فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۲٬۱۲۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه ی مدل پارادایمی مدرسه پژوهش محور به روش کیفیِ از نوع نظریه زمینه ای انجام شد. مشارکت کنندگان پژوهش همه متخصصان و کارشناسان مدیریت آموزشی و برنامه ریزی درسی در استان اصفهان تشکیل بود. بر مبنای روش نمونه گیری هدفمند (گلوله برفی) و نمونه گیری نظری (به منظور رسیدن به اشباع نظری) و با تکنیک مصاحبه ی نیمه ساخت یافته با ۲۴ نفر از کارشناسان و متخصصان مدیریت آموزشی و برنامه ریزی درسی در استان اصفهان مصاحبه انجام شد. یافته های پژوهش بیانگر این بود که ناکارآمدی ساختار آموزش محور، نگرش توسعه گرایانه، الزام به پژوهش محوری در سند تحول بنیادین، الزام به پژوهش محوری در قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه و توسعه تفکر آینده نگرانه به عنوان عوامل علی مطرح هستند که بر پژوهش محوری تأثیر گذاشته و به نوعی ضرورت آن را توجیه می کنند. تغییر سیاست های یادگیری، بسترسازی چندوجهی و حمایت گری نهادی نیز زمینه ها و بسترهایی هستند که تحقق پژوهش محوری را تسهیل می کنند. همچنین، برخی عوامل کلان (اجتماعی – فرهنگی، تنازع نهادهای قدرت) و عوامل خرد (سرمایه روان شناختی اجتماعی، گفتمان نمایشی آموزش) بر راهبردهای تحقق پژوهش محوری که شامل احیاء رسالت مدرسه و بازآرایی عناصر آموزشی تاثیر می گذارند. در صورت تحقق پژوهش محوری، می توان شاهد پیامدهای مثبتی در دو سطح فردی (توسعه عمل گرایی فردی، پویایی ذهنی) و اجتماعی – سازمانی (توسعه دانایی محوری اجتماعی، بهسازی سازمانی) بود.
تاثیر فرهنگ سازمانی و استرس شغلی بر بهره وری کارکنان دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تبیین رابطه فرهنگ سازمانی و استرس شغلی با بهره وری کارکناندانشگاه بوده است. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کارکنان رسمی دانشگاه های شهر دوشنبه کشور تاجیکستان به تعداد 9272 بود که نمونه آماری پژوهش شامل 300 نفر از کارکنان بوده اند که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. برای جمع اداده ها از پرسشنامه سنجش استرس شغلی استایمز (۱۹۷۷) و پرسشنامه سنجش نگرش های فرهنگی هافستد (1980) و پرسشنامه سنجش بهره وری هرسی و بلانچارد وگلداسمیت استفاده گردیده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ازمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شده است. نتایج نشان داد که فاصله قدرت، فردگرایی و مردگرایی می تواند منجر به افزایش استرس شغلی شود و برعکس تضعیف این مؤلفه ها منجر به کاهش استرس شغلی می گردد. با مدنظر قرار دادن ضریب تأثیر مربوط به مؤلفه امتناع از ریسک باید گفت تقویت مؤلفه مذکور می تواند منجر به کاهش استرس شغلی و برعکس تضعیف این مؤلفه منجر به افزایش استرس شغلی می گردد. نتایج نشان داد تقویت فاصله قدرت، فردگرایی و مردگرایی می تواند منجر به کاهش بهره وری کارکنان و برعکس تضعیف این مؤلفه ها می تواند منجر به افزایش بهره وری کارکنان شود. هم چنین نتایج نشان داد که افزایش استرس شغلی می تواند منجر به کاهش بهره وری کارکنان و برعکس کاهش این متغیر می تواند منجر به افزایش بهره وری کارکنان می شود. بر اساس نتایجمی توان گفت متغیر استرس شغلی در رابطه بین فاصله قدرت، فردگرایی، امتناع از ریسک و مردگرایی نقش میانجی ایفا می کند.
تدوین استراتژی توسعه حوزه پژوهش دانشگاه آزاد اسلامی با استفاده از روش SWOT، SPACE و QSPM(مطالعه واحدهای استان تهران و البرز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مدیریت دانشگاهی به فعالیتی پویا مبدل شده، چنانچه مدیران بخواهند راهبردها و اهداف مناسبی اتخاذ کنند، باید به برنامهریزی استراتژیک اقدام کرده.لذا در ابتدا، نیازمند آگاهی و شناخت وضعیت حاضرخود هستند. هدف از این مطالعه، شناخت حوزه پژوهش دانشگاه آزاداسلامی از طریق تحلیل درونی و بیرونی است. در این پژوهش از روش آمیخته کمی- کیفی استفاده شد. جامعه پژوهش همه مدیران و معاونان پژوهش، دانشجویان و استادان عضو باشگاه پژوهشگران جوان استانهای تهران و البرز بودند که 370 نفر نمونه به صورت تصادفی طبقهای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده، مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه محققساخته شامل74 گویه در چهار حوزه SWOT میباشد. براساس ضریب آلفای کرانباخ پایایی پرسشنامه 98/0 برآورد شد و روایی محتوایی براساس نظرات اساتید و متخصصین دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و تحلیل SWOT استفاده شد. با توجه به نتایج حاصل از تشکیل ماتریس عوامل داخلی، خارجی و امتیاز کسب شدهIFE=2/60) ،،(EFE=2/59 ، استراتژی حوزه پژوهش دانشگاه آزاد اسلامی در منطقه تهاجمی(SO) قرار گرفت. بدین معنی که قوتهای پیش روی حوزه پژوهش بر ضعفهای آن غلبه دارد. بنابراین حوزه پژوهش دانشگاه آزاد میتواند زمینه توسعه فعالیتهای مطلوب پژوهشی را فراهم آورد.
بررسی اثربخشی روش های تدریس بر جرات ورزی و باورهای انگیزشی در دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی شهر کرمان
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی اثربخشی روش های تدریس بر جرات ورزی و باورهای انگیزشی در دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی شهر کرمان در سال ۱۳۹۹ انجام شد. روش تحقیق نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بوده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پسر ابتدایی شهر کرمان در سال ۱۳۹۹ می باشد که تعداد آنها ۵۳۵۳ نفر است.نمونه پژوهش حاضر حدود۲۰۰ نفر از دانش آموزان که براساس ملاک های ورودی به مداخله به صورت تصادفی به چهار گروه آزمایش(سه گروه آزمایش) و (یک گروه)کنترل تقسیم شدند(هر گروه ۵۰ نفر). گروه آزمایش تحت مداخله روش های تدریس(بارش مغزی، نقش مفهومی و مشارکتی)در ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه ای (هفته ای دوبار) قرار گرفتند و گروه کنترل مداخله را دریافت نکردند. ابزار پژوهش پرسش نامه جرات ورزی گمبریل و ریچی (۱۹۷۵)، پرسشنامه باورهای انگیزشی پنتریچ و همکاران (۱۹۹۱) بودند. یافته ها با استفاده از تحلیل کوواریانس نشان داد که در هر سه گروه آزمایش افزایش میانگین نمرات جرأت ورزی و باورهای انگیزشی در مقایسه با گروه کنترل پس از اجرای هر یک از روش های آموزشی بوده و با توجه به اینکه در متغیر جرأت ورزی و باورهای انگیزشی نمرات بالاتر نشان دهنده سطح بهتر جرأت ورزی و انگیزش دانش آموزان است؛ بنابراین می توان گفت روش های تدریس بر دانش آموزان ابتدایی اثرات مثبتی داشته است. با توجه به میزان افزایش رخ داده در هر روش تدریس می توان گفت در روش تدریس مشارکتی نسبت به سایر روش های مورد تدریس، پیشرفت بیشتری در دانش آموزان پایه ششم ابتدایی بوده است.
طراحی و اعتبار سنجی الگویی برای توسعه حرفه ای مدیران آموزشگاهی به شیوه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش «طراحی و اعتبار سنجی الگویی برای توسعه حرفه ای مدیران آموزشگاهی به شیوه آمیخته» بود. این تحقیق ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش آمیخته است. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی؛ صاحب نظران مدیریت آموزشی بود. ابتدا بامطالعه مبانی نظری و پیشینه تحقیقات، در دو بخش داخلی و خارجی، مؤلفه های توسعه حرفه ای مدیران آموزشگاهی شناسایی شدند. سپس با انتخاب نمونه ها، با روش نمونه گیری هدفمند، با آنان مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد و هر مصاحبه ای که انجام می شد، از طریق نرم افزار NVivo کدگذاری ها صورت می گرفت. این روند تا جایی ادامه یافت، که محقق به اشباع نظری رسید. جامعه آماری در بخش کمی مدیران مدارس متوسطه شهرستان های تهران برابر 2711 نفر است که با فرمول کوکران و با نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، معادل 385 نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی صوری و محتوایی آن توسط 10 نفر از صاحب نظران حوزه مدیریت آموزشی مورد تأیید قرار گرفت و سنجش پایایی آن ، از ضریب آلفای کرونباخ (864/0) و پایایی ترکیبی (899/0) انجام شده است. نتایج تحقیق نشان داد که توسعه حرفه ای مدیران دارای 8 مؤلفه؛ «سازمانی»، «سیاست گذاری»، «اقتصادی»، «فرهنگی»، «ارزشی»، «اجتماعی»، «فردی» و «فناوری» است که در توسعه حرفه ای مدیران 80 درصد واریانس را تبیین می کنند. از طرفی، وضعیت موجود مؤلفه های سازمانی و سیاست گذاری پایین تر از حد متوسط و نامطلوب و بقیه مؤلفه ها در حد متوسط بودند و با وضعیت مطلوب فاصله زیادی دارند. درنهایت، الگوی تحقیق بر مبنای فلسفه و اهداف الگو، مبانی نظری و عوامل مؤثر در توسعه حرفه ای مدیران تدوین گردید که با اطمینان 99 درصد مورد تأیید قرار گرفت.
مفهوم سازی حکمرانی خوب در آموزش و پرورش عمومی ایران با رویکرد پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی بسترهای مفهومی تحقق حکمرانی خوب در آموزش و پرورش عمومی ایران بود. این مطالعه به روش کیفی، با رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. در این پژوهش تعداد 30 تن از صاحب نظران و خبرگان نظام آموزش عمومی که دارای تالیف های معتبر در حوزه حکمرانی خوب بودند، از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی تا مرز اشباع نظری، انتخاب شدند و در معرض مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. همچنین داده های حاصل از بازخوانی مصاحبه ها، با استفاده از روش تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل و کدگذاری شدند. همچنین جهت استحکام پایایی تحقیق از قابلیت وابستگی، باور پذیری و تایید پذیری استفاده شد. برمبنای کدگذاری باز مصاحبه ها، در مرحله مقدماتی 87 مولفه بازشناسی شدند. لیکن در نهایت 35 سازه در قالب 3 تم اصلی (مقدمات و پیدایش 14 مورد، فرایند و اجرا 12 مورد و پیامد و نتیجه 9 مورد) به عنوان بخشی از ساختارهای مفهومی جهت تحقق حکمرانی خوب در جوامع آموزشی تم یابی شدند. تحلیل های ارائه شده در این پژوهش نشان می دهد که این مفاهیم استخراجی در شرایط تغییرات گسترده درونی و بیرونی از ظرفیت لازم برای استقرار حاکمیت خوب در آموزش عمومی ایران برخوردارند. همچنین تحقق حکمرانی خوب در نظام آموزش عمومی کشور در قالب سازه های شش گانه نتیجه گرایی، اثربخشی نقش ها و وظائف، ارتقای ارزش ها، شفاف سازی، ظرفیت سازی و پاسخگویی قابل مفهوم سازی است.
ارائه مدل توانمندسازی مدیران مدارس ابتدایی: پژوهشی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
230 - 218
حوزههای تخصصی:
روش شناسی مورداستفاده در این مطالعه کیفی از نوع پدیدارشناسی است. جامعه آماری، شامل کلیه مدیران مدارس ابتدایی شهر خرم آباد در سال تحصیلی 96-95 بود که تعداد آن ها اعم از زن و مرد شامل 142 نفر بودند. در این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند برای انتخاب نفر اول و برای انتخاب سایر افراد از فن گلوله برفی استفاده شد و با توجه به روش اشباع، تعداد افراد مصاحبه شونده 20 نفر تعیین شد. مشارکت کنندگان 20 نفر از مدیران مجرب و باسابقه مدارس آموزش وپرورش استان لرستان بودند. ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه ی نیمه ساختاریافته بود و جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوا استفاده گردید. در تحلیل یافته ها ابتدا با مرور و بازنگری متن مصاحبه ها، مفاهیم و عبارات معنی دار استخراج شدند؛ در مرحله بعد از تجزیه وتحلیل و کدگذاری، یافته ها نشان داد که 2 مؤلفه (عوامل سازمانی و عوامل فردی) بیشترین تأثیر را بر توانمندسازی مدیران مدارس ابتدایی شهر خرم آباد دارد. بر این اساس، محقق بر اساس مبانی نظری تحقیق، پیشینه ی توانمندسازی و تجزیه وتحلیل حاصل از مصاحبه، الگوی توانمندسازی را ارائه نمود.
بررسی رابطه تکنیک های حسابداری مدیریت و کسب مزیت رقابتی در سطح مدارس متوسطه دوره دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
322 - 302
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به لحاظ روش گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته در قالب سؤالات پنج گزینه ای لیکرت استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه ی معلمان و مدیران مدارس متوسطه دوم شهر سنندج به تعداد 350 نفر است که بر اساس جدول مورگان نمونه ای به تعداد 188 نفر در پژوهش به کمک روش تصادفی ساده جهت مشارکت و پاسخ به پرسشنامه ها انتخاب شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون های تحلیل عاملی تأییدی و فریدمن) استفاده شده است. بر اساس نتایج پژوهش بین دو متغیر مزیت رقابتی و تکنیک های حسابداری مدیریت رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. نتایج پژوهش نشان می دهد متغیر مستقل قادر به تبیین و تغییر متغیر مستقل به مقدار 8/0 است. همچنین بر اساس نتایج پژوهش، در بخش مزیت رقابتی به ترتیب متغیرهای مسئولیت اجتماعی، مدیریت منابع، استراتژی تمایز و استراتژی رهبری هزینه دارای رتبه های اول تا چهارم و در بخش تکنیک های حسابداری مدیریت به ترتیب متغیرهای مدیریت بر مبنای فعالیت، شاخص های کلیدی عملکرد، مدیریت کیفیت جامع، کارت امتیازی متوازن و بنچ مارک حائز رتبه های اول تا پنجم بودند. درنهایت، برای استفاده هرچه بهتر از تکنیک های حسابداری مدیریت در راستای کسب مزیت رقابتی، بازنگری در ساختار مدیریتی مدارس متوسطه ضروری به نظر می رسد.
اثربخشی نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز بر عملکرد شغلی کارکنان هنرستان های فنی مرودشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز بر افزایش عملکرد شغلی کارکنان هنرستان های فنی مرودشت بود .روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل بود . جامعه آماری شامل کلیه کارکنان هنرستان های فنی شهر مرودشت در سال تحصیلی 2015-2014 بودند . نمونه گیری در این پژوهش به صورت تصادفی ساده انجام شد . به این صورت که پس از کسب مجوز و اجرای پرسشنامه عملکرد شغلی ( 2013،halajian ،zohreh) از بین کارکنانی که نمره کمتری در پرسشنامه گرفتند . 30 نفر به تصادف انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و گواه (15 نفره ) جایگزین شدند. سپس گروه آزمایش 7 جلسه 5/1 ساعته آموزش عملکرد شغلی براساس نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز دریافت کردند و در گروه گواه مداخله ای صورت نگرفت و یکماه بعد آزمون پیگیری انجام شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره و آزمون تی همبسته مورد تحلیل قرار گرفتند . نتایج نشان داد که نظریه یادگیری اجتماعی موجب افزایش عملکرد شغلی و ابعاد آن شامل دانش شغلی ، مهارت شغلی ، نگرش و رفتار نیروی انسانی کارکنان هنرستان های فنی شده است . همچنین این نتایج در طول زمان پایدار است
تحلیل محتوای کتاب فارسی پایه اول ابتدایی بر اساس هوش های چندگانه گاردنر
حوزههای تخصصی:
توجه به تفاوت های فردی در آموزش امری مهم و لازم اجراست، از طرفی گاردنر در بررسی هوش، با معرفی هشت مولفه برای آن تا اندازه ای به متفاوت بودن افراد توجه کرده است. این پژوهش به تحلیل محتوای «کتاب فارسی پایه اول ابتدایی سال ۱۳۹۹» بر اساس هوش های چندگانه گاردنر پرداخته است. روش مورد استفاده تحلیل محتوا، جامعه مورد بررسی کل کتاب فارسی پایه اول و واحد ثبت تجزیه و تحلیل ، مضامین می باشد. نتایج به دست آمده نشان داد که در کتاب فارسی پایه اول به هوش زبانی – کلامی با درصد فراوانی۰۴/۲۴ بیشترین توجه و به هوش منطقی – ریاضی با درصد فراوانی۵۱/۱ کمترین توجه شده است.
ارائه مدل شایستگی کارکنان دانشگاه پیام نور با روش شناختی تئوری داده بنیاد
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه مدل شایستگی کارکنان دانشگاه پیام نور با روش شناختی تئوری داده بنیاد بود. روش پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نوع داده کیفی و از نوع داده بنیاد بود. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان و خبرگان دانشگاه پیام نور بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و اصل اشباع 25 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. در این پژوهش به منظور گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای، مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. مصاحبه با افراد خبره بیانگر روا بودن مصاحبه بود و به منظور محاسبه پایایی از روش پایایی بین دو کدگذار استفاده شد که نتایج بیانگر پایا و روا بودن مصاحبه بود. برای تحلیل داده های پژوهش از طریق تحلیل محتوا استفاده شد. نتایج نشان داد که مؤلفه های ویژگی های فردی، مدیریت، فناوری اطلاعات، جزء مؤلفه های تأثیرگذار بر شایستگی کارکنان دانشگاه پیام نور بودند. همچنین، مؤلفه های شایستگی کارکنان شامل مؤلفه های شناختی، نگرشی و مهارتی مورد شناسایی قرار گرفت. علاوه بر این سازوکارها و عوامل تسهیل گر و همچنین موانع اجرای مدل شایستگی کارکنان دانشگاه پیام نور نیز ارائه گردید که از برازش مطلوبی برخوردار بود.
بررسی رابطه یادگیری مادام العمر با اثربخشی مدرسه در معلمان مدارس هوشمند منطقه 5 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
23 - 39
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی وضعیت و رابطه یادگیری مادام العمر با اثربخشی مدرسه است. جامعه پژوهش کلیه معلمان مدارس هوشمند منطقه 5 شهر تهران که شامل1109 نفر هستند، از این جامعه با روش نمونه گیری تصادفی ساده، نمونه ای به حجم 240 نفر انتخاب گردید. روش پژوهش کمی، توصیفی و از نوع مطالعات پیمایشی- همبستگی است. ابزار پژوهش پرسشنامه است . جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته 21 سوالی یادگیری مادام العمر بر مبنای مدل گای و همکارانش (2014) و از پرسشنامه محقق ساخته 18 سوالی اثربخشی مدرسه بر مبنای مدل چن و لین (2011) استفاده شد. جهت تعیین پایایی و روایی ابزار از تکنیک های آلفای کرانباخ و تحلیل عاملی تائیدی استفاده شد، نتایج بیانگر پایایی و روایی مطلوب ابزاربود. جهت تحلیل داده ها از تکنیک های توصیفی( شاخص های مرکز و پراکندگی) و استنباطی( آزمون های تی تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره خطی) با استفاده از نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج بیانگر آن است که : وضعیت یادگیری مادام العمر و اثربخشی مدرسه در معلمان مدارس هوشمند منطقه 5شهر تهران دارای تفاوت معنادار با وضعیت مطلوب در سطح آلفای 05/0 و بیانگر وضعیت نامطلوب است ؛ همچنین یادگیری مادام العمر و ابعاد آن دارای رابطه و اثر مثبت، مستقیم و معنادار با / بر اثربخشی مدرسه در معلمان مدارس هوشمند منطقه 5 شهر تهران در سطح آلفای 05/0 هستند .
طراحی مدل ساختاری- تفسیری (ISM) مؤلفه های مدارس اثربخش در دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
126 - 146
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل ساختاری- تفسیری مولفه های مدارس اثربخش در دوره اول متوسطه بود. روش تحقیق توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری این تحقیق شامل اساتید گروه علوم تربیتی، روسا و معاونین آموزش و پرورش، مدیران و معاونان آموزشی مدارس، دبیران و اولیاء دانش آموزان دوره اول متوسطه با مدرک علوم تربیتی در شمالغرب کشور می باشند، که نمونه ای به حجم 217 نفر به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای گرد آوری داده های تحقیق ابتدا با استفاده از مبانی نظری و تحقیقات انجام شده در داخل و خارج کشور در زمینه مدارس اثربخش، پرسشنامه محقق ساخته ای تهیه گردید، که بعد از تایید روایی صوری و محتوایی آن به روش های کمی و کیفی، پایایی پرسشنامه(970/0=α) بدست آمد. داده های جمع آوری شده از طریق نرم افزارهای SPSS و AMOS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که الگوی تحلیل عاملی 16 مولفه ای مدارس اثربخش بر اساس مولفه ها(فرهنگ، جو مدرسه، انتظارات سطح بالا از دانش آموزان، رهبری اثربخش، معلم اثربخش، انسجام، نهفتگی، تامین منابع، دستیابی به اهداف، فناوری اطلاعات و ارتباطات، راهبردهای یادگیری، عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی، مشارکت والدین، سازگاری یا قابلیت انطباق با محیط، نظارت و ارزیابی و ارائه بازخورد، تصمیم گیری) و زیر مولفه ها با تحلیل عاملی مرتبه اول و دوم دارای برازندگی مناسب بوده، و مدل ساختاری-تفسیری مولفه های مدارس اثربخش با استفاده از رویکرد ISM در نُه سطح طراحی گردیدکه اولین سطح آن به عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی و آخرین سطح به تامین منابع اختصاص دارد.
طراحی مدلی مفهومی برای ارتقا نقش مدرسه در ایجاد سرمایه ی اجتماعی دانش آموزان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه ی مدلی برای ارتقای نقش مدرسه درایجادسرمایه اجتماعی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر تهران- منطقه یک است. روش پژوهش ازنظرهدف کاربردی وازنظرنوع داده آمیخته بود. جامعه آماری بخش کیفی پژوهش شامل صاحب نظران آموزش وپرورش وافرادذی صلاح دارای پست های اجرایی درزمینه مدیریت منابع انسانی بودندکه بااستفاده ازروش نمونه گیری هدفمندواصل اشباع ده نفربه عنوان حجم نمونه انتخاب شد. گروه دوم ازجامعهآماری این پژوهش، شامل معلمان مدارس غیرانتفاعی ودولتی درمقطع ابتدایی منطقه یک شهر تهران درسال تحصیلی 96-97 به تعداد 2695 نفربود. ازاین تعدادبااستفاده ازجدول مورگان وبه روش نمونه گیری طبقه ای نسبی،تعداد 400 نفربه عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. دراین پژوهش به منظورگردآوری داده هاازروش کتابخانه ای،مصاحبه نیمه ساختاریافته (بخش کیفی) وپرسشنامه محقق ساخته (بخش کمی) استفاده شد. مصاحبه باخبرگان بیانگرروابودن مصاحبه بودوبه منظورمحاسبه پایایی از روش پایایی بین دو کدگذاراستفاده شدکه نتایج بیانگر پایاور وابودن مصاحبه بود. به منظوربررسی روایی پرسشنامه نیزاز روایی صوری، محتواوسازه استفاده شدو به منظور محاسبه پایایی آن نیزاز ضریب آلفای کرونباخ وپایایی ترکیبی استفاده شدکه نتایج بیانگررواوپایابودن پرسشنامه محقق ساخته بود. برای تحلیل داده های کیفی پژوهش ازطریق تحلیل محتوااستفاده شد. دربخش کمّی نیزباتوجه به سؤال های پژوهش ازروش های آمارتوصیفی (میانگین،انحراف معیار،جداول توزیع فراوانی و نمودار) واستنباطی (مدل سازی معادلات ساختاری،تحلیل عاملی اکتشافی وآزمون تک نمونه ای) استفاده شد. نتایج نشان دادکه ارکان مدرسه درایجادسرمایه اجتماعی دانش آموزان شامل،معلم(0.51)،آموزش(0.53)،برنامه درسی(0.58)،مدیرمدرسه وکارکنان آموزشی(0.40) ومحیط مدرسه(0.51) بودند.
رابطه عدالت سازمانی و تعهد سازمانی با پاسخ گوئی مدیران در دانشگاه آزاد اسلامی (مطالعه موردی: واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی غرب استان مازندران)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره اول پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱
85 - 101
حوزههای تخصصی:
رسالت اصلی هر سازمان دستیابی به اهداف تعیین شده در چارچوب راهبرد سازمان است، ازاین رو پاسخ گوئی در حال گذر از شکل های قدیمی مسؤلیت به طرف سایر شکل ها، به ویژه نظام های مدیریت کارآمدتر و پاسخ گوتر است. مطالعه حاضر با هدف شناخت میزان رابطه عدالت سازمانی و تعهد سازمانی با پاسخ گوئی مدیران و کارکنان دانشگاه های آزاد اسلامی غرب استان مازندران انجام شد. روش مطالعه حاضر توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری شامل 625 نفر از کلیه کارکنان دانشگاه های آزاد اسلامی غرب استان مازندران بود. نمونه مورد مطالعه 209 نفر بر اساس نمونه گیری احتمالی و به صورت تصادفی هستند که در مطالعه شرکت کردند. ابزارهای اندازه گیری پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و می یر (1990)، پرسشنامه عدالت سازمانی نیهوف و مورمن (1993) و پرسشنامه پاسخ گوئی عمومی جنسن (2000) بودند. یافته های این مطالعه نشان داد بین عدالت سازمانی و تعهد سازمانی و پاسخ گوئی مدیران و کارکنان دانشگاه های آزاد اسلامی غرب استان مازندران رابطه وجود دارد. جهت افزایش پاسخ گوئی سازمانی بهتر است دوره های آموزشی مناسب به منظور آشنایی مدیران با اصول و مبانی عدالت برگزار شود و همچنین تشویق شوند تا عملاً از عدالت سازمانی در سازمان استفاده کنند.
طراحی و اعتباریابی الگوی تفکر انتقادی و اثربخشی آن بر یادگیری مشارکتی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی تفکر انتقادی و اثربخشی آن بر یادگیری مشارکتی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال در سال 1396 انجام شد. روش پژوهش بر حسب هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری، همین طور از نظر نوع داده آمیخته اکتشافی بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 12 نفر از صاحب نظران و خبرگان دانشگاهی (متخصصان علوم تربیتی و فلسفه) بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. هم چنین جامعه آماری در بخش کمّی شامل 60 نفر از دانشجویان دختر و پسر دوره کارشناسی حسابداری بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، در دو گروه 30 نفر آزمایش و کنترل همتاسازی شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش تفکر انتقادی قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه های نیمه ساختاریافته انفرادی اکتشافی بود که برای حصول اطمینان از روایی بخش کیفی و به منظور اطمینان خاطر از دقیق بودن یافته ها از دیدگاه پژوهشگر، از نظرات اساتید و خبرگان این حوزه و متخصصان علوم تربیتی و فلسفه استفاده شد. در بخش کمّی نیز به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه یادگیری مشارکتی چو و باولی (1999) استفاده شد 4 . داده های گردآوری شده حاصل از بخش کمّی از طریق آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون تحلیل کوواریانس و t وابسته) و با استفاده از نرم افزار SPSS-V22 و Lisrel-V8.8 تحلیل شد. یافته ها نشان داد: از جمله مؤلفه های تفکر انتقادی شامل مهارت تحلیل، مهارت خودگردانی، مهارت ارزشیابی، مهارت استنباط و درک، مهارت توضیح و مهارت تفسیر بود. بر اساس ابعاد و مؤلفه های شناسایی شده، مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار بود. نتایج پژوهش نشان داد که اثربخشی الگوی تفکر انتقادی طراحی شده بر یادگیری مشارکتی در بین دانشجویان مؤثر بوده و پایداری آن در طول زمان نیز ماندگار بوده است.
رابطه سواد اطلاعاتی با رشته تحصیلی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد مرودشت
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره اول زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
55 - 69
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه بین سواد اطلاعاتی و رشته تحصیلی انجام شد. روش پژوهش توصیفی همبستگی بود و جامعه آماری این مطالعه شامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت در چهار حوزه تحصیلی فنی و مهندسی، مدیریت و حسابداری، روان شناسی و علوم تربیتی و آموزش زبان انگلیسی به حجم 6500 نفر بودند. با استفاده از فرمول کوکران 363 دانشجو با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه سواد اطلاعاتی سیامک و داورپناه (2009) بود. یافته های این مطالعه نشان داد بین گروه روان شناسی و علوم تربیتی و مدیریت و حسابداری اختلاف معنی داری وجود دارد (05/0 > P) و میانگین در گروه روان شناسی و علوم تربیتی بالاتر از مدیریت و حسابداری بود. همچنین بین گروه فنی و مهندسی و مدیریت و حسابداری اختلاف معنی داری مشاهده شد (05/0 > P) و میانگین در گروه فنی و مهندسی بالاتر از مدیریت و حسابداری بود. در مابقی حوزه های تحصیلی تفاوت معنی داری مشاهده نشد. پیشنهاد می شود جهت ارتقای سطح سواد اطلاعاتی دانشجویان اقدام به برگزاری کارگاه هایی با هدف بالا بردن سواد رایانه ای و سواد کتابخانه ای دانشجویان و ترویج فرهنگ پژوهش محوری گردد.
کاوشی در عوامل مؤثر بر شکل گیری نقشه مفهومی توسعه دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقشه مفهومی، در دانشگاه ها، انعکاس روشنی از اهداف، مأموریت و چشم انداز است که باعث می شود اجزاء آن ها مانند دانشکده ها هم مأموریت خود را متناسب با مأموریت دانشگاه تقویت کنند و توسعه دهند. این پژوهش آمیخته با هدف بررسی نگرش اعضای هیأت علمی نسبت به برخی عوامل مؤثر بر شکل گیری نقشه مفهومی توسعه دانشگاه (مشروعیت دانشگاه، کارکردها و توسعه رشته ها) انجام شده است. پژوهش از نوع تأییدی بوده که در بخش کمی به روش توصیفی - پیمایشی، از پرسشنامه محقق ساخته و آماره های (میانگین، فراوانی و درصد) و در بخش کیفی از روش مصاحبه گروه کانونی و کدگذاری و تحلیل محتوا برای گردآوری و تحلیل اطلاعات استفاده شده است. در بخش کمی، از میان اعضای هیأت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده، 234 نفر انتخاب شدند و در بخش کیفی، مصاحبه گروه کانونی با مشارکت 8 نفر از افراد صاحب نظر و با تجربه دانشگاه برگزار شده است. علاوه بر اعتبار صوری و محتوایی، پایایی پرسشنامه نیز در بخش کمی از طریق ضریب آلفا کرونباخ محاسبه و گزارش شده است. بر اساس نتایج بخش کمی، نخبگان علمی متقاضی مهاجرت به شهرها و کشورهای دیگر هستند. کارکرد آموزشی در اولویت دانشگاه است، و توجه به رشته های کاربردی متناسب با پتانسیل استان خوزستان دارای بیشترین اهمیت بوده است. همچنین نتایج نشان داد اعضای بخش گروه کانونی با چند مورد از نتایج ب دست آمده در بخش کمی موافق نبوده اند که مهم-ترین این موارد شامل تصور مثبت دانش آموختگان از محل تحصیل خود و اولویت داشتن توسعه رشته های مهندسی و علوم پایه و همچنین سطح نازل مهاجرت نخبگان علمی دانشگاه از استان، می شود.
طراحی یک مدل مفهومی مبتنی بر فعالیت های اقتصادی برای بهبود نظام آموزش مدیریت تخصصی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این موضوع که مدیران بنگاه های کشور، دانش و مهارت های اکتسابی مدیریت را باید از کدام منبع فرا بگیرند، پرسشی جدی است. هدف از این مقاله طراحی مدل مفهومی مبتنی بر فعالیت های اقتصادی برای بهبود نظام آموزش مدیریت تخصصی می باشد.. این تحقیق توصیفی و از نوع اکتشافی و ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی دﺳﺘﺎورد ﺗﺤﻘیﻖ، کﺎرﺑﺮدی اﺳﺖ. ﺟﺎﻣﻌه آﻣﺎری ﺗﺤﻘیﻖ، شامل مدیران بنگاه های اقتصادی بخش های مختلف استان کرمانشاه که تعداد آن ها 189 نفر و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 80 نفر محاسبه و از روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای استفاده گردید. اﺑﺰار گردآوری اطلاعات در این تحقیق ﭘﺮﺳﺶ ﻧﺎﻣﻪ محقق ساخته با طیف لیکرت می باشد. ضمنا با بررسی متون تخصصی از روش تحلیل محتوی مدل مفهومی استخراج گردید. نتایج نشان می دهد که امروزه بنگاه های اقتصادی کشور فاقد مدیریتی متخصص می باشند و با وجود رویکردهای فعلی نظام آموزش در تربیت مدیران، کسب تجربه راه شناخته شده ای است که اکثر مدیران از این طریق مهارت ها، تکنیک ها و روش های تخصصی مدیریتی را فرا می گیرند. در این تحقیق با هدف بهبود نظام آموزش مدیریت تخصصی، به منظور تربیت مدیران کارآمد برای راه اندازی و اداره فعالیت های اقتصادی، یک مدل مفهومی پیشنهاد شد. ساختار این مدل مفهومی شامل دو بخش اصلی است. بخش اول مجموعه اقدامات پیش نیازی است که باید قبل از طراحی دوره ها، مدیران بنگاه های اقتصادی بخش های مختلف آن را طی نمایند و بخش دوم مجموعه اقدامات مشترکی است که در طراحی هر دوره می بایستی انجام پذیرد. این مدل با مطالعه متون تخصصی در رابطه با فعالیت های اقتصادی و با بهره گیری از نظر متخصصین، تدوین گردیده تا چارچوبی برای طراحی دوره های مدیریت تخصصی حاصل گردد.
شناخت مولفه های مشارکت والدین در اجرای برنامه های درسی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله شناخت مولفه های مشارکت والدین در اجرای برنامه های درسی دوره ابتدایی از نظر خبرگان حوزه برنامه ریزی درسی سازمان تالیف کتب درسی آموزش وپرورش و استادان حوزه برنامه درسی است. برای اجرای این پژوهش با توجه به موضوع و ماهیت آن ازروش دلفی استفاده گردید. روش نمونه گیری در بخش کیفی از نوع گلوله برفی و حجم آن با توجه به قانون اشباع بوده، که در نفرچهاردهم به اشباع رسید . برای جمع آوری اطلاعات در بخش کیفی از پرسشنامه بدون ساختار و در بخش کمی از پرسشنامه ساختارمند استفاده شد. برای تعیین اعتبار آن در بخش کیفی از توصیه ها و آموزش های لازم به اعضای گروه دلفی قبل از پاسخگویی استفاده شد و دربخش کمی از آلفای کرانباخ استفاده گردید. برای روایی پرسشنامه از استادان به عنوان داور جهت تعیین روایی سوالات استفاده گردیدکه بعداز تایید داوران در بین اعضای گروه توزیع گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی پرسشنامه از روش رتبه بندی و چارک سوم به عنوان ملاک توافق و در بخش کمی از ضریب هماهنگی کندال برای تعیین توافق بین نظرات خبرگان استفاده گردید با توجه به نتایج آماری یافته ها در رابطه با شیوه های مشارکت والدین در اجرای برنامه های درسی دوره ابتدایی عبارت است از: کمک به کاهش اضطراب و فشارهای روحی ، مساعدت مالی برایاجرای برنامه ها، مشارکت ازطریق ایجاد فرصت ها ی یاددهی و یادگیری، مشارکت والدین به عنوان معلم و جانشین آن، مشارکت در اجرای روش های عملی، تسهیل فرایند یاددهی ویادگیری، حمایت عاطفی و اجتماعی در اجرای پروژه های درسی، مساعدت دراجرای روش های آموزش با توجه به شناخت امکانات محلی و طبیعی و تسهیل فرایند پروژه های درس پژوهی است ،با توجه به یافته ها می توان گفت صاحب نظران مولفه های مشارکت در اجرا، مساعدت مالی در اجرای برنامه ها و مشارکت در ایجاد فرصت های یاددهی و یادگیری با توافق بیشتر تایید و انتخاب کرده اند.