فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۸۱ تا ۱٬۶۰۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۱
82 - 111
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش قوم نگاری چالش های معلمان غیر بومی در مدارس دارای خرده فرهنگ های بومی است. روش کیفی از نوع قوم نگارانه وجامعه شامل کلیه مدارس دوره ابتدایی و جامعه بومی شهرستان مرزی لاین است. پس از تحلیل یافته ها به کمک روش تحلیل محتوای موضوعی یافته ها در9 مولفه از جمله ناتوانایی های معلمان غیر بومی در محیط های بومی،ترس بومیان از ضعیف شدن فرهنگ بومی منطقه،ناتوانی معلمان غیر بومی در کنترل دانش آموزان در مناطق چند زبانه،عدم برخورداری معلمان غیر بومی از اطلاعات بومی جهت آموزش و عملکرد بهتر دانش آموزان،استقبال جامعه بومی از معلمان بومی در جهت یادگیری و ایجاد انگیزه در دانش آموزان،مشکلات ارتباطی معلمان غیر بومی با جامعه بومی ،عدم اعتماد بومیان به افراد برون گروهی ، نگرانی ازالگو بردای بومیان از فرهنگ غیر بومی،عدم ویژگی های مربوط به محیط بومی در معلمان غیر بومی شناسایی شدند و مدل مفهومی چالش های معلمان غیر بومی مشخص شد. از آنجایی که کشور ایران دارای خرده فرهنگ های بومی و قومی متنوع می باشد در راستای توجه به اصل عدالت آموزشی پیشنهاد می شود برنامه درسی پاسخگویی فرهنگی متناسب با سیستم های جوامع بومی تدوین و ارائه شود
بررسی موانع و زمینه های مناسب کاربرد روش تدریس سقراطی در کلاس های درس (از دیدگاه دبیران شهرستان ساری)
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
83 - 99
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی ها، موانع و زمینه های مناسب استفاده از روش سقراطی از دیدگاه دبیران مقطع متوسطه اول انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری شامل 398 دبیر رشته های گوناگون متوسطه اول ناحیه یک ساری، بوده که بر اساس جدول نمونه گیری مورگان و شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای 203 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته با 36 گویه بوده است که روایی و پایایی آن بر اساس نظر متخصصان تأیید گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های T تک نمونه ای و توکی استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که میزان استفاده دبیران از مولفه های روش تدریس سقراطی در فرایند آموزش، بالاتر از حد متوسط(05/0 (p < می باشد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که موانع کاربست روش تدریس سقراطی نیز بالاتر از حد متوسط می باشد و طبق نظر دبیران زمینه های مناسب برای تحقق مولفه های سقراطی وجود ندارد. علاوه بر این، بین دیدگاه بانوان و آقایان در ارتباط با پژوهش حاضر تفاوت معناداری مشاهده نشد. این مسأله در ارتباط با مدرک و رشته تحصیلی نیز صدق می کند.
طراحی و اعتباریابی الگوی تدریس مجازی باکیفیت در نظام آموزش عالی ایران
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ بهار ۱۳۹۵ شماره ۲
73 - 106
حوزههای تخصصی:
با توجه به گسترش آموزش مجازی در نظام آموزش عالی و بارز بودن اهمیتی که تدریس مجازی باکیفیت در دوره های مجازی دارد هدف از این پژوهش طراحی الگوی تدریس مجازی با کیفیت در نظام آموزش عالی ایران بود. برای طراحی الگو از روش پژوهش توصیفی تحلیلی استفاده شد. قلمرو مطالعاتی منابع چاپی و الکترونیکی در خصوص تدریس مجازی و عناصر آن بود. به منظور اعتبار بخشی الگو از روش توصیفی استفاده شد. جامعه آماری شامل متخصصان، استادان و صاحب نظران آموزش مجازی بود، نمونه پژوهش با روش نمونه گیری ملاک محور، بر اساس ملاک هایی مانند داشتن مقاله، کتاب، ترجمه یا تدریس در دوره های مجازی، 30 نفر انتخاب شدند که اعتبار الگوی پیشنهادی را بررسی کردند. در زمینه طراحی الگوی تدریس مجازی با کیفیت، نظریه ارتباط گرایی در این الگو به عنوان مبنا مد نظر قرار گرفت. بر اساس مبانی ذکر شده ویژگی های عناصر الگوی تدریس با کیفیت در نظام آموزش عالی ارائه شد و در نهایت اعتبار الگوی مذکور توسط متخصصان و صاحبنظران بررسی شد و مورد تایید قرار گرفت. در الگوی طراحی شده، فعالیت یاددهی-یادگیری یا اجرای تدریس در قالب سه مرحله طراحی، اجرا و ارزشیابی ارائه شد. این سه مرحله منفک از هم نبوده و با هم تعامل دارند. همچنین ویژگی های مربوط به عنصر فرایند یاددهی-یادگیری مربوط به این الگو تبیین شد.
برنامه درسی لایه ای مبتنی بر الگوی معلم محوری در ساختار آموزشی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
101 - 128
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین برنامه درسی لایه ای مبتنی بر الگوی معلم محوری در دانشگاه فرهنگیان انجام شد. رویکرد تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوا استقرایی با تأکید بر ماهیت مضمونی آن بود. برای تعیین اعتبار داده های پژوهش از روش خود بازبینی و فن کنترل اعضا و برای تعیین پایایی داده ها از روش مقایسه مستمر و نظام مند در ثبت و نوشتن داده ها استفاده شد. یافته های به دست آمده نشان داد که ویژگی های متفاوت عناصر برنامه درسی لایه ای در سطوح مختلف منجر به ایجاد هویت های مختلفی از الگوی معلمی می انجامد و این الگوها در طی آموزش دانشجو معلمان در لایه های سه گانه رویکرد تکاملی داشته و منجر به شکل گیری گفتمان رهبری آموزشی به عنوان اولویت اصلی برنامه درسی لایه ای می شود. نتایج نشان داد که امکان سنجی برای پیاده سازی تمامی سطوح برنامه درسی لایه ای در دانشگاه فرهنگیان صورت گیرد. هم چنین الگوهای معلمی در توسعه حرفه ای مورد تاکید قرار گرفته و نگرش یکپارچه ای در ارتقا دانش معلمی مطابق با انتظارات آموزشی در اسناد بالادستی فراهم شود.
بررسی ارتباط میان ادراک راهبردهای آموزشی معلمان با شکوفایی توانایی و از خودبیگانگی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
152 - 164
حوزههای تخصصی:
هدف: نظام های تعلیم و تربیت در سراسر جهان در پی دستیابی به متغیرهای مثبت و انگیزه بخش هستند تا از طریق شناسایی توانمندی های دانش آموزان در راستای تأثیرگذاری بر انتشار و تولید آگاهی، ارتقاء توانایی یا افزایش نیکی در جهان بهره ببرند و درنتیجه، محصلان بتوانند معنای بزرگتری برای تحصیل خویش در جهان هستی بیابند. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط میان ادراک از راهبردهای آموزشی معلمان با شکوفایی توانایی و از خودبیگانگی تحصیلی دانش آموزان بود. روش : روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر اردبیل بود که برابر 7750 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد و تعداد نمونه برابر 367 نفر بدست آمد که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. بری اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه راهبردهای آموزشی معلمان توسط عظیم پور (1393)، پرسشنامه شکوفایی توانایی توسط لفرانکویس و همکاران (1977) و پرسشنامه ازخودبیگانگی تحصیلی دیلون و گروات (1976) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-26 و ضریب رگرسیون تحلیل شدند. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که میان ادراک از راهبردهای آموزشی معلمان با شکوفایی توانایی دانش آموزان ارتباط مثبت معنی داری وجود دارد و محوریت دانش آموز 0/21، آموزش مبتنی بر گروه 0/17، ایجاد تمرکز و انگیزه 0/16، تدارک محیط بهینه 0/22 و آماده سازی 0/20 تغییرات شکوفایی توانایی دانش آموزان را پیش بینی می کند. همچنین میان راهبردهای آموزشی معلمان با ازخودبیگانگی تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی و معنی داری دارد و محوریت دانش آموز 0/12-، آموزش مبتنی بر گروه 0/14-، تدارک محیط بهینه 0/13- و آماده سازی 0/18- تغییرات ازخودبیگانگی تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی می کنند. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت ادراک از راهبردهای آموزشی معلمان می تواند با شکوفایی توانایی دانش آموزان ارتباط داشته باشد و دانش آموزان در سایه تلاش های معلم برای آموزش بهتر، یادگیری صحیح و در عین حال کیفیت آموزشی بالاتری انگیزه بالاتری خواهند داشت.
ارزشیابی آموزش مجازی ریاضی به روش خبرگی و نقادی آموزشی؛ مطالعه موردی: تدریس هندسه پایه نهم در دوران کووید19
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
139 - 161
حوزههای تخصصی:
این پژوهش از نظر هدف یک پژوهش کیفی است که با بهره گیری از روش خبرگی و نقادی آموزشی آیزنر به ارزشیابی آموزش مجازی ریاضی پایه نهم و به صورت مطالعه موردی، به چگونگی تدریس بخش هندسه در سه مرحله توصیف، تفسیر و ارزشیابی پرداخته است. برای گردآوری داده ها یک مدرسه متوسطه اول به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردید. داده های پژوهش در یک دوره یک ماهه و در طی 20 جلسه مشاهده آموزش معلمان در بستر برنامه شاد و همچنین انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 معلم ریاضی و 50 دانش آموز پایه نهم گردآوری شده است. جهت اعتبار بخشی به پژوهش معیارهای قوام ساختاری و کفایت ارجاعی برآورده شده است. نتایج نشان داد معلمان ریاضی در شرایط آموزش مجازی تا حدودی توانسته اند به اهداف مدنظر کتاب برسند، ولی با مشکلات عدیده ای مانند سرعت پایین اینترنت، مشکلات نرم افزار شاد، کاهش یافتن زمان تدریس، و بی توجهی دانش آموزان نیز مواجه بوده اند. ضمنا آنان اشکالاتی نظیر کم توجهی به دانش آموزان تیزهوش و دیرفهم در حین تدریس، ارائه بازخوردهای ناکافی، و عدم توجه به تلفیق برنامه های درسی نیز داشته اند.
تغییر به منزله ی پدیده ای انسانی: تغییر مطلوب در فرآیند اجرای برنامه های درسی جدید از منظر معلمان
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۳ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۹
44 - 81
حوزههای تخصصی:
وهش حاضر با هدف افزایش فهم و ادراک نسبت به چگونگی فرآیند تغییر معلمان همراستا با تغییرات انجام شده در برنامه های درسی دوره ابتدایی از طریق ورود به دنیای درونی معلمان انجام شده است. رویکرد مورد استفاده در این پژوهش، کیفی و از نوع پدیدارشناسی بوده است. داده های این پژوهش با استفاده از مصاحبه های گروهی متمرکز جمع آوری شده است. تعداد نمونه های این پژوهش که پس از مرحله ی اشباع داده ها به دست آمده، 25 معلم است. برای تحلیل داده ها از تحلیل محتوا/مضمونی و برای افزایش اعتبار آن ها از تکنیک های کنترل عضو، نقل قول، توصیف فربه و مرور همکاران استفاده شده است. از تحلیل یافته های پژوهش به منظور فهم تغییر مطلوب از منظر معلمان، سه مقوله ی «سطح کلان»، «سطح میانی» و «سطح خرد» به دست آمد. «سطح کلان» با سه زیر مقوله ی «شرایط سیستمی»، «شرایط زمینه ای» و «شرایط سیاسی» که به طراحی تغییرات در سطح نظام آموزشی مربوط است، «سطح میانی» با سه زیر مقوله ی «هدف»، «محتوا» و «روش ارائه» که به برنامه های درسی ضمن خدمت معلمان نظر دارد و سطح خرد با یک زیرمقوله «تصمیمات مدیریتی» که به برنامه ریزی های اجرایی در سطح ناحیه و مدرسه معلمان اشاره دارد، وضعیت مطلوب برای تغییر معلمان را توصیف کرده است. به منظور تفسیر یافته ها و ارتباط بین مقوله های مختلف نیز مقوله ای انتزاعی تر و محوری به نام «توجه به تغییر به منزله ی پدیده ای انسانی» ظاهر شد. نتایج این پژوهش می تواند یاری گر برنامه ریزان درسی در اقدامات بعدی برای تغییر برنامه های درسی و به تبع آن، برنامه هایی برای تغییر معلمان باشد.
طراحی و اعتباریابی الگوی آماده سازی دانشجو معلمان دانش آموزان با نیاز ویژه بر مبنای رویکرد شایستگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۳
106 - 139
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی مولفه ها و چارچوب آماده سازی دانشجو معلمان آموزش ویژه بر مبنای رویکرد شایستگی و اعتباریابی درونی آن بود. روش پژوهش آمیخته، از نوع طرح اکتشافی بود. در بخش کیفی اسناد، مقالات، کتاب ها که بواسطه جستجوی نظامند بدست آمدند و متن های استخراج شده از مصاحبه با 21 نفر از استادان متخصص و کارشناسان و صاحب نظران که به شیوه هدفمند انتخاب شده بودند، مورد تحلیل محتوای قیاسی قرار گرفت. به منظور تعیین روایی تحقیق کیفی از مثلث سازی، بازبینی توسط مصاحبه شوندگان و بازبینی همکار و برای پایایی آن از توافق میان دو کد گذار استفاده گردید. جمع آوری داده ها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته و تحلیل محتوا از اسناد و در بخش کمی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام گرفت. نتایج تحلیل محتوا منجر به شناسایی 14 مولفه برای الگوی آماده سازی دانشجو معلمان آموزش ویژه بر مبنای رویکرد شایستگی و 60 زیر مولفه آن شد که در قالب الگو ارائه گردید. ابتدا الگوی مفهومی و سپس الگوی روندی طراحی و تدوین گردید. به منظور بررسی اعتبار درونی الگو از پرسشنامه استفاده شد که روایی از طریق بررسی متخصصان و پایایی با آلفای کرونباخ 91.2/0 بدست آمد. نمونه شامل 42 نفر از متخصصان تکنولوژی آموزشی و آموزش ویژه بود. میانگین کل گویه ها 4.76 و بالاتر از میانگین فرضی3 بود و تفاوت میانگین معنا دار بود و با اطمینان 99 درصد می توان گفت الگوی طراحی شده از اعتبار درونی برخوردار است.
تحلیل محتوای تصاویر زیست شناسی کتاب های علوم تجربی متوسطه اول بر اساس ساحت های شش گانه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به روش آنتروپی شانون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۶
203-236
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل محتوای تصاویر بخش زیست شناسی کتاب های علوم تجربی دوره اول متوسطه بر اساس ساحت های شش گانه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به روش آنتروپی شانون است. این پژوهش از نوع کاربردی و روش آن کیفی و از نوع تحلیل محتوای جهت دار است. جامعه آماری پژوهش، کتب درسی علوم تجربی دوره اول متوسطه (1402-1401) و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (1390) است. با توجه به ماهیت موضوع و محدودیت جامعه پژوهش، نمونه گیری انجام نشد و کل جامعه مورد مطالعه قرار گرفت. بنابر یافته های پژوهش از مجموع فراوانی 170 تصویر موجود در محتوای زیست شناسی کتاب ها، بیش ترین میزان توجه به ساحت « تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی» و کمترین میزان توجه در کتاب پایه هشتم به ساحت « تربیت اجتماعی و سیاسی» و در کتاب پایه نهم به ساحت های تربیت « اعتقادی، عبادی، اخلاقی» و « علمی و فناوری» است. کتاب پایه هفتم، تنها به چهار ساحت از ساحت های شش گانه پرداخته است. در بازنگری این کتاب، توجه به دو ساحت تربیتی « اقتصادی و حرفه ای» و « علمی و فناوری» به علت اهمیت موضوع ضروری به نظر می رسد. همچنین روش آنتروپی شانون نشان داد بیش ترین و کمترین ضریب اهمیت به ترتیب مربوط به ساحت « تربیت علمی و فناوری» و ساحت « تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی» است.
برنامه درسی آموزش صلح دردوره ابتدایی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی برنامه درسی مبتنی برآموزش صلح دردوره ابتدایی انجام گرفت. این پژوهش بابه کارگیری روش تحلیل محتوای کیفی به واکاوی متون واسنادبین المللی در ارتباط با آموزش صلح پرداخته است .حوزه پژوهش شامل متون واسناد بین المللی و انجمن های وابسته به سازمان ملل و یونسکو وانجمن مدارس بین الملل که درزمینه آموزش صلح دردوره ابتدایی چارچوب مناسب ارائه داده اند و نیزاز کلیه منابع چاپی و الکترونیکی دردسترس مبتنی براهداف وسؤالات پژوهش برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد.تجزیه وتحلیل اطلاعات با به کارگیری نظام مقوله ای قیاسی انجام گرفت. یافته های پژوهش نیزدرشش عنصر اصلی اهداف ،محتوا،راهبردهای یاددهی - یادگیری، تکنیک های ارزشیابی،محیط وفضای یاددهی- یادگیری ،منابع وابزاریاددهی- یادگیری به دست آمد.دراین پژوهش برای بررسی روایی ازمعیارباورپذیری و برای بررسی پایایی ازمعیاراطمینان پذیری استفاده شده است .پایایی طراحی برنامه درسی برای دوره ابتدایی توسط متخصصین نیزدرهرمرحله مورد بررسی قرارگرفته است.
کاوش و اعتباریابی چارچوب برنامه درسی ادبیات تطبیقی مبتنی بر مهارت های تفکر نقادانه برای دانشجویان کارشناسی رشته زبان و ادبیات عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مهارت های تفکر سطح بالا به ویژه مهارت های تفکر انتقادی در آموزش عالی از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا یکی از ملزومات اساسی دانشجو جهت ورود به بازار کار و جامعه قدرت تفکر اوست تا بواسطه آن بتواند به حل مسائل و مشکلات بپردازد. واحد درسی ادبیات تطبیقی از دروس مهم دانشجویان مقطع کارشناسی رشته زبان و ادبیات عربی به شمار می رود و اهمیت فراگیری آن در مقاطع تحصیلات تکمیلی دو چندان می شود. بنابراین، با توجه به اهمیت مهارت های تفکر انتقادی در واحدهای درسی از قبیل؛ ادبیات تطبیقی که بستر مناسب برای گفت و گو، نقد به شمار می رود، طراحی چارچوبی مطلوبی برای برنامه درسی ادبیات تطبیقی بسیار مهم و ضروری است. روش پژوهش حاضر روش آمیخته یعنی طرح اکتشافی متوالی (کیفی-کمی) است؛ پژوهش حاضر سعی نموده است نظریات مختلف مرتبط با مهارت های تفکر نقادانه را به عنوان یکی از متغیرهای مهم پژوهش، مورد مطالعه قرار داده، و بر اساس آن و با تصمیم نهایی متخصصان حوزه برنامه درسی رشته عربی، علوم تربیتی و روان شناسی به طراحی چارچوب برنامه درسی ادبیات تطبیقی مبتنی بر مهارت های تفکر نقادانه بر اساس عناصر اصلی برنامه درسی (اهداف، محتوا، راهبردهای یاددهی-یادگیری، اسالیب ارزشیابی) بپردازد. علاوه بر آن جهت اعتباربخشی، چارچوب طراحی شده در اختیار متخصصان قرار گرفت و چارچوب پیشنهادی به عنوان چارچوب مطلوب پیشنهاد شد. در نتیجه اهداف با 10 ویژگی، محتوا 18 ویژگی، راهبردهای یاددهی-یادگیری 10 ویژگی، و ارزشیابی 9 ویژگی مورد تأیید متخصصان قرار گرفت.
پیرایش برنامه درسی دانشگاهی ایران؛ اجبار یا اختیار
حوزههای تخصصی:
واکاوی نگرش معلمان نسبت به تغییر برنامه درسی جدید خوانداری و نوشتاری پایه چهارم ابتدایی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۳ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۸
53 - 79
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، واکاوی نگرش معلمان نسبت به تغییر برنامه درسی خوانداری و نوشتاری پایه چهارم ابتدایی است. رویکرد پژوهش کیفی از نوع پدیدارنگاری است. جامعه پژوهش معلمان چهارم منطقه 18 شهر تهران بودند که از طریق روش نمونه گیری معیار، تعداد 15 نفر از معلمان تا رسیدن به اشباع داده ها، از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند در پژوهش شرکت داده شدند. داده ها با استفاده از روش کد گذاری تحلیل شدند. بر اساس یافته ها، نگرش معلمان نسبت به تغییر برنامه درسی جدید در چهار محور واکنش معلمان، عوامل تاثیر گذار بر نگرش آن ها، نقاط مثبت و ضعف برنامه درسی مذکور دسته بندی شده است. واکنش معلمان در زمینه های پذیرش مبتنی بر توانمندی، احساسی و ناپایدار، ایجاد تنوع از طریق برنامه درسی و تغییر ناپذیر قرار دارد. همچنین عوامل موثر بر نگرش معلمان، شامل عوامل مربوط به معلم، حمایت نامناسب مسئولین و شرایط مدرسه دانست. یافته ها حاکی از آن است که برنامه درسی جدید از نظر تاکید بر مسائل فرهنگی و اخلاقی، تاثیر محتوای جدید با دنیای واقعی و تلفیق با سایر دروس دارای نقاط مثبت است اما مولفه های چالش های تغییر محتوا، عدم جذابیت کتاب برای دانش آموزان و فقدان تکنیک ارزشیابی مشخص، نقاط ضعف این برنامه در نظر گرفته شد. بنابراین توصیه می شود با برگزاری کارگاه های آموزشی در مورد تغییر برنامه درسی جدید ، آگاهی معلمان را نسبت به اهمیت این برنامه درسی افزایش داد تا در سطح اجرا دچار آسیب نشود و به اهداف قصد شده مطلوب خود دست یابد.
واکاوی وتبیین استراتژی های سنجش وارزش یابی در برنامه درسی متوسّطه اوّل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر،واکاوی وتبیین استراتژی های سنجش و ارزش یابی دربرنامه درسی متوسطه اوّل است. رویکردانجام پژوهش، کیفی با متد تحلیل محتوای قراردادی است. جامعه پژوهش، صاحب نظران کلیدی سنجش وارزش یابی استان گلستان بودندکه با روش نمونه گیری گلوله برفی ملاک محور، تعداد20 نفرتا اشباع داده ها،ازطریق مصاحبه نیمه ساختاریافته درپژوهش شرکت داده شدند. داده ها بااستفاده از روش کد گذاری ونرم افزار MAXQDA درسه گام کشف مفاهیم، زیرمقوله ومقوله اصلی تحلیل شدند. براساس یافته ها، استراتژی های سنجش وارزش یابی در برنامه درسی متوسطه اوّل درچهار مقوله اصلی سلسله مراتبی، فراگیر محور، متخصّص محور وآمیخته دسته بندی شده است. سلسله مراتبی مبتنی برهدف وعمل نگری ، فراگیرمحوری مبتنی برنیاز، متخصص محور براساس نظر و هم چنین آمیخته را می توان مبتنی برمشارکت وچندبعدی دانست. یافته ها حاکی است، دوره متوسطه اوّل کشورما با چالش زیادی در زمینه سنجش وارزش یابی دربرنامه درسی روبرو است. بنابراین رفع آن با کاربرد صحیح استراتژی های سنجش وارزش یابی دربرنامه درسی این دوره توسّط دبیران با برگزاری کارگاه های آموزشی امکان پذیر خواهد بود.
طراحی برنامه درسی فعالیت های فوق برنامه دانشگاه فرهنگیان؛ یک مطالعه داده بنیاد
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
64 - 82
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی برنامه درسی فعالیت های فوق برنامه برای دانشگاه فرهنگیان انجام شده است. در مسیر انجام پژوهش، از رویکرد کیفی و روش داده بنیاد (گراندد تئوری) استفاده شده است. به این منظور، داده ها با روش کیفی داده بنیاد جمع آوری و تحلیل شدند. حجم مشارکت کنندگان شامل 20 نفر از متخصصان و صاحب نظران در زمینه برنامه درسی و جامعه شناسی و اساتید دانشگاه فرهنگیان بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده که داده های گردآوری شده از طریق روش کدگذاری اشترواس و کوربین تحلیل شد. تعیین روایی در پژوهش حاضر با استفاده از ضریب لاوشه و پایایی آن با استفاده از ضریب هولستی انجام شد که مقدار ضریب هولستی 0.99 به دست آمد که نشان از اعتبار داده های پژوهش حاضر می باشد. یافته ها نشان داد که الگوی برنامه درسی فعالیت های فوق برنامه دانشگاه فرهنگیان شامل 5 بعد و 27 مؤلفه و 239 شاخص می باشد. از جمله مؤلفه های این مدل می توان به محتوای آموزشی، مهارتی، کاربردی، فعالیت های حرفه ای، فعالیت های معلم محور و فعالیت های مشارکتی، انواع فوق برنامه و طراحی فوق برنامه، ارزشیابی مشاهده محور، مهارت محور و کتبی، همچنین راهبردهایی نظیر برنامه های فرهنگی و امکانات و تجهیزات و فعالیت های آموزش محور، فعالیت های تکمیلی، فعالیت های علاقه محور، مدیریت زمان و ساعت فرهنگی، جایگاه فوق برنامه و فضای فوق برنامه اشاره نمود.
ارائه الگوی برنامه درسی پنهان در آموزش ریاضی مبتنی بر رویکرد اجتماعی-فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
77 - 100
حوزههای تخصصی:
در دل پیچیدگی های فرایند تعلیم و تربیت، برنامه درسی پنهان همچون جریانی زیرین، بی وقفه بر شکل گیری ذهن ها و روح ها اثر می گذارد. این پژوهش با هدف کاوش در لایه های پنهان آموزش ریاضی و با بهره گیری از روش های کیفی، به مشاهده و تحلیل تعاملات کلاس درس پرداخته و مؤلفه های تأثیرگذار برنامه درسی پنهان را با ابتناء به رویکرد اجتماعی-فرهنگی ویگوتسکیشناسایی نموده است. این پژوهش، با اتخاذ پارادایم کیفی و رهیافت داده بنیاد، طی سه سال تحصیلی در سه دبیرستان پسرانه غیر دولتی در تهران انجام شد. داده ها با استفاده از ابزارهای متنوعی نظیر مشاهده، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته، و اسناد آموزشی گردآوری و تحلیل شدند. یافته های این تحقیق، نشان داد که الگوی برنامه درسی پنهان در آموزش ریاضی مبتنی بر رویکرد اجتماعی-فرهنگی در سه لایه کلیدی زمینه«محیط یادگیری، محتوای آموزشی، قوانین آموزشی و انضباطی، و روش های آموزشی مرسوم»، فرآیند«تعاملات ناهمتراز جمعی و فردی و تعاملات هم تراز»، و پیامد«تغییر نگرش به ریاضی، گسترش یادگیری، و آثار فردی و جمعی یادگیری گروهی» قابل صورت بندی است.
تحلیل رویکردهای بومی سازی برنامه های درسی علوم انسانی در نظام آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
91 - 119
حوزههای تخصصی:
با وجود اینکه فرهنگ و تمدن ایرانی از کامل ترین و بالاترین مرتبه تعالیم الهی نشأت می گیرد، نظام آموزشی بخصوص نظام دانشگاهی نتوانسته مدل مناسبی در برنامه های درسی ارائه دهد که با شرایط فرهنگی در سراسر کشور متناسب باشد. حال این سؤال مطرح است که «برای داشتن تعلیم و تربیتی با نگاه بومی بخصوص در برنامه های درسی علوم انسانی نظام دانشگاهی کشور، بکارکیری چه رویکردی مناسب است»؟ جهت دستیابی به پاسخی برای این سؤال، از روش توصیفی- تحلیلی بهره گرفته و تمام منابع در دسترس داخلی و خارجی مرتبط با موضوع مطالعه شد. یافته ها حاکی از آن است که برای تحول در برنامه درسی علوم انسانی در نظام دانشگاهی، لازم است در برنامه ریزی درسی علاوه بر بکاربستن تجربیات دیگر کشورها، از فرهنگ و تمدن غنی خود، بهره مند شده و حتی گامی فراتر نهاده و یک الگوی برخاسته از فرهنگ و تمدن خود به جهانیان معرفی کند. نتایج نشان داد بایستی به گونه ای برنامه ریزی درسی علوم انسانی در نظام دانشگاهی انجام شود که ضمن توجه و رشد دانش بومی، از همراهی دانش جهانی هم بهره گرفته شود. در حقیقت یک رشد دوطرفه، که هم از میراث فرهنگ غنی مان حفاظت کرده و هم به اوج قله های دانش جهانی دست یافت. این امر با استفاده از تئوری درخت در جهت گسترش دانش محلی خود در بستر جهانی شدن می تواند امکانپذیر باشد و ضروری است متخصصان و برنامه ریزان علوم انسانی در نظام دانشگاهی کشور به این نکته مهم توجه داشته باشند.
The Role of Reflective Practice in Iranian EFL Teachers’ Professional Development and Classroom Effectiveness(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۳ , ۲۰۲۵
90 - 113
حوزههای تخصصی:
Reflective practice is widely recognized as a cornerstone of teacher professional growth and effective classroom teaching. This study investigated its impact on Iranian EFL teachers’ development and their students’ learning outcomes, specifically focusing on engagement and academic achievement. A nine-month longitudinal mixed-methods study was conducted with 30 Iranian EFL teachers (aged 24–50) selected based on snow ball sampling technique and 300 students (mixed gender, aged 12–18, intermediate proficiency) taught by those teachers from Safir Language Academy in Tehran. Teachers engaged in structured reflective activities, including journaling, peer discussions, and guided reflection sessions. Data were collected through reflective journals, semi-structured interviews, and student performance assessments, and were analyzed using thematic analysis and paired samples t -tests. The findings revealed that reflective practice enhanced teachers’ self-awareness and adaptability in instructional strategies, while students of reflective teachers demonstrated higher engagement and improved academic achievement. Barriers such as time constraints and limited institutional support were also identified. Overall, the study highlights the transformative potential of reflective practice in advancing teacher professional development and promoting more effective EFL classrooms in the Iranian context.
مطالعه اثربخشی مهندسی ارزش در ارتقا کیفیت آموزش دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهندسی ارزش یکی از موفق ترین رویکردهای حل مسئله، کاهش هزینه و بهبود عملکرد و کیفیت است. ارتقای مستمر کیفیت آموزش و پرورش، هدف غایی ارزیابی آموزشی کشور است. در این راستا ارزیابی درونی، قضاوت در مورد کیفیت و دستیابی به اهداف نظام آموزش را ممکن می سازد. در سال های بعد از انقلاب اسلامی توجه به کیفیت آموزشی به خصوص در آموزش و پرورش بیش از پیش اهمیت یافته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش شبه آزمایشی بود. تعداد 50 دانش آموز دختر مقطع متوسطه که در نیم سال اول سال تحصیلی 1400 – 99 تحصیل می کردند،در این نوع نمونه گیری از کل دانش آموزان به تعداد 50 نفر با انجام عمل قرعه کشی دو کلاس ۲۵ نفره یک کلاس به عنوان گروه کنترل و یک کلاس به عنوان گروه آزمایش انتخاب شد. در این پژوهش دو شاخص عمده میزان ناثیر مهندسی ارزش و کیفیت آموزش دوره متوسطه در دو گروه با یک پیش آزمون و دو پس آزمون مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان می دهد،اختلاف معناداری بین استراتژی مهندسی ارزش در به کارگیری حداکثر اندیشه ها و خلاقیت معلمان و کارکنان مدرسه و نیز والدین و دانش آموزان بین دو گروه کنترل و آزمایش وجود دارد. پس با نتایج حاصل شده از پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه می توان گفت که استراتژی مهندسی ارزش در به کارگیری حداکثر اندیشه ها و خلاقیت معلمان و کارکنان مدرسه و نیز والدین و دانش آموزان موثر است.
الگوی آموزشی برنامه درسی مبتنی بر روش قصه گویی برای دانش آموزان دوره اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی مولفه ها و اهداف برنامه درسی قصه گویی با روش کیفی بر پایه مصاحبه با متخصصان مرتبط انجام شده است. رویکر پژوهش از نوع کیفی است. جامعه آماری شامل کلیه خبرگان متخصصان برنامه درسی و اساتید آموزش ابتدایی در دانشگاه ها که در برنامه ریزی درسی و آموزش ابتدایی فعالیت های پژوهشی دارند بود. برای انتخاب نمونه، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. هدف از این کار، این بود که احتمال حضور همه صاحبنظران این حوزه در نمونه افزایش یابد. پایه های نظری و مضامین اصلی از مصاحبه ها استخراج، کدگذاری و طبقه بندی شدند. توسط دو داور متخصص کدهای باز و مقوله های فرعی، مقوله های اصلی و در نهایت نولفه ها استخراج گردید. نتایج نشانگر مدل مفهومی است که دارای هفت بعد 1. مفهومی ساختن برنامه، 2. تشخیص، 3 انتخاب محتوا، 4. انتخاب تجربه های یادگیری، 5. اجرا، 6. ارزشیابی، 7. نگهداری برنامه می باشد که در مقوله های اصلی و فرعی کدگذاری شدند. بنابراین میتوان بر اساس الگوی آموزشی هاکینز، برای دروس دوره اول ابتدایی، برنامه درسی مبتنی بر قصه گویی طراحی کرد.