودکارآمدی عمومی شوارزر و جروسالم (1995)، رابطه دانش آموز با والدین پیانتا (2011)، رابطه دانش آموز با همسالان هادسون (1992) و رابطه دانش آموز با معلمان موری و زوواک (2011) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر به کمک نرم افزارهای SPSSV19 و AMOSV20 استفاده شد. نتایج نشان داد متغیرهای رابطه دانش آموز با والدین (188/0-b=)، همسالان (194/0-b=)، معلمان (166/0-b=) و خودکارآمدی (193/0-b=) اثر مستقیم، منفی و معنا داری بر قلدری در مدرسه دارند (05/0>P). همچنین نتایج نشان داد که رابطه دانش آموز با والدین (067/0-b=)، همسالان (042/0-b=) و معلمان (029/0-b=) با میانجی گری خودکارآمدی اثر غیرمستقیم، منفی و معنا داری (01/0>P) بر قلدری در مدرسه دارند. در نهایت می توان گفت که مدل ساختاری روابط دانش آموزان با والدین، همسالان و معلمان در تمایل به مداخله در قلدری با نقش واسطه ای خودکارآمدی از شاخص های برازش مطلوبی برخوردار بود و از این رو استفاده از این مدل می تواند به معلمان، مدیران، روان شناسان، مشاوران خانواده و متخصصان تعلیم و تربیت در ارتقای خودکارآمدی و روابط دانش آموز با والدین، همسالان و معلمان و کاهش قلدری در مدرسه کمک نماید.