فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۶۱ تا ۷۸۰ مورد از کل ۲٬۱۲۸ مورد.
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
44 - 23
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور شناسایی زمینه های همکاری و تعامل آموزشی بین مدارس متوسطه و دانشکده های روان شناسی و علوم تربیتی شهر تهران و با استفاده از روش کیفی داده بنیاد انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دست اندرکاران و صاحبنطران دانشگاهی و آموزش و پرورش می باشد که در ارتباط با موضوع تعامل آموزشی بین مدارس و دانشگاه ها، به نوعی دارای سابقه اجرایی و یا علمی هستند. از میان جامعه آماری، 26 نفر از طریق نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه، از کدگذاری استفاده شده است. برای بررسی روایی و پایایی پژوهش، از تأیید مصاحبه شوندگان برای کنترل روایی پژوهش بهره گرفته شده است و در ارتباط با پایایی نیز، توافق یا همخوانی بین دو کدگذار در کدگذاری چهار مصاحبه، محاسبه گردیده است. ضریب توافق به دست آمده، 85/0 بوده که حاکی از توافق و همخوانی بالا و نیز ضریب پایایی مناسب می باشد. یافته های پژوهش نشان داد که مدارس متوسطه و دانشکده های روان شناسی و علوم تربیتی شهر تهران می توانند در سه زمینه کلی پشتیبانی از دانش آموزان، آماده سازی دانش آموزان برای دانشگاه، و حمایت و پشتیبانی از معلمان و کارکنان مدرسه و 31 زمینه جزئی با یکدیگر همکاری و تعامل آموزشی داشته باشند.
تدوین برنامه درسی آموزش سواد رسانه ای در راستای بسط امنیت اجتماعی:یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تدوین برنامه درسی آموزش سواد رسانه ای جهت ارتقاء انتظام و امنیت اجتماعی کاربران رسانه بود. بر اساس طرح کیفی و با استفاده از روش مطالعه موردی، مفاهیم و عناصر لازم برای تدوین برنامه درسی آموزش سواد رسانه ای با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند از طریق نمونه گیری هدفمند و تکنیک اشباع نظری با متخصصان و اساتید گروه علوم ارتباطات و رسانه و علوم اجتماعی در پنج دانشگاه تهران، علامه طباطبایی، شیراز، امام حسین (ع)، سوره و پژوهشگاه امام صادق (ع) انجام گرفت. سپس داده ها با استفاده از نرم افزار Nvivo از طریق فن تحلیل مضمون، تحلیل و یافته ها در قالب شبکه مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر دسته بندی و سازماندهی شدند. برای اعتبار یابی داده های کیفی از روش همسوسازی نتایج حاصل از شبکه مضامین و تحلیل اسناد استفاده شد. بر اساس نتایج به دست آمده، برنامه درسی آموزش سواد رسانه ای در ابعادی مانند محتوا، منطق، اهداف، روش ها و محیط یادگیری، به عنوان مضامین سازمان دهنده می باشند. این مضامین دارای ابعاد و سطوح مختلف و دارای مضامین پایه متنوعی هستند که در تدوین برنامه درسی آموزش سواد رسانه ای بایستی مد نظر قرار گیرند.
بررسی عوامل مؤثر بر میزان بکارگیری مدیران مدارس از مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
195 - 211
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه مدیران مدارس متوسطه(اول و دوم) شهرستان مریوان در سال تحصیلی 96- 95 تشکیل می دهد که تعداد آنها برابر با 82 نفر(66 نفر مرد،16 نفر زن) می باشد و بر اساس جدول نمونه گیری مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی، 66 نفر به عنوان نمونه پژوه ش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل یک نمونه پرسشنامه محقق ساخته مدیریت دانش است که روایی آن توسط جمعی از متخصصان مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن نیز از طریق فرمول آلفای کرانباخ برابر با 83/0بود. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده با استفاده از شاخص های آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف استاندارد و نیز آزمون های آماری کولموگروف- اسمیرنوف، آزمون t تک گروهی، آزمون تحلیل واریانس یک راهه و آزمون t مستقل و با به کارگیری نرم افزار آماری 19 SPSS انجام شده است. به طور کلی یافته ها نشان داد که توجه به مدیریت دانش در بین مدیران مدارس بالاتر از حد متوسط بوده است و در حد نسبتاً خوبی قرار دارد. همچنین نتایج بیانگر آن بود که بین دیدگاه مدیران از لحاظ میزان توجه به مدیریت دانش بر اساس جنسیت، سابقه خدمت و نیز میزان تحصیلات تفاوت وجود ندارد. در نهایت بر اساس یافته ها، چهار عامل کلی شامل: عوامل شخصی و فردی، عوامل سازمانی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و عوامل مربوط به نظام آموزشی در به کارگیری موثر مدیریت دانش در مدرسه نقش دارد.
بررسی الزامات تمرکز زدایی در آموزش و پرورش شهرستان اهواز: چشم انداز، رهبری و نیروی انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش مطالعه الزامات و شرایط تمرکز زدایی در آموزش و پرورش شهرستان اهواز در حوزه چشم انداز، رهبری و نیروی انسانی بود. برای این مطالعه از روش تحقیق آمیخته متوالی تبیینی استفاده شد. با توجه به ماهیت موضوع و شیوه انجام پژوهش، در بخش کمی از روش تحقیق توصیفی و در بخش کیفی از تحلیل محتوای استدلالی–استنتاجی استفاده شده است. به منظور انجام مطالعه توصیفی، تعداد 115 نفر از مدیران چهار ناحیه آموزش و پرورش شهرستان اهواز به صورت طبقه ای نسبتی از بین 230 مدیر این نواحی انتخاب شدند. در مطالعه کیفی نمونه گیری به شیوه هدفمند و از الگوی نمونه گیری زنجیره ای (شبکه ای) به منظور مشورت با اهل فن تا رسیدن به مواردی که بهترین اطلاعات را در اختیار پژوهشگر قرار دهند و اشباع نظری حاصل شود، استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها در بخش کمی پرسش نامه محقق ساخته ای بود که شرایط لازم برای تمرکززدایی بر مبنای سه مؤلفه ی (چشم انداز، نیروی انسانی، رهبری) را مورد بررسی قرار می داد و ضریب پایایی آن با استفاده از آلفای کرانباخ 93/0 محاسبه شده بود، بهره گرفته شد. مصاحبه ها نیز با پیشروی بر اساس نظریه تا رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش و پرورش شهرستان اهواز از آمادگی لازم برای پیاده سازی سیاست های کاهش تمرکز بر اساس مؤلفه های تحقیق، برخوردار نیست. تحلیل مصاحبه ها نشان داد که عوامل زیادی بر شکل گیری این وضعیت تأثیر دارند که به عنوان نمونه می توان به کلی و مبهم بودن چشم انداز تمرکز زایی، توجیه نشدن ضرورت و اهمیت آن برای مجریان، نامناسب بودن سیستم گزینش و انتصاب مدیران، پایین بودن کیفیت برنامه های توانمندسازی مدیران اشاره کرد. سایر نتایج به تفصیل در این مقاله بحث شده است.
بررسی عقلانیت سیاست گذاری آموزشی: مطالعه موردی طرح انتخاب مدیران مدارس با رأی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
82 - 107
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بصورت کیفی انجام شده است و روش جمع آوری داده ها میدانی مصاحبه ای غیر ساختارمند است، برای اینکه اطلاعات بدست آمده از یک مصاحبه غیر ساختارمند بر خلاف مصاحبه ساختارمند که احتمال مناسکی شدن در آن بیشتر است؛کاملاً خودانگیخته است و انطباق بیشتری با واقعیت دارد.قصد بر آن است که جامعه مورد نمونه، مناسب اهداف تحقیق باشد.بنابراین از نمونه گیری قضاوتی و در دسترس که از طرح های نمونه گیری غیر تصادفی هدفمندتر است، استفاده شده است.روش تحلیل داده ها نیز به دلیل ماهیت پژوهش تجزیه و تحلیل کیفی خواهد بود.پژوهش حاضر با تکیه بر تئوری عقلانیت چهارگانه اسنلن(عقلانیت اقتصادی، سیاسی، حقوقی و حرفه ای) به عنوان سازه نظری، به طور موردی به مطالعه طرح انتخاب مدیران با رأی دبیران پرداخته است..یافته های پژوهش نشان می دهد که بجز عقلانیت قانونی که در حد متوسط بوده بقیه عقلانیت ها بسیار بالا بوده و این طرح، طرح بسیار خوبی بوده که نیاز هست دوباره اجرا شود و اشکالات آن برطرف گردد.
بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و کارآفرینی سازمانی با نقش میانجی عوامل فردی و شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و کارآفرینی سازمانی با نقش میانجی عوامل فردی و شغلی بود. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ شیوه گردآوری داده ها، از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کارکنان مرد و زن ناحیه 1 و 2 آموزش و پرورش شهر ارومیه به تعداد 210 نفر بوده که که از بین آن ها، 142 نفر با استفاده از جدول مورگان و به شیوه تصادفی طبقه ای متناسب با حجم به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های لازم با استفاده از سه پرسشنامه استاندارد فرهنگ سازمانی برپایه مدل(Cameron & Quinn, 1999)؛ کارآفرینی سازمانی برپایه مدل (,1999 Barringer & Bluedorn) و عوامل فردی و شغلی برپایه مدل عملکرد(Mitchel, 1997) با روایی تأیید شده و پایایی به ترتیب: 93/0 ، 96/0 و 93/0 جمع آوری و با تحلیل مسیر و رگرسیون چندگانه توسط نرم افزارهای آماریSPSS18 و PLSتحلیل شدند. بر اساس نتایج تحلیل مسیر بین فرهنگ سازمانی و کارآفرینی سازمانی با نقش میانجی عوامل فردی و شغلی در سطح خطای 5 درصد رابطه معنی دار وجود دارد ( 05/0 > P ) و مدل از برازش خوبی برخوردار است. از طرفی، فرهنگ سازمانی، یعنی مولفه های فرهنگ توافقی و ایدئولوژیک و همچنین عوامل فردی و شغلی، از قابلیت پیش بینی تغییرات متغیر کارآفرینی سازمانی برخوردار هستند.
نقش جو مدرسه و هوش هیجانی در خودکارآمدی کارآفرینانه دانش آموزان دختر هنرستان های شهر مشهد
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره اول زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
15 - 36
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش جو مدرسه و هوش هیجانی در خودکارآمدی کارآفرینانه دانش آموزان دختر هنرستان های شهر مشهد انجام شد و از نوع توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانش آموزان دختر هنرستان های شهر مشهد در سال 99-1398 بودند که بر اساس جدول مورگان، 335 دانش آموز بعنوان نمونه به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مقیاس جو مدرسه زولیگ و همکاران (2010)، مقیاس هوش هیجانی برادبری - گریوز (2005) و مقیاس خودکارآمدی کارآفرینانه ویلسون و همکاران (2007) انجام شد. فرضیات پژوهش با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری آزمون شدند. یافته های این مطالعه نشان داد خودکارآمدی کارآفرینانه دانش آموزان دختر هنرستان های شهر مشهد را می توان از روی جوّ مدرسه و هوش هیجانی تبیین و پیش بینی کرد (05/0> P). همچنین بین هوش هیجانی و خودکارآمدی کارآفرینانه و بین جو مدرسه و خودکارآمدی کارآفرینانه دانش آموزان دختر هنرستان های شهر مشهد رابطه معنادار وجود داشت (01/0> P). نتایج این مطالعه نشان داد بایستی با اصلاح جو مدرسه و بازنگری در ارزشیابی تحصیلی در جهت پرورش خلاقیت و خودکارآمدی دانش آموزان، ایده های کارافرینی آنان را تقویت و در جهت افرایش خودکارآمدی کارآفرینانه به کار گرفت.
تبیین معیارهای روان شناختی شایستگی مدیر مدرسه و تعیین روابط علّی، میان آنها مبتنی بر روش فازی در آموزش و پرورش استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
21 - 40
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تبیین شایستگی های روان شناختی مدیریتی برای مدیر مدرسه و تعیین روابط علّی بین آنها با ترکیب روش دلفی و دیمتل فازی می باشد. این پژوهش از نوع پژوهشهای آمیخته و طرح پژوهش از نوع اکتشافی است. ابتدا با مطالعه عمیق ادبیات موضوع، معیار های اولیه شایستگی روان شناختی استخراج و پیش مدل تدوین گردید. 25 نفر از اساتید و خبرگان در دانشگاههای سراسر کشور با روش نمونه گیری شبکه متخصصان انتخاب و با آنها مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام گرفت و بر اساس نتایج تحلیل مصاحبه پیش مدل اصلاح شده شامل معیار های فرعی نگرش، شخصیت و ادراک به همراه 26 زیر معیار تدوین شد. بر پایه پیش مدل اصلاح شده و با هدف غربالگری ثانویه، پرسشنامه ای با طیف لیکرت تهیه و پایائی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ(96/0) تایید گردید. نمونه ای با حجم 150 نفر از بین مدیران مدارس در آموزش وپرورش استان اصفهان بر اساس روش هدفمند انتخاب شده و پرسشنامه در اختیار آنها قرار گرفت. نتایج پرسشنامه با تکنیک دلفی و رویکرد فازی تحلیل و مدل نهائی شامل 10 زیر معیار تدوین گردید. در پایان با نظرخواهی از 8 نفر از خبرگان دانشگاه از طریق پرسشنامه دیمتل فازی روابط علّی بین زیر معیار های شایستگی روان شناختی تعیین گردید. نتایج نشان داد متغیر های مسئولیت پذیری، انتقاد پذیری، خودکنترلی، مهارت تصمیم گیری، اعتماد به نفس و انعطاف پذیری، علّی و زیر معیار های، رضایت شغلی، تفکر خلاق، مثبت اندیشی و تفکر سیستمی متغیر معلول محسوب می گردند.
صلاحیت های معلمی متناسب با ویژگی های جهانی و اعتبارسنجی آن از دیدگاه مدیران و معلمان نمونه مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
84 - 104
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش طراحی الگوی صلاحیت های معلمی متناسب با ویژگی های جهانی و اعتبار سنجی آن از نظر متخصصان علوم تربیتی و معلمان نمونه است. روش انجام پژوهش آمیخته اکتشافی(کمی-کیفی) و جامعه آماری آن 167نفر از متخصصان علوم تربیتی و معلمان نمونه شهرتهران در سال تحصیلی 96-1395 و نمونه آماری 114 نفراست که 80 نفر آن معلمان نمونه و 34 نفر متخصصان علوم تربیتی میباشند که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. در این تحقیق ابتدا به صورت کیفی به تدوین ابزار ( پرسشنامه محقق ساخته ) و تحلیل محتوا اقدام و روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط صاحب نظران تایید و پایایی آن پس از اجرای مقدماتی از طریق محاسبه ضریب آلفای کرانباخ 98/0 محاسبه گردید و در مرحله دوم ( کمی) ابزار طراحی شده اجرا گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد که صلاحیت های حرفه ای در پنج بعد شامل دانش حرفه ای ( دانش پداگوژی،برقراری ارتباط، تخصصی/ سازمانی و خودشناسی)، مهارت های حرفه ای(مهارت تدریس ، برقراری ارتباط موثر، کار تیمی ، فناورانه و ارزشیابی)، توانایی های حرفه ای (تفکر خلاق تفکر انتقادی،حل مسئله، توانایی ذهنی / تحلیلی، رهبری)، نگرش های حرفه ای ( یادگیری مادام العمر، نگرش معلمی،خود/دگرباوری مثبت، نگرش پیش کنشی،نگاه دمکراسی، دیدگاه دانش آموز محوری) و ویژگی های حرفه ای (اخلاقی، رفتاری، عاطفی، و ارتباطی) می باشد. بررسی آزمون خی دو نشان داد در تمامی این مؤلفه ها، مقادیر مشاهده شده و مورد انتظار با یکدیگر تفاوت معناداری دارد. نهایتاً، دانش برقراری ارتباط، دانش تخصصی و دانش خودشناسی بیشترین اهمیت را از نظر متخصصان علوم تربیتی و معلمان نمونه دارد.
تحلیل استنادی مآخذ تولیدات علمی منتشرشده اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن در پایگاه های آی اس آی،آی اس سی،و اسکاپوس
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره اول پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱
63 - 84
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به بررسی مقالات منتشرشده اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن در منابع معتبر علمی در پایگاه های آی اس آی، آی اس سی و اسکاپوس پرداخته شده است. نوع این پژوهش کاربردی است و به روش کتاب سنجی و با استفاده از فن تحلیل استنادی انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان داد در مجموع 7166 استناد توسط این گروه در سه پایگاه، که از این تعداد 3917 مورد (55 درصد) به حوزه علوم پایه، فنی و مهندسی 860 مورد (12 درصد) به حوزه علوم انسانی و اجتماعی 2333 (33 درصد) و حوزه پزشکی با 57 مورد و (8/0 درصد) اختصاص داشت. بیشترین میزان استناد (۸7/ 88 درصد) به صورت مقالات بوده است. فرضیه پژوهش که اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد تنکابن در نگارش مقالات علمی بیشتر به مقالات نشریات استناد می کنند را اثبات می کند بیشترین میزان درصد استناد در بین گرایش های اعضای هیئت علمی به پژوهشگران گرایش علوم پایه با 55% و کمترین میزان درصد استناد به گرایش پزشکی اختصاص دارد و گرایش های علوم انسانی و فنی مهندسی با میزان درصد استناد 33% و 12% است. ازلحاظ زبان، منابع انگلیسی بیش از منابع سایر زبان ها مورد استناد قرار گرفته بود. میزان استناد به منابع چاپی /الکترونیکی در مقالات اعضای هیئت علمی کلیه دانشکده ها بسیار بالا بود. فرضیه پژوهش که اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد تنکابن در نگارش مقالات علمی بیشتر به منابع چاپی استناد می کنند تا منابع غیر چاپی را رد می کند و آن را اثبات نمی کند. میزان کم درصد استنادها به پایان نامه ها فرضیه پایان نامه ها سهم اندکی در پدید آمدن مقالات پژوهشگران دانشگاه مورد تحقیق را دارد تأیید می کند.
تبیین رابطه بین خلاقیت و توانمند سازی نیروی انسانی در آموزش و پرورش شهر کاشان
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره اول زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
71 - 86
حوزههای تخصصی:
اعتماد در سازمان ها در سایه خلاقیت ایجاد می شود و شرایط کاری و رقابت سازمان ها بیش از هر چیز دیگری مدیران را وادار به توانمندسازی کارکنان می کند. مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین خلاقیت و توانمندسازی نیروی انسانی در آموزش وپرورش شهر کاشان انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی بود و جامعه آماری آن شامل معلمان و مدیران مدارس دولتی شهر کاشان در سال تحصیلی 99-1398 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای 205 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970) تعیین شد. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه خلاقیت سازمانی تورنس (1966) و پرسشنامه توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر (1995) بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد ضریب همبستگی بین متغیرهای سیالی ذهن، انعطاف، ابتکار و بسط با توانمندسازی در سطح 05/0 معنادار و مثبت بود و می توان نتیجه گرفت بین خلاقیت و توانمندسازی نیروی انسانی در آموزش وپرورش شهر کاشان رابطه وجود دارد.
بررسی وضعیت رفتارهای خودرهبری معلمان مدارس منطقه پنج تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
275 - 297
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی وضعیت خودرهبری معلمان مدارس منطقه پنج تهران است. خودرهبری در پژوهش حاضر شامل نه مؤلفه است که عبارتند از: تجسم عملکرد موفق، هدف گذاری شخصی، صحبت کردن با خود، پاداش دادن به خود، ارزیابی باورها و مفروضات، تنبیه خود، مشاهده شخصی، تمرکز بر پاداش های طبیعی و راهنمایی خود. پژوهشگر در این پژوهش به دنبال بررسی وضعیت هر یک از مؤلفه ها در میان جامعه موردپژوهش بود..در این پژوهش از روش توصیفی- پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان مدارس دوره اول و دوم منطقه پنج تهران(تعداد۱۷۰۹) در سال تحصیلی ۹۶-۹۵ است. از طریق جدول نمونه گیری کرجسی و مورگان حجم نمونه ۳۴۰ نفر به روش تصادفی انتخاب شدند و پرسش نامه بین آن ها توزیع شد. ابزار این پژوهش پرسش نامه تجدیدنظر شده نک و هوتن(۲۰۰۲) بود. برای محاسبه روایی سازه ای پرسش نامه از روایی همگرایی و واگرایی استفاده شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها و بررسی فرضیه ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی استفاده شد که به این منظور نرم افزار آماری SPSS23 و Smart PLS.2 به کار گرفته شد. درنهایت، نتایج نشان داد که کلیه مؤلفه های نه گانه خودرهبری در جامعه مورد پژوهش مورد تائید قرار گرفت. به عبارت دیگر کلیه افراد جامعه مورد پژوهش در ارتباط با مولفه های خودرهبری از وضعیت مناسبی برخوردارند.
تدوین و اعتباریابی الگوی مدیریت استعداد در مدارس سما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
394 - 314
حوزههای تخصصی:
روش این پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی (کیفی- کمی) بود. جامعه ی پژوهش در بخش کیفی ۲۶ و در بخش کمی ۱۹۰ نفر از مدیران سازمان مدارس و مدیران مدارس کل کشور در سال ۹۷- ۹۶ بودند که در بخش کیفی با روش نمونه گیری هدفمند زنجیره ای و در بخش کمی با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. پایایی پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ محاسبه که مقدار آن ٪۸۷ به دست آمد. در ادامه، با استفاده از تکنیک های، مدل سازی معادلات ساختاریافته و تحلیل عاملی تاییدی الگوی طراحی شده، مورد تأیید و اعتبار آن مورد سنجش قرار گرفت. الگوی مدیریت استعداد در قالب ۶ مولفه و ۱۶ متغیر اندازه پذیر ارائه گردید که عبارت از شناسایی پست کلیدی، عوامل شناخت فرد مستعد، عوامل انتخاب فرد مستعد، بکارگماری، توسعه، نگهداشت بودند. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان دادکه ۶ مولفه شناسایی شده دارای بار عاملی معنی دار و نشان از برارزش مطلوب و مناسب دارند.
مدل بالندگی اعضای هیات علمی دانشگاه پیام نور مبتنی بر یادگیری غیررسمی با استفاده از نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بالندگی اعضای هیات علمی در طی فرآیند یادگیری رخ می دهد، یادگیری حاصل دانش آشکار و ضمنی است که از طریق آموزش، پژوهش، تعامل و تجربه به دست می آید. این پژوهش به صورت کیفی با هدف مدل بالندگی اعضای هیات علمی دانشگاه پیام نور مبتنی بر یادگیری غیررسمی با استفاده از نظریه داده بنیاد در چارچوب گراندد تئوری طراحی گردیده است. ابتدا عوامل اولیه با مرور پیشینه پژوهش استخراج گردیده، درادامه با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 30 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه پیام نور هرمزگان داده ها گردآوری شده اند. با نظم دادن مفهومی داده ها؛ معانی و ویژگی های بالندگی اعضای هیات علمی از طریق یادگیری غیررسمی در سه مرحله کدگذاری شناسایی، استخراج و در نهایت مدل تحقیق ارائه گردیده است. پایایی و قابلیت اعتماد مصاحبه ها از روش های پایایی بازآزمایی و توافق درون موضوعی تایید شده است. نتایج تحلیل داده ها حاکی است که پدیده بالندگی از طریق یادگیری غیررسمی شامل دو مقوله 1- حوزه های یادگیری ضمنی شامل: مقوله های آموزشی، اخلاقی، سازمانی و 2- مقوله قلمرو یادگیری شامل: مقوله های فردی، دانشگاهی و فرادانشگاهی است. علاقه و روحیه، چالشگری و توان برقراری ارتباط، شرایط علّی خرد و سیاست های ارتقا و ترفیع، شرایط کلان را تشکیل می دهند. شرایط مداخله گر به سطح علمی دانشجویان، سیاست ها و قوانین دانشگاه، زیرساخت فناوری و وضعیت معیشت اشاره دارند. سرمایه اجتماعی، ارتباطات سازمانی، حجم کاری و ... شرایط زمینه ای را به وجود آورده اند. راهبردها روش های مبتنی بر تعاملی و جمعی، تاملی و مستقل، مبتنی بر فناوری و روش های تعاونی و کمک رسانی را شامل می شوند. پیامدهای تقویت یادگیری مادام العمر، خودکارآمدی بالاتر و ارتقای شایستگی های فردی دارای دامنه اثرگذاری محتمل محدود و ایجاد اجتماعات یادگیری، افزایش اعتماد اجتماعی پیامدهایی با دامنه اثرگذاری محتمل وسیع هستند.
نقش تعدیل کنندگی جو یادگیری در تأثیر کیفیت زندگی در مدرسه بر خودکارآمدی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
120 - 100
حوزههای تخصصی:
روش پژوهش برحسب هدف از نوع کاربردی و براساس شیوه اجرا، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل 22025 دانش آموز دوره ابتدایی دوم نواحی یک و دو آموزش و پرورش همدان در سالتحصیلی96-95 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی، نمونه ای به حجم 384 نفر(188 دختر و 196 پسر) با استفاده از جدول کرجسی و مورگان انتخاب شد. ابزار های گردآوری اطلاعات شامل سه پرسشنامه ی کیفیت زندگی درمدرسه، جو یادگیری و خودکارآمدی تحصیلی بود. داده های جمع آوری شده بر اساس شاخص های آمار توصیفی وآزمون های استنباطی کولموگروف_اسمیرنوف، همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. یافته های پژوهش نشان داد بین متغیرهای کیفیت زندگی در مدرسه با خودکارآمدی، کیفیت زندگی در مدرسه با جویادگیری و خودکارآمدی با جو یادگیری همبستگی مثبت و معنادار در سطح (01/0≤ p) وجود دارد. همچنین یافته های حاصل از ضرایب تحلیل مسیر حاکی از آن است تاثیرکیفیت زندگی بر خودکارآمدی، جویادگیری بر خودکارآمدی و کیفیت زندگی برجویادگیری مثبت و مستقیم است. بعلاوه، کیفیت زندگی در مدرسه بر خودکارآمدی تاثیر غیر مستقیم نیزدارد و جو یادگیری در رابطه بین کیفیت زندگی و خودکارآمدی، نقش تعدیل کنندگی دارد. پیشنهاد شد، مدارس از طریق طراحی تجربیات آموزشی لذت بخش، بازخورد مناسب و حمایت گرانه، علاوه بر تأمین کیفیت زندگی در مدرسه، به تقویت باورهای دانش آموزان از توانایی خود و ایجاد جو یادگیری اثربخش به عنوان مهم ترین شاخص های اثربخشی مدارس بپردازند.
نقش میانجی گری تعادل کار- زندگی در روابط علّی بین فضیلت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی معلمان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی گری تعادل کار- زندگی در روابط علّی بین فضیلت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی معلمان و پیشنهاد الگویی علی در ارتباط با آن صورت گرفت. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه معلمان مدارس منطقه ی کلیبر بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای و با فرمول کوکران، تعداد 200 نفر انتخاب شدند. پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی و از حیث روش، توصیفی از نوع همبستگی است. برای گردآوری داده ها، از پرسشنامه های استاندارد استفاده شد که همه آنها از روایی و پایایی مناسبی برخوردار بودند. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS و Lisrel در قالب آزمون های t و مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان می دهد که فضیلت سازمانی مدارس به طور مستقیم اثر معنی داری بر رفتار شهروندی سازمانی معلمان دارد؛ همچنین آزمون الگوی مفروض نشان می دهد فضیلت سازمانی با میانجی گری تعادل کار-زندگی می تواند بر رفتار شهروندی سازمانی معلمان اثرگذار باشد. یافته های پژوهش بر اهمیت فضیلت سازمانی مدارس و رفتار شهروندی سازمانی و همچنین بر تعادل کار-زندگی معلمان تاکید دارد.
تبیین نقش سرگروه های معلمان درکیفیت اجرای برنامه های آموزشی دوره ابتدایی: یک مطالعه کیفی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی نقش سرگروه های معلمان در فرایند اجرای برنامه های آموزشی مدارس دوره ابتدایی بوده است. رویکرد پژوهش از نوع کیفی با روش تحلیل مضمون بود. بدین منظور با استفاده از نمونه گیری هدفمند 13 نفر از سرگروه های معلمان شمال استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 99-98 انتخاب شدند و مصاحبه های نیمه ساختارمندی تا اشباع کامل داده ها صورت گرفت. جهت اطمینان و اعتباربخشی به دقت و صحت داده ها از روش خود بازبینی و دریافت بازخورد از پاسخ دهندگان استفاده شد. در تجزیه و تحلیل داده ها، فرایند 3 مرحله ای ترکیبی متشکل از روش کینگ و هاروکس (2010)، براون وکلارک (2006) و آتراید- استرلینگ (2001) مورد استفاده قرار گرفت. یافته های به دست آمده نشان داد که در شبکه مضامین، مفهوم استراتژیست آموزش مضمون فراگیری است که جایگاه سرگروه های معلمان را با 5 مضمون سازمان دهنده(مدیریت دانش معلمی، همیاران کانونی، تدریس پژوهی، حرفه پروری و برنامه سازی) و 30 مضمون پایه تشریح می کند.
شناسایی عوامل موثر برارتقای فرهنگ کارآفرینی در مدارس کاردانش و فنی و حرفه ای: رویکرد ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر ارتقای فرهنگ کارآفرینی در مدارس از دیدگاه متخصصان و بررسی وضعیت موجود مدارس کاردانش و فنی و حرفه ای از دیدگاه معلمان است. روش این پژوهش رویکرد ترکیبی(کیفی- کمی) از نوع راهبرد اکتشافی متوالی هست به این صورت که روش مرحله کیفی تحلیل محتوای عرفی بوده و در تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری باز و محوری استفاده شد. در این مرحله ۱۴ مصاحبه شونده که شامل کارآفرین ها، مدرسان مباحث کارآفرینی در مدارس، مدرسان آشنا به کارآفرینی در دانشگاه، مدیران و مسئولان مدارس فنی و حرفه ای و کاردانش شهر تبریز، به صورت هدفمند انتخاب و برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شدکه در نتیجه مرحله کیفی 5 عامل آموزشی، پرورشی، نگرشی، مالی و ساختاری به عنوان عوامل موثر بر فرهنگ کارآفرینی شناسایی شدند. روایی یافته های حاصل از این مرحله با روش تطبیق توسط اعضا و بررسی همکار تضمین شد. در مرحله کمی پژوهش که روش آن توصیفی پیمایشی بود از بین ۱۱۵۲ نفر از معلمان نواحی آموزش و پرورش شهر تبریز ۲۸۸ نفر با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم نمونه انتخاب گردیده و با استفاده از پرسشنامه ای که از نتیجه تحلیل یافته های مرحله کیفی تنظیم گردیده بود مورد آزمون قرار گرفتند. جهت تعیین روایی صوری و سازه پرسشنامه در بخش کمی از نظرات خبرگان و تحلیل عاملی تاییدی و پایاییآن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 91/0 برآورد گردید. نتایج پژوهش نشان داد که وضعیت عوامل آموزشی، پرورشی، نگرشی و اعتقادی در حد مطلوبی قرار دارند و عامل مالی در حد متوسط و عامل ساختاری در حد مطلوبی نیست و نتایج آزمون فریدمن نشان داد که عامل آموزشی از میان عوامل موثر فرهنگ کارآفرینی در بالاترین رتبه و عوامل پرورشی، نگرشی و اعتقادی، مالی و ساختاری در رتبه های بعدی قرار دارند.
بررسی رابطه فرهنگ سازمانی با یادگیری سازمانی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
182 - 194
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف « بررسی وضعیت فرهنگ سازمانی و رابطه آن با یادگیری سازمانی معلمان مقطع دوم متوسطه کرمانشاه» اانجام شد. روش تحقیق در رسته تحقیقات پیمایشی وتوصیفی قرارداد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مقطع دوم متوسطه استان کرمانشاه به تعداد 800 نفر بودند. نمونه آماری دراین تحقیق با استفاده از جدول جرسی و مورگان با احتساب واریانس پیشینه معادل ۲۶۰ نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، استفاده از پرسشنامه های استاندارد رابینز جهت سنجش فرهنگ سازمانی و پرسشنامه مارکورات جهت سنجش سازمان یادگیرنده (یادگیری سازمانی) بود. با توجه به استاندارد بودن، روایی و پایایی پرسشنامه ها مورد تائید است. اطلاعات بدست آمده با انجام محاسبات آمار توصیفی و استنباطی (آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن، رگرسیون چند متغیره) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که تک تک مؤلفه های هوش سازمانی (خطر پذیری ، توجه به ره آورد ، خلاقیت و نوآوری، توجه به اعضای سازمان ، تاثیر نتایج تصمیمات بر کارکنان، توجه به تیم و سنجش پایداری با یادگیری رابطه معنی داری وجود دارد.
اولویت بندی نیازهای آموزشی مهارت های مدیریتی مدیران مدارس تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
236 - 250
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش از روش توصیفی-پیمایشی استفاده شد و حجم نمونه به تعداد 95 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی از 112 نفر جامعه آماری مدیران انتخاب شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته در مقیاس پنج درجه ای لیکرت بود و داده ها پس از جمع آوری به وسیله نرم افزار SPSSویرایش 16 تجزیه وتحلیل و از آمار توصیفی و آزمون آماری ANOVA و t مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که مدیران در هر یک از مهارت های فنی، انسانی و ادراکی نیاز به آموزش دارند. اولویت اول در نیاز آموزشی مهارت های فنی و پایین ترین اولویت مهارت انسانی بود. بین میانگین نیاز به مهارت های فنی، انسانی و ادراکی در رشته تحصیلی مختلف مدیران، تفاوت معنی داری وجود دارد. در میانگین نیاز به مهارت های فنی، انسانی و ادراکی در مدرک تحصیلی لیسانس و فوق لیسانس، در مقاطع تحصیلی ابتدائی و متوسطه اول و سوابق خدمت مختلف تفاوت معنی داری وجود ندارد.