فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۶۲۱ تا ۴٬۶۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، طراحی الگوی برنامه درسی تربیت جنسی در دوره اول متوسطه نظام آموزشی بود. این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه صاحب نظران و متخصصان در زمینه تربیت جنسی بود که با روش نمونه گیری هدفمند، از نوع گلوله برفی در مجموع 15 نفر برای مصاحبه انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد که در قالب مدل پارادایمی و مدل مفهومی ارائه گردیده است: مدل پارادایمی به صورت موجبات علی (ضرورت و نیاز، اهداف)، شرایط زمینه ای (زمان، فضا، مواد و منابع)، شرایط مداخله گر (عوامل سازمانی، یادگیری ضمنی)، مقوله محوری( محتوا)، راهبردها (نقش معلم، روش های یاددهی – یادگیری، ارزشیابی) و پیامدها( مؤلفه های دانشی، مهارتی، نگرشی) است. برای تأمین روایی و پایایی نیز از رویکرد لینکلن و گوبا شامل: مقبول بودن، انتقال پذیری، اطمینان و تأیید پذیری استفاده شد. در پایان نیز مبنای یافته ها و نتایج بدست آمده، رهنمودهایی برای عملی شدن برنامه ارائه شده است.
نقش اعضای هیأت علمی در ارزشیابی برنامه های درسی رشته های علوم انسانی دانشگاههای برتر ایران و جهان به منظور طراحی مقیاس مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش و جایگاه اعضای هیأت علمی در ارزشیابی برنامه های درسی دانشگاههای برتر کشور و جهان به منظور طراحی یک مقیاس ارزشیابی برنامه درسی ویژه اعضای هیأت علمی می باشد. پژوهش بصورت ترکیبی از نوع اکتشافی-متوالی در قالب ساخت ابزار می باشد. جامعه آماری شامل چهار گروه اعضای هیأت علمی و صاحبنظران برنامه ریزی درسی و دانشگاههای برتر دولتی، مسئولین مراکز مطالعات دانشگاههای برتر دولتی، مسئولین وزارت علوم و اسناد و مدارک دانشگاههای منتخب جهان بوده است. نمونه گیری بصورت هدفمند بوده است. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه سازمان یافته، تحلیل مستندات و مقیاس ارزشیابی برنامه درسی محقق ساخته بوده است. روائی مصاحبه با استفاده از نظرات متخصصان و پایائی آن با استفاده از فرم تحلیل محتوا، پیاده سازی مجدد و استفاده از گروه همتا بدست آمده است. روائی مقیاس بصورت محتوائی، اعتباریابی آن از طریق ضریب لاشه و همبستگی درونی گویه ها از طریق آلفای کرونباخ برآورد شده است. یافته ها نشان داد که در دانشگاه های معتبر جهان، اعضای هیأت علمی نقش کلیدی در فرایند ارزشیابی برنامه های درسی دارند. در مقایسه با آن، در دانشگاههای ایران، ذینفعان برنامه مشارکت محدودی در ارزشیابی برنامه های درسی دارند، لکن با توجه به بسترهای فراهم شده، اعضای هیأت علمی به نسبت سایر گروههای ذینفع، مشارکت بیشتری در ارزشیابی برنامه ها دارند. پاسخگویان مواردی نظیر دعوت رسمی از اعضای هیأت علمی، اجرای ارزشیابی های سالیانه، اجرای ساز وکارهای تشویقی و برگزاری نشست های مشورتی گروههای آموزشی با استادان را از جمله راهکارهای بهبود ارزشیابی برنامه درسی می دانند. با استفاده از داده های جمع آوری شده از دانشگاههای داخل و خارج کشور، یک مقیاس هشت حیطه ای اعتباریابی شده دارای60 گویه و 6 سئوال باز، برای ارزشیابی برنامه درسی از دیدگاه اعضای هیأت علمی تدوین گردیده است.
رابطه کانون کنترل و مسئولیت پذیری اجتماعی با میانجی گری اخلاق حرفه ای در بین معلمان ابتدایی شهرری
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه کانون کنترل و مسئولیت پذیری اجتماعی با میانجی گری اخلاق حرفه ای انجام شده است. روش پژوهش توصیفی- همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بوده است. جامعه پژوهش شامل کلیه معلمان ابتدایی ناحیه یک و دو شهرری (1160 نفر) بوده است. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران، 218 نفر تعیین شد. روش نمونه گیری طبقه ای متناسب می باشد. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه کانون کنترل با پایایی (84/0=α)، اخلاق حرفه ای با پایایی(96/0=α) و مسئولیت پذیری اجتماعی(91/0=α) استفاده شد که روایی محتوایی آنها با استفاده از نظرات متخصصان بررسی و تایید گردید. همچنین روایی سازه پرسشنامه ها نیز با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی بررسی و تأیید گردید. یافته ها نشان داد، از میان مؤلفه های اخلاق حرفه ای، مولفه عدالت و مولفه مسئولیت پذیری قابلیت پیش بینی مسئولیت پذیری اجتماعی را داشته است. مدل یابی معادلات ساختاری نیز حاکی از تأثیر کانون کنترل بر اخلاق حرفه ای(50/0=γ) و مسئولیت پذیری اجتماعی(14/0=β) بوده است. هم چنین اخلاق حرفه ای به طور مستقیم بر مسئولیت پذیری اجتماعی(54/0=β) تأثیرگذار بوده است. نهایتاً، کانون کنترل، با میانجی گری اخلاق حرفه ای بر مسئولیت پذیری اجتماعی(06/0=γ) تأثیرگذار بوده است. نتایج نشان داد، مسئولیت پذیری اجتماعی معلمان ریشه در حاکمیت اخلاق حرفه ای بر بینش، منش و کنش آنان که خود ناشی از وضعیت کانون کنترل (درونی یا بیرونی) افراد دارد. بنابراین اگر معلمان مسئولیت اعمال خود را بپذیرند و موفقیت ها و شکست ها را به عوامل درونی نسبت دهند، در مسیر اخلاق حرفه ای حرکت کرده و نه تنها ملبس به اخلاق در بعد الهی و فردی خواهند بود، بلکه نسبت به دیگران و محیط پیرامون خود احساس مسئولیت خواهند کرد.
مقایسه اثربخشی بازی درمانی گروهی مبتنی بر رویکرد شناختی-رفتاری و قصه درمانی بر پرخاشگری جسمانی، رابطه ای و کلامی دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان اثربخشی بازی درمانی شناختی –رفتاری و قصه درمانی بر پرخاشگری دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر صورت گرفت. این پژوهش، مطالعه ای نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر که در مدارس ابتدایی استثنایی شهر تبریز مشغول تحصیل بودند. از روش نمونه گیری در دسترس برای انتخاب نمونه استفاده شد. لذا، نمونه آماری شامل 45 دانش آموز پسر ابتدایی بود که (15نفرهرگروه) با جایگزینی تصادفی درگروه های آزمایش وکنترل انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها، مقیاس پرخاشگری کودکان دبستانی شهیم (1387) مورد استفاده قرارگرفت. یکی از گروه های آزمایش برنامه آموزشی بازی درمانی (8 جلسه 45دقیقه ای بازی درمانی شناختی-رفتاری)، گروه بعدی برنامه آموزشی قصه درمانی (8 جلسه 45دقیقه ای قصه درمانی) و گروه کنترل برنامه آموزشی دریافت نکردند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که بین بازی درمانی شناختی-رفتاری و قصه درمانی با گروه کنترل در پرخاشگری تفاوت معناداری وجود دارد(001/0). همچنین قصه درمانی نسبت به بازی درمانی شناختی-رفتاری در کاهش پرخاشگری با ضریب تاثیر 69% موثرتر بود. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که قصه درمانی و بازی درمانی شناختی- رفتاری می توانند به عنوان مداخلات تکمیلی در جهت کاهش و بهبود مشکلات روانشناختی دانش آموزان کم توان ذهنی به کار گرفته شوند.
ارائه الگوی تربیت معلم کارآمد تر از جمهوری اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه تربیتی سال هفدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۷۰
185 - 211
حوزههای تخصصی:
به منظور بهره مندی از تعلیم و تربیت با کیفیت، برخورداری از یک الگوی تربیت معلم اثربخش امری ضروری است. هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی تربیت معلم کارآمد تراز جمهوری اسلامی است. روش پژوهش کیفی و از نوع داده بنیاد(گرندد تئوری) است. جامعه آماری پژوهش از میان اساتید صاحبنظر دانشگاه فرهنگیان که در سال تحصیلی 1399-1398 مشغول به تدریس بودند انتخاب گردید . ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته و تعداد نمونه ها در پژوهش، بر اساس اصل اشباع نظری 21 نفر بود. مدت زمان مصاحبه 30 تا 45 دقیقه در نظر گرفته شد. سؤالات مصاحبه بر اساس اسناد بالادستی تهیه و سپس با استفاده از روش دلفی به رؤیت و ملاحظه صاحب نظران رسید و روایی محتوایی به مدد خبرگان مورد تأیید قرارگرفت، هم چنین برای سنجش پایایی آن از ضریب کاپا(میزان توافق بین داوران) استفاده شد. پایایی از طریق باورپذیری، انتقال پذیری، وابستگی و اعتماد پذیری انجام شد. ضریب بدست آمده 87/0 بود که از نظر روان سنجی ضریب قابل قبولی است. مفاهیم استخراج شده از این مصاحبه ها شامل 105 کداولیه، 15 طبقه اولیه و سه طبقه (تخصص، تعهد، تحول)که طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی در قالب یک الگوی نظری، با محوریت مقوله های اصلی، شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها منعکس شده است و منجر به طراحی الگوی تربیت معلم تراز جمهوری اسلامی شد.
علل بی انگیزگی و ضعف دانش آموزانِ مقطع دومِ متوسطه در درس عربی از دیدگاه معلمان ناحیۀ سه شهر قم
حوزههای تخصصی:
درس عربی یکی از درس های اصلی رشته علوم انسانی و نیز از دروسی است که در سایر رشته های درسیِ مدارس ایران تدریس می شود. این درس نقشی تأثیرگذار در کنکور سراسری دارد امّا متأسفانه دانش آموزان در این درس، ضعف هایی دارند که سبب بی انگیزگی و کاهش علاقه آن ها نسبت به این درس شده است. پژوهش حاضر کوشیده است تا با استفاده از روش کمّی- توصیفی و با استفاده از ابزار پرسشنامه، به بررسی علل ضعف دانش آموزان مقطع متوسطه دوم ناحیه سه شهرستان قم از دیدگاه معلمان عربی بپردازد. این پرسشنامه محقق ساخته دارای 23 سؤال (دو سؤال جانبی و 21 سؤال اصلی) و 5 گویه است. بدین منظور و به جهت هدفمند ساختن تحقیق، ناحیه 3 شهرستان قم به عنوان نمونه مورد پژوهش انتخاب شد. دبیران مقطع متوسطه در این ناحیه، 43 نفر بودند که همگی سابقه تدریس در مقطع دوم متوسطه را داشته اند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که اکثر دبیران معتقدند که دانش آموزان فقط به حفظ دروس اکتفا کرده و تلاشی برای درک و فهم عمیق درس ندارند. همچنین تعدد دانش آموزان در یک کلاس و کمبود ساعات تدریس، فرصت هرگونه ارتباط و فعالیت خلاقانه را از دبیر عربی می گیرد. عدم آگاهیِ دانش آموزان از اهداف عمومی درس عربی نیز یکی دیگر از علل ضعف آن ها معرفی شده است.
شناسائی موانع و راهکارهای سازوکارهای تامین و تخصیص منابع مالی درون دانشکده ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال چهاردهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
۷۹-۵۵
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش پیش رو، شناسائی موانع و راهکارهای سازوکارهای تامین و تخصیص منابع مالی در دانشکده های دانشگاه تهران می باشد. برای دستیابی به این هدف، چهار پرسش طرح ریزی شده بود. 1) دانشکده های دانشگاه تهران با چه موانعی در جذب منابع مالی جدید مواجه هستند؟، 2) چه موانعی فراروی دانشکده های دانشگاه تهران در تخصیص منابع مالی وجود دارد؟، 3) راهکارهای تنوع بخشی به منابع مالی در دانشکده های دانشگاه تهران چیست؟، 4) راهکارهای بهینه سازی سازوکارهای تخصیص منابع مالی در دانشکده های دانشگاه تهران کدام اند؟ روش شناسی: این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی تفسیری نوشته شده است. بنابراین، با به کارگیری نمونه گیری هدفمند با 11 معاون اداری مالی دانشگاه تهران مصاحبه انجام شد. داده ها با استفاده از روش هفت مرحله ای دیکلمن[1] (2009) تجزیه و تحلیل شدند. برای اعتباربخشی به داده ها از دو راهبرد؛ تکنیک بازبینی توسط مشارکت کنندگان و بازبینی توسط همکار استفاده شده است. یافته ها: یافته ها در پاسخ به پرسش اول، با با 12 زیرمقوله فرعی ثانویه و در مجموع با چهار زیر مقوله فرعی اولیه: عدم توانایی در توسعه مالی دانشگاه، ناکارآمدی قوانین و مقررات، ضعف مدیریتی- اجرایی و ضعف در زیرساخت ها طبقه بندی شدند. در پاسخ به پرسش دوم، یافته ها با 5 زیرمقوله فرعی ثانویه و در مجموع با دو زیرمقوله فرعی اولیه: نظام بودجه ریزی سنتی و ناکارآمدی نظام اجرایی تخصیص منابع مالی دسته بندی شدند. در پاسخ به پرسش سوم، یافته ها با 12 زیرمقوله فرعی ثانویه و در قالب 4 زیرمقوله فرعی اولیه: تنوع بخشی به منابع درآمدی دانشگاه، اصلاح قوانین و مقررات، مدیریت گرایی نوین و توسعه زیرساخت ها گروه بندی شدند. در پاسخ به پرسش چهارم، نیز یافته ها با 5 زیرمقوله فرعی ثانویه و درکل شامل دو زیرمقوله فرعی اولیه: بکارگیری نظام بودجه ریزی عملکردمحور و نظام اجرایی کارا و اثربخش در تخصیص منابع مالی می شدند. بحث و نتیجه گیری: در شرایط کنونی که دانشگاه ها در اکثر کشورهای جهان با کمبودهای مالی مواجه و در بخش تامین و هم تخصیص منابع مالی به دنبال سازوکارهای نوینی برای ارتقاء کارایی و اثربخشی خود هستند. دستاوردهای این پژوهش می تواند نقشه راه مناسبی برای بهبود عملکرد دانشگاه تهران در آینده باشد.
شناسایی عوامل مؤثر در ارزشیابی کیفیت آموزش در دانشگاه و ارائه مدل مناسب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به نقش هدایت کننده کیفیت آموزش عالی جهت توسعه کشور، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر در ارزشیابی کیفیت آموزش در دانشگاه آزاد اسلامی انجام شده است.روش پژوهش: از لحاظ هدف کاربردی، از نظر روش شناسی کیفی، با استفاده از روش دلفی بوده است. در این پژوهش از پرسشنامه نمیه ساختاریافته، بررسی اسناد و چارچوب های نظری متخصصان و تجارب ملی و بین المللی استفاده شده است. در تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و تکنیک دلفی استفاده شد. در بخش دلفی افراد منتخب مرتبط با موضوع بوده و معیارهای ورود را دارا بودند.یافته ها: به منظور تأیید روایی و پایایی مؤلفه ها، 18 نفر از اعضای هیأت علمی تا اشباع نظری انتخاب شدند. 10 نفر از خبرگان شناسایی و سپس 8 نفر دیگر از طریق 10 نفر خبره معرفی شدند. 1/61 درصد خبرگان مرد و 9/38 درصد زن، 61/1 درصد خبرگان عضو هیأت علمی و همه دارای مدرک دکتری بودند. بعد از دو مرحله دلفی اتفاق نظر ایجاد شده و با آزمون کندال و اشباع نظری، نظرسنجی از خبرگان متوقف شد و 71 نشانگر در قالب 29 ملاک و 7 عامل تأیید شد.نتیجه گیری: 7 عامل ساختار سازمانی، اعضای هیأت علمی، دانشجویان، دوره های آموزشی و برنامه های درسی، امکانات و تجهیزات آموزشی و پژوهشی و دانش آموختگان با ملاک ها و نشانگرهای آن ها شناسایی شدند و در پایان مدل نهایی پیشنهاد شد.
بررسی رابطه افت تحصیلی و مولفه های آن با ناگویی هیجانی دانش آموزان
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال پنجم شهریور ۱۴۰۱ شماره ۵۱
345 - 373
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش سعی داریم به بررسی رابطه افت تحصیلی و مولفه های آن با ناگویی هیجانی دانش آموزان آموزش و پرورش ناحیه یک زاهدان بپردازیم. از جامعه آماری معین و روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی از 55 نفر از دانش آموزان متوسطه اول با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای گزینش نموده و مورد بررسی قرار گرفتند. فرض اصلی پژوهش بر این بود که افت تحصیلی و مولفه های آن با ناگویی هیجانی دانش آموزان آموزش و پرورش ناحیه یک زاهدان رابطه معناداری دارد در این پژوهش برای دریافت اطلاعات افت تحصیلی از پرسشنامه افت تحصیلی و برای دریافت اطلاعات ناگویی هیجانی پرسشنامه ناگویی خلقی تورنتو (TAS-20) استفاده شد. نتایج حاصله رابطه معنادار افت تحصیلی و مولفه های آن را بر اساس ناگویی هیجانی دانش آموزان تایید نمود.
بررسی رابطه گرایش به تفکر انتقادی و نیاز برای شناخت با مدارا با ابهام: نقش واسطه ای سبک های عقلانی-شهودی پردازش اطلاعات
منبع:
ایده های نو در تعلیم و تربیت دوره دوم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴
90 - 103
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه گرایش به تفکر انتقادی و نیاز برای شناخت با مدارا با ابهام: نقش واسطه ای سبک های عقلانی-شهودی پردازش اطلاعات است. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه یاسوج بوده و حجم گروه نمونه با توجه به جدول مورگان و کرجسی برابر با 400 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس تعیین شد. روش تحقیق از نوع توصیفی و همبستگی بوده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش بوت استراپ و معادلات ساختاری استفاده شد. ابزارهای سنجش در این تحقیق، شامل چهار مقیاس گرایش به تفکر انتقادی استنویچ و وست (2007)، نیاز برای شناخت کاسیوپو، پتی و کائو (1984)، مدارا با ابهام هرمن و همکاران (2010) و سبک های پردازش اطلاعات اصلاح شده 20 آیتمی اپستاین (1998) بودند. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین گرایش به تفکر انتقادی و نیاز برای شناخت با مدارا با ابهام وجود دارد؛ نیز گرایش به تفکر انتقادی، تنها با سبک پردازش شهودی و نیاز برای شناخت، با هر دو سبک عقلانی-شهودی پردازش اطلاعات، رابطه مثبت و معناداری دارند. همچنین تنها سبک پردازش شهودی، نقش واسطه ای در رابطه ی بین گرایش به تفکر انتقادی و با مدارا با ابهام؛ و هر دو سبک پردازش عقلانی-شهودی پردازش اطلاعات، نقش واسطه ای در رابطه ی بین نیاز برای شناخت و مدارا با ابهام را در این پژوهش ایفا می کنند. که این را می توان به شرایط اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی و نوع شرایط حاکم بر آموزش جامعه ما مربوط دانست. براساس نتایج این پژوهش، تجدید نظر در نظام آموزشی مدارس و دانشگاه ها، می تواند به افزایش گرایش به تفکر انتقادی، نیاز به شناخت و سبک های پردازش اطلاعات و در نهایت به مدارا با ابهام دانش آموزان و دانشجویان، کمک کند.
تبیین مبانی فلسفه سیاسی آیت الله خامنه ای با تکیه بر قرآن و احادیث
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال پنجم تیر ۱۴۰۱ شماره ۴۹
158 - 170
حوزههای تخصصی:
موضوع مبانی فلسفه سیاسی حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) یک بحث تخصصی و زیر بنایی است که تحت یک عنوان کلی به نام علوم سیاسی همواره مورد بحث قرار گرفته است. بیان این موضوع به جهت اهمیت قابل توجه آن در مباحث دانش سیاسی و به عبارتی سیاست شناسی اسلامی است. گرچه این بحث تا به حال به صورت تخصصی در قالب یک تحقیق علمی ارائه نشده و همواره محدود به سطور کتب و تحت عنوان مبانی اندیشه سیاسی آمده است، اما باید گفت این تحقیق در پی آن است که مبانی فلسفه سیاسی آیت الله خامنه ای را به شکل منظم و تحت یک تفکر سیاسی عقلانی مورد بحث و بررسی قرار دهد تا موجب فهم و درک بهتر خواننده آن شود. ماحصل آن نیز نظم بسیار دقیق نظام عقلانی _ سیاسی حضرت آیت الله خامنه ای است که شرح و توضیح داده شده و به صورت یک نظام فکری منظم و دقیق معرفی شده است . این پژوهش در پی بررسی تک تک این مسائل با یک روش تطبیقی _ تحلیلی بر مبنای یک رویکرد عقلانی و مستدل است تا بتواند این موضوع را به سر منزل مقصود خود که همان بنیاد و مبنای فلسفه سیاسی آیت الله خامنه ای طبق یک نگاه قرآن بنیان و سنت محور است برساند.
The Representation of Multiple Intelligences in ESP Textbooks; a Content Analysis of Technical High School Course Books Regarding Language Learners’ MI Profile(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In this study we try to investigate the extent to which Multiple Intelligences Theory (MI),is reflected in the designed ESP textbooks for high school students.For this aim, a Multiple Intelligences checklist developed by Razmjoo and Jozhaghi (2010),was used to calculate the frequencies and percentages of occurrence of each type of intelligences reflected through various activities in these selected ESP textbooks. And also Christison’s (1996,1999) young adults’ questionnaire was chosen for determining MI profile of 12th grade ESP learners who, those textbooks that are going to be studied in this research,were determined for them at school.The results of careful analysis of these textbooks’ tasks revealed that they mostly provided activities in the light of verbal/linguistic and visual/spatial intelligences.The least dominant intelligences were intrapersonal and naturalist intelligence types and no example of the naturalist intelligence was found in these course books’ activities.The results of the study also revealed variation of students’ and course books’ MI profiles. As contrasted with the course books’ MI profile,a balanced distribution of all types of intelligences with varying degrees, were perceived among the students.Verbal intelligence was represented in most activities which is the least preferred by the students,which is followed by logical intelligence.While Bodily/Kinesthetic, Natural and Musical intelligence were neglected that are the most favorable in the MI profiles of students.The findings of the study highlight the fact that, ESP curriculum designers, for high school students, need to consider the necessity of applying all intelligence types, also regarding the field of study, in designing the ESP textbooks.
تجلّی معرفت دینی و فضائل اخلاقی در دعای «مکارم الاخلاق» بر مبنای کارکردهای صور بیانی
حوزههای تخصصی:
در اینکه زبان در صحیفه سجادیه زبانی ادبی است، شکی وجود ندارد و بررسی، تحلیل و تبیین کلام امام سجاد(ع) از این حیث نشان می دهد که از جمله اهداف ایشان در به کار بستن این زبان -جدای از اینکه ادبی شدن زبان در دعا اجتناب ناپذیر است- معرفت بخشی بوده است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر تحلیل زبانی- بلاغی دعای مکارم الاخلاق امام سجاد(ع) بر مبنای کارکردهای صور بیانی و تبیینِ کارکردهای صور آن و بررسی جایگاه تأثیر آنها در معرفت دینی و ارزش های اخلاقی در دعای مکارم الاخلاق است. روش پژوهش کیفی و از نوع پژوهش ادبی مبتنی بر تحقیق درباره دانش های ادبی پایه است. اهمیت این پژوهش در آن است که نشان می دهد بهره مندی از عنصر بلاغت، چگونه می تواند در تبیین ارزش های اخلاقی اثربخش باشد. در واقع این پژوهش، به دنبال آن است که علل و عوامل به کارگیری عناصر بلاغی در ادعیه امام سجاد(ع) را روشن کند. یافته های تحقیق نشان می دهد بهره گیری از تشبیه، مجاز، استعاره و کنایه موجب تأثیر بیشتر در جان مخاطبان و عینی نمودن مفاهیم انتزاعی برای ارتقای درک معارف دینی و مفاهیم اخلاقی می شود. 24 مورد از صور بیانی در این دعا استخراج شده که استعاره با 12 مورد رتبه اول، کنایه با 8 مورد رتبه دوم، مجاز با 3 مورد رتبه سوم و تشبیه با 1 مورد رتبه چهارم را دارد. مهم ترین موضوعاتی که امام سجاد(ع) در این دعا درصدد تعمیق معرفت آنها بوده، عبارتند از: بهره وری از سرمایه عمر برای کسب فضائل اخلاقی، دستیابی به مقام رضا، اجتناب از رذائل شیطانی، زیست اخلاق مدار، تواضع، مغفرت، فاش کردن خیر و پنهان داشتن عیوب، جبران اعمال بد و حلم.
واکاوی سنّت الهی در قرآن و دلالت تربیتی آن
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر واکاوی سنت الهی در قرآن و دلالت تربیتی آن است. سنت الهی یکی از جنبه های اعجاز قرآن کریم می باشد. روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی بوده و از نوع کاربردی است و تلاش کرده تا با تکیه بر دیدگاه مفسرانی مانند شهید صدر، علامه طباطبایی، علامه جوادی آملی، علامه معرفت، علامه مصباح یزدی و آیت الله مکارم شیرازی به تحلیل محتوایی آیات مرتبط با سنّت دینداری، سنّت آینده پژوهی، سنت شکیبایی و سنت رابطه ایمان و تقوا با نزول برکات الهی بپردازد. این پژوهش درصدد پاسخ به چیستی دلالت تربیتی سنت الهی در قرآن با استفاده از ابزارهای منطوق، مفهوم، سیاق و فراسیاق است. یافته ها نشان داد چهار دلالت تربیتی منتج شده عبارتند از: ساختار اصلی هویت انسان، فطرت خدابینی است. همان گونه که افراد دارای کارنامه اعمال هستند، امّت ها نیز کارنامه اعمال دارند. راه رسیدن به موفقیت، مواجه شدن با مشکلات و سختی هاست، سنت ظفر بعد از سنت صبر محقق می شود. نزول برکات که سنت های ثابت و پایدار الهی است، رابطه مستقیمی با رفتار آدمی و حرکت در مسیر فطرت (ایمان و تقوا) دارد.
بررسی نقش واسطه ای نشاط ذهنی در رابطه بین ذهن آگاهی و خود متمایزسازی دانش آموزان دوره دوم متوسطه
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای نشاط ذهنی در رابطه بین ذهن آگاهی و خود متمایزسازی دانش آموزان دوره دوم متوسطه انجام شد. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات همبستگی بود که در آن روابط میان متغیرهای پژوهش در قالب بررسی مسیرهای یک مدل علّی مورد تحلیل قرار گرفت. جامعه مورد پژوهش تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر اصفهان بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند . ابزار پژوهش پرسشنامه ذهن آگاهی بائر و همکاران (2006)، پرسشنامه خودمتمایزسازی اسکورن و فریدلندر (1998) و پرسشنامه استاندارد مقیاس سرزندگی ذهنی رایان و فردریک (1997) بود. جهت بررسی مدل پیشنهادی پژوهش و تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات از نرم افزار SPSS نسخه 25 و نرم افزار AMOS نسخه 24 استفاده گردید. نتایج نشان داد که نشاط ذهنی در رابطه بین ذهن آگاهی و خود متمایزسازی نقش واسطه ای دارد. نتایج معادلات ساختاری نشان داد ذهن آگاهی هم با نشاط ذهنی و هم با خودمتمایزسازی رابطه مستقیم، مثبت و معنادار دارد. در نهایت یافته ها نشان داد نشاط ذهنی نیز با خودمتمایزسازی رابطه مستقیم، مثبت و معنادار دارد. بنابراین روابط مستقیم و غیر مستقیم در این مدل معنادار به دست آمدند و نقش واسطه ای تایید شد. شاخص های برازش مدل نیز نشان دادند که مدل نهایی پژوهش از برازش قابل قبولی برخوردار می باشد.
شناسایی چارچوب تدریس پژوهی در راستای بهبود اجرای برنامه های درسی در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال دهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
211 - 182
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی شاخصه های اصلی فرایند تدریس پژوهی در راستای بهبود توانمندی های معلمان در اجرای برنامه های درسی در دوره ابتدایی بود. رویکرد تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوای استقرایی با تأکید بر شیوه خودمفهومی بود. مشارکت کنندگان دانشجویان رشته آموزش ابتدایی شاغل در دانشگاه فرهنگیان شهید مطهری خوی در سال تحصیلی 1401-1400 بوده است که 18 نفر از آنان به صورت نمونه گیری هدفمند از نوع شاخص مورد مطالعه قرار گرفتند. در این راستا مصاحبه های نیمه سازمان یافته ای از آن ها صورت گرفت و نمونه گیری تا اشباع داده ها ادامه یافت. برای اعتبارسنجی یافته ها از روش توصیف غنی داده ها و خودبازبینی محقق و برای تعیین پایایی داده ها از روش تحلیل موازی استفاده شد. یافته های این تحقیق 9 مقوله اصلی 25 مقوله فرعی و 177 کد اولیه را در بر می گیرد که این مقوله های اصلی مبتنی بر شاخصه های هم افزایی، سنتزگرایی، پژوهشگری، خودمعلم نگری، گفتمان تدریس، فراشناخت، مسئله محوری، امکان سنجی تدریس و زیست آموزشی است. نتایج نشان داد که با ترسیم چارچوب مؤلفه های تدریس پژوهی، باید زمینه را برای ارتباط هدف مند این فرایند با عناصر برنامه های درسی فراهم آورد تا توازن مناسبی در برآورد طراحی سطوح برنامه های درسی به وجود آید و شرایط برای دستیابی به پیاده سازی مطلوب برنامه ها و دستیابی به نتایج مورد انتظار محقق شود.
بررسی معناشناسی واژه «صبر» در نهج البلاغه
حوزههای تخصصی:
معناشناسی روش جدیدی برای بررسی و تبیین مفاهیم واژگان و کشف معانی جدید است. در روش معناشناسی زاویه جدیدی از مطالعات مفهومی و واژگانی و شبکه معنایی ارائه می شود. پژوهش حاضر از طریق بررسی تحلیلی معناشناختی، به واکاوی معنای صبر در نهج البلاغه پرداخته و از طریق واژه های مترادف یا متقابل که در یک بستر مناسب در همنشینی با این واژه قرار دارند، معنا یا معناهای اصلی آن را مشخص کرده است. با تحلیل معناشناختی واژه صبر در نهج البلاغه، امری فراتر از مفهوم شناسی توصیفی و تعریفی ارائه و بیان شده که صبر رکن اصلی ایمان است. این مفهوم در نهج البلاغه مقابل مفهوم جزع قرار گرفته است. نتایج نشان داد که سخنان امام علی(ع) در نهج البلاغه پیرامون صبر، مشتمل بر لایه های حکیمانه و معناداری است که پرداختن جامع نگرانه و منسجم به آن، هدف پژوهش حاضر بوده و با بررسی واژه صبر از طریق همنشینی و مترادف و متقابل، ویژگی های متقین در قرآن و نهج البلاغه تبیین گردید.
مدل یابی روابط ساختاری توانایی های شناختی با پیشرفت تحصیلی از طریق میانجی شایستگی ادراک شده در دانش آموزان متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۶۰
29 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، مدل یابی روابط ساختاری توانایی های شناختی با پیشرفت تحصیلی از طریق میانجی شایستگی ادراک شده در دانش آموزان متوسطه بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر معادلات ساختاری و جامعه آماری را 1361 دانش آموز پسر متوسطه اول پایه نهم مدارس دولتی شهر بابل در سال تحصیلی 1401-1400 تشکیل دادند. برای تعیین حجم نمونه با توجه به تعداد متغیرهای مشاهده شده و تخصیص ضریب 15 برای هر متغیر (1۶ متغیر در مدل) و با احتساب احتمال وجود پرسشنامه های ناقص، ۲۵۰ نفر به عنوان حجم نمونه به روش خوشه ای دومرحله ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های پیشرفت تحصیلی فام و تیلور، توانایی های شناختی نجاتی، شایستگی ادراک شده هارتر و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از معادلات رگرسیونی ساختاری در نرم افزار SPSS-25 و Amos-23 استفاده شد. یافته ها نشان داد که متغیرهای توانایی های شناختی با پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان متوسطه رابطه مستقیم دارد. همچنین توانایی های شناختی با پیشرفت تحصیلی از طریق میانجی شایستگی ادراک شده در دانش آموزان متوسطه، رابطه غیرمستقیم و معنی داری دارد. در مجموع، توانایی های شناختی از طریق میانجی شایستگی ادراک شده ۴۶/۰ توان پیش بینی پیشرفت تحصیلی را دارد.
اثر رهبری معنوی اسلامی بر سلامت معنوی معلمان با نقش های میانجی سرمایه معنوی و هوش معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۹
247 - 268
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر رهبری معنوی اسلامی بر سلامت معنوی معلمان با نقش های میانجی سرمایه معنوی و هوش معنوی است و برای انجام دادن تحقیق از روش توصیفی- همبستگی استفاده کرده ایم. جامعه آماری پژوهش، تمام دبیران متوسطه شهر خاش (استان سیستان و بلوچستان) در سال تحصیلی 1400-1401 را دربر می گیرد (281N=) و به شیوه نمونه گیری تصادفی- طبقه ای (برحسب جنسیت)، 163 دبیر ازطریق پرسشنامه های رهبری معنوی اسلامی (مرزوقی، ترک زاده و پیروی نژاد، 1394)، هوش معنوی (Hildebrant, 2011)، سلامت معنوی اسلامی (سایه میری و دیگران، 1395) و سرمایه معنوی (گل پرور، مصاحبی، عابدینی، ادیبی و عبدلی، 1394) مطالعه شده اند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری با کمک نرم افزار های SPSS و SmartPLS استفاده کرده ایم. یافته ها نشان می دهد بین رهبری معنوی اسلامی، سلامت معنوی، سرمایه معنوی و هوش معنوی، رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد و نتایج مدل معادلات ساختاری نیز بیانگر آن است که رهبری معنوی اسلامی به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم، و با میانجی گری های سرمایه معنوی و هوش معنوی بر سلامت معنوی معلمان اثر معنادار و مثبت دارد؛ بنابراین، به کارگیری سبک رهبری معنوی اسلامی نه تنها مستقیماً بر سلامت معنوی معلمان اثر مثبت می گذارد؛ بلکه ازطریق تقویت سرمایه معنوی و هوش معنوی بر سلامت معنوی معلمان به گونه ای معنادار و مثبت، مؤثر است.
تأثیر هوش هیجانی و سازمانی بر کارآفرینی دانشگاهی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه تربیتی سال هفدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۷۳
185-210
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، تأثیر هوش هیجانی و سازمانی بر کارآفرینی دانشگاهی می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و بر اساس روش، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل اعضای هیأت علمی دانشگاه های آزاد اسلامی استان گلستان دارای حداقل مدرک دکترای تخصصی با مرتبه استادیاری که 638 نفر بودند .حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 240 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بر حسب درجه واحد دانشگاهی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه کارآفرینی دانشگاهی محقق ساخته و پرسش نامه هوش هیجانی برادبری و گریوز و پرسش نامه هوش سازمانی آلبرخت بود. روایی صوری و محتوایی ابزار توسط متخصصان بررسی و به تأیید رسید. پایائی پرسشنامه کارآفرینی دانشگاهی، هوش هیجانی و هوش سازمانی به ترتیب برابر 71/0، 72/0 و 80/0 محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی تک نمونه ای، تحلیل عاملی اکتشافی و معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS و لیزرل استفاده شده است. بر اساس نتایج تحلیل عاملی اکتشافی و بار عاملی محاسبه شده، کارآفرینی دانشگاهی دارای سه بعد سازمانی، فردی و گروهی و 10 مؤلفه جوسازمانی، شایستگی سازماندهی و قصد کارآفرینی؛ شایستگی ارتباطی، شایستگی راهبردی و شایستگی حرفه ای؛ تمایل به کارآفرینی، شایستگی تعهدی، شایستگی شخصی و شایستگی مفهومی می باشد. نتایج پژوهش نشان داد که میانگین به دست آمده از بررسی وضعیت متغیرهای کارآفرینی دانشگاهی، هوش سازمانی و هوش هیجانی به طور معناداری پایین تر از میانگین نظری قرار دارد. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد هوش هیجانی و سازمانی بر کارآفرینی دانشگاهی تأثیر داشته شاخص های برازندگی مورد تأئید قرار گرفت.