اصلاحات قاضی عیسی ساوجی در زمان سلطان یعقوب آق قویونلو: گذار از سنّت مغولی به سنّت ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای تاریخی سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۵ شماره ۱ (پیاپی ۳۳)
391 - 424
حوزههای تخصصی:
اصلاحات از راهکارهای مدیریتی و افزایش توانمندی حکومت ها، از دیرباز مورد توجه نخبگان قدرت بود است. اما ماهیت، روش ، چگونگی و گستره اجرای آن بنا به ضروت های جامعه تعیین می شد. نخبگان آق قویونلو در سه مقطع دست به اصلاحات زدند که یکی از این اصلاحات دوره سلطان یعقوب و به همت قاضی عیسی ساوجی صدر انجام شد. اصلاحات قاضی عیسی در تداوم اصلاحات دوره حسن پادشاه بود. از یک سو، سنّت مغولی با سقوط حکومت های مغولی تضعیف شده و جوابگوی نیازهای جامعه ایرانی به ویژه نخبگان قدرت نبود. از سوی دیگر، جامعه ایرانی جهش بلندی به سوی احیاء سنت های اسلامی– ایرانی برداشته بود. زیرا علاج دردهای خود را در این سنت ها می دید. این مقاله با تحلیل مضمونی روایت های تاریخی این دوره، سعی دارد زمینه، علل، ماهیت و موانع اصلاحات قاضی عیسی ساوجی را مورد تحلیل قرار دهد. هرچند اصلاحات قاضی را می توان به عنوان یک حلقه از تداوم فکری و ضرورت تاریخی اصلاحات در ایران دانست؛ اما هم آهنگی منافع برخی ازگروه های اجتماعی ایرانی( عالمان دینی) و ترکی (نظامیان) در تداوم سنّت مغولی، شکست و نابودی عوامل این اصلاحات را فراهم ساخت. یافته ها نشان می دهد، غلبه سران ایلات به قدرت و همکاری علما و سیورغال داران با آنان، مانع مهمی در کامیابی اصلاحات بود. داده های تاریخی نشان داد که اصلاحگران بر خلاف مخالفان از حمایت مردمی بر خوردار نبود. آنان باتکیه بر قدرت حکومتی وموافقت سلطان به اصلاح دست زده بودند. اما قدرت سلطان درنظام سیاسی مبتنی بر ایل کفایت نمی کرد. سلطان بدون همراهی سران ایلات از قدرت برتر برخوردار نبود.