فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۲٬۱۲۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر مقایسه آسیب های اخلاق حرفهای در اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی و آزاد ایران بوده است. پژوهش به شیوه کمی و با استفاده از روش توصیفی- مقایسه ای انجام شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه آسیب های اخلاق حرفهای 119 گویه ای محقق ساخته، که دارای سه بعد فردی، سازمانی و فراسازمانی بود، استفاده شد. روایی محتوایی و صوری پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت و پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرانباخ، 84/0 به دست آمد. جامعه آماری شامل همه اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی شامل پیام نور، علمی کاربردی و روزانه و هم چنین همه واحدهای دانشگاه های آزاد اسلامی سراسر کشور بود که از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، تعداد 400 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون t مستقل و نرم افزار spss نسخه 21 تجزیه و تحلیل شد. نتایج به دست آمده نشان داد بین دانشگاه آزاد و دولتی در زمینه آسیب ها در زمینه عوامل فردی در همه ابعاد شامل مفهوم شناسی اخلاق حرفهای، شخصیت و مهارت ها تفاوت معنادار بود هم چنین در زمینه عوامل سازمانی در ابعاد ساختار سازمان، جذب و نگهداشت، اخلاق شغلی و نظارت و کنترل تفاوت معنادار و در ابعاد مدیریت و رهبری و عامل فرهنگ سازمان تفاوت معنادار نبود. هم چنین نتایج نشان داد بین دانشگاه آزاد و دولتی در زمینه آسیب های مربوط به اخلاق حرفهای در بعد فرا سازمانی در ابعاد اقتصاد و فرهنگی- اجتماعی تفاوت معنادار و در بعد سیاست گذاری تفاوت معنادار وجود نداشت.
طراحی الگوی تفکر راهبردی مدیران آموزشی به روش آمیخته اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه، طراحی الگوی تفکر راهبردی مدیران آموزشی بود. این پژوهش از دیدگاه هدف، کاربردی و از نظر راهبرد و روش، تحقیقی ترکیبی از نوع اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل اساتید گروه علوم تربیتی و دانشجویان دکترای مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد کرمانشاه و در مرحله کمّی مدیران مدارس ابتدایی استان کرمانشاه بودند. حجم نمونه در مرحله کیفی 12 نفر و در مرحله کمّی 200 نفر بود. اعضای نمونه در مرحله کیفی به روش نمونه گیری هدفمند بر اساس اصل اشباع در نظر گرفته شد و در مرحله کمّی، روش نمونه گیری مبتنی بر اصول تعیین حجم نمونه در مدل یابی معادلات ساختاری به کار رفت. ابزار گردآوری داده های پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی و پایایی ابزار در بخش کیفی با معیارهای مقبولیت و قابلیت تأیید و در بخش کمّی روایی ابزار با نظر متخصصان و تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با آلفای کرونباخ، روش اسپیرمن- براون و روش ترکیبی به دست آمد. تحلیل داده های کیفی با روش تحلیل مضمون و بر اساس مدل براون و کلارک (2006) و داده های کمّی از طریق تحلیل معادلات ساختاری در قالب نرم افزار اس پی اس اس و لیزرل مورد آزمون قرار گرفت. یافته های بدست آمده از بخش کیفی منجر به شناسایی پنج عنصر اصلی آینده نگری، تفکر خلاق، تفکر شهودی، هوشمندی محیطی و فرصت گرایی هوشمندانه در رابطه با تفکر راهبردی مدیران آموزشی گردید و در قالب مقیاسی 32 گویه ای به جامعه آماری در بخش کمّی ارائه شد. یافته های حاصل از تحلیل داده ها در بخش کمّی نشان داد که الگوی عناصر استخراج شده از شاخص های برازش مطلوبی برخوردار است.
ارائه مدلی برای توسعه خود مدیریتی در دانش آموزان پایه ششم مدارس ابتدایی شهرستان شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تدوین و ارائه مدلی برای توسعه خود مدیریتی در دانش آموزان پایه ششم مدارس ابتدایی شهرستان شیراز بود. این پژوهش در زمره پژوهش های کیفی است که با استفاده از روش مطالعه موردی کیفی انجام گرفت. مشارکت کنندگان در بخش کیفی، متخصصان، صاحب نظران و پژوهش گران حوزه مدیریت و علوم تربیتی بودند. با استفاده از تکنیک نمونه گیری گلوله برفی و اشباع نظری، با آگاهی دهندگان کلیدی مصاحبه به عمل آمد. با استفاده از شیوه تحلیل مضمون داده ها تحلیل و چهار مولفه (خانواده، محیط آموزشی، برنامه ریزی و مهارت های اجتماعی) به عنوان پیش سازمان دهنده طراحی گردید. این چهار مولفه از مولفه های پایه که شامل عملکرد خانواده: آگاهی خانواده، شیوه فرزندپروری، سبک زندگی، جو عاطفی خانواده، همدلی و صمیمیت، قدرت بخشی خانواده، تاب آوری خانواده، درحوزه عملکرد محیط آموزشی: اشتیاق تحصیلی، جو آموزشی، حل مسائل، نیروی انسانی (معلم و مدیر و....)، در حوزه برنامه ریزی: خودکارآمدی تحصیلی، خود نظم دهی تحصیلی، کمال گرایی تحصیلی، نظم و انضباط، پذیرش مقررات، تبعیت از هدف، برنامه ریزی تحصیلی، خود ارزیابی، و در حوزه مهارت های اجتماعی: خود شکوفایی، خود آگاهی، سازگاری اجتماعی خود کارآمدی و رشد اجتماعی، مهارت های ارتباطی، کفایت اجتماعی است، استخراج گردید
بازنمایی عوامل، ملاک ها و نشانگرهای مدارس اثربخش دوره ی ابتدایی: یک مطالعه ی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
190 - 162
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر مبتنی بر رویکرد تحقیق کیفیو با روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. بدین منظور با استفاده از روش نمونه گیری ملاکی و مصاحبه ی نیمه ساختاریافته با 15 مشارکت کننده، داده ها گردآوری شد و به روش کُلایزی تحلیل گردید. به منظور باورپذیری یافته ها از سه روش ممیزی بیرونی، بازبینی نتایج توسط اطلاع رسان ها و درگیری طولانی مدتاستفاده شد. نتایج پژوهش، به شناسایی و دسته بندی 6 عامل، 16 ملاک و 111 نشانگر برای اندازه گیری اثربخشی مدارس در دوره ی ابتدایی منتج گردید. یافته ها بر نقش سازنده ی مدیر مدرسه، تعامل بین مدیر، معلمان، والدین و دانش آموزان، مشارکت معلمان در تصمیم گیری ها و تعامل مؤثر بین جامعه و مدرسه تأکید داشتند. به نظر می رسد با توجه به جامعیت و تناسب عوامل، ملاک ها و نشانگرهای شناسایی شده با وضعیت مدارس دوره ی ابتدایی، استفاده از آن بتواند زمینه ی لازم برای ساخت ابزار مناسب اندازه گیری کیفیت مدارس دوره ی ابتدایی، تعیین وضعیت این مدارس و ارائه ی راهکارهای بهبود را فراهم سازد.
تأثیر شبکه های اجتماعی در تغییر ویژگی های شخصیتی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی تأثیر شبکه های اجتماعی در تغییر ویژگی های شخصیتی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد واحد تهران غرب بود. بر طبق جدول مورگان 260 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده و اطلاعات در این تحقیق شامل پرسشنامه محقق ساخته شبکه های اجتماعی و پرسشنامه ویژگی های شخصیتی گلدبرگ (1999) بودند. یافته های این تحقیق نشان داد 47 درصد از تبیین واریانس مربوط به تغییر ویژگی های شخصیتی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب متأثر از شبکه های اجتماعی است. همچنین نتایج آنالیز واریانس رگرسیونی مقدار ثابت و ضریب متغیرهای میزان استفاده، نوع استفاده و میزان اعتماد به کاربران به ترتیب برابر با 222/0، 295/0، 174/0 و 423/0 به دست آمد و با توجه به مقدار آماره آزمون t و سطح معناداری کمتر از 05/0 حضور ضرایب رگرسیونی مقدار ثابت و ضریب متغیرهای میزان استفاده، نوع استفاده و میزان اعتماد به کاربران تأیید شد. نتیجه این مطالعه نشان داد شبکه های اجتماعی در تغییر ویژگی های شخصیتی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب تأثیر دارد.
بررسی نقش شبکه های اجتماعی و بازی های کامپیوتری بر میزان پرخاشگری و اضطراب تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوره دوم منطقه 8 شهر تهران
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره دوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۴)
113 - 132
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش شبکه های اجتماعی و بازی های کامپیوتری بر میزان پرخاشگری و اضطراب تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوره دوم منطقه 8 شهر تهران انجام شد. روش مطالعه حاضر توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه شامل دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوره دوم منطقه 8 شهر تهران در سال تحصیلی 99-1398 بودند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان 347 نفر تعیین شد که براساس روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها تلفیق و تلخیصی از پرسشنامه های استاندارد و محقق ساخته بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری نشان داد استفاده از شبکه های اجتماعی بر میزان پرخاشگریو اضطراب تحصیلی دانش آموزان تأثیر منفی و معناداری دارد (05/0>p). استفاده از بازی های کامپیوتری بر میزان اضطراب تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت و معناداری دارد (05/0>p). پیشنهاد می شود استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی در خدمت اهداف آموزشی دوره دبستان مورد توجه قرار گیرد.
رابطه میان یادگیری سازمانی و مهارت های ارتباطی با تعارض سازمانی در کارکنان اداره آموزش وپرورش نواحی چهارگانه کرج
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه میان یادگیری سازمانی و مهارت های ارتباطی با تعارض سازمانی در کارکنان اداره آموزش وپرورش نواحی چهارگانه کرج انجام شد. روش مطالعه از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه کارکنان اداره آموزش وپرورش نواحی چهارگانه کرج بودند که با توجه به حجم جامعه آماری، نمونه ای به حجم 265 نفر تعیین و با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه یادگیری سازمانی نیف (2001)، پرسشنامه مهارت ارتباطی بارآن و هادگی (1986) و پرسشنامه تعارض سازمانی شیرخانی (2011) بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندگانه (گام به گام) انجام شد. یافته های این مطالعه نشان داد بین متغیرهای یادگیری تیمی و مهارت اطلاع رسانی با تعارض سازمانی رابطه وجود دارد (05/0> P) و متغیرهای یادگیری تیمی و مهارت اطلاع رسانی قدرت پیش بینی متغیر ملاک تعارض سازمانی را دارند. به نظر می رسد با پرورش روحیه یادگیری در سازمان و نیز بهبود مهارت های ارتباطی کارکنان بتوان از تعارضات فردی و سازمانی جلوگیری کرد.
طراحی مدل مدیریت برمبنای ارزش در سیستم جامع مدیریت آموزش (مورد مطالعه: اداره کل مدیریت آموزش صدا و سیما )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدل مدیریت برمبنای ارزش در سیستم جامع مدیریت آموزش سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است .روش این پژوهش توصیفی همبستگی و از نظر نوع داده، آمیخته اکتشافی (کیفی–کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 20 نفر از اساتید مجرب، مدیران و کارشناسان آموزش و در بخش کمی شامل 121 نفر از کارشناسان و مدیران ارشد آموزش صدا و سیما و فراگیران آن سازمان نیز به تعداد 275 نفر به عنوان حجم مکفی با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش برای ارزشها و شاخص های عملکردی سیستم در بخش کیفی مصاحبه ها، تحلیل محتوای اسناد و در بخش کمی دو پرسشنامه پژوهشگرساخته به ترتیب در69 و57 گویه بودندکه روایی آنان به تائید خبرگان دانشگاهی، متخصصان آموزشی صدا و سیما و تحلیل عاملی تائیدی انجام گرفت و پایایی آنان با استفاده از آلفای کرونباخ برای ارزشها 94/0 وبرای شاخص های عملکردی اداره کل آموزش صدا و سیما 88/0تعیین شدند. تحلیل داده ها با استفاده ازآزمونهای آماری پیرسون کای اسکوئر،تی استیودنت و برای اولویت بندی واستخراج ضرایب وزنی ارزشها ازروش رتبه بندی ساده و فن مقیاس اندازه گیری فاصله ایی و برای شاخصهای عملکردی اداره کل مدیریت آموزشی روش مقایسه زوجی و فن ( (AHPگروهی و برای رسیدن به مدل پژوهشی از برنامه ریزی خطی استفاده شد نتایج پژوهش نشان داد طراحی مدل مدیریتی ارزشها باعث ارتقاء شاخص های عملکردی اداره کل مدیریت آموزشی صدا وسیما (نیازسنجی ،طراحی و برنامه ریزی آموزشی ،اجرا و ارزیابی آموزشی )و تاثیر معنادار و مثبت بر آنها می شود.
تبیین رابطه سرمایه اجتماعی و یادگیری سازمانی با توجه به نقش واسطه ای تسهیم دانش در اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تبیین رابطه بین سرمایه اجتماعی و یادگیری سازمانی با توجه به نقش واسطه ای تسهیم دانش در اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر بود. روش پژوهش، توصیفی – همبستگی با تاکید بر حداقل مربعات جزئی بود. جامعه آماری این پژوهش را همه اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر به تعداد 316 نفر تشکیل می دادند. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد و تعداد 169 نفر به روش تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. جمع آوری داده ها بر اساس سه پرسشنامه سرمایه اجتماعی، تسهیم دانش و یادگیری سازمانی صورت گرفت، که ضریب آلفای کرونباخ آن ها به ترتیب 81/0، 86/0 و 91/0 به دست آمد و روایی محتوایی و سازه آن ها با استفاده از نظر متخصصان تایید شد. به منظور بررسی توزیع داده ها و پاسخ به سؤالات پژوهش و رسم و تدوین مدل اندازه گیری و مدل ساختاری از نرم افزارهای SPSS نسخه 20 و Smart PLS نسخه 0/2 استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد: سرمایه اجتماعی بر یادگیری سازمانی و تسهیم دانش و هم چنین تسهیم دانش بر یادگیری سازمانی تأثیرگذار است و همچنین تسهیم دانش در رابطه بین سرمایه اجتماعی و یادگیری سازمانی، نقش تعدیل گری دارد و از نوعِ میانجی جزیی است.
طراحی و اعتبار سنجی الگوی شایستگی های حرفه ای اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی شایستگیهای حرفهای اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان انجام شد. این پژوهش از نوع توسعهای-کاربردی است که به روش ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی انجام شد. دانشجویان، اعضای هیات علمی و کارشناسان آموزش دانشگاه فرهنگیان فارس به عنوان جامعه آماری بخش کیفی به شمار میروند که با روش نمونهگیری هدفمند و تکنیک اشباع نظری، 60 نفر (15نفر عضو هیات علمی، 15نفر کارشناس آموزش و30نفر دانشجو(15 دختر و 15 پسر)) انتخاب شدند. در بخش کمی نیز اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان کشور به عنوان جامعه آماری بودند که 150نفر به شیوه تصادفی انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختمند و بررسی اسناد، و در بخش کمی از پرسشنامه محققساخته استفاده شد. برای تحلیل دادههای کیفی، از روش تحلیل مضمون و برای تحلیل دادههای کمی از تحلیل عامل و ضریب آلفای کرنباخ استفاده شد. با استفاده از معیارهای اعتبارسنجی کیفی چارچوب اولیه اعتبارسنجی گردید. برای اعتبارسنجی کمی از تحلیل عامل و ضریب آلفای کرنباخ استفاده شد. نتایج نشان داد که الگوی شایستگیهای حرفهای اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان متشکل3 عامل(1-دانش حرفه ای2-مهارتهای حرفهای3-اخلاق حرفهای )،11ملاک(1-دانش محتوا2-دانش آموزش محتوا3-دانش پژوهشی4-دانش سازمانی5-دانش فناوری6-مهارت تدریس7-مهارت پژوهش8-مهارت فناوری9-مهارتهای ارتباطی10-اخلاق فردی 11- اخلاق سازمانی) و 62 نشانگر است.این الگو میتواند به عنوان چارچوب و مبنایی برای جذب، توسعهی حرفهای و ارزیابی شایستگیهای حرفهای اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان کشور مورد استفاده قرار گیرد.
طراحی و اعتباریابی الگوی ارزیابی عملکرد مدیران سازمانی در سازمان بازرسی کل کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی ارزیابی عملکرد مدیران سازمانی در سازمان بازرسی کل کشور در سال 1397 انجام شد. روش پژوهش بر حسب هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها آمیخته اکتشافی بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از صاحب نظران و خبرگان سازمانی (مطلعین کلیدی و گروه کانونی) بودند که با روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند به شیوه زنجیره ای انتخاب شدند. در بخش کمّی از 240 نفر مدیر در سطوح مختلف (عالی، میانی و پایه) سازمان بازرسی کل کشور در مرکز (تهران) با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای 170 نفر به صورت تناسبی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه های نیمه ساختاریافته اکتشافی بود. برای حصول اطمینان از روایی بخش کیفی و به منظور اطمینان خاطر از دقیق بودن یافته ها از دیدگاه متخصصان، صاحب نظران و خبرگان حوزه مدیریت استفاده شد. در بخش کمّی نیز به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. برای تحلیل داده ها، در بخش کیفی از روش کدگذاری سیستماتیک و در بخش کمی از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل عاملی تاییدی و مدل یابی معادلات ساختاری به روش PLS) استفاده شد. برای محاسبه ی معنی داری ضرایب مسیر و رتبه بندی شاخص ها و مولفه ها از آزمون های «بوت استراب»[1] و «فریدمن» استفاده گردید. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهایSPSS22 و smart – PLS 3 بهره گرفته شد. از تحلیل مصاحبه ها، شاخص های ارزیابی عملکرد مدیران در سه مؤلفه اصلی مهارت های فردی، تحلیلی و تخصصی مورد شناسایی قرار گرفت که الگوی تدوین شده دارای 3 مؤلفه اصلی و 17 زیرمؤلفه بود. بر اساس ابعاد و مؤلفه های شناسایی شده، مدل پژوهش، ضمن توسعه مفهوم نظری در این خصوص، الگویی بومی را برای ارزیابی مدیران سازمان مذکور به ارمغان داشت که اثربخشی الگوی ارزیابی عملکرد مدیران طراحی شده، بر بهبود عملکرد مؤثر خواهد بود.
ارائه الگوی مدیریت استعداد در مدارس تیزهوشان: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
50 - 29
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی، ازنظر روش کیفی و ازنظر شیوه پژوهش تحلیل محتوا بوده است. مشارکت کنندگان در این پژوهش بر اساس قاعده و اصل اشباع نظری شامل 8 نفر از افراد صاحب نظر و خبرگان در دسترس در حوزه مدیریت استعداد در شهر تهران بوده است که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختمند می باشد. داده ها با استفاده از نرم افزارMAXQDA 2018 ، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. اعتبار داده ها با استفاده از روش تائید پذیری توسط مشارکت کنندگان صورت پذیرفت. بر اساس یافته های پژوهش، ابعاد و مؤلفه های مدیریت استعداد در مدارس شامل؛ قوانین و مقررات حمایت کننده از استعدادها، داشتن چشم انداز مدیریت استعدادها، منابع مالی مدیریت استعدادها، ایجاد جو حمایتی از استعدادها، استقرار زیرساخت های نرم، استقرار زیرساخت های سخت، نظام علمی و آکادمیک، کیفیت آموزش و یادگیری و مدیریت استعدادها می شود.
فراترکیب عوامل مؤثر در ارزشیابی عملکرد مدیران مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
72 - 50
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش برجسته رهبری و مدیریت در عرصه دستیابی به اهدف سازمان ها، به ویژه مدیران مدارس در نظام آموزش و پرورش، توجه به عملکرد آنان و ارزیابی این عملکردها اهمیت بسیاری دارد. از این رو پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل مفهومی برای ارزیابی عملکرد مدیران مدارس انجام شد. روش پژوهش کیفی و از نوع فراترکیب بود. گردآوری داده ها به روش اسنادی و با بررسی تمامی منابع علمی مرتبط با موضوع ارزیابی عملکرد مدیران مدارس (1380-1398داخلی و 19990-2019 خارجی) انجام شد. بدین منظور، کلید واژه های مربوط به دو دهه اخیر، از جمله: ارزشیابی و ارزیابی عملکرد مدیران، وظایف مدیران، استانداردهای عملکردی مدیران، ویژگی های و شایستگی های مدیران و صلاحیت های حرفه ای مدیران (مدارس) در پایگاه های داخلی نظیر پایگاه اطلاعات علمی؛ اس آی دی، و پایگاه داده های خارجی همچون گوگل اسکولار، اسکوپوس، امرالد، الزویر، پروکوئست اشپینگر تیلور و فرانسیس بررسی شد. با بررسی کامل 47 منبع از 1123 منبع اولیه، 8 مؤلفه اصلی و 28 زیرمؤلفه به عنوان ملاک های ارزیابی عملکرد مدیران مدارس، شناسایی و طبقه بندی شد. نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که توجه به ابعاد شناسایی شده، می تواند به مدیران ارشد در تشخیص دقیق و همه جانبه عملکرد مدیران مدارس، کمک کند و زمینه تصمیم گیری بهینه، گزینش و انتخاب صحیح آ ن ها را فراهم کند.
فرهنگ سازمانی و اشتیاق کارآفرینانه: نقش میانجی بازارگرایی و یادگیری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مطالعه تبیین تأثیر فرهنگ سازمانی بر اشتیاق کارآفرینانه با تأکید بر نقش میانجی یادگیری سازمانی و بازارگرایی است روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها (طرح تحقیق)، توصیفی- همبستگی با تاکید بر مدل سازی معادلات ساختاری می باشد.. جامعه آماری شامل همه کارکنان سازمان فنی و حرفه ای استان خوزستان (800 N:) بوده است که به دلیل پراکندگی جغرافیایی و دشواری دسترسی به همه اعضای جامعه، یک نمونه تصادفی خوشه ای چندمرحله ای به تعداد 260 نفرِ براساس فرمول کوکران انتخاب گردیده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های استاندارد دارای روایی و پایایی بوده است، بدین ترتیب برای سنجش فرهنگ سازمانی از پرسشنامه کامرون و کویین (2011)، بازارگرایی پرسشنامه نارور و اسلاتر (1990)، یادگیری سازمانی پرسشنامه نیف (2001) و برای اشتیاق کارآفرینانه از پرسشنامه کاردون و همکاران (2013) استفاده شده است که روایی صوری و محتوایی آن ها با استفاده از نظر استادان و متخصصان تایید شد، هم چنین نتایج آزمون پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 91/0، 89/0، 99/0 و 72/0 محاسبه و تایید گردید. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS نشان داد که فرهنگ سازمانی هم به طور مستقیم و هم به واسطه نقش میانجی بازارگرایی و یادگیری سازمانی بر اشتیاق کارآفرینانه تأثیر مثبت و معنادار دارد.
رابطه آینده نگری با هوش سازمانی، خلاقیت سازمانی و تعالی سازمانی در دانشگاه های آزاد اسلامی استان مازندران به منظور ارایه مدل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر رابطه آینده نگری با هوش سازمانی، خلاقیت سازمانی و تعالی سازمانی در دانشگاه های آزاد اسلامی استان مازندران به منظور ارایه مدل بود. روش اجرای آن توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری پژوهش همه اعضای هیأت علمی تمام وقت و نیمه وقت دانشگاه های آزاد اسلامی مازندران در سال 1397 که حدوداً 750 نفر بودند. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 254 نفر تعیین گردید. روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای انتخاب شد. روش گردآوری اطلاعات از نوع کتابخانه ای و میدانی بود. داده ها بر اساس سه پرسشنامه استاندارد آینده نگری آسکول (2003)، هوش سازمانی آلبرخت (2002)، خلاقیت سازمانی گیلفورد (1967) و پرسشنامه تعالی سازمانی پیترز و واترمن (1982) گردآوری و تنظیم گردید. روایی پرسشنامه از طریق کارشناسان و اساتید دانشگاهی متخصص تعیین و تأیید گردید. پایایی با ضریب آلفای کرونباخ برای هر چهار متغیر بزرگ تر از 7/0 محاسبه گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با کمک نرم افزارهای SPSS22 و PLS Smart و از آمار توصیفی (جداول توزیع فراوانی، میانگین و واریانس) و از آمار استنباطی (مدل سازی معادلات ساختاری و روش آنتروپی) استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که بین آینده نگری با هوش سازمانی، خلاقیت سازمانی و تعالی سازمانی رابطه مثبت و معناداری بود. بر اساس یافته های پژوهش، آینده نگری دارای چهار بعد مدیریتی (13 مولفه)، ساختاری (11 مولفه)، پژوهشی (6 مولفه)، فرهنگی (3 مولفه) بود و برازش مدل پژوهش نیز تأیید گردید.
رابطه بین سبک فرزند پروری والدین کارکرد خانواده با مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر رابطه بین سبک فرزندپروری والدین و کارکرد خانواده با مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی بود. روش این پژوهش، از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه مراکز پیش دبستانی شهر قزوین بودند که به روش خوشه ای 5 مرکز پیش دبستانی به تصادف انتخاب و از هر مرکز پیش دبستانی یک کلاس و از هر کلاس 20 نوآموز به صورت تصادفی انتخاب شد که درمجموع 100 نوآموز انتخاب شد. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از آزمون سنجش خانواده مک مستر (FAD)، مقیاس مشکلات رفتاری کودکان کانرز و پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند (1937) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل رگرسیون همزمان استفاده شد. یافته های این پژوهش در سطح معناداری 05/0 p < نشان داد که بین سبک فرزند پروری والدین و مشکلات رفتاری کودکان رابطه وجود دارد و همچنین بین سبک فرزندپروری والدین و کارکرد خانواده رابطه وجود دارد و همچنین سبک فرزندپروری و کارکرد خانواده پیش بینی کننده مشکلات رفتاری کودکان است.
طراحی مدل فرآیندی کیفیت اجرای برنامه تعالی مدیریت مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
161 - 140
حوزههای تخصصی:
در اجرای پژوهش، از رویکرد کیفی به روش نظریه داده بنیاد استفاده گردید. در اجرای پژوهش، از رویکرد کیفی به روش نظریه داده بنیاد استفاده گردید.همچنین 20 نفر از ناظران و مجریان برنامه تعالی با روش نمونه گیری هدفمند و براساس اصل اشباع نظری انتخاب گردید. برای جمع آوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و تحلیل داده ها، با روش کدگذاری سیستماتیک سه مرحله ای (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) صورت گرفت و مقوله ها که اجزای مختلف مدل را تشکیل می دادند، در شش طبقه دسته بندی شدند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد مقوله؛ کیفیت اجرای برنامه تعالی متأثّر از عوامل علّی نظیر؛ وضعیت منابع مالی و انسانی مدارس و میزان اهتمام متولیان امر در برنامه ریزی و اجرای برنامه تعالی است. همچنین می-توان با تدبیر راهبردهای مطلوب نظیر؛ آموزش نیروی انسانی، سلامت سازمانی و سودمندی معلمان اجرای برنامه را تسهیل نمود که این عوامل خود از شرایط زمینه ای مانند؛ فرهنگ سازمانی، نقش اولیاء و عوامل محیطی و شرایط مداخله گر نظیر؛ سبک مدیریت و رهبری و ویژگی های مدیر تأثیر می پذیرند، و در نهایت اجرای برنامه تعالی به پیامدهایی مانند؛ برنامه محوری، خود ارزیابی، مدرسه محوری و کیفیت جامع در مدرسه منجر می شود.
تبیین مدیریت مدرسه بر مبنای استعاره علمی یا تجربه شخصی؟ مطالعه ای موردی موفق مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
126 - 95
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با تکیه بر روش مطالعه موردی، 12 نفر از مدیران موفق مدارس سمنان انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند تا مشخص شود که رویکرد مدیریت آن ها در مدرسه چگونه است. انتخاب این افراد بر اساس روش نمونه گیری موارد کرانه ای و بر مبنای اشباع نظری در تفسیر یافته ها بود. به هر ترتیب، داده هایی کمی و کیفی گردآوری شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه سازمان یافته بود که برای تحلیل داده های آن از دو روش کمی و کیفی استفاده شد. برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تبیین سازی و در بخش کمی از روش تحلیل محتوای قیاسی استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان داد که نه تنها رویکرد مدیران مدارس بر مبنای آموزه های استعاره ی علمی استوار نبود بلکه مدرسه به کارزاری برای تجربه ورزی و آزمایش و خطای مدیران تبدیل شده است. افزون بر آن، این تجربه ورزی چندان ارتباطی به رشته ی تحصیلی مدیران، سابقه ی کاری آن ها، مقطع مدیریت و نوع مدرسه نداشت و تجربه ورزی در هر شرایطی مورد استفاده مدیران بود. یافته ها همچنین نشان داد که این تجربه هایی که مدیران در مدیریتِ مدرسه ی خویش در پیش می گیرند، توسط فرادستان اداری، استانداردسازی نمی شود.
تبیینی بر پیش بایست های راهبردی استقرار نظام مدیریت کیفیت در دانشگاه ها: رویکردی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، تبیینی بر پیش بایست های راهبردی استقرار نظام مدیریت کیفیت دانشگاه ها است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی انجام شده است. به این منظور، تعداد 27 نفر از صاحب نظران، تصمیم گیرندگان و مجریان کیفیت در نظام دانشگاهی به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و با روش نیمه ساختاریافته مورد مصاحبه قرار گرفتند. داده های حاصل از مصاحبه ها مورد تحلیل مضمون و با روش نظریه داده بنیاد مورد تحلیل قرار گرفته است. به منظور اعتبار بخشی نتایج از رویکردهای بازبینی توسط اعضاء، خود بازبینی محقق و پایایی بین دو کدگذار استفاده شده و نتایج طی چندین مرحله تعدیل شدند. یافته ها حاکی از آن است که دو اقدام راهبردی کلیدی جهت الزام اولیه در استقرار نظام مدیریت کیفیت دانشگاهی وجود دارد که عبارتند از: تلاش در بین المللی سازی دانشگاه ها و تقویت ارتباط متقابل و موثر دانشگاه ها و صنعت.
نقش تحصیلات تکمیلی کارکنان سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی در بهبود عملکرد سازمانی
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش تحصیلات تکمیلی کارکنان سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی در بهبود عملکرد سازمانی انجام شد. روش مطالعه، توصیفی– پیمایشی بود. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی کارکنان شاغل در سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1397 به تعداد 643 نفر بود. حجم نمونه براساس جدول کرجسی و مورگان (1970)، 242 نفر تعیین شد که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و پرسشنامه عملکرد سازمانی هرسی و گلداسمیت (1980) بود. یافته های این مطالعه نشان داد تحصیلات تکمیلی کارمندان بر استانداردهای عملکرد سازمانی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی مؤثر است (05/0> P). همچنین از نظر کارکنان سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی بین وضع موجود و مطلوب عملکرد سازمانی تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0> P). پیشنهاد می شود سازمان های آموزشی، ادامه تحصیل را در کارکنان تشویق کرده و آموزش ضمن خدمت و یادگیری سازمانی را به منظور افزایش سطح عملکرد سازمانی به کارگیرند.