ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
۹۶۱.

حکم وقف و تقسیم سهام آب قنات فرهادآباد شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حکم قنات فرهادآباد فرهادمیرزا معتمدالدوله شیراز دوره قاجار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۹۸
فرهادمیرزا معتمدالدوله در مدت حکومت بر فارس (1293-1298ق) به عمران و آبادانی شیراز توجه ویژه ای کرد؛ ازجمله به لای روبی و اصلاح قنات های کریم خانی پرداخت که در خلال این اقدام، بنیاد قنات تازه ای گذاشته شد و «فرهادآباد» نام گرفت. فرهادمیرزا بخشی از آب این قنات را وقف و بخشی را میان بزرگان فارس تقسیم کرد. از قنات فرهادآباد شیراز اطلاع چندانی در دست نیست و تنها در برخی منابع محلی به اختصار از آن یاد شده است؛ ازاین رو، هدف از این پژوهش شناخت ابعاد تاریخی، شروط وقف و تقسیم سهام آب قنات فرهادآباد شیراز بر پایه خوانش حکم فرهادمیرزا معتمدالدوله در این خصوص است. این مقاله با روش تحقیق تاریخی، با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر اسناد آرشیوی و منابع دست اول تاریخی نوشته شده است. نتایج بررسی ها نشان می دهد که قنات فرهادآباد در نزدیکی چشمه جوشک، در صحرای قصر قمشه قرار داشت. این قنات در اوایل شعبان 1295ق، هنگام بازدید فرهادمیرزا معتمدالدوله از قنات های کریم خانی کشف شد، اما بهره برداری از آن تا حدود یک سال بعد به طول انجامید. حجم آب قنات فرهادآباد در حدود یک تا یک ونیم سنگ بود. این آب از طریق نهر اعظم به سمت شیراز می آمد و در مقسّم اعلای این نهر در دو بند رودخانه و مقرّب می افتاد و به مصرف می رسید. آب قنات فرهادآباد به چهارده سهم تقسیم شده بود: چهار سهم بر مدرسه خان شیراز و آب انبار مجاور آن وقف بود و مابقی به ده تن از علما و رجال متنفذ فارس، به ازای هر نفر یک سهم اختصاص داشت. به احتمال، فرهادمیرزا پیش از وداع با حکومت فارس (ربیع الثانی 1298ق)، موضوع مصرف بخشی از سهام وقفی این قنات را به نفع تکیه (مقبره) عصمت السلطنه، همسر فرزند خود عبدالعلی میرزا در حافظیه تغییر داده است. او ثواب خیرات قنات فرهادآباد را به روح پدر و مادر خود و پدر و مادر ناصرالدین شاه قاجار تقدیم کرده است. آثار خیر این اقدام بیشتر به نفع معدودی از رجال شیراز تمام شده است.
۹۶۲.

تحلیل گفتمان نامه های امام حسین(ع) به کوفیان در جریان واقعه عاشورا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نامه های امام حسین (ع) کوفیان عاشورا تحلیل گفتمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۳
واقعه عاشورا در نیمه دوم قرن اول هجری به ارائه گفتمان دینی و ایدئولوژی انجامید که در آن، ضمن تقبیح حاکم ستمگر، وظایف و ویژگی های امام را در مقام پیشوای مردم مطرح کرد. این گفتمان با آگاهی بخشی و روشنگری به مردم، بر مشارکت و مسئولیت پذیری آنان در مقابل دستگاه حاکمیت تأکید می کرد. چنین گفتمانی در اساس با گفتمان حاکمیت که در تلاش بود با استفاده از نظریه خلافت الهی و اهتمام به سنّت های عربی به هر طریق مخالفان را با خود همراه کند، در تقابل بود. ناهمسویی این گفتمان ها، بستر لازم را برای تقابل گفتمانی امام حسین(ع) و یزید در متن نامه های آنان فراهم آورد. مقاله حاضر تلاش دارد با استفاده از روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه (Laclau & Mouffe, 2014) که گفتمان را فراتر از ساختار زبانی در عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دانسته، این پرسش ها را بحث و بررسی کند که تقابل گفتمانی امام حسین(ع) و یزید در متن نامه های یزید به والیان خود و نامه های امام حسین(ع) به کوفیان چگونه بود؟ تلاش هرکدام از گفتمان ها برای تثبیت معنا و هژمونی کردن گفتمان خود، براساس چه نقاط کانونی و دال های پیرامونی صورت گرفت؟ یافته پژوهش نشان می دهد که یزید با استفاده از نظریه خلافت الهی و اهتمام به سنّت های عربی در ظاهری دینی تلاش کرد به هر طریقی امام حسین(ع) را به عنوان مرجع دینی با خود همراه کند و مشروعیت حاکمیت خود را استحکام بخشد؛ اما امام حسین(ع) با طرد چنین خواسته ای، بر اصلاح دینی حاکمیت تأکید کرد. نتیجه چنین تفکری در نامه ها، گفتمان عدالت محورانه مبتنی بر اسلام حقیقی را در مقابل هدف های قدرت طلبانه یزید که مبتنی بر اسلام انحرافی بود، نمایان ساخت.
۹۶۳.

تأثیر نگارگری صفوی بر نگاره های نسخه حمزه نامه در هند (با رویکرد سپهرنشانه ای یوری لوتمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نگارگری صفوی حمزه نامه نگارگری هند گورکانی سپهرنشانه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۲۳۱
روابط بین دو تمدن ایران و هند از ادوار کهن به صورت متقابل برقرار بوده است. اشتراک و تبادل سنت های فرهنگی بین ایران و هند در دوره «گورکانی» به اوج خود می رسد. حوزه اصلی عینیت یافتن فرهنگ ها را می بایست در هنر و ادبیات جست وجو نمود. این پژوهش، ضمن بررسی نسخه مصور حمزه نامه، که داستان های آن برگرفته از برخوردهای گوناگون «حمزه» با «انوشیروان» و دربار ساسانیان که با حمزه در جنگ است و «اردشیر بابکان» که به یاری حمزه می شتابد، مصور شده است. هم چنین به تأثیرات فرهنگی ایران/ هند به واسطه ورود هنرمندان ایرانی در دوره گورگانی هند و تأثیرات ویژگی های نگارگری دوره صفوی بر این نسخه می پردازد. مسأله اول که در این پژوهش مطرح می شود این است که، چگونه می توان تأثیر نشانه ای نگارگری صفوی بر نگاره های حمزه نامه در هند را با رویکرد سپهرنشانه ای مورد خوانش قرار داد؟ و مسأله دوم پژوهش این است که، چه مؤلفه های از نگارگری ایران در مصور کردن حمزه نامه در دوره گورکانی هند تأثیرگذار بوده است؟ هدف پژوهش حاضر این است که مسأله تأثیر نگارگری دوره صفوی در تقابل با نگارگری گورکانی هند را مورد بررسی قرار دهد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی با رویکرد سپهرنشانه ای «لوتمان» بوده و با استفاده از تقابل بین فرهنگی (ایران/ هند) به ویژگی های حمزه نامه و تأثیرات ایران بر نگارگری هند اشاره کرده است. تأثیرات ویژگی های نگارگری مکتب تبریز دوم صفوی و شخصیت حمزه ایرانی در تصویرگری حمزه نامه حضور پُررنگی را دارد. نتیجه این پژوهش حاکی از این است تا در سرزمین میزبان ارتباطی معنادار میان دو سپهرنشانه ای خود و دیگری برقرار کنند و در ادامه به جذب عناصر و نشانه های در نگاره های حمزه نامه که برگرفته از شخصیت حمزه ایرانی است، سبب سازو کار فرهنگ ایرانی ازطریق داستان است، و جذب شدن آن توسط هنرمندان ایرانی در سپهر فرهنگی هند شده است.
۹۶۴.

همبودی انسان وحیوان در تدفین های دوران فراپارینه سنگی و نوسنگی در هلال حاصلخیزی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: تدفین انسان حیوانی فراپارینه سنگی نوسنگی هلال حاصلخیزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۱۶
یکی از مهم ترین یافته های حاصل از کاوش های باستان شناسی تدفین ها هستند؛ برخلاف بسیاری از یافته های باستان شناسی که موقعیت قرارگیری آن ها اغلب بدون اهداف خاصی است، در تدفین قرارگیری یافته ها به صورت تعمدی بوده و در پشت آن اهدافی نهفته است که می تواند منعکس کننده اعتقادات و شرایط زندگی انسان در آن دوران باشد. همراهی حیوانات با انسان ها در تدفین، یکی از شیوه های رایج تدفینی از دوران فراپارینه سنگی و نوسنگی در منطقه هلال حاصلخیزی است که، می تواند دارای مفاهیم زیادی از دنیای گذشته باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی بررسی و معرفی این شیوه تدفینی و بازه زمانی شروع آن، رابطه آن با اهلیسازی حیوانات و همچنین بررسی مفاهیم پنهان در پشت رواج این شیوه تدفینی (همچون ارتباط با شمنیسم و یا نمادگرایی آئینی) است. انجام این پژوهش به روش مطالعه مروری صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که شیوه و سنت تدفین حیوان و همچنین نوع حیوان برگزیده شده برای همراهی انسان در تدفین، در مناطق مختلف و ادوار مختلف زندگی انسان بر اساس نگرش های مختلف، متفاوت بوده است که شامل حیوانات گوشت خوار و هم گیاهخوار می شده است. همچنین، وجود حیواناتی با قابلیت اهلی شدن در تدفین ها، نشان دهنده ارتباط قوی بین انسان و حیوانات بوده و احتمالاً با شروع روند اهلیسازی مرتبط است. علاوه بر کشف بقایای کامل حیوانی در برخی از قبور، بخش هایی از حیوان همراه انسان دفن شده است که به نوعی پیشکشی به متوفی است. همچنین در برخی از موارد، نشانه هایی دال بر حتی ارتباط نمادین بین انسان و حیوان و شمنیسم نیز در تدفین های انسانی و حیوانی وجود دارد.
۹۶۵.

گسترش دامنه پراکنش سفال نوع گودین III در کرانه های شرقی دشت قروه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: ع‍ص‍ر م‍ف‍رغ سفال گودین III زاگرس مرکزی دشت قروه تپه دینار وینسار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۰۶
به طور کلی، باستان شناسی پیش از تاریخ کردستان یا به عبارتی محل تلاقی حوضه دریاچه ارومیه و حوزه زاگرس مرکزی به نسبت ناشناخته باقی مانده است. از جمله این دوره های پیش از تاریخ که بسیار مورد بی توجهی محققان قرار گرفته دوره مفرغ و به ویژه دوران میانی و جدید آن است. با نگاهی به موقعیت جغرافیایی منطقه کردستان در غرب ایران متوجه می شویم که کردستان بین دو فرهنگ شاخص مطالعات دوران مفرغ غرب ایران یعنی فرهنگ موسوم به سفال نوع ارومیه و فرهنگ خابور در شمال و همچنین سفال نوع گودین III در جنوب واقع شده است. هسته اصلی پراکنش فرهنگ گودین III مربوط به زاگرس مرکزی و تا حدودی جنوب غرب زاگرس بوده و سبک ارومیه به همراه سفال خابور نیز مربوط به مناطق شمال غرب ایران و به خصوص حوضه دریاچه ارومیه است. علی رغم شناسایی محوطه های زیادی در داخل هسته اصلی این حوزه ها، تعداد محوطه های شناسایی شده خارج از آن ها و به ویژه حوزه گودین III بسیار ناچیز و انگشت شمار است. سفال های نوع گودین III به دست آمده از بررسی های اخیر تپه دینار وینسار در دشت قروه نشان می دهد که نمی توان حوزه پراکنش این فرهنگ ها و به خصوص فرهنگ گودین III را فقط به مناطق هسته ای محدود کرد. بر اساس نویافته های تپه دینار وینسار می توان دامنه پراکنش این فرهنگ را فراتر از هسته اصلی آن، یعنی از مناطق مرکزی و جنوب غرب زاگرس تا مناطق شرقی کردستان گسترش داد. بنابراین، به نظر می رسد که مهم ترین دلیل انگشت شمار بودن محوطه های دوره مفرغ میانی و جدید کردستان به روش های بررسی باستان شناختی بر می گردد تا وجود نداشتن استقرارهای این دوره در منطقه.
۹۶۶.

واکاوی آیینِ آفتاب خواهیِ «چل کچلک» در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آفتاب خواهی چل کچلک فرهنگ عامه باران خرافه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۴۱
روزگارانی که بارش باران چندین روز به درازا می کشید، باران را مانع انجام کار می دانستند و دست به برگزاری اعمال می زدند تا باران بند بیاید و آفتاب نمایان شود. به این روش ها، آیین " آفتاب خواهی" می گویند. یکی از این آیین های آفتاب خواهی، "چل کچلک" یا "چهل کچل" بوده که در باورِ برخی آیین ورزانِ ایرانی وجود داشته و در گذشته آن را به کار می بسته اند. روزگارانی معمول بوده هنگامی که بارش باران قطع نمی شد، ریسمانی حاضر نموده و نام چهل نفر بی مو را می برده اند و مطابق نام هر کچل، گره بر ریسمان زده و زیر ناودان می گذاشتند یا در زیر زمین دفن می کردند و اعتقاد داشتند که پس از این عمل، باران قطع و آفتاب نمایان خواهد شد. این پژوهشگر در این مقاله که با روش توصیفی تحلیلی انجام شده پس از شرح و وصف چل کچلک در مناطق گوناگون ایران، به تحلیل عناصر موجود در این آیین مانند عدد "چهل در فرهنگ عامه"، "کچل یا شخصیت بی مو"، "ریسمان" و "گره" پرداخته و ریشه های اساطیری را جستجو کرده و ارتباط آن را با فرهنگ عامیانه استخراج نموده و به این نتایج دست پیدا کرده است که این آیین در زمره آیین های حاجت خواهی ایرانی قرار می گیرد که آیین ورزان با استفاده از عنصرهای جادویی مثل گره زدن طناب، اعداد مقدس و بی مویی(ضد باروری) به دنبال آن بوده اند تا باران را طلسم کنند و آفتاب پدید آید و با این خرافه "سرنوشت را به نفع خود" رقم بزنند.
۹۶۷.

بازتاب ساختار و واژه های «سرود مروارید» در دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مروارید هبوط فراموشی بیداری حافظ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۳ تعداد دانلود : ۲۱۳
بن مایه های تبعید روح، هبوط، اسارت، فراموشی، بیداری، رهایی و بازگشت به اصل نخستین، مضامینی نوظهور و مربوط به عرفان اسلامی نیستند، بلکه بسیار کهن تراند. «سرود مروارید» یکی از کهن ترین داستان های رمزی در جهان است؛ که مضامین یاد شده در آن به کم ترین لفظ و معنی بسیار، به زیبایی و با زبانی رمزی بیان شده، در عرفان جهان تأثیر گذاشته است. جوهر اندیشه سرود مروارید، گنوسی است، که در آرای مانوییان، بوداییان و مسیحیان به فراوانی دیده می-شود. در این مقاله تلاش شده تا جلوه ها و بازتاب ریخت شناسانه و واژگانی سرود مروارید، در اندیشه و اشعار حافظ بررسی شود. بررسی ها نشان می دهد حافظ همراه و هم دل با بن مایه های سرود مروارید، در یک سیر و سفر روحانی، که از ازل آغاز شده، روح را تنبیه و تربیت می کند تا مانند شاهزاده سرود مروارید، سرانجام از پیراهن تن جدا شود و به وطن مألوف بازگردد و بار امانت را به معشوق ازلی تقدیم دارد. این پژوهش به روش توصیفی ، تطبیقی، تحلیلی و مطالعه کتاب خانه ای، انجام شده است.
۹۶۸.

تجلی بصری پیرزن حاجب در نگاره های خسرو و شیرین دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسطوره کاوی اسطوره متن خسرو و شیرین فرهنگ قاجار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۲۲۲
ترویج فرهنگ فرنگی در عصر قاجار سبب تحولاتی قابل توجه در زمینه های فرهنگ و هنر گردید. یکی از نمودهای تأثیر گذار در نگاره ها و کاشی نگاره های دوره قاجار صحنه آبتنی شیرین است که در این صحنه شیرین به مثابه زن فرنگی و مفهوم دیگری تجلی یافته است. تصاویر قاجاری کاشی نگاره های این صحنه با تصاویر مکاتب هنری پیش از قاجار با ظهور" پیرزن حاجب" میان خسرو و شیرین متمایز شده است. پرسش این است در بستر یک جامعه در حال گذار از فرهنگ سنتی به مدرنیته، کارکرد و علت پیدایش " پرده و پیرزن" در کاشی نگاره های عصر قاجار چگونه است و چه اسطوره متنی منجر به شکل گیری آن شده است؟تحقیق حاضر، توصیفی تحلیلی و رویکرد مطالعاتی، تحلیل اسطوره کاوی از منظر ژیلبر دوران است.هدف از انجام مطالعه، شناسایی عوامل فرهنگی و اجتماعی موثر بر تجلی بصری "پیرزن و پرده " که موجب تولید مفاهیم فرهنگی ویژه دوره قاجار و بیان زیباشناختی برخی از مفاهیم شده است. پیرزن و پرده در کاشی نگاره های قاجاری نمایانگر فرهنگ سنتی و اسلامی، میانجی بین عاشق و معشوق، پنهان کردن معشوق، مشروعیت بخشیدن دینی-اسلامی به ملاقات عاشق و معشوق، تأکید بر نامحرمیت، بیانگر دوره گذار از سنت به تجدد و تکیه بر دوگانگی فرهنگ سنتی و فرهنگ فرنگی (خود و دیگری) حاکم بر دوره قاجار است و از منظر زیباشناختی، دوگانه زیبایی-زشتی، پیری-جوانی، باروی-عقیمی با حضور پیرزن دو شخصیت اسطوره ای خسرو و شیرین در نگاره ها برجسته می سازد.
۹۶۹.

جایگاه سیاسی، دینی و اقتصادی خاندان مهرنرسه در دولت ساسانیان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خاندان های حکومت گر ساسانی مِهرنَرسه یزدگرد یکم بهرام پنجم یزگرد دوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۳ تعداد دانلود : ۴۱۷
ساسانیان، در آغاز سده سوم میلادی از استان پارس، زادگاه هخامنشیان، برخاستند و حکومتی را بنا نهادند که در آن روحانیون زردشتی و خاندان های نژاده جایگاه ویژه ای داشتند. در تاریخ ساسانیان به ویژه هنگامی که پادشاه ضعیف بود،روحانیون زردشتی و بزرگان و اشراف نفوذ و قدرت بیشتری در دستگاه دولت به دست می آوردند و البته گهگاه با همدیگر ستیزه هایی نیز داشتند. برای شناخت تاریخ ساسانیان، ناگزیر باید جایگاه این گروهها و روابط آن ها با خاندان ساسانی مورد توجه قرار گیرد، چنانکه حتی سقوط ساسانیان را نیز می بایست از این زاویه نگریست. یکی از خاندان ها یا خانواده های نژاده ای که اعضاء برجسته آن در برهه ای از تاریخ ساسانیان، نفوذ سیاسی و حتی اقتصادی و دینی بسیار زیادی یافتند، خانواده مهرنرسه وزیر بزرگ دوره چند تن از پادشاهان ساسانی بود. در این پژوهش،تلاش خواهد شد تا جایگاه یکی از خانواده های نژاده دوره ساسانیان،یعنی خانواده مهرنرسه را در تاریخ تحولات سیاسی، دینی و اقتصادی روزگار فرمانروایی یزگرد یکم، بهرام پنجم و یزگرد دوم مورد مطالعه قرار گیرد تا چشم انداز روشن تری از تاریخ ساسانیان در این دوره زمانی به دست آوریم.
۹۷۰.

اصالت سنجی بشقاب های نقره ساسانی بر مبنای بررسی های فن شناسی و آسیب شناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: فلزکاری ساسانی طلاکاری جیوه ای فن شناسی آسیب شناسی اصالت سنجی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۰ تعداد دانلود : ۹۰۱
تعیین اصالت اشیاء باستانی یکی از موضوعات مهم در حوزه میراث فرهنگی است که با توجه به متنوع تر شدن شیوه های جعل، پژوهشگران را به سوی استفاده از روش های کاربردی تر برای تشخیص اصالت آثار سوق می دهد. بشقاب های نقره ساسانی از جمله اشیایی هستند که به دلیل آشکارساختن برخی ویژگی های فرهنگی و هنری دوره ساسانی، از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. تاکنون تشخیص اصالت این بشقاب ها بیشتر مبتنی بر ریخت شناسی و تبیین نقوش بوده است که با توجه به سهولت ایجاد نقشمایه های این دوره، شیوه مزبور برای شناسایی بشقاب های جعلی کافی نبوده و نیاز به روش های تکمیلی وجود دارد. هدف از این پژوهش، یافتن پاسخی برای این پرسش است که آیا تشخیص اصالت اثر می تواند بر مبنای شناسایی تکنیک های ساخت و تزئین و تشخیص آسیب های وارد شده به شیء انجام گیرد؟ به این منظور، تعداد ۵۰ عدد بشقاب نقره ساسانی در موزه های رضا عباسی، میهو، متروپولیتن، ارمیتاژ و موزه بریتانیا مورد مطالعات فن شناسی و آسیب شناسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که آنالیز نقره مورد استفاده، مقایسه غلظت عناصر با نمونه اصلی و تکنیک طلاکاری جیوه ای در بخش فن شناسی و خوردگی های دو فلزی با ویژگی های خاص و مشاهده خوردگی های رشته ای در بخش آسیب شناسی نیز می توانند در کنار اصالت فرم و نقش، در تشخیص اصالت این قبیل آثار راهگشا باشند.
۹۷۱.

نخستین پارسی در تاریخ و پیامد حکومت او: اکسودوس پارسیان در درون فلات ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: پَرسواَ آشور تونکو م‍اد مهاجرت گروهی پارسیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۵ تعداد دانلود : ۴۲۰
زاگرس مرکزی یکی از پرجمعیت ترین مناطق فلات ایران در نیمه نخستِ هزاره یکم پیش از میلاد و آکنده از سرزمین های کوچک یا نیمه گسترده بود. در ارتباط با این گستره جغرافیایی، یکی از نکات عجیب و جالب توجه در محتوای منابع میان رودانی مرتبط با هزاره یکم پیش از میلاد، برخورد با دو موقعیت سراسر متفاوت برای سرزمینی با نام همسان پرسواَش یا پرسومَش است، به طوری که از روزگار شلمانسر سوم تا سلطنت سارگن دوم آشوری نام این سرزمین همواره در کنار سرزمین هایی یاد شده است که در شرق آشور و در حدود زاگرس مرکزی واقع بوده اند، اما از روزگار سناخریب به بعد، سرزمین پرسواَش (پرسومَش) در شرق ایلام و متحد آن گزارش شده است. همچنین، می دانیم که سرزمین پارسیان در روزگار حکومت خاندان هخامنشی نیز -چه پیش از برآمدن جهان شاهی (:امپراطوری) و چه پس از آن- در زاگرس جنوبی قرار داشت. این که بر مبنای محتوای منابع نوشتاری به دست آمده از کاوش های باستان شناسی چگونه می توان این موضوع را توضیح داد، موضوعی است که پژوهشگران زیادی کوشیدند تا برای آن پاسخی بیابند. پژوهش پیش رو با بررسی محتوای این کتیبه ها و ارزیابی داده های جغرافیایی درون آن ها، به یک بازنگری در موضوع پرداخته و به این نتیجه رسیده است که نام سرزمین نخستین نه تنها به مفهوم تبار یک جمعیت اشاره داشته است، بلکه مردمان آن دیار به یک مهاجرت گروهی (:اکسودوس) بزرگ و در مقیاس آن چه پیشتر بنی اسرائیل در مصر تجربه کرده بود، دست زدند تا استقلال سیاسی و آزادی پیشین خود را دوباره بیابند. این پژوهش نشان می دهد که علت از دست رفتن این استقلال، شکست برنامه های توسعه طلبانه یک شاه کهن از این سرزمین در برابر آشوریان بوده است. 
۹۷۲.

رهیافتی برخوانش مؤلفه های منظر فرهنگی تاق بستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: منظر فرهنگی مؤلفه تاق بستان ملموس ناملموس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۲۲۴
یکی از معیارهای مهم در ثبت میراث جهانی، منظر فرهنگی است که با رویکرد جامع و عمل گرایانه به حفاظت از عناصر طبیعی، فرهنگی ملموس و ناملموس محوطه های تاریخی می پردازد. آثار صخره ای تاق بستان به عنوان یک اثر ملی در فهرست میراث موقت جهانی ثبت گردیده که متأسفانه در سال های اخیر شاهد تغییرات فیزیکی در عناصر تاریخی و طبیعی آن هستیم. گسستگی ارتباط بین آثار و طبیعت موجب ازدست رفتن ماهیت اصلی محوطه گشته و تخریب بیشتر آن را درپی دارد. با توجه به این که منظر فرهنگی تعاملی بین انسان و طبیعت است، آثار تاریخی تاق بستان، آن را به عنوان نمادیی مستعد برای ایجاد منظر فرهنگی درآورده است. این پژوهش با شناخت طبیعی و تاریخی تاق بستان و براساس نظریه های ارائه شده در حوزه مناظر فرهنگی، سعی در نشان دادن و ضرورت نگاهی جامع در امر حفاظت و مرمت این اثر تاریخی را داشته و درپی اثبات فرضیه است که تاق های تاق بستان تنها یک اثر تاریخی و باستان شناسی نبوده، بلکه یک منظر فرهنگی است. روش در این پژوهش توصیفی-تحلیلی، براساس داده های گردآوری شده از منابع اسنادی، کتابخانه ای و مشاهدات میدانی است؛ ازجمله پرسش هایی که در این پژوهش به آن ها پاسخ داده می شود؛ 1- تعیین معیارهای منظر فرهنگی چیست؟ 2- مؤلفه های تشکیل دهنده منظر فرهنگی تاق بستان چه هستند؟ نتیجه حاصل از بررسی نشان می دهد، براساس نمادهای جهانی، تاق بستان دارای معیارهای یک منظر فرهنگی با مؤلفه های طبیعی و انسانی به صورت ملموس و ناملموس بوده و دارای تمامی عوامل مؤثر عینی و ذهنی در شکل گیری منظر فرهنگی است و برخلاف تصور رایج، نقش برجسته های ساسانی، تنها عامل برای خلق این منظر فرهنگی نیستند، بلکه مؤلفه های منظر فرهنگی تاق بستان، ترکیبی از مؤلفه های طبیعی، فرهنگی است که در طول تاریخ به هم گره خورده و تفکیک ناپذیرند.
۹۷۳.

پژوهشی دربارۀ «وزارت» خواجه نصیرالدین طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: خواجه نصیرالدین طوسی اسماعیلیه ایلخانان مغول دستگاه اداری وزیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۰ تعداد دانلود : ۲۷۷
جایگاه برجسته خواجه نصیرالدین طوسی در میان «اسماعیلیه» و نیز تقرب و نفوذ وی نزد «مغول ها» در ایران، این دیدگاه را پیش آورده که خواجه در این حکومت ها، به مقام «وزارت» منصوب شده است و رواج این دیدگاه تا آنجا پیش رفته که در میان شماری از پژوهشگران به عنوان گزاره ای قطعی انگاشته شده است؛ اما بررسی ها این دیدگاه را تأیید نمی کند؛ بنابراین پرسش این پژوهش آن است که مستنداتِ گزاره تاریخیِ «وزیر»بودن خواجه نصیرالدین چیست. چنین می نماید که برای دیدگاه یادشده منابع و مستندات موثق و معتبری در دست نیست و آنچه گفته شده بر پایه منابعی در این زمینه است که نویسندگان آن ها آگاهی دقیقی نداشته یا از روی ملاحظاتی خاص خواجه را وزیر اسماعیلیه و مغول خوانده اند. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی و باهدف ارزیابی گزاره ای مطرح درباره زندگانی خواجه نصیرالدین، انجام شده و نشان می دهد که خواجه ، افزون بر نفوذی که نزد فرمانروایان اسماعیلیه و سپس مغول داشت و نیز جدا از اینکه به طور مشخص برخی مناصب ازجمله سرپرستی «اوقاف ممالک» ایلخانی را در دست داشت، هیچ گاه مسئولیت «وزارت» (به معنای فنی و تخصصی آن) را در دست نداشته است. هرچند این نکته را نمی توان از نظر دور داشت که به دلیل اینکه خواجه از مقربان ایلخانان بوده، فراتر از امور اوقاف در حکمرانی مغول در ایران تأثیر و نفوذ داشته است. 
۹۷۴.

گیاه هندبا؛ بررسی محتوایی منابع پزشکی و داروشناسی دوره اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هندبا کاسنی طرخشقوق آثار پزشکی و گیاه داروشناسی دوره اسلامی ریخت شناسی خواص دارویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۳۷
هندبا از گیاهان دارویی مورد توجه در منابع پزشکی و داروسازی دوره اسلامی است. حکمای دوره اسلامی از آن با نام هایی چون اَنطوبیا، بِکریذیا، تیفاف، کاسنی و کَسناج یاد کرده و برای اجزای مختلف این گیاه از جمله برگ و ریشه آن خواص درمانی قائل شده اند. پژوهشگران معاصر هندبا را با گیاه Cichorium intybus و C. endivia از تیره Asteraceae تطبیق داده اند. در این پژوهش مدخل هندبا در تعدادی از آثار پزشکی و گیاهداروشناسی دوره اسلامی از سده 3 تا 12 قمری بررسی شده است. غالباً حکمای دوره اسلامی هندبا را به دو نوع بری و بستانی تقسیم کرده و شرح ریخت شناسی هر یک را نیز بیان داشته اند. در آثاری چون الحاوی فی الطب، الجامع لمفردات الأدویه و الأغذیه، اختیارات بدیعی، حدیقه الأزهار، تذکره الأولی الألباب، تحفه المؤمنین و مخزن الأدویه به مواردی چون انواع هندبا و ویژگی های آن، نام هندبا در زبان های مختلف و خواص دارویی آن و در عمده الطّبیب فی معرفه النّبات به انواع، ویژگی ها و نام های هندبا اشاره شده و منبع اخیر کامل ترین شرح گیاهشناسی را در میان منابع مورد بررسی داشته است. در آثاری چون فردوس الحکمه فقط به خواص دارویی هندبا پرداخته شده است. مطالب یاد شده در آثاری چون تذکره الأولی الألباب، تحفه المؤمنین و مخزن الأدویه شباهت زیادی با یکدیگر دارند. در آثاری چون الصّیدنه فی الطّب و تحریر کهن فارسی آن می-توان درباره واژه هندبا آگاهی هایی کسب کرد. طرخشقوق نیز در غالب منابع کاسنی بری دانسته شده است.
۹۷۵.

معرفی و تحلیل فناوری و گونه شناسی دست ساخته های سنگی مکشوف از کاوش های 9931 ه .ش. در توق تپۀ نکا، مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دشت های شرقی مازندران توق تپه نوسنگی تحولات فناوری و معیشتی دست ساخته های سنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۷ تعداد دانلود : ۴۱۵
در این پژوهش یکی از نظام های تولید دست ساخته های سنگی دوران نوسنگی منطقه شرق مازندران برپایه کاوش های توق تپه در سال 1399 ه .ش. به صورت توصیفی-تحلیلی مورد مطالعه قرار گرفته است. بررسی فناوری، گونه شناسی و تأثیر معیشت بر شیوه به کارگیری فناوری ها و مطالعه چگونگی تولید دست ساخته های گوناگون در این محوطه، از مهم ترین اهداف و پرسش های این پژوهش در این تپه است. توق تپه در بخش مرکزی نکا و در پیرامون روستای اسکاردین واقع شده است. کوه های هوتوکش، که از مهم ترین منابع سنگ چرت در ایران هستند، در حدود 10 کیلومتری جنوب آن قرار دارند. دست ساخته های سنگی مکشوف از کاوش این محوطه از سنگ چرت ساخته شده اند. این دست ساخته ها در محوطه ساخته نمی شده و بخشی از توالی تراش در خارج از آن انجام می شده است. با توجه به این که هیچ نمونه سنگ مادر تیغه در مجموعه مشاهده نمی شود، به نظر می رسد تیغه ها به صورت آماده به محوطه وارد شده و بیشتر، عمل پرداخت و یا فرم دهی نهایی برداشته ها در آن انجام می گرفته است. شواهدی چون: بزرگی سکوی ضربه، حباب ضربه دوگانه و پریدگی حباب ضربه نشان می دهند که فناوری مورد استفاده در صنایع سنگی توق تپه به شیوه ضربه مستقیم با چکش نرم و یا ضربه غیرمستقیم بوده است. از ویژگی های شاخص این مجموعه، فراوانی ابزارهای روی تراشه و کنگره دندانه دارها و کمبود خراشنده های (ناخنی و هندسی) و ابزارهای دارای جلای داس است. صنایع سنگی توق تپه به لحاظ ترکیب بندی فناوری، بیشترین شباهت را با صنایع سنگی میان سنگی غار کمیشان دارد. شیوه ساخت دست ساخته های سنگی دوران نوسنگی، دنباله شیوه ساخت دست ساخته ها در دوران میان سنگی کاسپی است و بنابراین، این مجموعه را می توان مربوط به دوران نوسنگی دانست. شیوه تأمین معاش، تأثیر مستقیمی روی گونه، روش و فناوری ساخت دست ساخته ها دارد. مطالعه حاضر نشان داده است که به دلیل ظرفیت بالای محیط زیست منطقه موردمطالعه در تأمین خوراک مورد نیاز جوامع پیش ازتاریخ، دگرگونی چشم گیری در گونه شناسی و فناوری ابزارهای نوسنگی این محوطه درراستای دگرسانی معیشت مبتنی بر تولید غذا مشاهده نمی شود.
۹۷۶.

مقایسه تطبیقی اقدامات دوگانه تیمور و شاهرخ در خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تیمور شاهرخ خراسان ماوراءالنهر بررسی تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۸ تعداد دانلود : ۳۴۰
خراسان بزرگ به عنوان یکی از مناطق مهم دنیای اسلام و ایران در دوره ی تیمور گورکانی و فرزندش شاهرخ، دو دوره ی متفاوت را تجربه کرد. تیمور با تکیه بر حمایت امرای نظامی الوس جغتایی، دست به فتوحات گسترده ای در غرب آسیا زد. در پی این فتوحات شهرهای خراسان نیز مانند بیشتر نقاط مفتوحه، شاهد قتل و غارت و ویرانی بود. بعد از مرگ تیمور و روی کار آمدن شاهرخ، رونق و آبادانی تا حد زیادی به خراسان بازگشت و این مناطق از زیر فشار دوره ی تیموری بیرون آمد. این پژوهش با روش توصیفی، تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای قصد دارد عملکرد تیمور و شاهرخ در خراسان را مورد بررسی قرار دهد. یافته های پژوهش حاکی از این است که تیمور با توجه به منافع خود و تعلق خاطری که به آبادی پایتختش- سمرقند- داشت، تلاش نمود منابع اقتصادی و ظرفیت های انسانی و فرهنگی مناطق مفتوحه به ویژه خراسان را صرف رونق و شکوفایی ماوراءالنهر نماید. نگاه تبعیض آمیز تیمور به خراسان، باعث ایجاد نابسامانی در این ولایت و تکرار بلایی شد که پیش تر مغولان بر سر خراسان آوردند. در مقابل، شاهرخ به عللی چون دلبستگی به خراسان، تکیه بر دیوانسالاران ایرانی و تعلق خاطر به قوانین اسلامی، تلاش قابل توجهی برای آبادانی خراسان به کار گرفت.
۹۷۷.

نقش شاعران در پیدایش و گسترش باورهای شیعی در دوره تیموری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تیموریان دیوان شعر تشیع دوازده امامی مدح و منقبت شاعر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۳۷۲
در دوره تیموریان (حک 771-913ق) آموزه های شیعی بیش ازپیش گسترش یافت به طوری که زمینه ای برای رسمیت یافتن تشیع در سده بعد توسط صفویان شد. گرایش تیموریان به تصوف که آموزه تسامح از عقاید آنان بوده است در این رویکرد تأثیر بسزایی داشته است. ضمن اینکه وجود شاعران شیعی به رشد این پدیده افزوده است. نقش شاعران شیعه و سنّی در پیدایش و گسترش باورهای شیعی سؤال این پژوهش تاریخی است. یافته ها برمبنای بررسی آماری و تحلیل اشعار تعدادی از شاعران شیعه و سنّی در دوره تیموریان مشخص کرد: در این دوران، شاعران شیعه مذهب با سرودن دیوان هایی سرشار از باورهای شیعی، مدح و منقبت امامان دوازده گانه، رعایت ادب و تسامح نسبت به باورهای اهل سنّت و شاعران اهل سنّت با سرودن اشعار فراوان در مدح و منقبت امامان و ستایش حداقلی خلفای سه گانه نقش مؤثری در پیدایش و تحکیم باورهای شیعه و گسترش آن مذهب داشتند. به نظر می رسد سرودن شعر در ستایش بزرگان تشیع، نشانه فضل، و کم کاری در این باب، نشانه کم مایگی شاعر تلقی می شد و عدم اقبال عمومی اشعار را در پی داشت.
۹۷۸.

خوانشی نو در تحلیل زوایای کارکردی مهدویت در عصر صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مهدویت کارکرد کژکارکرد بی کارکرد تعادل خالص صفویه ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۲۹
یکی از مشخصه های عصر صفویه رویکردهای جریان ساز شیعی بود که خود را در قامت مفهوم مهدویت آشکار کرده است. نگارندگان پژوهش حاضر با این مفروض که مهدویت در صفویه ضمن وجوه کارکردی، با ابعاد کژکارکردی و بی کارکردی نیز مواجه بوده است، درصدد بوده اند که راه را برای آسیب شناسیِ مهدویت در عصر یادشده هموار سازند تا فاصله انتقادیِ خود را با قرائت های عموماً ایدئولوژیک از این امر حفظ کنند. سؤال پژوهش بدین ترتیب قابل صورت بندی است که آیا مهدویت در عین کارکردهای موجود، با کژکارکردها و بی کارکردی هایی نیز مواجه بوده است؟ این موارد کدام اند؟ نتایج این پژوهش ناظر بر وجه کارکردی مهدویت در صفویه ذیل رخدادِ الف. یکپارچگی سرزمینی؛ ب. صورت بندی همبستگی «ملی»؛ و در وجه کژکارکردی ناظر بر الف. ظهور مدعیان دروغین؛ ب. ایجاد پوشش عقیدتی برای توجیه ساختار ارباب-رعیتی؛ ج. ناتوانی در بازجذب نیروهای اجتماعی و در وجه بی کارکردی نیز مشتمل بر زوال تدریجی شیوه حکمرانی صفویه می باشد. یافته های مذکور بر پایه روش مطالعه تاریخی-تحلیلی و با اتکا بر رویکردی بینارشته ای (تاریخی-جامعه شناختی) و براساس نظریه کارکردگراییِ مرتن، این گونه پایان بندی شده است که چه بسا با توجه به تعدد کژکارکردها و بی کارکردها درباره مهدویتِ صفویه، تعادلِ خالص در نظریه مرتن، از کارکردها به کفه کژکارکردها و بی کارکردها سنگینی کرده باشد.
۹۷۹.

کنشگران خاموش و میدان سیاست: بررسی نقش زنان در جنبش ملی نفت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: زنان ملی شدن نفت تاریخ از پایین تاریخ اجتماعی اسناد آرشیوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۶۸
این پژوهش به بازنمایی نقش زنان در جنبش ملی شدن نفت تا کودتای ۲۸ مرداد در سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۲ می پردازد و می کوشد تا مشارکت و چگونگی تلاش زنان به عنوان بخشی از جامعه در جریان نهضت ملی شدن نفت را بررسی کند. دغدغه اصلی پژوهش یافتن پاسخی برای این سوال است که «زنان چه واکنشی به جریان ملی شدن نفت نشان دادند؟». در یک کلان روایت زنان با توجه به پذیرفتن نقش درجه دوم در حقوق شهروندی خانه نشین، منفعل و در پرده بودند و نقشی در جنبش ملی شدن نفت بر عهده نداشتند. اما در روایت رقیب، بر آن است که زنان در این جریان حضور فعال داشتند؛ اما مورخان و پژوهشگران بنا به دلایل گوناگون اشکال آشکار و پنهان حضور آنان را مورد توجه قرار نداده و در نتیجه روایت نکرده اند. روش بکارگرفته شده در این تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و پژوهشگر به اثبات نقش زنان در جنبش ملی شدن نفت با اتکا بر اسناد آرشیوی پرداخته است. بر اساس یافته های این تحقیق زنان با وجود کم مهری دولت مصدق به خواسته آنان، مبنی بر برخورداری از حق رای، در کنار دولت و مجلس ماندند و همپای مردان، در مدرسه و دانشگاه، در کارخانه ها، در ادارات و خیابان در مسیر ملی سازی نفت ضمن حضور اجتماعی، به ایفای نقش های چندگانه پرداختند.
۹۸۰.

بحران در کمیسیون های کمک به مستمندان و تشکیل سازمان اردوهای کار (331- 1338ش)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مستمندان تکدی گری کمیسیون های کمک به مستمندان عوارض بنزین سازمان اردوهای کار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۰ تعداد دانلود : ۳۶۴
در دهه 1320ش. با هجوم انبوهی از افراد مستمند از شهرهای کوچک و مناطق روستایی به شهرهای بزرگ، برنامه ها و سیاست های اجتماعی مختلفی به منظور رسیدگی به این افراد در دستور کار قرار گرفت. با این حال، اصلی ترین مشکل رسیدگی به این مستمندان، نبود منابع مالی مشخص برای این منظور بود؛ به همین دلیل در آذر 1331ش. یک لایحه قانونی به تصویب رسید که براساس آن از هر لیتر بنزین مصرفی داخلی کشور، بیست دینار عوارض برای جمع آوری و به کار گماردن متکدیان أخذ می شد. با تأمین منابع مالی لازم، در سال 1331ش. در شهرهای مختلف کشور نهادهایی با عنوان کمیسیون های کمک به مستمندان، به منظور رسیدگی به این افراد تشکیل شد. با وجود این اقدامات، در دهه 1330ش. بحران حضور مستمندان در شهرهای بزرگ تشدید شد و این امر موجب انحلال این کمیسیون ها در سال 1338ش. و جایگزین شدن نهادی تازه تأسیس با عنوان «سازمان اردوهای کار» به جای آنها شد. بر این اساس، پرسش اصلی نوشته حاضر این است که چرا چنین کمیسیون هایی نمی توانستند مشکل مستمندان را در سطح کشور حل کنند و چرا سازمان اردوهای کار جایگزین این نهاد شد. با توجه به این مقدمات، در این نوشته ابتدا تشکیل این کمیسیون ها و تغییرات صورت گرفته در آنها تا سال 1338ش. بررسی شده است. سپس سعی شد با توجه به این توصیف، مشکلات این کمیسیون ها در این فاصله زمانی شرح داده شده و در آخر نشان داده شود که چرا ساختار و خدمات چنین کمیسیون هایی به سبب شدت داشتن بیکاری پنهان در مناطق روستایی، نمی توانست مشکل مستمندان را در سطح کشور حل کند.   

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان