فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۹۸۱ تا ۸٬۰۰۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
نوع پژوهش کیفی است که در جامعه آماری استادان دانشگاه، متخصصان وکارشناسان تکنولوژی آموزشی انجام پذیرفت. نمونه ها به روش هدفمند و با روش گلوله برفی انتخاب شدند. درنهایت 22 نفر مصاحبه شدند و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. درکدگذاری باز، مصاحبه های ضبط شده پس از پیاده سازی، با استفاده از روش تحلیل محتوا به صورت سطر به سطر بررسی، مفهوم پردازی و سپس براساس ارتباط مفهومی،مفاهیم و مقولات مشخص شدند. درکدگذاری محوری، رابطه ی موجود میان طبقه ها، مقوله ی تعیین محتوا بر اساس ویژگی های مرتبط با سایر مقولات، محوربودن در پژوهش، تکرار در داده ها و انتزاعی بودن به عنوان مقوله ی محوری پژوهش حاضر، انتخاب و مطالعه شدند. سپس سایر مفاهیم نیز در قالب شرایط علّی، مقوله ی محوری، راهبردها، زمینه، شرایط مداخله گر و پیامدها، طبقه بندی و به صورت نظری در قالب مدل پارادایمی به هم مرتبط شدند. درکدگذاری انتخابی نظریه ها با توجه به مفهوم ها و کدهای شناسایی شده، گزینش نهایی گردیدند. برای تامین روایی و پایایی نیز از رویکرد لینکلن و گوبا (1985) شامل ﻣﻮﺛ ﻖ ﺑ ﻮدن، ﻣﺸ ﺮوﻋیﺖ، اﻋﺘﻤﺎدﭘ ﺬیﺮى، اﻧﺘﻘ ﺎلﭘ ﺬیﺮى واﺑﺴ ﺘﮕﻰ و اﺗکﺎﭘ ﺬیﺮى و ﺗﺎییﺪﭘ ﺬیﺮى استفاده شد. نتایج نشان داد که در مرحله کدگذاری مفهومی 30 مفهوم انتخاب گردید و در نه مقوله محوری اجرائی، تصمیم گیری، رهبری، ادراکی، ارتباطی، کار تیمی، مدیریت افراد مشخص شدند و در نهایت در کدگذاری گزینشی در سه بعد شایستگی مدیریتی، شایستگی های گروهی و شایستگی های فردی به عنوان نظریه های پژوهش قرار گرفتند.
تأثیر آموزش هوش هیجانی و هوش معنوی بر بهبود عملکرد زبان آموزان انگلیسی در مهارت های چهارگانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بهره گیری از هوش هیجانی و هوش معنوی جهت بهبود عملکرد زبان آموزان انگلیسی یک مؤسسه با استفاده از روش نیمه آزمایشی در قالب طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل صورت گرفت. علاوه بر این، اثر این مداخله بر روی سطح هوش هیجانی و هوش معنوی زبان آموزان مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش تمامی زبان آموزان در سطح متوسط بسندگی در سال 1396 را در بر می گرفت و حجم نمونه برآورد شده 120 نفر بود که در 5 کلاس آموزشی در سطح متوسط زبان مشغول به تحصیل بودند. شرکت کنندگان در دو گروه آزمایشی (65 نفر) و گواه (55 نفر) قرار گرفتند. زبان آموزان گروه آزمایشی در شش جلسه ی هفتگی مورد مداخله ی هوش هیجانی و هوش معنوی، که برنامه آن توسط پژوهشگران بر پایه پیشینه نظری پژوهش تدوین شده بود، قرار گرفتند. اما گروه کنترل، تحت آموزش های رایج مؤسسه قرار گرفتند و مداخله ای در زمینه متغیرهای مستقل پژوهش دریافت نکردند. جهت سنجش هوش هیجانی زبان آموزان از پرسشنامه هوش هیجانی پتریدز و همکاران (2006) و جهت سنجش هوش معنوی آنها از پرسشنامه هوش معنوی کینگ (2008) استفاده شد. تحلیل آماری داده ها نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل، گروه آزمایش دارای نمرات بالاتری در مهارت های مکالمه، شنیدن، نگارش و خواندن زبان انگلیسی بودند و شش جلسه ی مداخله ی هوش هیجانی و هوش معنوی موجب افزایش معنی دار این دو متغیر در پس آزمون نسبت به پیش آزمون گردید. با توجه به نتایج این پژوهش، می توان مداخله ی هوش هیجانی و هوش معنوی را برای رشد مؤلفه های این دو متغیر و ارتقای عملکرد زبان آموزان انگلیسی در مهارت های چهارگانه به کار برد.
بازسازی نقش و کارکرد فلسفه تعلیم و تربیت در نسبت با عمل تربیتی مبتنی بر اندیشه های جان دیویی
منبع:
آموزش پژوهی دوره ششم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۲۴)
45 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله بررسی رویکردهای مختلف به فلسفه تعلیم وتربیت و تلاش برای بازسازی نقش و کارکرد آن با توجه به اندیشه های عملگرایانه جان دیویی است. نوشتار پیش رو تاملی فلسفی است و تلاش کرده ایم ضمن بررسی آرا و اندیشه های جان دیویی، به بازسازی ارتباط میان فلسفه، عمل تربیتی و فلسفه تعلیم وتربیت بر اساس رویکرد او بپردازیم. مبتنی بر این رویکرد، رابطه فلسفه، فلسفه تعلیم وتربیت و عمل تربیتی رابطه ای دوسویه و دیالکتیکی است و هر گونه فلسفه ورزی تربیتی، زمانی که جامه عمل می پوشد و تبدیل به کنش تربیتی برای حل مسائل یا چالش های تربیتی موجود در بافت و موقعیت تربیتی می شو،د خود مشمول بازبینی و بازسازی دوباره از مسیر فلسفه ورزی تربیتی می-شود. همچنین در این نوشتار ضمن شناسایی دو نوع فلسفه تعلیم وتربیت «خرد» و «کلان»، نشان داده ایم هر دوی آنها مبتنی بر واقعیت های عمل تربیتی و برآمده از بافت و موقعیت تربیتی هستند و علاوه بر فیلسوفان/فلسفه ورزان تربیتی در محیط های آکادمیک و پژوهشی، معلمان و مربیان نیز ضروری است به تامل در مسائل موجود در میدان کنش تربیتی شان بپردازند و فلسفه ورزی کنند.
چیستی مؤلفه های مهارت های نرم منابع انسانی (مروری نظام مند)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهارت آموزی دوره ۹ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۳۳)
۵۰-۲۵
حوزههای تخصصی:
امروزه بر اهمیت "مهارتهای نرم"، و نقش آن در موفقیت شغلی افراد بسیار تاکید می گردد؛ همچنین، تجربه اخیر پاندمی کرونا و آشکار شدن اهمیت نیاز به مهارتهایی همچون: "خود مدیریتی"، "سازگاری و انعطاف پذیری"، "نگرش مثبت"، و سایر مهارتهای نرم در کارکنان، توجه سازمانها به آموزش و توسعه چنین مهارتهایی را بیش از پیش افزایش داده است. اما متاسفانه در ادبیات نظری ، دسته بندی واحدی برای مهارتهای نرم ارائه نشده ؛ و سلائق شخصی، در انتخاب عنوان برای مولفه های مهارتهای نرم و حتی در نحوه دسته بندی ها و تعداد این مولفه ها به کار گرفته شده است؛ لذا، این ابهام در چیستی مهارتهای نرم، موجبات سردرگمی و ابهام مدیران و متخصصین منابع انسانی، خصوصا به هنگام جذب و توسعه کارکنان را فراهم آورده است. بر این اساس، تحقیق حاضر با استفاده از روش مرور نظام مند، به تعریف و شناسایی دقیق مولفه های مهارتهای نرم منابع انسانی می پردازد. برای این کار، جستجویی هدفمند در پایگاه های اطلاعاتی فارسی و انگلیسی شاملScopus ،Science direct ، Eric،ProQuest ،SID ،Magiran ، Noormagz، بین سالهای 2008 تا 2020 و با استفاده از کلید واژه ی "Soft skills"/ "مهارتهای نرم"، انجام گردیده است. در نهایت، بر اساس مرور انجام شده بر روی 48 تحقیق منتخب، "مهارتهای نرم"، به عنوان زیر مجموعه ای از "مهارتهای عمومی"، و نه مترادف با آن و مشتمل بر بیست مولفه، در دو دسته مهارتهای نرم فردی و اجتماعی دسته بندی گردیده است.
تحلیل کیفی تنوع تجارب اساتید دانشگاه از مفهوم هویت حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۲۷ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
203 - 220
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف آگاهی از تجارب و برداشت اعضای هیئت علمی از مفهوم هویت حرفه ای و تنوع موجود در تجارب آنان صورت گرفت. رویکرد پژوهش تفسیری و راهبرد انجام آن پدیدار نگاری و میدان تحقیق دانشگاه کردستان بود، روش نمونه گیری هدفمند بود و با رعایت حداکثر تنوع صورت گرفت. حجم نمونه با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و با توجه به ملاک رسیدن به اشباع نظری به 14 نفر رسید. کدگذاری و تحلیل داده ها با روش کدگذاری هفت مرحله ای Sjöström & Dahlgren(2002) انجام شد. حاصل تحلیل داده ها، استخراج پنج طبقه توصیف از مفهوم هویت حرفه ای شامل: هویت حرفه ای به عنوان ((استقلال حرفه ای))، ((اخلاق مداری))، ((بدون مرز بودن))، ((آفرینش)) و ((تعامل حرفه ای)) بود که بیانگر تفاوت های کیفی برداشت اساتید از مفهوم هویت حرفه ای و نحوه ایفای نقش های حرفه ای چندگانه توسط آنان بود. لازم به ذکر است که هر یک از اساتید همه یا ابعادی از این هویت های حرفه ای را در خود داشتند یا به آن می اندیشیدند، اما آنچه برای فرد در بازه زمانی یا موقعیت یا زمینه خاص، در اولویت و درجه اهمیت بیشتری قرار داشت، هویت حرفه ای مسلط و غالب وی را تشکیل می داد.
تحلیل محتوای سرفصل های دروس کاربرد فاوا در رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان براساس الگوی TPACK(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای سرفصل های دروس کاربرد فاوا در رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان انجام شد. روش پژوهش، توصیفی از نوع تحلیل محتوای کمّی به شیوه قیاسی است. جامعه آماری پژوهش سرفصل های دروس کاربرد فاوا در رشته آموزش ابتدایی است. نمونه پژوهش برابر با جامعه آماری و به روش سرشماری انتخاب شد. ابزار پژوهش سیاهه تحلیل محتوای محقق ساخته است که براساس منابع نظری و پژوهشی الگوی TPACK میشرا و کهلر (2006) تهیه شد. روایی ابزار به روش صوری تأیید شد و برای پایایی ابزار به روش اسکات ضریب توافق 05/91 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از فرایند تحلیلی آنتروپی شانون استفاده شد. نتایج نشان داد هرچند در مجموع 112 مرتبه به دانش های مرتبط با فناوری توجه شده که دانش محتوای فناوری با 46 فراوانی و میزان بار اطلاعاتی 993/0 و ضریب اهمیت 264/0 بیشترین و دانش فناوری با 17 فراوانی و میزان بار اطلاعاتی 869/0 و ضریب اهمیت 231/0 کمترین توجه را به خود اختصاص داده است؛ مؤلفه های دانش های مرتبط با فناوری براساس TPACK را پوشش نمی دهد و ناقص است. بنابراین پیشنهاد می شود براساس الگوی TPACK سرفصل های دروس کاربرد فاوا در رشته آموزش ابتدایی بازنگری شوند.
تدوین و آزمون مدل ظرفیت مدارس برای مشارکت والدین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره شانزدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
225 - 248
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تدوین و آزمون مدل ظرفیت مدارس برای مشارکت والدین در مدارس ابتدایی صورت گرفته است. پژوهش بر حسب هدف توسعه ای و براساس شیوه گرد آوری داده ها همبستگی و از نوع مدل معادله ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیه والدین دوره اول و دوم ابتدایی مدارس شهرستان پاوه بودند که از این تعداد 291 نفر با استفاده از نمونه گیری در دسترس از میان مدارس ابتدایی شهر پاوه به عنوان نمونه مورد بررسی انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات به وسیله پرسشنامه ای براساس چارچوب استراتژی های برای مشارکت والدین در مدرسه هور- دمپسی و همکاران(2005) با 36 سؤال طراحی گردید. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ 97/. بدست آمد. جهت آزمون مدل در بخش اول از تحلیل عاملی اکتشافی از روش تحلیل مؤلفه های اصلی با چرخش واریماکس و سه شاخص ارزش ویژه؛ نسبت واریانس تبیین شده توسط هر عامل و نمودار ارزش های ویژه (سنگ ریزه) استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل ظرفیت مدارس برای مشارکت والدین شامل 5 بعد جو خوشامدگو و باز، توانمندسازی معلمان برای مشارکت، ساختارهای خانواده - معلم – والدین و فرصت های مشارکت و رویدادهای مشارکت مورد تائید است. شاخص های برازش نیز نشان از مطلوبیت مدل داشت. این مدل قابلیت استفاده در سنجش ظرفیت مدارس ابتدایی برای مشارکت والدین در تحقیقات مرتبط با موضوع را دارد و می تواند ابزار مناسبی برای سنجش ظرفیت مدارس برای مشارکت والدین باشد.
واکاوی محدودیت های تحصیلی دانشجویان نابینا و کم بینا: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر هدف، توصیف و فهم ادراک دانشجویان نابینا و کم بینا از محدودیت ها تحصیلی آنان در سطح آموزش عالی بود. مطالعه حاضر در سال تحصیلی 99-1398 با رویکرد کیفی، از نوع تحلیل محتوای کیفی عرفی انجام شد. از میان جامعه دانشجویان نابینا و کم بینا، تعداد 12 نفر از دانشجویان این طیف، با استفاده از شیوه نمونه گیری هدف مند انتخاب، و در مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته مشارکت کردند. تجزیه و تحلیل متن مصاحبه ها با استفاده از الگوی تحلیل ارتباطی، و به صورت دستی انجام شد. راهبردهای اعتباربخشی به داده ها با استفاده از روش های بازنگری ناظرین، بازنگری مشارکت کنندگان، تخصیص زمان کافی برای جمع آوری داده ها و درگیری مداوم و مثلث سازی محقق انجام شد.نتایج در طبقات اصلی"چالش های کنکور"، " نامناسب بودن فضای فیزیکی دانشگاه" ، "چالش های ارتباطی"، "چالش های آموزشی" و"اهمال کاری سازمانی" و چندین طبقه فرعی استخراج شد. نتایج نشان داد، علی رغم تصویب و اجرای مقطعی قوانین حمایت کننده داخلی و بین المللی از حقوق معلولان، نیازهای تحصیلی این قشر از دانشجویان کمتر مد نظر قرار می گیرد؛ و در عمل به الزامات تحصیلی آنان توجهی نمی-شود. پیشنهاد می شود متصدیان امر با مورد توجه قرار دادن دستاوردهای کاربردی پژوهش، اقدامات لازم را انجام دهند.
بررسی عوامل مؤثر بر کیفیت آموزش و تدریس در دانشگاه فرهنگیان از دیدگاه دانشجو معلمان(مطالعه موردی: پردیس های استان خوزستان)
حوزههای تخصصی:
کیفیت به عنوان تطابق وضعیت آموزش عالی با رسالت، هدف و انتظارات افراد ذیربط، ذینفع و ذی علاقه در امور دانشگاهی می باشد. کیفیت در آموزش عالی یک نقطه ثابت و ایستا نیست بلکه یک حرکت و یک هدف استراتژیک است.هدف از این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر کیفیت آموزش و تدریس در دانشگاه فرهنگیان از دیدگاه دانشجو معلمان می باشد.جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجو معلمان مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 99-1398 در پردیس های استان خوزستان که 2200 نفر می باشند.از بین آنها 30 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند گردآوری داده ها تا اشباع نظری ادامه پیدا کرد.ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته است.برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل محتوی استفاده شده است و مصاحبه ها مورد تفسیر قرارگرفت.یافته ها نشان دادند که از دیدگاه دانشجو معلمان، هفت عامل بالاترین نقش را در کیفیت آموزش و تدریس داشته اند که شامل: ویژگی های فردی و حرفه ای اساتید، مدیریت کلاس درس، برنامه ریزی درسی، فضای فیزیکی، ارزشیابی آموزشی توسط اساتید، نقش آموزش و پرورش، نقش دانشگاه فرهنگیان، می باشند.
تاثیر استفاده از فناوری در آموزش درس مطالعات اجتماعی پایه چهارم ابتدایی
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق، بررسی تأثیر استفاده از فناوری در آموزش درس مطالعات اجتماعی پایه چهارم ابتدایی است. روش پژوهش نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه پژوهش شامل دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی شهر هشتگرد است که تعداد آنها در سال تحصیلی 99-1398 برابر با 1630 نفر بود. از میان مدارس مجهز به سیستم فناوری اطلاعات و ارتباطات، یک مدرسه و دو کلاس چهارم به روش تصادفی ساده به عنوان گروه های کنترل و آزمایش انتخاب گردید. پس از برگزاری پیش آزمون، محتوای درسی در چهار جلسه و در دو هفته با استفاده از فناوری اطلاعات (چندرسانه ای محقق ساخته) و همچنین به صورت سنتی به ترتیب برای کلاس های گروه آزمایش و گروه کنترل ارایه گردید و در نهایت، آزمون پیشرفت تحصیلی با سوال های یکسان و از پیش طراحی شده، از گروه ها به عمل آمد. جهت گردآوری داده ها از آزمون های پیشرفت تحصیلی مورد تأیید گروه های آموزشی مربوطه استفاده شد و اطلاعات حاصل با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل شد. نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد که کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در افزایش یادگیری درس مطالعات اجتماعی مؤثر بوده است.
تجربه زیسته معلمان دوره ابتدایی از فرصت ها و چالش های تدریس در شبکه آموزشی دانش آموزان (شاد): یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
24 - 1
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تحلیل ادراک معلمان ابتدایی در خصوص فرصت ها و چالش های تدریس در شبکه آموزشی دانش آموزان (شاد) بود. این مطالعه با استفاده از رویکرد کیفی و طرح پدیدارشناسانه صورت گرفت. به منظور گردآوری داده ها از مصاحبه کیفی نیمه ساختاریافته استفاده شد. با استفاده از نمونه گیری هدفمند، پس از انجام 21 مصاحبه اشباع داده ها حاصل شد. تحلیل عمیق دیدگاه های معلمان، موجب شناسایی و دسته بندی ده فرصت شامل: جبران عقب افتادگی تحصیلی در ایام قرنطینه، افزایش مسئولیت پذیری و درگیری بیشتر اولیا با فرآیند یاددهی-یادگیری دانش آموزان، افزایش سرعت انتقال اطلاعات و ارائه اطلاعات جدید، ایجاد انگیزه در معلمان برای ارتقاء سواد رسانه ای، شناخته شدن معلمان توانمند و خلاق و فراهم شدن زمینه ای برای به اشتراک گذاشتن فایل ها و تجارب معلمان، افزایش مسئولیت پذیری معلمان برای مطالعه بیشتر، جذاب و برانگیزاننده بودن استفاده از آن برای دانش آموزان، علاقه مند کردن دانش آموزان به دانش روز و پژوهش کردن، انعطاف پذیری در ساعت شروع کلاس و حذف ترددهای پرهزینه، پرورش خلاقیت در دانش آموزان برای ارائه تکالیف به شیوه ای نو و نه چالش شامل: عدم دسترسی همه دانش آموزان به فضای مجازی به ویژه در مناطق محروم و ایجاد نابرابری در فرصت آموزش، سنگین بودن هزینه های اینترنت برای خیلی از خانواده ها، کند بودن سرعت اینترنت، دشوار بودن سنجش یادگیری واقعی دانش آموزان و سلب شدن قدرت نظارت از معلم، اعتیاد برخی دانش آموزان به اینترنت و گوشی، استفاده بی جا و بی رویه از مطالب دیگران، عدم وقت گذاری برخی معلمان به امر تدریس و ارزیابی، استفاده از نرم افزار به عنوان ابزار تبلیغات، کاهش انگیزه برخی دانش آموزان نسبت به تحصیل در شیوه جدید تدریس گردید.
آزمون علّی سبک زندگی ایرانی اسلامی بر سلامت جسمی و روانی دانش آموزان مدارس دخترانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
438 - 419
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر آزمون مدل علی سبک زندگی ایرانی اسلامی بر سلامت جسمی و روانی دانش-آموزان دختر مدارس دولتی می باشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی، از نظر شیوه گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی بود. در بخش اول (کیفی) برای انجام مصاحبه میدانی، جامعه آماری پژوهش را صاحب نظران و خبرگان دینی و اساتید دانشگاهی(تربیت بدنی، معارف اسلامی و جامعه شناسی) و همچنین برخی از دانش آموزان دختر بودند که این افراد، به صورت هدفمند برای مصاحبه های کیفی در موضوع پژوهش انتخاب گردید(15 مصاحبه با 13 نفر و تا حد اشباع نظری ادامه یافت). ودر بخش دوم (کمی) بعد از گردآوری اطلاعات حاصل از پژوهش کیفی، اقدام به ساخت پرسشنامه سبک زندگی ایرانی اسلامی نموده و این پرسشنامه(50 گویه و در قالب 9 مؤلفه) در بین دانش آموزان دختر مدارس دولتی شهر تهران ، توزیع گردید. از شاخص های کشیدگی و چولگی به منظور بررسی توزیع داده ها (طبیعی و یا غیر طبیعی بودن) استفاده و برای بررسی و پاسخ به سؤالات پژوهش و رسم و تدوین مدل اندازه-گیری و مدل ساختاری از نرم افزارهای SPSS نسخه 24، Smart PLS نسخه 2.0 و نرم افزار Max QDA نسخه Pro استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که 25 کد مفهومی و 9 مقوله اصلی، از مؤلفه های سبک زندگی ایرانی اسلامی در دانش آموزان دختر مدارس دولتی می باشد و همچنین مشخص شد که سبک زندگی ایرانی اسلامی بر سلامت جسمی و روانی دانش آموزان دختر مدارس دولتی تأثیرگذار می باشد.
اثربخشی آموزش معلمان در مدیریت مؤثر کلاس درس بر درگیری تحصیلی رفتاری و شناختی دانش آموزان مدارس ابتدایی شهر سمنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۵۱
51 - 72
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه مداخله آموزش معلمان در مدیریت مؤثر کلاس درس بر درگیری تحصیلی شناختی و رفتاری دانش آموزان بود. پژوهش به شیوه آزمایشی. طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان زن دارای سابقه زیر 10 سال و دانش آموزان کلاس های درس آن ها در دوره دوم (پایه های چهارم تا ششم) مدارس ابتدایی شهر سمنان در سال تحصیلی(98-97) بود. شرکت کنندگان در برنامه مداخله32 نفر از معلمان و دانش آموزان کلاس درسشان بودند که به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند و به دو گروه آزمایش و کنترل(16 نفر برای هر گروه) تقسیم شدند. برنامه مداخله آموزشی مدیریت مؤثر کلاس برای معلمان گروه آزمایش طی 15 جلسه دوساعته اجرا شد. کلیه دانش آموزان در کلاس های درس هر دو گروه آزمایش و کنترل پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو و تسینگ (2011 ) را به صورت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل و تجزیه تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس اندازه های تکراری چند متغیری با کمک نرم افزارspss<sub>21</sub> انجام و داده ها به صورت د و ماهه پیگیری شدند. یافته ها نشان داد آموزش معلمان در مهارت های مدیریت کلاس درس منجر به افزایش درگیری تحصیلی دانش آموزان در ابعاد درگیری تحصیلی رفتاری و شناختی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل می شود(p < .001).. همچنین آموزش در طی یک دوره زمانی د و ماهه پایدار بود. با توجه به نتایج می توان مطرح کرد که آموزش مدیریت مؤثر کلاس درس بر افزایش درگیری تحصیلی دانش آموزان در کلاس درس اثر مثبت دارد. در مجموع نتایج پژوهش حاضر حاکی از اهمیت آموزش مدیریت کلاس درس در بهبود درگیری تحصیلی دانش آموزان می باشد
اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر کنترل خشم افراد وابسته به تریاک
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر کنترل خشم افراد وابسته به تریاک بود این مطالعه، یک کارآزمایی بالینی بود که بر روی30 نفر از افراد وابسته به تریاک انجام شد که از طریق تخصیص تصادفی و با توجه به معیارهای ورود و خروج در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت آموزش مهارت های زندگی قرار گرفتند. مقیاس کنترل خشم استور به صورت پیش آزمون و پس آزمون در هر دو گروه اجرا شد. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که در مرحله پس آزمون، آموزش مهارت های زندگی توانست کنترل خشم را در روابط شخصی و موقعیت های اجتماعی به شکل معناداری نسبت به گروه کنترل افزایش دهد. آموزش مهارت های زندگی بر کنترل خشم در روابط شخصی و موقعیت های اجتماعی معتادان به تریاک تأثیر دارد و حدود 45 درصد واریانس کنترل خشم در روابط شخصی و حدود 70 درصد واریانس کنترل خشم در موقعیت های اجتماعی معتادان به تریاک را تبیین می کند.
تأثیر صلاحیت های مربیگری مدیران بر مدیریت مشارکتی مدارس شهرستان نهاوند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
46 - 24
حوزههای تخصصی:
روش اجرای این پژوهش توصیفی (غیرآزمایشی) و طرح پژوهش همبستگی از نوع تحلیل معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش کلیه معلمان مدارس شهرستان نهاوند (650 نفر) بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی 242 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه های مدیریت مشارکتی و صلاحیت های مربیگری پاسخ دادند. روایی پرسشنامه با استفاده ازنظر متخصصان و تحلیل عاملی تأییدی و همچنین پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرانباخ تائید شد. تجزیه وتحلیل: جهت تحلیل داده ها از روش های تحلیل توصیفی، تحلیل همبستگی با نرم افزار SPSS و تحلیل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار PLSاستفاده شده است نتایج نشان داد که تأثیر صلاحیت های مربیگری بر مدیریت مشارکتی مثبت و معنادار است. تأثیر صلاحیت عمومی، صلاحت سازمانی، صلاحیت اجرایی و صلاحیت مهارتی بر مدیریت مشارکتی مثبت و معنادار است. برای الگوی آزمون شده فرضیه های فرعی، شاخص برازش مطلق GOF، 63/0 به دست آمد که مقدار به دست آمده برای این شاخص برازش نشانگر برازش مناسب الگوی آزمون شده است.
رابطه مؤلفه های خودکارآمدی معلم و اعتمادسازمانی مدرسه با توسعه حرفه ای معلمان نقش میانجی ادراک رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
446 - 416
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه مولفه های خودکارآمدی و اعتمادسازمانی مدرسه با توسعه حرفه ای معلمان دوره ابتدائی با نقش میانجی ادراک رهبری انجام شد. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی که با استفاده از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری و با نرم افزار Spss و Amosتجزیه و تحلیل گردید. جامعه آماری شامل تمام معلمان رسمی دوره ابتدایی شهرستان ارومیه 1400 نفر بودندکه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای با بهر گیری از فرمول کوکران تعداد 302 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه های استاندارد اعتماد سازمانی Popen (2003)، خودکارآمدی معلم Tschannen-Moran & Woolfolk (2001) پرسشنامه رفتار رهبری ادراک شده(1987) Schriesheim ، پرسشنامه توسعه حرفه ای Behdani (2016) بود که روایی و پایایی آن ها تایید شد و برای روایی و پایایی آن از تحلیل عاملی تاییدی و آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج نشان داد که خودکارآمدی معلم، اعتماد و ادراک رهبری با توسعه حرفه ای معلم ارتباط مثبت و معناداری دارد، اما خودکارآمدی اثرمستقیم و معنی داری بر توسعه حرفه ای ندارد. اثر غیرمستقیم اعتماد و خودکارآمدی بر توسعه حرفه ی از طریق ادراک رهبری مثبت و معنی دار می باشد و ادراک رهبری نیز نقش واسطه ای را در ارتباط اعتماد و خودکارآمدی با توسعه حرفه ای ایفا می کند. در واقع، معلمان به عنوان مجریان برنامه درسی می توانند کمبودها و کاستی های برنامه های درسی تدوین شده را رفع نمایند و یا این که حتی اگر برنامه ای به بهترین حالت تدوین شده باشد اگر معلم اثربخشی و کارایی لازم را نداشته باشد، آن برنامه های مطلوب درسی را پوچ یا بی اثر نماید.
بررسی برنامه درسی کارورزی با رویکرد تربیت معلم فکور از منظر اساتید دانشگاه فرهنگیان
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف بررسی دیدگاه اساتید کارورزی دانشگاه فرهنگیان به شیوه کیفی و روش پدیدارشناختی انجام شده است. گردآوری اطلاعات با روش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و در ابتدا پرسش های راهنمای مصاحبه تهیه و پس از اجرای یک نمونه، متن مصاحبه پیاده و پرسش ها مورد تجدید نظر قرار گرفت، تا داده های جمع آوری شده برای پاسخ به پرسش پژوهش از ظرفیت بیشتری برخوردار باشد. تعداد 15 نفر از اساتید به صورت هدفمند انتخاب شدند این افراد به عنوان مجری برنامه کارورزی با رویکرد معلم فکور در 4 ترم متوالی، اطلاعاتی عمیق و غنی از چگونگی اجرای برنامه و تأثیرات آن بر دانشجویان در اختیار پژوهشگر قرار دادند. هر مصاحبه بین 60 - 45 دقیقه به طول می انجامید و متن های حاصل از مصاحبه ها، با استفاده از روش کدگذاری(سه مرحله ای) تحلیل و تفسیر شد. ارتباط طولانی مدت پژوهشگر به عنوان مدرس پرسابقه تربیت معلم و مشاهدات مداوم این محیط پژوهشی، اعتبار یافته های پژوهش را مورد تایید قرار می دهد و یادداشت برداری دقیق و کدگذاری مفصل پایایی یافته ها را ممکن می سازد. یافته های پژوهش نشان داد که رویکرد برنامه درسی دانشگاه فرهنگیان بر عمل تأملی و موقعیت محور تأکید دارد اما محتوا، مستلزم به کارگیری دانش ترکیبی(تربیتی موضوعی) و کاربردی است. یادگیری مبتنی بر بافت/ زمینه است و با توجه به موقعیت و تجربیات فردی، سازماندهی می شود. برنامه با به کارگیری راهبرد مشاهده تأملی، روایت نویسی، کنش پژوهی و درس پژوهی؛ گفتگوی دیالکتیکی، حل مسئله در آموزش، ارائه بازخوردهای تأملی، خودارزیابی و ارزیابی همتایان بر اساس سطوح موفقیت در ارزشیابی، توانسته بر خودآگاهی حرفه ای، عاملیت، میل به یادگیری و تغییر، ریسک پذیری برای روبرو شدن با چالش ها، تعامل حرفه ای و کاهش فاصله میان نظر و عمل دانشجویان تأثیرگذار باشد. در اجرا، برنامه با چالش های: ساختار ها ی سازمانی، قوانین و رویه های حاکم بر روابط میان دانشگاه و آموزش و پرورش، حاکمیت روش ها ی سنتی در مدارس و محدود بودن شرایط برای کسب تجربیات حرفه ای، عدم پشتیبانی علمی و حرفه ای از مجریان از سوی مراجع ذی ربط، مراکز علمی و پژوهشی متناسب با اقتضائات برنامه که موجب بازتعریف نوآوری ها در قالب تجربیات پیشین روبرو بوده است.
تدوین برنامه فرزندپروری مبتنی بر تجارب زیسته مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری خاص (SLD) و ارزیابی اثربخشی آن بر استرس فرزندپروری و هیجانات تحصیلی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تدوین برنامه فرزندپروری مبتنی بر تجارب زیسته مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری خاص (SLD) و ارزیابی اثربخشی آن بر استرس فرزندپروری و هیجانات تحصیلی کودکان بود. در مرحله اول «برنامه فرزندپروری مبتنی بر تجارب زیسته مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری خاص (SLD)» تدوین شد. بخش دوم پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری با گروه گواه بود. نمونه پژوهش در این بخش، شامل 30 مادر دارای فرزند مبتلا به اختلال یادگیری خاص (SLD) بودند که به روش دردسترس انتخاب و به شیوه تصادفی به دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) تقسیم شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه استرس فرزندپروری (PSI) و پرسشنامه هیجانات تحصیلی بود. برنامه فرزندپروری مبتنی بر تجارب زیسته مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری خاص (SLD) در طی هشت جلسه (هر هفته یک جلسه) برگذار شد و مدت هر جلسه، 60 دقیقه بود. داده ها با آزمون واریانس اندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-23 تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که بین آزمودنی های گروه آزمایش و کنترل از نظر استرس فرزندپروری و هیجانات تحصیلی کودکان در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0 > P). با توجه به نتایج این پژوهش می توان اظهار داشت که برنامه فرزندپروری مبتنی بر تجارب زیسته مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری خاص (SLD) بر استرس فرزندپروری و هیجانات تحصیلی کودکان تأثیرگذار است.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر رابطه والد-فرزندی، استرس والدگری و سخت رویی مادران دارای فرزند با اختلال کم توجهی/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به شیوه گروهی بر رابطه والد-فرزندی، استرس والدگری، و سخت رویی در مادران دارای فرزند با اختلال کم توجهی-بیش فعالی بود. روش پژوهش نیمه تجربی با شیوه پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری، شامل تمام مادران دارای فرزند با اختلال کم توجهی/بیش فعالی بود که کودکان شان در مدارس شهر سنندج مشغول به تحصیل بودند. از میان آن ها به روش نمونه گیری در دسترس ابتدا 30 نفر که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند انتخاب و سپس با گمارش تصادفی در گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از پرسش نامه رابطه مادر-کودک (پیانتا، 1992)، شاخص تنیدگی والدینی (آبیدین، 1995) و پرسش نامه سخت رویی (کوباسا، 1979). گروه آزمایش تحت درمان گروهی پذیرش و تعهد، طی 8 جلسه دو ساعته قرار گرفت و گروه کنترل، هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. در مرحله پس آزمون، پرسشنامه های فوق روی هردو گروه مجدداً اجرا شد. همچنین برای پیگیری اثرات مداخله، پس از2 ماه ابزارهای پژوهش دوباره اجرا شدند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که در مرحله پس آزمون، نمرات استرس والدگری کاهش یافته، رابطه والد فرزندی و سخت رویی در مادران گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری افزایش یافته است و این افزایش در مدت پیگیری دو ماهه تغییر چشمگیری نیافته است. بنابراین درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر استرس والدگری، سخت رویی، و رابطه والد فرزندی مادران دارای فرزند با اختلال کم توجهی/ بیش فعالی مؤثر بوده است.
ساخت و رواسازی پرسشنامه توانمندی های منش ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال دهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۰
55 - 85
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طبقه بندی توانمندی ها و فضائل منش و ساخت و رواسازی پرسشنامه سنجش آن در جمعیت دانشجویان ایرانی بود. روش پژوهش حاضر از نوع آمیخته کیفی-کمی بود. در بخش کیفی از طرح نظریه داده بنیاد (GT) استفاده شد. 35 دانشجو در قالب 6 گروه کانونی ( شامل 24 دانشجوی دختر و 11 دانشجوی پسر) از جامعه دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه تهران به شیوه قضاوتی انتخاب شده و مورد مصاحبه نیم ساختار یافته قرار گرفتند. پاسخ ها به شیوه تحلیل مضمون و بکارگیری دو روش تحلیل قالب و ماتریس در نرم افزار MAXQDA10 تحلیل شدند. یافته ها نشان دهنده وجود چهار عامل یا فضیلت در جامعه ایرانی بود که عبارتند از خِرد (شامل توانمندی های تفکر تحلیلی، خودنظم دهی، میانه روی و اعتدال، عشق به یادگیری)، شجاعت (شامل توانمندی های جرأت مندی، و صداقت)، انسانیت (شامل توانمندی های عدالت و انصاف، مهربانی، گذشت و بخشش)، و تعالی (شامل توانمندی های تحسین زیبایی و شگرفی، امیدواری، و معنویت). مطالعه دوم با روش غیرآمایشی (توصیفی) و طرح پیمایش روی جمعیت دانشجویی 456 نفری به اجرا در آمد. تحلیل مولفه های اصلی با چرخش واریماکس، ساختار چهار عاملی را نشان داد. این یافته ها نشان می دهد که پرسشنامه توانمندی های منش ایرانیان می تواند داده های معتبر و قابل اتکایی فراهم آورد.