فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۹۴۱ تا ۷٬۹۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: رفتارهای پرخاشگرانه، مشکلی متداول در میان کودکان دارای کم توان ذهنی است. یکی از روش های پیشنهاد شده، جهت درمان آن، هنر درمانی است. هدف این پژوهش بررسی مداخلات نقاشی انگیزشی بر رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان پسر کم توان ذهنی در مقطع ابتدایی بود. روش: 26 نفر از دانش آموزان پسر کم توان ذهنی در مقطع ابتدایی، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه پرخاشگری کودکان کم توان ذهنی ( B. D. GH ) فرم معلم استفاده گردید. پرسشنامه پرخاشگری در توسط معلمان تکمیل گردید. دانش آموزان به تصادف به دو گروه آزمایش (13نفر) وکنترل (13نفر) تقسیم شدند. سپس گروه آزمایش در 12 جلسه متوالی، آموزش نقاشی انگیزشی را دریافت کردند. داده های حاصل از اجرای پیش آزمون و پس آزمون با آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که بین میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون پرخاشگری در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 p< ). نتیجه گیری: نقاشی انگیزشی درکاهش رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان پسر کم توان ذهنی مؤثر است. این گروه از دانش آموزان فرصت می یابند تا عواطف، احساسات و هیجانات متراکم شده و فشارهای روانی حاصل از این احساسات را از طریق نقاشی و به صورتی جامعه پسند نشان دهند، بنابراین کمتر پرخاشگری نشان می دهند. از این رو، نقاشی انگیزشی می تواند به عنوان یکی از مداخلات درمانی مؤثر در کاهش مشکلات رفتاری کودکان کم توان ذهنی مورد استفاده قرار گیرد.
تنظیم شناختی هیجان و مشکلات رفتاری در کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری خاص (ریاضی، خواندن و نوشتن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه ی حاضر، بررسی تنظیم شناختی هیجان و مشکلات رفتاری در کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری خاص (ریاضی، خواندن و نوشتن) بود. از میان جامعه آماری دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی (۷ تا ۱۲ سال) از سال ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۷ شهر همدان و اراک، ۱۲۰ کودک (۳۰ نفر مبتلا به اختلال یادگیری ریاضی، ۳۰ نفر مبتلا به اختلال یادگیری خواندن، ۳۰ نفر مبتلا به اختلال یادگیری نوشتن و ۳۰ نفر کودک بودن اختلال یادگیری به روش نمونه گیری هدفمند و لحاظ کردن ملاک های ورود و خروج به پژوهش انتخاب شدند. از ابزارهای فهرست اختلال های خواندان،آزمون ریاضی ایران کی مت، پرسشنامه مشکلات رفتاری کانرز فرم کوتاه والدین و پرسشنامه ی تنظیم شناختی هیجان نسخه کودکان برای ارزیابی آزمودنی ها استفاده شد. نتایج نشان داد که هر سه گروه دارای اختلالات یادگیری در مقایسه با گروه بهنجار، با تفاوت معناداری از میزان کمتر راهبرهای مثبت تنظیم هیجان و میزان بیشتر راهبرهای منفی تنظیم هیجان و مشکلات رفتاری برخوردار بودند، همچنین نتایج نشان داد که اختلال خواندن در مقایسه با دو گروه اختلالات ریاضی و نوشتن از میزان بیشتر راهبردهای منفی تنظیم هیجان و مشکلات رفتاری همراه بود. یافته های این مطالعه شواهدی بر مشکلات تنظیم هیجانی و رفتاری دانش آموزان مبتلا به اختلالات یادگیری فراهم می کند. بنابراین لازم است در جهت بهبود و اصلاح این مشکلات برنامه ریزی های لازم صورت گیرد.
نقش مدیریت دانش در کارآفرینی سازمانی با میانجی گری هوش سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی نقش مدیریت دانش در کارآفرینی سازمانی با میانجی گری هوش سازمانی بود. جامعه پژوهش همه معلمان اداره آموزش و پروش منطقه خشت و کمارج استان فارس به تعداد 368 نفر، که از این جامعه با روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر اساس فرمول کوکران نمونهای به حجم 188 آزمودنی انتخاب شد. روش پژوهش کمی، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی و مدلیابی معادلات ساختاری است. ابزار پژوهش پرسشنامه است. لذا از پرسشنامه مدیریت دانش شرون و لاوسون(2003)، هوش سازمانی آلبرخت(2003) و پرسشنامه کارآفرینی سازمانی براون(2000) استفاده شد. جهت تعیین پایایی و روایی ابزار، از تکنیک های آلفای کرانباخ و تحلیل عاملی تائیدی استفاده گردید، نتایج بیانگر پایایی و روایی مطلوب ابزار بود. جهت تحلیل دادهها از تکنیکهای توصیفی(فراوانی، میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی ( تحلیل عاملی تائیدی و تحلیل مسیر تائیدی) با استفاده از نرم افزار lisrel استفاده شد. نتایج نشان داد که: متغیر مدیریت دانش دارای اثر مستقیم مثبت (29/0)، اثرغیر مستقیم مثبت (154/0) و اثر کل مثبت (444/0) و معنادار بر متغیر کارآفرینی سازمانی در سطح 05/0 است. متغیر هوش سازمانی دارای اثر مستقیم مثبت (36/0) و معنادار بر متغیر کارآفرینی سازمانی در سطح 05/0 است. متغیر مدیریت دانش با ضریب مسیر غیر مستقیم بواسطه هوش سازمانی (154/0) و مقدار تی (39/2) دارای اثر غیرمستقیم، مثبت و معنادار بر متغیر کارآفرینی سازمانی در سطح 05/0 هستند. همچنین متغیرهای مدیریت دانش و هوش سازمانی قادر به تببین 69% واریانس متغیر کارآفرینی سازمانی است. مقدار واریانس تبیین شده متغیر کارآفرینی سازمانی با توجه به مقدار تی آن (79/7) در سطح 05/0 معنادار است. با توجه به اثرات کل متغیرهای مستقل می توان گفت متغیر مدیریت دانش (444/0) دارای بیشترین اثر و متغیر هوش سازمانی(36/0) دارای کمترین اثر بر متغیر کارآفرینی سازمانی است.
شناسایی شاخص های اثرگذار در طراحی سامانه موبایل موک برای آموزش مجازی کارکنان: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی شاخصهای اثزگذار طراحی سامانه موبایل موک جهت آموزش مجازی کارکنان بود. از پایگاه های علمی پروکوییست، گوگل اِسکالِر، ساینِس دایرکت، ِامرالد ، ِاسکوپوس و ِاسپرینگر تعداد 28 مقاله انتخاب شد و با روش مقایسه مستمر و تحلیل محتوای کیفی به منظور استخراج نظامند یافتههای متون پیشین تحلیل شدند. از درون متن مقالات و از طریق فرایند کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی 27 مفهوم و 4 مقوله اصلی(شاخص) استخراج شد. یافتهها نشان دادند که در طرّاحی موبایل موک باید به مقولههای تعامل سیّار، سیستم پشتیبانی آموزشی، پذیرش فنّاوری و سیستم پشتیبانی فنّی توجّه کرد. با توجه به یافتههای پژوهش ترکیب فرمت موک و یادگیری سیّار پتانسیل زیادی برای یادگیری غیررسمی و مادام العمر دارد و توصیه میشود که کارکنان با تعامل با یکدیگر و یا حتی مطرح شدن آنها به عنوان پژوهشگر و اطلاع آنها از مسائل و دانش روز در جهت تحقق شایستگی حرفهایشان از طریق فنّاوری موبایل موک گام موثری بردارند. شناخت شاخصهای مهم در طراحی فنّاوری نوین موبایل موک در افزایش شایستگی حرفهای و نوآوری سازمانی، از این جهت حائز اهمیت است که میتوان با هم افزایی متخصّصین در کنار یکدیگر به نفع ارتقای عملکردکارکنان و نوآوری سازمانی سود جُست.
برنامه درسی روش تحقیق در دوره تحصیلات تکمیلی: واکاوی رویکردهای دانشگاه های برتر جهان به طراحی، اجرا و ارزیابی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرورش پژوهشگر یکی از وظایف مهم آموزش عالی در راستای رسالت تولید و گسترش دانش است و روش تحقیق از جمله دروسی است که برای تحقق این وظیفه و پرورش توانمندی های پژوهشی در دانشجویان طراحی و در برنامه های درسی تمامی سطوح آموزش عالی و در رشته های مختلف علوم اجتماعی گنجانده شده است. کسب مهارت های پژوهشی برای پیشرفت دانشجویان ضروری است زیرا این مهارت ها با موفقیت های تحصیلی و حرفه ای آن ها مرتبط هستند و آن ها را قادر می سازند تا مصرف کننده آموزش دیده اطلاعات باشند. لذا یکی از دغدغه های جهانی آموزش عالی، تهیه یک درس روش تحقیق با کیفیت و مرتبط است. علی رغم اهمیت درس روش تحقیق، پژوهش هایی که در زمینه برنامه درسی آن انجام شده است، چشم گیر نیست و نیازمند توجه بیشتری است. از آنجا که پژوهشی به طور جامع از منظر عناصر برنامه درسی از قبیل اهداف، محتوا، فعالیت های یاددهی-یادگیری، روش تدریس و ارزشیابی، برنامه درسی روش تحقیق را به طور خاص در علوم تربیتی مورد بررسی قرار نداده است، هدف پژوهش حاضر واکاوی طرح درس های روش تحقیق دوره تحصیلات تکمیلی 10 دانشگاه برتر جهان در رشته ی علوم تربیتی از منظر هدف، محتوا، روش تدریس، فعالیت های یادگیری و ارزشیابی، به منظور پی بردن به وضعیت مطلوب این عناصر است.سوالات پژوهش1- دانشگاه های منتخب چه اهدافی را از آموزش روش تحقیق به دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته علوم تربیتی دنبال می کنند؟2- دانشگاه های منتخب چه محتوایی را برای درس روش تحقیق دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته علوم تربیتی مدنظر قرار داده اند؟3- دانشگاه های منتخب از چه روش هایی برای تدریس درس روش تحقیق به دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته علوم تربیتی استفاده می کنند؟4- دانشگاه های منتخب چه نوع فعالیت های یادگیری را برای درس روش تحقیق در دوره تحصیلات تکمیلی رشته علوم تربیتی در نظر گرفته اند؟5- دانشگاه های منتخب از چه شیوه هایی برای ارزشیابی درس روش تحقیق در دوره تحصیلات تکمیلی رشته علوم تربیتی استفاده می کنند؟روش پژوهشرویکرد مطالعه حاضر، کیفی و به روش اسنادی است که با استفاده از فن تحلیل محتوا به واکاوی برنامه های درسی منتخب، پرداخته است. داده های مورد نیاز این پژوهش از طریق طرح درس های روش تحقیق دانشگاه های برتر جهان در رشته علوم تربیتی جمع آوری شد و سپس در مقوله های مجزا طبقه بندی و مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش بر اساس نمونه گیری هدفمند از نوع موارد مطلوب 13 طرح درس روش تحقیق که مربوط به دوره های تحصیلات تکمیلی رشته علوم تربیتی بودند، از 10 دانشگاه معتبر که بر اساس نظام رتبه بندی شانگهایی در بین 100 دانشگاه برتر جهان در این حوزه قرار داشتند، انتخاب و بر اساس 5 عنصراساسی برنامه درسی یعنی هدف، محتوا، روش تدریس، فعالیت های یادگیری و ارزشیابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در انتخاب طرح درس ها سعی شد که جدیدترین طرح درس های موجود انتخاب و مورد بررسی قرار گیرد. بر این اساس طرح درس های منتشر شده بین سال های 2010 تا 2019 برای بررسی و تحلیل انتخاب شدند.یافته هادر زمینه اهداف درس روش تحقیق، یافته های پژوهش حاکی از آن است که دانشگاه های منتخب به ترتیب اهمیت، اهدافی از قبیل آشنایی با انواع روش ها در تحقیقات آموزشی و ارزیابی نقاط قوت و ضعف آنها، تقویت شایستگی های رویه ای پژوهش از جمله توانایی در شناسایی و صورت بندی سوال تحقیق و کسب مهارت در خواندن و بررسی ادبیات، درک مبانی فلسفی پژوهش، ایجاد آمادگی برای برنامه ریزی و انجام تحقیق، نقد پژوهش های منتشر شده و فراهم کردن فرصت برای اصلاح پژوهش، را از آموزش درس روش تحقیق به دانشجویان تحصیلات تکمیلی دنبال می کنند. در زمینه محتوا بر اساس یافته های پژوهش، مباحث پیرامون روش تحقیق کمی در طرح درس های مورد بررسی، شامل شناسایی مسئله و سوال تحقیق، طرح تحقیق، متغیرها، بررسی ادبیات و چهارچوب های نظری تحقیق، انواع روش های تحقیق کمی، ابزار اندازه گیری، نمونه گیری، مباحث مربوط به طرح های آزمایشی، جمع آوری و تحلیل داده ها، آمار توصیفی و استنباطی و گزارش پژوهش است. در این میان مباحث شناسایی مسئله و سوال تحقیق، انواع روش های تحقیق کمی، ابزار اندازه گیری و جمع آوری و تحلیل داده ها، از اهمیت بیشتری برخورداراند. مباحث پیرامون روش تحقیق کیفی نیز مباحث ویژگی های تحقیق کیفی، انواع روش های تحقیق کیفی، سوال تحقیق، طرح تحقیق، نمونه گیری، ابزار جمع آوری داده ها، تحلیل داده ها و گزارش پژوهش را شامل می شود که در این بین مباحث تحلیل داده های کیفی و انواع روش های تحقیق کیفی از اهمیت بیشتری برخوردارند. مباحث مشترک بین دو رویکرد، مباحثی از قبیل دسته بندی روش ها و رویکردهای مختلف به تحقیق، اصول و فرایند تحقیق، مبانی فلسفی و نظری تحقیق، اخلاق در پژوهش را شامل می شود که در این میان مباحث، مبانی فلسفی و نظری تحقیق و اخلاق در پژوهش، از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند.در زمینه روش تدریس یافته های پژوهش نشان می دهد تمامی دانشگاه های مورد بررسی، از ترکیبی از روش های تدریس مختلف برای آموزش درس استفاده می کنند. اما رایج ترین روش برای تدریس درس روش تحقیق در دانشگاه های مورد بررسی روش مسئله محور و پروژه محور است. بر اساس یافته های پژوهش دانشگاه های مورد مطالعه برای درس روش تحقیق در دوره تحصیلات تکمیلی فعالیت های یادگیری متنوعی از قبیل تدوین پروپزال پژوهشی در طول ترم، ارزشیابی و نقد پژوهش های منتشر شده، انجام پروژه های پژوهشی فردی و گروهی، تحلیل داده ها و گزارش یافته ها، نوشتن مقاله بر اساس پروژه کلاسی، انجام تکالیف هفتگی در زمینه های مختلف از جمله اندازه اثر، انتخاب نمونه تصادفی، نوشتن خودشرحالی، گرفتن مجوز از هیئت اخلاق دانشکده و انجام خود ارزیابی را در نظر گرفته اند. شواهد حاکی از آن است که در این میان تدوین پروپزال پژوهشی از اهمیت ویژهای برخوردار است و نقد پژوهش های انجام شده در درجه بعدی اهمیت قرار دارد. در زمینه شیوه ارزشیابی یافته های پژوهش حاکی از آن است که اکثر دانشگاه های مورد مطالعه از ترکیب چند شیوه به منظور ارزشیابی درس استفاده می کنند. مهمترین معیار ارزشیابی درس بر اساس کیفیت پروپزال تهیه شده توسط دانشجو است.بحثآموزش انواع روش های تحقیق به دانشجویان و توانمند کردن دانشجویان در عمل تحقیق، یک پیامد آموزشی بسیار مهم برای دانشجویان تمامی رشته ها از جمله علوم تربیتی است و برنامه ریزان درسی و اساتید درس روش تحقیق می بایست به هماهنگی تمامی عناصر برنامه در این راستا اهتمام ورزند. توجه متوازن به روش های پژوهش کمی و کیفی در محتوای درس ضرورت دارد و از هر گونه افراط و تفریط در این زمینه باید پرهیز کرد. در زمینه محتوای روش تحقیق کمی، مباحثی از قبیل شناسایی مسئله و سوال تحقیق، روش های آزمایشی و شبه آزمایشی، روایی و پایایی ابزار اندازه گیری و روش تحلیل داده ها نیازمند توجه و تأکید بیشتری است. در خصوص روش پژوهش کیفی نیز با توجه به جایگاه روش های مذکور در پژوهش های رشته علوم تربیتی، ایجاد زمینه مناسب برای آشنایی عمیق تر دانشجویان با انواع روش های کیفی، فهم تفاوت آنها و کاربرد هریک در موقعیت مناسب ضرورتی انکار ناپذیر است که باید مورد توجه جدی اساتید و برنامه ریزان قرار گیرد. همچنین به آموزش مباحثی از قبیل مبانی فلسفی و نظری پژوهش و اخلاق پژوهش باید توجه بیشتری شود. از آنجا که که قابلیت انجام تحقیق فقط از طریق تجربه ی فرایند تحقیق بدست می آید، به کارگیری روش های تدریس فعال و فراگیر محور همچون روش های مسئله محور و پروژه محور که تجربیات واقعی برای یادگیری درس فراهم می کنند، ضرورت دارد. بدین منظور می بایست آن دسته از فعالیت های یادگیری که باعث درگیر شدن دانشجو در فرایند تحقیق می شوند، برای درس تدارک دیده شود. همچنین استفاده از روش های فرایند محور مانند ارزشیابی از کیفیت پروپزال تهیه شده توسط دانشجو و توانایی نقد پژوهش های دیگران، در ارزشیابی درس روش تحقیق، ضروری است و باعث بهبود یادگیری دانشجویان می شود.
پیش بینی افسردگی بر اساس تروماهاي اوایل زندگی و طرح واره های ناسازگار اولیه در کودکان 7 تا 12 سال
حوزههای تخصصی:
با توجه به این که کودکان باعزت نفس پايين مستعد ابتلا به افسردگي هستند و از طرفي علائم افسردگي بر کيفيت زندگي، عملکرد تحصيلي و کارکرد اجتماعي آن ها تأثیرگذار است. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین تروماهای اوایل زندگی و طرح واره های ناسازگار اولیه به عنوان پیش بین ابعاد افسردگی در نمونه ای از دانش آموزان 7-11 ساله بود که به روش نمونه گیری تصادفی از نوع خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. از همه شرکت کنندگان خواسته شد به پرسشنامه ی افسردگی کودکان و نوجوانان، پرسشنامه ی تروماهای دوران کودکی و پرسشنامه ی طرح واره های ناسازگار اولیه برای کودکان پاسخ دهند. به طورکلی، یافته ها نشانگر این هستند ترکیب خطی از متغیرهای پیش بین با افسردگی همبستگی چندگانه معنی دارد (21/5=F و 01/0 P=) بر این اساس می توان بیان داشت که سؤال پژوهش حاضر تائید می شود. باملاحظه ی نتایج دریافت که از بین متغیرهای پیش بین، تروماهای اوایل زندگی 01/0 p=و 16/0- = و طرح واره های ناسازگار اولیه 05/0 p=و 07/0- = نقش معنی داری در پیش بینی افسردگی دارد.
انطباق آموزش های مدرسه ای با نیازهای جامعه
حوزههای تخصصی:
مسئله انطباق آموزش های مدرسه موضوعی است که در رابطه با آن پژوهش های زیادی نگارش می شود. همچنین در رابطه با مسئله نیازهای جامعه و بررسی روابط و تاثیرات آنها بر روی هم نیز جای بسی تامل است. پژوهش گران در رشته روانشناسی همواره بررسی های علمی و پژوهشی خود را در این رابطه در معرض مخاطبین این رشته قرار داده اند. در مقاله حاضر نیز تلاش شده است که این موضوع بیشتر و دقیق تر بسط داده شود،روش پژوهش به صورت کتابخانه ای و فیش برداری و استفاده از منابع نظری و تئوری درباره انطباق آموزش های مدرسه و نیازهای جامعه بوده است. داده ها پس از گرد آوری تنظیم و تجزیه و تحلیل داده ها از طریق روش کوواریانس صورت گرفت، یافته های تحقیق نشان می دهد که فاکتور های مورد بحث ارتباط عمیق و غیر قابل اجتنابی با هم دارند و رابطه معنا داری بین داده های پژوهش وجود دارد. با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت نظرات پژوهشگران رشته روانشناسی پیرامون مقوله های ارائه شده در این رابطه کاملا صحیح و مبتنی بر واقعیت است. از این رو پیشنهاد می شود مباحث انطباق آموزش های مدرسه و نیازهای جامعه در مراکز آموزش عالی و تحصیلات تکمیلی مطرح گردد. و نتایج تحقیقات به صورت پروپوزال های نظری ارائه گردد.
بررسی ویژگی های خلاقانه استادان دانشگاه فرهنگیان و میزان استفاده آنها از روش های تدریس خلاق
منبع:
رویکردی نو در علوم تربیتی سال دوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
61 - 71
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بررسی ویژگی های خلاقانه استادان دانشگاه فرهنگیان و میزان استفاده آنها از روش های تدریس خلاق از دیدگاه دانشجویان رشته آموزش ابتدایی انجام گرفت. این مطالعه یک بررسی توصیفی- پیمایشی است که روی جامعه آماری دانشجومعلمان کارشناسی پیوسته رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان استان فارس در نیمسال اول سال تحصیلی 99-1398 انجام گردید. نمونه آماری مورد مطالعه بر اساس جدول مورگان و با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی به تعداد 210 نفر از دانشجومعلمان انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در این مطالعه، پرسشنامه اصول و ویژگیهای تدریس خلاق بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که: 1) از بین ویژگی های خلاقانه اساتید دانشگاه فرهنگیان، «توانایی برقراری ارتباط صمیمانه با دانشجویان» و «باور داشتن قابلیت علمی دانشجویان» به ترتیب بالاترین و پایین ترین رتبه را از دید دانشجومعلمان دارند، 2) میزان استفاده اساتید دانشگاه فرهنگیان از روش های تدریس خلاق به طور معنی داری در حد قابل قبول است اما با سطح مطلوب فاصله دارد، 3) بین ویژگی های خلاقانه اساتید دانشگاه فرهنگیان از دید دانشجومعلمان دختر و پسر تفاوت معنی داری وجود دارد.
تاثیر یادگیری زبان دوم بر مهارت های حل مسئله و سبک های تصمیم گیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه مهارت های حل مسئله و سبک های تصمیم گیری در زبان آموزان سطح متوسط و پیشرفته زبان دوم (انگلیسی، فرانسه، آلمانی) با غیر زبان آموزان انجام شد و با روش علی- مقایسه ای اجرا گردید. جامعه آماری پژوهش متشکل از دو گروه بود؛ گروه اول شامل کلیه افرادی که در نیمه اول سال ۹۸، در موسسات آموزش زبان شهر تهران به یادگیری زبان انگلیسی، فرانسه، آلمانی مشغول بودند و گروه دوم افراد تک زبانه (فارسی زبان) ساکن در شهر تهران بود. محدوده سنی دو گروه نیز بین 18 تا 40 سال بود. نمونه آماری بعد از حذف پرسش نامه های مخدوش برای هر گروه تعداد 120 نفر درنظر گرفته شد که به صورت خوشه ای چند مرحله ای برای هر دو گروه انتخاب شدند. داده های مورد نیاز با استفاده از پرسش نامه حل مسئله کسیدی و لانگ (1996) و پرسش نامه سبک های تصمیم گیری اسکات و بروس (۱۹۹۵) گردآوری شد؛ امّا به دلیل نرمال نبودن توزیع داده ها از آزمون یو مان-ویتنی برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که بین مهارت های حل مسئله در زبان آموزان زبان دوم (انگلیسی، فرانسه، آلمانی) با غیر زبان آموزان تفاوت وجود ندارد؛ اما درباره سبک های تصمیم گیری، سبک تصمیم گیری وابسته، در زبان آموزان زبان دوم، به طور معناداری پایین تر از غیر زبان آموزان است (01/0P<). درباره مابقی سبک ها به دلیل بالاتر بودن میزان معناداری از میزان 05/0 فرضی، وجود تفاوت رد می شود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که افرادی که زبان دوم را یاد گرفته اند با قدرت پردازش اطلاعات بالاتر و سرعت یادگیری بیشتر این توانمندی را دارند که اطلاعات مربوط به موضوع مورد تصمیم گیری را دقیق تر و سریع تر از افرادی که تنها یک زبان می دانند گردآوری و جمع بندی کنند.
تبیین رویکردهای ارزشیابی برنامه های آموزشی ضمن خدمت نیروهای انسانی در سازمان های مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۴ تابستان ۱۳۹۹ ویژه نامه
159 - 178
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تبیین رویکردهای ارزشیابی برنامه های آموزش های ضمن خدمت نیروهای انسانی بود. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش گرداوری داده ها نیز توصیفی از نوع پیمایشی بود و ازلحاظ روش، پژوهش حاضر آمیخته از نوع اکتشافی بود. جامعه پژوهش حاضر در بخش کیفی شامل کلیه اساتید دانشگاه علوم پزشکی خوزستان در سال تحصیلی 97-98 بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 15 نفر انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی شامل کلیه کارکنان زن و مرد دانشگاه های علوم پزشکی استان خوزستان (دزفول، اهواز، بهبهان، شوشتر، آبادان) که حداقل 1 بار در دوره های آموزش ضمن خدمت شرکت کرده بودند. روش نمونه گیری در بخش کمی طبقه ای مرحله ای بوده که 380 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته ای با 18 سؤال بود و ابزار حوزه کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. یافته ها نشان داد، سطح معناداری آزمون برای تمامی عوامل کوچک تر از مقدار 05/0 است و فاصله اطمینان در دامنه اعداد مثبت قرار دارد؛ بنابراین وضعیت تمامی عوامل بالندگی سازمانی مطلوب است. نتایج تحلیل محتوی و روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی نشان داد که 9 عامل بالندگی سازمانی، دانش، اعتمادسازی، محتوا، مربی، امکانات آموزشی، نگرش، وظایف محوله و مهارت استخراج شدند همچنین نتایج تحلیل کمی مبتنی بر تحلیل عاملی اکتشافی و مدل معادلات ساختاری نشان داد که این 9 عامل دارای ضرایب مسیر و مقدار t معنادار می باشند و به همگی دارای بارهای عاملی بالاتر از 22/0 و مقدار t بزرگ تر از 96 /1 هستند؛ لذا ضرایب مسیر آن ها نسبت به ارزشیابی آموزش ضمن خدمت معنادار بودند؛ لذا سنجه های مناسبی برای ارزشیابی آموزش ضمن خدمت محسوب می شوند. دراین بین امکانات آموزشی بالاترین ضریب مسیر (489/0) را داشت لذا قوی ترین سنجه و متغیر مربی با مقدار ضریب مسیر (226/0) ضعیف ترین سنجه بود. در تبیین یافته ها می توان اشاره کرد که ویژگی های بالندگی سازمان به افزایش قابلیت های فردی و گروهی، بهبود عملکرد، ارتقاء توان ارتباطی و هماهنگی بین- بخشی، متعهد کردن نیروها در قبال تحقق اهداف تشکیلاتی تقویت روحیه رقابت پذیری و رقابت جویی نیروها، توسعه عملکرد کلی از طریق آموزش و ایجاد فضای دموکراتیک و غیره حاکمیتی در مؤسسه بود.
اثربخشی آموزش راهبردهای فراشناختی بر خودپنداره و عملکرد تحصیلی دانش آموزان
منبع:
آموزش پژوهی دوره ششم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
17 - 31
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش راهبردهای فراشناختی بر خودپنداره و عملکرد تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان مرودشت انجام شد. در این راستا، روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر پایه اول دوره متوسطه بودند که 30 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. راهبردهای فراشناختی در هشت جلسه گروهی به آزمودنی های گروه آزمایش آموزش داده شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های خودپنداره تحصیلی راجرز و عملکرد تحصیلی درتاج جمع آوری و با استفاده از تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش راهبردهای فراشناختی می تواند مؤلفه های خودپنداره تحصیلی را به طور معنی داری افزایش دهد و خودکارآمدی، برنامه ریزی و تأثیرات هیجانی را در عملکرد تحصیلی دانش آموزان به طور معنی داری بهبود بخشد و در فقدان کنترل پیامد و انگیزش تغییری ایجاد نشد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که آموزش راهبردهای فراشناختی باعث افزایش خودپنداره و عملکرد تحصیلی دانش آموزان در گروه آزمایش، در مقایسه با گروه گواه شد. مشاهدات حاضر مؤید اثربخشی آموزش راهبردهای فراشناختی بر افزایش خودپنداره و عملکرد تحصیلی در دانش آموزان است.
اصول و روش های مدیریت خشم در بوستان سعدی: دلالت هایی برای مدیران آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خشم با عواقب مخرب همراه است و بدین دلیل مورد توجه روان شناسان، اندیشمندان اخلاق و تعلیم و تربیت است و هر یک از آنان به نحوی راهکارهای مدیریتی آن را مورد مطالعه قرارداده اند. سعدی از بزرگ ترین ادیبان جهان است که عنایت ویژه ای به مسائل اخلاقی، عاطفی و تربیتی داشته است و استخراج نکات نهفته آثار او رسالتی بالقوه است. هدف اصلی این پژوهش شناسایی، استخراج اصول و روش های«مدیریت خشم» در بوستان سعدی و کاربرد آن برای مدیران آموزشی است.پژوهش حاضر با روش تحلیل مفهوم انجام گرفت است. حوزه پژوهش در این مطالعه بوستان سعدی است و نمونه با استفاده از روش نمونه گیری نظری انتخاب شد. فهرست کدگذاری مفاهیم به دست آمده از مدیریت خشم در دیدگاه سعدی نشان داد که 1-مدیریت خشم شامل چهار اصل نیک نگرانه، فروتنانه، جوانمردانه و آسان گیری است 2- روش های نیک نگرانه شامل: تعقل در عمل، رعایت آداب سخن، مصلحت اندیشی، عاقبت اندیشی، روش های فروتنانه شامل: تواضع داشتن و انتقاد پذیربودن، روش های جوانمردانه شامل: نکویی بابدان، ایثار وگذشت، داشتن انصاف، همدلی کردن، روش های آسان گیری شامل: تحمل و بردباری، نوع دوستی، بخشش، مدارا، صلح طلبی و نرم خویی است. خشم و مدیریت آن از منظر سعدی ضمن آموزش مفاهیم اخلاقی و عواطف عالیه بشری به کاربرده شده و مقوله های به دست آمده این پژوهش می تواند الگوی عمل مدیران آموزشی و برنامه ریزان درسی باشد.
ارائه مدلی برای آموزش مشارکتی در طراحی معماری در دانشکده های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فاصله زیاد میان آموزه های آکادمیک در دانشکده های معماری و کار حرفه ای در جامعه موجب شده تا فارغ التحصیلان دانشکده های معماری با روند اشتغال و حل معضلات معماری جامعه بیگانه باشند و این می تواند یکی از دلایل ناکارامدی آموزش طراحی معماری در ایران باشد. یکی از شاخصه های مهم که در دیدگاه های نوین تعلیم و تربیت در دنیا مطرح است آموزش مشارکتی و تعاملی است. در این شیوه یادگیرندگان با دغدغه منافع جمعی و حل مساله به صورت گروهی خو می گیرند بنابراین پس از فارغ التحصیلی توانایی بالاتری در شناسایی معضلات اجتماع و حل مسائل با همکاری و تعامل سایرین کسب می کنند. این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای آموزش طراحی معماری مشارکتی در خصوص کاستن از فاصله میان آموزش آکادمیک و حرفه صورت گرفته است. این پژوهش یک پژوهش نیمه تجربی است و انجام آن از طریق فرایندی گام به گام در راستای یافتن راه حل های مناسب برای مسائل پیش بینی نشده در مسیر پیمایش است که به طور استقرایی و با گرد آوری منظم و طبقه بندی شده داده های درجه اول صورت گرفته است . گرداوری داده ها از طریق مطالعه کتابخانه ای ، مشاهده ، مصاحبه و پرسشنامه انجام شده است . تحلیل داده ها از طریق طبقه بندی داده ها ، خلاصه سازی ، تهیه جدول ونمودار ، تغییر شکل داده های کیفی به عدد و رقم، یکپارچه سازی داده ها ، آزمون فرضیه ، شناسایی علیت و پاسخ به فرضیه صورت گرفته است. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد که این مدل ضمن هم افزایی در آموزش می تواند موجب کارامدی آموزش طراحی در میان دانشجویان شود و فاصله میان آموزش آکادمیک و بازار کار را تا حد زیادی کاهش دهد.
بررسی رابطه کفایت هیجانی و انعطاف پذیری روانشناختی با ادراک شایستگی در دانش آموزان دبیرستان
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه کفایت هیجانی و انعطاف پذیری روانشناختی با ادراک شایستگی در دانش آموزان دبیرستان بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی و از نظر روش همبستگی بود. برای رسیدن به این هدف جامعه آماری آن تمامی دانش آموزان دبیرستانی دختر منطقه 5 تهران بود. حجم نمونه با توجه به هدف پژوهش و با استفاده از جدول مورگان و کرجسی و شیوه نمونه گیری خوشه ایی، 250 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش پرسشنامه کفایت هیجانی براسور و همکاران (2013)، پرسش نامه انعطاف پذیری روان شناختی دنیس و وندروال(2010) و مقیاس ادراک شایستگی هارتر (1982) بر روی گروه نمونه اجرا شد. در این پژوهش تحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت. در آمار توصیفی از میانگین، انحراف معیار، جداول و نمودارها استفاده شد و در آمار استنباطی از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین ادراک شایستگی کل با متغیرهای کفایت هیجانی کل و انعطاف پذیری روان شناختی کل رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین متغیر ادراک شایستگی با خرده مقیاس های کفایت هیجانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. ادراک شایستگی با خرده مقیاس های انعطاف پذیری روانشناختی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. بنابراین، ادراک شایستگی کل در دانش آموزان دختر از روی متغیرهای کفایت هیجانی کل و انعطاف پذیری روان شناختی کل قابل پیش بینی است.
تاثیر فن آوری اطلاعات بر عملکرد آموزشی و پژوهشی اعضای هیات علمی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تاثیر فناوری اطلاعات بر عملکرد آموزشی و پژوهشی اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم و فنون و دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران میباشد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی– تحلیلی می باشد. جامعه آماری شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم وفنون مازندران و اعضای هیات علمی علوم پایه دانشکده پزشکی و دانشگاه علوم پزشکی مازندران به تعداد 80 نفر بود و کل 80 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظورجمع آوری داده ها ازسه پرسشنامه فناوری اطلاعات (Bazargan, 2012)، عمکرد آموزشی و عملکرد پژوهشی(Aghatabar et al., 2020) به ترتیب با پایایی 86/.، 84/. و 82/. استفاده شد. روایی صوری و محتوایی به تائید متخصصان رسید. برای تحلیل داده ها ازآمارهای توصیفی، آزمون های تحلیل رگرسیون و تی در نرم افزارSPSS 22 استفاده شد. نتایج نشان داد میزان استفاده از فناوری اطلاعات در هر دو دانشگاه در حد متوسط است. عملکرد آموزشی اعضای هیئت علمی در هر دو دانشگاه در حد مطلوب قرار دارد. عملکرد پژوهشی در دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران در حد نسبتا مطلوب و در دانشگاه علوم وفنون مازندران در حد کمتر مطلوب قرار دارد. از میان مولفه های فناوری اطلاعات تنها مولفه میزان استفاده از اینترنت پیش بینی کننده عملکرد اموزشی اعضای هیئت علمی است.
پیش بینی موفقیت تحصیلی دانش آموزان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی براساس کارکردهای خانواده و ذهن آگاهی، پذیرش و عمل مادران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال شانزدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۵۶
97 - 115
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف پیش بینی موفقیت تحصیلی دانش آموزان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی براساس کارکردهای خانواده و ذهن آگاهی، پذیرش و عمل مادران انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و توصیفی -همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی مراجعه کننده به مرکز توانبخشی وصال شهرستان کرج و مادرانشان در سال 1398 تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و با استفاده از فرمول کوکران 300 نفر مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه موفقیت تحصیلی ولز (2010)، سنجش عملکرد خانواده (1983)، پرسشنامه ذهن آگاهی بائر (2006)، پرسشنامه پذیرش و عمل باند و همکاران (۲۰11) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در قسمت آمار استنباطی از رگرسیون خطی چندگانه با استفاده از نرم افزار spss نسخه 23 استفاده شد. یافته ها نشان داد که مهمترین پیش بینی کننده موفقیت تحصیلی به ترتیب کارکردهای خانواده و ذهن آگاهی، پذیرش و عمل بود. مهمترین پیش بینی کننده موفقیت تحصیلی از مولفه های کارکردهای خانواده به ترتیب نقش ها، کنترل رفتار و همراهی عاطفی بود و مهمترین پیش بینی کننده موفقیت تحصیلی از مولفه های ذهن آگاهی به ترتیب عدم قضاوت، عدم واکنش و توصیف بود. ﻧﺘيﺠﻪ ﺗﺤﻘيﻖ ﺣﺎﺿﺮ می تواند اﺷﺎرات کﺎرﺑﺮدی ﺑﺮای دﺳﺖ اﻧﺪرکﺎران اﻣﺮ آﻣﻮزش و ﭘﺮورش و ﺧﺎﻧﻮاده ها ﺑﺎﺷﺪ.
تجربه زیسته دانش آموزان از پدیده بی انگیزگی تحصیلی: یک مطالعه پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال شانزدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۵۶
197 - 234
حوزههای تخصصی:
اگر چه محققان مختلفی مانند کلر (2018) کوشیده اند با توسعه مدل های نظریِ جامعی مانند مدل طراحی انگیزشی، فهم روان شناسان و متخصصان تربیتی را از تمایز در نیمرخ انگیزشی یادگیرندگان تعمیق بخشند، اما به دلیل تأکید صرف بر پارادایم تجربه گرایی و تمرکز محض بر منطق پژوهش های کمی، به طور مسلم در فرایند توسعه برنامه های آموزشی برای تقویت مواضع انگیزشی دانش آموزان از فهم عمیق و همه جانبه رفتارهای بازدارنده سبک زندگی تحصیلی سلامت محور آن ها بازمانده اند؛ بنابراین، محققان در این پژوهش کوشیدند با استفاده از روش پژوهش پدیدارشناسی توصیفی به این سؤال پاسخ دهند که اهمّ عناصر پیشایندی نقصان انگیزشِ دانش آموزان ایرانی کدامند. برای این منظور، از بین دانش آموزان شهر ری در استان تهران تا حد رسیدن به اشباع اطلاعات، 50 دانش آموز در پایه های تحصیلی هفتم و هشتم انتخاب و در قالب 12 گروه کانونی 4 تا 5 نفره با آن ها مصاحبه شد. پس از ضبط و بازنویسی مصاحبه ها، داده های موجود با استفاده از روش کلایزی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. از تحلیل داده های به دست آمده هشت مضمون اصلی شامل ارتباط ادراک شده با زندگی، خودباوری تحصیلی، احساس کنترل و اجبار شدید، روابط صمیمانه، ادراک بی انصافی، عدم علاقه و توجه به درس، خودتنظیمی و تجربه هیجانات در کلاس درس، استخراج شدند. درمجموع، نتایج مطالعه حاضر ضمن همراستایی با زوایای فکری مدل جامع طراحی انگیزشی کلر، شواهدی تکمیلی در دفاع از نقش تفسیری عنصر اطلاعاتی هیجان، در پیش بینی نقصان انگیزشی یادگیرندگان ایرانی فراهم کرد. علاوه بر این، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بهبود مدل رفتار رابطه بین فردی دانش آموز/معلم/ والد با تأکید بر درک و بهبود تجارب هیجانی یادگیرندگان مؤثرترین راه بهبود نیمرخ انگیزشی آن ها تلقی می شود.
اثربخشی اجرای برنامه درسی تلفیقی هنر بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان در درس مطالعات اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی اجرای برنامه درسی تلفیقی هنر بر عملکرد دانش آموزان پایه ششم است. در این پژوهش روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش استفاده شد. جامعه آماری دانش آموزان دختر پایه ششم شهرستان نظرآباد در سال 97_ 96 بود. 60 نفر (30 گروه آزمایش و 30 گروه کنترل) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گروه آزمایش، به صورت تلفیقی با هنر و گروه کنترل، بدون تلفیق طی 12 جلسه درس را گذراندند. داده ها با استفاده از آزمون عملکردی محقق ساخته جمع آوری و عملکرد یادگیری، مشتمل بر حیطه های شناختی و عاطفی، گردآوری شد. روایی صوری و محتوایی ، از طریق 9 صاحب نظر تأیید شد. پایایی از آلفای کرونباخ انجام شد و عدد 73/0 به دست آمد که نشان دهنده دامنه اعتبار خوبی است. تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس یک راهه (ANCOVA) انجام شد. به طور کلی عملکرد تحصیلی دانش آموزان گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون تفاوت معنادار داشت؛ یعنی اجرای این برنامه درسی توانست سبب افزایش نمره عملکرد گروه آزمایش در حیطه شناختی و حیطه عاطفی (سطح دریافت) شود. اما در سطح ارزش گذاری حیطه عاطفی عملکرد مثبتی به دست نیامد.
تأثیر برنامه آموزش فلسفه برای کودکان بر مهارت پرسشگری در درس علوم (مورد مطالعه: دانش آموزان پایه اول دوره ابتدایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره نهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۲۲)
171 - 192
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامه آموزش فلسفه برای کودکان بر مهارت پرسشگری دانش آموزان پایه اول دوره ابتدایی در درس علوم انجام گرفت. پژوهش از نوع کاربردی است و به روش کمّی به صورت آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل انجام گرفت. جامعهآماری پژوهش شامل همهدانش آموزان پسر پایه اول دبستان منطقه ارژن در سال تحصیلی 97-96 بود. که دو مدرسه به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و دانش آموزان پایه اول یک مدرسه به عنوان گروه آزمایش و دانش آموزان پایه اول مدرسه دیگر به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. طول مدت پژوهش دوماه بود. آموزش با به کارگیری برنامهآموزش «فلسفه برای کودکان»از طریق اجتماع پژوهشی با به کارگیری مجموعه داستان های فکری «چگونه توانایی فلسفی کودکان را پرورش دهیم؟» انجام گرفت. ابزار پژوهش، آزمون سنجش توانایی پرسشگری بود. نتایج نشان داد برنامه آموزش فلسفه برای کودکان بر مهارت پرسشگری دانش آموزان در درس علوم تأثیر مثبت داشته و بین سطوح پرسش های گروه آزمایش در پیش آزمون و پس آزمون براساس حیطهشناختی بلوم تفاوت معنا داری وجود دارد و سطح پرسش های دانش آموزان از سطح دانش در پیش آزمون به سطح تجزیه و تحلیل و ارزشیابی در پس آزمون ارتقا یافته بود. بر این اساس، پیشنهاد می شود برنامهآموزش فلسفه برای کودکان به عنوان روش تدریس برای افزایش مهارت پرسشگری، در درس علوم به کار گرفته شود.
رابطه خلاقیت با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر رشته های علوم انسانی، تجربی و ریاضی
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر رابطه بین مؤلفه های خلاقیت با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر رشته های تحصیلی علوم انسانی، تجربی و ریاضی مقطع متوسطه شهرستان مهاباد بررسی شده است. تعداد 320 نفر (176 نفر دختر و 144 نفر پسر) به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. اطلاعات مربوط به متغیر های تحقیق از آزمون خلاقیت عابدی به دست آمد. همچنین جهت سنجش پیشرفت تحصیلی از میانگین نمراتی که دانش آموزان در پایان سال تحصیلی در همه دروس کسب می کنند استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون گام به گام و تحلیل واریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد مؤلفه های سیالی، بسط و انعطاف پذیری به ترتیب بیشترین رابطه معنادار را با پیشرفت تحصیلی دارند. و مؤلفه ابتکار کمترین رابطه را با پیشرفت تحصیلی دارد و در سطح معنی داری کمتر از 05/0 معنادار است. نتایج رگرسیون نشان داد که به ترتیب مؤلفه های سیالی و بسط بیشترین سهم را در پیش بینی پیشرفت تحصیلی دارند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نیز نشان داد که بین مؤلفه های خلاقیت بر حسب رشته های تحصیلی تفاوت وجود ندارد. همچنین نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که بین مؤلفه های خلاقیت در دو جنس دختر وپسر تفاوت وجود ندارد.